آمریکا: با متحدانمان شرکتهای چینی یاریرسان به ماشین جنگی روسیه را تحریم میکنیم
دو مقام ارشد آمریکایی روز جمعه ۱۱ خرداد، گفتند که ایالات متحده در حال هماهنگی با متحدان خود برای مجازات آن دسته از شرکتهای چینی است که به روسیه در تقویت پایگاه نظامی-صنعتی خود و نیز به موسسات مالی برای دور زدن احتمالی تحریمها کمک میکنند.
کرت کمپبل ، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، گفت: «شرکتهای چینی که به شیوهای سیستماتیک در حمایت از روسیه مشارکت داشتهاند، در کانون توجه هستند. ما همچنین مؤسسات مالی را از نزدیک بررسی کردهایم.»
کمپبل گفت: «ما به وضوح اعلام کردهایم که در واقع گامهایی برداشته خواهد شد، نه فقط از سوی ایالات متحده، بلکه از سوی سایر کشورها. این گامها نشاندهنده نارضایتی عمیق ما از کاری است که چین در حال انجام آن در میدان نبرد در اوکراین و در رابطهاش با روسیه است.»
او که در یک گردهمایی غیررسمی با همتایان ژاپنی و کره جنوبی خود به خبرنگاران گفت که رویکرد ایالات متحده در طرح اقدامی جمعی با متحدان خود برای اعمال تحریمهای چین «متقاعدکننده بوده است».
با این حال، والی آدیمو، معاون وزیر خزانهداری آمریکا که به آلمان رفته است، در یک سخنرانی برای رهبران تجاری این کشور گفت ایالات متحده برای تحریم شرکتهایی که کالاهایی دو منظوره به روسیه صادر میکنند با متحدان اروپایی خود هماهنگی میکند، اما انتظار ندارد که آنها هم همین تحریمها را عینا در مناسبات خود بازتاب دهند.
او از رهبران تجاری آلمان خواست که به همتایان چینی خود بگویند که باید بین تجارت با اروپا یا تلاش برای تجهیز ارتش روسیه، یکی را انتخاب کنند.
آدیمو همچنین با مقامهای آلمانی درباره اقدامهایی که دولت بایدن ممکن است در هفتههای آینده برای قطع ارتباط بیشتر ماشین جنگی روسیه با کشورهایی مانند چین انجام دهد، گفتگو کرد.
جانت یلن وزیر خزانهداری و آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، فروردین ماه در سفر به چین، از احتمال تحریم شرکتهای چینی از جمله بانکها در صورت ادامه حمایت از روسیه و صدور کالاهای با کاربرد دوگانه و فناوریهای دیگر بهویژه در زمینه تولید سوخت موشک، هشدار داده بودند.
فرانک مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، به تازگی کتاب خاطرات خود با عنوان «نقطه ذوب؛ فرماندهی ارشد و جنگ در قرن بیستویکم» را منتشر کرده است که در آن، فصل کاملی را به قاسم سلیمانی اختصاص داده و به جزئیات حمله به کاروان او در فرودگاه بغداد پرداخته است.
فرانک مکنزی، که از اوایل بهار سال ۲۰۱۹ تا اواسط بهار ۲۰۲۲ فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه (سنتکام) را بر عهده داشته، در کتاب خاطراتش نوشته است که قاسم سلیمانی را همواره عنصری خطرناک برای منافع ایالات متحده تصور میکرده و حذف او را بخش مهمی از مسئولیت کاریاش قلمداد کرده است.
او با اشاره به اینکه یکی از مهمترین سوالات او به محض تصدی سمت فرماندهی سنتکام از مقامات ارشد این بوده است که آیا حذف قاسم سلیمانی در دستور کار قرار داد یا نه مینویسد: «پاسخی که گرفتم راضیکننده نبود.»
مکنزی تصریح میکند که فرماندهی ایالات متحده در خلال سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ که تحت فرماندهی ژنرال متیس بوده، بهرغم رصد فعالیتهای قاسم سلیمانی در منطقه و اطلاع از نقشی که او در عراق، سوریه و حتی یمن ایفا میکرد، در صدد بوده است تا کانال ارتباطی نظامی مستقیمی با ایران برقرار کند.
این درحالی است که مکنزی طی این دوره و حتی سالهای بعد نیز اذعان میکند که به سناریوهای مختلف حذف سلیمانی میاندیشیده و پیامدهای احتمالی چنین اقدامی را با دیگر فرماندهان ارشد نظامی به رایزنی میگذاشته است.
مکنزی در این کتاب آورده است که با آغاز فعالیتش در سمت فرماندهی در سنتکام، حمله به پایگاههای آمریکایی در عراق تشدید شد و بر اساس یافتهها، سلیمانی بهوضوح این حملات را به واسطه شبکههای گسترده از شبهنظامیان شیعه رادیکال هدایت میکرد.
در روایت این ژنرال بازنشسته اما جرقه حمله به قاسم سلیمانی در حمله شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی به پایگاه هوایی K-1 در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۹ در استان کرکوک عراق، زده شد. در این حمله که با کاتیوشا انجام شد، یک پیمانکار غیرنظامی آمریکایی کشته شد و چهار عضو خدماتی ارتش آمریکا به همراه دو پرسنل پلیس فدرال عراق مجروح شدند.
مکنزی با مرور خاطراتش تاکید میکند که برداشت آنها این بود که این حمله بر خلاف عملیات قبلی که با هدف ایذاء یا هشدار انجام شده بودند، هدفی جز ایجاد تلفات وسیع و ضربه به منافع آمریکا نداشته و از همین رو، به منطقهای مملو از جمعیت و امکانات انجام شده است. مکنزی مطمئن بوده که دادن پاسخ به این عملیات، جزئی لاینفک از مسئولیت او به شمار میرفته است.
او با اشاره به گزینههای ارائه شده از سوی فرماندهان ارتش ایالات متحده در مقر اصلی سنتکام در شهر تامپای ایالت فلوریدا تاکید میکند که هدف از انجام عملیات تلافیجویانه، نشان دادن ضرب شست به گروه ستیزهجوی کتائب حزبالله بود که بهطور مستقیم زیر نظر قاسم سلیمانی اداره میشد.
نویسنده این خاطرات با تصویرسازی روز تصمیم که به قول نویسنده شنبهای آفتابی بود، نوشته است که او به همراه دیگر نظامیان مسئول، «در مورد طیف متنوعی از گزینههایی که ماهها بررسی شده بود، به شور نشستیم... بعد از بحث و بررسی جزییات همه گزینهها، تصمیم به اجرای عملیات و شلیک به اهدافی در داخل عراق و سوریه گرفتیم تا از گسترش بیشتر درگیری جلوگیری کنیم.»
مکنزی با تشریح گردش کار عملیاتی از این دست در این مجموعه از خاطرات خود آورده است که طرحهای پیشنهادی از طریق مارک اسپر، وزیر دفاع، برای دونالد ترامپ فرستاده شد تا به صلاحدید او مجوز حمله تلافیجویانه صادر شود.
او مینویسد: «...از آنجایی که میدانستم جلساتی از این دست چقدر میتواند شلوغ و پر همهمه شود... پیشنهادهایی تکمیلی هم ارائه کردم از جمله اینکه چهار سایت آمادی مربوط به کتائب حزبالله و سه شخصیت حقیقی دستاندرکار این حمله هم هدف حمله قرار گیرند. دو نفر از این شخصیتها، کارچاقکن کتائب حزبالله بودند و نفر سوم، شخص خود سلیمانی بود که مغز متفکر این حمله بود. حمله به اهدافی در دریای سرخ، همچنین حمله به زیرساختهای دفاع هوایی و نفتی در جنوب ایران و از جمله هدف قراردادن کشتی ساویز، یک یدککش ۱۴هزارتنی که سپاه آن را به ناو تبدیل کرده بود و مدتها مویدماغ ما در دریای سرخ بود، به این طرح حمله افزوده شدند.»
مکنزی میافزاید: «خوب میدانستم که ترامپ در مورد سلیمانی حساس است و میشود روی قضیه قلقلکش داد. به تفصیل نوشتم که حذف او چه آثار مثبتی خواهد داشت و نبود او چقدر وضعیت تصمیمگیران در ایران را دشوار میکند. در مورد پیامدهای این حمله و واکنشهای احتمالی ایران هم توضیح دادم.»
مکنزی به وضوح نوشته است که بسیار نگران نحوه پاسخ ایران بوده است، چرا که واکنش شدید ایران ممکن بود به جنگی گسترده منتهی شود و تهران و نیروهای نیابتیاش گزینههای زیادی برای آسیب رساندن به آمریکا داشتند. «...از طرفی هم میدانستم که این اقدام میتوانست اثر بازدارنده جدی داشته باشد.»
او مینویسد: «یکشنبه بعدازظهر، به سایتهای کتائب حزبالله حمله شد و پنج پایگاه در سوریه و عراق هدف قرار گرفتند. یک مرکز آمادی و جلسه هم در این میان موردحمله قرار گرفت و تعدادی از فرماندهان کلیدی از این گروه ستیزهجو حذف شدند. گزارش عملیات به ترامپ که در اقامتگاه مارآلاگو در فلوریدا بود، رسید... یک پاورپوینت ساده، یک اسلاید که ژنرال میلی، رییس ستادکل، آن را توضیح داد...ترامپ شاکی شد و اظهار نارضایتی کرد که این عملیات ناکافی است... ترامپ پایش را در یک کفش کرده بود و میخواست سلیمانی هدف قرار گیرد.»
نویسنده کتاب مینویسد: «همان شب ژنرال میلی با او تماس گرفت و گفت که ترامپ دستور داده اگر سلیمانی به عراق رفت، باید او را هدف قرار دهیم.»
مکنزی با بیان اینکه در زمان این مکالمه در دفتر کار خانگیاش و همراه با دیگر فرماندهان سنتکام بوده، مینویسد: « برای یک یا دو ثانیه یخ زدم، سپس از او خواستم که حرفش را تکرار کند. درست شنیده بودم.. تلفن روی اسپیکر نبود، بنابراین هیچکدام از آنها دستور مورد نظر را نشنیدند.»
او می افزاید که ژنرال میلی به او گفته که هدف قرار دادن فرمانده نیروی قدس در یمن (*احتمالا شهلایی، گرچه در بخش دیگری از کتاب به حسن ایرلو اشاره شده) و حمله به کشتی ساویز سپاه در دریای سرخ نیز تایید شده است.
فرمانده سابق سنتکام با ذکر این نکته که در تیم عملیاتیاش، طرحهای حمله به سلیمانی هم در سوریه و هم در عراق را مدتها در کانون توجه داشته، تاکید میکند که خود مایل بوده تا این عملیات را در سوریه انجام دهد چرا که برآورد ژنرال بازنشسته فرانک مکنزی این بوده که عملیات علیه سلیمانی در عراق، ریسک واکنش نظامی و سیاسی از سوی گروههای شبهنظامی شیعه را به دنبال خواهد داشت.
مکنزی در بخش مربوط به عملیات علیه قاسم سلیمانی، این حمله را در سه گام تعریف میکند: گام اول که جستجو و یافتن هدف است و فرایندی است مبتنی بر ارزیابی الگوها و رفتارهای کلی در یک بازه زمانی طولانی که ناظر به دقت بیشتر است؛ گام دوم که قفل کردن روی هدف تعریف شده و به عبارتی ناظر به ترجمه همه اطلاعات و فعالیتهای مربوط به زندگی در قالب فرصتی قابل تعریف در زمان و مکان است؛ و گام آخر که ضربه نهایی است و تعاملی است از برآیند سلاح و هدف با در نظرداشت ایجاد کمترین خسارات جانبی.
مکنزی با «هنر» خواندن هر سه مرحله، تعریف میکند: «برایمان روشن بود که سلیمانی در فرودگاه بینالمللی بغداد فرود میآید و بهسرعت با خودرو از آنجا خارج میشود... برای ما مسجل شده بود که حمله به سلیمانی در لحظاتی پس از پیاده شدن او احتمالا خسارت جانبی را به حداقل میرساند... پهپادهای هدایتشونده ام.کیو-۹ مجهز به سامانه موشکی هلفایر انتخاب شدند... مدت زمانشان برای پرواز بر فراز فرودگاه بغداد را با توجه به دانش ما در خصوص زمان تقریبی رسیدن او تقلیل دادیم و بعد از بحثهای فراوان، تصمیم گرفتیم سلیمانی و فرمانده سپاه قدس در یمن را همزمان هدف قرار دهیم درحالی که حمله به شناور ساویز به زمانی دیگر و بعدتر موکول شد... من خودم هم تمایلی به غرق کردن این کشتی نداشتم. میخواستیم بتوانیم قبل از حمله به خدمه کشتی هشدار دهیم که این شناور را ترک کنند اما اگر آنها سرباز میزدند چه؟ مایل نبودم نقشی در انجام یک پروژه شهیدسازی دیگر داشته باشم.»
مکنزی در ادامه میافزاید که متعاقب انجام حملات به تاسیسات و اعضای کتائب حزبالله، اعتراضاتی در بغداد و در نزدیکی سفارت آمریکا شکل گرفته بود.
مکنزی به صراحت به نگرانیهایش از احتمال وقوع یک رخداد دیگر شبیه حمله به سفارت آمریکا در بنغازی لیبی اشاره میکند و از گفتگوی درونی و تردیدهای خود پرده بر میدارد: «نگران بودم که پس از حمله به سلیمانی چه اتفاقاتی رخ میدهد؟ آیا جمعیت معترض به سفارت حمله و اشغالش میکنند؟ رابطه ما با دولت عراق دستخوش چه تغییری میشود؟»
مکنزی روایت میکند که چگونه رصد سلیمانی با دقت دنبال شد.
او در این کتاب مینویسد که سلیمانی در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۹ صبح از منزلش خارج شد و به سمت فرودگاه رفت. هواپیمایش از فرودگاه تهران برخاست و کمتر از دوساعت بعد به بغداد رسید درحالی که نشانهای از کاهش ارتفاع دیده نمیشد.
نقشه شماره ۴: زمان و مسیر پرواز سلیمانی در زمان حمله
فرمانده سنتکام که همراه با وزیر دفاع و رئیس ستاد کل در اتاق عملیات مشترک مجازی بود از رخداد پیش آمده تعجب کردند و برای لحظهای تصمیم گرفتند که با دوجنگنده هواپیمای حامل سلیمانی را بر فراز عراق ساقط کنند، اما مکنزی با به یادآوری رخداد حمله ناو وینسنس به ایرباس ایرانی خاطرنشان میکند که به فرض وجود سلیمانی در این پرواز و مرگ او، بهتر است از این کار اجتناب شود.
مکنزی از لغو عملیات در این شب مینویسد، اما اضافه میکند که تمامی سه روز اول سال ۲۰۲۰ و همه نگاهها به دمشق بود تا سلیمانی بازگردد. «پرواز سلیمانی با تاخیر دمشق را به سمت بغداد ترک کرد... هواپیما را روی مانیتور دنبال کردیم تا در فرودگاه بغداد به زمین نشست... از آن لحظه به بعد تصاویر را از طریق دوربین پهپاد دنبال کردیم... پلکان به هواپیما چسبید و در باز شد... توانستیم هویت سلیمانی را تایید کنیم... سلیمانی به سمت دو خودرو شاسیبلند اسکورت شد و بعد سوار یکی از آنها شد... خودروها با سرعت به روی باند به حرکت درآمدند. هیچکس حرفی نمیزد.»
مکنزی که در این فصل کتاب گامهای مختلف این عملیات را به تفصیل شرح میدهد نوشته است: «ناگهان، یک فلاش بزرگ سفید کل صفحه نمایش را در برگرفت. قطعات خودرو سلیمانی به گوشههای تصویر پرتاب میشدند... خودرو دوم هم هدف قرار گرفت و منفجر شد... نه غریو شادی بود نه تشویق... همه در سکوت فقط نگاه میکردند...»
مکنزی بلافاصله اما خواننده را با خود به سمت عملیات دوم در یمن میبرد: «حمله مشابهی با پهپاد به یک خانه انجام شد که قرار بود فرمانده نیروی قدس در یمن در آن باشد.»
مکنزی میافزاید که اگر چه زمانبندی دو حمله با فاصله ۱۳ دقیقه، دستاوردی قابل توجه بود، اماعملیات دوم دستاوردی نداشت.
به عقیده فرمانده پیشین سنتکام هدف قرار دادن سلیمانی تصمیم بسیار درستی از سوی ترامپ بود که باعث حفظ جان بسیاری از آمریکاییها شد و نوعی از عزم و اراده آمریکا را بعد از مدتها نشان داد.
مکنزی در بخش دیگر کتابش به تبعات این اتفاق و حمله به پایگاه عینالاسد و همچنین شلیک سپاه به پرواز پیاس ۷۵۲ و مرگ ۱۷۶ مسافر و خدمه آن پرداخته و تصریح کرده است که این قدرتنمایی واشینگتن باعث شد تا تهران در مورد سیاست خود در منطقه بازنگریهایی صورت دهد.
نویسنده این کتاب در جایی دیگر از این کتاب نتیجهگیری کرده است که گرچه ادعا شد که جمهوری اسلامی سعی کرد برخی از سیاستمداران دخیل در این تصمیم ازجمله جان بولتون، مشاور امنیت ملی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه وقت و همچنین خود شخص نویسنده را هدف قرار دهد، اما تهدیدات آنها در حد لفاظی باقی ماند و «عملا باعث شد تا ایرانیها برنامه خود را عوض کنند و از انجام حملات عمده مستقیم علیه نیروهای آمریکایی دست بردارند.»
رهبران سنا و مجلس نمایندگان آمریکا روز جمعه ۱۱ خرداد، از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل برای سخنرانی در نشست مشترک کنگره دعوت کردند تا در بحبوحه اختلافات حزبی بر سر جنگ اسرائیل و حماس، حمایت خود را از اسرائیل نشان دهند.
مایک جانسون رییسجمهوریخواه مجلس نمایندگان، چاک شومر رهبر اکثریت دموکرات سنا، میچ مک کانل رهبر جمهوریخواهان سنا و حکیم جفریس رهبر دموکراتها در مجلس نمایندگان، نامه دعوت از بنیامین نتانیاهو را امضا کردهاند.
خبر دعوت از نتانیاهو برای سخنرانی در جلسه مشترک کنگره، اندکی پس از آن اعلام شد که جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا، خبر داد که اسرائیل پیشنهادی سه مرحلهای برای آزادی گروگانها و پایان جنگ در غزه ارائه کرده است. بایدن از حماس خواست این پیشنهاد را بپذیرد زیرا به گفته او، این پیشنهاد بهترین فرصت برای پایان دادن به جنگ در نوار غزه است.
پیشتر شماری از نمایندگان و سناتورهای دموکرات با دعوت از بنیامین نتانیاهو مخالفت کرده بودند، اما مایک جانسون تهدید کرده بود که اگر مجلس سنا حاضر به امضای دعوتنامه نشود، خود نخستوزیر اسرائیل را برای سخنرانی در مجلس نمایندگان دعوت خواهد کرد.
تردید بر سر دعوت از نتانیاهو و مجادله بر سر این موضوع، پس از آن اوج گرفت که با ادامه عملیات نظامی اسرائیل در رفح و تهدید جو بایدن به قطع ارسال تسلیحات به اسرائیل، تنش بین دولت بایدن و اسرائیل از یک سو و اختلافنظر بین جمهوریخواهان و دموکراتها در همین زمینه از سوی دیگر افزایش یافت.
در این میان بود که مایک جانسون تاکید کرد که نتانیاهو را دعوت خواهد کرد، چه رهبران دموکرات کنگره دعوتنامه او را امضا کنند و چه نکنند.
اکنون در نامهای که به امضای رهبران جمهوریخواه و دموکرات کنگره رسیده، آمده است: «برای ایجاد روابط پایدار و برجسته کردن همبستگی آمریکا با اسرائیل، از شما دعوت میکنیم دیدگاه دولت اسرائیل برای دفاع از دموکراسی، مبارزه با تروریسم و برقراری صلح عادلانه و پایدار در منطقه را به اشتراک بگذارید.»
هنوز تاریخ این سخنرانی اعلام نشده است.
سخنرانی رهبران خارجی در جلسات مشترک کنگره افتخاری نادر است که عموما نصیب نزدیکترین متحدان ایالات متحده یا شخصیتهای بزرگ جهانی میشود.
بنیامین نتانیاهو تا کنون سه بار در جلسات مشترک کنگره سخنرانی کرده است. آخرین بار او در سال ۲۰۱۵ در جلسه مشترک سنا و مجلس نمایندگان آمریکا سخنرانی کرد. با سخنرانی جدید نتانیاهو، او به اولین رهبر خارجی تبدیل میشود که چهار بار در جلسات مشترک کنگره سخنرانی کرده است.
در حال حاضر او و وینستون چرچیل، نخستوزیر بریتانیا در زمان جنگ جهانی دوم، هر یک با سه بار سخنرانی در جلسات مشترک کنگره، در این زمینه رکورددار محسوب میشوند.
جو بایدن، رییسجمهور آمریکا یک روز پس از آن که هیات منصفه دادگاه کیفری نیویورک دونالد ترامپ را در پرونده پرداخت حقالسکوت مجرم شناخت، زیر سوال بردن دادگاه از سوی ترامپ را «خطرناک» و «غیرمسوولانه» خواند.
بایدن روز جمعه گفت: «بیاحتیاطی است، خطرناک است، غیرمسوولانه است که کسی بگوید تقلب شده است، فقط به این دلیل که حکم صادر شده را دوست ندارد.»
اظهارات بایدن یک روز پس از پایان محاکمه کیفری ترامپ در نیویورک بیان شد.
هیات منصفه دادگاه کیفری نیویورک، ترامپ را به اتهام جعل سوابق تجاری برای سرپوش گذاشتن بر پرداخت حقالسکوت به استورمی دنیلز، بازیگر فیلمهای پورن، در ۳۴ فقره مجرم شناخت.
به این ترتیب، ترامپ اولین رییسجمهوری آمریکا شد که در دادگاهی کیفری محاکمه و مجرم شناخته میشود.
ترامپ در اولین واکنش به تصمیم هیات منصفه گفت حکم نهایی او در ماه نوامبر با مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعلام خواهد شد.
او در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشیال تروث، قاضی پرونده را «فاسد» و دادگاه را «جعلی» خواند و نوشت: «برای قانون اساسی خود میجنگیم. راهی طولانی در پیش است تا این مساله به پایان برسد.»
بایدن تا زمان اعلام حکم در مورد محاکمه ترامپ ساکت بود، اما امروز گفت: «این نشان میدهد که هیچ کس بالاتر از قانون نیست.»
بایدن و ترامپ هر دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا هستند که قرار است در ماه نوامبر برگزار شود.
رییسجمهوری آمریکا گفت هیات منصفه سخنان شاهدان را پنج هفته قبل از صدور حکم شنیده و ترامپ میتواند مانند هر آمریکایی دیگری که مجرم شناخته شده، به این تصمیم اعتراض کند.
او از ترامپ به دلیل اینکه گفته این پرونده توسط بایدن و دولتش به دلایل سیاسی هدایت میشود، انتقاد کرد.
بایدن تاکید کرد: «باید به دستگاه قضایی احترام گذاشت و هرگز نباید اجازه داد کسی آن را خراب کند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت بایدن در ماههای گذشته تلاش کرده بود با دقت از دخالت در روند حقوقی ترامپ اجتناب کند، زیرا ترامپ مشکلات قضایی خود را نتیجه پیگردهایی با انگیزه سیاسی میدانست.
اما از زمان پایان محاکمه نیویورک، کمپین انتخاباتی بایدن به آن بسیار میپردازد.
بایدن درباره جنگ غزه نیز از یک توافق سه مرحلهای پیشنهادی از سوی اسرائیل به شبهنظامیان حماس خبر داد.
او گفت که این توافق میتواند منجر به آزادی گروگانهای باقیمانده در غزه و پایان جنگ در این منطقه شود.
بایدن روز جمعه گفت حماس «دیگر قادر نیست» حمله گسترده دیگری به اسرائیل انجام دهد و از اسرائیل و حماس خواست تا برای آزادی گروگانهای باقیمانده برای آتشبس طولانی به توافق برسند.
او این توافق پیشنهادی را «نقشه راه برای آتشبس پایدار و آزادی همه گروگانها» خواند.
یکی از مراحل این توافق، آغاز بازسازی گسترده غزه است.
جنگ غزه که پس از حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر گذشته آغاز شد، بسیاری از مناطق نوار غزه را که از پرتراکمترین مناطق جهان به شمار میرود ویران کرده است.
نیروهای اسرائیلی پس از روزها درگیری شدید و بیش از ۲۰۰ حمله هوایی، عملیات خود را در منطقه جبالیا در شمال غزه به پایان رساندند و همزمان به عملیات خود در رفح در جنوب نوار غزه برای از بین بردن آخرین گردانهای اصلی حماس ادامه دادند.
با شدت گرفتن موج گرما در هند، تاکنون دستکم ۵۴ نفر جان خود را در نقاط مختلف این کشور از دست دادهاند. دادگاه ایالت راجستان از دولت هند خواست تا وضعیت اضطراری ملی اعلام کند.
دادگاه عالی راجستان، جایی که زیر گرمای سوزان است، از مقامهای دولتی به دلیل فقدان محافظت کافی از مردم در برابر گرما انتقاد کرد و خواهان اقداماتی جدی برای اطمینان از «رفاه نسلهای آینده» در برابر خطرات اینچنینی شد.
علاوه بر این، دادگاه به مقامهای ایالتی دستور داد برای پرداخت غرامت به بستگان افرادی که بر اثر گرما جان باختهاند، بودجهای اختصاص دهد.
این دادگاه از دولت خواست موجهای گرما را به عنوان «فاجعهای ملی» طبقهبندی کند تا امکان بسیج کمکهای اضطراری، مشابه سیلها و طوفانها در آن فراهم شود.
سیانان نیوز ۱۸ گزارش داد مانند دهلی، پنجاب و اودیشا مناطقی از هند هستند که در روزهای اخیر دمای بالای ۴۵ درجه سانتیگراد را ثبت کردهاند.
در ۲۴ ساعت گذشته ۱۲ نفر به دلیل آثار احتمالی سوختگی و گرمازدگی شدید در ساندارگره ایالت اودیسا جان خود را از دست دادند.
دمای هوای ۴۷/۴ درجهای روز پنجشنبه در پالامو جارکند جان چهار نفر را بر اثر علائم ناشی از گرما گرفت.
در ایالت بیهار نیز آفتابسوختگی هشت نفر را کشت.
بر اساس گزارش این رسانه، مسئولان ایالت دهلی از دادگاه عالی هند برای جبران کمبود آب درخواست کمک کردند و از هاریانا، ایالت همجوار خود خواستند برای رفع بحران کنونی، سهمیه آب بیشتری برای یک ماه در اختیارشان قرار دهند.
دهلی برای تامین آب خود تقریبا به آب ایالتهای همسایه هاریانا و اتر پرادش وابسته است. اگر چه رودخانه یامونا، یکی از شاخههای رود بزرگ گنگ، از دهلی عبور میکند اما سطح بالای آلودگی آن و کاهش سطح جریان آن در ماههای گرم باعث شده است پایتخت برای تامین آب، به ایالتهای مجاور خود وابسته باشد.
گرمای شدید علاوه بر مرگ و میر شهروندان، باعث قطع برق در شمال هند شده است.
اداره هواشناسی هند پیشبینی کرد موج گرما در این کشور از روز شنبه ۱۲ خرداد کاهش پیدا کند.
پیشتر برای ایالتهایی مانند پنجاب، هاریانا، بیهار، جارکند و راجستان، هشدار نارنجی گرمای هوا صادر شده بود.
با وجود کاهش دمای هوا از روز شنبه، هشدار نارنجیرنگ ایالتهای هاریانا، پنجاب و اودیسا باقی خواهد ماند.
اگرچه بادهای موسمی دو روز زودتر از تاریخ پیشبینی شده به کرالا و ایالتهای شمال شرقی هند رسید اما حدود یک ماه طول میکشد تا به بخشهای شمالی، مرکزی و شرقی این کشور برسد.
اداره هواشناسی هند از پیشبینی وقوع طوفان گرد و غبار در دهلی و مناطق اطرافش طی روزهای شنبه و یکشنبه جاری خبر داد که میتواند به شکل موقت از گرمای سوزان منطقه بکاهد.
حداکثر دمای دهلی در روز چهارشنبه نهم خرداد به ۴۶/۸ درجه سانتیگراد رسید که بالاترین میزان آن در ۷۹ سال گذشته بود.
روز چهارشنبه در بخشهایی از دهلی دمای ۵۲/۳ درجه سانتیگراد ثبت شد و در پی آن، اداره هواشناسی هند برای بخشهای متعددی از شمال غرب این کشور هشدار قرمز صادر کرد.
بسیاری علت افزایش دما را وزش بادهای سوزان از ایالت راجستان میدانند؛ جایی که دمای روز گذشته آن با ۵۰/۵ درجه سانتیگراد، گرمترین میزان ثبت شده در این کشور بود.
با افزایش دما در دهلینو، پایتخت هند در روزهای گذشته، مصرف برق در این شهر ۳۰ میلیون نفری طی روز چهارشنبه به بالاترین حد خود رسید.
کارشناسان گفتند تغییرات آب و هوایی ناشی از جمعیت بالا، عامل بروز گرمای شدید در هند است و باید به عنوان یک هشدار به آن توجه کرد.
اوپن ایآی در گزارشی اعلام کرد حسابهایی وابسته به جمهوری اسلامی را کشف و حذف کرده است. این حسابهای کاربری از فنآوری هوش مصنوعی این شرکت برای انتشار محتوای پروپاگاندا استفاده میکردند.
گزارش این شرکت نشان میدهد یک گروه پوششی رسانهای با نام «اتحادیه بینالمللی رسانههای مجازی» (International Union of Virtual Media) با سوءاستفاده از خدمات چت جیپیتی از آن برای نگارش و ویرایش مقالات، تهیه عناوین خبری و برچسبگذاری محتوا بهره میبرده است.
این مقالات بلند که به زبانهای انگلیسی و فرانسه تولید میشدند اغلب موضوعاتی ضد آمریکا و اسرائیل داشتهاند و از فلسطین، «محور مقاومت» و سیاستهای جمهوری اسلامی حمایت میکردند.
جمهوری اسلامی از عنوان «محور مقاومت» برای اشاره به متحدان خود در منطقه مانند حکومت بشار اسد و گروههای نیابتی تهران از جمله حوثیهای یمن، حزبالله لبنان و حماس استفاده میکند.
خبر کشف شبکه پوششی اتحادیه بینالمللی رسانههای مجازی اولین بار در سال ۲۰۱۸ از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شد.
دولت ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ این مجموعه را تحریم و دامنههای اینترنتی آن را مصادره کرد. این اقدامات هنوز عملیات نفوذ و پروپاگاندای این شبکه را متوقف نکرده است.
بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا درباره این مجموعه از وابسته بودن آن به موسسهای به نام «بیان رسانهگستر» در ایران حکایت دارد که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتسب شده است.
اوپن ایآی در گزارش خود تاکید کرد تاثیرگذاری رسانهای این شبکه حکومتی در پی مصادره دامنههای آن کاهش یافته اما این رسانه در حال حاضر با آدرسهای دیگری مشغول فعالیت است.
این شبکه علاوه بر وبسایت، محتوای خود را در رسانههای اجتماعی مانند تیکتاک، ویکی و اودنوکلاسنیکی روسیه منتشر میکند.
مجموع کل دنبالکنندگان این رسانه در این شبکههای اجتماعی کمتر از ۴۰۰ کاربر است.
عوامل وابسته به این کشورها با سوءاستفاده از فنآوری هوش مصنوعی به تولید و تحلیل محتوا و انتشار آنها در رسانههای اجتماعی مانند ایکس و فیسبوک و پیامرسانهایی مثل تلگرام پرداختهاند.
این حسابها که با هدف نفوذ در دو کشور بریتانیا و آمریکا ساخته شده بودند تلاش میکردند تا با انتشار محتوای مختلف، به جذب مخاطب و تاثیرگذاری بر آنان بپردازند.