اتحادیه آزاد کارگران: طوفان بزرگ تغییرات بنیادین باوجود فریب حکومت در راه است
اتحادیه آزاد کارگران ایران در بیانیهای در آستانه سالگرد آغاز خیزش انقلابی مردم نوشت: «این حکومت دیگر قادر به اداره هیچ وجهی از زندگی اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی-فرهنگی یک جامعه ٩٠ میلیون نفری نیست.»
در بیانیه این اتحادیه آمده: «طوفان بزرگ تغییرات بنیادین در کشور بهرغم هر درجه از فریب و رذالت و سرکوبگری حکومت در راه است و در این بین طبقه کارگر ایران در تدوام جنبش زن زندگی آزادی و مصاف تعیین کنندهای که برای پایان دادن به وضعیت ضدانسانی موجود و شکلدهی به آینده کشور در جریان است، دوشادوش زنان و جوانان رزمنده و انقلابی، پرچمدار برپایی جامعهای آزاد و برابر و شاد و مرفه خواهد بود.»
اتحادیه آزاد کارگران: طوفان بزرگ تغییرات بنیادین باوجود فریب حکومت در راه است | ایران اینترنشنال
همزمان با ادامه اخراج استادان دانشگاهها و اعتراضهای فراگیر به این اقدام حکومت، رییس شورای اطلاعرسانی دولت ابراهیم رئيسی این موضوع را «کذب» خواند و هدف از انتشار اخبار مرتبط با دانشگاه را «هدفگذاری دشمن» برای «ملتهب کردن فضای دانشگاهها» دانست.
در ادامه اعتراضها به اخراج استادان، فعالان صنفی-دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به حکم اخراج سمیه سیما، استاد این دانشگاه، در بیانیهای نوشتند: تشت رسوایی سیاستهای ترسخورده سرکوبتان از بام فرو افتاده است و زخمی که بر تن دانشگاه میزنید، با تعویض نامها پنهان نمیشود.
در همین حال دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه «علامه طباطبایی» در بیانیهای ضمن اعلام تحریم کلاسهای میثم مهدیار، او را فاقد «صلاحیت علمی و اخلاقی» معرفی و اعلام کردند در برابر موج تازه «انقلاب فرهنگی» مقاومت خواهند کرد.
در این بیانیه تاکید شده که میثم مهدیار «با پروندهسازی علیه استاد محبوب و محذوف» دانشجویان، مهدی خویی، در پی آن بوده است تا در دل صاحبان قدرت جایگاهی برای خود دست و پا کند و جایگزین او شود.
دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاه فردوسی مشهد هم در اعتراض به تفکیک جنسیتی و سرکوب استادان و دانشجویان دانشگاه، بیانیهای صادر کردند.
در بخشی از این بیانیه آمده است:
«ما دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاه فردوسی مشهد به شدت موضع خواهیم گرفت در برابر بدطینتی جنونآمیزی که دانشگاه را به مغاک انحطاط کشانده و آن را در لبه پرتگاه قرار داده است.»
این دانشجویان و فارغالتحصیلان تاکید کردند مانع سقوط دانشگاه به «دره جهلزایی و دگرآیینی» خواهند شد.
۱۰۸ تن این بیانیه را امضا کردهاند.
همزمان با این اعتراضها اما اخراج استادان همچنان ادامه دارد. طرفداران حکومت، اخراج استادان را با آمریکا و اروپا مقایسه و امری عادی جلوه میدهند. برخی دانشگاهها، مقامات سیاسی و نمایندگان مجلس نیز تاکید دارند بهجای «اخراج» باید از عباراتی مثل «عدم احراز صلاحیت» و «پایان قرارداد» استفاده کرد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، حسین مفتخری، استاد تمام رشته تاریخ دانشگاه خوارزمی، بیش از هفت ماه است حقوق دریافت نکرده.
این استاد پس از امضای بیانیهای در اعتراض به سرکوب دانشجویان، اجبارا و به صورت غیرقانونی بازنشسته اعلام شده است.
برخی از چهرههای سیاسی در ایران هم به اخراج استادان اعتراض کردهاند. از جمله هادی خامنهای، چهره سیاسی اصلاحطلب و برادر رهبر جمهوری اسلامی گفت: «حذف یک استاد تنها برخورد با یک فرد نیست؛ برخورد با تمام جامعه است»
او تاکید کرد: «دانشگاه فقط چند ساختمان و کلاس و میز و صندلی نیست. دانشگاه محل تولید فکر و ایدههای جدید است که فرهنگ، منطق، راه و رسم خودش را دارد و هر اندیشهای باید با دیگر اندیشهها محک بخورد.»
عیسی کلانتری، رییس سابق سازمان محیط زیست نیز اخراج استادان را «نوعی استحاله فرهنگی و دانشگاهی» خواند.
او گفت: «استادان سطح بالا و زبده به اجبار مجبور به ترک دانشگاهها میشوند و جایگزینهای آنها هم افراد غیرمتعارفی هستند که هیچ ربطی به دانشگاه ندارند.»
غلامرضا نوری قزلجه، رییس فراکسیون مستقلین مجلس هم شخص ابراهیم رئیسی را مسوول اخراج استادان از دانشگاه خواند.
مقامات دولت اما اخراج استادان دانشگاهها را انکار میکنند.
در همین حال سپهر خلجی، رییس شورای اطلاع رسانی دولت، اخراج استادان را «ادعای کذب» خواند و گفت که در آستانه شروع سال تحصیلی و همچنین سالگرد اعتراضات سال گذشته، «دشمن به صورت طبیعی هدفگذاری کرده است تا فضای دانشگاهها را ملتهب کند».
محمدکاظم انبارلویی، عضو شورای مرکزی موتلفه اسلامی نیز گفته است که «اینهمه سر و صدا در مورد بهاصطلاح اخراج اساتید» درباره «کمتر از ۱۰۰ نفر» است.
گروهی از سازمانها و کنشگران کوییر ایرانی در بیانیهای با حمایت از فراخوان تجمعهای جهانی ۲۵ شهریور در سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، از همه گروههای سیاسی و اجتماعی خواستند در این روز «خیابانهای داخل و خارج کشور را به کابوس جمهوری اسلامی» بدل کنند.
این بیانیه خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» را ایجادگر «رنسانس سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران» خواند که پایههای «حکومت زنستیز و کوییرستیز اسلامی را به لرزه» در آورده و مصمم است با پایان تمامی اشکال تبعیض، نابرابری و بیحقوقی، جامعهای آزاد و برابر را برای همه شهروندان، مستقل از تمایزهای جنسی، جنسیتی، قومی، عقیدتی و ملی ایجاد کند.
سازمانهای سیمرغ و ششرنگ، تشکل رنگینکمانان ایرانی، گروه کوییر، زندگی، آزادی و کنشگرانی از جمله زینب پیغمبرزاده، مهران حمیدی و بهار الماسی، از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
این تشکلها و کنشگران با اشاره به اینکه خیزش انقلابی کنونی چشمانداز و امکان رهایی و برابری جامعه رنگینکمانی و پایان صدها سال کوییرستیزی را ایجاد کرده، تاکید کرد جامعه کوییر ایران خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی را متعلق به خود دانسته و در صفوف مقدم انقلاب به مبارزه ادامه خواهد داد.
این بیانیه افزود: «جامعه کوییر در تجمعهای اعتراضی داخل و خارج کشور حضوری اثرگذار داشتند و در رژههای افتخار شهرهای مختلف جهان نیز با پیام زن، زندگی، آزادی «به صدای انقلاب و مبارزه مردم ایران بدل شدند».
این کنشگران با اشاره به لزوم برگزاری اعتراضات و اعتصابات «همبسته، هماهنگ و سراسری» ایرانیان در داخل و خارج کشور، تاکید کردند مردم ایران میتوانند با اتحاد به پیروزی رسیده و «نظام کوییرستیز و ضدانسانی جمهوری اسلامی» را سرنگون کنند.
از آغاز شروع خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، جامعه کوییر ایرانی با حضور در مبارزات مردمی در داخل و خارج کشور بر مطالبات خود برای ایران پس از جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
در ۱۴ آبانماه ۱۴۰۱ و در هفتههای آغازین خیزش انقلابی مردم ایران، صدها کنشگر کوییر در کارزاری در اعتراض به اقدام عوامل بسیج در آتش زدن پرچم رنگینکمان در مقابل سفارت بریتانیا، خطاب به نخستوزیر بریتانیا خواستار پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در ارتباط با این تهدید و نفرتپراکنی علیه جامعه رنگینکمانی ایران شدند.
ده روز پس از این کارزار، در روز سهشنبه ۲۴ آبان اولین عکس بالا رفتن پرچم رنگین کمان در خیابانهای ایران منتشر شد.
این تصویر که در آن یک معترض در آمل بدون حجاب اجباری پرچم رنگین کمان را بالا برد، با سلسلهای چشمگیر از انتشار تصاویر دیگر از نمایش پرچم، بوسه و شعارنویسی معترضان کوییر در جریان خیزش انقلابی در ایران همراه شد.
امسال همچنین با شروع ماه افتخار جامعه کوییر، اعضای جامعه رنگینکمانی ایران و افغانستان در نقاط مختلف جهان از جمله تورنتو، ونکوور، مونترال، اوتاوا، لسآنجلس، پاریس، برلین، آمستردام، هامبورگ، استکهلم و سایر شهرهای اروپا در همبستگی با خیزش انقلابی مردم ایران با شعار «زن، زندگی، آزادی» در رژههای افتخار شرکت کردهاند.
روز چهارم تیرماه ۲۰۰ نفر از کنشگران، هنرمندان، درگ آرتیستها و متحدان جامعه کوییر ایرانی در همبستگی با خیزش انقلابی مردم ایران، یکی از پرتعدادترین رژههای افتخار جنبش کوییر ایران و افغانستان را در تورنتو کانادا برگزار کردند.
در حالی که بسیاری از افراد کوییر در ایران در خانوادههای خود با خطر جنایتهای ناموسی، از جمله قتل مواجه هستند، این بخش از شهروندان طبق قوانین جمهوری اسلامی نیز در خطر اعدام و سایر روشهای قصاص قرار دارند.
مقامهای جمهوری اسلامی به صورت علنی شهروندان کوییر را با القابی توهینآمیز مورد خطاب قرار داده و در اظهارات مختلف آنها را «منحرف» و «بیمار» میخوانند.
روزنامه اعتماد در گزارشی به بررسی محتوای تولید شده درباره «خودکشی» در شبکههای اجتماعی و ارتباط آن با رویدادهای سیاسی و اجتماعی پرداخته و با استناد به کلاندادهها نوشته جستوجوی این کلمه در فروردین ۱۴۰۲ نسبت به نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بیش از دو برابر افزایش داشته است.
آمار رسمی خودکشی در ایران از سال ۱۳۹۹ از سوی حکومت منتشر نشده است، با این حال اعتماد روز ۱۹ شهریور به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی گزارشی با استناد به بررسی دادههای خودکشی از سوی پژوهشگران منتشر کرد.
این دادهها تاکید دارند که سرچ و کاربرد این کلمه در فضای مجازی و البته وقوع خودکشی در جامعه، ارتباط مستقیمی با شرایط اقتصادی و اجتماعی داشته است.
این آمار همچنین نشان میدهد که پس از اعتراضات سال ۹۶، اعتراضات آبان ۹۸، رکود اقتصادی و گسترش فقر پس از کووید-۱۹ در سال ۹۹ و فروکش کردن اعتراضات خیابانی خیزش انقلابی در فروردین ۱۴۰۲ خودکشی و صحبت از آن در ایران افزایشی چشمگیر داشته است.
اعتماد به نقل از محمدعلی سلطانی، پژوهشگر در حوزه روانشناسی شبکههای اجتماعی نوشت که دادههای استخراج شده از فضای مجازی نشان میدهند از ابتدای سال ۱۳۹۸ تا شهریور ۱۴۰۲ در متون خبری و خبرگزاریها و رسانههای آنلاین ۶۱ هزار پست خبری از ۷۱۹ خبرگزاری در رابطه با خودکشی تولید شده است.
به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد، درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.
دادههای مرتبط با خودکشی در خیزش انقلابی
دادههای منتشر شده در اعتماد نشان میدهد که میزان جستوجوی گوگل برای کلمه خودکشی دقیقا در زمانی که اعتراضات کشور «نمود بیرونی کمتری داشت»، یعنی در فروردین ۱۴۰۲ با افزایش روبهرو بوده است.
در همین زمان، کیومرث پوراحمد، کارگردان سرشناس سینمای ایران دست به خودکشی زد، اما با اینکه کاربران شبکههای اجتماعی درگیر مرگ خودخواسته او بودند، بیشترین سرچهای گوگل در مناطق محروم کشور اتفاق افتاد.
آماری که به گفته محمدعلی دادگسترنیا، مدیر آموزش و پژوهش شرکت لایفوب باید به آن حساس بود چراکه بررسیهای او نشان میدهند میزان سرچ خودکشی در گوگل در فروردین ۱۴۰۲ نسبت به نیمه دوم سال ۱۴۰۱ افزایش بیش از دو برابری داشته است.
اتفاقی که به نظر میرسد با سرکوب اعتراضات مردمی در جریان خیزش انقلابی و فروکش کردن تجمعهای خیابانی مرتبط باشد.
دادگسترنیا با توجه به دادههای تحلیل عواطف که سامانه وبلایف میتواند از شبکههای اجتماعی استخراج کند، به اعتماد گفت که یکی از پررنگترین عاطفههایی که در توییتهای بعد از مرگ مهسا ژینا امینی دیده میشد، «انتظار» به امید زود محققشونده بود.
به گفته او، محقق نشدن این انتظار باعث «سرخوردگی بخشی از مردمی شد که در این زمینه تولید محتوا میکردند».
حمیدرضا کشاورز، پژوهشگر رسانههای اجتماعی و مدیرعامل شرکت لایفوب هم به اعتماد گفت که از روز قتل حکومتی مهسا امینی تا سه ماه پس از آن، ۶۸ درصد از کل محتوای توییتر فارسی، به این موضوع، حواشی و تبعات آن مرتبط بوده و ۷۷ درصد از کل حسابهای کاربری، حداقل یک مطلب درباره آن منتشر کردهاند.
همچنین، آمار پیوستن کاربران به توییتر بعد از آن بهطور چشمگیری صعودی شده و با افزایش ۲۶ برابری، از متوسط ۶۰۰ کاربر در روز به ۱۶ هزار کاربر در روز، در آن مقطع رسید.
توییتهای کاربران درباره افسردگی، اضطراب و خودکشی طی چهار سال اخیر
اعتماد در بخشی دیگر از گزارش خود به روانشناسی شبکههای اجتماعی پرداخت و نوشت که محمدعلی سلطانی با بررسی مدل حافظه آنلاین کاربران ایرانی در بازه زمانی سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲، توانسته است بر اساس دادهها میزان شادی و غم کاربران را اندازهگیری کند.
سلطانی در این بررسی آماری، روی خوداظهاری کاربران در رابطه با افسردگی، اضطراب و خودکشی در شبکههای اجتماعی و رسانههای آنلاین ایران تمرکز کرده است.
به گفته او طی این چهار سال، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) یک میلیون پست در مورد اضطراب، ۵۷۵ هزار توییت در ارتباط افسردگی و ۴۱۹ هزار مطلب هم در مورد خودکشی منتشر شده است.
محتواهای تولید شده درباره این سه کلیدواژه، در مجموع از سوی یک میلیون و ۵۱۰ هزار کاربر توییت شده است.
سلطانی همچنین تاکید کرده است که در بازه زمانی کنکور و اعلام نتایج آن و رویدادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، تولید محتوا درباره خودکشی، افسردگی و اضطراب افزایش مییابد.
ترندهای خودکشی چهار سال گذشته کدامها بودند؟
این روزنامه همچنین به بررسی ترندهای خودکشی طی چهار سال اخیر و از شهریور ۱۳۹۸پرداخته است.
روز ۱۸ شهریور آن سال سحر خدایاری معروف به «دختر آبی» با خودسوزی به دلیل به زندگی خود پایان داد و ۱۲ هزار و ۷۹۰ توییت درباره آن منتشر شد.
او او که تنها ۲۹ سال داشت، به دلیل تلاش برای ورود به ورزشگاه و تماشای مسابقات فوتبال تیم استقلال در لیگ قهرمانان آسیا بازداشت و به زندان محکوم شد و در اعتراض به این اتفاق دست به خودکشی زد.
یکی دیگر از قلههای تولید محتوا در رابطه با خودکشی در ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ با خودکشی است که شش هزار توییت را به خود اختصاص داد.
اما یکی از پرتکرارترین توییتها با محتوای خودکشی مربوط به مرگ خودخواسته ناصر مرادی، پدر امیرحسین مرادی، دانشجوی نخبه زندانی در مهر ۱۳۹۹ است که ۲۵ هزار و ۵۰۶ توییت درباره آن تولید و منتشر شد.
خودکشی غلامرضا منصوری، از قضات معروف جمهوری اسلامی در پروندههای فعالان رسانهای و سیاسی، تعلیق کنکور سراسری سال ۱۳۹۹، خودکشی شیده لالمی روزنامهنگار، خودکشی آزاده نامداری مجری تلویزیون در ۱۴۰۰ و خودکشی زهره فکور صبور در اسفند همان سال نیز از دیگر ترندهای خودکشی در این چهار سال هستند.
تا پیش از قتل حکومتی مهسا امینی، بزرگترین پیک با بیش از ۲۵ هزار توییت متعلق به موضوع خودکشی پدر امیرحسین مرادی بود، اما در سال ۱۴۰۱ بزرگترین قلهها ساخته شدند؛ از جمله در دو مهر ۱۴۰۱که ۷۵ هزار و ۵۸۹ توییت در رابطه با محتوای خودکشی منتشر شد.
پیک بعدی ۱۵ مهرماه بود که روایتهای حکومتی مبنی بر خودکشی سارینا اسماعیلزاده و نیکا شاکرمی، از نوجوانان معترض کشتهشده در خیزش انقلابی باعث به وجود آمدن بالاترین ارتفاع نمودار با ۱۴۰هزار و ۹۹۴ توییت شد.
بر اساس گزارش اعتماد، از دی ۱۴۰۱ موجها به پایین گرایش دارند تا زمان مرگ خودخواسته کیومرث پوراحمد در ۱۴۰۲ که یکبار ۱۰ هزار توییت و بار دیگر ۱۲ هزار توییت را به خود اختصاص داد.
تفاوت ترند خودکشی در توییتر و اینستاگرام
نمودارهای مربوط به دادههای شبکههای اجتماعی درباره خودکشی، نشان میدهند که در اینستاگرام مباحث مربوط به خودکشی مربوط به سبک زندگی جوانان و نوجوانان است و آنان چنین محتوایی را با کلیدواژههایی مانند «مرگ، غمگین، رمانتیک، عشق، دیس لاو یا دپ» تولید میکنند.
در مقابل، این رویدادها هستند که خودکشی را در شبکه اجتماعی ایکس ترند میکنند.
به گفته سلطانی، در شبکه اجتماعی اکس که بیش از یک میلیون کاربر فعال فارسی زبان در آن هستند، به صورت میانگین روزانه ۲۵۵ توییت مربوط به خودکشی تولید میشود.
در گروههای تلگرامی هم ترکیبی از توییتر و اینستاگرام و با ریشه رویدادها و اعتراضات و همچنین مسائل عاشقانه و رمانتیک و سبک زندگی دیده میشود.
بر اساس پژوهشهای انجام گرفته، در اخبار کشور چیزی که باعث تولید محتوای خودکشی میشود حوادث و آسیبهای اجتماعی است که منجر به تولید محتوای خبری و گزارشی میشود.
بر مبنای این گزارش، در فاصله سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹، هر سال بهطور متوسط چهار هزار و ۱۸۳ نفر در ایران به دلیل خودکشی جانشان را از دست دادهاند.
همچنین بر اساس گزارش شاخصهای عدالت اجتماعی، طی ۱۰ سال بیش از ۴۰ هزار مرگ ناشی خودکشی از سوی نیروی انتظامی ثبت و ضبط شده که بیش از دو برابر کل آمار قتل در دهه ۱۳۹۰ با فراوانی کمتر از ۲۰ هزار نفر است.
هشت تشکل کارگری و مدنی در بیانیهای با تاکید بر عزم خود برای تبدیل سالروز قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در ۲۵ شهریور به روز تعطیل عمومی هر ساله، از مردم و گروهها خواستند با تجمع در خیابانها و برگزاری اعتصاب، خیزش انقلابی را با قدرت ادامه دهند.
این تشکلها از مردم خواستند در ۲۵ شهریور با حضور گسترده در خیابانها، اعلام اعتصاب و تجمع بر مزار مهسا ژینا امینی، «شروع دوبارهای» را در روند خیزش انقلابی رقم بزنند.
این بیانیه گفت: «با قدرت مبارزهمان ۲۵ شهریورماه، سالروز انقلاب زن زندگی آزادی را به روز تعطیل عمومی هر ساله خود و در فردا روز تبدیل خواهیم کرد.»
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت، شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت، ندای زنان ایران، انجمن برق و فلز کرمانشاه، نهاد دادخواهان، کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری، سندیکای نقاشان البرز و صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد این بیانیه را امضا کردهاند.
این بیانیه خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» را برآمد بیش از ۴۰ سال مبارزات مردم ایران علیه فقر و انواع تبعیضها، به ویژه تبعیض جنسی، جنسیتی و قوانین ارتجاعی ضد زن خواند که در راه آن دهها هزار معترض آزادیخواه به دست حکومت به قتل رسیدهاند.
این بیانیه ضمن تاکید بر لزوم توقف اعدامها و لغو مجازات اعدام، خواستار آزادی فوری همه معترضان بازداشت شده و زندانیان سیاسی شد.
این تشکلها خاطرنشان کردند که همچنان منشور خواستهای حداقلی ۲۰ تشکل را که بهمن ماه سال گذشته منتشر شد، به عنوان منشور اتحاد مردمی در خیزش انقلابی کنونی میدانند.
آزادی همه زندانیان سیاسی، منع جرمانگاری فعالیت سیاسی و صنفی و مدنی، محاکمه علنی آمرین و عاملین سرکوب اعتراضات مردمی، آزادی بیقید و شرط عقیده، بیان و اندیشه، راهپیمایی، شبکههای اجتماعی و ...، لغو احکام اعدام و قصاص و ممنوعیت شکنجه، عدم دخالت مذهب در قوانین، برچیده شدن ارگانهای سرکوب، محدود کردن اختیارات دولت، پایان دادن به تخریبهای زیستمحیطی و عادیسازی روابط خارجی در بالاترین سطوح با همه کشورهای جهان بخشی از این خواستههاست.
منشور مطالبات حداقلی تشکلها خواستار برابری کامل حقوق زنان با مردان در تمامی عرصهها، به رسمیت شناختن حقوق جامعه الجیبیتیکیو و پایبندی بر حقوق زنان نسبت به بدن و سرنوشتشان شده و از سوی دیگر بر ضرورت امحای نگرشهای مبتنی بر تبعیض و ستم ملی و مذهبی تاکید میکند. ۲۰ تشکل صادرکننده این منشور همچنین تامین ایمنی کار، امنیت شغلی و افزایش فوری حقوق کارگران، معلمان، کارمندان و همه شاغلان و بازنشستگان را از دیگر خواستهای حداقلی خود خوانده و تاکید کردند «ممنوعیت کار کودکان، ایجاد رفاه همگانی از طریق بیمه بیکاری و رایگانسازی آموزش و پرورش و بهداشت و درمان برای همه مردم» باید در قوانین ایران گنجانده شود.
شهبانو فرح پهلوی در پیامی مهسا ژینا امینی را معرف ۴۴ سال مبارزات ترقیخواهانه ایرانیان علیه استبداد دینی خواند و خواستار اتحاد همه مردم برای زنده نگه داشتن خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» شد. او از نیروهای نظامی خواست حافظ جان هممیهان خود در برابر سرکوبگران باشند.
در این پیام آمده است: «یک سال گذشت از روزی که مهسا، دختر ایران، را برای ابتداییترین حق زندگیاش کشتند و به دنبال آن زخمی کهنه سر باز کرد تا زن و مرد یک ملت از هر جای این سرزمین یکدل و یکصدا شوند و از «زن، زندگی، آزادی» بگویند.»
شهبانو فرح پهلوی مهسا ژینا امینی را معرف همه کسانی خواند که در ۴۴ سال گذشته برای تضعیف استبداد دینی و جبران عقبماندگیهای تاریخی کشور تلاش کردند. او همچنین جانباختگان سال و دورانی را که گذشت «شناسنامه ایران ما» دانست.
شهبانو فرح پهلوی با ادای احترام به «جانباختگان راه آزادی میهن»، با خانوادههای آنها که تحت فشار و آزار فزاینده حکومت قرار دارند ابراز همدردی کرد و گفت: «این درد مشترک، پیمان ما برای رسیدن به درمان مشترک است.»
این پیام افزود: «اشخاص و گروهها میآیند و میروند، آنچه میماند، اراده واقعبینانه و اطمینان به پیروزی است، که فکرهای راهگشا میآفرینند و سرنوشت نهایی این مبارزه را رقم میزنند. من دست تمام هممیهنانم را که بر این اطمینان و ارادهاند، میفشارم.»
او از همه نیروهای نظامی و انتظامی میهنپرست خواست به وظیفه انسانی و میهنی خود عمل کنند و حافظ جان هممیهنانشان در مقابل سرکوبگران باشند.
در پایان این پیام آمده است: «با هم برای زنده نگه داشتن شعله انقلاب «زن، زندگی، آزادی» متحد باشیم. به امید پیروزی نور بر تاریکی.»
در سالگرد خیزش انقلابی مردم فراخوانهای متعددی برای اعتراض و اعتصاب منتشر شده است.
روز شنبه، هشت تشکل کارگری و مدنی در بیانیهای با تاکید بر عزم خود برای تبدیل سالروز قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در ۲۵ شهریور به روز تعطیل عمومی هر ساله، از مردم و گروهها خواستند با تجمع در خیابانها و برگزاری اعتصاب، خیزش انقلابی را با قدرت ادامه دهند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز در بیانیهای تصویری در آستانه سالروز قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، از ایرانیان خواست تا متحد با هم، موج نوینی از انقلاب ملی را کلید بزنند. او «دفاع مشروع» را حق بدیهی شهروندان خواند و به دستگاه سرکوب درباره مسوولیت هر گونه خشونتورزی علیه ملت ایران هشدار داد.
همچنین شش حزب سیاسی کرد با اعلام ٢۵ شهریور بهعنوان «روز اعتصاب عمومی در سرتاسر کردستان»، تاکید کردند که در این روز همه مغازهها، بازار و ادارات تعطیل خواهند بود.
به تازگی انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز پیاس ۷۵۲ فراخوانی برای تجمع جهانی در روز ۲۵ شهریور منتشر کرد و از ایرانیان خارج از کشور خواست تا در نخستین سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی به خیابانهای جهان بیایند.
پیش از آن نیز ۲۷ نهاد و گروه، برای برگزاری تجمع جهانی در این روز فراخوان دادند و از همگان خواستند تا در اولین سالگرد مهسا که نقطه شروع خیزش انقلابی بود و همزمانی آن با سیوپنجمین سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، «همبسته و متحد، پژواک صدای مردم آزادیخواه و برابریطلب ایران در سراسر جهان باشند».