چه کسانی در حالی که ترامپ گزینه حمله به ایران را بررسی میکند، نظر میدهند؟
شبکه سیبیاسنیوز در گزارشی نوشت در حالی که آمریکا همزمان در حال مذاکره هستهای با حکومت ایران است، دونالد ترامپ گزینه انجام حملات نظامی محدود علیه جمهوری اسلامی را نیز بررسی میکند و در داخل دولت او مشورتهای فشردهای در جریان است. به گفته یک متحد ترامپ که بهصورت ناشناس با سیبیاس گفتوگو کرده، روند تصمیمگیری در کاخ سفید بیشتر «مجموعهای از بهروزرسانیها» برای رییسجمهوری است تا یک مباحثه و تبادلنظرهای ایدئولوژیک؛ بهگونهای که ترامپ پس از هر گزارش و تحول، گزینههای خود را میسنجد و هنوز مشخص نیست در نهایت چه مسیری را انتخاب خواهد کرد.
سیبیاس گزارش داد مقامهای ارشد امنیت ملی به ترامپ اطلاع دادهاند ارتش میتواند از روز شنبه برای حمله احتمالی آماده باشد، هرچند جدول زمانی اقدام ممکن است به هفتههای آینده کشیده شود. در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه، بهطور علنی بر تمرکز بر مذاکرات تاکید کرده و گفته است «اگر مسیر تغییر کند، برای همه آشکار خواهد شد». به گفته منابع آگاه، روبیو هر دو سوی استدلال - دیپلماسی و اقدام نظامی - را برای ترامپ تشریح کرده و پیت هگست، وزیر جنگ، نیز گزینههای نظامی و زمان آمادهسازی نیروها را ارائه داده است؛ نیروهایی که انتظار میرود تا اواسط مارس بهطور کامل در منطقه مستقر شوند.
در این گزارش آمده است جرد کوشنر، داماد ترامپ، بهعنوان «مسئول محوری» در تدوین چارچوب احتمالی یک توافق دیپلماتیک نقش دارد، در حالی که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، در جلسات خصوصی ترجیح خود را برای پرهیز از حمله نظامی اعلام کرده است. جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی ترامپ، نیز به سیبیاس گفته است هنوز روشن نیست ترامپ درباره اهداف نهایی خود تصمیم گرفته باشد، اما احتمال میدهد در نهایت برای «تثبیت خط قرمزی که در جریان اعتراضات ترسیم کرده» به استفاده از نیروی نظامی روی آورد.
وبسایت اکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد دولت دونالد ترامپ آماده بررسی پیشنهادی است که به حکومت ایران اجازه «غنیسازی نمادین» اورانیوم بدهد، مشروط بر آنکه هیچ مسیر عملی برای دستیابی به سلاح هستهای باقی نماند. به گفته این مقام، موضع رسمی ترامپ همچنان «صفر غنیسازی در خاک ایران» است، اما اگر تهران بتواند با جزئیات فنی ثابت کند سطح محدودی از غنیسازی تهدیدی ایجاد نمیکند، واشینگتن آن را بررسی خواهد کرد. این گزارش همچنین تاکید میکند سطح انتظار آمریکا از پیشنهاد مکتوب جمهوری اسلامی بسیار بالاست و باید بتواند تردیدها در داخل دولت ترامپ و میان متحدان منطقهای را برطرف کند.
اکسیوس در عین حال فاش کرد گزینههای نظامی متعددی به ترامپ ارائه شده که یکی از آنها شامل هدف قرار دادن علی خامنهای و پسرش مجتبی است. دو منبع به این رسانه گفتهاند چنین طرحی هفتهها پیش به رییسجمهوری آمریکا ارائه شده، هرچند هنوز تصمیمی برای اجرای آن گرفته نشده است. یک مشاور ارشد ترامپ به اکسیوس گفت: «برای هر سناریویی گزینه دارند» و تاکید کرد حتی نزدیکترین مشاوران نیز از تصمیم نهایی ترامپ مطلع نیستند. این رسانه همچنین نوشت میانجیهای عمانی و قطری به دو طرف پیام دادهاند هر توافقی باید بهگونهای باشد که هم آمریکا و هم حکومت ایران بتوانند آن را «پیروزی» معرفی کنند و برای کشورهای خلیج فارس و اسرائیل نیز قابلقبول باشد.
همزمان با برگزاری مراسم چهلم جانباختگان اعتراضات در ۲۸ بهمن در مشهد، آرین نباتی، نوجوان ۱۸ ساله، در بولوار پیروزی هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت.
منابع نزدیک به خانواده گفتند او بر اثر اصابت سه گلوله کشته شد. به گفته آنان، پس از انتقال پیکر به بیمارستان، علت فوت به دستور مقامهای امنیتی «تصادف» اعلام شد، اما برخی کارکنان درمانی از اصابت گلوله خبر دادند.
بر اساس پیامهای منتشرشده، خانواده حوالی نیمهشب از مرگ او باخبر شدند. با اصرار مادر، تنها او اجازه دیدن پیکر را یافت و گفته است چهره فرزندش بهشدت آسیب دیده بود.
خانواده به نزدیکان خود گفتهاند که تهدید شدهاند از هرگونه اطلاعرسانی خودداری کنند و مطالبی در اینستاگرام منتشر نکنند و فقط از واژه «ناکام» استفاده کنند.
به گفته شاهدان، در جریان مراسم خاکسپاری برخی حاضران کل کشیدند و موسیقی پخش کردند، اما ماموران با قطع موسیقی اقدام به پخش مداحی کردند و از حاضران فیلمبرداری کردند. این مراسم با حضور گسترده نیروهای امنیتی و تحت تدابیر شدید برگزار شد.
با وجود شایعات درباره اعدام، منابع نزدیک به خانواده تاکید کردند او با شلیک گلوله به سر کشته شده است.
به گفته پدرش، زمانی که لوله تنفسی در دهانش بود، گلوله آخر شلیک شد. این تنها یکی از روایتهایی است که از سرکوب اعتراضات دی ماه در ایران منتشر میشود.
سام افشاری ۱۷ ساله پس از آنکه ۱۸ دی ماه در جریان اعتراضات حوالی میدان مهران در منطقه عظیمیه کرج هدف گلوله قرار گرفت، به بیمارستان مدنی منتقل شد. شاهدان بعداً به خانوادهاش گفتند پزشکان در تلاش برای نجات او بودند و وقتی از او نامش را پرسیدند، هنوز هوشیار بود.
پرویز افشاری، پدر سام، در گفتوگو با پادکست انگلیسی ایراناینترنشنال، «چشمانداز ایران»، گفت: «لوله تنفسی در دهانش بود. آمدند و به او شلیک کردند. یک گلوله آخر.»
ماریا ام. استنرگارد، وزیر خارجه دولت سوئد، با اشاره به «بسیار نامطمئن» بودن تحولات در ایران و منطقه، بر توصیه وزارت امور خارجه این کشور مبنی بر خودداری از هرگونه سفر به ایران تاکید کرد و از شهروندان سوئدی حاضر در ایران خواست هرچه سریعتر این کشور را ترک کنند.
او اعلام کرد که هنوز امکان خروج از ایران از طریق پروازها و گذرگاههای مرزی وجود دارد و شهروندان نباید در این زمینه تعلل کنند. به گفته او، مسئولیت ماندن در ایران بر عهده افراد است و وزارت خارجه سوئد قادر به اجرای عملیات تخلیه از ایران نخواهد بود.
به گفته پدرش، زمانی که لوله تنفسی در دهانش بود، گلوله آخر شلیک شد. این تنها یکی از روایتهایی است که از سرکوب قیام دی ماه در ایران منتشر میشود.
سام افشاری ۱۷ ساله پس از آنکه ۱۸ دی ماه در جریان اعتراضات حوالی میدان مهران در منطقه عظیمیه کرج هدف گلوله قرار گرفت، به بیمارستان مدنی منتقل شد. شاهدان بعداً به خانوادهاش گفتند پزشکان در تلاش برای نجات او بودند و وقتی از او نامش را پرسیدند، هنوز هوشیار بود.
پرویز افشاری، پدر سام، در گفتوگو با پادکست انگلیسی ایراناینترنشنال، «چشمانداز ایران»، گفت: «لوله تنفسی در دهانش بود. آمدند و به او شلیک کردند. یک گلوله آخر.»
آن روز، اعتراضات در سراسر ایران گسترش یافت و معترضان برای پایان دادن به جمهوری اسلامی به خیابانها آمدند. سام نیز یکی از آنها بود.
پدرش گفت: «آنها برای ایرانی آزاد رفتند. با دست خالی برای اعتراض بیرون رفتند، اما با گلوله در پشت سر و پشتشان به خانه بازگشتند.»
سام تنها فرزند او بود؛ فقدانی غیرقابل تصور که به گفته پدرش، بسیاری از خانوادههای ایرانی اکنون در تلاشاند آن را درک و توضیح دهند.
سام در سال ۱۳۸۷ در کرج متولد شد و چند هفته پیش از مرگش ۱۷ ساله شده بود. او در رشته شبکههای کامپیوتری تحصیل میکرد و امیدوار بود تحصیلاتش را در خارج از کشور ادامه دهد.
پدرش که از آلمان صحبت میکرد، گفت: «قرار بود امسال به اینجا بیاید تا کارهای مدارکش را انجام دهیم. میخواست ادامه تحصیل بدهد، به دانشگاه برود و مهندسی کامپیوتر بخواند.»
او سام را جوانی شاد و بلندپرواز توصیف کرد: «خیلی شوخی میکرد. خیلی با هم میخندیدیم. همیشه تماس تصویری داشتیم و درباره آینده حرف میزدیم.»
او افزود: «فکر نمیکنم به خاطر فقر بیرون رفت. به خاطر باورهایش رفت. دموکراسی و آزادی بیان میخواست.»
کودکی سام افشاری
بر اساس روایتهایی که خانواده بعداً جمعآوری کردند، سام از پشت و نزدیک یک پاسگاه پلیس امنیت در میدان مهران هدف گلوله قرار گرفت. ساکنان ساختمانی نزدیک تلاش کردند نوجوان زخمی را به پارکینگ بکشند تا از او محافظت کنند.
پدرش گفت نیروهای امنیتی کمی بعد رسیدند و او را با خود بردند: «بچهام را با خودشان بردند.»
بعدتر یکی از کارکنان بیمارستان به خانواده اطلاع داد سام همراه دیگر مجروحان به بیمارستان مدنی منتقل شده است. شاهدان گفتند وقتی کادر درمان از او نامش را پرسیدند، پاسخ داد «سام»، که نشان میداد هنوز هوشیار است.
چند ساعت بعد، او جان باخت.
پدرش گفت: «در بیمارستان با شلیک به پشت سرش کارش را تمام کردند. گلوله از گونهاش بیرون آمد.»
به دلیل قطع اینترنت در جریان ناآرامیها، افشاری میگوید تا چند روز بعد که ارتباطات موقتاً برقرار شد، از آنچه رخ داده بود باخبر نشد. اعضای خانواده بیمارستانها و سردخانهها را جستوجو کردند تا اینکه برادرش نام «سام افشاری» را در فهرست جانباختگان در سردخانه بهشت سکینه کرج پیدا کرد.
وقتی مادر سام برای شناسایی پیکر آورده شد، به دلیل شدت جراحات ابتدا نتوانست او را بشناسد.
پدرش گفت: «یک طرف صورت بچهام نابود شده بود. پشت سرش هم همینطور.»
او تنها پس از آنکه از مسئولان خواست خالکوبی روی سینهاش با واژه «Mother» به خط لاتین را نشان دهند، توانست هویت او را تایید کند. «وقتی خالکوبی را دیدند، فهمیدند بله، متاسفانه خودش است، سام.»
به گفته خانواده، مقامات ابتدا دستور داده بودند سام شبانه و در منطقهای دورافتاده دفن شود. پس از مذاکره و پرداخت پول، بستگان توانستند اجازه دفن او را نزدیکتر به کرج بگیرند، اما فضای قبرستان بسیار محدود بود.
پدرش گفت: «اینقدر قبر بود که گفتند اصلاً جا نیست.»
در گورستان کلک بالا در کرج، سام بالای پیکر یک معترض جوان دیگر دفن شد، زیرا قطعات زمین پر شده بود.
افشاری گفت: «زیر قبرش یک جاویدنام دیگر است، امیر بیاتی، و بالای او پسرم سام افشاری.»
مزار جاویدنام امیر بیاتی
خویشاوندان از سالنهای سردخانهای سخن گفتند که مملو از اجساد بود و کامیونهای یخچالدار بیرون منتظر بودند، صحنههایی که به گفته آنها نشاندهنده ابعاد مرگومیر در روزهای پس از سرکوب بود.
«او ایرانی آزاد میخواست» در ادامه گفتوگو، اندوه افشاری به خشم و درخواست پاسخگویی بدل شد.
او گفت: «دیگر وقت اشکهای من نیست. حالا خشم دارم. اگر هیچ اتفاقی نیفتد، خون بچههای ما پایمال میشود. مردم ما - ۹۰ میلیون انسان - حالا گروگاناند. گروگان جمهوری اسلامی.»
او از جامعه بینالمللی خواست سکوت نکند: «جمهوری اسلامی تروریست باید پایان یابد.»
در سراسر گفتوگو، او بارها به آیندهای بازگشت که پسرش هرگز نداشت.
گفت: «او رویاهای زیادی داشت و من هم رویاهای زیادی برایش داشتم. این بچه را با هزاران رویا دفن کردیم.»
برای افشاری، داستان همانجا پایان مییابد که آغاز شد، با نوجوانی که برای آیندهای متفاوت از خانه بیرون رفت.
پدرش گفت: «او برای ایرانی آزاد رفت. و ما بهجایش او را دفن کردیم.»