حسین علیزاده، تحلیلگر مسائل بینالملل، گفت: «اقدامات وزیر خارجه جمهوری اسلامی متناقض است.»
او افزود: «عراقچی از یک سو اقدام سه کشور اروپایی را غیرقانونی میخواند و از سوی دیگر خواستار مذاکره میشود.»

فعال شدن سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» از سوی سه کشور اروپایی، نقطه عطفی در پرونده پر فراز و فرود روابط غرب و جمهوری اسلامی است. پیامدهای این اقدام هم برای ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و هم برای مردم ایران بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود.
اگر برجام نقطه عطفی در رسیدن بهنوعی تفاهم بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود، شکستش نشانه و در عین حال تشدیدکننده اختلافات، دیگر نه تنها بر سر برنامه اتمی، بلکه بر سر برنامه موشکی و گروههای نیابتی و به سخنی دیگر بر سر اصل نظام جمهوری اسلامی در شکل و تعریف کنونی آن است.
علی خامنهای، یکشنبه دوم شهریور در یکی از معدود مواردی که حقیقت را گفت، بهصراحت تاکید کرد که مسائل بین جمهوری اسلامی و غرب «حل ناشدنی» است؛ دستکم آن جمهوری اسلامی که خامنهای و کارگزارانش رهبری و اداره آن را در دست دارند.
فعال شدن مکانیسم ماشه از سوی کشورهای اروپایی که حتی هنوز امیدوارند جمهوری اسلامی در ۳۰ روز پیش رو، ناگهان تغییر ماهیت دهد و شرایطی را بپذیرد که چیزی از آنچه تا کنون بوده باقی نگذارد، نشانه روشنی از به پایان رسیدن دوران طولانی سیاست کج دار و مریز اروپا در قبال جمهوری اسلامی است.
سه کشور اروپایی برای رسیدن به این مرحله تقریبا تا آخرین لحظات صبر و مقاومت کردند، اما سرانجام حرف خامنهای را پذیرفتند که این تصور که میتوان با گفتوگو مسائل با جمهوری اسلامی را حل کرد، تصوری باطل و به بیان خامنهای ظاهربینانه است.
ماشهای که ترامپ چکانده بود
دونالد ترامپ در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳، در فرمانی اجرایی که برای احیای سیاست فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی صادر کرد، بهصراحت از دستگاه سیاست خارجی خود خواست که آلمان، بریتانیا و فرانسه را برای فعال کردن مکانیسم ماشه ترغیب کند.
فعال کردن ماشه از سوی این سه کشور، تنها به معنای تایید سیاست و رویکرد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی نیست بلکه در عمل، هم اروپا و هم دیگر کشورهای جهان را نیز برای اعمال تحریمها مسئول میکند، بدون آنکه آمریکا به تنهایی مجبور به اعمال تحریمهای ثانویه علیه کشورها، شرکتها و افرادی شود که این تحریمها را نقض میکنند.
اگر در تحریمهای قبلی، منازعه تنها و یا عمدتا بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود و برای خامنهای امکان «نرمش قهرمانانه» وجود داشت، اکنون که مطالبات غرب به حوزههای دیگر از جمله توان موشکی و نظامی و نیز تشکیل و تقویت گروههای نیابتی گسترش پیدا کرده، میدان مانور خامنهای و دستگاه تصمیمگیر در جمهوری اسلامی برای نشان دادن نرمش و چرخش کوچکتر از هر زمان شده و تهدید نابودی، نزدیکتر از همیشه.
بازی دو سر باخت
حتی اگر در موقعیتی خیالی، جمهوری اسلامی در این فرصت ۳۰ روزه چنان نرمشی و چرخشی نشان دهد که هم اروپا و هم آمریکا و اسرائیل را راضی کند، باز هم باید هزینههایی چنان بزرگ را بپردازد که کنار زدن خامنهای از رهبری، اولین و کوچکترین آنها به حساب آید.
بهنظر نمیرسد جمهوری اسلامی حتی بعد از شکست حقارتبار در جنگ ۱۲ روزه هنوز آماده تن دادن به تسلیم آن هم چنین عیان و پرهزینه باشد. اگر رخدادی غیرمنتظره روی ندهد، در پایان مهلت ۳۰ روزهای که وجود دارد باید شاهد بازگشت تحریمهای گسترده و متنوع سازمان ملل بود.
تحریم در زمانهای متفاوت
طنین چنین تحریمهایی در شرایط کنونی هم در جمهوری اسلامی و هم در میان ایرانیان، بسیار بیشتر و کاملا متفاوت با دوران اول اعمال تحریمها در زمان محمود احمدینژاد است که اصلاحات هنوز گزینهای مطلوب و ممکن برای جامعه و خاطرهای نزدیک برای حکومت بود.
در آن دوران، نتیجه سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی در تمامی عرصههای زیست ایران و ایرانیان کاملا پدیدار نشده بود، قیمت دلار کمتر از هزار تومان بود و تصور قیمتهای امروز برای هیچ کس ممکن نبود. بحران آب و برق و گاز و انرژی، آلودگی هوا، فرونشست زمین و کوچهای اجباری، گسترش ابعاد چپاول و فساد به دورترین افقها این چنین رخ ننموده بود و جمهوری اسلامی به قدرتش در منطقه مینازید و برای هلال شیعی و گروههای نیابتی خود هزینه میکرد و از همه مهمتر، در جنگی که به دو هفته هم نینجامید تا مرز سقوطی خفتبار پیش نرفته بود.
فعال شدن مکانیسم ماشه، ادامه منطقی روندی است که از حمله حماس به اسرائیل شروع شد و همچنان ادامه دارد. بازتاب و پیامدهای آنچه رخ داده و از این پس رخ میدهد و احتمالا با یک حمله نظامی دیگر تشدید میشود، هم در درون ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و هم در میان ایرانیان بسیار شدید، موثر و غیرقابل مقایسه با گذشته خواهد بود.
جمهوری اسلامی یا ایران
در داخل ساختار قدرت، شکاف و اختلاف برای حفظ کلیت جمهوری اسلامی و منافع بهرهمندان از این نظام بیش از هر زمان دیگر گسترش خواهد یافت، شکافی که میتواند با درگیری و حذف و سرکوب همراه باشد. بهرغم تاکیدهای مکرر خامنهای و کارگزارانش برای حفظ اتحاد، جمهوری اسلامی از توان و اراده کافی برای حفظ یکدستی و جلوگیری از انشقاق و افتراق در میان طیفهای مختلف وفادار و بهرهمند از مواهب نظام خود برخوردار نیست و گزینه کنار گذاشتن خامنهای بیش از گذشته در محافل قدرت مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در نتیجه، جمهوری اسلامی که اساسا بیشتر به یکی از گروههای نیابتی تحت حمایت خودش شبیه شده و با ناتوانی و بیاعتنایی از انجام وظایف ابتدایی خود در قبال شهروندان بازمانده و یا سر باز میزند، بیش از پیش خصلت دولت و حکومت بودن و در نتیجه تصمیمگیری و اقدام را از دست میدهد.
کشمکشهای درون قدرت در عین حال در سطح جامعه نیز بازتاب مییابد و همچون کاتالیزوری میتواند میل به اعمال اراده ملت برای تغییر وضعیت، نجات کشور از نابودی و در دست گرفتن سرنوشت خود را در شهروندانی خسته و تحت فشارهای بهراستی بیسابقه و طاقتفرسا افزایش دهد.
علی صدرزاده، تحلیلگر مسائل خاورمیانه به ایراناینترنشنال گفت امارات متحده عربی دومین شریک تجاری ایران است و در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه، شرکتهایی که با جمهوری اسلامی در تماساند، سطح معاملاتشان با ایران را کاهش خواهند داد.
او تاکید کرد تمام کالاهایی که جمهوری اسلامی از دیگر کشورها تهیه میکند اول وارد دبی میشوند و بعد وارد ایران میشوند.
به گفته او در امارات دستکم هشت هزار تاجر ایرانی در شش هزار شرکت ثبت شده وابسته به جمهوری اسلامی فعالیت میکنند.
مهدی مصلحی، کارشناس بازار نفت درباره اظهارات مقامها و رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی پیرامون تهدید به بستن تنگه هرمز، به به ایراناینترنشنال گفت: «تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس مکانیسمهایی در نظر گرفتهاند که میزان ریسک بستهشدن تنگه هرمز بر اقتصاد خود را کم بکنند.»
به گفته مصلحی این کشورها از ۱۰ سال پیش تاکنون هفت مسیر مختلف برای دور زدن تنگههرمز را پیشبینیکردهاند.
پنجشنبه قرار است تازهترین محصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی به ملت ایران عرضه شود: بازگشت همه تحریمهای سازمان ملل. بریتانیا، فرانسه و آلمان تصمیم گرفتهاند روند فعالسازی مکانیسم ماشه را آغاز کنند.
این یعنی تمام تحریمهایی که در سایه برجام تعلیق شده بود، دوباره برمیگردد؛ تحولی که مستقیم و بیواسطه زندگی و معیشت مردم ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. امروز صبر اروپا تمام شده است. جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند با وعده «حسن نیت» و بازیهای دیپلماتیک از فاجعه بگریزد. اینبار ماشه بهراستی کشیده میشود.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید


پنجشنبه قرار است تازهترین محصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی به ملت ایران عرضه شود. بازگشت همه تحریمهای سازمان ملل. بریتانیا، فرانسه و آلمان تصمیم گرفتهاند روند فعالسازی مکانیسم ماشه را آغاز کنند.
این یعنی تمام تحریمهایی که در سایهٔ برجام تعلیق شده بود، دوباره برمیگردد؛ تحولی که مستقیم و بیواسطه زندگی و معیشت مردم ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. امروز صبر اروپا تمام شده است. جمهوری اسلامی دیگر نمیتواند با وعدهٔ «حسن نیت» و بازیهای دیپلماتیک از فاجعه بگریزد. اینبار ماشه بهراستی کشیده میشود.
وضعیتی بدتر از دهه هشتاد
فعالسازی مکانیسم ماشه یعنی بازگشت به شرایطی بدتر از دهه هشتاد خورشیدی؛ روزهایی که ایران بهعنوان تهدیدی جهانی زیر فشار تحریمهای فلجکننده قرار داشت. تفاوت امروز با آن دوران، عمق و گستردگی وابستگی اقتصاد ایران به سپاه است. جمهوری اسلامی اکنون یک کارتل شبهنظامی-اقتصادی است که از لبنان و سوریه تا یمن فعالیت میکند. هرگونه تحریم علیه سپاه و شبکههای مالیاش بهطور مستقیم به زندگی روزمرهٔ مردم سرریز میکند. اگر در دهه هشتاد سپاه تنها بخشی از اقتصاد بود، امروز تقریباً همهچیز به آن گره خورده است.
بنبست دیپلماسی
در ایران، بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تنش سیاسی در مجلس انجامیده است. تندروها دولت را تهدید به محاکمه کردهاند، قالیباف از سیاست موجود دفاع میکند و عراقچی تلاش به توجیه دارد، اما هیچکس پاسخ نمیدهد که چرا کشور بار دیگر در آستانه تحریمهای فلجکننده قرار گرفته است.
اروپاییها صریح میگویند «مذاکرات واقعی» تنها پس از آغاز روند ماشه امکانپذیر است. سخنگوی وزارت خارجه آلمان تأکید کرده که فعالسازی این مکانیسم دیگر موضوعی روی میز نیست، بلکه واقعیتی در راه است. در مقابل، مقامات جمهوری اسلامی همان تهدیدهای تکراری دربارهٔ «پاسخ سخت» را تکرار کردهاند.
پایان بازی
اینبار فرصت خریدن زمان وجود ندارد. حتی شبکههایی مانند بابک زنجانی هم دیگر نمیتوانند نجاتبخش حکومت باشند. جمهوری اسلامی دیگر در چشم جامعهٔ جهانی یک کشور نیست، بلکه یک گروه تروریستی تلقی میشود. از ابتدای انقلاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی با اشغال سفارت و گروگانگیری آغاز شد، با شعار «مرگ بر» ادامه یافت و امروز به مرحلهای رسیده که تمام جهان در برابرش صف کشیده است.
پیامد انسانی
بازگشت تحریمها تنها یک تحول در عرصه سیاست جهانی نیست؛ یک تراژدی انسانی است. هزینه این تحریمها را نه خامنهای، نه قاآنی و نه آقازادهها در مالزی و مونترال میپردازند. قربانیان واقعی، مردم ایران هستند؛ مردمی که با تحریم، سرکوب و فلاکت فرسوده شدهاند. امیدشان به عقلانیشدن حکومت بارها نقش بر آب شده و دیگر حاضر نیستند همان اشتباه تاریخی را تکرار کنند. ایران لقمه دهان جمهوری اسلامی نبود و نیست. این سرزمین توان ترمیم و برخاستن دوباره دارد. اما نسلی که قربانی تحریمها و سیاستهای ویرانگر شد، فراموش نخواهد کرد. این نسل به فرزندان و نوههای خود یاد خواهد داد که هیچگاه نباید دوباره به آخوند اعتماد کرد.
تازهترین «دستاورد» خامنهای و سپاه!
امشب در «برنامه»، با کنایه به «دستاورد»، به موضوع بازگشت تحریمها و تأثیر آن بر زندگی روزمره مردم ایران پرداختیم. مهمان اصلی برنامه شهیر شهید ثالث بود و مخاطبان از سراسر جهان در این مورد به گفتوگو پرداختند.
«برنامه با کامبیز حسینی» از فردا به مدت دو هفته مرخصی خواهد بود. شما میتوانید قسمتهای گذشتهٔ «برنامه» را در یوتیوب و وبسایت ایران اینترنشنال مشاهده کنید.






