• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ملانیا ترامپ به پوتین: شما همین امروز می‌توانید با یک امضا خنده‌های کودکان را بازگردانید

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

ملانیا ترامپ، بانوی اول آمریکا در نامه‌ای به ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه، بدون نام بردن از جنگ اوکراین از او خواسته است که «خنده‌های آهنگینِ کودکان را بازگرداند.»

او در این نامه درباره «معصومیت کودکانه» نوشته و آن را پدیده‌ای «ماورای جغرافیا، حکومت و ایدئولوژی» خوانده است.

ملانیا ترامپ به پوتین یادآور شده است: «وظیفه ما به عنوان والدین پرورش امید در کودکان است و به عنوان رهبران جامعه، فراتر از آسایش، در قبال حیات کودکان مسئولیم. بی‌تردید باید بکوشیم جهانی سرشار از کرامت برای همه بسازیم.»

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، که در دیدار هفته گذشته خود با پوتین این نامه را به او تحویل داده بود، یک‌شنبه ۲۶ مرداد نسخه‌ای از نامه را در شبکه‌ اجتماعی‌اش، تروث‌سوشال، به اشتراک گذاشت.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: «در جهان امروز، برخی کودکان ناچارند خنده‌ای خاموش با خود حمل کنند، خنده‌ای دست‌نخورده از تاریکی اطرافشان ــ نوعی مقاومت خاموش در برابر نیروهایی که می‌توانند آینده‌شان را از آن‌ها بگیرند. آقای پوتین، شما می‌توانید به تنهایی خنده آهنگین آن‌ها را بازگردانید.»

به دنبال آن، آندری سیبیها، وزیر امور خارجه اوکراین، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین، در تماس با هم‌تای آمریکایی خود «مراتب قدردانی‌اش از بانوی اول آمریکا بابت این اقدام به‌راستی انسان‌دوستانه» را ابراز کرده است.

پربازدیدترین‌ها

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد
۱

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۲

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

۳
تحلیل

جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

۴

آمریکا: معافیت تحریمی نفت روی آب ایران ۳۰ روز تمدید شد

۵

وزیر خزانه‌داری آمریکا: طی چند روز آینده، تاسیسات ذخیره‌سازی خارک پر می‌شود

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

  • آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است
    تحلیل

    آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

•
•
•

مطالب بیشتر

سی‌ان‌ان درباره نشست آلاسکا: پوتین برای تحقق دست‌آوردهای راهبردی در میدان جنگ زمان خرید

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

سی‌ان‌ان در مقاله‌ای به بررسی دست‌آوردهای دیدار تازه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده با هم‌تای روس خود، ولادیمیر پوتین پرداخته و نتیجه گرفته است که هرچند این نشست به معنای شکست کامل اوکراین نیست اما ترامپ به مسکو فرصت داد برای پیشروی در جنگ و رسیدن به دست‌آوردهای راهبردی زمان بخرد.

این مقاله با اشاره به سرد شدن هوا در مناطق جنگی تا نیمه اکتبر نوشته است: «پوتین تا زمانی که پیشروی‌ها سخت‌تر شود دو ماه کامل فرصت دارد. نیروهای تا آن زمان وقت دارند پیشروی‌های کوچک و پرهزینه اخیر را به دست‌آوردی راهبردی تبدیل کنند.»

به نوشته این مقاله نتیجه عملی این نشست «نرسیدن به توافق» بود و این برخلاف نگرانی‌ها به سود اوکراین تمام شد زیرا بیم آن می‌رفت که این دیدار با توافقی شتاب‌زده و پر از امتیاز برای مسکو پایان یابد.

این مقاله دیگر دست‌آورد نشست آلاسکا برای اوکراین را «آشکار شدن سرسختی پوتین» با وجود تملق‌های ترامپ می‌داند که در نهایت سبب شد ترامپ در پایان جلسه بی‌میل و دل‌سرد به نظر برسد.

با این حال، مقاله هشدار می‌دهد که تحول در نگاه ترامپ لزوما به نفع زلنسکی نیست؛ چون اکنون مطالبه «آتش‌بس» که تا هفته پیش هم اوکراین و هم اروپا بر آن تاکید داشتند، ناپدید شده است.

از دید نویسندگان مقاله، تمرکز مذاکرات اکنون به سوی «یک توافق صلح سریع و پایدار» تغییر کرده است؛ چیزی که رسیدن به آن ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها طول بکشد. از سوی دیگر این تغییر گفتمان به سود پوتین است زیرا او هرگز آتش‌بس را نمی‌خواست و توقف جنگ مانع پیشروی نظامی‌اش می‌شد.

مقاله همچنین به محتوای پیشنهادی پوتین اشاره می‌کند که شامل کنترل کامل بر منطقه دونباس است؛ درخواستی غیرقابل‌پذیرش برای اوکراین.

مقاله، پوتین را «عمل‌گرایی صبور» می‌داند که می‌تواند بخشی از خواسته‌هایش را اکنون بگیرد، بدون نگرانی از چرخه‌های انتخاباتی جنگ را طولانی کند و بعدتر برای بقیه خواسته‌های بلندپروازانه‌اش بازگردد.

این مقاله در پایان «زمان» را میدان اصلی نبرد می‌داند: «زمان چیزی است که پوتین برای تسخیر اوکراین به آن نیاز دارد، ترامپ از تلف کردنش بدون رسیدن به نتیجه‌ای که می‌خواهد بیزار است، گذر آن به ضرر نیروهای زلنسکی در میدان جنگ است، و رهبران اروپایی امیدوارند با اتکا به آن توان اقتصادی روسیه برای جنگیدن فرسوده شود.»

نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی: مسکو هم به تضمین‌های امنیتی نیاز دارد

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در وین، شامگاه یک‌شنبه با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس گفت: «در توافق صلح آتی مسکو هم به تضمین‌های امنیتی کارآمد نیاز خواهد داشت.»

او در این پست از موافقت روسیه با ارائه تضمین‌های امنیتی به اوکراین خبر داد و نوشت که مسکو نیز در مقابل از حقی مشابه برای دریافت تضمین امنیتی برخوردار است.

این دیپلمات روس ادعا کرد که غرب هنوز به پیشنهادهای ممکن فکر نکرده است و افزود که روسیه در جریان مذاکرات در این زمینه به غربی‌ها کمک خواهد کرد.

ادامه حملات موشکی روسیه به اوکراین؛ ۱۱ غیرنظامی در خارکیف زخمی شدند

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

مقام‌های اوکراین شامگاه یک‌شنبه ۲۶ مرداد به وقت محلی اعلام کردند در جریان حملات موشکی روسیه به منطقه‌ای مسکونی در خارکیف، دست‌کم ۱۱ نفر از جمله یک کودک زخمی شده‌اند.

خدمات اضطراری اوکراین اعلام کرده موج انفجار پنجره‌ها را شکست و ساکنان برخی ساختمان‌ها مجبور به تخلیه شدند. امدادگران در محل مشغول مداوای مجروحان و بررسی خرابی‌ها هستند.

هم‌زمان، مقامات اوکراین از حمله هوایی روسیه به منطقه سومی خبر دادند که طی آن، زنی ۵۷ ساله زخمی و بیش از ۱۲ خانه مسکونی و یک مرکز آموزشی آسیب دیدند. رییس دولت محلی سومی در تلگرام نوشت: «دشمن به‌طور عمدی و شبانه زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف می‌گیرد.»

خارکیف که در شمال‌شرقی اوکراین و نزدیک مرز روسیه قرار دارد، از آغاز جنگ هدف حملات منظم پهپادی و موشکی روسیه بوده است.

جمهوری اسلامی، همه‌چیز جز حکمران؛ از فروپاشی وظایف دولت تا شکل‌گیری حکمرانی موازی مردم

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

حکومت می‌تواند در ظاهر پابرجا باشد؛ ساختمان‌ها، وزارت‌خانه‌ها، نیروهای نظامی و امنیتی، پرچم و سرود ملی. اما حکمرانی به معنی شبکه منسجم تصمیم‌گیری، سیاست‌گذاری، مدیریت منابع و تامین رفاه عمومی می‌تواند سال‌ها پیش مرده باشد.

امروز در ایران، جمهوری اسلامی همه چیز هست جز حکمران؛ قدرت دارد، اما مسئولیت نه، بقا را مدیریت می‌کند، اما کشور را نه، امنیت خود را تامین می‌کند، اما امنیت مردم را نه.

در چنین شرایطی است که نیروهای نظامی برای مردم می‌شوند نیروهای سرکوب، وزرا می‌شوند خادمان دستگاه فاسد و بی‌خاصیت، پرچم و سرود ملی می‌شود نماد تحقیر و حاکمیت و در آخر به سادگی ایران از جمهوری اسلامی جدا شده و مردم و نظام دو مسیر موازی در گذر زمان را طی می‌کنند.
توماس سُول، اقتصاددان و جامعه‌شناس آمریکایی، می‌گوید: «وقتی دولت بیش از آنکه راه‌حل ارائه کند، به مدیریت بقای خود مشغول باشد، عملاً از حوزه حکمرانی خارج شده است.»

این دقیقا همان حرفی‌ است که مسعود پزشکیان خود به آن اذعان دارد که در بسیاری از حوزه دیگری «انتخابی» برای دولت مجری سیاست‌های علی خامنه‌ای در دست ندارد و تمام آنچه پیش روی اوست «اجبار» است.

خلاء موضوعیت حکمرانی: دولتِ بیکار اما اشغال‌گر

در ساختار امروز جمهوری اسلامی، دیگر نشانی از آن کارویژه‌ کلاسیکی که در نظریات جامعه شناسان محافظه‌کار بر آن تاکید می‌شود، یعنی ایجاد نظم، تضمین ثبات و حمایت از رشد تدریجی جامعه باقی نمانده است.

دولت به جای آن‌که واسطه‌ای میان منافع عمومی و تصمیم‌گیری‌های اجرایی باشد، صرفاً نظاره‌گر فرایندهایی است که از او عبور کرده‌اند و مستقل از اراده رسمی، در متن جامعه شکل می‌گیرند.

در چنین وضعیتی، سیاست‌گذاری، نه فقط ناکارآمد، که اصولاً بی‌ربط به زندگی واقعی مردم شده است. قانون‌گذاری، نه متضمن نظم، که ابزار کنترل و تهدید است و اقتدار سیاسی، نه ناظر بر تولید قدرت سازنده، که حافظ انحصار گروه‌های درون‌حکومتی‌ است.

در این مسیر حضور یک نیروی «اصلاح طلب درون نظام» در صدر قدرت اجرایی نظام کمکی به ایجاد یک وحدت نظری درونی برای برون رفت از بحران حکمرانی نکرده و حتی در چشم جامعه این کمبود را بزرگ‌تر از پیش عیان ساخته است.

رنگ باختن بازی سفید و سیاه حالا این پیام را از سوی مردم به حاکمیت داده است که «فارغ از اینکه حاکمیت خود را به نشنیدن می‌زند یا تظاهر به گوش دادن می‌کند، ما بازی شما را دیگر باور نداریم.»

راجر کیمبال، متفکر محافظه‌کار آمریکایی، این گسست را چنین تفسیر می‌کند: «وقتی دولت دیگر کارکردی جز تداوم خود ندارد، شهروندان شبکه‌های موازی می‌سازند و کشور واقعی از دولت جدا می‌شود.»

به‌عبارت دیگر، ما با حکومتی مواجهیم که در ظاهر حاضر است، اما در معنا غایب؛ دولتی که همچون اشغال‌گر، فقط برای حفظ قدرت خود عمل می‌کند، بی‌آنکه مسئولیتی برای مدیریت جامعه یا ساختن آینده برعهده گیرد.

حکمرانی موازی مردم: ایرانِ واقعی خارج از ایرانِ رسمی

در غیاب حکمرانی موثر، جامعه ایران به‌تدریج سازوکارهایی مستقل از ساختار رسمی برای اداره امور خود ساخته است. این فرایند که در ظاهر واکنشی است، در عمق خود نشانه‌ای از عبور از دولت رسمی و شکل‌گیری زیست‌جهانی موازی است.

شهروندان، نه با اتکا به نهادهای حکومتی، بلکه با خلق شبکه‌های اجتماعی، تصمیم‌گیری جمعی و کنش‌های محلی و فردی، خلاءهای ناشی از فروپاشی ساختار حکمرانی را پر کرده‌اند.

این نظام‌های بدیل، گرچه الزماً واجد عدالت یا شفافیت نیستند، اما به‌طرزی ملموس کارآمدتر از نهادهای رسمی عمل می‌کنند.

هم‌زمان از یک سوی دیگر به دلیل سانسور شدید رسانه‌های مستقل هیچ آموزش یا همراهی با این شبکه‌های خودشکل‌گرفته اجتماعی وجود ندارد که ابزاری برای همراه مردم باشد، این نقصان می‌تواند خطراتی را نیز ایجاد کند. اما برای مردم این خطرات به روشنی کمتر و کم‌هزینه‌تر از تن دادن به روایت‌های رسمی و درخواست‌های دولتی‌ است.

فردریش هایک در «راه بردگی» به همین پدیده اشاره دارد و می‌گوید: «هر جا که دولت کارکردهای واقعی خود را کنار می‌گذارد، جامعه برای بقا نظام خود را می‌سازد. این نظام الزاماً آزاد نیست، اما از دولت ناکارآمد آزادتر است.»

در ایران امروز، حکمرانی واقعی نه در مرکز قدرت، بلکه در لایه‌های زیرین جامعه و خارج از مدار تصمیم‌گیری رسمی جریان دارد.

جمهوری اسلامی، به‌جای اینکه بحران آب، سقوط ارزش پول، مهاجرت نخبگان یا فرسودگی زیرساخت‌ها را حل کند، تمام انرژی خود را صرف بقای خود کرده است. نتیجه آن شده که مسئله اصلی کشور، خود حکومت است.

ادوارد شیلز، جامعه‌شناس محافظه‌کار، این حالت را «فروپاشی درونی قدرت» می‌نامد و تاکید دارد: «وقتی دولت فقط با دشمن بیرونی تعریف شود، به مرور از درون می‌پوسد، چون هیچ پیوند واقعی با زندگی روزمره مردم ندارد.»

زندگی مردم: مقاومت بی‌صدا، سازندگی بی‌حاکم

ایران واقعی در زیر پوست ایران رسمی – تحت نام جمهوری اسلامی ایران - جریان دارد. مردم ایران، بی‌آنکه نامش را بدانند، در حال اجرای یک قاعده‌اند: زندگی را از دسترس حکومت بیرون کشیده‌اند.

الای ویزل، بازمانده آشویتس، می‌گوید: «بزرگ‌ترین پیروزی بر ظلم، ادامه زندگی با شرافت است، حتی اگر حکومت نخواهد.»

در پرتو همین نگاه، می‌توان مقاومت امروز مردم ایران را فهمید؛ نه در قالب شعارهای حماسی، بلکه در تداوم زیستی مستقل و در تلاش برای بازسازی ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی، دور از دخالت حکومتی که دیگر کارکردی جز سرکوب ندارد.

اگرچه بحران‌های اقتصادی و گسست‌های اجتماعی زمینه‌ساز آسیب‌های عمیق، از جمله تشدید بزهکاری و خشونت شده‌اند، اما این تنها بخشی از واقعیت است.

جمهوری اسلامی، با تاکید گزینشی بر همین چهره‌های تاریک، می‌کوشد مانع دیده‌شدن تصویر کامل‌تری از جامعه شود؛ جامعه‌ای که با اتکا به خود، در حال بازسازی امنیت، نظم و روابط انسانی‌ است.

جیمز ویلسون، جامعه‌شناس محافظه‌کار آمریکایی، در تحلیل خود از جوامع پسااقتدارگرا تاکید می‌کند: «وقتی دولت در نقش نگهبان نظم شکست بخورد، جامعه، اگر هنوز رمقی از عقلانیت و فضیلت در آن باقی‌مانده باشد، مسئولیت را به‌دست می‌گیرد.»

و ایران امروز، اگرچه خسته و زخمی‌ است، اما از همین رمق فضیلت، سرمایه‌ای برای آغاز دوباره ساخته است.

پایان موضوعیت دولت، نظام و حکومت

جمهوری اسلامی ممکن است همچنان منابع کشور، نهادهای اداری و ابزار سرکوب را در اختیار داشته باشد، اما دیگر حکمرانی نمی‌کند. شکاف ساختاری میان مردم و قدرت به جایی رسیده که حتی استمرار این ساختار، تاثیری بر مسیر واقعی جامعه ندارد. همان‌طور که چارلز مورای این وضعیت را این چنین ترسیم می‌کند: «وقتی دولت همه چیز باشد، هیچ چیز نمی‌شود. آن وقت مردم خودشان همه چیز می‌شوند.»

ایران امروز، مصداق کامل این جمله است: حکومتی که همه‌چیز هست جز حکمران، و جامعه‌ای که مسیر خود را بدون او می‌سازد.

وزیر خارجه آمریکا قلدری ترامپ با زلنسکی را «روایت احمقانه رسانه‌ها» خواند

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده روایت رسانه‌ها مبنی بر اینکه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا قصد دارد در دیدار با ولودیمیر زلنسکی «او را با قلدری و تحقیر به امضای توافق با روسیه محبور کند»، «احمقانه» خواند و آن را به‌شدت محکوم کرد.

روبیو در گفت‌وگوی عصر یک‌شنبه ۲۶ مرداد با شبکه سی‌بی‌اِس در پاسخ به مجری برنامه در برنامه CBS، در پاسخ به سوالی درباره حضور رهبران اروپایی در واشینگتن به‌عنوان پشتیبانِ اوکراین حین دیدار ترامپ با زلنسکی، گفت: «آن‌ها نمی‌آیند تا جلوی زورگویی علیه زلنسکی را بگیرند، می‌آیند چون ما با اروپا در حال همکاری هستیم. هفته گذشته با آن‌ها گفت‌وگو کردیم و آخر هم نشست‌هایی در بریتانیا برگزار شد.»

دیدار قبلی دولت ایالات متحده با ولودیمیر زلنسکی در کاخ سفید با جدالی لفظی میان طرفین پیش روی رسانه‌ها همراه بود. در آن جلسه ترامپ و دیگر حاضران آمریکایی، از جمله معاون اول رییس‌جمهور آمریکا گفت‌وگوی تندی با زلنسکی داشتند و او را به ناسپاسی در قبال کمک‌های آمریکا متهم کردند.

مارگارت برنان، مجری برنامه، حین مصاحبه به آن جلسه اشاره کرد و روبیو در واکنش به این یادآوری، گفت: «اروپایی‌ها فردا به این‌جا می‌آیند چون ما از آن‌ها دعوت کردیم و آن‌ها هم انتخاب کردند که فردا به اینجا بیایند.»