• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ونس؛ از دفاع از مذاکره با ایران تا رقابت برای کاخ سفید

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۲:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

جی‌دی ونس گفت دیپلماسی با ایران ادامه دارد، اما کارزاری با حمایت مالی خارجی برای شکست مذاکرات با تهران شکل گرفته است. او تاکید کرد هدف واشینگتن، توافق با ایران برای جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای و تضمین جریان آزاد نفت و گاز است.

آرش آرامش، حقوقدان و کارشناس امنیت ملی، می‌گوید بخش مهمی از این مواضع را باید در چارچوب رقابت‌های انتخاباتی آینده ونس تحلیل کرد. به گفته او، ونس به جریان راست افراطی نزدیک است؛ جریانی که اولویت را به مسائل داخلی آمریکا می‌دهد و با پرداخت هزینه‌های سنگین در بحران‌های خارجی مخالف است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی
۱

دو ایرانی در فینال جام جهانی، اما نه به نمایندگی از جمهوری اسلامی

۲

نگرانی از داوری‌ها به سود آرژانتین؛ هواداران انگلیس از تکرار جنجال‌های VAR می‌ترسند

۳

انتقاد شدید آلن شیرر از تعویض‌های دفاعی توماس توخل در بازی انگلیس-آرژانتین

۴

پیام سیاسی پس از برد فوتبالی؛ پرچمی با ادعای مالکیت جزایر فالکلند در دست بازیکنان آرژانتین

۵

تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

انتخاب سردبیر

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

  • حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

    حذف شواهد یک قتل؛ شکافتن پیکر جمشید مومنی مقابل چشمان خانواده برای خارج کردن گلوله‌ها

  • از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟
    تحلیل

    از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

  • مسئول نظارت بر قوانین تروریسم بریتانیا: قانون جدید برای مقابله با فعالیت‌های سپاه تصویب شد

    مسئول نظارت بر قوانین تروریسم بریتانیا: قانون جدید برای مقابله با فعالیت‌های سپاه تصویب شد

  • عارف خوشکار، از بازداشت‌شدگان جنبش «زن زندگی آزادی»، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد

    عارف خوشکار، از بازداشت‌شدگان جنبش «زن زندگی آزادی»، در زندان قزل‌حصار کرج اعدام شد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

«جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی
100%

حملات اخیر به جنوب ایران، علاوه بر نگرانی درباره جان غیرنظامیان، جدالی را درباره زبان روایت جنگ و دیده نشدن تاریخی شهرهای جنوبی به راه انداخت.

برخی می‌گویند نمی‌توان بمب و موشک را «پرتابه» نامید و رنج جنوب را با موسیقی، لهجه و تصاویر نخل خلاصه کرد؛ منطقه‌ای که آثار جنگ هشت‌ساله و بازسازی ناتمام هنوز در آن باقی است.

حملات اخیر به شهرها و تاسیسات جنوب ایران، علاوه بر ایجاد نگرانی درباره امنیت غیرنظامیان، بحث گسترده‌ای را درباره نحوه روایت جنگ در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت؛ بحثی که خیلی زود از حملات جاری فراتر رفت و به حافظه جنگ ایران و عراق، شکاف میان مرکز و مناطق مرزی و سال‌ها دیده نشدن مطالبات مردم جنوب رسید.

یکی از نخستین محورهای این بحث، استفاده برخی رسانه‌های حکومتی از واژه «پرتابه» برای توصیف آنچه به مناطق جنوبی اصابت کرده، بود؛ واژه‌ای فنی و خنثی که منتقدان آن را نوعی فاصله‌گذاری زبانی با واقعیت جنگ دانستند.

در شبکه‌های اجتماعی، کاربران نوشتند برای کسی که صدای انفجار را شنیده، خانه‌اش آسیب دیده یا جان نزدیکانش در خطر قرار گرفته، تفاوتی ندارد که رسانه آنچه را فرود آمده «پرتابه»، «بمب» یا «موشک» بنامد.

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

به باور آنان، تغییر واژه نمی‌تواند خشونت جنگ را کاهش دهد، اما ممکن است آن را در زبان رسمی کوچک‌تر، کنترل‌شده‌تر و دورتر از تجربه واقعی مردم نشان دهد.

برخی نیز تاکید کردند واژه «پرتابه» به خودی خود نادرست نیست، اما در شرایطی که نوع سلاح و پیامد حمله روشن است، استفاده مکرر از آن می‌تواند به مبهم کردن واقعیت کمک کند؛ واقعیتی که برای ساکنان مناطق هدف، نه یک اصطلاح نظامی، بلکه صدای انفجار، اضطراب، ترک خانه و نگرانی برای جان اعضای خانواده است.

حافظه‌ای که با صدای انفجار بازگشت

حملات تازه برای بسیاری از ساکنان جنوب، تنها یک رویداد نظامی جدید نیست. خوزستان و بخش‌هایی از مناطق جنوبی و غربی ایران هنوز حافظه زنده جنگ هشت‌ساله را با خود حمل می‌کنند؛ حافظه بمباران، آوارگی، محاصره، مین، از دست رفتن خانه‌ها و شهری که پیش چشم ساکنانش ویران شد.

در همین فضا، جمله‌ای که سال‌هاست به تجربه جنگ ایران و عراق نسبت داده می‌شود، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد: «تا جنگ به تهران نرسد، کسی نگران نمی‌شود.»

منشاء دقیق این جمله روشن نیست، اما بازنشر گسترده آن، احساس تاریخی بخشی از مردم مناطق مرزی را بازتاب می‌دهد؛ اینکه رنج شهرهای جنوبی و غربی زمانی به مساله‌ای ملی تبدیل می‌شود که دامنه جنگ به پایتخت و مناطق مرکزی نزدیک شود.

در سال‌های نخست جنگ ایران و عراق، آبادان در محاصره قرار گرفت، خرمشهر اشغال و بخش بزرگی از آن ویران شد و شهرهای متعددی در خوزستان و مناطق مرزی زیر حملات مداوم قرار گرفتند. صدها هزار نفر خانه‌های خود را ترک کردند و بسیاری، حتی پس از پایان جنگ، هرگز به محل زندگی پیشین بازنگشتند.

  •  آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف گرفت

    آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف گرفت

آبادان و خرمشهر از سال‌ها قبل از مهم‌ترین مراکز اقتصادی، صنعتی و فرهنگی جنوب ایران بودند. آبادان با پالایشگاه، بندر، سینماها، باشگاه‌ها و جمعیتی متنوع، یکی از شهرهای مدرن ایران به شمار می‌رفت. خرمشهر نیز با بندر پررونق و نقش خود در تجارت، جایگاهی مهم در اقتصاد منطقه داشت.

جنگ بخش بزرگی از این زیرساخت‌ها و نظم اجتماعی را از میان برد و این شهرها هیچ‌گاه به رونق، جمعیت، فرصت‌های اقتصادی و جایگاه پیش از جنگ بازنگشتند.

مهاجرت گسترده، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسودگی زیرساخت‌ها، بیکاری و ضعف خدمات عمومی، آثار جنگ را برای دهه‌ها در منطقه حفظ کرد. برای نسلی از مردم جنوب، جنگ نه یک فصل بسته‌شده در کتاب تاریخ، بلکه نقطه آغاز دوره‌ای طولانی از عقب‌ماندگی و بازسازی ناتمام است.

به همین دلیل، شماری از کاربران در واکنش به حملات اخیر نوشتند جنوب تنها امروز هدف قرار نگرفته است؛ این منطقه هنوز هزینه جنگی را می‌دهد که بیش از سه دهه از پایان آن گذشته است.

«جنوب را لوث نکنید»

در کنار بحث درباره زبان جنگ، موجی از پیام‌های حمایتی نیز در فضای مجازی منتشر شد. بسیاری با انتشار تصاویر نخل و دریا، موسیقی‌های محلی، جمله‌هایی با لهجه جنوبی و پیام‌هایی درباره همبستگی ملی، نگرانی خود را برای مردم مناطق هدف بیان کردند.

این واکنش‌ها از سوی گروهی نشانه همدلی و توجه عمومی تلقی شد. با این حال، بخشی از شهروندان و فعالان جنوبی به شکل این حمایت‌ها اعتراض کردند و خواستند جنوب به مجموعه‌ای از نمادهای احساسی و فرهنگی تقلیل داده نشود.

منتقدان نوشتند نمی‌توان با تقلید لهجه، پخش یک قطعه موسیقی بندری یا انتشار تصویر نخل، ادعا کرد صدای مردم جنوب شنیده شده است.

از نگاه آنان، چنین واکنش‌هایی ممکن است با نیت همدلی منتشر شوند، اما در مواردی رنج واقعی مردم را به محتوایی سانتی‌مانتال و زودگذر تبدیل می‌کنند.

آنها تاکید کردند موسیقی، گویش، نخل، دریا و مهمان‌نوازی بخشی از هویت فرهنگی جنوب است، اما تمام واقعیت آن نیست. وقتی این عناصر جای فقر، آلودگی، بیکاری، تبعیض، بحران آب و مطالبات انباشته شهروندان را بگیرند، تصویری تزئینی و بی‌خطر از منطقه ساخته می‌شود.

این انتقاد الزاما رد همدلی نیست. پرسش اصلی منتقدان این است که آیا توجه به جنوب پس از پایان موج خبری نیز ادامه پیدا خواهد کرد یا مانند بحران‌های پیشین، با خاموش شدن صدای انفجار، این منطقه دوباره از دستور کار افکار عمومی کنار خواهد رفت.

  • خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر شاخص فلاکت در ایران

    خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر شاخص فلاکت در ایران

ثروتی که به توسعه نرسید

جنوب ایران بخش بزرگی از منابع نفت و گاز، صنایع پتروشیمی، بنادر و مسیرهای اصلی تجارت دریایی کشور را در خود جای داده است. با این حال، نزدیکی به این منابع عظیم اقتصادی، همواره به بهبود کیفیت زندگی ساکنان منطقه منجر نشده است.

خوزستان، با وجود نقشی تعیین‌کننده در تولید نفت و انرژی، سال‌هاست با بحران آب، گردوغبار، آلودگی صنایع، بیکاری، حاشیه‌نشینی و فرسودگی زیرساخت‌ها روبه‌رو است. اعتراض‌های مربوط به آب، معیشت و وضعیت محیط زیست نیز بارها با برخوردهای امنیتی مواجه شده‌اند.

در بوشهر و عسلویه، صنایع عظیم نفت و گاز در کنار شهرها و روستاهایی قرار گرفته‌اند که ساکنانشان از آلودگی هوا، کمبود امکانات درمانی و سهم محدود نیروهای بومی از فرصت‌های شغلی سخن می‌گویند.

هرمزگان نیز با وجود بنادر مهم، پالایشگاه‌ها، جزایر راهبردی و جایگاه تعیین‌کننده در تجارت، با شکاف اقتصادی، کمبود زیرساخت‌های درمانی و آموزشی و محرومیت در برخی مناطق روستایی مواجه است.

در جنوب‌شرق ایران نیز مشکلاتی مانند فقر، کمبود آب، ضعف راه‌ها و خدمات عمومی، بازماندن کودکان از تحصیل و ناامنی اقتصادی، سال‌هاست بخشی از زندگی روزمره شهروندان است.

به همین دلیل، برای بسیاری، حملات اخیر تنها یک بحران نظامی نیست. این حملات بر منطقه‌ای رخ داده است که پیش‌تر نیز هزینه جنگ، استخراج منابع، توسعه نامتوازن و بی‌توجهی سیاسی را پرداخته است.

  • بندر رجایی؛ از پهلوگیری کشتی‌‌های مشکوک به حمل سوخت موشک تا انفجار مرگبار

    بندر رجایی؛ از پهلوگیری کشتی‌‌های مشکوک به حمل سوخت موشک تا انفجار مرگبار

جنوب فقط هنگام بحران دیده می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های مطرح‌شده در شبکه‌های اجتماعی این بود که چرا جنوب ایران اغلب در زمان جنگ، سیل، اعتراض، آلودگی یا حادثه به مرکز توجه می‌رسد و پس از فروکش کردن بحران دوباره به حاشیه بازمی‌گردد.

منتقدان می‌پرسند کسانی که امروز از مردم جنوب حمایت می‌کنند، آیا فردا نیز درباره آب سالم در خوزستان، اشتغال نیروهای بومی در بوشهر، آلودگی عسلویه، زیرساخت‌های درمانی هرمزگان و بازسازی ناتمام آبادان و خرمشهر سخن خواهند گفت؟

آیا رسانه‌ها پس از پایان حملات نیز زندگی روزمره مردم، مشکلات شهری، مهاجرت، فرسودگی و مطالبات اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دنبال خواهند کرد؟

موج پیام‌های حمایتی در روزهای اخیر نشان داد حمله به جنوب می‌تواند احساس همبستگی ایجاد کند. اما واکنش‌های انتقادی نیز یادآور شد همبستگی زمانی معنا پیدا می‌کند که فقط به لحظه بحران محدود نماند.

جنوب ایران نه پس‌زمینه یک موسیقی غمگین است، نه لهجه‌ای برای چند جمله احساسی و نه تصویری از نخل‌هایی که تنها هنگام جنگ دیده می‌شوند.

این منطقه جامعه‌ای متکثر با تاریخ، فرهنگ، منابع عظیم و مطالباتی انباشته است؛ منطقه‌ای که شهرهایش در جنگ ویران شدند، بخشی از جمعیتش آواره شد و برخی از مهم‌ترین مراکز شهری آن، با وجود گذشت دهه‌ها، هنوز به جایگاه پیشین خود بازنگشته‌اند.

حملات اخیر شاید بار دیگر نگاه‌ها را به جنوب برگردانده باشد، اما پرسش اصلی پس از پایان بحران باقی خواهد ماند: آیا این بار، جنوب و توجه به جنوب از صدای انفجارها بیشتر دوام خواهد آورد؟

فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
فریبرز کلانتری
100%

اگر بخواهیم گفتمان علی خامنه‌ای درباره فساد اقتصادی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این دقیق‌ترین توصیف باشد: او فساد را در همه‌جا می‌دید، جز در جایی که به ساختار قدرت می‌رسید.

این گزاره در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد. بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست می‌گویند خامنه‌ای وجود فساد را انکار می‌کرد. اما بررسی سخنان او در بیش از سه دهه، پیکره‌ای از ۱۳۷ سخنرانی و بیانیه منتشرشده در پایگاه رسمی او، نشان می‌دهد ماجرا پیچیده‌تر است. خامنه‌ای نه‌تنها فساد را انکار نمی‌کرد، بلکه شاید کمتر مقام سیاسی در جمهوری اسلامی به اندازه او درباره فساد سخن گفته باشد.

او بارها از موریانه‌ای حرف زد که پایه‌های نظام را می‌خورد. از سرطانی گفت که اگر درمان نشود بدن را از پا درمی‌آورد. از اژدهای هفت‌سری نام برد که با قطع یک سر، چند سر دیگر رشد می‌کنند. از گلوگاه‌های فساد، مجاری فساد و بسترهای فساد صحبت کرد.

همه این تعابیر یک ویژگی مشترک دارند: هیچ‌کدام به چند دزد یا چند مدیر متخلف اشاره نمی‌کنند. همه از پدیده‌ای سخن می‌گویند که در ساختارها، فرایندها و نهادها ریشه دوانده است. «گلوگاه» یعنی یک مسیر تکرارشونده، نه یک فرد. «بستر فساد» یعنی شرایطی که اختلاس را ممکن می‌کند، نه یک اختلاس خاص. «موریانه» و «سرطان» یعنی پدیده‌ای که از درون رشد می‌کند و خود را بازتولید می‌کند. به عبارت دیگر، در زبان خامنه‌ای ردپای روشنی از فهم ساختاری فساد دیده می‌شود.

  • چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

    چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

اما درست در همین نقطه، تناقض اصلی آغاز می‌شود.

خامنه‌ای در حالی که فساد را با زبان ساختاری توصیف می‌کرد، حاضر نبود نتیجه منطقی همین توصیف را بپذیرد. او در سال ۱۳۹۷ صریحا با تعبیر «فساد سیستمی» مخالفت کرد و گفت برخی افراد از اصطلاحات فرنگی مانند فساد سیستمی استفاده می‌کنند، در حالی که واقعیت این نیست. در همان سخنرانی جمله‌ای گفت که شاید فشرده‌ترین بیان دیدگاه او باشد: «ده فاسد است، نه ده هزار فاسد.»

در واقع او میان دو سطح تمایز قائل می‌شد. می‌پذیرفت که فساد در بانک‌ها هست، در نظام ارزی هست، در گمرک، در قوه قضائیه، در واگذاری‌ها و در دستگاه‌های اجرایی هست. اما نمی‌پذیرفت که از مجموع این موارد بتوان نتیجه گرفت خود نظام سیاسی تولیدکننده فساد است. به زبان ساده، با فساد گلوگاهی موافق بود، با فساد سیستمی مخالف.

این تمایز شاید مهم‌ترین کلید فهم گفتمان ضدفساد جمهوری اسلامی در دوران خامنه‌ای باشد. در این نگاه، فساد همیشه وجود دارد، اما همیشه جایی خارج از مرکز است: گاهی در مدیران ضعیف، گاهی در شبکه‌های رانت‌خوار، گاهی در مجریان قانون. اما هرگز به خود معماری قدرت نمی‌رسد.

چرا مبارزه، اما فقط تا یک مرز؟

اینجا پرسش مهمی مطرح می‌شود: اگر فساد در بانک، ارز، گمرک، واگذاری‌ها، دستگاه اجرایی، دستگاه قضایی و شبکه‌های اقتصادی وجود دارد، چرا نباید آن را مساله‌ای ساختاری دانست؟

  • از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

    از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

پاسخ را باید در مساله مشروعیت جست‌وجو کرد و این پرمخاطره‌ترین بخش ماجرا برای گفتمان رسمی است.

در سخنان خامنه‌ای، فساد صرفا یک تخلف مالی نیست؛ تهدیدی علیه اعتماد عمومی و مشروعیت سیاسی است.

او بارها گفته بود مشروعیت مسئولان به مبارزه با فساد گره خورده است، و در بیانیه «گام دوم انقلاب» (بهمن ۱۳۹۷) تصریح کرد فساد می‌تواند مشروعیت نظام‌ها را از بین ببرد. اما همین پیوند میان فساد و مشروعیت، یک تیغ دولبه است. اگر فساد کوچک و فردی باشد، مبارزه با آن مشروعیت‌آفرین است: نظام سالمی که با چند مفسد برخورد می‌کند. اما اگر فساد سیستمی باشد، خودِ نظام متهم ردیف اول می‌شود.

از اینجا منطق درونی گفتمان روشن می‌شود: فساد باید آن‌قدر بزرگ تصویر شود که مبارزه با آن ضروری و حماسی به نظر برسد، اما نه آن‌قدر بزرگ که موجودیت کل نظام را زیر سوال ببرد.

به همین دلیل فساد «دشمن» معرفی می‌شود، مفسد اقتصادی «دشمن» معرفی می‌شود، قوه قضائیه مامور برخورد می‌شود و دولت موظف به بستن گلوگاه‌ها. اما همه این تلاش‌ها باید در چارچوبی بماند که اصل نظام سیاسی را از دایره اتهام بیرون نگه دارد. مبارزه با فساد، در این معماری گفتمانی، نه راه‌حل فساد بلکه ابزار مدیریت بحران مشروعیت است.

  • جنگ ۴۰ روزه و حذف معتمدان خامنه‌ای

    جنگ ۴۰ روزه و حذف معتمدان خامنه‌ای

آنچه گفته نشد

از این منظر، شاید مهم‌ترین نکته درباره گفتمان خامنه‌ای نه آن چیزی باشد که درباره فساد گفته شده، بلکه آن چیزی باشد که گفته نشده است.

در سطح نظری بارها اعلام می‌شود که «هیچ فرد و نهادی مستثنا نیست». اما در سطح مصداق، تصویر دیگری دیده می‌شود: در پیکره مورد بررسی، بانک‌ها، گمرک، نظام ارزی و دستگاه‌های اجرایی بارها به‌عنوان مصداق فساد نام برده می‌شوند، در حالی که نهادهای اقتصادی زیر نظر مستقیم رهبری — بنیادها، ستادها و مجموعه‌های نظامی-اقتصادی — تقریبا هیچ‌گاه در فهرست مصادیق نمی‌آیند.

این یک اتهام نیست؛ یک سکوت آماری است. و همین فاصله میان قاعده («هیچ‌کس مستثنا نیست») و مصداق (برخی همیشه غایب‌اند) یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گفتمان رسمی ضدفساد است.

پس مساله اصلی در این گفتمان انکار فساد نبود. فساد دیده می‌شد، درباره‌اش هشدار داده می‌شد و با شدیدترین استعاره‌ها توصیف می‌شد. مساله این بود که این فساد تا کجا اجازه داشت پیش برود. مرز نهایی همان جایی بود که فساد می‌توانست از یک مشکل اجرایی به یک مساله ساختاری تبدیل شود؛ در آن نقطه، گفتمان رسمی متوقف می‌شد و از تعمیم نتیجه خودداری می‌کرد.

او ترک‌های استخر را می‌دید، یکی‌یکی نشانشان می‌داد و دستور تعمیرشان را صادر می‌کرد؛ اما هرگز حاضر نشد درباره معماری استخر پرسش کند. بیماری دیده می‌شد؛ اما بدن سیاسی، هرگز.

عزرائیل چگونه به نماد انتقام در ادبیات جمهوری اسلامی تبدیل شد؟

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
آبتین یزدان‌پناه
100%

عزرائیل، فرشته مرگ، این روزها به نمادی پرکاربرد در ادبیات رسمی مقام‌های جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ نمادی که در روایت آنان، نه صرفا مامور قبض روح، بلکه عامل «انتقام» از دشمنان حکومت معرفی می‌شود.

درگذشت لیندزی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و از حامیان کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی، موجی از واکنش‌ها را در میان مقام‌های حکومت ایران به همراه داشت.

شماری از آنان در اظهارات خود، عزرائیل را مسئول گرفتن جان گراهام دانستند و از فرشته مرگ با تعابیر ستایش‌آمیز یاد کردند.

حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، در یادداشتی با عنوان «برادرانه با حضرت عزرائیل» نوشت گراهام «با یک بلیت بی‌بازگشت به جهنم رفت».

او از عزرائیل گلایه کرد که چرا «پیش‌دستی» کرده و اجازه نداده جمهوری اسلامی خود گراهام را به قتل برساند.

شریعتمداری همچنین عزرائیل را نخستین پاسخ‌دهنده به «فراخوان انتقام ملت‌های مسلمان» معرفی کرد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در واکنش به مرگ گراهام گفت: «حضرت عزرائیل عادل است.»

او افزود مردم ایران قرار نیست برای این سناتور آمریکایی «نماز وحشت بخوانند» یا عزاداری کنند.

گراهام ۲۱ تیر در سن ۷۱ سالگی درگذشت. بر پایه یافته‌های اولیه دفتر پزشکی قانونی واشینگتن، این سناتور کهنه‌کار بر اثر پارگی آئورت ناشی از تصلب شرایین (آترواسکلروز) جان خود را از دست داد.

گراهام در سال‌های اخیر بارها پشتیبانی خود را از تغییر حکومت در ایران اعلام کرده بود. او به‌ویژه در جریان انقلاب ملی دی‌ماه و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بود.

در روزهای اخیر، شماری از شهروندان در پیام‌های خود به ایران‌اینترنشنال، از گراهام به‌عنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادی‌خواهی یاد کردند و یاد او را گرامی داشتند.

جایگاه عزرائیل در منابع اسلامی

نام عزرائیل در قرآن نیامده و در آیات قرآن تنها از «مَلَک‌الموت» یا فرشته مرگ یاد شده است.

با این حال، در بخشی از روایات و منابع اسلامی، عزرائیل به‌عنوان یکی از فرشتگان مقرب خدا و مامور قبض روح انسان‌ها معرفی می‌شود که ارتباط ویژه‌ای با پیامبران و اولیای الهی دارد.

در متون اسلامی، قبض روح همه انسان‌ها، فارغ از دین‌دار یا بی‌دین بودن آن‌ها، به مَلَک‌الموت و فرشتگان تحت فرمان او نسبت داده می‌شود.

در برخی روایت‌ها نیز آمده است که عزرائیل برای قبض روح پیامبر اسلام، پیش از ورود اجازه می‌گیرد.

ریشه عبری کلمه عزرائیل

برخی پژوهشگران معتقدند نام عزرائیل احتمالا ریشه‌ای عبری دارد و به معنای «کسی که خدا او را یاری کرده» تفسیر می‌شود.

شماری از مسلمانان معتقدند از آنجا که نام عزرائیل در قرآن و احادیث محمد، پیامبر اسلام، نیامده است، احتمال می‌رود این نام از «اسرائیلیات» گرفته شده باشد.

اسرائیلیات به روایت‌هایی با خاستگاه یهودی و گاهی مسیحی گفته می‌شود.

برخی پژوهش‌های تاریخی نیز از یافتن نامی مشابه عزرائیل بر روی کاسه‌های طلسم به خط آرامی متعلق به جوامع یهودی سده هفتم میلادی خبر داده‌اند. یکی از این آثار در موزه پنسیلوانیا نگهداری می‌شود.

از شناخته‌شده‌ترین منابع تصویرسازی عزرائیل در جهان اسلام، کتاب «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات» اثر زکریای قزوینی است که نسخه‌هایی از آن در موزه بریتانیا و موزه برلین وجود دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد نام عزرائیل از متون یهودی و مسیحی قرون میانه به فرهنگ اسلامی راه یافته است.

  • آیا شعارهای انتقام‌جویانه در تشییع جنازه خامنه‌ای صرفا یک نمایش سیاسی بود؟

    آیا شعارهای انتقام‌جویانه در تشییع جنازه خامنه‌ای صرفا یک نمایش سیاسی بود؟

مرگ‌اندیشی در گفتمان جمهوری اسلامی

کاربرد گسترده نام عزرائیل در واکنش مقام‌های جمهوری اسلامی به مرگ گراهام، امتداد گفتمانی است که در آن مرگ‌اندیشی جایگاهی محوری دارد.

مرگ‌اندیشی از همان ابتدای روی کار آمدن جمهوری اسلامی، در ادبیات رسمی حکومت حضور داشته است.

روح‌الله خمینی پس از ترور مرتضی مطهری، کشته شدن نیروهای حکومت را نه عامل تضعیف، بلکه زمینه‌ساز تداوم جمهوری اسلامی توصیف کرد.

علی خامنه‌ای هم بارها خواستار ماندگار شدن «فرهنگ شهادت» در جامعه شد.

در این چارچوب، مرگ نه صرفا پایان زندگی، بلکه ابزاری برای بازتولید قدرت است. مرگ نیروهای وابسته به حکومت با مفاهیمی چون شهادت و جاودانگی تقدیس می‌شود و مرگ دشمنان با ادبیاتی آمیخته به تمسخر، انتقام و حتی ستایش از «عزرائیل» همراه است.

گسترش حملات آمریکا به سمنان، پاکدشت، ارومیه و خرم‌آباد

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۱:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

حملات آمریکا به مواضع نظامی جمهوری اسلامی از جنوب ایران فراتر رفته و مراکزی در سمنان، پاکدشت، ارومیه و خرم‌آباد را هدف قرار داده است.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت تا زمانی که سیاست «مقاومت» بر منافع ملی اولویت داشته باشد، احتمال بازگشت جمهوری اسلامی به میز مذاکره پایین خواهد بود و شواهد موجود نیز از ادامه و گسترش درگیری‌ها حکایت دارد.

آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان مورد اصابت قرار داد

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۸:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

ارتش آمریکا بامداد پنج‌شنبه، موج تازه‌ای از حملات به اهداف نظامی در ایران را پایان‌یافته اعلام کرد. همزمان، گزارش‌های رسمی و محلی از حملات به چند استان، از جمله هرمزگان، خوزستان، مرکزی و سیستان و بلوچستان و نیز شنیده شدن صدای انفجار و فعالیت پدافند هوایی در تهران خبر داد.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرد که موج تازه عملیات علیه حکومت ایران که از ساعت ۳ بعدازظهر چهارشنبه به وقت شرق آمریکا [۱۰:۳۰ شب به وقت ایران] آغاز شده بود، ساعت ۹ شب به وقت شرق آمریکا [۴:۳۰ صبح ایران] به پایان رسیده است.

سنتکام در بیانیه‌ای اعلام کرد که نیروهای آمریکایی در این عملیات مراکز فرماندهی، سامانه‌های پدافند هوایی، توانمندی‌های موشکی و پهپادی و همچنین تاسیسات پایش ساحلی ایران را هدف قرار دادند تا «توانایی ایران برای تهدید دریانوردان غیرنظامی و کشتی‌های تجاری در حال عبور از تنگه هرمز» بیش از پیش تضعیف شود.

به گفته سنتکام، در این حملات از مهمات هدایت‌شونده دقیق استفاده شده و اهدافی در چندین نقطه، از جمله بندرعباس، هدف قرار گرفته‌اند.

ادامه گزارش را اینجا بخوانید.