علیرضا منافی، پژوهشگر اینترنت و امنیت دیجیتال میگوید: «اینترنت در ۱۲ ساعت گذشته بهطور کامل در ایران قطع شده است. البته جمهوری اسلامی پیشتر هم با اقداماتی مانند مسدودسازی گسترده ویپیانها، تلاش زیادی برای محدود کردن دسترسی مردم به اینترنت انجام داده بود.»
نتبلاکس که وضعیت اینترنت در کشورهای مختلف را رصد میکند، پیشتر اعلام کرد آمارها نشان میدهد بیش از ۱۲ ساعت است که دسترسی به اینترنت در ایران بهطور کامل قطع شده است
.

تضاد میان لحن تهدید آمیز حساب کاربری علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در شبکه ایکس و ظاهر او در دو پیام ویدیویی اخیر — که به نظر میرسد از درون پناهگاه ضبط شدهاند — نمیتوانست بارزتر از این باشد.
از زمان آغاز حملات اسرائیل در ۲۳ خرداد، خامنهای فردی فرسوده به نظر میرسد: مردی نشسته زیر نور کم، با عمامهای سیاه که بهسختی بر سر دارد، پشتسرش عکسی از روحالله خمینی که بهطرز ناشیانهای به پردهای وصل شده است. سخنان او تلاش دارد ارادهای محکم را القا کند. اما گفتار لرزان و ضعف آشکار جسمانیاش بیشتر نشانی از فشار و فرسودگی دارد.
در این فضا، دشوار است تصویر فردی که همین چند روز پیش وعده «فتح قریبالوقوع» داده بود و تهدید میکرد «زندگی برای صهیونیستها تلخ خواهد شد» را با فردی که در قاب ویدیو ظاهر میشود، یکی دانست.
از تهدید تا گسست
این شکاف — میان گفتار و واقعیت — بازتاب نوعی گسست فراگیرتر است.
در حالیکه حسابهای رسانهای رهبر جمهوری اسلامی تهدیدهایی بلندپروازانه و تصاویر ساخت هوش مصنوعی از حملات موشکی منتشر میکنند، آنچه در شهرهای ایران رخ میدهد، روایت متفاوتی دارد: دود در آسمان تهران، فرار غیرنظامیان، کمبود کالا، و ماشین تبلیغات حکومتی که پس از نابودی مرکز فرماندهیاش، سردرگم است.
مکان دقیق خامنهای را معدودی از افراد میدانند. از تاریخ ۲۷ خرداد، به مقامات دستور داده شده از ابزارهای الکترونیکی استفاده نکنند تا ردیابی نشوند. برخی معتقدند خامنهای احتمالاً از طریق تونلهایی از پایتخت خارج و به مشهد منتقل شده است.
دونالد ترامپ روز سهشنبه مدعی شد مکان دقیق خامنهای را میداند، اما فعلاً تصمیم به حذف او ندارد: «فعلاً».
حتی در میان نزدیکان او نیز ارتباطها محدود شده است. افرادی که پستهای آنلاین او را مدیریت میکنند، شاید تنها با تکیه بر سخنرانیهای پیشین یا فرضیات عمل میکنند و دسترسی مستقیمی به او ندارند.
در ۲۴ خرداد، در یکی از پستها نوشت: «نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ضربات سنگینی به دشمن خبیث صهیونیست وارد خواهند کرد»، در حالیکه آسمان ایران پر از پهپاد و موشک بود.
ملت دوپاره، روز حساب نزدیک
اما برای بسیاری از ایرانیان — فارغ از گرایش سیاسیشان — این شعارها توخالی به نظر میرسند. خشونتها به وحدت ملی منجر نشده، بلکه شکافهای عمیق را نمایان کردهاند. در فضای مجازی، جدالهای ایدئولوژیک شدت گرفته است.
در رسانههای رسمی، وحدت نمایش داده میشود. چهرههای اصلاحطلب — از جمله روسای جمهوری پیشین محمد خاتمی و حسن روحانی و رئیس سابق مجلس مهدی کروبی — تحت فشار وادار به حمایت شدهاند.
با اینحال، حتی برخی منتقدان دیرپای نظام نیز دچار دوگانگی احساسی هستند. حس وطندوستی عمیق است و تماشای حملات خارجی به شهرهای ایران — بهویژه زمانی که با استقبال خارجی همراه است — حس انزوا و بیگانگی ایجاد کرده است.
بسیاری از کسانی که از خامنهای بیزارند، از افرادی که جنگ را خوشآمد میگویند نیز منزجرند.
در ۲۳ خرداد، حساب خامنهای نوشت: «رژیم صهیونیستی از این جنایت هولناک جان سالم به در نخواهد برد»، بدون تمایز قائل شدن میان اهداف نظامی و غیرنظامی.
برخی نیز نگراناند پاسخهای اسرائیل همین خطکشیها را نادیده بگیرند.
مکالمات تلفنی میان تهرانیها و بستگان خارجنشین، میان امیدی محتاطانه و تسلیم تلخ در نوسان است. برخی معتقدند این بحران ممکن است آغازگر تغییر باشد. برخی دیگر، چون امیر سلطانزاده، روزنامهنگار ساکن لندن، از بیتفاوتی جهان ابراز تأسف میکنند.
او در شبکه ایکس نوشت: «ایران زیر حمله نظامی قرار گرفت، ترامپ فرمان تخلیه تهران را صادر کرد، اما هیچکس در دنیا اعتراض نکرد. نه تظاهراتی برگزار شد، نه حتی یک خط در رسانههای عربی یا غربی نوشته شد. اینقدر جمهوری اسلامی منفور است.»
اما برای بسیاری از ایرانیان، این نفرت امری انتزاعی نیست. آنها با پیامدهایش زندگی میکنند — در میانه رژیمی که مدعی نمایندگی آنهاست و جهانی که اغلب قادر به دیدن آنها نیست.
جابر رجبی، تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت: «علی خامنهای خود را معادل وطن میداند و دفاع از خود را دفاع از کشور تلقی میکند.»
او اضافه کرد: «با چنین نگاهی، حفظ قدرت اولویت دارد و نمیتوان انتظار داشت نگران جان مردم باشد. این شخصیسازی وطن، مسیر نقد و دلسوزی را مسدود میکند.»
حسین رزاق، فعال و صاحبنظر سیاسی، درباره سخنان علی خامنهای مبنی بر تسلیم نشدن، به ایراناینترنشنال گفت:: «خامنهای پرچمدار آرمانی است که در آن حتی نابودی، نوعی پیروزی تلقی میشود.»
او افزود از نگاه خامنهای و حامیانش، حتی اگر کشته شوند یا همهچیز ویران شود، سرانجام به بهشت خواهند رفت.
شاهد علوی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، با اشاره به جانباختن ۲۳۹ غیرنظامی در حملات اسرائیل به ایران، گفت: «اسرائیل پیشتر هم در جنگ غزه و یا حملات به لبنان نشان داده بود، تعهدی به حفظ جان غیرنظامیان ندارد و در حمله به ایران هم، قوانین بشردوستانه بینالمللی را زیر پا گذاشته و غیرنظامیان را هدف گرفته و مرتکب جنایت شده است.»
علوی با اشاره به ضرورت اطلاعرسانی درباره تلفات انسانی این جنگ، تاکید کرد جمهوریاسلامی با ممانعت از کار روزنامهنگاران و خبرنگاران داخلی و بینالمللی برای تهیه گزارش از مناطق غیرنظامی بمبارانشده و تهیه خبر از شهروندان جانباخته، مانع جلب توجه دنیا به جنبههای انسانی این جنگ و وضعیت مردم در ایران شده است.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در تحلیلی از دومین پیام ویدیویی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی نوشت:
علی خامنهای در دومین پیام ویدیویی خود از زمان آغاز جنگ با اسرائیل، ضمن پافشاری بر مواضعی که نتایجش همین حالا کاملا پدیدار شده، در خدعه و نیرنگی تازه کوشید با تبرئه جمهوری اسلامی شکست حقارتبار خود را به نام ایران و ملت ایران ثبت کند.
پیام ویدیویی خامنهای که آشکارا در جایی بیرون از محل سکونت همیشگی او ضبط شده، به احتمال قریب به یقین تا امروز اولین و تنها سخنرانی اوست که در آن حتی یک بار هم به «جمهوری اسلامی»، «انقلاب اسلامی» و یا نهادهای وابسته به آن مثل سپاه پاسداران اشاره نکرده و در مقابل تا توانسته از «ایران» و «ملت ایران» نام برده است.
او که از اولین دقایق حمله اسرائیل به پناهگاه گریخته و از نزدیک به یک هفته قبل در انظار عمومی ظاهر نشده بود، پس از شش روز سکوت خود را شکست تا با محتملتر شدن سرنگونی جمهوری اسلامی صرفا بر میزان و حجم هزینههای تحمیلی بر ایران و ملت ایران بیفزاید.
جدایی و تمایز ملت ایران با جمهوری اسلامی واقعیتی است که کمتر ایرانی ممکن است امروز آن را درنیافته نباشد؛ حکومتی که تفاوتی با فرقهای تبهکار و سازمانی تروریستی ندارد و تنها فرقش با همتایانش در این است که نزدیک به نیم قرن کشوری، آن هم با تاریخ و فرهنگ و ثروت ایران، را اشغال کرده است.
ادامه این تحلیل را در اینجا بخوانید.






