عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: توافق فعلی، مقدمه عادیسازی رابطه با آمریکاست
احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت: «توافق فعلی با آمریکا، مقدمه عادیسازی رابطه است. کشورهای زیادی با آمریکا درگیر بودهاند. ویتنامیها شش سال جنگیدند. کرهایها سه سال با آمریکا جنگیدهاند. آمریکا با خیلی از کشورها جنگیده است و بعد رابطه برقرار کردهاند.»
او افزود: «ترامپ پیغام داده که باید در این توافق یک پیروزی به دست بیاورد و برود تا هیمنهاش شکسته نشود و این امتیاز خوبی به ما میدهد که تنگه هرمز در اختیار ما و فرزندان ما در آینده قرار خواهد گرفت.»
این نماینده مجلس اضافه کرد: «حق غنیسازی را حفظ میکنیم. میتوانیم به راحتی نفت خود را بفروشیم و تحریمها برداشته میشوند و اگر تحریمها برداشته نشوند، همین بازی را در تنگه هرمز و کشورها آغاز میکنیم و ابزار فشار به وجود میآید.»
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که در هفتههای اخیر، دستکم دو شهروند در استانهای اصفهان و مازندران در ایستهای بازرسی حکومت به دست ماموران بسیج و سپاه پاسداران کشته شدهاند.
بر اساس این اطلاعات، نام و مشخصات یکی از این شهروندان مرتضی مددی، ساکن شاهینشهر، است که ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ با شلیک نیروهای مستقر در ایست بازرسی بسیج در اصفهان جان خود را از دست داد.
بر پایه گزارش منابع محلی، گلوله به قلب و ریه او آسیب وارد کرد و به مرگ این جوان متولد ۱۳۷۳ انجامید.
همچنین به گفته همین منابع، بستگان او برای پیگیری موضوع و طرح شکایت، تحت فشار و تهدید قرار گرفتهاند.
در موردی دیگر، یک جوان در شهر رامسر پس از آن که خودروی او برای بازرسی و تفتیش متوقف شد، اقدام به اعتراض کرد که در جریان درگیری، ماموران بسیج با شوکر به او یورش بردند.
این حمله موجب سکته این جوان در محل ایست بازرسی و جان باختن او شد.
خانواده و اطرافیان این شهروند برای رسانهای نکردن این رویداد، از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تحت فشار قرار گرفتهاند.
استقرار ایستهای بازرسی در سراسر کشور با افزایش فشار و تهدید علیه مردم همراه بوده است.
بسیاری از شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از توقف خودرو، آزار، توقیف و تفتیش گوشیهای تلفن همراه و حتی تذکر حجاب در ایستهای بازرسی خبر دادهاند.
در هفتههای اخیر، ایستهای بازرسی در تهران و چند شهر دیگر به یکی از موضوعات جنجالی شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاست و کاربران، روایتها و تجربههای خود را درباره این بازرسیها به اشتراک گذاشتهاند.
بر اساس گزارشها، نیروهای حاضر در ایستهای بازرسی، با مستقر کردن ماشینهای سنگین، ادوات نظامی و سیل موتورسیکلتها در مقابل مجتمعهای مسکونی، آرامش عمومی را به مخاطره انداختهاند.
پخش مداوم و بلند نوحه و ایجاد آلودگی صوتی نیز بخش دیگری از این ماجراست که مخل آسایش شهروندان شده است.
در یک نمونه، خانوادهای که پدر بیمارشان در وضعیت اورژانسی قلبی و مغزی در منزل بستری است، از این نیروها درخواست کردند تا محل تجمع خود را تغییر دهند، اما این درخواست با هجوم، تهدید و اتهامزنیهای سنگینی چون «همکاری با دشمن»، «ضد انقلاب» و «حامی جنگ» و ضربوشتم روبهرو شد.
این تعرض به خیابان ختم نشد و در ادامه پیگیری و ایجاد رعب و وحشت، نیروهایی نقابدار به آپارتمان دختر این خانواده حمله برده و با استفاده از چاقو و اسلحه، به ارعاب و اذیت پرداختند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محبوبه شعبانی، سیما انبایی فریمانی و آذر یاهو، سه زن زندانی سیاسی، پس از بازداشت در ماههای اخیر، با اتهامهای سنگینی چون «محاربه»، «اجتماع و تبانی» و «همکاری با اسرائیل»، بهصورت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
اطلاعات رسیده حاکی از آن است که این سه زن در ارتباط با اعتراضات دیماه یا فعالیتهای فردی و مدنی بازداشت شدهاند و با گذشت هفتهها از زمان بازداشت، همچنان از روند رسیدگی قضایی و سرنوشت پروندههای خود بیاطلاعاند و از دسترسی به وکیل، محروم ماندهاند.
بازداشت بهدلیل کمک به معترضان زخمی
از میان این سه زن، شعبانی، متولد سال ۱۳۷۲، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است که ۱۳ بهمن بهدست نیروهای وزارت اطلاعات در مشهد بازداشت شد.
او در حال حاضر در بند شش (بند زنان) زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود و اتهامش «محاربه» عنوان شده است. اتهامی که میتواند به صدور احکام سنگین از جمله اعدام منجر شود.
منابع مطلع گفتهاند اتهام «محاربه» علیه این زن بازداشتشده به دلیل کمکرسانی او به معترضان زخمی در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه مطرح شده و گفته میشود او با استفاده از موتورسیکلت، مجروحان را به مراکز درمانی و بیمارستان منتقل میکرده است.
محبوبه شعبانی
اتهامهای متعدد برای یک فعال مدنی
انبایی فریمانی، شاعر و بازیگر تئاتر، متولد سال ۱۳۷۱، ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ بهدست نیروهای فراجا بازداشت شده است.
این زن که بهعنوان یکی از چهرههای فعال مدنی در شهر فریمان شناخته میشود، در حال حاضر در بند شش زندان وکیلآباد مشهد است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهامهای مطرحشده علیه او شامل «ارتباط با اسرائیل»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» عنوان شده است.
با این حال، جزییاتی درباره مصادیق این اتهامها یا مستندات نهادهای امنیتی برای انتساب آنها به او منتشر نشده است.
گزارشها حاکی از آن است که انبایی فریمانی در حال حاضر از حق ملاقات و تماس با خانواده محروم مانده و پرونده او با محدودیتهای شدید در اطلاعرسانی همراه است.
همچنین تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاعاتی درباره دسترسی او به وکیل، زمان برگزاری دادگاه یا روند رسیدگی قضایی، منتشر نشده است.
سیما انبایی فریمانی،
اتهامهای امنیتی بر پایه فعالیت در فضای مجازی
یاهو، متولد سال ۱۳۶۶، در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ بهدست نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در مشهد بازداشت شد.
این زن زندانی سیاسی در حال حاضر در بند شش زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود و از زمان بازداشت با محدودیتهایی از جمله محرومیت از ملاقات و تماس با خانواده مواجه بوده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهام «همکاری با اسرائیل» علیه یاهو مطرح شده است. اتهامی که به گفته منابع مطلع، نهادهای امنیتی آن را به فعالیتهای او در شبکههای اجتماعی، از جمله استفاده از استیکر «قلب» برای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نسبت دادهاند.
همچنین گزارش شده است یکی دیگر از موارد مورد استناد نهادهای امنیتی، رقصیدن او در خیابان در پی انتشار خبر کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور سابق ایران، عنوان شده است.
با گذشت بیش از یک ماه از زمان بازداشت، اطلاعاتی درباره وضعیت دقیق پرونده، مستندات اتهامها، دسترسی او به وکیل یا زمان رسیدگی به پرونده قضایی او منتشر نشده و پروندهاش همچنان در وضعیت نامشخص قرار دارد.
آذر یاهو
در مجموع، وضعیت این سه زن زندانی سیاسی نمونهای از پروندههایی است که با بازداشت با اتهامهای سنگین، خطر صدور احکام سنگین از جمله اعدام، نبود شفافیت در روند رسیدگی قضایی و بلاتکلیفی طولانیمدت همراه شده است.
هرچند این روند در جمهوری اسلامی پدیدهای تازه نیست اما در ماههای اخیر شدت یافته است. روندی که همزمان با سرکوب اعتراضات دیماه و پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، بار دیگر به یکی از ابزارهای اصلی حکومت برای خاموش کردن مخالفان بدل شده است.
در حدود ۴۰ روز گذشته، دستکم ۱۴ زندانی با اتهامهای سیاسی و امنیتی در ایران اعدام شدند که هفت نفر از آنان از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه بودند.
همزمان، صدها نفر دیگر نیز در معرض صدور، تایید یا اجرای حکم اعداماند. این چشمانداز خطر تداوم این چرخه مرگ را پررنگتر کرده است.
۱۰۰ روز از اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و کشتهشدن بیش از ۳۶ هزار معترض و زخمی شدن هزاران تن دیگر در ایران گذشت. خانوادههای جانباختگان با وجود ثبت شکایت همچنان به نتیجهای نرسیدهاند و با فشار و تهدید نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی برای توقف روند دادخواهی مواجهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در این مدت شماری از خانوادههای جاویدنامان با مراجعه به دادسراها، دادگاهها و دیگر مراجع قضایی جمهوری اسلامی، تلاش کردهاند درباره کشتهشدن فرزندان خود ثبت شکایت کنند.
با این حال، این پیگیریها نهتنها به نتیجهای نرسیده، بلکه در مواردی با فشار نهادهای امنیتی و قضایی برای پس گرفتن شکایت و توقف روند دادخواهی همراه شده است. روندی که عملا مسیر دستیابی به پاسخ را مسدود کرده است.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتهاند برخی خانوادهها پس از ثبت شکایت یا مراجعه برای پیگیری پرونده، با احضار، تهدید، تماسهای هشدارآمیز و وعده و وعید برای انصراف از ادامه مسیر مواجه شدهاند.
به گفته این منابع، در برخی پروندهها به خانوادهها هشدار داده شده ادامه شکایت میتواند برای دیگر اعضای خانواده تبعات امنیتی و حتی خطرات جانی در قالب رخدادهایی همچون «تصادف» بههمراه داشته باشد.
در برخی موارد نیز خانوادهها حتی در مرحله اولیه ثبت شکایت با مانعتراشی مواجه شده و موفق به ثبت رسمی پرونده نشدهاند. همچنین در مواردی که شکایت خانوادههای دادخواه ثبت شده، روند رسیدگی یا متوقف مانده یا بدون توضیح مشخصی رها شده است.
به گفته منابع مطلع، خانوادهها در این پروندهها از دسترسی به اطلاعات اولیه از جمله نحوه کشتهشدن، محل وقوع و هویت عاملان و آمران شلیک به نزدیکان جانباختهشان محروم ماندهاند. موضوعی که بر ابهامات این پروندهها افزوده است.
نقض حق دسترسی به عدالت و الگوی مصون ماندن از مجازات
معین خزائلی، حقوقدان، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، این وضعیت را از منظر حقوق بینالملل «نقض آشکار حق دسترسی به عدالت و جبران موثر» توصیف کرد.
خزائلی گفت زمانی که یک دولت نهتنها در قبال نقض حقوق اساسی شهروندان، از جمله حق حیات و آزادی، پاسخگو نیست، بلکه مانع رسیدگی قضایی نیز میشود، در واقع یکی از بنیادیترین تعهدات خود ذیل حقوق بینالملل را نقض کرده است.
او افزود: «بر اساس بند سوم میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، دولتها موظفاند امکان دسترسی به دادگستری، رسیدگی موثر قضایی، دسترسی به مرجع صالح قضایی و جبران خسارت را برای قربانیان فراهم کنند. حقی که در این پروندهها بهطور کامل نقض شده است.»
این حقوقدان گفت زمانی که چنین روندی بهصورت مستمر و در یک بازه زمانی طولانی تکرار شود، دیگر با موارد پراکنده نقض حقوق مواجه نیستیم، بلکه با یک «الگوی سازمانیافته و سیستماتیک از مصونیت از مجازات» روبهرو هستیم: «وضعیتی که در آن عاملان نقض حقوق بشر نهتنها پاسخگو نمیشوند، بلکه عملا از هرگونه پیگرد مصون میمانند.»
او افزود اگر سرکوب، قتل و نقض حقوق اساسی شهروندان بهصورت سازمانیافته انجام شود و همزمان سازوکارهای پاسخگویی نیز بهطور سیستماتیک از کار بیفتد، این وضعیت میتواند در چارچوب «جنایت علیه بشریت» نیز قابل بررسی باشد.
خزائلی در ادامه به مسیرهای بینالمللی دادخواهی اشاره کرد و گفت در شرایطی که پیگیری در داخل کشور به نتیجه نمیرسد، سازوکارهای بینالمللی میتوانند مورد استفاده قرار گیرند؛ از جمله گزارشگران ویژه سازمان ملل، سازوکارهای موضوعی مانند ناپدیدسازی قهری، بازداشتهای خودسرانه و اعدامهای فراقضایی، هیئتهای حقیقتیاب و دیگر سازوکارهای تحقیقی این نهاد.
او افزود استفاده از اصل «صلاحیت قضایی جهانی» در برخی کشورها - مشابه پروندههایی که پیشتر در اروپا مطرح شده - نیز از دیگر مسیرهای قابل پیگیری است و در سطحی بالاتر، امکان طرح موضوع در دیوان کیفری بینالمللی نیز وجود دارد؛ هرچند این مسیر به اراده سیاسی دولتها وابسته است.
این حقوقدان در عین حال گفت با وجود فعال بودن این سازوکارها، در عمل پیشبرد چنین پروندههایی با دشواریهای جدی همراه است و واکنش جامعه جهانی به نقض حقوق بشر در ایران در بسیاری موارد متناسب با ابعاد این نقضها نبوده است.
تاثیر قطع اینترنت
همزمان، قطع و اختلال گسترده اینترنت که از روزهای ابتدایی اعتراضات آغاز و پس از حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی تشدید شد، روند اطلاعرسانی و دادخواهی را کند کرده است.
بر اساس گزارش نهادهای ناظر بر اختلالات اینترنتی، قطع اینترنت در ایران حدود ۵۰ روز ادامه یافته و این محدودیتها بهطور جدی توانایی شهروندان را برای ارتباط با یکدیگر و اطلاع از وضعیت دوستان و اعضای خانواده، بهویژه در خارج از کشور، مختل کرده است.
این محدودیتها بر روند ثبت روایتها، انتقال اطلاعات و پیگیریهای حقوقی خانوادههای دادخواه نیز اثر گذاشته است.
بسیاری از خانوادهها گفتهاند در روزهای پس از اعتراضات امکان تماس با رسانهها یا اطلاعرسانی درباره کشتهشدن عزیزانشان را نداشتهاند و در مواردی اعلام نام جانباختگان با تاخیر طولانی همراه بوده یا هرگز انجام نشده است.
ادامه این محدودیتها پس از آتشبس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی نیز روند مستندسازی، ارتباط با نهادهای حقوق بشری و پیگیری شکایتها را با اختلال جدی مواجه کرده و دامنه اطلاعرسانی را بهطور محسوسی محدود کرده است.
در کنار این موارد، گزارشها نشان میدهد روند تحویل پیکر کشتهشدگان نیز با فشار همراه بوده است.
به برخی خانوادهها گفته شده برای تحویل پیکر باید تعهدنامهای امضا کنند مبنی بر اینکه فرزندشان «بسیجی» بوده و در اعتراضات شرکت نداشته است. شرطی که به گفته خانوادهها با هدف تحمیل روایت رسمی بر این وقایع مطرح شده است.
در مواردی دیگر، از خانوادهها خواسته شده مبلغی تحت عنوان «حق تیر» (هزینه گلوله) پرداخت کنند تا بتوانند پیکر عزیزان خود را تحویل بگیرند. موضوعی که واکنشهای گستردهای در میان خانوادهها و فعالان حقوق بشر برانگیخته است.
به گفته منابع آگاه، در برخی موارد نیز به خانوادهها اعلام شده در صورت ناتوانی در پرداخت این مبلغ، میتوانند با پذیرش روایت رسمی و اعلام وابستگی فرزندشان به نهادهای حکومتی، بدون پرداخت هزینه، پیکر را تحویل بگیرند.
این موارد نشاندهنده تلاش برای تحمیل روایت رسمی حکومت بر نحوه کشتهشدن معترضان و بازنویسی روایت این رویدادهاست.
با وجود این فشارها، خانوادههای دادخواه همچنان بر ادامه روند دادخواهی تاکید دارند. آنها میگویند هدفشان نهتنها روشن شدن حقیقت، بلکه ثبت آن برای آینده است؛ حتی اگر در شرایط فعلی امکان رسیدگی موثر در داخل کشور وجود نداشته باشد.
به گفته یکی از نزدیکان جانباختگان، دادخواهی در شرایطی که جمهوری اسلامی بر سر کار است، مسیری دشوار و پرهزینه است، اما: «نمیتوانیم سکوت کنیم. اگر ما پیگیری نکنیم، هیچکس پاسخگو نخواهد بود. این مسیر را ادامه میدهیم تا روزی آمران و عاملان قتل فرزندانمان محاکمه و وادار به پاسخگویی شوند.»
در چنین شرایطی، فعالان حقوق بشر بر مستندسازی دقیق تاکید دارند؛ از ثبت مشخصات و زمان و محل کشتهشدن تا جمعآوری شهادتها، تصاویر، مدارک پزشکی و اسناد تهدید.
ارسال این اطلاعات به نهادهای بینالمللی و گزارشگران ویژه سازمان ملل، رسانهای کردن روایتها و بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی خارج از کشور، از جمله اقداماتی است که میتواند مسیر دادخواهی را زنده نگه دارد و مانع فراموش شدن این پروندهها شود.
مستندسازی نقض حقوق بشر؛ از ثبت دقیق تا حفظ امن شواهد
خزائلی در پاسخ به این پرسش که در شرایط قطع اینترنت و محدودیتهای امنیتی چگونه میتوان مستندسازی امن انجام داد، به ایراناینترنشنال گفت برای اینکه مستندات نقض حقوق بشر ارزش حقوقی و اثباتی داشته باشند، رعایت اصول مشخص در جمعآوری و نگهداری آنها ضروری است.
او گفت ثبت اطلاعات باید بهصورت دقیق، منظم و زمانمند انجام شود و هر واقعه با ذکر تاریخ، ساعت، محل دقیق وقوع و شرح جزییات آن ثبت شود.
او افزود اطلاعات مربوط به قربانیان، عاملان و آمران، تا حد امکان باید با جزییات کامل مستند شود تا در فرآیندهای حقوقی قابل استفاده باشد.
خزائلی افزود تمامی اسناد مرتبط، از جمله مدارک پزشکی و پزشکی قانونی، گواهی فوت، اسناد قضایی مانند احضاریه، اسناد دادگاه، قرار بازداشت یا وثیقه، پیامهای تهدیدآمیز، فایلهای صوتی، تصاویر و ویدیوها باید جمعآوری، حفظ و بهصورت منظم طبقهبندی شوند تا در آینده بهعنوان ادله قابل استناد مورد استفاده قرار گیرند.
این حقوقدان با اشاره به مخاطرات امنیتی نگهداری این اسناد گفت در چنین شرایطی لازم است این مدارک در چند نسخه جداگانه نگهداری شوند؛ بهگونهای که در صورت وجود نسخه فیزیکی، نسخه دیجیتال نیز تهیه و در حافظههای امن و ترجیحا رمزگذاریشده ذخیره شود.
او افزود در صورت فراهم شدن امکان دسترسی به اینترنت، این اطلاعات باید برای افراد یا نهادهای «امن» در خارج از کشور ارسال شود.
خزائلی گفت در شرایط فعلی، خانوادهها میتوانند این اطلاعات را ابتدا بهصورت فیزیکی جمعآوری و در محل امن نگهداری کنند و در نخستین فرصت ممکن، آنها را به وکلا، رسانههای حقوق بشری یا نهادهای بینالمللی حقوق بشری منتقل کنند.
او تاکید کرد اصل اساسی در این فرآیند، حفظ «اصالت، صحت و تمامیت» مستندات است، بهگونهای که در آینده بتوان بهطور دقیق اثبات کرد چه اتفاقی، در چه زمان و مکانی و به چه شکلی رخ داده است.
این حقوقدان در عین حال گفت: «خانوادهها باید ملاحظات امنیتی را در اولویت قرار دهند و در صورتی که جمعآوری یا نگهداری این اطلاعات آنها را در معرض خطر قرار میدهد، از امنترین روشهای ممکن برای ثبت و حفظ این مستندات استفاده کنند.»
با گذشت ۱۰۰ روز از اعتراضات دیماه، بسیاری از پرسشها همچنان بیپاسخ ماندهاند؛ از شمار دقیق کشتهشدگان و زخمیها تا هویت عاملان و آمران شلیک و سرنوشت بازداشتشدگان.
از سوی دیگر کشتار دیماه به بخشی ماندگار از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شده است.
در این میان، آنچه ادامه دارد، تلاش خانوادههایی است که با وجود فشار، تهدید و محدودیتهای گسترده ارتباطی، همچنان بر حق خود برای دانستن حقیقت و پیگیری دادخواهی تاکید میکنند.
دادخواهی، اگرچه در داخل کشور با بنبست، فشار و هزینههای سنگین روبهرو شده، متوقف نشده و خانوادهها همچنان این مسیر را ادامه میدهند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال با انتشار بیانیهای از حمله به نزدیکی استودیوهای این شبکه در لندن خبر داد و تهدیدهای فزاینده علیه روزنامهنگاران مستقلی را که به سانسور و سرکوب تن نمیدهند، محکوم و تاکید کرد که این شبکه بدون ترس و تسلیم در برابر ارعاب به کار خود ادامه خواهد داد.
در این بیانیه که پنجشنبه ۲۷ فروردین منتشر شد، گفته شده است که اندکی پیش از ساعت ۸:۱۵ شب، از ورود یک خودرو مشکوک که قصد داشت از ورودی اصلی، وارد محوطهای شود که ساختمان ایراناینترنشنال در لندن در آن قرار دارد جلوگیری شد. اندکی بعد، مهاجمان به پارکینگ ساختمان مجاور، در فاصلهای تنها چند متر از استودیوهای این شبکه، کوکتل مولوتوف پرتاب کردند.
در این بیانیه با اشاره به واکنش سریع تیم امنیتی ایراناینترنشنال، آتشنشانی و پلیس لندن، از اقدامات آنها تشکر شده است.
پلیس متروپولیتن لندن پنجشنبه ۲۷ فروردین اعلام کرد پس از آنکه یک کوکتل مولوتوف به سمت ساختمان یک سازمان رسانهای فارسیزبان در شمالغرب لندن پرتاب شد، سه نفر بازداشت شدهاند. بنا بر اعلام پلیس، این بمب آتشزا در یک پارکینگ انداخته و بلافاصله خاموش شد و هیچ خسارت یا جراحتی بهجا نگذاشت. پلیس همچنین اعلام کرد که در حال حاضر این پرونده بهعنوان یک حادثه تروریستی بررسی نمیشود، اما پلیس ضدتروریسم لندن در حال تحقیق درباره آن است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در ادامه بیانیه خود افزوده است: «در ماههای اخیر، بهویژه پس از عملیات نظامی اخیر در ایران، آزار و اذیت بستگان خبرنگاران ایراناینترنشنال در داخل ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته است. ماموران امنیتی در شهرهای مختلف، عمدتا در تهران، به منازل والدین و بستگان نزدیک چندین تن از خبرنگاران ما حمله کردهاند. اعضای این خانوادهها در خانههایشان بازجویی شدهاند، در برخی موارد از آنها فیلمبرداری شده، و تحت فشار قرار گرفتهاند تا بگویند والدین آن خبرنگاران هستند. ماموران تلفنها و دیگر وسایل الکترونیکی آنها را ضبط کردهاند و از برخی از آنها هم، با وجود آنکه هیچ ارتباطی با کار روزنامهنگاری فرزندانشان ندارند، درباره حسابهای بانکی، داراییها و اموالشان سوال کردهاند.»
بهگفته شورای سردبیری ایراناینترنشنال، «این اقدامات، بخشی از کارزار گستردهتر برای محدود کردن جریان آزاد اطلاعات و محروم کردن مردم ایران از دسترسی به خبرهای مستقل است. این فشارها در شرایطی فزونی گرفته که مقامهای جمهوریاسلامی اینترنت را به صورت گسترده و سراسری قطع کرده و همزمان کنترل و سانسور شدید رسانههای داخل ایران هم ادامه دارد. تا امروز، قطع تقریبا کامل اینترنت در ایران وارد چهلوهشتمین روز خود شده که طولانیترین قطع اینترنت در یک کشور از زمان فراگیری اینترنت و ثبت این داده هاست.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال با اشاره به اینکه این شبکه یکی از منابع اصلی دهها میلیون ایرانی برای دسترسی آزادانه به اخبار و اطلاعات است، افزوده وقتی دسترسی مردم به اینترنت قطع میشود و کنترل رسانههای داخلی تشدید میشود، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، همچنان از معدود منابع قابلاعتماد خبر برای مردم داخل کشور باقی میمانند.
در بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال افزوده شده است: «فشار بر روزنامهنگاران ایراناینترنشنال از تهدیدهای علنی فراتر رفته و با اقدامات عملی توام شده است. پیشتر خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد که دادسرای تهران دستور توقیف داراییها و مسدودسازی حسابهای بانکی بیش از ۱۰۰ نفر، از جمله ۶۳ خبرنگار ایراناینترنشنال را صادر کرده است. همزمان، تهدیدها علیه ایراناینترنشنال در صداوسیما ادامه یافته و مجریان و کارشناسانش بارها خواستار آن شدهاند که این شبکه با موشک هدف قرار گیرد. یادآوری میشود که ایراناینترنشنال هیچ دفتر یا نیروی کاری در داخل ایران یا در هیچ کشور دیگری در منطقه ندارد.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در پایان بیانیه خود تاکید کرده است که این شبکه به کار خود ادامه میدهد و همچنان به روزنامهنگاری مستقل و به گزارش واقعیتها، بیهراس و بدون تسلیم در برابر ارعاب، متعهد میماند.
متن کامل بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال درباره ارعاب و تهدیدهای فزاینده
ایراناینترنشنال حملهای را که شامگاه ۲۶ فروردین در نزدیکی استودیوهایش در لندن رُخ داد، محکوم میکند.
اندکی پیش از ساعت ۸:۱۵ شب، از ورود یک خودرو مشکوک که قصد داشت از ورودی اصلی، وارد محوطهای شود که ساختمان ما در آن قرار دارد جلوگیری شد. اندکی بعد، مهاجمان به پارکینگ ساختمان مجاور، در فاصلهای تنها چند متر از استودیوهای ما، کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. تیم امنیتی ما بلافاصله وارد عمل شد و اندکی بعد هم پلیس و آتشنشانی در محل حاضر شدند. ما از واکنش سریع آنها سپاسگزاریم.
۲۷ فروردین پلیس متروپولیتن اعلام کرد پس از آنکه یک کوکتل مولوتوف به سمت ساختمان یک سازمان رسانهای فارسیزبان در شمالغرب لندن پرتاب شد، سه نفر بازداشت شدهاند. بنا بر اعلام پلیس، این بمب آتشزا در یک پارکینگ انداخته شد و بلافاصله خاموش شد و هیچ خسارت یا جراحتی بهجا نگذاشت. پلیس همچنین اعلام کرد که در حال حاضر این پرونده بهعنوان یک حادثه تروریستی بررسی نمیشود، اما پلیس ضدتروریسم لندن در حال تحقیق درباره آن است.
تحقیقات پلیس همچنان ادامه دارد و فعلا انگیزهها و اهداف افراد دخیل در این ماجرا مشخص نشده است و ما تا زمانی که تحقیقات ادامه دارد، درباره این واقعه گمانهزنی نمیکنیم. ان حادثه که همزمان با روند فزاینده تهدیدها و ارعاب علیه ایراناینترنشنال و افراد مرتبط با خبرنگاران ما رُخ داد، یک موضوع جدی است.
در ماههای اخیر، بهویژه پس از عملیات نظامی اخیر در ایران، آزار و اذیت بستگان خبرنگاران ایراناینترنشنال در داخل ایران بهطور چشمگیری افزایش یافته است. ماموران امنیتی در شهرهای مختلف، عمدتا در تهران، به منازل والدین و بستگان نزدیک چندین تن از خبرنگاران ما حمله کردهاند. اعضای این خانوادهها در خانههایشان بازجویی شدهاند، در برخی موارد از آنها فیلمبرداری شده، و تحت فشار قرار گرفتهاند تا بگویند والدین آن خبرنگاران هستند. ماموران تلفنها و دیگر وسایل الکترونیکی آنها را ضبط کردهاند و از برخی از آنها هم، با وجود آنکه هیچ ارتباطی با کار روزنامهنگاری فرزندانشان ندارند، درباره حسابهای بانکی، داراییها و اموالشان سوال کردهاند.
این اقدامات، بخشی از کارزار گستردهتر برای محدود کردن جریان آزاد اطلاعات و محروم کردن مردم ایران از دسترسی به خبرهای مستقل است. این فشارها در شرایطی فزونی گرفته که مقامهای جمهوریاسلامی اینترنت را به صورت گسترده و سراسری قطع کرده و همزمان کنترل و سانسور شدید رسانههای داخل ایران هم ادامه دارد. تا امروز، قطع تقریبا کامل اینترنت در ایران وارد چهلوهشتمین روز خود شده که طولانیترین قطع اینترنت در یک کشور از زمان فراگیری اینترنت و ثبت این داده هاست.
وقتی دسترسی مردم به اینترنت قطع میشود و کنترل رسانههای داخلی تشدید میشود، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، همچنان از معدود منابع قابلاعتماد خبر برای مردم داخل کشور باقی میمانند.
برای دهها میلیون ایرانی، ایراناینترنشنال یکی از منابع اصلی خبر است.
فشار بر روزنامهنگاران ایراناینترنشنال از تهدیدهای علنی فراتر رفته و با اقدامات عملی توام شده است. پیشتر خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد که دادسرای تهران دستور توقیف داراییها و مسدودسازی حسابهای بانکی بیش از ۱۰۰ نفر، از جمله ۶۳ خبرنگار ایراناینترنشنال را صادر کرده است. همزمان، تهدیدها علیه ایراناینترنشنال در صداوسیما ادامه یافته و مجریان و کارشناسانش بارها خواستار آن شدهاند که این شبکه با موشک هدف قرار گیرد. یادآوری میشود که ایراناینترنشنال هیچ دفتر یا نیروی کاری در داخل ایران یا در هیچ کشور دیگری در منطقه ندارد.
جمهوریاسلامی همچنین به هدف قرار دادن رایانهها و تلفنهای همراه خبرنگاران ادامه داده است. مقامهای مسئول ما در چندین کشور اروپایی و در آمریکای شمالی، ما را از حملات سایبری مستمر علیه خبرنگارانمان آگاه کردهاند. این حملات دیجیتال بخشی از کارزار گستردهتر ارعاب و آزار علیه ایراناینترنشنال و خبرنگاران آن است.
این اقدامات، در مجموع، بیانگر یک کارزار ارعاب فرامرزی با هدف ساکت کردن روزنامهنگاری مستقل است. خبرنگاران نباید تهدید شده یا هدف حمله قرار گیرند و از خانوادههای آنها نیز نباید بهعنوان ابزار فشار استفاده شود. چنین اقداماتی، مصداق تعرض به امنیت فردی، آزادی مطبوعات و حق مردم برای دانستن است.
کارشناسان سازمان ملل در اردیبهشت ۱۴۰۳ اعلام کردند که ارعاب و خشونت علیه ایراناینترنشنال بخشی از الگوی گستردهتری از سرکوب علیه خبرنگاران فارسیزبانی بوده که خارج از کشور کار خبری میکنند. آخر بهمن ۱۴۰۱، ایراناینترنشنال پس از شدتگرفتن تهدیدهایی که سرچشمه آنها جمهوریاسلامی بود، بهطور موقت فعالیت استودیوهای لندن خود را متوقف و پخش برنامهها را به واشینگتن دیسی منتقل کرد. بهمن ۱۴۰۲، بریتانیا در ارتباط با طرح ترور دو مجری ایراناینترنشنال در خاک این کشور، تحریمهایی را علیه برخی مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کرد. فروردین ۱۴۰۳، یکی از مجریان ما بیرون از خانهاش در لندن با چاقو هدف حمله قرار گرفت؛ حملهای که پرونده تحقیقات آن به پلیس ضدتروریسم سپرده شد. همه این رویدادها، نشاندهنده تلاشی مستمر برای ارعاب ایراناینترنشنال و خاموش کردن روزنامهنگاری مستقل فارسیزبان فراتر از مرزهای ایران هستند.
ما از مقامهای بریتانیایی بابت حمایت مستمرشان و برای آنکه تهدیدها علیه خبرنگاران و سازمانهای رسانهای را جدی میگیرند، سپاسگزاریم.
ایراناینترنشنال به کار خود ادامه خواهد داد. ما همچنان به روزنامهنگاری مستقل و به گزارش واقعیتها، بیهراس و بدون تسلیم در برابر ارعاب، متعهد میمانیم.
در میان جاویدنامان انقلاب ملی دیماه، نامهایی دیده میشود که سالها شغل و هدفشان نجات جان دیگران بوده است؛ آتشنشانانی که یا در ماموریت کاری و یا داوطلبانه و در میان مردم، جان خود را از دست دادند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد تعدادی از نیروهای آتشنشانی در شهرهای مختلف، در جریان این اعتراضات و در شرایطی خارج از شیفت کاری یا هنگام کمکرسانی، هدف شلیک قرار گرفته و کشته شدهاند.
اما روایت این افراد، فقط درباره مرگ نیست؛ بلکه درباره مسیری انساندوستانه است که از یاریرسانی آغاز اما به مرگ ختم میشود.
حمید مهدوی، ۳۸ ساله- مشهد
حمید مهدوی، آتشنشان و ورزشکار شناختهشده در مشهد، شامگاه ۱۸ دیماه در حالی هدف شلیک قرار گرفت که مشغول کمک به معترضان مجروح بود. ویدیویی از او منتشر شده که یک فرد زخمی (جعفر جاویدی) را بر دوش گرفته و تلاش میکند او را از محل درگیری دور کند.
لحظاتی پس از آن، گلولهای به گلوی او اصابت میکند و جانش را میگیرد. مهدوی علاوه بر فعالیت در آتشنشانی، داور بینالمللی راگبی بود و بهعنوان چهرهای شناختهشده در میان جامعه ورزشی نیز شناخته میشد.
محمد گلی- نجفآباد
پنجشنبه شب ۱۸ دیماه، در مقابل کلانتری ۱۲ نجفآباد، محمد گلی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در میانه اعتراضات این شهر، هنگامی که مشاهده کرد ماموران از داخل کلانتری بهسوی مردم تیراندازی میکنند، با خودرو آتشنشانی به سمت در ورودی حرکت کرد تا مانعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کند.
در این میان، بیش از ۱۱ گلوله به بدن او اصابت کرد و در همان محل جان باخت.
میثم کاظمی- تهران
میثم کاظمی، ۱۹ دیماه در پرند و در جریان اعتراضات کشته شد. او از جمله آتشنشانهایی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در تجمعات حضور پیدا کرد. نزدیکانش او را فردی خوشقلب و دستبهخیر میدانند. به گفته منابع، ابتدا با ضربات باتوم به سرش ضرباتی وارد شد و سپس از میان جمعیت جدا و با شلیک گلوله به گردن کشته شد.
پس از مرگ او، روایتهای رسمی حکومتی تلاش کردند علت مرگش را به معترضان نسبت دهند و خانوادهاش نیز برای تایید این روایتها تحت فشار قرار گرفتند.میثم از سال ۱۳۹۰ بهعنوان آتشنشان حرفهای فعالیت خود را شروع کرد.
محمد بیات، ۴۲ ساله- تهران
محمد بیات، از آتشنشانان شهر ری، ۱۸ دیماه هدف شلیک قرار گرفت و با اصابت گلوله به شکم و ران مجروح شد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما به گفته منابع، ابتدا از پذیرش او خودداری شد. در نهایت با تلاش همراهانش پذیرش شد، اما بهدلیل شدت خونریزی جان باخت.
گزارشها حاکی از آن است که تحویل پیکر او نیز با تهدیدهای امنیتی و دریافت پول همراه بوده است.
ناصر شیرازی کرامه، ۴۴ ساله- تهران
ناصر شیرازی، فرمانده ایستگاه آتشنشانی تهران با ۲۲ سال سابقه، ۱۸ دیماه در اسلامشهر هدف گلوله قرار گرفت. او در حالی که به یک فرد زخمی کمک میکرد، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. بهدلیل شدت خونریزی، همان شب به بیمارستان پارس تهران منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
هرچند ابتدا نشانههایی از بهبود در او دیده میشد، اما روز بعد، به کما رفت و شامگاه همان روز جان خود را از دست داد. پیکر ناصر شیرازی در دارالسلام اسلامشهر به خاک سپرده شد.
یوحنا میرپادیاب، ۳۹ ساله- رشت
یوحنا میرپادیاب، ۱۸ دیماه همزمان با اعتراضات در رشت، بهعنوان آتشنشان برای مهار حریق بازار به محل اعزام شد. او در خیابان تختی و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، هدف گلوله قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای محلی، شلیک بهصورت مستقیم و از روبرو انجام شد و گلوله به سرش اصابت کرد.پیکر یوحنا میرپادیاب در نخستین ساعات ۱۹ دیماه، بدون برگزاری هیچگونه مراسمی و در سکوت، در روستای «گرفم» در جاده انزلی - رشت، به خاک سپرده شد.
جواد طالبی- تهران
جواد طالبی، ۱۹ دیماه، برای کمک به یک جوان زخمی در اعتراضات شهر پرند شتافت، اما خود هدف گلوله قرار گرفت. او پدر یک دختر خردسال و همسرش در زمان کشتهشدن او باردار بود. گزارشها حاکی از آن است که تحویل پیکر او چند روز به طول انجامید و خانوادهاش در این مدت تحت فشار قرار گرفتند.
میلاد عطایی، ۳۲ ساله– شاهینشهر
میلاد عطایی، از آتشنشانان شاغل در پالایشگاه اصفهان، ۱۹ دیماه در شاهینشهر کشته شد. او از ناحیه سر مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جانش را از دست داد. دوستانش او را از جمله نیروهای فنی و فعال در حوزه آتشنشانی صنعتی معرفی کردهاند.
حسین رادی، ۲۴ ساله - نجفآباد
حسین رادی، غواص و آتشنشان اهل نجفآباد، ۱۹ دیماه در خیابان میرداماد این شهر هدف گلوله قرار گرفت. بهگفته همراهانش، او در تلاش برای دور کردن چند نفر از محل درگیری بود که از بالای یک ساختمان به سمتش شلیک شد و دو گلوله به قفسه سینهاش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان، پیکرش از سوی نیروهای امنیتی ربوده شد و خانوادهاش برای چند روز از سرنوشت او بیخبر بودند.