• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شب سوم کشتار بزرگ در مشهد؛ روایت شاهد عینی از نفربرهای زرهی و خیابان‌های خونین

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)

یکی از زنان معترض مشهدی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، روایت خود را از سرکوب خونین معترضان این شهر در شامگاه ۲۰ دی‌ بازگو کرد؛ سومین شب پیاپی از تیراندازی مستقیم و مرگبار ماموران سرکوب و ورود نفربرهای زرهی و کشتن، زخمی کردن، ضرب‌وشتم و بازداشت شمار زیادی از معترضان.

به گفته این معترض، بسیاری از مجروحان به‌دلیل ترس از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها و خطر بازداشت، از درمان محروم ماندند و بخشی از رسیدگی‌ها به‌صورت خانگی و با کمک افراد داوطلب انجام شد.

این روایت مربوط به شامگاه شنبه ۲۰ دی‌ماه است؛ شبی که پس از دو شب خونین پیشین، بر خلاف شماری دیگر از شهرهای ایران، موج تیراندازی و تعقیب معترضان در محدوده‌های هاشمیه، وکیل‌آباد و هنرستان همچنان ادامه داشت.

به گفته این شاهد عینی، هرچند اعتراضات در روزهای پیش‌تر نیز در نقاط مختلف مشهد جریان داشت، اما این سه شب با شدت بی‌سابقه‌ای از سرکوب و کشتار همراه بوده است: «تقریبا کل شهر مشهد ملتهب و شلوغ بود.»

او گفت خودروی‌شان را با فاصله از کوچه‌های هنرستان پارک کردند و با ماسک، پیاده به سمت محل تجمع حرکت کردند: «حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ متر جلو رفته بودیم که بالای سرمان یک پهپاد دیدیم. اول اهمیت ندادیم، اما چند ثانیه بعد دیدیم ماموران موتورسوار مسلح از پشت سر دارند مستقیم به سمت جمعیت می‌آیند.»

به گفته این زن معترض، جمعیت زیاد بود و کسی شعار نمی‌داد: «فقط حرکت می‌کردیم که به بقیه مردم بپیوندیم. از همان لحظه‌ای که نیروهای سرکوب وارد شدند، فقط شلیک می‌کردند؛ بدون اینکه نگاه کنند به کی، کجا و چطور. فقط شلیک می‌کردند.»

او گفت پیش‌تر برخی فعالان به آن‌ها هشدار داده بودند حتی لحظه‌ای ماسک را پایین نیاورند، چون «در صدم ثانیه شناسایی می‌کنند و همان‌جا زنگ یا پیامک می‌زنند که شما در اعتراضات حضور دارید».

به گفته او، تنها توصیه این بود: «دست‌هایمان را جلوی صورتمان بگیریم، به هیچ پلیسی نگاه نکنیم و فقط برای حفظ جان‌مان فرار کنیم.»

چند لحظه بعد، به گفته این شاهد، نفربر زرهی از انتهای خیابان هنرستان وارد شد: «صحنه‌ها آن‌قدر وحشتناک بود که در ۳۲ سال زندگی‌ام چنین ترسی را تجربه نکرده بودم. مرگ را جلوی چشمم می‌دیدم و فکر نمی‌کردم راهی برای زنده ماندن وجود داشته باشد.»

او گفت تیراندازی شدید شروع شد و جمعیت پراکنده شد و هرکس به سمتی گریخت. خودش به‌همراه یکی از دوستانش به یکی از کوچه‌ها پناه بردند: «مردم واقعا همدل بودند. درِ خیلی از ساختمان‌ها باز بود تا معترضان بتوانند فرار کنند.»

به گفته او، شماری از معترضان به بیمارستان قلب «جوادالائمه» در ابتدای خیابان هنرستان پناه بردند و برخی دیگر در پارکینگ خانه‌ها مخفی شدند.

او صحنه ضرب‌وشتم یک زن حدودا ۴۵ تا ۵۰ ساله را چنین توصیف کرد: «به دیوار بیمارستان چسبیده بود، نمی‌توانست فرار کند. چهار پنج نفر ریختند سرش و آن‌قدر زدندش که دیگر جان و توان بلند شدن نداشت.»

این زن معترض از همدلی مردم در آن شب هم گفت و از مردی که با وجود اصابت چند گلوله به بدنش، همچنان نگران دیگران بود: «داد می‌زد شما چرا اینجایید؟ شما خانمید، بروید. شما دین‌تان را ادا کردید.»

به گفته او، همان مرد برای او چند زن دیگر خودرو پیدا کرد تا از محل دور شوند.

او گفت تصاویر آن شب هیچ‌وقت از ذهنش پاک نمی‌شود و پس از آن، مدام خبر کشته شدن دوستان و آشنایانش را شنیده است: «یکی از دوستانم تیر در پایش گیر کرده و نمی‌تواند درمان شود. یکی در کتفش تیر خورده، یکی در گلویش. برادر خودم زیر باتوم سیاه و کبود شده است.»

این شهروند افزود موج خبرهای جان‌باختن آشنایانش قطع نشده و حتی یکی از همسفرانش را نیز از دست داده است: «من به‌تازگی سفر بودم و شنیدم یکی از همسفرانم به‌دست سرکوبگران در جریان اعتراضات کشته شده است.»

این زن معترض گفت روز بعد از شدت ترس نتوانسته به خیابان برود، اما دو روز بعد با خودرو به همان مناطق سر زده است: «خیابان‌ها خفقان‌آور بود. تمام چهارراه‌ها پر از ماشین گارد. ساعت ۱۰ شب، موتورهای مسلح پلیس در خیابان می‌چرخیدند. خیلی وحشتناک بود و هیچ‌کس بیرون نبود.»

او نگرانی اصلی‌اش را رساندن صدای کشته‌شدگان و مجروحان انقلاب ملی ایرانیان دانست و گفت: «خیلی کشته دادیم، خیلی مجروح دادیم.»

این شاهد عینی همچنین از بازداشت یک زن ۳۶ ساله‌ خبر داد که ۱۴ دی‌ماه در محدوده احمدآباد بازداشت شد: «لباس‌شخصی‌ها و بسیجی‌ها دنبالش کردند تا دم در خانه. جلوی خانه به او حمله کردند و بردندش. خبر رسید که زندان وکیل‌آباد است و زنده است. خانواده‌اش نمی‌دانند بعد از آن، زنده است یا نه و چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد.»

او در بخش دیگری از روایتش گفت زمانی که در خانه یکی از دوستانشان بودند، با مردی مجروح روبه‌رو شدند که از ناحیه پهلو تیر خورده بود، خونریزی داشت و پشت یکی از خودروهای داخل کوچه افتاده بود و از درد ناله می‌کرد.

این زن معترض افزود شهروندان او را به داخل خانه بردند تا کمکش کنند، اما «آن‌قدر وحشت‌زده و دردکشیده بود» که اجازه نمی‌داد کسی به او نزدیک شود.

او گفت: «یک پارچه روی جایی گذاشته بود که تیر به پهلویش خورده بود و از درد به خودش می‌پیچید.»

به گفته این شاهد عینی، او تلاش کرده بود پزشکی یا پرستاری را برای رسیدگی به مجروح هماهنگ کند، اما مرد مجروح به دلیل ترس به آن‌ها اعتماد نکرد، با دوستانش تماس گرفت و پس از هماهنگی، آن‌ها آمدند و او را بردند.

این زن معترض گفت مرد مجروح اهل ایلام بود و به آن‌ها گفته بود: «ما ایلام رو گرفتیم اومدیم مشهد کمک مشهدی‌ها.» او اضافه کرد پس از انتقال این مجروح، از سرنوشتش بی‌خبر مانده است.

در روایت دیگری، او از مردی حدود ۴۰ ساله گفت که گلوله از پای راستش عبور کرده و در پای چپش گیر کرده بود. این فرد را به بیمارستان «رضوی» برده بودند، اما به گفته این شاهد، به او گفته بودند اگر رسیدگی نشود «نهایتش این است که پایت را قطع می‌کنیم، چون اولویت با کسانی است که دارند می‌میرند».

او افزود حجم مجروحان آن‌قدر بالا بود که رسیدگی به بسیاری از زخمی‌ها عملا ممکن نبود.

به گفته این شاهد، زمانی که این مجروح را برای عکس‌برداری به یک مطب خصوصی بردند، ماموران وارد شدند و پرونده تمام مجروحان تیرخورده را با خود بردند: «نمی‌دانیم قرار است با این اطلاعات و با این مجروحان چه کنند.»

او در پایان گفت: «شب‌ها جوی خون در مشهد راه انداخته بودند. جوان‌هایمان را می‌کشتند، صبح‌ها خیابان‌ها را تمیز می‌کردند و آماده‌اش می‌کردند برای کشتار در شب‌های بعد.»

این زن معترض همچنین آمار رسمی کشته‌شدگان مشهد را غیرواقعی دانست و گفت: «فقط شب اول که هنوز به‌طور رسمی دستور تیراندازی نداده بودند، حدود ۱۵۰ نفر در مشهد کشته شدند و تنها در محله گرگان این شهر ۴۰ نفر جان باختند.»

او افزود: «دو شب بعد که حکم تیر به‌صورت رسمی صادر شد، چندین برابر این آمار کشتند. آماری هم که اعلام می‌کنند درباره جان‌باختگان اعتراضات مثل ۴۰۰ کشته در مشهد واقعی نیست و خیلی بیشتر از این‌هاست.»

در روزهای گذشته روایت‌های بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله مشهد، به ایران‌اینترنشنال رسیده است؛ روایت‌هایی که از شلیک مستقیم، سرکوب خشن و کشته و زخمی شدن شمار زیادی از معترضان به دست نیروهای جمهوری اسلامی خبر می‌دهند.

برای دنبال کردن تحولات مرتبط با انقلاب ملی ایرانیان، اینجا را کلیک کنید.

Banner

پربازدیدترین‌ها

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
۱
روایت شما

گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

۲

عروسی دوناروما با حضور هالند و مانچینی در جنوب ایتالیا

۳

تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا می‌فرستد

۴

وال‌استریت ژورنال: جنگنده‌های بحرین و کویت به اهدافی در ایران حمله کرده‌اند

۵
تحلیل

شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

انتخاب سردبیر

  • نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

    نیویورک‌تایمز: ترامپ به‌دلیل کاهش ذخایر پدافندی، تشدید جنگ با ایران را به تعویق انداخت

  • اسرائیل شکست دیپلماسی با تهران را قطعی می‌داند؛ ترامپ ناچار به تشدید حملات خواهد شد

    اسرائیل شکست دیپلماسی با تهران را قطعی می‌داند؛ ترامپ ناچار به تشدید حملات خواهد شد

  • گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی
    روایت شما

    گلایه شهروندان از آزار زنان در ایران به‌دست نیروهای حشد شعبی

  • شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت
    تحلیل

    شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

  • استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

    استفاده از مساجد و آمبولانس‌ها برای سرکوب معترضان انقلاب ملی در کرج

  • محاصره در تاریکی؛ روایت یکی از مجروحان اعتراضات در مشهد از کشتار بزرگ

    محاصره در تاریکی؛ روایت یکی از مجروحان اعتراضات در مشهد از کشتار بزرگ

  • مشهد در خون؛ روایت یک شاهد عینی از شلیک تک‌تیراندازها به سر و قلب معترضان

    مشهد در خون؛ روایت یک شاهد عینی از شلیک تک‌تیراندازها به سر و قلب معترضان

  • در بیست‌و‌هفتمین روز انقلاب ملی ایرانیان چه گذشت؟

    در بیست‌و‌هفتمین روز انقلاب ملی ایرانیان چه گذشت؟

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.