• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نماینده جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا: وقت پایان دادن به رژیم تروریستی ایران رسیده است

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۰۰:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

رندی فاین، نماینده جمهوری‌خواه در مجلس نمایندگان ایالات متحده، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت وقتی رژیم ایران شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهد، ما باید حرف‌شان را باور کنیم.

او با اعلام اینکه رژیم ایران همین الان در حال ساخت سلاح برای نابودی غرب است، افزود: «وقت آن رسیده که پرزیدنت ترامپ برای همیشه به این رژیم تروریستی پایان دهد.»

فاین تاکید کرد:‌«آمریکا و جهان با یک ایران آزاد، مکانی بسیار امن‌تر خواهند بود.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

شیون و رقص سوگ بر مزار امید ملایی

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۰۰:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال، رقص سوگ خانواده امید ملایی و هم‌زمان شیون و بی‌تابی زنان را بر مزار او نشان می‌دهد.

چهلم امید ملایی هم‌زمان با تولد ۲۵ سالگی او، هفت اسفند در سبزوار برگزار شد.

این جوان هجدهم دی با شلیک مستقیم گلوله نیروهای حکومتی به ناحیه سر کشته شد.

دفتر نماینده ویژه ترامپ در امور گروگان‌گیری: رژیم ایران دیپلماسی گروگان‌گیری را متوقف کند

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۰۰:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

حساب دفتر نماینده ویژه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا در امور گروگان‌گیری در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد: «رژیم ایران باید دیپلماسی گروگان‌گیری را متوقف کند.»

این دفتر نوشت: «امروز، ما ایران را به عنوان حامی دولتی بازداشت‌های غیرقانونی معرفی کردیم که مجازات‌های سختی در پی خواهد داشت، تا زمانی که ایران آمریکایی‌های بازداشت‌شده به ناحق را آزاد کند و رویه خود را تغییر دهد.»

پدر آرمان گرجیان: ایران را قتل عام کردند

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۰۰:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

ویدیوی رسیده به ایران اینترنشنال از مراسم یادبود جاویدنام آرمان گرجیان سخنرانی پدر او را نشان می‌دهد که می‌گوید «همه مصیبت‌ها در یکی دو شب در ارواج جباران جمع شد و ایران را قتل عام کردند.»

آرمان گرجیان، ۱۹ ساله، اهل بابامیدان از توابع نورآباد ممسنی، ۱۸ دی‌ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد.

دو معلم در استان خراسان رضوی بازداشت شدند

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۲۳:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از بازداشت دو معلم در استان خراسان رضوی خبر داد.

بر اساس این گزارش، وحید قاسمی، دبیر زیست‌شناسی اهل فریمان، دوم اسفند به دست نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد.

شورا به نقل از «منابع آگاه» نوشت یک روز پس از بازداشت قاسمی، مادر او، مهناز حداد کاخکی، ۵۳ ساله و معلم مقطع ابتدایی، هنگام مراجعه به دادگستری فریمان برای پیگیری وضعیت فرزندش بازداشت و به زندان وکیل اباد منتقل شد.

این گزارش حاکی از آن است کهاتهام‌های مطرح‌شده علیه قاسمی، «تشویق به حضور در اعتراضات»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «توهین به مقدسات» عنوان شده است. همچنین برای مهناز حداد کاخکی اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» ذکر شده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران با محکومیت بازداشت این دو معلم، خواستار پایان پرونده‌سازی و سرکوب معلمان و فعالان صنفی شد.

چگونه سوگواری در مراسم‌ یادبود جاویدنامان اعتراضات دی‌ماه به زبانی برای اعتراض بدل شد

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۲۳:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

مراسم‌ یادبود جاویدنامان اعتراضات دی‌ماه، از مزار و خانه به خیابان رسید و سوگ خاموش را به زبان اعتراض بدل کرد؛ از شعارهای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی تا سنج‌و‌دمام، رقصِ سوگ، نمادهای ملی و آیین‌های زندگی مانند عروسی و تولد نمادین که در برابر پروژه‌ کنترل و مصادره سوگ ایستادند.

در تجربه اعتراضات دی‌ماه، آنچه حکومت می‌خواست «به پایان برسد»، در عمل به نقطه شروع یک زبان تازه بدل شد.

چهلم‌ها و یادبودها در بسیاری از شهرها به تجمع‌های هزاران نفره تبدیل شدند و مرز میان آرامستان، کوچه، میدان و خیابان را کمرنگ کردند.

این جابه‌جایی صحنه، از فضای خصوصی به فضای عمومی، معنای سوگ را تغییر داد و سوگواری را از روایت فردی فقدان به اعلامی جمعی از فراموش نکردن و ادامه دادن بدل کرد.

در این چارچوب، مزار دیگر فقط محل گریه نبود و به تریبون بی‌میکروفن جامعه تبدیل شد؛ هم برای همدردی با خانواده‌های داغدار و هم برای تاکید بر این‌که مرگ معترضان دی‌ماه به حذف خواست سیاسی جامعه ختم نشده است.

شعار، هم‌خوانی و شاهنامه‌خوانی

یکی از ویژگی‌های اصلی این مراسم‌ها، تبدیل شدن صدا به ابزار کنش بود؛ شعارها با تکرار هماهنگ، شکل یک اجرای جمعی گرفتند و هم سوگ را حمل کردند و هم پیام سیاسی دادند.

در کنار شعارهای رایج چهلم‌ها مانند «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «جاوید شاه»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»، «هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه» و «این گل پرپر شده هدیه به میهن شده»، شعارهایی چون «می‌کشم، می‌کشم آنکه برادرم کشت» نیز در آیین‌های یادبود و تجمع‌های هم‌زمان شنیده شد.

همچنین شعارهایی مانند «توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد»، «جنگ جنگ شرفه، بی‌طرف بی‌شرفه»، «زن، زندگی، آزادی» و «آزادی، آزادی» تکرار شد.

تکرار هماهنگ این شعارها نشان می‌دهد چهلم‌ها از چارچوب سوگواری معمول عبور کرده و به صحنه اعلام موضع سیاسی و به چالش کشیدن روایت و اقتدار حاکم تبدیل شده است.

در کنار شعارها، هم‌خوانی جمعی و حتی شاهنامه‌خوانی نیز دیده می‌شود؛ نه به‌عنوان نمایش ادبی، بلکه برای پیوند دادن فقدان امروز با حافظه تاریخی و تاکید بر این‌که آنچه رخ داده بخشی از رویارویی جامعه با استبداد حاکم بر ایران است.

در بسیاری از تصاویر و ویدیوها، پرچم‌ها، نشان شیر و خورشید و قاب‌های عکس جان‌باختگان در دل سوگ برجسته است و میان جمعیت دست به دست می‌شود.

این نمادها تلاشی برای ساختن روایتی است که حکومت نتواند آن را زیر عنوان‌های رسمی خود مصادره کند.

در همین فضا، شعارها و نشانه‌های حمایت از شاهزاده رضا پهلوی نیز در بخشی از مراسم‌ها پرشمار گزارش شده است؛ از جمله شعارهایی مانند «ضجه بزن موشعلی، داره میاد پهلوی» و شعارهای مشابه آن.

این نشانه‌ها حکایت از آن دارد که سوگ به محل بازنمایی جهت‌گیری‌های سیاسی تبدیل شده؛ چیزی که حکومت می‌کوشد با فشار امنیتی آن را مهار کند.

از ترانه‌های محبوب جان‌باختگان تا سرنا، دف و «دایه دایه»

موسیقی در این مراسم‌ها خود یک بیانیه اعتراضی است و در برخی شهرها، ترانه‌های محبوب جان‌باختگان پخش می‌شود تا حضور آن‌ها از نام روی سنگ به زندگی زیسته‌شان برگردد.

در موارد دیگر، ترانه‌های اعتراضی روز یا قطعاتی که به نشانه‌های این دوره بدل شده‌اند، از جمله «دله دیگه، تنگ بونه»، «لالای لای عزیزم» و «آشنای من، من غریبم بی تو» در خاکسپاری‌ها و چهلم‌ها شنیده می‌شود؛ به شکلی که مرز میان یادبود و تجمع اعتراضی محو می‌شود.

در کنار دیگر جلوه‌های موسیقایی، نوای سنج و دمام نیز در شماری از مراسم‌های چهلم و یادبود شنیده شد؛ سازهایی که در فرهنگ جنوب و مرکز ایران، هم‌زمان حامل سوگ و فراخوان جمعی‌اند.

در برخی مراسم‌ها، کل‌کشیدن و هلهله زنان عزادار با نوای ساز درهم آمیخت و به پاسخ جمعی تبدیل شد. پس از صحبت خانواده‌های دادخواه نیز شعارهایی مانند «باغیرت، باغیرت» شنیده شد و مرز سوگواری و اعتراض را کمرنگ کرد.

نمونه‌های موسیقی محلی هم معنای ویژه دارند؛ از مراسم‌هایی با رسوم لُری مثل نوای سرنا و رقص سوگ تا هم‌خوانی جمعی ترانه «دایه دایه وقت جنگه» در یادبود جان‌باختگان، موسیقی هم‌زمان سوگ را حمل می‌کند و اراده ایستادن را و انگار جامعه در همان صدا می‌گوید غم هست اما در برابر سرکوب و استبداد تسلیم نمی‌شود.

تصاویر رقص سوگ، از والدین تا جوانان، از نشانه‌های برجسته این دوره است. رقص در فرهنگ‌های مختلف ایران، در سوگ هم سابقه دارد؛ اما این‌بار در بسیاری از روایت‌ها، رقص به نشانه‌ای از «زنده نگه داشتن معنا» تبدیل شده است.

دست‌زدن‌های هماهنگ، پای‌کوبی‌های حزن‌آلود، دایره‌های رقص کنار مزار و حتی لحظه‌های از حال‌رفتن ناگهانی، تصویری عریان از سوگ بازماندگان است. در این اجراها، سوگ فقط اشک نیست و به زبان بدن معترض تبدیل می‌شود.

زنان و مردان سیاه‌پوش با چهره‌های گرفته، گاهی خاموش و گاهی همراه نوای ساز، می‌ایستند و می‌چرخند؛ مادری دستمال را می‌گرداند و بر سینه می‌زند، پدری رو به مزار می‌خواند و دست می‌کوبد، خواهری با کل‌کشیدن سکوت را می‌شکند و برادری قاب عکس جان‌باخته را در جمع می‌گرداند.

این زبان بدن مردمی است که داغ را آشکارا زندگی می‌کنند؛ وقتی واژه‌ها کم می‌آورند، همین حرکات خشم، دلتنگی و اراده ادامه‌دادن را کنار هم می‌نشاند.

در برخی مراسم‌ها شکل‌های مشخص رقص محلی هم دیده می‌شود؛ از جمله اجرای «تک‌دست» مازندرانی از سوی دوستان و هم‌تیمی‌ها، یا گونه‌های مختلف رقص در جنوب و غرب کشور.

کنار این‌ها، کل‌کشیدن نیز بارها شنیده شد؛ صدایی ریشه‌دار در آیین‌های شادی که در سوگ جوانان، یادآور آرزوهای ناتمام و شکستن سکوت تحمیل‌شده است.

پل‌برون، طبل چپ و «شادخوانی» در سوگ جوانان

در مناطق زاگرس‌نشین، آیین‌هایی مانند «پل‌برون» و نواختن طبل چپ از نشانه‌های سوگواری سنگین به شمار می‌آیند.

قیچی کردن موی بافته زنان و نواختن طبل چپ که خلاف ریتم‌های شادی و عروسی است، اعلام عزایی استثنایی و غمی فراتر از سوگ معمول را بازنمایی می‌کند.

با این حال، در سوگ جوانانی که در جریان اعتراضات جان‌باخته‌اند، این قاعده در مواردی آگاهانه وارونه شده است.

به جای طبل چپ و ریتم اندوه مطلق، دهل و ساز شادی نواخته می‌شود و قطعاتی خوانده می‌شود که در سنت محلی به آیین‌های عروسی تعلق دارد؛ نه برای سبک کردن مرگ، بلکه برای برجسته کردن معنای جان‌باختن در روایت بازماندگان، جان‌دادنی که با مفاهیمی چون آزادی، وطن و ادامه راه برای رسیدن به شادی گره می‌خورد.

این وارونگی آیینی خود به زبانی اعتراضی بدل می‌شود؛ پاسخی جمعی به تلاشی از سوی حکومت که می‌کوشد مرگ را به ابزار خاموش کردن صدا و تولید ترس تبدیل کند و اعلامی روشن که این سوگ قرار نیست به انزوا و تسلیم ختم شود.

در ادامه همین منطق، در برخی مراسم‌، چهلم جان‌باختگان به آیین‌های زندگی پیوند خورده است: عروسی نمادین، لباس دامادی و تور عروس، چرخاندن خنچه، پخش نقل و شیرینی، بریدن کیک تولد یا برگزاری تولد هم‌زمان با چهلم.

این کنش‌ها سوگواری را از قالب مرسوم بیرون می‌کشد و مستقیما قدرت حاکم را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید شما فقط یک نفر را نکشته‌اید و یک زندگی را نابود کرده‌اید و ما این زندگی نابود شده را در برابر چشم همگان می‌گذاریم.

در برخی روایت‌ها، مادران و خانواده‌ها صریح می‌گویند «برای عروسی بچه‌ام دست بزنید»؛ لحظه‌ای که دست زدن از واکنشی عاطفی به کنشی سیاسی بدل می‌شود و در برابر پروژه‌ای می‌ایستد که می‌خواهد سوگ را به سکوت تقلیل دهد.

  • پیام مخاطبان: حکومت برای توقف رقص سوگ و شعار مداح اجباری به چهلم جاویدنامان می‌فرستد

    پیام مخاطبان: حکومت برای توقف رقص سوگ و شعار مداح اجباری به چهلم جاویدنامان می‌فرستد

نمادهای تازه اعتراض؛ از «موشعلی» تا بازتولید حافظه جمعی

در برخی شهرها، استفاده از عروسک نمادین «موشعلی» و سوزاندن آن به یکی از جلوه‌های تازه زبان اعتراض بدل شد؛ کنشی که با فروکاستن نماد قدرت به یک تصویر کاریکاتوری و قابل نابودی، اقتدار رسمی را به سخره می‌گیرد و هیبت آن را می‌شکند. کنشی که نماد قدرت را به سخره می‌گیرد و از سطح شعار به سطح اجرا می‌برد.

واکنش تند نیروهای حکومتی به همین نماد در دانشگاه صنعتی شریف و تلاش برای پایین کشیدن آن نشان می‌دهد مساله فقط یک عروسک نیست. حساسیت حکومت به چنین نشانه‌هایی بیانگر آن است که نمادها می‌توانند ترس را فرسوده و روایت مسلط را کم‌اثر کنند؛ به همین دلیل با واکنشی سریع و خشن مواجه می‌شوند.

در سطحی دیگر، فراگیر شدن ویدیوی «سپهر بابا کجایی؟» و سپس نامگذاری نوزادان تازه متولد شده با نام «سپهر» به شکلی از مقاومت نرم و تلاشی برای امتداد دادن یاد جان‌باختگان در زندگی روزمره بدل شد.

کنش‌های نمادین مرتبط با «گل»، از گلباران مزار و بردن شاخه گل و رقصاندن آن در دست گرفته تا ریختن گل در جریان مراسم و تشویق جان‌باختگان به‌عنوان قهرمانان جمعی نیز در بسیاری از این مراسم‌ تکرار شد.

در برخی موارد، این آیین‌ها از گورستان‌ها فراتر رفت و محل جان‌باختن جاویدنامان نیز گل‌باران شد تا صحنه مرگ به بخشی از حافظه عمومی تبدیل شود.

در کنار این‌ها، آزاد کردن کبوترها یا پرندگان نیز در شماری از این مراسم‌ دیده شد؛ نشانه‌ای ساده اما پرمعنا از آرزوی رهایی در لحظه‌ای که حکومت می‌کوشد مرگ را به ابزار ایجاد ترس بدل کند.

این زبان تازه بی‌هزینه نماند و گزارش‌ها از احضار و تهدید خانواده‌ها، تلاش برای جلوگیری از شعار، فشار برای پذیرش روایت رسمی «شهید» و حتی تهدید به تعویض سنگ مزار حکایت دارد.

در مواردی نیز مداحان حکومتی به برخی مراسم‌ فرستاده شدند تا فضا را از موسیقی، همخوانی و تشویق به سمت روضه‌خوانی رسمی سوق دهند؛ تلاشی برای بی‌خطر کردن سوگی که ماهیتا اعتراضی شده است.

این برخوردها نشان می‌دهد مساله اصلی برای حکومت، خود مراسم‌ نیست، بلکه معنایی است که این یادبودها در حافظه عمومی پیدا می‌کنند.

چرا این شکل از سوگواری اثرگذار شد؟

مراسم‌ چهلم و یادبود فقط حامل پیام سیاسی نبودند و به شکل‌گیری پیوندهای اجتماعی کمک کردند و مردم کنار هم ایستادند بی‌آنکه سازمان‌دهی رسمی یا دستور متمرکزی در کار باشد.

این رفت‌وآمدها و کنار هم ایستادن‌های مکرر، به‌تدریج نوعی اعتماد میان افراد شکل داد که در فضای فشار و ناامنی، به یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های اجتماعی بدل می‌شود.

چهلم‌ها هم‌زمان مجالی برای انتقال تجربه بودند؛ جایی که نسل‌ها کنار هم قرار گرفتند، روایت‌ها شنیده و بازگفته شد و خاطره از سطح فردی به حافظه‌ای مشترک منتقل شد.

در بسیاری از این مراسم‌، نوعی نظم درونی و خودخواسته، مانند توجه به خانواده داغدار، حفظ حرمت مراسم و مراقبت از یکدیگر که نشان‌دهنده توان جامعه برای خودتنظیمی در شرایط محدودیت است، دیده می‌شود.

آنچه در یادبودهای جاویدنامان اعتراضات دی‌ماه شکل گرفت، نشان داد سوگواری به زبانی چندلایه بدل شده که معنا را فراتر از قالب‌های مرسوم منتقل می‌کند و روایتی جمعی می‌سازد که حافظه، مطالبه عدالت و ادامه اعتراض را زنده نگه می‌دارد.