رضاشاه در برابر آخوند و متحجران مذهبی ایستاد؛ گفتوگو با عباس میلانی
عباس میلانی، مورخ و مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، درباره نقش رضاشاه پهلوی در فرهنگ معاصر ایران، به ایستادگی او در برابر متحجران مذهبی بهویژه برای احقاق حقوق دختران و زنان ایران اشاره کرد و گفت رضاشاه «با قلدری» در برابر «آخوند» و «قلدران فرهنگی» ایستاد.
میلانی در گفتوگویی با ایراناینترنشنال به مناسبت صدمین سالگرد تاجگذاری رضاشاه، بنیانگذار سلسله پهلوی در ایران، به میراث باقیمانده از او پرداخت.
او درباره ظهور رضاشاه به تحولات تاریخی ایران از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۲۱ اشاره کرد و گفت ایران در این دوره «در مفهوم دقیق خود، یک دولت شکستخورده و در حال فروپاشی است».
میلانی افزود: «در این دوره بین ۲۵ تا ۴۰ درصد از کل جمعیت ایران در اثر بیماریها و جنگ و قحطی کشته میشوند و تمام کشور از جمله محلات تهران در دست راهزنان است؛ در چنین شرایطی که مردم و روشنفکران خسته شدهاند، رضاشاه با کمک سیدضیا که رابط مستقیم انگلیس بوده، ظهور میکند و سعی میکنند مملکت را نجات دهند.»
«تجدد ایرانی-جهانی»
میلانی در ادامه مصاحبه تاکید کرد رضاشاه سعی میکند و تا حد زیادی موفق میشود مهمترین خواستههای مشروطه را بهاستثنای «دموکراسی لیبرالی» محقق کند؛ این در حالی است که در ۲۰ سال پیش از رضاشاه، هیچ کدام از این خواسته ها، جز اندکی «دموکراسی لیبرالی فاسد»، محقق نشده بود.
او درباره دیگر خواستههای مشروطه که به دست رضاشاه تحقق یافت، به مسائلی چون آموزش، راهآهن، جدایی دین از دولت و ایجاد یک دولت مرکزی مقتدر اشاره کرد.
میلانی افزود: «یکی از بزرگترین دروغهایی که درباره رضاشاه گفته شده و بسیاری از روشنفکران تکرار میکنند، این است که رضاشاه "یک قلدر بیسواد" بود. رضاشاه یک آدم بسیار باهوش میهنپرست اهل فکر بود.»
به عقیده میلانی، رضاشاه «فکر بسیار دقیقی درباره تجدد ایران داشت و تجدد و ایرانش هم برخلاف ۹۰ درصد تئوریسینهای چپ و راستی که دربارهاش صحبت میکنند، تجدد تقلیدی از غرب نبود. یک تجدد ایرانی-جهانی بود».
میلانی به مخالفت رضاشاه با تغییر رسمالخط زبان فارسی علیرغم اصرار آتاتورک در سفرش به ترکیه اشاره کرد و گفت تجددی که رضاشاه در پی آن بود، یک «تجدد ایرانی-جهانی» بود: «زبان فارسی به شکلی که امروز صحبت میکنیم، اگر رضاشاه نبود واقعا معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا میکرد.»
در سالهای گذشته و در جریان اعتراضات سراسری مختلف در ایران، بسیاری از مردم شعار «رضاشاه، روحت شاد» را سر دادند. به گفته میلانی، چنین شعاری بدین معنا است که مردم ایران همچنان خواهان همان «تجدد ایرانی-جهانی» هستند.
مظاهر تجدد
از دوران ناصرالدین شاه و بهویژه در اواخر سلسله قاجار، برخی از مظاهر تجدد از اروپا وارد ایران شدند، اما دوران رضاشاه دوران تاسیس نهادهای مدرن در ایران بود؛ از دانشگاه تهران و فرهنگستان زبان تا دستگاههای جدید دولتی و ارتش یکپارچه.
میلانی با اشاره به این اقدامات رضاشاه گفت یکی از مظاهر بزرگ تجدد در هر کشوری، راهآهن سراسری است.
راهآهن سراسری ایران که در دوران پادشاهی رضاشاه از ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۷ ساخته شد، بزرگترین پروژه صنعتی ایران تا به آن روز بود.
این مورخ اشاره کرد که ایده تاسیس راهآهن در دوران ناصرالدین شاه مطرح شد و با وجود توافق موسوم به «امتیازنامه رویتر» و امتیازات زیادی که به پاول یولیوس رویتر، کارآفرین آلمانی-بریتانیایی داده، شد، راهآهن در ایران به مرحله ساخت نرسید.
میلانی به نقش روسیه و روحانیون در به سرانجام نرسیدن چنین طرحی در دوران قاجار اشاره کرد و افزود رضاشاه در مدت زمان کمتری با وارد کردن بیش از ۴۰ کشور به این پروژه، آن را به اجرا درآورد و «وقتشناسی را که مظهر دیگر تجدد است»، عملی کرد.
به گفته او، رضاشاه روزی ۱۷ ساعت کار میکرد، در حالی که ناصرالدین شاه با رشوه ۲۰۰ هزار پوندی رویترز، سفری پنجماهه به اروپا انجام داد.
این مورخ همچنین به شهرسازیها و اعزام دانشجویان به خارج از کشور در دوران رضاشاه اشاره کرد و به مقایسه آن با دوران ناصرالدین شاه پرداخت: «ناصرالدین شاه وقتی که از خارج برگشت، گفت دیگر نگذارید ملت بروند خارج، آنها در آنجا فاسد میشوند. اما رضاشاه با اینکه برخی از دانشجویان در بازگشت به ایران مخالف او میشدند، اعزام دانشجویان به خارج از کشور را آزاد گذاشت.»
میلانی همچنین به استعدادیابی کارآمد دانشجویان صرفنظر از عقاید شخصی آنان در دوران رضاشاه اشاره کرد و ادامه داد: «بهایی، یهودی، زرتشتی، مسلمان و ... همه به لیاقت انتخاب میشدند. در هیچ زمان دیگری چنین شایستهسالاری وجود نداشت.»
این مورخ در زمینه تحولات مربوط به معماری در ایران نیز گفت رضاشاه «ترکیب معماری خانهها» را تغییر داد.
میلانی اضافه کرد وقتی میگوییم «رضاشاه» منظور «دوران رضاشاه» است، زیرا او برخی از برجستهترین روشنفکران مشروطه ایران را دور خودش جمع کرد و از این نظر که معتقد بود یهودی حق زندگی در ایران دارد و زنان و کودکان حقوقی دارند، «دموکرات بود».
او تاکید کرد «بهغیر از استبداد سیاسی آن هم در معنای محدودش»، هیچ یک از توصیفاتی که مقامهای جمهوری اسلامی و در راس آنها علی خامنهای در مورد رضاشاه به کار میبرند، از جمله اینکه او را «نوکر انگلیس» میخوانند، در مورد او صدق نمیکند.
«قلدری» رضاشاه
میلانی در پاسخ به سوالی درباره تاثیرات فرهنگی اصلاحات و نوسازیها در دوران رضاشاه بر مردم گفت: «رضاشاه بیش از آن که معمار مستبد همه این تغییرات باشد، فرزند بادرایت زمانهاش بود. یعنی این تغییرات یک دفعه از ذهن رضاشاه بیرون نیامد. ولی رضاشاه این فکر را داشت که اگر بخواهیم تجدد ایران را عملی کنیم، باید به نیروهای متجدد اجازه فعالیت بیشتر بدهیم.»
او بهعنوان نمونه افزود رضاشاه جنبش زنان را ایجاد نکرد، بلکه دولتش را پشتیبان چنین جنبشی ساخت.
میلانی درباره ویژگی موسوم به «قلدری» رضاشاه نیز گفت قلدری او به گونهای بود که نگذاشت در زمینه نوسازیهایی که مایل بود انجام دهد، «قلدرهای قبلی زور بگویند. با قلدری جلو قلدری آخوند را در قم یا در تهران که نمیگذاشتند پارک بسازد، میگرفت».
این مورخ اضافه کرد: «از روزی که فکر مدرسه برای دخترها شروع شد، آخوند با آن مخالفت کرد. رضاشاه قطعا با قلدری جلو این قلدران فرهنگی ایستاد. این دفاع از حق دموکراتیک زنان ایران است که خود زنان ایران سالها پیش از رضاشاه برای آن مبارزه میکردند.»
تاثیر روشنفکران و رجال سیاسی بر رضاشاه
میلانی درباره تاثیر روشنفکران و رجال سیاسی بر رضاشاه گفت او کمبودهای خود، از جمله میزان آگاهیاش از تاریخ، را بهخوبی میشناخت و کسانی چون محمدعلی فروغی و عبدالحسین تیمورتاش بدون شک بر رضاشاه تاثیر میگذاشتند و او نیز به بسیاری از خواستههای آنان جامه عمل میپوشاند.
میلانی بهعنوان نمونه به شکستن سد سانسور برای انتشار آثاری مانند منظومه «ویس و رامین» اشاره کرد که پیش از او، روحانیون مخالف انتشار آنها بودند.
منظومه عاشقانه ویس و رامین به تصحیح و اهتمام مجتبی مینوی در دوران رضاشاه، بخشی مهم از تاریخ تحول مطالعات ادبی و تصحیح متون کلاسیک فارسی در ایران است و انتشار این اثر در آن زمان، هم از نظر ادبی و هم از نظر سیاسی ـ فرهنگی، دارای اهمیت ویژه بود.
این کتاب، داستانی عاشقانه و از نظر عاطفی و احساسی، محتوایی نسبتا جسورانه دارد و برخی آن را «رومئو و ژولیت ایرانی» توصیف کردهاند.
«دو براندازی» در تاریخ معاصر ایران
میلانی در پایان مصاحبه با ایران اینترنشنال گفت در تاریخ معاصر ایران «دو براندازی» صورت گرفته است؛ یکی براندازی قاجار که همان براندازی سنت به دست رضاشاه بود و دیگری انقلاب سال ۱۳۵۷ که در واقع براندازی دستاوردهای رضاشاه و احیای همه آن چیزهایی بود که او از آخوند گرفته بود.
این مورخ افزود دعوای سیاسی خمینی با محمدرضاشاه بود، اما دعوای فرهنگی خمینی با تجدد ایرانی-جهانی رضاشاهی بود که در آن، آخوند حق دخالت در سیاست نداشت: «رضاشاه با اسلام مخالف نبود، او با آخوندیسم مخالف بود.»
حسن عابدینی، معاون سیاسی سازمان صداوسیما، درباره پوشش خبری این سازمان از حادثه انفجار در بندر رجایی گفت: «با توجه به تصاویری که منتشر کردیم همه متوجه شدند که آن چیزی که رسانههای بیگانه مطرح میکردند با واقعیت میدان حادثه بسیار فاصله داشت.»
او افزود: «در بحث روایت، بیشترین میزان اطلاعات و مرکز گردآوری اطلاعات، مدیریت بحران و شخص وزیر کشور است و ما در تمامی بخشها از آنها استفاده کردیم.»
معاون سیاسی صداوسیما اضافه کرد: «همه چیز را به صورت زنده پخش کردیم و دوربین زنده در کانون بحران قرار دادیم، مثل پخش زنده مسابقه فوتبال که مردم خودشان قضاوت میکنند. الان هیچ خبری را نمیشود پنهان کرد.»
حسن عابدینی همچنین گفت: «نمیتوانیم خبری را بدهیم و بعد از نیم ساعت بگوییم ببخشید اشتباه بود. استنباط همه این است که صداوسیما خبر را حتما راستیآزمایی میکند. راههای مقابله با شبکههای فارسیزبان که به غلط موضوعات را روایت میکنند نیز این است که واقعیتها را دقیق در اختیار افکار عمومی قرار دهیم.»
شاهزاده رضا پهلوی از پروژه «شکوفایی ایران» با تمرکز بر «تثبیت اقتصادی و اجتماعی» رونمایی کرد. او گفت: «هدف نخست ما بازگرداندن کرامت و رفاه به مردم ایران است. اما این پیام را به جهان میفرستیم که ایران آزاد، آماده تعامل اقتصادی خواهد بود. نه وعدههای دروغین حکومتهای فاسد.»
او در سخنرانی خود در نشست اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران، با اشاره به اینکه در این پروژه، گروهی از «درخشانترین ذهنهای ایرانی» گرد هم آمدهاند، گفت هدف این تلاشها «تولد دوباره ایران» است.
او همچنین اعلام کرد که امروز از نخستین مقالات و پروژههای این طرح رونمایی میشود، اما این اسناد «باز» هستند و از همه کارشناسان دعوت شده تا برای بهبود آنها مشارکت کنند.
شاهزاده رضا پهلوی از همه ایرانیان خواست تا در مسیر بازسازی کشور همراه شوند و با غنیسازی این طرحها، آیندهای بهتر برای ایران رقم بزنند.
در پی انتشار تصویری در رسانههای اجتماعی که بابک زنجانی را در حال گفتوگو با مقامهای طالبان نشان میدهد، اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، تایید کرد که او در مرخصی به سر میبرد.
سخنگوی قوه قضاییه روز چهارشنبه گفت با توجه به اینکه از ۲۰ سال حکم، زنجانی ۱۱ سال در زندان بوده امسال مشمول مرخصی شده و تحت نظارت ضابطین است.
اصغر جهانگیر افزود بابک زنجانی ضمن همکاری با دستگاه امنیتی، دو میلیون یورو رد مال خود به شرکت ملی نفت را انجام داده و از اقدامات گذشتهاش توبه کرده است.
مذاکرات میان واشینگتن و تهران با هدف جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای در هفتههای اخیر انجام شده است، اما زمان مشخص خواهد کرد که آیا دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به تهدید خود مبنی بر بمباران ایران جامه عمل خواهد پوشاند یا خیر.
از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید و آغاز دومین دوره ریاستجمهوریاش، نتیجه تلاشهای پرفراز و نشیب و منحصر به فرد او برای دستیابی به توافق با حکومت ایران همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد و سرنوشت آن نامشخص است.
دوره جدید ریاستجمهوری ترامپ با بازگرداندن کارزار «فشار حداکثری» آغاز شد و این بار هدف اصلی، ضربه زدن به بخش انرژی و نفت ایران بود، بهویژه از طریق اعمال فشار بر واردکنندگان چینی و پالایشگاههای مستقلی که نفت خام ایران را فرآوری میکنند.
در پی روی کار آمدن مجدد ترامپ، ارزش ریال بهشدت سقوط کرد و نرخ دلار تا ۱۰۰ هزار تومان نیز افزایش یافت. با این حال، بهدنبال افزایش خوشبینی نسبت به مذاکرات هستهای تهران و واشینگتن در هفتههای اخیر، پول ملی ایران بخشی از ارزش خود را بازیافته است.
همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، گزینه نظامی نیز در دستور کار ایالات متحده قرار دارد و ترامپ بارها هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق، گزینه بمباران روی میز خواهد بود.
او پیشتر در مصاحبه با شبکه خبری انبیسی گفته بود در صورت حمله به ایران، «بمبارانی در کار خواهد بود که نظیرش را هرگز به چشم ندیدهاند».
نشانههایی از آمادهسازی نظامی آمریکا برای حمله احتمالی به ایران نیز دیده میشود. استقرار بمبافکنهای راهبردی آمریکا در پایگاه دیهگو گارسیا در نزدیکی ایران، افزایش پروازهای نظامی در دوحه، و شدت گرفتن حملات علیه حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی در یمن همگی در حالی انجام میشوند که مذاکرات تهران و واشینگتن همچنان ادامه دارد.
«عجولانه، ناپایدار»
اندرو فاکس، ژنرال بازنشسته، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت ترامپ در قبال جمهوری اسلامی تاکنون سیاستی قدرتمند اما ناپایدار اتخاذ کرده است.
او افزود: «ترامپ قدرتنمایی نظامی میکند، اما از تمامی اهرمهای فشار آمریکا بهره نمیبرد.»
فاکس ادامه داد: «از نظر زمانی، اقتصاد ایران پیش از این هم با مشکلات زیادی مواجه بود. این موضوع میتوانست بهعنوان اهرمی برای اعمال فشار بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. بهمحض اعلام آغاز مذاکرات، شاهد جهش ۲۰ درصدی ارزش ریال بودیم—بنابراین احتمالا یکی از اهرمهای مذاکره خیلی آسان از دست رفت.»
این ژنرال بازنشسته که اکنون بهعنوان پژوهشگر موسسه هنری جکسون فعالیت میکند، رویکرد ترامپ در قبال تهران تا مقطع کنونی را «ترکیبی، شتابزده و ناپایدار» توصیف کرد.
فاکس اضافه کرد: «ما میدانیم که ترامپ بیش از هر چیز به دستیابی به توافق اهمیت میدهد. او بهشدت با جنگ مخالف است و تمایلی به استفاده از ابزار نظامی در حکمرانی ندارد.»
یکی از دلایل شتابزدگی ترامپ ممکن است ضربالاجل ۶۰ روزهای باشد که خودش برای دستیابی به توافق هستهای با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، تعیین کرده است. پایگاه خبری اکسیوس پیش از این گزارش داده بود این ضربالاجل در نامه ترامپ به خامنهای طرح شده است.
هلی داگرِس، سازنده خبرنامه The Iranist و پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، هشدار داد رویکرد شتابزده ترامپ در برابر جمهوری اسلامی ممکن است باعث غفلت از مسائل مهمی همچون حقوق بشر شود.
او گفت: «این شتاب میتواند به تحقق ضربالاجل ۶۰ روزه مورد نظر ترامپ بینجامد. اما این خطر را نیز به همراه دارد که مسائل اساسی و مهمی که نیازمند گفتوگوهای عمیقتری هستند، نادیده گرفته شوند.»
او از نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح و دیگر کنشگران داخل ایران بهدلیل تلاش برای گنجاندن موضوع حقوق بشر در مذاکرات هستهای قدردانی کرد و پیشنهاد داد رفع تحریمهای جمهوری اسلامی به بهبود شاخصهای حقوق بشری منوط شود.
پیامهای ضد و نقیض از تیم ترامپ
ابهامها زمانی بیشتر شد که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، بهتازگی مواضع ضدونقیضی درباره اهداف مذاکرات مطرح کرد.
ویتکاف ۲۵ فروردین در مصاحبه با شبکه فاکس نیوز اعلام کرد ایالات متحده ممکن است در صورت اعمال نظارتهای سختگیرانه، با ادامه غنیسازی اورانیوم از سوی ایران در سطح ۳.۶۷ درصد، مطابق برجام، موافقت کند.
اما تنها یک روز بعد، ویتکاف در پیامی در شبکههای اجتماعی تاکید کرد «توافق مورد نظر ترامپ» باید جمهوری اسلامی را به «توقف و حذف» کامل برنامه غنیسازی اورانیوم خود وادار کند.
بهنام بن طالبلو، پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، معتقد است که این تناقض ظاهری میتواند بخشی از یک راهبرد حسابشده باشد.
او گفت «رییسجمهور [ترامپ] در واقع دوست دارد فضای عدم قطعیت ایجاد کند» و به همین دلیل هنوز نمیتوان سیاست او در قبال حکومت ایران را بهطور کامل ارزیابی یا مسیر آینده آن را با اطمینان پیشبینی کرد.
طالبلو افزود بزرگترین موفقیت ترامپ تاکنون تا حد زیادی نادیده گرفته شده است: «موفقترین بخش از سیاست ترامپ در قبال ایران حتی از سوی سیاستمداران سرسخت حامی او نیز مورد توجه و ستایش قرار نگرفته است، و آن هم وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به رهبری علی خامنهای به تعامل، چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، با دولت ترامپ است.»
کامران خوانسارینیا، نایبرییس ایرانی-آمریکایی موسسه «اتحاد ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی)، باور دارد که هنوز برای قضاوت درباره سیاست رییسجمهوری ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی زود است و سبک غیرقابل پیشبینی ترامپ گمانهزنی درباره گام بعدی او را دشوار میکند.
خوانسارینیا سیاست ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش را موثرترین رویکرد در برابر حکومت مذهبی ایران دانست و گفت نشانههای مشابهی در سیاستهای فعلی او نیز دیده میشود.
او افزود: «بهنظر من، او قطعا دارای یک راهبرد مشخص است، اما این راهبرد هنوز فرصت کافی برای به ثمر رسیدن نداشته است. برای برخورداری از یک راهبرد موفق در قبال ایران، تنها کاری که باید انجام دهد این است که به سیاستهای دوره نخست ریاستجمهوریاش بازگردد و همانها را اجرا کند.»
سبک غیرقابل پیشبینی ترامپ احتمالا تهران را به پای میز مذاکره کشانده است، تحولی که بسته به گرایش سیاسی ناظران، میتوان آن را یک موفقیت یا یک اشتباه ارزیابی کرد.
سیاست کنونی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی از تغییر راهبرد او در مقایسه با دوره نخست ریاستجمهوریاش حکایت دارد؛ رویکردی که همزمان شامل تلاشهای دیپلماتیک و تهدیدهای صریح نظامی است. اما اینکه این راهبرد تا چه اندازه سنجیده و موثر است، هنوز مشخص نیست.
در آستانه اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) برابر با روز جهانی کارگر، تشکلهای کارگری داخل و خارج ایران، در بیانیههایی این روز را گرامی داشتند و بر خواستههای خود تاکید کردند. همزمان، خانوادههای سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، فعالان کارگری فرانسوی زندانی در ایران، خواستار آزادی آنها شدند.
هفدهم اردیبهشتماه، سومین سالگرد بازداشت کوهلر و پاریس است. این دو معلم فرانسوی که از اردیبهشتماه ۱۴۰۱در ایران بازداشت شدهاند، همچنان در شرایطی «غیرانسانی و تحقیرآمیز» نگهداری میشوند؛ وضعیتی که به گفته خانوادهها مصداق شکنجه است.
در بیانیهای که خانوادههای این دو گروگان منتشر کردهاند، آمده کوهلر و پاریس تنها چهار بار و هر بار تنها به مدت ۱۰ دقیقه با مقامات کنسولی فرانسه دیدار کردهاند؛ دیدارهایی که زیر نظر مستقیم و تهدید آمیز ماموران جمهوری اسلامی برگزار شده و اجازه هیچگونه گفتوگوی آزادانهای به آنها داده نشده است.
در این بیانیه آمده تماسهای ویدیویی با خانوادهها نادر و تحت کنترل شدید صورت میگیرد، به طوری که در آخرین تماس که در ۲۵ فروردین انجام شده، یک مامور جمهوری اسلامی در حال فیلمبرداری از مکالمه دیده شده است.
به گفته خانواده این دو زندانی، شرایط بازداشت این دو گروگان شامل نگهداری در سلولی با نور دائمی، بدون تخت، با محدودیت شدید در دسترسی به نور روز و محرومیت از دریافت وسایل شخصی مانند کتاب و نامه توصیف شده است. آنها همچنین از دسترسی به وکیل مستقل و دیدارهای منظم کنسولی محروم هستند.
فرانسه در پاسخ به این گروگانگیری، در حال آمادهسازی شکایتی به دادگاه بینالمللی کیفری (ICC) است. همچنین، اتحادیه اروپا فروردین هفت فرد و دو نهاد جمهوری اسلامی را بهدلیل نقش آنها در بازداشت و زندانی کردن شهروندان اروپایی در ایران، به فهرست تحریمهای خود اضافه کرد.
ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه تاکید کرده است که پاریس از هیچ تلاشی برای آزادی کوهلر و پاریس، «که همچنان در شرایطی وحشتناک در ایران در گروگان نگه داشته شدهاند»، دریغ نخواهد کرد.
کوهلر چهارم آذر سال گذشته در دادگاه انقلاب محاکمه شد. او از بیش از ۱۰۰۰ روز پیش در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین، زندانی است. نواِمی کوهلر، خواهر سیسیل گفته در ایران محاکمه عادلانهای برگزار نمیشود.
او در گفتوگو با نشریه آلمانی «زار بروکر» گفت خواهرش در شرایط ناگواری در زندان نگهداری میشود و وکلایی که در ایران برای او استخدام شدهاند، به جزییات پرونده دسترسی ندارند و در عین حال از امکان تماس یا ملاقات با او برخوردار نیستند
کوهلر، مسئول روابط بینالملل فدراسیون ملی کار آموزشی و فرهنگی و همسرش عضو همین فدراسیون هستند.
کوهلر و پاریس که برای گذراندن تعطیلات به ایران سفر کرده بودند، در اردیبهشت ۱۴۰۱ بازداشت شدند.
رسانههای حکومتی در ایران، مهر ماه ۱۴۰۱ در قالب یک گزارش ویدیویی با عنوان «داستان یک ماموریت»، اعترافات اجباری کوهلر و پاریس را منتشر کردند. در این گزارش، این دو نفر به عضویت در سرویسهای اطلاعاتی فرانسه اعتراف کردند.
کانون نویسندگان: طبقه کارگر نیروی محرکه در مبارزه با نظام سرمایهداری است
کانون نویسندگان ایران در بیانیهای روز جهانی کارگر را به کارگران ایران و جهان تبریک گفت. این بیانیه، طبقه کارگر را «نیروی محرکه تغییر و مبارزه علیه استثمار و ستم طبقاتی» توصیف کرد.
در این بیانیه آمده روز اول ماه مه روزی است که طبقه جهانی کارگر، از جمله کارگران ایران، فرصت مییابند که به خیابان بیایند تا یکصدا، زن و مرد کارگر، پیر و جوان، دست در دست هم فریاد کنند.
این تشکل صنفی با بیان اینکه «دور نیست روزی که چرخ این جهان واژگون را بر هم زنیم»، در بیانیه خود نوشت: «نظام ستم طبقاتی شما را واژگون کنیم و زمام اختیار این جهان کجمدار را در کف با کفایت طبقهای بگذاریم که اگر این جهان زنده و پویاست همه زاده از کار و زحمت جانفرسای اوست.»
تشکل صنفی پرستاران: تبعید و پروندهسازی، پاسخ مطالبات صنفی کادر درمان است
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران هم در بیانیهای روز جهانی کارگر را فرصتی برای اعتراض به شرایط کاری ظالمانه کادر درمان اعلام کرد.
در این بیانیه آمده: «همانطور که در بیانیه مشترک ۱۱ تشکل اجتماعی به مناسبت روز جهانی کارگر، تاکید کردیم جامعهای که دیگر نمیخواهد همانند سابق زندگی کند از ترسیدن و مرعوب شدن عبور کرده است.»
پرستاران و کادر درمان، که تحت قراردادهای ناعادلانه و با دستمزدهای ناچیز کار میکنند، از پروندهسازی، اخراج و تبعید بهعنوان پاسخ به اعتراضاتشان خبر دادهاند. این بیانیه همچنین بر اتحاد پرستاران برای پیگیری مطالبات آن تاکید کرد.
بیانیه کنفدراسیون کار ایران-خارج از کشور: زنان و دانشجویان با کارگران متحد شوند
کنفدراسیون کار ایران- خارج از کشور در بیانیهای جداگانه، ضمن حمایت از کارگران، معلمان و پرستاران، جمهوری اسلامی را به دلیل «سیاستهای ضدکارگری و سرکوبگرانه» محکوم کرد.
این بیانیه، شرایط کاری نامناسب، دستمزدهای ناچیز و فقدان حمایتهای اجتماعی را از جمله مصائب کارگران ایران برشمرد و خواستار سازمانیابی مستقل کارگران و اتحاد با دیگر اقشار جامعه، از جمله زنان و دانشجویان، شد.
این کنفدراسیون همچنین از اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ بهعنوان نشانهای از عزم مردم ایران برای تغییر یاد کرد و از کارگران ایرانی خارج از کشور و فعالان جهانی دعوت کرد تا به این مبارزه بپیوندند.