روزنامه بیلد: کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان مهمان دعوت کرده است

روزنامه آلمانی بیلد گزارش داد که کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان مهمان دعوت کرده است.

روزنامه آلمانی بیلد گزارش داد که کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان مهمان دعوت کرده است.
یک افسر پلیس به بیلد گفت: «بر اساس اطلاعات فعلی، انتظار داریم که او بهعنوان سخنران در تظاهرات نیز حضور داشته باشد. توجه افکار عمومی جهان در آن آخرهفته کاملاً به مونیخ معطوف خواهد بود.»
پلیس شهر مونیخ پیشبینی کرده است که روز ۲۵ بهمن، حدود ۱۰۰ هزار نفر در یک تظاهرات بزرگ علیه حکومت جمهوری اسلامی شرکت کنند.این تجمع همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ خواهد بود.
شاهزاده رضا پهلوی ۱۴ فوریه، برابر با ۲۵ بهمن، را روز جهانی اقدام و همبستگی با انقلاب «شیروخورشید» نامیده و از ایرانیان خارج از کشور و آزادگان جهان خواسته است با حضور در خیابانها، جامعه بینالمللی را به حمایت عملی و فوری از مردم ایران وادار کنند.

آنچه در ادامه میآید روایت یکی از کادرهای بیمارستان الغدیر در تهران از وضعیت این بیمارستان و مشاهدات او از جانباختگان و مجروحان سرکوب خونین مردم ۱۸ و ۱۹ دیماه است؛ دو روزی که او قیامت میخواند، قیامتی غیر قابل توصیف.
آنچه ما در بیمارستان خودمان در ۱۸ و ۱۹ دی دیدیم برای من قابل بیان نیست. نمیدانم بگویم قیامت بود یا به قول اینها عاشورا. اصلا نمیدانم میتوانم اسمی برای آن پیدا کنم یا نه.
وقتی به آن فکر میکنم، کلمهای پیدا نمیکنم که بتواند ابعاد گسترده این فاجعه، این قتلعام را نشان بدهد، چون شبی بود که امیدوارم هیچ یک از کادر درمان، در زمان کاریشان چنین شبی را نه تجربه کنند، نه شاهدش باشند.
آوردن زخمیها به بیمارستان ما کمی پس از ساعت ۸ شروع شد. مردم زخمیهای بسیار زیادی را میآوردند. طوری که اصلا جا در اورژانس نبود و یکی از بخشها را هم اورژانسی خالی کردند تا بشود همه زخمیها را آنجا هم پذیرش کرد تا اینکه بتوانند تکتک بروند اتاق عمل.
همه تیر جنگی خورده بودند، همه غرق خون بودند. اکنون هم که دارم حرف میزنم، آن لحظات برایم تداعی میشود و منقلب میشوم. تمام آن فضا از راهرو و اتاقها تا دم اتاق عمل، همه جا خون بود.
از خدمات بیمارستان، تا همه کادر درمانی در همه ردهها، همه یک دل و یک صدا، تمام آن ساعتها را دویدند و کار کردند.
اتاق عمل بدون وقفه کار میکرد، یک وضعیت عجیب و غریبی بود، شیون بود، ناله بود، زاری بود. مرتب هم مردم میآمدند و یک عکس یا گوشی دستشان بود به ما نشان میدادند، میگفتند این بچه من است، این را نیاوردهاند؟
اصلا جرات نداشتیم بگوییم که سردخانه ما پر است، بروید شاید آنجا بچههایتان را پیدا کنید.
خیلیها از کسانی که تیر خورده بودند، به سرشان شلیک شده بود. باور کنید مغز جوانان ما همینطور بیرون میآمد، خدا شاهد است اغراق نمیکنم، وحشتناک بود.
به ناحیه تناسلی پسران هم خیلی تیر زده بودند. البته بیشترین آسیبی که به جوانها زده بودند از ناحیه سر بود. تیر خورده در پا هم داشتیم، ولی تعدادش کمتر بود.

خیلی، خیلی بد بود. نمیدانم اصلا باید چه جوری توضیحش بدهم. جسد پشت جسد و تمام اینها در حد اینکه ما اصلا زمانی نداشتیم بخواهیم پروندهای تشکیل بدهیم. تازه، تمام پرسنل بیمارستان در اورژانس حضور داشتند. در بخشهای دیگر بیمارستان شاید باور نکنید، هر بخش فقط یک نفر مانده بود.
ما بدترین دوران کاریمان را تجربه کردیم. من نمیتوانم بگویم کشتار، اصلا نمیشود اسمی برایش پیدا کرد. یک قتلعام به معنای واقعی، یعنی مردم را به رگبار بسته بودند. مجروحی که تیر خورده بود و هوشیار بود، میگفت ما شانس آوردیم زنده ماندیم، تمام ردیفهای اول را به رگبار بستند و کشتند.
من به عنوان یک هموطن، به عنوان یک انسان، واقعا از درون تهی شدم. تمام همکاران من حالشان بد است. یک ملت غمگین بودیم، اکنون با چیزهایی که تجربه کردیم، بیشتر غمگین شدیم. بیمارستان ما شاید بیمارستان خیلی بزرگی نباشد، ولی تعداد جنازه عزیزانمان بسیار زیاد بود، اینها همه بچههای ما بودند.
شاید باور نکنید، دو شبانهروز اتاق عمل ما فعال بود. فعالی که دارم به شما میگویم یعنی زخمی پشت زخمی. یک یک این عزیزانمان اتاق عمل رفتند. خیلی از این عزیزان ما در اتاق عمل فوت شدند و ابعاد آسیبدیدگی و مجروحیت خیلی از آنان هم آنقدر زیاد بود که به اتاق عمل نرسیدند.
ما جوانان خیلی زیادی را از دست دادیم متاسفانه. نه به خاطر اهمال و کم کاری، فقط به دلیل ابعاد گستردهی آسیب، تعداد زیاد و خونریزی شدید. ما تمام تلاشمان را میکردیم که بتوانیم سرم بدهیم، خون بدهیم، که بتوانیم آنان را نگه داریم که به اتاق عمل برسند.
تمام بیمارستانهای تهران همین شرایط را داشتند. ما هر جایی که مدیران بیمارستان پیگیری میکردند که بتوانیم یک تعدادی از اینها را به بیمارستانهای دیگر انتقال بدهیم، همه همین وضعیت را داشتند.
یک زمانی هم که اصلا تلفنها قطع شده بودند. ببینید در هیچ کجای دنیا من فکر نمیکنم کادر درمان چنین فاجعهای را که ما تجربه کردیم، تجربه کرده باشند.

هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، پس از اعتراض گسترده مردم به رقص و شادی او در برنامهای از صداوسیما در میانه انقلاب ملی ایرانیان و قتلعام خیابانی مردم ایران توسط جمهوری اسلامی در اینستاگرام نوشت که برنامه ماهها پیش ضبط شده و او از پخش آن خبر نداشته است: «عذرخواهی میکنم.»
چوپان دراینباره نوشت: «تصاویری که اخیراً از رسانه رسمی پخش شده، مربوط به زمان حال نبوده و ماهها پیش ضبط شده است. بدیهی است اگر تصمیم انتشار این برنامه با من بود، در چنین شرایط اجتماعی و روحی، اولویت من نه پخش چنین محتوایی، بلکه احترام به حال جامعه و همراهی با خانوادههای داغدار بود. و بنده بابت پخش در روزی نامناسب و دردآور دخیل نبودم و اطلاعی نداشتم و عذرخواهی میکنم.»
چوپان همچنین درباره سکوتش درباره کشتار بیسابقه مردم ایران بهدست جمهوری اسلامی، ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار، مدعی شد: «اگر سکوتی بوده، نه از سر بیتفاوتی بوده، نه از سر ترس و یا همراهی، بلکه از درک شرایطی بوده که همه رنجیده دل و شکسته بودند که هر سخن میتواند به سوءبرداشت و هر جمله به آسیب بیشتر منجر شود.»
او نوشت: «اگر سکوتی هست، احترام به خانوادههای داغدار و حقیقتی بوده که بیان آن در این روزها، بهای سنگینی دارد.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد جعفرپور، ۲۵ ساله و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه علموصنعت، عاشق سنتور و ایران و نخبه، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در سده (خمینیشهر) اصفهان با شلیک گلوله هدف قرار گرفت.
خانواده او تا حوالی ساعت چهار بامداد در خیابانها و مراکز مختلف بهدنبال او بودند و گمان میکردند بازداشت شده است، اما عصر یکشنبه با آنها تماس گرفته شد و خبر جانباختن او اعلام شد. بر اساس مدارک پزشکی، جعفرپور چند ساعت پس از اصابت دو گلوله در بیمارستان جان باخته و پیکرش پنجشنبه ۲۵ دیماه به خانواده تحویل داده شد.
محمد جعفرپور، دانشآموخته دانشگاه اصفهان و فعال در حوزه هوش مصنوعی و علم داده بود. او تکپسر خانواده بود و در مراسم خاکسپاریاش، حاضران به نشانه آزادی شال سفید بر سر کردند.
او به سه زبان انگلیسی، آلمانی و چینی مسلط بود، سنتور را بهصورت حرفهای مینواخت و در شنا نیز مهارت داشت. جعفرپور دعوتنامهای از آلمان دریافت کرده بود اما بهدلیل وابستگی و علاقه به ایران، درباره مهاجرت مردد بود.

اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد صادق ساعدینیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا»، با گذشت سه هفته از بازداشت و بدون داشتن حق ملاقات، همچنان در سلول انفرادی زندان لنگرود قم نگهداری میشود. قوه قضائیه اعلام کرده املاک و سهام این مجموعه توقیف شده است.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوهقضائیه، ۱۴ بهمن اعلام کرد برای ساعدینیا پرونده تشکیل شده است و پس از شناسایی اموال او، دستور توقیف املاک و سهامهایش صادر شده است.
پیشتر هم مدیرکل دادگستری قم از «توقیف کلیه اموال و حسابهای بانکی» مجموعه ساعدینیا و ارجاع پرونده به «دادگاه اصل ۴۹» سخن گفته بود.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، قوهقضائیه در حالی خبر از توقیف اموال صادق ساعدینیا داده که او نه مالک بلکه تنها مدیرعامل این مجموعه است و این اموال به پدر او، محمد ساعدینیا، تعلق دارد.
بر اساس گزارشها از سه هفته پیش و همزمان با بازداشت ساعدینیا، اغلب کسبوکارهای این مجموعه تعطیل شده بودند. با این حال به گفته منابع ایراناینترنشنال، قرار است شماری از فروشگاههای سوهان ساعدینیا با رفع محدودیتها بهتدریج بازگشایی شوند، اما کافیشاپهای این مجموعه فعلا در وضعیت تعطیلی باقی خواهند ماند.
حمایت از فراخوان برای تظاهرات
برخورد امنیتی و قضایی با صادق ساعدینیا به بهانه حمایت ساعدینیا از فراخوانهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در حالی در جریان است که نزدیکان مجموعه ساعدینیا استدلال کردهاند که استوری منتشرشده در اینستاگرام این مجموعه در حمایت از اعتصاب بازار و در اعتراض به مشکلات معیشتی مردم بوده است و ربطی به فراخوان های این دو روز ندارد.
پیش از این به اشتباه اعلام شده بود فردی که در هفتههای اخیر در ارتباط با پرونده «ساعدینیا» بازداشت شده محمد ساعدینیا، پدر صادق، و مالک این مجموعه است و در گزارشهای متعدد هم عکس او همراه با خبر منتشر شده است.
این موج پس از اظهارات جهانگیر در یک نشست خبری شدت گرفت؛ او در پاسخ به پرسش مطرحشده درباره «محمد ساعدینیا»، بدون اصلاح نام مطرحشده در سوال، از عبارت «نامبرده» استفاده کرده و از «قرار بازداشت» و «دستور توقیف اموال» سخن گفت.
منابع مطلع ایراناینترنشنال تاکید میکنند همین نحوه پاسخگویی، در کنار استفاده از عکس و نام «محمد» در برخی گزارشها، باعث شد خبرها به سمت انتساب بازداشت به پدر برود؛ در حالیکه بنا بر اطلاعات تاییدشده، بازداشتی صادق است و محمد بازداشت نشده است.

در حالی که ایران با بحران عمیق سیاسی و اجتماعی و سرکوب گسترده معترضان روبهروست، جامعه جهانی بهائی هشدار میدهد حکومت جمهوری اسلامی بار دیگر با بازداشت، اعترافات اجباری و تبلیغات رسانهای سازمانیافته، بهائیان را هدف سرکوب و مقصرسازی قرار داده است.
دفتر جامعه جهانی بهائی در ژنو سهشنبه ۱۴ بهمن اعلام کرد که همزمان با تشدید بحران ملی در ایران، حکومت جمهوری اسلامی تلاشهای خود برای سرکوب و نفرتپراکنی علیه بهائیان را افزایش داده و میکوشد این اقلیت دینی را بهعنوان عامل یا محرک ناآرامیها معرفی کند.
به گفته این نهاد، از زمان انقلاب ۱۳۵۷، مقامات جمهوری اسلامی در تمامی دورههای بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بهطور سازمانیافته بهائیان را هدف اتهامزنی، انتشار اخبار جعلی و کارزارهای هماهنگ نفرتپراکنی قرار دادهاند؛ الگویی که به گفته جامعه جهانی بهائی، بار دیگر تکرار شده است.
طبق بیانیه این نهاد، در هفته گذشته، صداوسیمای جمهوری اسلامی برنامههایی را پخش کرده که در آنها اتهامهای بیاساس علیه جامعه بهائی مطرح شده و «اعترافات» چند نفر از شهروندان بهائی به نمایش درآمده است؛ اعترافاتی که به گفته نهادهای حقوق بشری، آشکارا تحت فشار، تهدید و اجبار اخذ شدهاند. همزمان گزارشهایی از افزایش بازداشت بهائیان در نقاط مختلف ایران منتشر شده است.
در ۱۲ بهمن، رسانه حکومتی ایران اعترافات اجباری دو شهروند بهائی را در ارتباط با اعتراضات اخیر پخش کرد. سازمانهای حقوق بشری طی سالهای گذشته بارها مستندسازی کردهاند که اعترافات تلویزیونی در ایران معمولاً پس از بازداشت، شکنجه یا تهدید زندانیان اخذ میشود. به گفته جامعه جهانی بهائی، پخش این اعترافات نشانهای از تشدید کارزار حکومتی علیه این اقلیت دینی است.
جامعه جهانی بهائی تاکید کرده است که مقامات ایران طی دههها هرگز مدرکی برای اثبات ادعاهای خود علیه بهائیان ارائه نکردهاند و افکار عمومی در داخل و خارج از کشور بیش از پیش به بیپایه بودن این اتهامها پی برده است.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو، گفت: «این تلاش دیگری از سوی حکومت ایران برای تحریف حقیقت و ساختن روایتهای دروغین است؛ روایتی که در هر بحران ملی، بهطور سیستماتیک بهائیان را قربانی میکند.»
او افزود: «جامعه بهائی اغلب از نخستین گروههایی است که هدف مقصرسازی قرار میگیرد و با کارزارهای هماهنگ نفرتپراکنی و اطلاعات نادرست روبهرو میشود. این الگویی تکراری است که اکنون بار دیگر شاهد آن هستیم.»
فهندژ با تاکید بر رویکرد مسالمتآمیز بهائیان گفت که این جامعه، با وجود دههها آزار و سرکوب، هرگز به خشونت متوسل نشده و بر اساس باورهای دینی خود، همواره بر راستگویی، صداقت و خدمت به کشور تاکید داشته است.
این مواضع در جریان نشست ویژه اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره وضعیت ایران در ژنو نیز مطرح شد. در این نشست، جامعه جهانی بهائی ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان سرکوبهای اخیر، تاکید کرد که اکنون دامنه بیعدالتیها فراتر از بهائیان رفته و بخش بزرگی از جامعه ایران را دربر گرفته است.
نماینده جامعه جهانی بهائی تصریح کرد: «همه ایرانیان، فارغ از دین، قومیت یا پیشینه، حق دارند در تعیین آینده کشور خود نقش داشته باشند؛ حقی ذاتی که هیچ حکومتی نمیتواند آن را سلب کند.»
جامعه جهانی بهائی در پایان از جامعه بینالمللی خواست آزار بهائیان و سیاست مقصرسازی آنان را بهطور صریح محکوم کرده و برای تحقق عدالت و حقوق برابر برای همه مردم ایران موضعی قاطع اتخاذ کند.





