اصفهان هدف حملات هوایی قرار گرفت
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال در سهشنبه چهارم فروردین، دود بزرگ ناشی از انفجار را در اصفهان نشان میدهد.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال در سهشنبه چهارم فروردین، دود بزرگ ناشی از انفجار را در اصفهان نشان میدهد.







گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، اعلام کرد از تصمیم لبنان برای اخراج سفیر جمهوری اسلامی استقبال میکند.
سعار در ایکس نوشت: «این اقدامی موجه و ضروری در برابر حکومتی است که مسئول نقض حاکمیت لبنان، اشغال غیرمستقیم آن از طریق حزبالله و کشاندن آن به جنگ است.»
او با اشاره به حضور نمایندگان حزبالله در کابینه لبنان، از دولت این کشور خواست «اقداماتی عملی و موثر علیه حزبالله» اتخاذ کند.

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس هشدار داد: «ادامه جنگ به تباهی بیشتر منابع ملی و آسیب به زیرساختهای حیاتی میانجامد.»
او گفت: «اواخر جنگ هشتساله، برای حفظ تمامیت ارضی کشور جام زهر نوشیده شد و قطعنامه سازمان ملل پذیرفته شد که تصمیمی دشوار اما واقعبینانه بود. امروز نیز شایسته است مسیر توقف جنگ انتخاب شود.»
امام جمعه اهل سنت زاهدان تاکید کرد همه طرفها باید از «حمله به زیرساختهای حیاتی و بخش انرژی که نیاز عموم مردم است»، خودداری کنند.
گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده همراه با پیشنهاد برگزاری گفتوگوهای سطح بالا، در حال بررسی رییس مجلس شورای اسلامی بهعنوان یک کانال احتمالی برای مذاکره است، سوال مهمی را مطرح کرده است: آیا واشینگتن در حال سنجش این است که قدرت واقعی در ایران در دست چه کسی است؟
به نظر میرسد مطرح شدن نام محمدباقر قالیباف، بیش از آنکه به جایگاه او در میان افکار عمومی در ایران مربوط باشد، بازتابی از برداشت واشینگتن از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه سوم فروردین اشاره کرد که با یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در تماس بوده، بدون آنکه به نام یا جایگاه رسمی او اشاره کند.
او گفت: «ما با یک فرد سطح بالا در ایران صحبت میکنیم» و این تماسها را «بسیار خوب و سازنده» توصیف کرد. این اظهارات همزمان با تصمیم او برای به تعویق انداختن حملات به زیرساختهای انرژی ایران مطرح شد.
قالیباف این موضوع را بهطور کامل رد کرد. او در شبکه ایکس نوشت: «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است». او همچنین افزود چنین گزارشهایی با هدف «دستکاری بازارهای مالی و نفتی» منتشر میشوند.

یک کانال آزمون، نه یک انتخاب سیاسی
آنچه قالیباف را وارد این بحث کرده، نه مشروعیت یا محبوبیت، بلکه تناسب او با یک نیاز عملیاتی مشخص است.
به نظر میرسد واشینگتن در جستوجوی یک کانال آزمون است؛ چهرهای که به اندازه کافی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ریشه داشته باشد تا نشان دهد آیا فشارها محاسبات داخلی را تغییر دادهاند یا نه، و در عین حال آنقدر قابل دسترس باشد که بدون تعهد به یک مسیر رسمی مذاکره بتوان با او وارد تعامل شد.
قالیباف این ویژگی را دارد. او بهعنوان رییس مجلس، با سابقهای طولانی در سپاه، نیروی انتظامی و مدیریت اجرایی، در نقطه تلاقی قدرت سیاسی و امنیتی قرار دارد. او در سالهای گذشته نیز تلاش کرده تصویری تکنوکرات و مدیریتی از خود ارائه دهد، بهویژه در کارزارهای انتخاباتی.
این ترکیب، او را برای واشینگتن قابل فهمتر از چهرههایی میکند که یا قدرتشان مبهم است یا صرفا جنبهای نمادین دارند.
چه کسی میتواند تصمیم بگیرد؟
سوال اصلی برای سیاستگذاران آمریکایی این نیست که چه کسی نماینده ایران است، بلکه این است که چه کسی توان اقدام دارد.
مسعود پزشکیان، با وجود نشستن در جایگاه رییس دولت، بهطور گسترده بهعنوان فردی با اختیارات محدود در برابر مراکز قدرت غیرانتخابی دیده میشود. همزمان، کشته شدن علی خامنه ای و ابهام درباره ساختار رهبری نیز شناسایی یک مرکز تصمیمگیری واحد را دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، قالیباف بهعنوان یک گزینه عملی مطرح میشود. او میان شبکههای سیاسی، نظامی و اجرایی ارتباط برقرار میکند و میتواند پیامها را میان جناحهای مختلف منتقل کند.

این رویکرد با الگوی کلی سیاست خارجی ترامپ نیز همخوان است. او در تعاملات خود معمولا به رهبرانی تمایل نشان داده که توان تصمیمگیری و اجرای آن را دارند. تعامل با چهرههایی مانند عبدالفتاح السیسی، ولادیمیر پوتین و کیم جونگ اون نشاندهنده ترجیح «قدرت عملی» بر مشروعیت نهادی است.
تمایل به مذاکره با قالیباف نیز در همین چارچوب قابل درک است؛ نه بهخاطر آنچه ترامپ «قابل احترام بودن» نامید، بلکه بهخاطر کارکرد وی درون سیستم.
محدودیت قدرت و شکاف مشروعیت
با این حال، همان عواملی که قالیباف را برای واشینگتن جذاب میکند، محدودیتهای او را نیز مشخص میکند.
تصمیمگیریهای راهبردی در جمهوری اسلامی به افراد واگذار نمیشود، بلکه در اختیار شبکههای محدود امنیتی و سطوح بالای قدرت است. این شبکهها، که با سپاه در ارتباط هستند، جهتگیریهای اصلی را تعیین میکنند.
مواضع اخیر این جریان نیز نشان داده که مخالفت با مذاکره تحت فشار همچنان پابرجاست و حتی در برخی موارد، مطالبات حداکثری مطرح شده است.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جدید جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، هشدار داد که هرگونه تشدید تنش با پاسخ سخت مواجه خواهد شد.
او در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: «اگر این خطا را بکنند [حمله به زیرساختهای ایران] آنان را فلج و در خلیج فارس غرق میکنیم.»
رضایی افزود: «جنگ تا برداشتن تحریمها، پرداخت خسارات و زمانی که تضمین حقوقی بینالمللی مبنی بر عدم تکرار تجاوز به ایران ارائه نشود، پایان نخواهد یافت و آتشبس نخواهیم داشت.»

این اظهارات نشان میدهد که حتی اگر کانالهایی مانند قالیباف مطرح شوند، بازیگران اصلی امنیتی همچنان شروطی تعیین میکنند که فضای مذاکره را بهشدت محدود میکند.
در چنین شرایطی، حتی چهرهای مانند قالیباف نیز اختیار تغییر مسیر را ندارد و نهایتا میتواند نقش یک واسطه و ته یک تصمیمگیرنده را ایفا کند.

ادراک عمومی
کارنامه قالیباف شامل ایفای نقش در سرکوب اعتراضات، از جمله اعتراضات دانشجویی، و همچنین اتهامهای مداوم فساد مالی است. این عوامل تصویر او را در افکار عمومی شکل داده و اعتبار او را خارج از ساختار حاکمیت محدود کردهاند.
این وضعیت یک تناقض ساختاری ایجاد میکند: فردی که ممکن است درون سیستم کارآمد باشد، لزوما در بیرون از آن پذیرفته نیست.
این شکاف در اعتراضات اخیر نیز آشکارتر شد. اعتراضات گسترده در دی ماه، که با سرکوب شدید و کشته شدن بیش از ۳۶۵۰۰ نفر مواجه شد، نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی از چهرههای وابسته به حاکمیت بود.

شعارهایی که بهطور گسترده در این اعتراضات شنیده شد، از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»، نشان داد اکثریت مخالفان بهطور مشخص حول شاهزاده رضا پهلوی بسیج شدهاند و هرگونه چهره مرتبط با جمهوری اسلامی را رد میکنند.
در چنین فضایی، هر تلاشی برای برجسته کردن فردی مانند قالیباف، حتی بهعنوان یک واسطه یا چهره انتقالی، با مقاومت جدی افکار عمومی مواجه خواهد شد.
این انتخاب چه چیزی را نشان میدهد؟
در مجموع، تمرکز بر قالیباف بیش از آنکه به معنای ارتقای او باشد، نشانهای از تلاش برای آزمودن ساختار قدرت در ایران است.
برای واشینگتن، او نقطهای برای دسترسی به هسته قدرت در شرایطی مبهم است؛ ابزاری برای سنجش فشار، نه لزوما حل آن.

در مقابل، برای تهران، این موضوع نشان میدهد که ساختار قدرت تا چه حد متمرکز و کنترلشده باقی مانده و چگونه اختیارات در میان شبکههایی توزیع شده که مانع از اقدام مستقل افراد میشود.
در نتیجه، این کانال ذاتا محدود است. ممکن است نشانههایی از تغییر در محاسبات داخلی ارائه دهد، اما قادر به حل محدودیتهای عمیق ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیست.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا قالیباف میتواند کاری انجام دهد، بلکه این است که آیا اساسا در این ساختار، کسی توانایی انجام کاری آن هم حل و فصل مشکل با آمریکا را دارد یا نه.
علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران اعلام کرد نام علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، از یکی از بلوارهای تهران حذف خواهد شد.
او گفت: «مردم از سکوت برخی چهرهها در شرایط جنگی فعلی شاکی هستند.»
به گفته نادعلی، پیشنهاد شده عنوان «شهدای مدرسه میناب» جایگزین نام دایی شود.

علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه «خاتم الانبیا»، اعلام کرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در «تبعیت کامل» از مجتبی خامنهای، مسیر خود را «تا پیروزی کامل ادامه خواهند داد».
او گفت آمریکا در «ائتلافسازی» علیه جمهوری اسلامی شکست خورد و اکنون بهدنبال «راه فرار و برونرفت از جنگ» است.
عبداللهی ادامه داد ترامپ «با درک واقعیتهای میدانی و گرفتار شدن در باتلاق جنگ، پس از ناامیدی از تحقق اهدافش، برای خروج از جنگ به سران برخی از کشورها پناه آورده است».