اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در سهشنبه ۳۰ دیماه حاکی است شهر مرودشت در استان فارس، بهدلیل شدت سرکوبها، در وضعیت سوگ و اندوه عمومی قرار دارد.

در حالی که فضای حکومت نظامی و سرکوب اعتراضات در شهرهای مختلف ایران ادامه دارد، پیامهای رسیده از لرستان، کرمانشاه و خوزستان حاکی از شلیک مستقیم با سلاحهای سنگین، استقرار تکتیراندازها و کشتهشدن صدها نفر از معترضان در خیابانهاست.
بر اساس گزارشهای مخاطبان، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در خرمآباد استان لرستان، حکومت نظامی شدید برقرار بوده و نیروهای سرکوب در خیابانهای «انقلاب» و «ناصرخسرو» اقدام به تیراندازی گسترده کردهاند.
شهروندان گفتهاند در یکی از نقاط این شهر، دستکم ۱۶ نفر در یک محل کشته شدهاند و مجموع کشتهشدگان در خیابانهای انقلاب و ناصرخسرو به حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر رسیده است.
شاهدان عینی این وقایع را «قتلعام» توصیف کردهاند و از حضور گسترده نیروهای مسلح و ممانعت از امدادرسانی خبر دادهاند.
در استان کرمانشاه نیز مخاطبان گفتهاند روز ۱۸ دیماه در منطقه «دره دریژ»، افراد مسلح با استفاده از سلاح سنگین «دوشکا» به سوی مردم شلیک کردهاند.

بنا بر این گزارشها، در جریان این تیراندازیها تعدادی از شهروندان کشته و شماری دیگر زخمی شدهاند.
شهروندان گفتهاند شدت آتش بهگونهای بوده که امکان حضور و کمکرسانی به مجروحان وجود نداشته است.
همزمان، در شهرستان دزفول استان خوزستان، روایت مخاطبان از کشتار گسترده معترضان در خارج از محدوده امامزاده سبزقبا حکایت دارد.
به گفته منابع محلی، دستکم ۷۰ نفر در این منطقه با شلیک گلوله کشته شدهاند.
همچون سایر شهرها، حکومت نظامی سختگیرانه در دزفول برقرار است، منع رفتوآمد اعمال شده و تکتیراندازها در اطراف امامزاده سبزقبا مستقر شدهاند.
شهروندان گفتهاند حضور نیروهای مسلح در خیابانها بهگونهای است که هرگونه تجمع یا رفتوآمد با خطر جدی مواجه است.
بر اساس پیامهای دریافتی از مخاطبان ایراناینترنشنال، فضای امنیتی در همدان تشدید شده و شاهدان از حاکم بودن وضعیت «حکومت نظامی» در شهر خبر دادهاند.
به گفته آنان، خودروهای زرهی در سطح شهر مانور میدهند و نیروهای امنیتی و لباسشخصی حضور گستردهای دارند.
شاهدان همچنین گفتهاند در بسیاری از خانوادهها دستکم یک نفر کشته، زخمی یا بازداشتشده وجود دارد و گزارشهایی از یورشهای نیمهشب به منازل و بازداشت شهروندان در ساعات بامداد نیز دریافت شده است.
شاهدان عینی در شاهرود به ایراناینترنشنال گفتهاند دستکم ۲۰۰ نفر طی دو روز پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی در این شهر به دست نیروهای امنیتی کشته شدهاند.
به گفته این منابع، تنها در روز دوشنبه ۲۲ دی در بیمارستان بهار، کشتهشدن ۲۲ زن ثبت شده است.
یکی دیگر از شاهدان عینی نیز گفته است شب جمعه ۱۹ دی خیابان ابنیَمین شاهرود بهشدت خونآلود بوده و آثار درگیری گسترده بر سطح خیابان و دیوارها دیده میشده است.

بر اساس پیامهای دریافتی از مخاطبان در لاهیجان، رفتوآمد شبانه با محدودیتهای شدید همراه شده و نیروهای امنیتی و لباسشخصی با ایجاد ایستهای بازرسی، خودروها و تلفنهای همراه شهروندان را بررسی میکنند.
شاهدان به ایراناینترنشنال گفتند بازرسی خودروها شامل تفتیش کامل است و در صورت مشاهده ابزارهایی مانند چوب یا داس، خودرو توقیف میشود.
به گفته منابع، در صورت یافتن تصاویر یا ویدیوهای مرتبط با اعتراضها در تلفنهای همراه نیز افراد بازداشت میشوند.

مخاطبان همچنین از حضور گسترده نیروهای بسیجی در میادین و چهارراههای اصلی، از جمله میدانهای حشمت، گلستان، ابریشم، باغ ملی و انقلاب خبر دادهاند.
به گفته منابع، نیروها تا صبح در خودروهای بدون نشان و شیشهدودی مستقر بودهاند.
به گفته شاهدان، تعدادی از پزشکان و پرستارانی که اقدام به جراحی مصدومان ساچمهای و گلولهای کرده بودند نیز از سوی نهادهای امنیتی احضار شدهاند.

ایرانیان در تبعید میگویند قتل عام مردم در داخل کشور بهندرت خانوادهای را بینصیب گذاشته است. آنان در گفتوگو با ایراناینترنشنال از موجی بیسابقه از کشتارها سخن میگویند که در جریان آن نیروهای امنیتی زیر پوشش قطع سراسری ارتباطات، خشونتی گسترده و غیرقابل باور اعمال کردهاند.
برای الکس، ایرانی ساکن ایالت تگزاس آمریکا، خشونت حکومتی رژیم جمهوری اسلامی دیگر موضوعی دوردست نیست.
پسرخاله او، مهدی، جمعه ۱۹ دی در شهر کرمانشاه، در غرب ایران، پس از پیوستن به اعتراضهای سراسری در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای انقلاب مردم، کشته شد.
ایراناینترنشنال برای حفظ امنیت اعضای خانواده الکس در داخل ایران، از انتشار نام خانوادگی او خودداری کرده است.
الکس گفت: «بسیجیها به سر و شکم پسرخالهام شلیک کردند.»
او به نقل از خالهاش افزود: «آنها مثل سگ دنبالش کردند.»
پس از آن، مقامها دسترسی به اینترنت را در بخشهای گستردهای از کشور قطع کردند؛ اقدامی که ارتباطها را از هم گسست و خانوادهها را در بیخبری مطلق از زنده یا کشته بودن عزیزانشان رها کرد.
الکس گفت چند روز بعد، عصر چهارشنبه، زمانی که خطوط تلفن ثابت برای مدت کوتاهی در جریان قطع ارتباطات دوباره وصل شدند، از ماجرا باخبر شد. تماس بسیار بیکیفیت بود و مدام قطع میشد، اما صدای شیون و فریاد خالهاش را میشنید.
او گفت: «در مجموع فقط حدود سه دقیقه تماس داشتم، اما همان سه دقیقه، خالهام فقط جیغ میزد و میگفت او را کشتهاند.»
مهدی ۳۲ ساله بود.
الکس گفت که خالهاش پس از چند روز جستوجو، پیکر فرزندش را در پزشکی قانونی شناسایی کرد و تنها از روی موهایش او را شناخت.
الکس گفت: «صورتش کاملا غیرقابل شناسایی بود.»
به گفته او، مقامها اکنون از خانواده خواستهاند برای تحویل پیکر مهدی پول پرداخت کنند.
الکس گفت از تگزاس، احساس پوچی میکند و بهسختی قادر به ادامه زندگی روزمره است، اما باور دارد صحبت علنی تنها راه ادای احترام به پسرخالهاش و شکستن سکوتی است که قطع اینترنت تحمیل کرده است.
او گفت: «او یک ایران آزاد میخواست و شاه رضا پهلوی را.»
ترس و درماندگی
در کانادا، غزال شکری، شهروند ایرانی-کانادایی، از احساسی مشابه از ترس و ناتوانی سخن گفت؛ در حالی که منتظر تماسهای کوتاه و شکننده با خانوادهاش در ایران است.
او گفت از زمان شدت گرفتن خشونتها، فقط چند ثانیه صدای مادرش و چند دقیقه صدای خواهرش را شنیده است.
شکری گفت گستردگی کشتارها با هر آنچه ایرانیان پیشتر تجربه کردهاند تفاوت دارد و هشدار داد که اکنون تقریبا هر خانوادهای فردی را میشناسد که کشته شده است.
او گفت فقط نگران ویرانی فیزیکی کشور نیست، بلکه بیشتر نگران پیامدهای روانی بلندمدت آن بر جامعه ایران است؛ از جمله آسیبهای روحی گسترده، افسردگی و تخریب پایدار اجتماعی.
او گفت: «الان تقریبا هر خانوادهای در ایران چند نفر را میشناسد که کشته شدهاند. صادقانه بگویم، صحبت دربارهاش آسان نیست. ما بهعنوان انسان، برای تحمل چنین چیزی ساخته نشدهایم.»
سکوتی هراسانگیز
سبحان نوفر، ایرانی دیگری در تبعید، گفت قطع سراسری ارتباطات ترس ایرانیان خارج از کشور را تشدید کرده است. او گفت: «این سکوت وحشتناک است.»
به گفته او، قطع ارتباط با داخل ایران باعث شده بسیاری از ایرانیان خارج از کشور شبها نخوابند و با اضطراب شدید درباره وضعیت خانوادههایشان زندگی کنند؛ بهطوری که هر خبر یا تکه اطلاعاتی، نشانهای از یک حمام خون گستردهتر به نظر میرسد.
هدیه، روزنامهنگار ساکن واشینگتن دیسی، گفت نهتنها نگران سلامتی والدین خود و خانواده همسرش است، بلکه از وضعیت مالی آنها نیز بیم دارد؛ چرا که خانوادهها تا حد زیادی به پولی وابسته بودند که او و همسرش از طریق دوستان و بستگان برایشان میفرستادند.
با قطع اینترنت، دیگر امکان ارسال پول وجود ندارد و این موضوع باعث شده هدیه نگران باشد که والدین سالمند چگونه در شرایط دشوار اقتصادی ایران امرار معاش خواهند کرد.
ایراناینترنشنال گزارش داده است که دستکم ۱۲ هزار نفر تنها در دو روز کشته شدهاند؛ زمانی که نیروهای امنیتی آنچه تحلیلگران آن را «مرگبارترین موج خشونت دولتی در تاریخ معاصر ایران» توصیف میکنند به راه انداختند.
برآوردهای دیگر حاکی است با ادامه قطع ارتباطات، شمار واقعی قربانیان ممکن است بسیار بیشتر باشد.
افزایش درخواستها برای اقدام آمریکا
این روایتها در حالی منتشر میشود که درخواستها، هم در داخل ایران و هم در میان ایرانیان خارج از کشور، برای اقدام نظامی آمریکا افزایش یافته است؛ درخواستهایی که خواهان حملات هدفمند علیه دستگاههای امنیتی و سرکوب جمهوری اسلامی هستند.
برای ایرانیان در تبعید مانند الکس، شکری و نوفر، این بحث دیگر انتزاعی نیست؛ بلکه با نامها و چهرههای آشنایی گره خورده که از دست رفتهاند و با ترسی همراه است که از داغدار شدن خانوادههای بیشتر وجود دارد.
نوفر گفت: «هر خبر، هر ویدیو یا عکسی که از ایران میآید، حس یک حمام خون تازه را دارد. من واقعا میترسم، عمیقا میترسم، اما اجازه نمیدهم کاملا فروبپاشم، چون واقعا باور دارم مردم ایران بزرگتر از این حکومت تروریستی هستند.»
در حالی که ایران همچنان تا حد زیادی از جهان خارج قطع است، این افراد اعلام کردند سخن گفتن علنی یکی از معدود راههای باقیمانده است تا قربانیان فقط به عدد و آمار تبدیل نشوند.





