عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در بیروت گفت اعتراضات جاری در ایران مشابه اعتراضات لبنان در سال ۲۰۲۳ است که در واکنش به افزایش نرخ ارز شکل گرفت.
او همچنین گفت آمریکا و اسرائیل در این اعتراضات نقش دارند.
مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۹ دیماه این شهر گفت «تعداد زیادی از مردم ایران محتاج نان هستند» و افزود بسیاری از شهروندان «بهسختی یک وعده در روز غذا میخورند».
او با اشاره به دستاندازی به منابع کشور گفت «به بسیاری از منابع ملی دستبرد زدهاند» و تأکید کرد مردم ایران در سالهای گذشته بارها اعتراض کرده و «کشته دادهاند».
عبدالحمید هشدار داد کشور به وضعیتی رسیده است که «ممکن است قبرستانهایی بهدلیل گرسنگی ایجاد شود».

امام جمعه اهل سنت زاهدان با اشاره به اعتراضات اخیر گفت «دیشب همه شاهد بودند که مردم ایران از تمام گرایشها به صحنه آمدند» و افزود مردم «برای عظمت و عزت خود خیزش کردهاند».
او تصریح کرد ملت ایران تصمیم دارد «افراد لایق را در راس قدرت قرار دهد» و شعارهای معترضان نشان میدهد که مردم «آزادی و عدالت» میخواهند.
عبدالحمید با اشاره به تداوم اعتراضات گفت «برای امشب هم فراخوان هست و مردم باز هم به خیابان میآیند». او افزود: «چند سال قبل میگفتم رفراندوم، اما الان میگویم تسلیم خواسته ملت شوید.»
او در پایان خطاب به نیروهای نظامی و امنیتی گفت «مقابل ملت ایران نایستید» و تأکید کرد «خواست ملت امروز از خواست آنها در سال ۵۷ پررنگتر است».

صبح روز بعد از اعتراضات گسترده در جریان خیزش ملی ۱۸ دی در سراسر ایران، در حالی که اینترنت از شب گذشته در خاموشی کامل است و سایتهای داخلی هم به روز نمیشوند، شبکه خبر جمهوری اسلامی بار دیگر نشان میدهد که حتی قصد ندارد تظاهر به «خبری» بودن بکند.
آنچه جمعه ۱۹ دی از آنتن شبکه خبر جمهوری اسلامی پخش میشود، نه روایت یک بحران اجتماعی، بلکه اجرای دقیق یک سناریوی امنیتی است. سناریویی که قرار است خیابان را بازنویسی کند، صداها را بیاعتبار سازد و در نهایت، شکست سیاسی را پشت انبوهی از تصاویر و واژهها دفن کند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی هرگز یک رسانه عادی خبری نبوده است اما حالا در حال «مدیریت معنا»ست.
الگو، آشنا و تکرار شونده است. تصویر علی خامنهای، در همان قاب همیشگی: پسزمینه خنثی، نور کنترلشده، زاویهای که نه اقتدار میسازد و نه صمیمیت.
سخنرانی کوتاه ۱۹ دی، نه برای مخاطب عمومی، بلکه برای مصرف درونسیستمی طراحی شده است. پیامی برای رسانهها، نهادهای امنیتی و تریبونها که بدانند خط قرمز کجاست و روایت مجاز چیست.
در این سخنرانی، واژگان کلیدی بار دیگر ردیف میشوند: «دشمن»، «مزدور»، «آمریکا»، «ترامپ»، «خرابکاری» ....
هیچ اشاره مستقیمی به منشا خیزش و اعتراضها، هیچ نامی از تورم، سقوط ارزش پول ملی، فشار معیشتی یا نارضایتی انباشته و موارد مشابه نمیشود. حتی یک جمله هم برای وانمود کردن همدلی وجود ندارد. خامنهای اعتراض را نه مسالهای اجتماعی، بلکه پروژهای خارجی تصویر میکند. گویی که خیابان تهران و مشهد و کرمانشاه، امتداد جایی در خارج کشور است.
حاضران در جلسه که چند صد نفر هستند، هزاران نفر توصیف میشوند و حتی در اقدامی کمسابقه، برای خامنهای کف میزنند. خامنهای مردم معترض را «مزدور بیگانه» میخواند.
این حذف آگاهانه واقعیت، اتفاقی نیست.
وقتی رهبر از پاسخ عاجز است، روایت را به بیرون پرتاب میکند. شبکه خبر دقیقا همین خط را میگیرد و آن را به آیتمهای خبری ترجمه میکند.
بلافاصله پس از پخش این سخنرانی، ترتیب آیتمها معنادار است. نه گزارش میدانی از شهرها، نه حتی اشارهای گذرا به گستردگی اعتراضات. بسته خبری، مجموعهای از تصاویر تخریب: شیشه شکسته بانک، دیوار سوخته، نمای نزدیک از مسجدی که آتش گرفته ....
گزارشگر با صدایی جدی میگوید: «اغتشاشگران به اموال عمومی و اماکن مقدس حمله کردند.»
واژه «معترض» عمدا حذف شده است. «مردم» اصلا وجود ندارند. فقط «اغتشاشگر» هست و «خرابکار».
این حذف واژگانی، تکنیک تازهای نیست، اما شدت و بیپرواییاش چشمگیر است.
شبکه خبر حتی تلاش نمیکند نشان دهد این تصاویر، بخشی کوچک از یک اعتراض گستردهاند. در روایت رسمی، کل اعتراض به چند قاب خشونت تقلیل یافته است.
اینجا، شبکه خبر دیگر خبر نمیسازد؛ اتهام میسازد و مردم را «تروریستهای مسلح» میخواند.

پس از این بستهها، نوبت به نماز جمعه میرسد؛ همان ابزار قدیمی بازسازی مشروعیت.
شبکه خبر با لحنی پیروزمندانه از «حضور گسترده مردم در نماز جمعه شهرهای مختلف» میگوید. عبارت «هزاران نفر» بارها تکرار میشود. اما تصویر، بیرحمتر از آن است که بتوان مهارش کرد: هزاران نفری در کار نیست ....
قابها بسته است. نماها کوتاه. دوربین اغلب از زاویه پایین به جمعیت نگاه میکند تا «اقتدار» تولید کند. اما حتی با این ترفندها، حقیقت از لابهلای تصویر بیرون میزند: صفهایی باریک و لاغر و جمعیتی که در بهترین حالت چند صد نفر هستند. هیچ نمای بازی که وسعت میدان را نشان دهد پخش نمیشود. هیچ تصویری نیست که «هزاران» را تایید کند.
این تضاد میان ادعا و تصویر، فقط خطای حرفهای نیست؛ نشانه اضطراب است. حکومتی که به حمایت واقعی مطمئن باشد، نیازی به این همه بزرگنمایی ندارد. اما جمهوری اسلامی امروز، حتی در قاب تلویزیون خودش هم مجبور است واقعیت را دستکاری کند.
هیچ حرف تازهای، هیچ تلاشی برای پاسخ به این پرسش ساده وجود ندارد: چرا اعتراض اینقدر گسترده شده است؟ چرا اینبار فقط جوانان نیستند؟ چرا صدا از جاهایی میآید که همیشه ساکت بودند؟ شعارها چرا این قدر عوض شدهاند؟
تکرار مکرر بستههای خبری و گزارشها
تصویر تکراری، فروپاشی یک دستگاه روایتسازی است. روایتی که سالها با «دشمن»، «فتنه» و «اغتشاش» کار کرده، حالا دیگر توان توضیح خیابان را ندارد؛ چون خیابان تغییر کرده است. چون اعتراض از حاشیه به متن آمده. چون زبان قدیمی، دیگر این واقعیت جدید را حمل نمیکند.
برای همین است که دیکتاتور تهدید میکند، رسانه میترساند، و نماز جمعه عددسازی میشود.
اینها نه نشانههای اقتدار که نشانههای درماندگیاند. واکنش قدرتی که بهجای پاسخ، فقط بلد است تکرار کند.
اما تکرار، وقتی واقعیت جلوتر رفته، بیاثر میشود.
شبکه خبر حالا بیش از هر زمان دیگری شبیه آرشیوی زنده از روایتهای منقضی است. روایتهایی که نه قانع میکنند، نه حتی میتوانند واقعیت را پنهان کنند.
این شاید مهمترین نشانه ضعف باشد: وقتی حتی پروپاگاندا هم دیگر کار نمیکند.
هانا نویمان، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، با اشاره به خاموشی اینترنت در ایران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت این وضعیت «یک مشکل فنی» نیست و حکومت از آن برای «پنهانکردن وحشیگری» و «شکستن مقاومت معترضان» استفاده میکند.
او افزود همزمان با خاموشی اینترنت، «خشونت بیشتر، بازداشتهای بیشتر و ناپدید شدن افراد بیشتر» رخ میدهد و خانوادهها در بیخبری میمانند و نمیدانند عزیزانشان زندهاند، زخمی شدهاند یا در زندان هستند.
نویمان تاکید کرد این یک «راهبرد عامدانه» است برای قطع مردم از کمک و حفاظت، پنهانکردن خشونت مرگبار حکومت، خاموشکردن صدای کسانی که زیر حملهاند و جلوگیری از دیدهشدن ابعاد اعتراضات از سوی جهان.
او در ادامه نوشت «خاموشیهای اینترنت سلاح حکومت ایران است» و افزود «سکوت بیطرفی نیست؛ سکوت سرکوب را ممکن میکند» و اروپا باید «همین حالا» موضع بگیرد.
این نماینده پارلمان اروپا خواستار اقدامهایی از جمله «قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی»، «توقف اخراج پناهجویان به ایران»، «حفاظت از کسانی که ایستادگی میکنند» و «انتشار همان اندک تصاویری که از ایران به بیرون راه پیدا میکند» شد.

هانا نویمن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، در حساب ایکس خود نوشت که جمهوری اسلامی از قطع اینترنت برای پنهان کردن وحشیگری خود استفاده میکند.
او خواستار حمایت فوری اروپا از معترضان شد و افزود که سکوت، بیطرفی نیست بلکه به سرکوب کمک میکند.
نویمن خواستار آن شد که اروپا سپاه پاسداران را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد و اخراج پناهجویان به ایران را متوقف کند.
او همچنین خواستار به اشتراک گذاری تصاویری شد که از اعتراضات ایران منتشر میشود.

همزمان با اوجگیری خیزش ملی، جمهوری اسلامی با قطع کامل اینترنت و شبکههای ارتباطی آنلاین، مسیر اطلاعرسانی و ارتباط شهروندان را مسدود کرد. اقدامی که یادآور خاموشی و کشتار آبان ۹۸ است و نگرانیها را درباره تکرار سرکوب گسترده و نقض آشکار حقوق بشر، افزایش داده است.
قطع اینترنت در ایران پس از پاسخ میلیونی مردم به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و شکل گرفتن خیزش ۱۸ دیماه انجام شد.
گزارشهای رسیده از شهروندان حاکی است در این دور از قطع اینترنت، امکان هر گونه تماسی از طریق موبایل و پیامک نیز از بین رفته و حتی رسانهها و سایتهای حکومتی نیز در دسترس نیستند.
جمهوری اسلامی اینترنت را در شرایطی خاموش کرد که پیش از آن در ۱۱ روز گذشته تلاش کرده بود دسترسی به شبکه جهانی اطلاعات را به صورت منطقهای و محلی مختل کند.
حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه ایکس در واکنش به این اقدام نوشت رژیم جمهوری اسلامی اینترنت را بهطور کامل قطع کرد تا صدای مردم ایران را خاموش کند، اما نمیتوان اراده را مثل یک اتصال شبکه خاموش کرد.
این حساب خطاب به مردم ایران نوشت که جهان هنوز شما را میبیند و میشنود.
نگرانی شهروندان
نیما عالمیان، عضو تیم ملی تنیس روی میز ایران، صبح جمعه ۱۹ دیماه همزمان با سیزدهمین روز خیزش ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، با انتشار یک استوری اینستاگرامی به قطع اینترنت در کشور واکنش نشان داد و نوشت: «برای ایران دعا کنید.»
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامی گفت: «از نیمهشب گذشته، خطوط تلفن همراه به طور کامل قطع شده و سرویس پیامک هم قطع است. تنها تلفنهای زمینی فعال هستند.»
مخاطب دیگری از «قطع ۱۰۰ درصدی اینترنت ثابت و موبایل، مسدود شدن تماس خط به خط و ارسال پیامک و ایجاد پارازیت روی ماهواره و شبکه ایراناینترنشنال» خبر داد.
یک شهروند در تماس با ایراناینترنشنال وضع اینترنت را «بسیار وخیمتر از جنگ ۱۲ روزه» خواند و گفت «خدماتی مانند اسنپ و بانکها» مختل شده است.
قطع کلیه راههای ارتباطی آنلاین در ایران با واکنش گسترده کاربران در شبکههای اجتماعی نیز مواجه شده است.
کاربری در شبکه ایکس نوشت: «امشب از اون شباس که واسه ایرانیای خارج از کشور صبح نمیشه! که هر ساعت ۱۰۰ سال طول میکشه! که معنی غربت هی کِش میآد.»
شهروند دیگری نوشت: «دارم میمیرم از بیخبری از مامانم و رفیقام. واقعا تا کی قراره همهچی قطع باشه؟»
یک شهروند با اشاره به تجربه مهاجرت خود نوشت: «اونجای مهاجرت بده که تو برای یه زندگی آروم رفتی اما از چک کردن لحظهای اخبار کشورت داری زوال عقل میگیری.»
تجربه پیشین
مردم ایران مشابه چنین خاموشی گستردهای را در سرکوب خونین آبان ۹۸ تجربه کردند؛ با این تفاوت که در آبان ۹۸ دسترسی شهروندان به سایتهایی که در داخل مستقر بودند و به اصطلاح بخشی از «شبکه ملی اطلاعات» بودند، مختل نشده بود.
پس از آن که به دستور شورای عالی امنیت ملی در آبان ۹۸ برای یک هفته اینترنت قطع شد، جمهوری اسلامی یکی از خشنترین سرکوبهای تاریخ معاصر را رقم زد.
خبرگزاری رویترز دوم دی ۹۸ به نقل از سه مقام وزارت کشور نوشت حدود هزار و ۵۰۰ نفر در ۱۹۰ شهر در این اعتراضات کشته شدند.
قطع اینترنت و نقض حقوق بشر
خاموشی ارتباطات در میانه اعتراضات سراسری مصداق بارز نقض حقوق اساسی بشر است.
اینترنت امروزه ابزار اصلی اعمال حقوقی مانند آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات، مشارکت سیاسی و ارتباطات است و محروم کردن افراد از دسترسی به آن، عملا مانع بهرهمندی آنها از این حقوق میشود.
بر اساس ماده ۱۹ میثاق حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) که ایران هم عضو آن است، هر فرد حق دارد اطلاعات و افکار را «از هر طریق و بدون ملاحظات مرزی» جستوجو، دریافت و منتقل کند.
تفسیر رسمی سازمان ملل تصریح میکند که «هر طریق» در جهان امروز شامل اینترنت میشود. بر همین اساس، قطع سراسری اینترنت، اختلال عمدی یا فیلترینگ گسترده - بهویژه در زمان اعتراضات - میتواند مصداق نقض آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات باشد.
شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز در قطعنامههای رسمی خود اعلام کرده است حقوقی که افراد در دنیای واقعی دارند، باید در فضای آنلاین هم محترم شمرده شود.
به همین دلیل، قطع اینترنت نه فقط یک اقدام فنی یا اداری، بلکه مساله حقوق بشری تلقی میشود و میتواند همزمان چند حق را نقض کند؛ از آزادی بیان و تجمع گرفته تا آموزش، کار و حتی در شرایط بحرانی، حق حیات.





