لوموند در این مقاله که سهشنبه ۲۳ دی منتشر شد، تاکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران که همزمان با بحرانهای داخلی و خارجی در تنگنا قرار گرفته، اکنون خود را در بنبستی مییابد که راه گریزی از آن باقی نمانده است.»
موجی اعتراضی بر بستر چندین بحران
وحید که مدرس علوم سیاسی در موسسه مطالعات سیاسی پاریس نیز هست، نوشت موج اعتراضی اخیر بر بستری از چندین بحران شکل گرفت که جمهوری اسلامی را بهطور عمیق تضعیف کردهاند.
به عقیده این تحلیلگر، اولین بحران، بحران اقتصادی است که با فروپاشی طبقه متوسط و گسترش فقر در میان طبقات کارگر همراه بوده و یک الیگارشی نزدیک به صاحبان قدرت را همچنان از فساد و رانت اقتصادی بهرهمند کرده است.
وحید بحرانهای سیاسی و اجتماعی را از دیگر عوامل این اعتراضات دانست و افزود که این بحرانها «با شکاف فزاینده میان جوانانی که تا حد زیادی سکولار شدهاند و خواهان آزادی و برابری هستند و رژیمی اقتدارگرا، بنیادگرا و ارتجاعی»، نمایان میشود.
افزون بر اینها، این تحلیلگر به «بحران بزرگ زیستمحیطی» در ایران نیز اشاره کرد که به نوشته او، «نتیجه دههها سوءمدیریت منابع» است.
سرانجام، او به «بحران ژئوپلیتیکی و نظامی» پرداخت که «از زمان حملات تروریستی هفتم اکتبر و جنگ ۱۲ روزه» علیه اسرائیل، با تغییر موازنه قدرت در منطقه، تشدید شده است.
قیام ملی ایرانیان از بیش از دو هفته پیش با اعتراضها و اعتصاب کسبه به ویژه کسبه تهران در واکنش به فروپاشی ارزش پول ملی آغاز شد و به سرعت بعدی سیاسی علیه جمهوری اسلامی به خود گرفت و میلیونها تظاهرکننده خواستار سرنگونی حکومت شدند.
ابعاد بیسابقه و نقش شاهزاده رضا پهلوی
در مقاله لوموند همچنین تاکید شده که موج کنونی اعتراضها از چند جهت بیسابقه است و همه طبقات اجتماعی را در بر میگیرد.
به نوشته این روزنامه، «پویایی تازهای» پیرامون شاهزاده رضا پهلوی پدید آمده که هم در قالب شعارهای هواداران پهلوی و هم در افزایش حمایت از نقش بالقوه او در یک دوره گذار در آینده، بازتاب یافته است.
وحید نوشت که همچنین برای نخستین بار، «عوامل خارجی» بهطور معناداری بر رویدادها تاثیر میگذارند: «از آغاز این جنبش، رییسجمهور ایالات متحده بارها تهدید کرده است اگر رژیم بهطور خشونتآمیز معترضان را سرکوب کند، مداخله خواهد کرد. این اظهارات از سوی ایرانیان جدی گرفته شده و آنها با دقت آنچه را بر سر نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، آمد دنبال کردهاند. بنابراین، موضعگیری دونالد ترامپ، رژیم را نگران کرده و در عین حال، بخشهایی از جامعه را نیز به تحرک واداشته است.»
نویسنده با اشاره به «پیچیدگیهای یک مداخله نظامی» علیه جمهوری اسلامی افزود: «تنها قطعیت فعلی این است که وضعیت کنونی پایدار نیست. دولتی که جوانان خود را تروریست مینامد، نمیتواند دوام بیاورد. چنین دولتی نمیتواند برای همیشه از راه ایجاد ترس حکومت کند، بهویژه آنکه این ترس در حال تغییر است؛ چنانکه مقیاس اعتراضها با وجود تهدیدها، بازداشتهای گسترده، کشتهشدنها و قطع اینترنت، نشان میدهد.»
پژوهشگر بنیاد ژان ژورس در مقاله خود چنین نتیجهگیری کرده است: «ایرانیان بهطور قطعی صفحه اسلام سیاسی را ورق زدهاند و نمیخواهند این رژیم به هیچ شکلی ادامه یابد. امروز اکثریت ایرانیان خواهان جدایی کامل سیاست و دین، عادیسازی روابط با جهان، آزادیهای مدنی و فردی و رفاه اقتصادی هستند. اموری که تا وقتی رژیم کنونی پابرجاست، دستنیافتنیاند. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران تنها میتواند سقوط کند. چنین است مسیر گریزناپذیر تاریخ.»