• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

حامد طاهریان؛معترضی که با تیر خلاص در آمبولانس کشته شد

۱۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۹:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

حامد‌ طاهریان ۳۲ ساله، از جاوید‌نامان انقلاب ملی ایرانیان روز ۱۸ دی‌ماه در منطقه هفت‌حوض تهران به دست ماموران سرکوب با با سلاح سرد زخمی شد اما به گفته نزدیکانش در حال انتقال به بیمارستان در آمبولانس با تیر خلاص به صورت کشته شد.

پربازدیدترین‌ها

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند
۱

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

۲

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

شاهزاده رضا پهلوی خواستار طرح مساله اینترنت و حقوق بشر در مذاکرات با جمهوری اسلامی شد

۴

جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

۵

آمریکا: معافیت تحریمی نفت روی آب ایران ۳۰ روز تمدید شد

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

  • آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است
    تحلیل

    آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

•
•
•

مطالب بیشتر

کهریزک هنوز پر از پیکر جان‌باخته‌هاست؛ پیکر وحید لزر منوچهری را ۶ اسفند تحویل دادند

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد وحید لزر منوچهری که در جریان سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ در تهران دچار ناپدیدسازی قهری شده بود، با شلیک گلوله و ضربات قمه ماموران امنیتی جان‌باخته است و پیکرش ۷ اسفند تحت تدابیر امنیتی در یکی از روستاهای تنکابن به خاک سپرده شد.

به گفته یکی از نزدیکان این جان‌باخته، وحید که متولد ۳ اردیبهشت ۱۳۶۴، پدر یک فرزند و اهل روستای لزربنِ تنکابن بود، به تنهایی در تهران زندگی می‌کرد و خانواده‌اش از حضور او در اعتراضات بی‌خبر بودند: «خانواده نمی‌دانند دقیقا چه زمانی، کجا و در چه شرایطی وحید جان‌باخته است.»

بر اساس گفته‌های این منبع، چهارشنبه ششم اسفندماه از پزشکی قانونی کهریزک با خانواده او تماس گرفته شد تا برای تحویل‌گرفتن پیکر فرزندشان به تهران بروند.

وقتی خانواده از فرد تماس‌گیرنده درباره علت مرگ سوال و این‌که چرا بعد از این مدت طولانی با آن‌ها تماس گرفته می‌شود می‌پرسند، پاسخ می‌شنوند: «تعداد اجساد این‌جا زیاد است و ما نمی‌دانیم، فقط بیایید جسد را ببرید.»

خانواده پس از مراجعه به کهریزک، پیکر او را به همراه گواهی فوتی که در آن علت مرگ «نارسایی تنفسی» قید شده بود، تحویل گرفتند.

این گواهی فوت اما موجب نشد خانواده ناچار به دادن تعهد نشود: «نهادهای امنیتی پیش از تحویل پیکر، از خانواده تعهد کتبی گرفتند که درباره مرگ او هیچ روایتی جز آن‌چه در گواهی فوت آمده است، ارائه ندهند.»

100%

با گلوله زخمی شد و با قمه سلاخی‌اش کردند

خانواده پس از تحویل‌گرفتن پیکر از کهریزک، آن را به زادگاهش روستای لزربن می‌برند. به گفته منبعی که با ایران‌اینترنشنال صحبت کرد، در حین برگزاری مراسم شستشوی پیکر و دفن وحید، خانواده شواهدی می‌بینند که آشکار می‌کند او به شکلی بی‌رحمانه به قتل رسیده است.

وضعیت پیکری که جای گلوله و ساطور بر روی آن دیده می‌شد گواهی می‌داد که علت مرگ نه نارسایی تنفسی که قتل حکومتی است: «آثار شلیک گلوله جنگی به پشتش و ضربات قمه در پهلوی او به وضوح دیده می‌شد و سر او هم پر از ساچمه بود.»

وضعیت پیکر او تصویری احتمالی از شیوه جان‌باختنش به دست می‌دهد: «به نظر می‌رسد با شلیک گلوله به پشتش زخمی شده و احتمالا به زمین افتاده است، اما ماموران وقتی بالای سرش رسیده‌اند به جای انتقال او به بیمارستان، با تفنگ ساچمه‌ای از فاصله نزدیک به سرش شلیک کرده و بعد با قمه سلاخی‌اش کرده‌اند.»

افزون بر این، خانواده گزارش داده‌اند که نواحی قلب و کلیه این جان‌باخته تحت جراحی قرار گرفته و با بخیه‌هایی بزرگ و به‌صورت سرسری دوخته شده بود. مشخص نیست تحت چه شرایطی و چه کسانی این جراحی را انجام داده‌اند.

پیکر وحید لزر منوچهری پنجشنبه هفتم اسفندماه، زیر سایه حضور سنگین ماموران امنیتی و با دستور اکید مبنی بر ممانعت از برگزاری هرگونه مراسم سوگواری، در زادگاهش به خاک سپرده شد.

نگرانی‌های بین‌المللی از جان‌باخته‌های بیشتر

اول اسفند سال جاری، گزارشگران ویژه سازمان ملل در بیانیه‌ای اعلام کردند که بسیاری از خانواده‌ها در ایران هنوز نمی‌دانند بستگان‌شان در بیمارستان‌ها بستری‌اند، در بازداشتگاه‌ها نگهداری می‌شوند یا در شمار جان‌باختگان مراکز پزشکی قانونی قرار گرفته‌اند.

به گفته آنان، شکاف میان آمار رسمی و برآوردهای میدانی، رنج خانواده‌هایی را که به دنبال عزیزان‌شان هستند تشدید کرده و نشان‌دهنده بی‌اعتنایی عمیق حکومت به پاسخگویی و حقوق بشر است.

این کارشناسان هشدار داده‌اند که در نبود شفافیت، گزارش‌های تاییدنشده درباره محل‌های دفن و اعدام‌های مخفیانه فضا را پر می‌کند و از حکومت خواسته‌اند سرنوشت و محل نگهداری افراد بازداشت‌شده، ناپدیدشده یا مفقودشده را به‌طور کامل روشن کند.

دیده‌بان حقوق بشر هم ۵ اسفند در گزارشی با عنوان «ایران: سونامی بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های قهری» تایید کرده است که بسیاری از افرادی که در اعتراضات دی‌ماه شرکت کرده بودند، هرگز به خانه برنگشته‌اند و حکومت از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری آن‌ها (یا پیکرهایشان) خودداری می‌کند که مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.

پیکر ۵۰ زن معترض در کهریزک

انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی هم پیشتر در ۱۹ بهمن در گزارشی میدانی که در صفحه‌های اجتماعی خود منتشر کرد، نوشت که دست‌کم پیکر ۵۰ زن معترض کشته‌شده در اعتراضات ۱۸ تا ۲۱ دی‌ماه همچنان به‌صورت ناشناس و بدون شناسایی در پزشکی قانونی کهریزک نگهداری می‌شدند.

در این گزارش آمده که اعلام فهرست‌های رسمی کشته‌شدگان، همه جان‌باختگان را دربرنمی‌گیرد و وجود پیکرهای ناشناس نشان می‌دهد فرآیند شناسایی و پاسخگویی همچنان ناتمام است.

ادامه ایستادگی مردم در مراسم چهلم جاویدنامان؛ «ایران را پس می‌گیریم»

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

مراسم چهلم شماری از جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان در چند نقطه از کشور برگزار شد و شرکت‌کنندگان علیه علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران و نظام جمهوری اسلامی شعار دادند. حاضران ‏همچنین حمایت خود را از شاهزاده رضا پهلوی اعلام کردند.

بر اساس ویدیوها و اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، مراسم چهلم جاویدنام علیرضا بخشی‌پور پنج‌شنبه هفتم اسفند با حضور گسترده شهروندان قشقایی شهرضا و همچنین برخی خانواده‌های کشته‌شدگان اعتراضات اخیر برگزار شد.

شهروندان در این مراسم شعار «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» سردادند.

ویدیو رسیده از مراسم چهلم جاویدنام کامیاب احمدی در نورآباد ممسنی نشان می‌دهد شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «جاوید شاه» در این مراسم از سوی مردم فریاد زده شد.

این جوان ۳۰ ساله ۱۸‌ دی‌ با گلوله جنگی ماموران جمهوری اسلامی به قتل رسید.

نورآباد ممسنی همچنین شاهد برگزاری آیین گرامی‌داشت چهلم رضا شهریور بود و حاضران با شعار «شاه میاد به کشورش، ممسنی پشت سرش»، حمایت خود را از شاهزاده رضا پهلوی اعلام کردند.

این جوان ۲۳ ساله در جریان اعتراضات استان فارس به دست سرکوبگران حکومت کشته شد.

تصویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد یکی از حاضران در آیین گرامی‌داشت جاویدنامان در نورآباد ممسنی، عکس محمدرضا شاه پهلوی را در دست دارد.

100%

مردم در مراسم چهلم جان‌باختگان انقلاب ملی در شاهین‌شهر شعارهایی از جمله «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه» سردادند.

این مراسم سوم اسفند برای جاویدنامان امید خرسند، میکائیل مصطفوی، مرتضی پناهی و علی آرام برگزار شد.

بر پایه ویدیویی که در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفته، مردم هفتم اسفند در مراسم چهلم جاویدنام بیتا اکبری در گزبرخوار اصفهان شعار دادند: «می‌جنگیم، می‌میریم،‌ ایران را پس می‌گیریم.»

این جاویدنام ۱۹ ساله در اعتراضات ۱۹ دی‌ به دست عوامل جمهوری اسلامی کشته شد.

ویدیو رسیده به ایران‌اینترنشنال، مراسم چهلم جاویدنام دانیال ابراهیم‌زاده را نشان می‌دهد که در آن حاضران شعار می‌دهند: «این گل پرپرشده،‌ هدیه به میهن شده».

ابراهیم‌زاده در اعتراضات ۱۸ دی هدف نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس ویدیوهای رسیده، دو کودک خردسال جاویدنام محمد مظفری در مراسم چهلم پدرشان به سوگ نشستند و سنگ آرامگاه او را با گلبرگ‌ آراستند.

مظفری ۱۹ دی‌ در اعتراضات منطقه شاهین‌ویلای کرج هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و مجروح شد.

او در بیمارستان بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.

سوگواران در آیین چهلم جاویدنام ماهان مردانی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت صنعتی دانشگاه شاهرود، شعارهای «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» و «باغیرت، باغیرت» سردادند.

این فوتسالیست ۲۳ ساله شامگاه ۱۸ دی به‌ دست سرکوبگران در قلعه حسن خان تهران کشته شد.

بر اساس ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال، در مراسم چهلم سعید خورچه‌فراهانی، خانواده و نزدیکان او با ادای احترام به رشادت این جاویدنام، یادش را گرامی داشتند و سنگ مزارش را با گل آذین کردند.

خورچه‌فراهانی ۳۲ ساله که تعمیرکار شیشه و قفل خودرو بود، شامگاه ۱۸ دی در افسریه تهران به دست عوامل سرکوب حکومت به قتل رسید.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنه‌ای کشته شدند.

سازمان حقوق بشری هرانا چهارم اسفند با انتشار گزارشی جامع، اعتراضات اخیر را «نقطه عطفی در تحولات اجتماعی ایران» توصیف کرد و نوشت ۶۸۲ رویداد اعتراضی در ۳۱ استان و دست‌کم ۲۰۳ شهر، حدود ۲۶ هزار مجروح غیرنظامی برجای گذاشت و به بازداشت بیش از ۵۳ هزار نفر انجامید.

تلاش حکومت برای خودکشی خواندن قتل سعید استکی

۷ اسفند ۱۴۰۴، ۰۷:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

سعید استکی، ۲۴ ساله اهل گلپایگان، شامگاه ۱۹ دی کشته شد. بر اساس پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، پیکر او با جمجمه شکسته بر اثر ضربات شدید به سر، در یک کوچه پیدا شد. جمهوری اسلامی تلاش کرد قتل او را خودکشی جا بزند، اما آثاری از شکستگی ناشی از سقوط از ارتفاع، در بدنش نبود.

نزدیکان سعید به ایران‌اینترنشنال گفتند با وجود ادعای اولیه مقام‌ها مبنی بر «سقوط از پشت‌بام»، پزشکی قانونی این روایت را رد کرده، چرا که بدن او فاقد آسیب‌های متعارف ناشی از پرت شدن از ارتفاع بوده و تنها آثار ضرب‌وشتم و ضربه مرگبار به سر داشته است.

به گفته نزدیکان سعید، حکومت در روزهای بعد تلاش کرد روایت‌های متفاوتی را مطرح کند؛ از ادعای خودکشی و داشتن سابقه اقدام به آن گرفته تا طرح این ادعا که او به دست معترضان کشته شده است.

خانواده سعید نیز تحت فشار امنیتی قرار گرفتند تا مرگ فرزندشان را بی‌ربط به اعتراضات بخوانند، اما پدر این جوان اعلام کرد اطلاعی از جزئیات حادثه ندارد.

شاهدان محلی گفتند هم‌زمان با پیدا شدن پیکر سعید، نیروهای یگان ویژه در حال ترک محل دیده شده بودند.

نزدیکان سعید استکی تاکید کردند او «بر اثر ضربات مستقیم به سر» از سوی ماموران کشته شده است و روایت‌های حکومتی با واقعیت همخوانی ندارد.

جاویدنام علی زارعی می‌خواست قبل از رفتن به آلمان، دِین خود را به مردم مرودشت ادا کند

۵ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
شهره مهرنامی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که علی زارعی، معترض ۲۷ ساله، ۱۸ دی با گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی در شهر مرودشت کشته شد.

یک منبع نزدیک به خانواده زارعی به ایران‌اینترنشنال گفت ماموران حکومتی علی را در خیابان انقلاب مرودشت، نبش کوچه سوپر گوشت، چند بار با گلوله‌های ساچمه‌ای هدف قرار دادند، اما او دوباره بلند شد و به شعار دادن ادامه داد تا اینکه در نهایت با اصابت گلوله جنگی به سمت راست سینه‌اش، به زمین افتاد و دیگر بلند نشد.

او افزود تمام سینه و شکم علی پر از ساچمه شده بود.

حاضران در محل، پس از این اتفاق، علی را به درمانگاه حافظ رساندند اما او دوام نیاورد و در درمانگاه جان خود را از دست داد.

در پی جان باختن علی، چند جوان پیکر او را برای اینکه به دست ماموران حکومتی نیفتد، چند ساعت در یک ساختمان نیمه‌کاره نگه داشتند و سرانجام ساعت ۲۳:۳۰ با یک خودرو، همراه دیگر کشته‌شدگان، به بیمارستان مرودشت انتقال دادند.

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

دو روز اعتراض گسترده زیر شلیک ماموران

مرودشت یکی از شهرهایی بود که اعتراض‌های گسترده‌ای در دی ماه در آن برگزار شد.

تجمع‌های اصلی در مرودشت در مناطقی اطراف خیابان ژیان در مرکز شهر، کوچه روزگار و فلکه شهرداری شکل گرفت.

به گفته شاهدان عینی، کشتار معترضان در ۱۸ دی از سر خیابان ژیان شروع شد.

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت با وجود تیراندازی در ۱۸ دی، بسیاری از مناطق شهر در کنترل مردم بود و ماموران عقب نشسته بودند.

۱۹ دی خبری از ماموران حکومتی در خیابان‌های شهر نبود و مردم بر این گمان بودند که این نیروها شهر را رها کرده‌اند. به همین دلیل، تجمع این روز تا حدود ۳ بعد‌از‌ظهر به شادی و پایکوبی گذشت تا اینکه به گفته شاهدان، از ساعت سه به بعد نیروهای حکومتی به خیابان‌ها آمدند و تیراندازی به سمت مردم شروع شد و تعداد زیادی کشته بر جا ماند.

برخی شهروندان ۳۰ دی با ارسال پیام به ایران‌اینترنشنال اعلام کردند به‌دنبال سرکوب گسترده مردم، کوچه‌ها و خیابان‌های مرودشت پر از حجله‌ها و بنرهای جان‌باختگان است و در شهر فضای سوگ و اندوه عمومی حاکم است.

یک فرد نزدیک به منصور مختاری‌نفر، یکی دیگر از کشته‌شدگان اعتراضات مرودشت، به ایران‌اینترنشنال گفت بخش بزرگی از مردم این شهر از طبقه کم‌درآمد هستند و جوانان در اعتراض به شرایط خود به خیابان رفتند.

به گفته او، از همین رو «در هر کوچه، یک خانواده کشته داده است».

  • منصور مختاری‌نفر؛ برای شرکت در مراسم تشییع پیکر یک جاویدنام رفته بود که کشته شد

    منصور مختاری‌نفر؛ برای شرکت در مراسم تشییع پیکر یک جاویدنام رفته بود که کشته شد

ادای دِین به مردم شهر

زارعی که دیپلم رشته ریاضی‌فیزیک داشت، از طریق آموزش فنی و حرفه‌ای دوره تنظیم برق خودرو را گذرانده بود و از راه تعمیرات برق خودرو امرار معاش می‌کرد.

او به‌تازگی توانسته بود امکان تحصیل در یکی از دانشگاه‌های آلمان را به دست آورد.

به گفته فرد نزدیک به خانواده زارعی، او خبر پذیرش خود را صبح روزی که در اعتراضات کشته شد، گرفته بود.

او پیش از پیوستن به اعتراضات گفته بود قبل رفتن به آلمان باید دِینش را به کشور و مردم ادا کند، اما دیگر برنگشت.

منبع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفت پیکر علی را تا ۸ روز به خانواده تحویل ندادند و حتی خانواده او تا ۴ روز نمی‌دانستند او کشته شده است.

ماموران به خانواده گفته بودند علی زنده است و در یکی از زندان‌ها به سر می‌برد.

علی زارعی
100%
علی زارعی

عوامل حکومتی بعد از تحویل پیکر علی به خانواده، آنان را تحت فشار گذاشتند که او را در یک روستا به خاک بسپارند و «بسیجی شهید» اعلام کنند، اما خانواده ضمن رد این درخواست اعلام کرد علی «به‌خاطر میهن و عقایدش» به اعتراضات پیوسته بود.

در نهایت با پافشاری خانواده و همکاری چند نفر از خویشاوندان، پیکر علی ساعت ۸ تا ۹ صبح ۲۶ دی در سکوت و در حضور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، با حضور اعضای نزدیک خانواده، در قطعه ۱۲ «گلزار شهدای مرودشت» به خاک سپرده شد.

منبع نزدیک به خانواده گفت در مراسم چهلم زارعی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و لباس شخصی‌ها حضور داشتند و با کوادکوپتر منطقه را زیر نظر گرفته بودند: «قبل از مراسم هم بارها تهدید کرده بودند خانواده اجازه برگزاری مراسم چهلم ندارد، اما خانواده با وجود همه تهدیدها، سرانجام مراسم را در مصلی برگزار کرد.»

او افزود علی قبل از خارج شدن از خانه و پیوستن به اعتراضات گفته بود: «خون من از خون سایر جوانان کشور رنگین‌تر نیست.»

به گفته این فرد، او می‌خواست دِین خودش را به مردم شهر ادا کند و این کار را با دادن جانش کرد.

آرش طلوع؛ شکنجه شدید و کما در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و جان‌ باختن در بیمارستان

۴ اسفند ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد آرش طلوع شیخ‌زاده، معترضی که پس از اعتراضات دی‌ماه مشهد بازداشت شده و پس از شکنجه شدید و شکستن دست‌‌ها و پاها و سرش به کما رفته و در بیمارستان ولایت این شهر بستری شده بود، علی‌رغم نشانه‌های بهبود نسبی با قطع روند درمان جان‌ باخته است.

پیکر این معترض ۳۵ ساله شنبه دوم اسفند در میان حضور پرشمار نیروهای لباس‌شخصی و نظامی به خانواده‌اش تحویل داده شد و در آرامستان «بهشت رضا» در مشهد به خاک سپرده شد.

بر اساس شهادت یک منبع نزدیک به خانواده، مادر و دیگر اعضای خانواده آرش که با وجود مخالفت ماموران موفق شدند پیکر او را پیش از دفن ببینند، تایید کردند آثار شکنجه از جمله کبودی شدید سر و صورت و «رد واضح ضربات سنگین باتوم بر استخوان شکسته سر» به‌وضوح نمایان بوده است.

ماموران امنیتی در روزهایی که آرش در کما بود، در پاسخ به پیگیری‌های مادرش گفته بودند که هیچ ضرب و جرحی در کار نبوده و این جوان سالم «خودش سکته کرده است»، اما شواهد بعدی نشان داد او زیر شکنجه‌های ماموران اطلاعات سپاه به کما رفته است.

این معترض جوان با سطح هوشیاری ۲.۵، روز ۲۳ بهمن در بیمارستان ولایت تحت تدابیر شدید امنیتی بستری شد، اما سه روز بعد در ۲۶ بهمن، با وجود نشانه‌های بهبود نسبی، با خاموش‌ کردن دستگاه تنفس مصنوعی به زندگی او پایان داده شد.

100%

آرش معترض بود

آرش متولد ۲۳ آذر ۱۳۶۷، جوانی هنرمند بود که به‌تنهایی در مشهد زندگی می‌کرد و به‌عنوان باریستا در یک کافه کار می‌کرد.

او بر اساس آن‌چه در صفحه اینستاگرامش دیده می‌شود، جوانی حساس به موضوعات اجتماعی و سیاسی بود که از بیان دیدگاه‌هایش هراسی نداشت.

او از جمله در یکی از پست‌هایش در دی‌ ۱۴۰۰، باورهای مذهبی خرافی را نقد کرد و هشدار داد جهل سرچشمه همه مشکلات است.

آرش در پستی دیگر در خرداد ۱۴۰۱ با بازنشر آهنگ انتقادی «سلام پس‌مانده»، پس از زدن هشتگ «سلام فرمانده» خطاب به علی خامنه‌ای نوشت: «بعد از سلام، خواستم بگم کم‌کم جمع بکن بساطتو که وقت رفتنه.»

آرش که با هشتگ «انقلاب ۱۴۰۱» هم درباره خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» پست منتشر کرده بود، در آخرین پستش در ۹ بهمن ۱۴۰۴، ویدیویی ترکیبی از اعتراضات مردمی مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی‌ منتشر کرد.

یک هفته پس از انتشار این پست، آرش ۱۷ بهمن با هجوم ماموران اطلاعات سپاه به خانه‌اش بازداشت شد.

منبع آگاه در این رابطه گفت: «مادرش پس از چند روز بی‌خبری از آرش و اینکه گوشی را جواب نمی‌دهد و بعد هم موبایلش کلا خاموش شده، به خانه‌اش می‌رود و می‌بیند خانه‌ به‌ هم‌ ریخته، شیشه‌ها شکسته و خبری از پسرش نیست.»

بازداشت، شکنجه و انتقال به بیمارستان

پس از پیگیری‌ مادر آرش و مراجعه به نهادهای امنیتی، اطلاعات سپاه اعلام کرد او در بازداشت این نهاد است، اما به او اجازه تماس یا دیدار با فرزندش را نمی‌دهند. همچنین به او هشدار دادند در مورد بازداشت آرش سکوت کند تا برای پسر دیگرش هم اتفاقی نیفتد.

چند روز بعد در ۲۳ بهمن، خانواده آرش از طریقی مطلع می‌شوند که «ماموران اطلاعات سپاه او را با دست‌ و پا و سر شکسته‌شده و جمجمه آسیب‌دیده» به بیمارستان ولایت مشهد منتقل کرده‌اند.

این منبع به خانواده آرش اطلاع می‌دهد که او با سطح هوشیاری ۲.۵ به کما رفته، در آی‌سی‌یو بستری شده و با کمک دستگاه تنفس مصنوعی زنده است.

مادر آرش پس از آگاهی از این موضوع، چندین روز متوالی به بیمارستان مراجعه کرد تا بتواند پسرش را ملاقات کند: «بار اول که مادرش به بیمارستان رفت، پس از تلاش زیاد اجازه دادند بچه‌اش را از دور از پشت شیشه ببیند. او می‌بیند سر آرش باندپیچی‌شده، دست‌ها و پاهایش هم باندپیچی شده و کلا بیهوش و در کماست.»

به گفته منبع آگاه، «مادر آرش پریشان از این وضعیت، از ماموری که او را همراهی کرده، پرسید چرا بچه‌ام این‌طوریه؟ مامور می‌گوید ما کاری نکردیم. او خودش سکته کرده و در پاسخ به چرایی شکسته‌ شدن دست‌ها و پاهایش هم می‌گوید ما کاری نکردیم، همین‌طور بود.»

این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که آرش در جریان اعتراضات مشهد آسیبی ندیده و سالم مانده بود و روزهای پس از اعتراضات هم تا زمان بازداشت، سر کارش حاضر شد.

مراجعه مادر آرش در چند روز پیاپی بعد از آن برای ملاقات فرزندش بی‌نتیجه ماند و هر بار ماموران حراست بیمارستان با این عنوان که اجازه ملاقات ندارد، مانع ورود او شدند.

100%

قتل حکومتی در بیمارستان

سه‌شنبه ۲۸ بهمن یک منبع بیمارستانی به خانواده آرش که برای گرفتن خبری از او تماس گرفته بودند، گفت آرش یک‌شنبه ۲۶ بهمن «فوت کرده است».

منبع بیمارستانی اما تاکید کرد حال آرش «به‌وضوح رو به بهبود بود» و تصمیم برای قطع دستگاه ونتیلاتور منجر به مرگش شد:‌ «وقتی آرش را به بیمارستان می‌برند، سطح هوشیارش ۲.۵ بود، اما پس از سه روز بستری، سطح هوشیارش به ۵ رسیده بود که نشانه‌ای از بهبود نسبی است، با این حال دستگاه آرش را قطع کردند و عملا او را کشتند.»

خانواده آرش پس از این تماس به بیمارستان ولایت مراجعه کردند، اما ماموران دوباره مانع ورود آن‌ها شدند: «به‌دروغ گفتند آرش زنده است و حالش هم بهتر شده و به یک بخش دیگر منتقل شده، شما بروید ما خودمان خبرتان می‌کنیم.»

به گفته منبع نزدیک به خانواده، با وجود مرگ آرش، آن‌ها نمی‌خواستند هم‌زمان با شروع مراسم‌‌های چهلم جان‌باخته‌ها، پیکر او را تحویل دهند و برای همین به‌دروغ به خانواده می‌گفتند او زنده است.

با ادامه پیگیری‌ها و مراجعه مداوم خانواده آرش به بیمارستان و اطلاعات سپاه، ماموران جمعه اول اسفند به مادرش اطلاع دادند که پیکر پسرش را تحویل می‌دهند: «گفتند جنازه را می‌دهیم. اجازه کالبدشکافی ندارید. دفن بی‌سروصدا، فقط اقوام درجه یک. این‌که لباس روشن بپوشید، بخواهید دست بزنید، شادی کنید، برقصید و این داستان‌ها را نباید داشته باشید. خیلی بی‌سروصدا. اگر نه، جنازه را تحویل نمی‌دهیم.»

100%

رد باتوم روی سرش مانده بود

قرار می‌شود پیکر را شنبه دوم اسفند ساعت ۳ بعد از ظهر در بهشت رضا تحویل دهند: «برای ساعت سه گفته بودند اما دیر تحویل دادند و دور و بر پر از مامور بود، هم با لباس‌ شخصی و بعضی‌ها هم علنا با لباس نظامی. حال پدر مادرش بد بود و در شوک بودند. فقط به کسانی که آمده بودند، گفتند ما نمی‌توانیم چیزی بگوییم ولی شما بدانید که بچه ما را کشتند.»

ماموران امنیتی تاکید کرده بودند خانواده حق ندارند کفن دور آرش را باز کنند و باید بلافاصله خاکسپاری انجام شود:‌ «وقتی پیکر را آوردند، مادر و خانواده‌اش طاقت نیاورند و کفن را از سر و صورت آرش کنار زدند. موهای سرش را تراشیده بودند، صورتش کبود بود و ورم کرده بود، رد باتوم روی سرش و شکستگی استخوان بادکرده کاملا واضح بود. وحشتناک بود. بچه را چقدر شکنجه کرده بودند.»

خشونتی بی‌رحمانه که به گفته منبع نزدیک به خانواده، «به‌خاطر حضور آرش در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ و عدم هراس از انتشار ویدیوی این اعتراضات در صفحه‌ اینستاگرامش بود».

به گفته این منبع، گوشی تلفن همراه آرش همچنان در دست اطلاعات سپاه است و دوستانش متوجه شده‌اند ماموران با حساب کاربری آرش، در حال چک کردن استوری‌ها و رصد شبکه‌های اجتماعی نزدیکان او هستند.