هفت حزب کُردستان ایران برای اعتصاب عمومی در پنجشنبه ۱۸ دی فراخوان صادر کردند
هفت حزب کُردستان ایران در حمایت از اعتراضات سراسری و محکومیت «جنایات رژیم در کرمانشاه، ایلام و لرستان»، فراخوان مشترکی برای اعتصاب عمومی در کُردستان و مناطق کُردنشین در پنجشنبه ۱۸ دی صادر کردند.
در متن فراخوان این احزاب آمده است: «ما سرکوب تظاهرات و بازداشت مردم معترض و حقطلب در ایران و کردستان، را که سیاست همیشگی رژیم جمهوری اسلامی است، قویا محکوم میکنیم.»
در این بیانیه، با تاکید بر اهمیت اعتصاب عمومی گفته شده کُردستان «بار دیگر نه بزرگ دیگری به رژیم جمهوری اسلامی میگوید و بر حقوق خود که شامل آزادی، برابری و احترام به کرامت انسانی است پافشاری میکند.»
این احزاب از تمام احزاب سیاسی و سازمانهای مدنی ایران و کُردستان خواستند که «با همصدایی و اتحاد، در برابر جنایات رژیم جمهوری اسلامی موضع بگیرند و به این فراخوان بپیوندند.»
«حزب دموکرات کُردستان ایران»، «کومله انقلابی زحمتکشان کُردستان ایران»، «حزب حیات آزاد کُردستان (پژاک)»، «کومله، سازمان کُردستانی حزب کمونیست ایران»، «کومله زحمتکشان کُردستان» و «سازمان خبات کُردستان ایران»، هفت حزبی هستند که این فراخوان را امضا کردهاند.
شایان اسدالهی، جوان معترض ۲۸ ساله، که شامگاه پنجشنبه ۱۱ دیماه در جریان اعتراضات مردمی شهر ازنا در استان لرستان هدف تیراندازی ماموران امنیتی قرار گرفت و جان باخت، پس از چهار روز، شامگاه ۱۵ دیماه ساعت ۲۲، بدون اطلاعرسانی و تنها با حضور مادر و خواهرش به خاک سپرده شد.
یک منبع نزدیک به خانواده شایان اسدالهی به ایراناینترنشنال گفت مادر و خواهر او خواستار برگزاری مراسم خاکسپاری بودند، اما به آنها اعلام شد در صورت عدم موافقت، حکومت پیکر را هر کجا که بخواهد خاک خواهد کرد.
این منبع افزود: «جوانیاش را از او گرفتند و حالا میخواهند خونش را پایمال کنند و آن را گردن معترضان بیندازند. حتی اجازه ندادند برایش مراسمی برگزار شود.»
بر اساس شواهد رسیده به ایراناینترنشنال، تعدادی از خودروهای هایلوکس نظامی سپاه به شایان اسدالهی و جمعی دیگر از معترضان که در حال بازگشت از یک تجمع اعتراضی بودند، حمله کردند و ماموران با اسلحه جنگی او را هدف قرار دادند. این شواهد نشان میدهد گلوله جنگی به ناحیه شکم شایان اسدالهی اصابت کرده است.
پس از حملات ماموران جمهوری اسلامی به بیمارستان خمینی ایلام، سرکوبگران حکومتی به بیمارستان سینا در تهران نیز حمله کردند. گزارشهایی نیز از شلیک گاز اشکآور در محیطهای سربسته مانند داخل ایستگاه متروی ۱۵ خرداد تهران و داخل پاساژ ایرانیان در بازار شوش منتشر شده است.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ماموران حکومتی ۱۶ دیماه، درِ ورودی بیمارستان سینا در حسنآباد تهران را بستند و همزمان صدای شلیک شنیده شد.
گزارش شهروندان حاکی از شلیک گاز اشکآور به داخل بیمارستان است.
معترضان نیز در کوچههای اطراف بیمارستان در حال دویدن، شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «بیشرف، بیشرف» سر دادند.
وزارت خارجه اسرائیل در شبکه ایکس با اشاره به حمله ماموران حکومت به معترضان در بیمارستان سینا در تهران و پرتاب گاز اشکآور نوشت: «منتظر محکوم کردن این جنایت توسط به اصطلاح مدافعان حقوق بشر نباشید.»
صفحه اسرائیل به فارسی نیز پانزدهم دی و در واکنش به حمله ماموران به بیماستان ایلام در ایکس نوشته بود: «مدافعان حقوق بشر کجا هستند؟ چرا صدایی از آنها شنیده نمیشود؟»
شامگاه یکشنبه ۱۴ دی ماموران جمهوری اسلامی با شلیک گلوله و گاز اشکآور وارد حیاط بیمارستان خمینی ایلام شدند. نیروهای سرکوب سپس درهای بیمارستان را شکستند، به داخل اتاقها یورش بردند و با باتوم و تجهیزات نظامی به حاضران حمله کردند.
در ویدیوها دیده میشد که پرستاران و شهروندان مقابل بیمارستان با نیروهای سرکوبگر درگیر میشوند.
گزارشها از حضور مجروحان و کشتهشدگان اعتراضات ملکشاهی ایلام در این بیمارستان حکایت دارد.
سازمان عفو بینالملل ۱۶ دی با محکوم کردن این حمله اعلام کرد که هدف قرار دادن بیمارستان، بهعنوان جایی که معترضان مجروح برای دریافت مراقبتهای پزشکی یا پناه گرفتن حضور داشتند، نقض حقوق بینالملل است.
این بیانیه افزود: «این اقدام نشان میدهد که مقامات جمهوری اسلامی تا چه حد حاضرند برای سرکوب اعتراضات و خاموش کردن صدای مخالفان پیش بروند.»
پیشتر نیز بسیاری از کاربران با استناد به حقوق بینالملل، این حمله را مصداق «جنایت علیه بشریت» خوانده بودند.
وزارت خارجه آمریکا نیز ساعاتی پیش «حمله وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی» به بیمارستانی در ملکشاهی ایلام را یک «جنایت» خواند و افزود: «یورش به بخشها، ضرب و شتم کادر پزشکی و حمله به مجروحان با گاز اشکآور و گلوله جنگی، جنایتی آشکار علیه بشریت است.»
وزارت خارجه آمریکا تاکید کرد: «بیمارستانها میدان نبرد نیستند. این اقدامات رژیم جمهوری اسلامی نقض فاحش قوانین بینالمللی است و نشان دهنده رژیمی است که با بیتوجهی کامل به جان انسانها رفتار میکند.»
جمهوری اسلامی از آغاز اعتراضات سراسری در هفتم آبان تاکنون به تجمعهای اعتراضی مسالمتآمیز شهروندان حمله، صدها نفر را بازداشت، دهها شهروند را زخمی کرده و شماری را کشته است.
گزارشها از تیراندازی به سوی معترضان با گلوله جنگی در شهرهایی مانند ملکشاهی ایلام حکایت دارد.
اعتراضات ۱۲ و ۱۳ دی در این شهرستان با سرکوب خشن ماموران حکومتی همراه شد.
شهروندان ملکشاهی باوجود این سرکوبهای گسترده ۱۶ دی بار دیگر به خیابانها آمدند و با ماموران سرکوبگر درگیر شدند.
ایراناینترنشنال تاکنون توانسته هویت چهار تن از جانباختگان ملکشاهی را به نامهای رضا عظیمزاده، فارص آقامحمدی، مهدی امامیپور و لطیف کریمی بهطور مستقل تایید کند.
هزاران کاربر رسانههای اجتماعی، با انتشار مطالبی در ایکس، خشم خود را از حمله به بیمارستان ایلام اعلام کردهاند.
شاهزاده رضا پهلوی نیز اعلام کرد «رژیمی که جوانان بیسلاح را میکشد و به مراکز درمانی یورش میبرد، رفتنی است.»
او با ابراز همدردی با مردم ایلام و ملکشاهی، این جنایت را یادآور کشتار مردم در جمعه خونین زاهدان ۱۴۰۱ دانست.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد «خامنهای و سران فاسد جمهوری اسلامی» قطعا «تقاص این جنایت» را پس خواهند داد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر رضا مرادی از طایفه عبدالوند، متولد ۱۳۸۷ و اهل ازنا در استان لرستان، بامداد سهشنبه ۱۶ دیماه، بین ساعت ۵ تا ۶ صبح، توسط افراد لباسشخصی و بدون حضور خانوادهاش به خاک سپرده شد.
یک منبع نزدیک به خانواده این معترض جانباخته به ایراناینترنشنال گفت حتی اجازه داده نشد اعضای خانواده در لحظه خاکسپاری حضور داشته باشند. به گفته این منبع، از خانواده برای انجام خاکسپاری پول دریافت شد و پس از پایان دفن، به چند تن از بزرگان منطقه اطلاع داده شد که رضا مرادی به خاک سپرده شده است.
رضا مرادی پس از آنکه در جریان اعتراضات ازنا با شلیک نیروهای امنیتی مجروح شد، صبح دوشنبه ۱۵ دیماه در بیمارستان ولیان الیگودرز جان باخت.
یک منبع نزدیک به خانواده این معترض جانباخته در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «رضا در اعتراضات ۱۱ دی ۱۴۰۴ در بلوار جهاد و مقابل کلانتری مرکزی ازنا هدف شلیک ماموران امنیتی قرار گرفت و دو گلوله به او اصابت کرد؛ یکی به ناحیه سر و دیگری به پهلو.»
به گفته این منبع، پس از مجروح شدن، شهروندان حاضر در محل او را به بیمارستان ولیان الیگودرز منتقل کردند. این منبع افزود فضای بیمارستان بهشدت امنیتی بوده و اجازه ملاقات داده نمیشد و تنها یکبار، پس از اصرار فراوان، به مادر رضا اجازه داده شد برای دقایقی او را ببیند.
این منبع همچنین گفت رضا مرادی فرزند اول خانواده بود و پدرش کارگر است. به گفته او، وضعیت مالی خانواده مناسب نبود و رضا تحصیل را ترک کرده و بهعنوان شاگرد صافکار و نقاش کار میکرد.
این منبع درباره انگیزه حضور رضا مرادی در اعتراضات گفت: «بدبختی، نداری و گرانی.» او افزود رضا به ورزش، بهویژه کشتی، علاقه داشت و او را «پهلوان» و بسیار شجاع توصیف کرد.
یک کارشناس مسائل ایران در اسرائیل میگوید موج تازه اعتراضات، جمهوری اسلامی را در موقعیتی تدافعی قرار داده که در چهار دهه گذشته سابقه نداشته و نشانههای آشکاری از هراس ساختاری حکومت در برابر جامعه دیده میشود.
تامار ایلام–گیندین، زبانشناس و پژوهشگر ایران باستان و ایران معاصر در یک مرکز مطالعاتی وابسته به دانشگاه حیفا در ارزیابی تازهای که سایت اسرائیلنشنالنیوز منتشر کرد، تاکید کرده است که حکومت ایران در واکنش به گسترش اعتراضات در سراسر کشور، وارد وضعیتی «کاملاً دفاعی» شده که پیشتر تجربه نکرده بود.
او با اشاره به شکاف میان تصویر ارائهشده در شبکههای اجتماعی و واقعیت میدانی میگوید برداشتها از افکار عمومی در فضای مجازی گمراهکننده است. به گفته این پژوهشگر، «اگر به شبکههای اجتماعی نگاه کنیم، به نظر میرسد جامعه دوپاره و فضا ۵۰-۵۰ است، اما شواهد میدانی، ویدیوها و روایتهای عینی چنین چیزی را تایید نمیکنند.» به گفته او، بسیاری از مخالفان حکومت به خیابان نمیآیند اما در فضای مجازی فعالاند و همین امر باعث میشود وزن واقعی نارضایتی در خیابانها کمتر از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به نظر برسد، هرچند جهتگیری کلی جامعه تغییر نکرده است.
تامار ایلام–گیندین، زبانشناس و پژوهشگر ایران باستان و ایران معاصر
ایلام-گیندین تاکید میکند شبکه اجتماعی ایکس دیگر بازتابدهنده حالوهوای واقعی جامعه ایران نیست و بیشتر آن چیزی را بازنمایی میکند که حکومت میخواهد مردم تصور کنند اکثریت جامعه به آن باور دارند. او میگوید هرچند محتوای حامی جمهوری اسلامی و ضد اعتراضات در این فضا پررنگ است، اما «مشاهده ویدیوهای میدانی نشان میدهد که گرایش عمومی جامعه بهطور قاطع علیه حکومت است.»
به گفته این کارشناس، ترس حکومت از جامعه اکنون بیش از هر زمان دیگری است. او با اشاره به مواضع تند مقامهای خارجی علیه جمهوری اسلامی میگوید: «به خاطر ندارم زمانی را که رییسجمهوری قدرتمندترین کشور جهان چنین صریح حکومت ایران را تهدید کرده باشد.» به باور او، از زمان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» و بهویژه پس از جنگ ۱۲روزه، حکومت وارد «حالت بقا» شده؛ وضعیتی که پیش از این در جمهوری اسلامی مشاهده نشده بود و ریشه در هراس از بازگشت گسترده مردم به خیابانها دارد.
این پژوهشگر معتقد است حکومت برای کنترل فضا تلاش کرده خود را متمایل به مصالحه با معترضانی نشان دهد که نظم را برهم نمیزنند. از جمله این تلاشها، طرح بحث حذف نظام دونرخی ارز بوده است؛ اقدامی که به گفته او میتواند اندکی فشار اقتصادی را کاهش دهد، اما همزمان با مقاومت بخشهایی از بدنه درونی حکومت روبهرو خواهد شد.
با این حال، ایلام-گیندین میگوید تهدیدها باعث توقف اعتراضات نشده است. به گفته او، معترضان از آمادگی برای پرداخت هزینههای سنگین سخن میگویند و «از جنگیدن، جان دادن و بازپسگرفتن ایران برای خودشان صحبت میکنند.» او تاکید میکند که در شرایط کنونی، بسیاری از معترضان احساس میکنند چیز زیادی برای از دست دادن ندارند.
در ارزیابی سناریوهای پیشرو، این کارشناس احتمال بازسازی اقتصادی ایران با تکیه بر همکاری با قدرتهایی مانند چین و روسیه را «بعید» توصیف میکند، هرچند میافزاید که «اتفاقات بعید هم گاهی رخ میدهند.» به گفته او، این تصور قدیمی که تا وقتی حداقل معیشت تأمین شود، نوع حکومت اهمیت کمتری دارد، دیگر لزوماً در جامعه ایران صادق نیست.
او در پایان، در پاسخ به پرسشی درباره سرانجام اعتراضات کنونی، میگوید حکومت به نقطهای نزدیک میشود که حاضر است همهچیز را به خطر بیندازد. به تعبیر او، پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی در نهایت «خود را نابود میکند یا راه گریز را در پیش میگیرد.»
ایلام-گیندین همچنین میافزاید که جامعه ایران در عین تمایل به نقشآفرینی خارجی، نسبت به آن محتاط است. به گفته او، تجربههای گذشته نشان داده مداخله مستقیم خارجی میتواند پیامدهای منفی داشته باشد و تغییر پایدار در ایران «باید از درون جامعه شکل بگیرد»، هرچند اقدامهای خارجی در چارچوب منافع خود میتواند مسیر تحولات داخلی را هموارتر کند.
خانوادههای معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات سراسری در روزهای گذشته با تجمع مقابل نهادهای امنیتی و اطلاعاتی شهرهای مختلف، خواهان آزادی عزیزان خود شدند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد شامگاه دوشنبه ۱۵ دی شماری از خانوادهها روبروی اداره اطلاعات و امنیت استان مازندران در ساری تجمع کردند.
همزمان، تجمع دیگری در بابل مقابل کلانتری ۱۱ این شهر شکل گرفت.
در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز خانوادههای معترضان بازداشتشده شامگاه ۱۵ دی مقابل فرمانداری یاسوج تجمع کردند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ماموران انتظامی با خانوادهها درگیری شدند.
خانواده معترضان بازداشت شده در یزدانشهر استان اصفهان نیز ۱۵ دی مقابل دادگستری نجفآباد تجمع کردند.
آنها به قوه قضائیه جمهوری اسلامی ۲۴ ساعت مهلت دادند تا فرزندانشان را آزاد کنند و هشدار دادند در غیر اینصورت، همگی به خیابان خواهند آمد.
به گفته این خانوادهها، بازداشتشدگان این شهر نوجوان و جوانانی زیر ۲۰ سال بودند.
جمهوری اسلامی در روندی مشابه تمامی اعتراضات سالهای اخیر، از هفتم دی و آغاز موج جدید اعتراضات تاکنون، صدها شهروند معترض را در شهرهای مختلف بازداشت کرده است.
محل نگهداری بسیاری از معترضان بازداشتشده مشخص نیست و خانوادههای آنان با گذشت چندین روز از دستگیری عزیزان خود، از وضعیت آنان و سلامتیشان بیخبرند.
کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان پیشتر در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ در راهنمایی برای خانواده بازداشتشدگان نوشته بود محل نگهداری بازداشتشدگان میتواند از زندانهای رسمی تا بازداشتگاههای غیررسمی باشد و این مساله به حجم دستگیریها بستگی دارد.
این کمیته، عدم اطلاعرسانی به خانوادهها درباره محل نگهداری عزیزانشان را بخشی از سیاست «آزار و اذیت» جمهوری اسلامی توصیف کرده بود؛ سیاستی که به نظر میرسد در اعتراضات جاری نیز ادامه دارد.
این بیخبری در شرایطی است که گزارش نهادهای حقوق بشری حاکی از آن است که بخش بزرگی از بازداشتشدگان را نوجوانان تشکیل میدهند.
آخرین آمار ارائه شده از سوی وبسایت حقوق بشری هرانا، حاکی از بازداشت دستکم ۱۲۰۳ شهروند در مجموع ۸۸ شهر از ۲۷ استانی است که در آنها تجمعهای اعتراضی شکل گرفته است.
با اینحال هویت بخشی از بازداشتشدگان همچنان نامعلوم است و هنوز به این آمارها افزوده نشدهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ۱۵ دی از بازداشت دستکم ۳۸۱ نوجوان در تنها سه شهر خبر داد.
بر اساس این گزارش، در کهگیلویهوبویراحمد ۸۱ نوجوان بازداشت و ۷۰ نفر به کانون اصلاح و تربیت یاسوج منتقل شدهاند.
در هرسین استان کرمانشاه حدود ۱۰۰ نوجوان و در قم دستکم ۲۰۰ نوجوان بازداشت شدهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، سرکوب خشن معترضان، به ویژه نوجوانها را «جنایت علیه جامعه و آینده کشور» خواند.
ایراناینترنشنال همچنین توانسته بهطور مستقل کشته شدن دستکم سه نوجوان را در شهرهای کرمانشاه و ازنا تایید کند: رضا کدیوریان ۱۷ یا ۱۸ ساله و کارگر ساختمانی، رضا قنبری ۱۶ ساله و کارگر ساختمانی، و رضا مرادی ۱۷ ساله و شاگرد صافکاری.