با تعرفههای جدید آمریکا، هند در تنگنای تصمیمگیری درباره پروژه چابهار است
تعرفه ۲۵ درصدی جدید دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بر کشورهایی که با ایران همکاری اقتصادی دارند، آینده سرمایهگذاری هند در بندر چابهار را با ابهام روبهرو کرده و دهلینو را میان ملاحظات راهبردی و فشار واشینگتن قرار داده است.
فارن پالیسی چهارشنبه اول بهمن گزارش داد پروژه بندر چابهار که حاصل همکاری ایران، افغانستان و هند است، بار دیگر به یکی از نقاط حساس در تقاطع تحریمهای آمریکا و رقابتهای ژئوپلیتیکی منطقهای تبدیل شده است.
هند این بندر را مسیری کلیدی برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی میداند؛ مسیری که بدون عبور از خاک پاکستان امکانپذیر است.
دهلی نو در اردیبهشت ۱۳۹۵ توافقی را با ایران و افغانستان امضا کرد که بر اساس آن متعهد شد حدود ۵۰۰ میلیون دلار در توسعه بندر چابهار و زیرساختهای مرتبط، از جمله جاده و خط راهآهن تا مرز افغانستان، سرمایهگذاری کند.
هدف این طرح، تقویت پیوندهای تجاری هند با آسیای مرکزی و کاهش وابستگی به مسیرهای تحت کنترل پاکستان عنوان شد.
با این حال، فارین پالیسی مینویسد تحریمهای آمریکا علیه حکومت ایران از همان ابتدا مانعی جدی بر سر راه اجرای کامل این پروژه بوده است.
هرچند واشینگتن در مقاطعی برای ادامه فعالیت چابهار معافیتهایی صادر کرد، اما پس از خروج آمریکا از توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۸، فضای عدم اطمینان بر این پروژه حاکم شد.
طبق گزارش اکونومیک تایمز، پس از اعلام تعرفههای جدید دولت ترامپ، هند تعهد مالی فعلی خود در چابهار به ارزش ۱۲۰ میلیون دلار را به تهران منتقل کرده و به وزارت خزانهداری آمریکا اطلاع داده است که قصد دارد فعالیتهایش را در این بندر کاهش دهد. معافیت تحریمی هند برای چابهار نیز قرار است در ماه آوریل به پایان برسد.
در مقابل، منابع دولتی هند در گفتوگو با اندیتیوی این ادعا را رد کردهاند که دهلینو قصد خروج از چابهار را دارد. به گفته این منابع، «خروج از بندر گزینه نیست» و دولت هند در حال بررسی راهحلهایی برای حفظ پروژه و همزمان مدیریت فشارهای آمریکا است.
فارین پالیسی تاکید میکند چابهار همچنان برای هند اهمیتی راهبردی دارد، زیرا این بندر تنها مسیر عملی دهلینو برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بهشمار میرود.
هند در سالهای اخیر تلاش کرده حضور خود را در این مناطق افزایش دهد، اما نبود دسترسی زمینی مستقیم، دامنه مانور این کشور را محدود کرده است.
تحولات افغانستان نیز به این معادله بعد تازهای داده است. به نوشته فارین پالیسی، افغانستان تحت حاکمیت طالبان اکنون از ثبات نسبی برخوردار است و روابطی رو به گسترش با هند دارد؛ موضوعی که میتواند نقش چابهار را در راهبرد منطقهای دهلینو پررنگتر کند.
در عین حال، هند گزینههای دیگری نیز در اختیار دارد. این کشور روابط خود با خاورمیانه، بهویژه امارات متحده عربی، را تقویت کرده و به ابتکارهایی مانند کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا و گروه آی۲یو۲ پیوسته است.
برخی تحلیلگران معتقدند این مسیرها میتوانند بخشی از نیازهای راهبردی هند را بدون اتکا به چابهار تامین کنند.
با این حال، عقبنشینی از چابهار میتواند هزینههای سیاسی داخلی برای دولت هند داشته باشد. فارین پالیسی مینویسد سیاستهای تعرفهای و انتقادهای تند دولت ترامپ از هند، بخشی از پایگاه حزب حاکم بهاراتیا جاناتا را خشمگین کرده و هرگونه برداشت از عقبنشینی دهلینو در برابر فشار آمریکا میتواند حساسیتبرانگیز باشد.
هند در ماههای اخیر برای کاهش تنش با واشینگتن امتیازهایی داده است؛ از جمله کاهش واردات نفت از روسیه پس از تحریمهای جدید آمریکا. همین پیشینه باعث شده است تصمیمگیری درباره چابهار به موضوعی پیچیدهتر از یک پروژه اقتصادی تبدیل شود.
به گزارش فارین پالیسی، دهلینو بهجای خروج کامل از پروژه، احتمالا بهدنبال سازوکارهای جدید تامین مالی یا مشارکت غیرمستقیم خواهد بود و همزمان تلاش میکند معافیت تحریمی فعلی را تمدید کند.
هرچند چشمانداز اولیه چابهار ممکن است دیگر دستیافتنی نباشد، اما ملاحظات راهبردی و سیاسی باعث شده است هند فعلا از کنار گذاشتن کامل این پروژه خودداری کند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.