خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران، در گفتوگو با ایران اینترنشنال گفت افزایش توجه واشینگتن و افکار عمومی جهانی به مسئله ایران، نتیجه مبارزات مردم و سرکوبهای جمهوری اسلامی است و در صورت ناکامی مذاکرات، گزینههای دیگری روی میز خواهد بود.
او افزود در مرحله فعلی، هم واشینگتن و هم افکار بینالمللی در معادلات امنیتی جهانی تلاش میکنند از طریق گفتوگو و مذاکره، جمهوری اسلامی را متقاعد کنند که «حداقل در رابطه با برنامه هستهای خودش عقبنشینی کند.»
تیم بسکتبال دانشگاه واترلو در استان انتاریو کانادا، در پی کشتار بیسابقه مردم ایران به دست جمهوری اسلامی با پیراهنهای سیاه با پیام «کمک به ایران و مردم آن» وارد زمین شدند.


در روزهای گذشته تقریبا همه کشورهای خاورمیانه بهطور کمسابقهای بهدنبال جلوگیری از شروع جنگی گسترده بین جمهوری اسلامی و آمریکا بودهاند. آنها چنین جنگی را بهعنوان وضعیت باخت-باخت میفهمند.
این اجماع لفظی تصادفی نیست؛ حاصل تجربه یک دهه جنگهای منطقهای، فشار افکار عمومیِ خسته از درگیری و ترس از ثباتی است که جنگ میتواند در مرزها و خیابانهای آنها ایجاد کند.
در راستای میانجیگری میان دو کشور، ترکیه، عمان، قطر، عربستان و مصر در این مدت نقش فعالی داشتهاند. جمهوری اسلامی بهواسطه تهدیدهایی که برای جنگ منطقهای، در صورت حمله آمریکا انجام داده، در تلاش است تا از نگرانیهای این کشورها در حوزههای مختلف استفاده کند و با تاسی به قدرت چانه زنی آنها، منطقه حائل دیپلماتیکی برای خود بسازد تا از آسیب احتمالی بگریزد یا میزان خسارت بر خورد را کمتر کند.
جمهوری اسلامی در حالی چنین تلاشی را انجام میدهد که اکثر این کشورها با آمریکا روابط بهتری دارند. آنها اما ضمن بد دانستن جنگ، خطر آن را بسیار جدی میبینند و در صورت بروز جنگ احتمالا بازیگران منفعل و همکاران غیرمستقیم آمریکا خواهند بود.
از مرز تا ترانزیت
بخشی از نگرانی کشورهای منطقه مربوط به مرزها و راههای ترانزیتی است. ترکیه بارها بر این دغدغه مرزی خود تاکید کرده و حتی بهدنبال ایجاد یک منطقه حائل در مرز است.
با این حال، ترکیه یکی از بیشترین مراودات منطقهای را با تهران دارد. آنکارا در هفتههای اخیر دیپلماسی قابل توجه منطقهای و بینالمللی را برای بازداشتن طرفین از جنگ ایجاد کرده است. مقامات مختلف این کشور بارها از تاثیرات مخرب جنگ در منطقه سخن گفته و به جای آن از دیپلماسی حرف زدهاند.
رجب طیب اردوغان چندین بار تاکید کرده که آنکارا جنگ جدیدی در خاورمیانه نمیخواهد و برای جلوگیری از آن تلاش میکند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه این کشور نیز اگرچه در آخرین اظهار نظر خود در ۹ فوریه گفت «تهدید فوری جنگ» را نمیبیند، اما هشدار داد که وضعیت جنگ و مذاکره همگام با هم در حال حرکت هستند. او تاکید کرد که حملات هوایی علیه ایران نه رژیم را ساقط میکند و نه بحران هستهای را حل میکند. او راه حل را در مذاکره مرحله به مرحله دو کشور میداند.
اگر با وجود این تلاشها جنگ آغاز شود، احتمالا ترکیه در سطح رسمی بیطرف خواهد ماند و اجازه استفاده از حریم زمینی و هواییاش را برای عملیات تهاجمی مستقیم علیه ایران نخواهد داد.
با این حال، ترکیه همکاریهای اطلاعاتی و لجستیکی محدود با آمریکا را بهشکل غیرعلنی ادامه میدهد و پایگاه اینجیرلیک همچنان یکی از مقرهای امن آمریکا باقی خواهد ماند.
همزمان، آنکارا نقش میانجی فعالتری خواهد گرفت تا آتشبس یا «توافق موقت» را تثبیت کند. انگیزه اصلی ترکیه از این اقدامات، جلوگیری از موج جدید پناهجویان و ممانعت از سرریز تحرکات قومی (بهویژه در مناطق کُردنشین) به مرزهای خود است.
همپای ترکیه مصر نیز بهرغم فاصله جغرافیایی، بهدلیل وابستگی حیاتی به امنیت کانال سوئز و دریای سرخ، عمیقا نگران تبعات جنگ است. قاهره در دیپلماسی فعال اخیر خود با محوریت بدر عبدالاطی، وزیر امور خارجه این کشور، بر ضرورت راهکارهای سیاسی برای جلوگیری از سرریز بحران به شریانهای اقتصادیاش تاکید کرده است.
در صورت وقوع جنگ، اگرچه مصر از نظر سیاسی همسو با واشنگتن و متحدان عربی باقی میماند، اما با پرهیز از مداخله نظامی، توان خود را صرف تامین امنیت کشتیرانی، مهار افکار عمومی و فشارهای بینالمللی برای آتشبس خواهد کرد تا مانع از انحراف منابع مالی محدودش به سوی یک درگیری فرسایشی و احیای فعالیت گروههای افراطی در منطقه شود.
کشورهای خلیج فارس
در نقشه شطرنج سیاسی خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج فارس نه بهعنوان تماشاگر، بلکه در قامت بازیگرانی فعال ظاهر شدهاند که بقای امنیتی و شکوفایی اقتصادی خود را در گرو مهار تقابل میان ایران و آمریکا میبینند.
عمان، نقش کلاسیک «میانجی بیطرف» را بازی میکند. مسقط افزایش تنش را خطری حیاتی برای اقتصاد و ثبات داخلیاش میبیند. عمان در بیانیههای رسمی اخیر، از یمن تا حملات آمریکا و تشدید جنگ غزه و لبنان، بارها از «نگرانی عمیق» نسبت به هرگونه تشدید تنش نظامی در منطقه و پیامدهای آن بر امنیت خلیج فارس و آزادی ناوبری صحبت کرده و راهحل نظامی را رد کرده است و به خاطر همین، پایگاهی برای مذاکرات تهران و واشینگتن شده است.
اولویت مسقط حفظ وضعِ «بحرانِ قابلمدیریت» است، نه جنگ تمامعیار که ثبات مالی و جایگاه لجستیکی عمان را در هم بشکند، نه صلح کامل که نقش میانجیگرانهاش را بیرنگ کند.
در میان کشورهای خلیجفارس قطر وضعیتی ویژه دارد؛ از یکسو نزدیکترین شریک نظامی آمریکا در منطقه است و از سوی دیگر روابط قابل توجهی با جمهوری اسلامی دارد. مقامات قطری در مواضع رسمی اخیر، بارها هشدار دادهاند که هرگونه تشدید درگیری میان آمریکا و ایران برای منطقه «فاجعهبار» خواهد بود.
محمد بن عبدالرحمان آلثانی وزیر امور خارجه قطر، معتقد است که چنین جنگی به مرزهای دو کشور محدود نمیشود و به کل خلیج فارس آسیب میزند. از این رو قطر بهدنبال میانجیگری است.از سوی دیگر قطر به خاطر آنکه یکبار هزینه عینی این تنش را پرداخته است معتقد است که در بروز صورت جنگ، صرفا «ناظر امن» نخواهد بود. اگر جنگی درگیرد، قطر از یکسو طبق تعهدات دفاعی، پایگاه العدید را در اختیار عملیات آمریکا خواهد گذاشت و در کنار آن آمریکا نیز تعهد محافظت از این کشور را داده است.
با این حال به نظر میرسد که در محاسبه دوحه، هر موشکی که به سمت این پایگاه یا زیرساختهای گازی و تاسیسات LNG شلیک شود، مستقیما مدل اقتصادی و حتی بقای سیاسیاش را تهدید میکند.
عربستان سعودی، بعد از سرمایهگذاریهای بسیار اخیر خود نسبت به جنگ احتمالی رویکردی محتاطتر دارد و اولویت را به مهار تنش داده است. محمد بن سلمان در تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، بر «ضرورت پرهیز از هر اقدامی که به تشدید تنش منجر شود» تاکید کرده و همزمان به واشینگتن پیام داده که ریاض مایل نیست خاک یا حریم هواییاش برای حمله به ایران بهکار گرفته شود.
در همین چارچوب، وزیر امور خارجه سعودی علنا از مذاکرات آمریکا و ایران در عمان حمایت کرده و آن را مؤثرترین مسیر برای کاهش تنش معرفی کرده است.
در صورت جنگ، احتمالا رفتار عربستان ترکیبی خواهد بود از همراهی سیاسی با واشینگتن، حداکثرسازی چتر دفاع هوایی و موشکی بر فراز تاسیسات نفتی و تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از واردشدن ضربه مستقیم ایران به خاک سعودی؛ خاطره حملات به آرامکو هنوز در حافظه امنیتی ریاض جای دارد و میتواند از این موقعیت علیه جمهوری اسلامی و برای حفاظت از منافع خود بهرهبرداری کند.
نگران از ایران، وابسته به آمریکا
اکثر کشورهای خاورمیانه با وجود اختلافات بسیار با جمهوری اسلامی، مخالف جنگاند نه بهخاطر صلحطلبی انتزاعی، بلکه در تلاقی وابستگی به آمریکا و آسیبپذیری در برابر ایران و بازارهای جهانی.
از یکسو میزبان پایگاهها، سرمایهها و تضمینهای امنیتی آمریکا هستند و از سوی دیگر، در تیررس موشکها، پهپادها و شبکههای نیابتی ایران. جنگ میتواند همزمان قیمت نفت را بالا ببرد که در کوتاهمدت برای برخیشان سودآور است، اما در میانمدت، ریسک تخریب تاسیسات انرژی، اخلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز و سوئز، و فرار سرمایه را افزایش میدهد.
رهبران این کشورها با محاسبه هزینه–فایده به این نتیجه رسیدهاند که یک «بحران کنترلشده» با تهدید و مذاکره، برایشان بسیار قابلتحملتر از یک جنگ کنترلنشده است.
کشورهای منطقه امروز در پی «مدیریت تنش» هستند تا از سرریز بحران به پروژههای داخلی خود جلوگیری کنند. نقش این بازیگران بهعنوان «ضریبقدرتِ» دیپلماسی، با کاهش هزینه سیاسیِ مذاکره، فرصت «عقبنشینی آبرومندانه» را برای تهران و واشینگتن فراهم میکند.
با این حال، اگر جرقه جنگ زده شود، واکنش غالب این کشورها نه اتحاد نظامی کامل با یک طرف، بلکه تلاش برای محدودسازی دامنه درگیری و حفاظت از زیرساختهای خود خواهد بود.
منطق دوگانه «وابستگی به آمریکا» و «هراس از آسیبپذیری در برابر ایران»، آنها را به میانجیگرانی محتاط تبدیل کرده است؛ اما این موضع تا زمانی پایدار میماند که شعلههای جنگ، منافع حیاتی و ثبات اقتصادیشان را مستقیما هدف نگیرد. در صورت خروج درگیری از کنترل، به احتمال بسیار میل این کشورها به همسویی با فشارهای بینالمللی علیه تهران، بر تمایلشان به میانجیگری غلبه خواهد کرد.
با تشدید بحران اقتصادی و سرکوب، گرانی مواد غذایی و دارویی زندگی مردم را سختتر کرده. گزارشها از کمبود روغن، گرانی لبنیات و عبور قیمت برخی برنجها از نیممیلیون تومان بهازای هر کیلو خبر میدهند.
گفتوگو با اشکان نظامآبادی، روزنامهنگار
در سالگرد انقلاب اسلامی و راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن، به روشهای مختلفی درباره «انقلاب ملی ایرانیان» صحبت شد؛ برای نخستین بار بعد از انقلاب ۵۷، نام پهلوی و احتمال به قدرت رسیدنش بهعنوان یکی از گزینهها مطرح و با مردم در میان گذاشته شد.
گفتوگو با فروغ کنعانی، پژوهشگر جامعهشناسی

فدراسیون آموزش بینالملل و اتحادیه آموزش و علم آلمان در بیانیههایی ضمن محکوم کردن دوباره کشتار معترضان در ایران، از معلمان و تشکلهای صنفی آنان در قبال فشارهای امنیتی و قصایی جمهوری اسلامی حمایت کردند.
فدراسیون آموزش بینالملل بهعنوان بزرگترین تشکل صنفی آموزشی در جهان، دوباره بر حمایت رسمی و علنی خود از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تاکید کرد.
در این بیانیه از اتحادیههای عضو فدراسیون آموزش بینالملل خواسته شده است تا از معلمانی که بهدلیل دفاع از آموزش عمومی باکیفیت، حقوق صنفی و آزادیهای بنیادین، با سرکوب، بازداشت و خشونت سازمانیافته روبهرو هستند، همبستگی نشان دهند.
این فدراسیون نوشت: «در شرایطی که معلمان، دانشآموزان و اعضای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران همچنان بهدلیل دفاع از حقوق خود در زمینه آزادی بیان و تجمع مسالمتآمیز با تهدید، بازداشت و اقدامات تلافیجویانه روبهرو هستند، همبستگی شما اهمیت دارد.»
در این بیانیه از اتحادیههای عضو خواسته شده است تا «پیام کوتاهی در حمایت از آنان ارسال کنید تا تأکید شود که آموزگاران و اتحادیههایشان در مبارزه برای دموکراسی، آزادی تشکلیابی، کرامت انسانی و عدالت جنسیتی در کنار آنان ایستادهاند.»
بیانیه اشاره میکند: «مطالبات اجتماعی و صنفی بهصورت سیستماتیک جرمانگاری شده و دستگاه قضایی و امنیتی تمامی اشکال اعتراض را سرکوب میکند.»
فدراسیون آموزش بینالملل به نقل از گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نوشت که پس از کشتار گسترده غیرنظامیان در روزهای ۱۸و ۱۹دیماه، «فعالان صنفی معلمان بازداشتشده تحت شکنجه، اعترافات اجباری و محاکمه بدون دسترسی به وکیل قرار گرفتهاند. بازداشتشدگان با آزارهای شدید جسمی و روانی، حبس طولانیمدت در انفرادی، محرومیت از خدمات پزشکی و تهدید خانوادههایشان مواجه هستند.»
در بیانیه فدراسیون اشاره شده است در میان دهها هزار غیرنظامی کشتهشده در جریان اعتراضات، کودکان و دانشآموزان نیز حضور دارند.
فدراسیون آموزش بینالملل اضافه کرد: «هدف قرار دادن عمدی افراد زیر ۱۸سال، نقض فاحش حقوق بینالملل و حملهای مستقیم به بنیانهای جامعه است. همچنین مقامات حکومتی پزشکان، کارکنان درمانی و داوطلبانی را که به مجروحان خدمات درمانی ارائه دادهاند، هدف قرار داده و صرفاً بهدلیل نجات جان انسانها آنان را تحت شکنجه و اتهامات سنگین، از جمله اتهامات مستوجب مجازات اعدام، قرار دادهاند.»
در بیانیه به نقش مهم زنان در اعتراضات کنونی و پیشین ایران اشاره شده و آمده است که آنها بهدلیل مطالبه حقوق و آزادیهایشان با حملات و محدودیتهای خاص مواجه هستند.
فدراسیون همچنین با اشاره به «قطع گسترده اینترنت و خاموشیهای ارتباطی، که با هدف جلوگیری از مستندسازی انجام میشود»، افزود این موضوع «بازداشتشدگان را بیشازپیش منزوی کرده و دسترسی به حمایتهای حقوقی و اجتماعی را مسدود میکند.»
در این بیانیه اضافه شده است که بهدلیل تهدیدها و محدودیتها، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران هنوز قادر به مستندسازی کامل همه معلمان بازداشتشده نیست، اما تأیید شده است که دستکم ۱۵۲ کودک و ۹ معلم، از جمله دو معلم، کشته شدهاند و دستکم ۱۳ فعال صنفی معلمان و صدها کودک در بازداشت بهسر میبرند.
فدراسیون آموزش بینالملل تاکید کرد که اقدامات خشونتبار جمهوری اسلامی با تعهدات بینالمللیاش سازگار نیست؛ بهویژه با مقاولهنامههای بنیادین سازمان بینالمللی کار و میثاقهای بینالمللی حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
فدراسیون ضمن درخواست از اتحادیههای خود برای ابراز همبستگی با معلمان و فعالان صنفی آنان نوشت: «صدای شما و همبستگیتان، پیامی قدرتمند به همکاران ما در ایران خواهد رساند؛ اینکه شما تنها نیستید.»
اتحادیه آموزش و علم آلمان: دولت مرتس برای توقف اعدامها در ایران اقدام کند
اتحادیه آموزش و علم آلمان کشتار معترضان، بازداشت معلمان و نقض گسترده حقوق بشر در ایران را محکوم کرد و از دولت آلمان خواست اقدامات مشخص و فوری را در این زمینه انجام دهد.
این اتحادیه صنفی معلمان با استناد به گزارش مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره ایران، نوشت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، کشتاری علیه معترضان صورت گرفت که هزاران کشته برجای گذاشته است.
در این ارتباط، مایکه فینرن، رییس اتحادیه آموزش و علم آلمان، از وزیر امور خارجه آلمان خواست با قاطعیت برای توقف اعدامها اقدام کند و همچنین دسترسی ناظران بینالمللی به بازداشتشدگان و آزادی آنان را پیگیری کند.
اتحادیه آموزش و علم آلمان تاکید کرد که دولت فردریش مرتس باید برای حمایت از فعالان ایرانی در معرض تهدید، امکان صدور مجوز اقامت انسانی و سیاسی را فراهم آورد و اخراج پناهجویان به ایران را متوقف کند.
فینرن همچنین در نامهای به سفارت جمهوری اسلامی در آلمان، به «کشتار گسترده، ناپدیدسازی اجباری افراد و نقض سیستماتیک حقوق بشر» اعتراض کرد.
اتحادیه آموزش و علم آلمان اعلام کرد که همراه با آموزش بینالملل خواستار توقف فوری کشتار، بازداشت و شکنجه؛آزادی فوری و بیقیدوشرط رضا مسلمی و تمامی معلمان، دانشآموزان و فعالان صنفی؛ برقراری فوری و کامل دسترسی به اینترنت و سایر ابزارهای ارتباطی است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در این مورد نوشت موضعگیری رسمی اتحادیه معلمان آلمان نشان میدهد که سرکوب معلمان و دانشآموزان در ایران صرفاً یک مسئله داخلی نیست، بلکه موضوعی با ابعاد بینالمللی و مرتبط با تعهدات حقوق بشری دولت ایران است.
شورا نوشت گسترش همبستگی جهانی با معلمان ایران نشانهای از افزایش حساسیت جامعه بینالمللی نسبت به این وضعیت است و این حمایتها میتواند گامی مؤثر در مسیر پاسخگویی، توقف خشونت و آزادی معلمان و دانشآموزان بازداشتشده باشد.
در این ارتباط، محمد داوری، سخنگوی سازمان معلمان ایران، به سایت دیدهبان ایران گفت آمار دقیقی از شمار دانشآموزان و معلمان کشتهشده، بازداشتشده و مجروح در جریان اعتراضات سراسری وجود ندارد، اما «فقط میدانیم که آمار، بهویژه در میان دانشآموزان، بالاست.»
او افزود: «پژوهشی درباره حضور در تجمعات منتشر شده است که بعد از مشاغل آزاد، دانشآموزان بیشترین فراوانی را داشتهاند. این پژوهش نشان میدهد به همان نسبت، آمار جانباختگان و مصدومان دانشآموز نیز بالاست.»
داوری گفت: «تا جایی که من شنیدهام، جانباختن حدود ۲۰۰ دانشآموز راستیآزمایی شده است.»
پیشتر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۱۹ در بیانیهای اعلام کرد در جریان اعتراضات سراسری، دستکم ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدهاند.





