چهل و یکمین روز انقلاب ملی؛ مذاکرات مسقط و تداوم فضای امنیتی در ایران
چهلویکمین روز انقلاب ملی در شرایطی سپری شد که تحولات مرتبط با مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در مسقط، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داد. همزمان، ادامه سرکوب معترضان از سوی جمهوری اسلامی با محکومیت در داخل کشور و در سطح بینالمللی همراه شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، جمعه ۱۷ بهمن بهصورت غیرمستقیم در عمان مذاکره کردند.
بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، واسطه انتقال پیام میان تهران و واشینگتن در این گفتوگوها بود.
مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی تاکید کردند این مذاکرات صرفا محدود به پرونده هستهای بود.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، در ترکیب هیات مذاکرهکننده ایالات متحده در مسقط حضور داشت. یک منبع دیپلماتیک جمهوری اسلامی به رویترز گفت حضور فرمانده سنتکام میتواند «مذاکرات هستهای غیرمستقیم» میان ایران و آمریکا را به خطر بیندازد.
عراقچی ساعاتی پیش از مذاکره با آمریکا در ایکس نوشت جمهوری اسلامی با «چشمانی باز» و بدون از یاد بردن تجربههای یک سال گذشته مذاکره خواهد کرد.
مقامهای حکومت ایران نیز با تردید به گفتوگوهای مسقط نگریستند. اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، تاکید کرد مذاکرات عمان به جایی نخواهد رسید.
احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد، هم گفت: «مذاکرهای که بالای میزش اسلحه و هواپیماست، مضحکه سیاست آمریکا است.»
یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، رونمایی حکومت از موشک «خرمشهر-۴» را «پیامی روشن» به آمریکا و غرب توصیف کرد و افزود: «نشستن پای میز مذاکره به معنای عقبنشینی از قدرت نظامی نیست.»
احتمال رویارویی نظامی آمریکا و جمهوری اسلامی
پایگاه خبری واینت گزارش داد تومر بار، فرمانده نیروی هوایی و شلومی بیندر، رییس اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، نشستی طولانی و محوری را با تمرکز بر تکمیل آمادگیها و تایید طرحها برای اقدام احتمالی علیه جمهوری اسلامی به پایان رساندند.
به گزارش واینت، این نشست در چارچوب سناریو حمله آمریکا به ایران برگزار شده است؛ سناریویی که در آن، اسرائیل در صورت هدف قرار گرفتن از سوی جمهوری اسلامی، ممکن است وارد عمل شود.
بلومبرگ نوشت برخی شرکتهای مالک ابرنفتکشها بهدلیل نگرانی از تشدید تنشها میان آمریکا و جمهوری اسلامی و پیامدهای احتمالی آن برای امنیت کشتیرانی در منطقه، سرعت عبور کشتیهای خود از تنگه هرمز را افزایش دادهاند.
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از سوی یک وکیل دادگستری، الگوی مشابهی از فشار امنیتی و تحمیل اتهامات سنگین به معترضان بازداشتشده در شهرهای مختلف استان گیلان مشاهده شده است.
به گفته او، بسیاری از بازداشتشدگان هر دو روز یکبار از زندان به مراکز وابسته به اداره اطلاعات سپاه منتقل شده و تحت بازجوییهای فشرده قرار میگیرند.
این وکیل میگوید خانوادهها گزارش دادهاند که بازجویان معترضان را وادار میکنند به اتهاماتی چون «قتل مامور»، «حمل سلاح»، «ساخت مواد منفجره» یا «همکاری با شبکههای بیگانه» اعتراف کنند.
به گفته منابع، این اعترافگیریها با روشهای خشن از جمله کشیدن کیسه بر سر، ایجاد اختلال در تنفس و اعمال فشارهای شدید جسمی و روانی انجام میشود.
این گزارش در ادامه مجموعهای از روایتهای پیشین قرار میگیرد که از انتقال بازداشتشدگان به بازداشتگاههای غیررسمی، شکنجه، تهدید به اعدام و تحمیل سناریوهای امنیتی مشابه در استانهای مختلف ایران خبر میداد؛ الگویی که به گفته ناظران، با هدف پروندهسازی و مشروعیتبخشی به سرکوب گسترده اعتراضات دنبال میشود.
در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در مسقط، هاآرتص گزارش داده است که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت. هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
هاآرتص مینویسد آمریکا فعلاً از کنار تحریکات اخیر حکومت ایران در خلیج فارس و دریای عرب، از جمله اعزام پهپاد بهسوی شناورهای آمریکایی و تلاش برای توقیف نفتکش در تنگه هرمز، عبور کرده است. ترامپ همچنین با درخواست تهران برای انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان و محدود شدن دامنه مشارکت کشورها موافقت کرده؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشان میدهد کاخ سفید میخواهد مسیر دیپلماسی را- دستکم در کوتاهمدت - باز نگه دارد، حتی در حالی که آرایش گسترده نظامی آمریکا در نزدیکی ایران حفظ شده است.
به گزارش هاآرتص، خواستههای علنی واشینگتن بر توقف کامل برنامه هستهای ایران، خروج اورانیوم غنیشده از کشور و ممنوعیت دائمی غنیسازی داخلی متمرکز است. با این حال، پیامهای آمریکا درباره دو موضوع کلیدی دیگر- برنامه موشکهای بالستیک و حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی - متناقض بوده؛ مسائلی که اسرائیل آنها را حیاتی میداند و بیم دارد در مذاکرات نادیده گرفته شوند.
این روزنامه اسرائیلی تاکید میکند که حکومت ایران بهدنبال خرید زمان و کاهش تحریمهاست؛ تحریمهایی که اقتصاد کشور را بهشدت تضعیف کرده و جرقه اعتراضات گسترده دی ماه را زد، اعتراضاتی که با سرکوب خونین متوقف شد. هاآرتص با اشاره به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی مینویسد آمار قربانیان احتمالاً بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر است.
پنجم بهمن ماه، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در بخش دیگری از گزارش هاآرتص آمده است که تمرکز ترامپ بر توافق هستهای، عملاً خواسته معترضان ایرانی برای تغییر رژیم را نادیده میگیرد و حتی میتواند حکومت را تقویت کند؛ زیرا رفع تحریمها به تزریق منابع مالی تازه به تهران میانجامد. از دید مخالفان ایرانی، این رویکرد ممکن است ترامپ را بهعنوان رهبری ثبت کند که آنان را رها کرد- خیانتی که حتی از عملکرد باراک اوباما در قبال جنبش سبز ۱۳۸۸ نیز سنگینتر تلقی میشود.
هاآرتص مینویسد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آشکارا خواهان سرنگونی رژیم ایران است و این هدف را سالهاست تکرار میکند. با این حال، در شرایط کنونی به نظر میرسد ترامپ تنها به توافق هستهای میاندیشد، نه تغییر رژیم. در عین حال، نگرانی اصلی تلآویو آن است که حتی در صورت امضای توافقی سختگیرانه، ترامپ یا دولتهای پس از او ارادهای برای اجرای دقیق آن نداشته باشند.
این گزارش میافزاید اسرائیل در عرصه عمومی درباره بحران ایران سکوتی کمسابقه اختیار کرده، اما در محافل داخلی، بخش بزرگی از دولت و نهادهای امنیتی ترجیح میدهند روندها بهسمت اقدام نظامی آمریکا برود، نه توافق دیپلماتیک؛ هرچند مشخص نیست چنین اقدامی چگونه میتواند دوباره مردم ایران را به خیابانها بازگرداند.
در پایان، هاآرتص با انتقاد از ضعف ساختاری دولت ترامپ در بهرهگیری از دیپلماتها و کارشناسان مجرب مینویسد هر توافقی به کیفیت طراحی و اجرای آن وابسته است - و این همان نقطهضعفی است که میتواند هم در پرونده ایران و هم در سایر ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا، از جمله غزه، به شکست بینجامد.
روایتهای چند پزشک از روزهای خونین سرکوب مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان نشان میدهد جمهوریاسلامی با امنیتیکردن بیمارستانها، بازداشت مجروحان و تهدید و بازداشت کادر درمان، بیطرفی پزشکی را هدف گرفتهاند؛ تا جایی که درمان گلولهخوردهها به پارکینگهای تاریک کشیده شده است.
بخش زیادی از کادر درمان در یک ماه اخیر به دلیل انجام وظایف حرفهای خود از سمت حکومت آزارهای جدی دیدهاند و بنابر گزارشها، دست کم سی پزشک، پرستار و دیگر اعضا کادر درمان به دلیل درمان مجروحین دستگیر شدهاند.
در برخی گزارشها هم این نگرانی مطرح شده که با توجه اتهامات طرح شده علیه کادر درمانی بازداشتشده ممکن است برای برخی از آنها حکم اعدام صادر شود.
آنچه در پی میآید گزارش روایی یک روزنامهنگار داخل کشور از روایتهایی است که از کادر درمان در چند شهر ایران شنیده است.
این گزارش، تصویری روشن از ۳۶ ساعت، از ۸ شب پنجشنبه ۱۸ دیماه تا ۸ صبح شنبه جمعه ۱۹ دیماه، به دست میدهد.
۱۸ دی ماه، ۱۰:۳۰ شب؛ پارکینگ زیر رگبار
پارکینگ یک مجتمع ساختمانی در فردیس؛ صدای تیراندازی از همه طرف به گوش میرسد، کف زمین پر از مجروحین زخمی است، یک پزشک مشغول احیای قلبی جوانی است که گلولهای به شکمش خورده است، دو همکار او و همسرش هم مشغول رسیدگی به سایر مجروحان هستند.
دختری بیست ساله با چشمهای باز و پیچیدهشده در میان پتو در کنار یکی از ستونهای پارکینک و کنار یک ماشین روی زمین دراز کشیده و به خواب ابدی فرو رفته است.
پدرش بالای سر او اشک میریزد و با ناله اسمش را صدا میزند و از او میخواهد که با هم به خانه برگردند. کمی بعد صدای مادر داغدار دخترک هم به گوش میرسد که تازه به آنجا رسیده است.
شدت خون به زمین ریخته به حدی زیاد است که یکی از ساکنان مجبور میشود بخشهایی از حیاط را با شلنگ آب بشوید.
حدود ۱۰ مجروح دیگر نیز با فاصله کم از هم بر روی زمین دراز کشیدهاند و در حال دریافت سرم یا مسکن هستند. دو تا از آنها تنها هستند و هیچ همراهی با خود ندارند. یکی از آنها پیرمردی است که نیمه نشسته به دیوار تکیه داده است و انگار در دنیایی دیگر است و تنها با صدای «حاجی چیزی نیاز نداری» پزشک به خودش میآید و سری به علامت نفی تکان میدهد.
لحظهای نور چراغ گردان اتومبیل گشت نیروهای سرکوب در حیاط انعکاس مییابد، همهمه جمع به طور غریزی فرو میکاهد و همه با نگاههای ترسیده یکدیگر را به سکوت دعوت میکنند، مادر زن جوان جانباخته آخرین کسی است که ناله درد خود را فرو میخورد.
اتومبیل در نزدیکی جلوی در ساختمان متوقف میشود و صدای پیاده شدن و حرف زدن ماموران امنیتی با هم به گوش میرسد. همه نفسها در سینه حبس شده، هرکسی انگار صدای طپش قلب خود را میشنود.
۹۰ ثانیه اینگونه با ترس سپری میشود، ماموران که چیزی ندیدهاند و نشنیدهاند دوباره سوار خودرو شده و سایه چراغ گردان آرام آرام از خانه دور میشود.
سه نفر از حاضران با هم پیکر دخترک را در میان پتو پیچیده شده، بلند میکنند و داخل صندلی پشتی یک ماشین میگذارند.
عملیات احیای پزشک روی مرد جوانی که گلوله به شکمش خورده بود هم جواب نداد، جوان دیگری را هم از دست دادهایم.
۱۹ دیماه، ۲ بامداد؛ تلفنها از داخل کاورها زنگ میخورد
یک پزشک اورژانس بیمارستان در یکی از شهرهای ایران میگوید از شامگاه پنجشنبه، ۵۹ معترض کشتهشده را به بیمارستان محل کار او منتقل کردهاند. دو نفر از این جانباختهها با شلیک مستقیم به سر و بقیه اکثرا با شلیک به قفسه سینه و شکم مجروح شده و جانباختهاند.
پیکرها زیر نظر ماموران امنیتی با عجله تمام و در حالیکه بسیاری هنوز لباس به تن داشتند، در کاورهای پلاستیکی ویژه فوتشدگان گذاشته و به تدریج به سردخانه منتقل میشدند.
این پزشک میگوید صدای ممتد زنگ تلفنهای همراه این کشتهشدگان از داخلکاورهای پلاستیکی شنیده میشد. به نظر میرسد آن سوی خط خانوادههای نگران دنبال خبری از عزیزان خود بودند.
در این بین پرستاران و پزشکان شیفت با چشمان اشکبار چیزی را مشاهده کردند که به گفته این پزشک محال است هرگز فراموش کنند.
یکی از همکاران این پزشک، از قول مدیر تنها مرکز تخصصی جراحی خصوصی در این شهر روایت دیگری از کشتار به دست میدهد. او میگوید پیکر ۵۰ معترض کشته شده به آنجا منتفل شده و اکثریت آنها به خاطر اصابت گلوله به قفسه سینه و شکم جان باختهاند.
۱۹ دیماه، ۸ شب در جدال نابرابر چشم و ساچمه
پزشک اورژانس بیمارستانی در شهری دیگر از نزدیک به ۶۰ مورد آسیب با تیر ساچمهای گزارش میدهد که تقریبا نیمی از آنها آسیب چشمی و بقیه آسیب به قفسه سینه، زانوها و ناحیه ژنیتال بوده است. موارد چشمی باید سریعا به بیمارستانهای فوق تخصصی اعزام شوند.
البته شلیک تیرهای ساچمهای به طور عمدی به چشم و بدن معترضان در سال ۲۰۲۲، در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز وجود داشت، اما در این مورد هم، تعداد آسیبدیدگان چشمی از جهت شدت و گستردگی اصلا با گذشته قابل قیاس نیست.
بر اساس گزارش منابع مستقل نزدیک به هفت هزار نفر با آسیب چشمی به مرکز خصوصی چشم پزشکی نور تهران مراجعه کردهاند. منابع موثق همچنین از مراجعه نزدیک به ۷۰۰ نفر به خاطر شلیک تیر ساچمهای به چشم به بیمارستانهای فیض و میلاد اصفهان اشاره میکنند که متاسفانه بیش از نیمی از آنها آسیب دو چشمی بوده است.
نکته مهم اینکه، به گفته این پزشک الگوی آسیب تیرهای ساچمهای خصوصا در ناحیه چشمها و ناحیه ژنیتال به طور مشترک از طرف چند نفر از پزشکان از مناطق متفاوت کشور اشاره شده است.
الگوی شلیکی که نشان از یک فرمان مشترک و عمومی دارد که نه برای متفرق کردن معترضان، بلکه برای نقص عضو دائم و ایجاد یک تروما در ناخودآگاه جمعی جامعه طراحی شده است.
۱۹ دیماه، ساعت ۱۰ شب؛ بیمارستانها در کنترل ماموران است
پزشکی متخصص ارتوپدی میگوید از شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۲۸ مورد عمل جراحی ارتوپدی برای مجروحینی که مورد اصابت تیر جنگی قرار گرفتهاند انجام دادهاست. بیشتر گلولهها به ران و لگن اصابت کردهاند، اما در این میان چند مورد شلیک به استخوانهای ساق پا هم دیده میشود.
بنابر مشاهدات و گزارش این پزشک ارتوپد، ماموران امنیتی در تمام بیمارستان حضوری آشکار دارند و این حضور حتی در پشت در اتاقهای عمل نیز امتداد دارد.
پزشک دیگری از بیمارستانی در تهران هم از جلسه یک ساعته ماموران امنیتی با رییس و «مترون» بیمارستان در جهت توجیه آنان برای اعلام لیست مشخصات مجروحین مراجعه کننده به نیروهای امنیتی در شب ۱۹ دیماه خبر میدهد.
او در ادامه روایت خود، از شرایط روحی نابسامان و متناقض کادر درمان پس از ابلاغ این دستور و دو راهی که بر سر آن گرفتار شدهاند سخن میگوید، جایی که مرزهای اخلاقی و حفظ حیات در هم آمیخته است.
به گفته او، کادر درمان میدانستند تلاش برای حفظ هویت مجروحان میتواند قماری جدی برای زندگی و جان آنها و حتی خطر برای خانوادههایشان باشد. اما از طرف دیگر مطابق سوگند حرفهای خود باید هویت و سلامت بیماران خود را در اولویت بگذارند و تخطی اجباری از این وظیفه حرفهای باعث ایجاد فشار روحی و حس انزجار از خود در بسیاری از آنان شده است.
البته گزارشهای دست اول متعددی از مقاومت کادر درمان در این مورد وجود دارد.
متخصص طب اورژانس در اورژانس یکی از بیمارستانهای مشهد مجروحین را بدون ثبت مشخصات و تا حد ممکن به طور سرپایی درمان میکرد.
گزارشهایی از درمان آسیب دیدگان چشمی به همین شکل در بیمارستانی در شهر تهران هم وجود دارد.
گزارشهای منتشرشده از اتاقهای عمل بیمارستان الزهرا اصفهان هم از مقاومت پرسنل اتاق عمل در ممانعت از افشای هویت مجروحین تا حد ممکن حکایت دارد.
کارد درمان ایستاد؛ درمان مجروح شد
در حالیکه همه این موارد از ایجاد محیط امنیتی در بیمارستان و ایجاد ترس در مجروحان از مراجعه تا آزار و بازداشت پزشکان از مصادیق بارز محرومسازی عامدانه شهروندان از درمان است، آنچه در اتاقهای عمل و درمان رُخ داد و هنوز ادامه دارد، تنها سرکوب یک اعتراض نیست این اعلان مرگ بیطرفی پزشکی است.
بیمارستان که بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی باید منطقهای امن و بیطرف برای نجات هر انسانی (فارغ از عقیده او) باشد، حالا به امتداد بازداشتگاهها تبدیل شده است.
اما نقض سیستماتیک بیطرفی پزشکی در ایران امروز، تنها به دستگیری کادر درمان محدود نمیشود، این یک تروریسم درمانی است. چرا که وقتی مجروح از ترس بازداشت، جراحی در پارکینگ تاریک را به اتاق عمل مجهز ترجیح میدهد، یعنی حکومت موفق شده است مفهوم امنیت درمانی را به کلی نابود کند.
در نهایت اینکه این فشار سیستماتیک بر کادر درمان و جرمانگاری امر درمان، در آینده نیز موجد بحرانی بزرگ است که با تخریب بیمارستان به عنوان آخرین سنگر اعتماد اجتماعی، بذر یک عدم اطمینان عمومی عمیق را در ناخودآگاه جمعی جامعه میکارد.
وقتی شفقت پزشکی با اتهام محاربه پاسخ داده میشود، امنیت سلامت شهروندان برای دههها به مخاطره میافتد؛ این سهمگینترین میراث مرگ بیطرفی پزشکی در ایران خواهد بود.
علیرضا کرمی چِمِه، شهروند معترض و صافکار خودرو، شامگاه اعتراضات ۱۸ دیماه در محله نارمک تهران، زمانی هدف گلوله مأموران حکومتی قرار گرفت که برای کمک به یک زن سالخوردهای که روی زمین افتاده بود، مکث کرد تا او را بلند کند.
بر اساس روایت همراهانش، با آغاز تیراندازی نیروهای سرکوب، علیرضا لحظهای ایستاد تا دست زن مسن را بگیرد؛ همان لحظه گلوله به او اصابت کرد و بر زمین افتاد. دوستانش او را برگرداندند و متوجه شدند تیر خورده است. علیرضا در همان محل جان باخت.
علیرضا کرمی چِمِه صاحب یک مغازه صافکاری و نقاشی خودرو بود و به گفته نزدیکانش از صبح تا شب کار میکرد. دوستانش او را انسانی مهربان و مردمدار توصیف میکنند که به حیوانات علاقه داشت و به سگش دلبستگی ویژهای نشان میداد.
حال پدر و برادر علیرضا، به گفته نزدیکان، بسیار وخیم است.
وزارت امور خارجه کانادا پس از انتشار ویدویی از سوی ایران اینترنشنال که نشان میدهد یک خودرو زرهیِ متعلق به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در شهر اردبیل، در شمالغرب ایران، معترضان را زیر میگیرد، کشتار معترضان و استفاده از خشونت از سوی حکومت ایران را بهشدت محکوم کرد.
وزارت امور خارجه کانادا پنجشنبه ۱۶ بهمن در پاسخ کتبی به ایراناینترنشنال اعلام کرد: «کانادا بهشدت کشتار معترضان، استفاده از خشونت، بازداشتهای خودسرانه و تاکتیکهای ارعابآمیز رژیم ایران علیه مردم خود را محکوم میکند.»
این وزارتخانه افزود که کانادا «به پاسخگو نگهداشتن ایران در قبال نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد» و به اقداماتی اشاره کرد که طی دو سال گذشته برای حفظ فشار بر تهران و متحدانش انجام شده است.
با گذشت حدود یک ماه از اعتراضات میلیونی ۱۸ و ۱۹ دی، ویدیوهای مربوط به تجمعات این دو شب همچنان به ایراناینترنشنال میرسد و ابعاد تازه و هولناکی از سطح خشونت حکومت را به نمایش میگذارد. در یکی از این ویدیوها، حمله مرگبار نیروهای سرکوب با خودرو به معترضان در اردبیل دیده میشود.
تصاویر نشان میدهد خودرو زرهی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی با هدف زیر گرفتن معترضان در میدان یحیوی اردبیل، با سرعت زیاد به سوی مردم حرکت میکند و آنها را هدف قرار میدهد.
بر پایه اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در پی این حمله خشونتبار، یک زن در محل جان خود را از دست داد و سه تن دیگر بهشدت مجروح شدند.
کانادا اوضاع را زیرنظر دارد
دولت کانادا با تاکید بر اینکه این اقدامات مصداق بارز نقض تعهدات بینالمللی در حوزه حقوق بشر است، خاطرنشان کرد که تحولات میدانی ایران را به دقت زیر نظر دارد.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ خود به ایراناینترنشنال با اشاره به استراتژی فشار حداکثری بر تهران، فهرستی از اقدامات قاطع دو سال اخیر خود را بازخوانی کرد و از جمله به تروریستی اعلام کردن سپاه از سوی کانادا در ژوئن ۲۰۲۴ اشاره کرد.
در زمینه حمایت از تروریسم نیز اتاوا بار دیگر بر اقدام خود در دسامبر ۲۰۲۵ تاکید کرد که بر اساس آن، جایگاه جمهوری اسلامی به عنوان «دولت حامی تروریسم» اعلام شده است؛ اقدامی که راه را برای پیگیریهای حقوقی قربانیان هموارتر میکند.
در زمینه فهرست سیاه گروههای نیابتی نیز کانادا علاوه بر سپاه، بازوهای منطقهای جمهوری اسلامی شامل حوثیها، حماس و حزبالله نیز را در فهرست تروریستی خود قرار داده است.
فشار بینالمللی و همبستگی با متحدان
دولت کانادا با ارجاع به بیانیههای مشترک با وزرای خارجه گروه هفت، تاکید کرد که در سیاستهای خود برای منزوی کردن حکومت ایران، با شرکای بینالمللی همسو باقی خواهد ماند.
وزارت امور خارجه کانادا در پاسخ به ایراناینترنشنال تصریح کرد که این کشور به استفاده از تمامی ابزارهای دیپلماتیک برای حمایت از حقوق اولیه ایرانیان، از جمله حق تجمع مسالمتآمیز و آزادی بیان، ادامه خواهد داد.
پیشتر کانادا اعلام کرد که یکی از شهروندان این کشور در ایران و به دست مقامات ایرانی جان خود را از دست داده است.
آنیتا آناند، وزیر خارجه کانادا، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مقامات کنسولی ما با خانواده قربانی در کانادا در تماس هستند و عمیقترین مراتب تسلیت خود را به آنان ابراز میکنم.»
او افزود: «اعتراضات مسالمتآمیز مردم ایران که خواستار شنیدهشدن صدای خود در برابر سرکوب رژیم ایران و نقضهای مداوم حقوق بشر هستند باعث شده است که رژیم بهطور آشکار حرمت جان انسانها را نادیده بگیرد.»
پیشتر نیز وزارت امور خارجه کانادا اول بهمن در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد کانادا در همبستگی با مردم ایران ایستاده و صدای شهروندانی را که خواهان رعایت حقوق بنیادین خود هستند، به رسمیت میشناسد.
کانادا در سال ۲۰۲۵، برای بیستوسومین سال متوالی، قطعنامهای درباره وضعیت حقوق بشر در ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رساند.
به گفته اتاوا، این قطعنامه توجه جامعه جهانی را به نقضهای حقوق بشری جمهوری اسلامی جلب کرده و خواستار برداشتن گامهای مشخص برای بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران شده است.
شبکه انبیسی به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد ارتش ایالات متحده همچنان در حال اعزام نیروها و سامانههای پدافند هوایی به خاورمیانه است.
بر اساس این گزارش، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز برای قرار گرفتن در محدوده حمله به ایران، به منطقه نزدیکتر میشود.
محکومیت سیاست سرکوب جمهوری اسلامی
دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در بیانیهای هشدار دادند: «کشور در وضعیت غیرعادی دائمی به سر میبرد؛ وضعیتی که محصول مستقیم یک نظم سرکوبگر است. اما حاکمیت و نهادهای وابسته به آن، از وزارتخانهها تا دانشگاهها، ماموریت دارند این غیرعادی بودن را طبیعی جلوه دهند.»
آنها افزودند: «در چنین وضعیتی، تلاش برای عادیسازی صرفا بیاخلاقی نیست؛ جنایت ایدئولوژیک است.»
بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از یک وکیل دادگستری، الگوی مشابهی از فشار امنیتی و تحمیل اتهامات سنگین به معترضان بازداشتشده در شهرهای مختلف استان گیلان به چشم میخورد.
این وکیل افزود بازجویان معترضان را تحت فشار میگذارند تا به اتهاماتی چون «قتل مامور»، «حمل سلاح»، «ساخت مواد منفجره» یا «همکاری با شبکههای بیگانه» اعتراف کنند.
همزمان با تجمع ایرانیان مقابل پارلمان استرالیا، تعدادی از نمایندگان پارلمان در گفتوگو با ایراناینترنشنال از سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی انتقاد کردند.
آنها خواستار تشدید تحریمها، تقویت فشارهای دیپلماتیک بر حکومت، پایان خشونت و تداوم دسترسی به اینترنت در ایران شدند و تاکید کردند دولت و مردم استرالیا در کنار مردم ایران ایستادهاند.
گروهی از جامعهشناسان با انتشار بیانیهای تاکید کردند: «وضعیت کنونی حاصل برونداد سالها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیفهایی از مردم را برای برونرفت از بنبست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشورهای خارجی رهنمون ساخته است.»
امضاکنندگان بیانیه افزودند: «تکرار جرمانگاری برای معترضان بازداشتشده و در راس آنان متخصصان و فعالان حرفهای صنوف درمانی، حقوقی، رسانهای، هنری و دانشجویی از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گستردهتر و عمیقتر پیش میبرد.»