۱۲ پیام دستوری والدین که تاثیر منفیشان تا بزرگسالی ادامه دارد
آگاهی از تاثیر پیامهایی که در دوران کودکی دریافت میکنیم به ما در رها شدن از بند عادات و افکار مضر کمک میکند. خوب است بدانیم این پیامهای دستوری شامل چه چیزهایی میشوند و چه اثری بر رفتارهای ما در بزرگسالی دارند.
رابرت و مری گولدینگ، دو رواندرمانگری بودند که در دهه ۱۹۷۰ متوجه الگوی ۱۲ ممنوعیت معمول شدند که افراد در دوران کودکی از والدین خود دریافت میکنند. ممنوعیتهایی که به نظر میرسد تاثیراتشان تا بزرگسالی ادامه مییابد.
دکتر رابرت گولدینگ یکی از برجستهترین متخصصان تحلیل رفتار متقابل (تحلیل تبادلی) است.
او همراه همسرش مری گولدینگ، رویکردی به نام «درمان تصمیمگیری مجدد» را پایهگذاری کرد.
درمان تصمیمگیری مجدد بر این فرض استوار است که افراد در بزرگسالی بر اساس پیامهایی تصمیم میگیرند که در دوران کودکی از والدین و سرپرستان خود دریافت کردهاند.
این ممنوعیتها از رنجها، ناراحتیها، اضطرابها، ناامیدیها، عصبانیتها و امیال پنهانی خود والدین صادر میشوند.
وبسایت سایکولوژی تودی با برشمردن این پیامها در گزارشی نوشت کودکانی که به طور مداوم تحت تاثیر این دستورات قرار میگیرند، ممکن است به بزرگسالانی تبدیل شوند که مواجهه با مسایل گوناگون برایشان بسیار مشکل باشد.
۱- وجود نداشته باش
این دستور یکی از مضرترین پیامهای دستوری است که از سوی والدین به فرزندان ارسال میشود.
در این مورد ممکن است والدین اصلا تصمیمی برای بچهدار شدن نگرفته باشند یا شاید آنها احساس میکنند نیازهای فرزندشان بیش از حد توان آنهاست و قادر به تامینش نیستند.
چنین والدینی به طرز زیرکانهای با کودک خود ارتباط برقرار کرده و در واقع پیام بسیار دردناکی را به او ارسال میکنند: «وجود نداشته باش چون ما و بقیه دنیا به وجود تو نیاز نداریم.»
کودکانی که با چنین پیامی بزرگ میشوند ممکن است در بزرگسالی از خودشان متنفر باشند و در نتیجه رفتار مخربی نسبت به خود داشته باشند.
این پیام یک دستور شگفتآور و در عین حال رایج از سوی والدین است. این دستور هنگامی که والدین یا سرپرست کودک او را به صورت ذهنی یا جسمی مورد آزار و اذیت قرار میدهد، به وضوح بیان میشود زیرا آزار راهی برای انکار وجود شخص یا پاک کردن نمادین او از جهان اطرافش است.
۲- خودت نباش
این پیام منفی از سوی والدینی ارسال میشود که نتوانستهاند به خواستههای خود در زندگی جامه عمل بپوشاندند و از زندگی خود رضایت ندارند.
در این مورد ممکن است والدین فرزندشان را ابزاری برای دستیابی به آرزوهای خود بدانند.
کسانی که دستور «خودت نباش» را در کودکی دریافت کردهاند ممکن است در بزرگسالی زندگی سوت و کوری داشته باشند و در برخی موارد شدیدتر، برای برآورده ساختن نیازهایشان و کشف اینکه واقعا چه کسی هستند، از روبهرو شدن با کوچکترین خطری اجتناب کنند.
۳- کودک نباش
والدینی که این پیام را ارسال میکنند میخواهند فرزندشان سریعتر بزرگ شود. ممکن است این دستور به خصوص در مواردی که والدین هنوز جوانند، به فرزند اول داده شود تا مانند یک بزرگسال رفتار و بیشتر در کارهای خانه مشارکت کند.
فرزندانی که با این دستور بزرگ میشوند معمولا سعی میکنند کودک نباشند. در نتیجه، زمانی که به بزرگسالی میرسند لذت بردن از زندگی برای آنها دشوار میشود و در صورتی که نتوانند طبق استانداردهای والدین خود عمل کنند، احساس گناه زیادی را تجربه میکنند.
۴- بزرگ نشو
این پیام معمولا به کوچکترین فرزند خانواده یا کودکی که تنها دلیل تداوم پیوند میان والدین است ارسال میشود زیرا والدین میدانند زمانی که کودکشان بزرگ شود، هیچ ارتباطی میان آنها باقی نخواهد ماند.
چنین والدینی برای رسیدن به این منظور ممکن است به فرزندشان چنین القا کنند که دنیا جای خیلی خطرناکی است و مانع از استقلال او برای خروج از خانه شوند.
پیامدهای تحمیل این دستور در بزرگسالی، چالش در کسب استقلال فردی و مشکل در سازگاری با جهان اطراف است.
۵- موفق نشو
این پیام معمولا از طرف والدین حسود و برای جلوگیری از رسیدن به موفقیت فرزند صادر میشود.
ممکن است در یک خانواده، دستیابی به موفقیت تجربهای خطرناک باشد و فرد در گذشته به خاطر آن تنبیه شده باشد.
در چنین محیطهایی، کودک به الگوهای رفتاری خودتخریبی متوسل میشود. دریافت چنین پیامی ممکن است باعث شود فرد در بزرگسالی احساس کند فقط لایق شکست است و از جاهطلبی و داشتن اهداف بلندمدت خودداری کند.
۶- هیچ کاری نکن
«ندو!»، «بلند نشو!»، «لباسهایت را کثیف نکن!»؛ والدینی که چنین پیامهایی ارسال میکنند تمایل دارند همه کارها را خودشان به جای کودک انجام دهند و باعث انفعال او میشوند.
این دستور از سوی والدینی که بیش از حد نگران امنیت فرزند خود هستند یا به تواناییهای فرزندشان حسادت میکنند، ارسال میشود.
چنین کودکانی در بزرگسالی ممکن است بهصورت ناخودآگاه با سهلانگاری، از پیام «هیچ کاری را به سرانجام نرسان» اطاعت کنند.
۷- احساسات خود را بروز نده
برخی از خانوادهها تمایلی به بروز احساسات خود ندارند؛ بنابراین وقتی فرزندشان حس واقعیاش را نشان میدهد ناراحت، خجالتزده یا عصبانی میشوند.
آنها برای دور کردن کودک از احساساتش از جملاتی مانند «پسرها گریه نمیکنند» یا «دخترهای خوب عصبانی نمیشوند» استفاده میکنند.
ممکن است این کودکان در بزرگسالی برای پنهان کردن غم و اندوه بسیار عصبانی به نظر برسند.
وقتی کودکی با چنین دستوری بزرگ میشود، برای درک و بیان احساس خود در مقاطع مختلف زندگی با مشکل روبهرو خواهد شد.
۸- فکر نکن
برخی والدین هنگامی که کودک شروع به کنجکاوی در مورد اطراف خود میکند و سوالات متعددی میپرسد، عصبانی میشوند.
آنها سعی میکنند کودک را از کاوش در مورد مسایل پیرامونش باز دارند.
این والدین بهعنوان تنها کسی/کسانی که قادر به ارائه راهحل هستند خود را میان کودک و مشکل قرار میدهند و با این کار، اعتماد به نفس فرزندشان را در مورد توانایی برای رسیدگی به مشکلات تضعیف میکنند.
در نتیجه ممکن است چنین کودکانی بسیار محافظهکار باشند و شیوههای سنتی تفکر والدین خود را بپذیرند.
۹- احساس تعلق نداشته باش
برخی والدین ممکن است کودک خود را از ملاقات با دوستانش منع کنند چون خانواده رازهایی دارد که نباید افشا شود.
چنین پدر و مادرهایی فرزندانشان را از داشتن ارتباط با افراد و دنیای خارج محروم میکنند.
این والدین تمایل زیادی به جابهجایی دارند و از احتمال استقرار و تعلق یافتن به مکان یا گروه، به صورت دائمی جلوگیری میکنند.
در خانوادههای اینچنینی پیام ارسال شده این است: «اگر با ما نیستی، علیه ما هستی.»
کودکان در چنین خانوادههایی ممکن است در بزرگسالی نسبت به افراد دیگر دچار سوءظن شوند.
۱۰- به کسی نزدیک نشو
والدینی این دستور را میدهند که احساس صمیمیت برایشان خوشایند نیست.
فرزندانی که این پیام را دریافت میکنند اغلب رفتار سرد والدین خود را بهعنوان مانعی فیزیکی و عاطفی و نشانهای از تمایل به جدایی تعبیر میکنند. بنابراین کودک بالغ تصمیم میگیرد برای جلوگیری از اضطراب آشنای ناشی از احساس طرد شدن، به دیگران نزدیک نشود.
۱۱- تو مهم نیستی
این دستور در خانوادههایی داده و ارسال میشود که زندگی خود را بر اساس نیازهای برخی اعضای خانواده تنظیم میکنند. برای مثال ممکن است در این خانوادهها یک کودک بیمار، وابسته یا یک فرد سالخورده وجود داشته باشد که تمام توجهها حول نیازهای او سازماندهی شود.
در چنین خانوادههایی صدای کودک را خاموش میکنند و نیازهای او نادیده گرفته میشود و اهمیت وجودی او در مقایسه با نیازهای یک یا چند عضو دیگر کاهش مییابد.
این کودکان ممکن است در بزرگسالی احساس کند وجودشان برای دیگران اهمیت ندارد و برای ارتباط با بدن خود و نیازهایشان با مشکل روبهرو شوند.
۱۲- توانا نباش
این پیام از سوی والدینی ارسال میشود که فقط در مواقع اضطراری، به ویژه در مواقعی که فرزندان بیمار یا در خطرند، به آنها توجه میکنند.
بهدست آوردن محبت و توجه چنین والدینی تقریبا با سالم یا توانا بودن در تضاد است.
در نتیجه کودکان در تلاش برای دوست داشته شدن یا مرتب بیمار میشوند یا خود را در موقعیتهای ناامن و خطرناک قرار میدهند.
آنها در بزرگسالی نیز معتقدند تنها راه جلب محبت و توجه، رنج کشیدن است.
کدام یک از این پیامها برای شما آشناست؟
افراد در کودکی از دستورات متعددی پیروی میکنند که از سوی والدین تحمیل میشوند. این پیامها در بزرگسالی نقش بسیار محدود کنندهای در شخصیت افراد ایجاد میکنند.
در نتیجه درک این موضوع که این پیامها به صورت ناخودآگاه بر شیوه رفتار و آزادی انتخاب ما تاثیرگذارند، در بهبود شخصیتمان کمک کننده خواهد بود.
شناسایی این پیامها طوری که بتوانیم خودمان را از آنها جدا کنیم، زندگی ما را رضایتبخشتر خواهد کرد.
این همان چیزی است که «روان درمانی تصمیمگیری مجدد» درصدد انجام آن است.
نشریه بریتانیایی تلگراف در یادداشتی به تفسیر سیاست خارجی بریتانیا در خصوص بحران خاورمیانه و بازتاب آن در داخل کشور پرداخت و نوشت نمایندگان پارلمان این کشور باید سرانجام درباره خطر اسلامگرایان بیدار شوند.
تلگراف با اشاره به تاثیر مهم سیاست خارجی بر امنیت داخلی نوشت حمایت از اسرائیل، مجازات به همراه دارد.
بر اساس گزارش این نشریه، مایک فریر، نماینده حزب کارگر، در انتخابات بعدی پارلمان بریتانیا از سمت نمایندگی فینچلی و گلدرز گرین کنارهگیری خواهد کرد.
او در گفتوگو با تلگراف تاکید کرد که فشاری زیادی بر همسر و خانوادهاش وارد میشود.
فریر سالهاست اذیت و آزار در رسانههای اجتماعی، تهدید به مرگ، گرافیتیهای خصمانه، تلاش برای باز کردن پنجره دفتر حوزه انتخابیهاش و یادداشتهای گستاخانهای را که به شیشه جلوی ماشینش چسبانده میشوند تحمل کرده است.
او بعضی اوقات ملاقاتهای مردمی خود را در یک مسجد انجام میداد.
یک روز، گروه خودخوانده «مسلمانان علیه جنگهای صلیبی» به زور وارد مسجد شدند و او را «خوک همجنسباز یهودی» خطاب کردند.
اخیرا معلوم شد که علی حربی علی، اسلامگرای افراطی چندین بار به جلسات فریر رفته و در نهایت یک روز مسلح وارد دفتر او شده اما خوشبختانه آن روز این نماینده برای رایگیری به پارلمان فراخوانده شده بوده.
شب کریسمس سال گذشته، دفتر حوزه انتخابیه فریر شکسته و به آتش کشیده شد.
پلیس دو نفر را در ارتباط با این حمله دستگیر کرد که در حال حاضر در انتظار محاکمه خود هستند.
اگرچه فریر از پلیس محلی در فینچلی تمجید میکند، اما اعتقاد دارد سطح تهدیدها در حال بدتر شدن است و به همین دلیل فکر میکند زمان بازنشستگیاش فرا رسیده است.
بیبیسی در گزارشهای مربوط به تصمیم فریر از ذکر این نکته که چه گروه یا افرادی با یهودیستیزی دست به تهدید او زدهاند، خودداری کرده است.
با اینحال فریر در این مورد بدون پردهپوشی اعلام کرد تمام تهدیدی که با آن روبهرو شده از جانب اسلامگرایان بوده است.
تلگراف در ادامه به نقل از او نوشت: «اگر نتوانیم علت را بگوییم، نمیتوانیم مشکل را هم حل کنیم.»
بر اساس این گزارش، موضوع فقط این نیست که بپرسیم پس از آقای فریر چه کسی نماینده فینچلی و گلدرز گرین خواهد بود و آیا این شخص جرات خواهد داشت به همان شدت فریر موضع طرفداری از اسرائیل اتخاذ کند؟
این واقعیت که اسلامگرایی در این اقدامات و تهدیدها نقش محوری دارد نشان میدهد این گرایش مناطق وسیعی از بریتانیا را فرا گرفته است.
علی حربی در ادامه نقشه خود یک نماینده دیگر را به نام سر دیوید ایمس در آوریل سال ۲۰۲۲ به قتل رساند و در همان صحنه قتل دستگیر شد.
علی، نماینده حزب محافظهکار را هدف قرار داد اما معمولا نمایندگان حزب کارگر بیشتر از محافظهکاران تحت فشار اسلامگرایان قرار دارند زیرا اغلب از حوزههایی میآیند که تعداد زیادی رایدهنده مسلمان در آن مناطق حضور دارند.
گرچه اکثر مسلمانان، اسلامگرایان افراطی نیستند اما جای تعجب ندارد که گروههای افراطی در مناطق مسلماننشین، شانس بالاتری برای ترغیب و جذب نیرو دارند. بنابراین آن دسته از نمایندگان حزب کارگر که به شدت در برابر اسلامگرایی مقاومت دارند، بیشترین میزان فشار را از جانب این گروه تحمل میکنند.
تلگراف در ادامه نوشت این یکی از دلایلی است که واکنش قاطع سر کییر استارمر، رهبر حزب کارگر بریتانیا به قتلعام حماس در هفتم اکتبر و حمایتش را از حق اسرائیل برای دفاع از خود، دارای اهمیت میکند.
اگر استارمر راه دیگری در پیش گرفته بود، حزب کارگر در دام اسلامگرایان گرفتار میشد.
تلگراف افزود صلح و امنیت داخلی باید بدون توجه به نظرات متفاوت یا بروز احساسات شدید در مورد سیاست خارجی، به ویژه در مورد مناقشه اسرائیل و فلسطین حفظ شود.
به گفته فریر، با توجه به میزان ترس ناشی از قتلعام حماس و حامیان آن، پلیس باید کسانی را که در تظاهرات حمایت از این گروه شبهنظامی شرکت دارند، دستگیر کند.
تلگراف تاکید کرد برای یهودیها یا غیر یهودیها و برای دموکراسی پارلمانی تاسفبار است که طرفداری از اسرائیل به یک خطر شغلی حتی مهلک تبدیل شده و دفاتر نمایندگان به قلعههای محافظت شده تبدیل شوند: «به تغییر تدریجی سیاست در سطوح بالاتر نگاه کنید. به نظر میرسد تمرکز بر صلح در سیاست، اغلب واقعیت خشن جنگ را نادیده میگیرد.»
دیوید کامرون، وزیر امور خارجه بریتانیا گفت این مسوولیت بریتانیا است که چشمانداز تشکیل کشور مستقل فلسطین را ترسیم و درباره به رسمیت شناختن آن فکر کند.
اظهارات او صرفا تکرار سیاست سنتی بریتانیا مبنی بر راهحل دو دولتی است اما کامرون دو نکته را به موضوع اضافه کرد: اول اینکه قتلعام حماس باید تشکیل دولت جدید مستقل را تسریع کند. مورد دیگر اشاره به این بود که به رسمیت شناختن چنین دولتی میتواند آیندهنگرانه باشد.
دولت جو بایدن نیز نظری مشابه دارد؛ حتی اگر در ظاهر و به صراحت کامرون این موضع را عنوان نکند. با این حال تلاش آمریکاییها نیز حمایت از راهحل دو کشوری است.
راهحل دو کشوری ممکن است در تئوری خوب به نظر برسد اما به چندین مورد بستگی دارد. یکی از موانع اصلی فقدان یک نهاد فلسطینی قابل اعتماد است که اسرائیل بتواند برای اطمینان از آسیب نرساندن به شهروندانش یا تصرف سرزمینش به آن تکیه کند.
به نظر میرسد کامرون که زمانی موضع سختی در مورد ارتباط بین تروریسم و سیاست خاورمیانه داشت، اکنون در حال ایدهآلسازی صلح است.
او حتی ممکن است قصد تقلید از آرتور بالفور، نخستوزیر سابق بریتانیا را داشته باشد که بعدها وزیر امور خارجه شد.
اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ حمایت خود را از ایجاد یک خانه ملی یهودی در فلسطین و در عین حال حمایت از حقوق جوامع غیریهودی ابراز کرد.
تلگراف در انتهای گزارش خود نوشت آیا کامرون خود را بهعنوان بالفور امروزی برای فلسطینیان تصور میکند؟ اگر چنین است، او باید به خاطر داشته باشد که بر خلاف مورد بالفور، دولتی که کامرون خواستار تشکیل آن است، مسوول آینده فلسطین نیست.
بیانیه کامرون، نه صلح، بلکه مماشات را به همراه خواهد داشت.
حدود چهار سال از آغاز همهگیری کووید-۱۹ میگذرد و در این مدت پژوهشهای متعددی به بررسی عوارض این بیماری پرداختهاند. نتایج یک مطالعه اخیر نشان میدهد ابتلای طولانیمدت به ویروس کرونا، میتواند خطر آسیب به اندامهای داخلی بدن را در پی داشته باشد.
نتایج تحقیقی که در ژورنال انجمن سلطنتی پزشکی منتشر شد نشان میدهد ۵۹ درصد از بیماران مبتلا به کووید طولانیمدت با گذشت یک سال پس از بروز علایم اولیه، دچار اختلال یکعضوی و ۲۹ درصدشان دچار اختلال چندعضوی شدهاند.
نویسنده ارشد این مطالعه، پروفسور آمیتاوا بنرجی از موسسه انفورماتیک سلامت دانشگاه کالج لندن (UCL) است.
نشریه میرور به نقل از او نوشت که تاثیر ابتلا به کووید-۱۹ روی کیفیت زندگی و مرخصیهای مورد نیاز نیروی کار، به ویژه در کارکنان بخش مراقبتهای بهداشتی و درمانی، نگرانی جدی برای افراد، سیستمهای بهداشتی و اقتصاد محسوب میشود.
پروفسور بنرجی افزود بسیاری از کارکنان سیستم خدمات بهداشتی و درمانی که در این مطالعه شرکت کردند هیچ نوع بیماری قبلیای نداشتند.
با این حال از ۱۷۲ شرکتکننده ۱۹ نفرشان همچنان در معاینات مجدد دارای علایم بیماری بودهاند که در مجموع به صورت میانگین ۱۸۰ روز مرخصی درخواست کرده بودند.
به گفته او، تحقیقات آینده نیاز به بررسی ارتباط بین علایم کووید و آسیب به اندامهای مختلف و نحوه عملکرد آنها در گروههای بزرگتری از افراد دارد.
با وجود اینکه موارد ابتلا به کووید کاهش زیادی داشته است اما دادههای اخیر نشان میدهند هنوز مشکلاتی در این زمینه وجود دارد.
مطالعه اخیر نشان داد کووید میتواند باعث آسیب خاموش به اندامها شود و این نگرانی را ایجاد کند که ویروس هنوز در حال تکامل است.
دکتر دانکن از بیمارستانهای نیوکاسل هشدار داد: «هر چه تعداد دفعات ابتلا به ویروس کرونا در فرد افزایش یابد، خطرات آسیبهای قلبی-عروقی، عصبی و غدد درونریز هم بیشتر میشود.»
دانکن افزود: «برخی از افراد ممکن است دچار آسیب اندامی خاموش شده باشند که هیچ علامت آشکاری نشان ندهد؛ به این معنی که آنها متوجه نمیشوند این اتفاق در حال رخ دادن است.»
او بررسی این موضوع را نیازمند تحقیقات بیشتری دانست و آن را بسیار نگران کننده توصیف کرد.
دادههای اخیر نشان میدهند تا دهم ژانویه ۲۰۲۴ (۲۰ دی ماه سال جاری) حدود ۲/۳ درصد از مردم انگلیس و اسکاتلند برابر با حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر به کووید مبتلا شدند.
این اطلاعات از نظرسنجی زمستانی صورت گرفته در مورد ابتلا به کووید که از سوی دفتر ملی آمار (ONS) و آژانس امنیت بهداشت بریتانیا انجام شده است بهدست آمده و اطلاعات مهمی در مورد نحوه انتشار ویروس ارائه میدهد.
کارشناسان هشدار میدهند با وجود کاهش تعداد مبتلایان نسبت به سالهای گذشته، ممکن است در آینده شاهد موجهای بیشتری از موارد ابتلا به کووید باشیم.
پروفسور استفن گریفین از دانشگاه لیدز در این خصوص به میرور گفت: «ما هنوز در هر سال شاهد موجهای متعدد کووید هستیم زیرا این ویروس هنوز با سرعتی باورنکردنی در حال تکامل است.»
او اشاره کرد که با توجه به ظاهر شدن سویههای جدید ویروس در نتیجه کاهش مصونیت واکسن، بریتانیا در مقابل همهگیری بهطور کامل مصون نیست. به این معنی که بریتانیا همچنان شاهد امواج جدیدی از کووید خواهد بود.
با وجود افزایش موارد ابتلا اما رشد مشابهی در پذیرش بیمارستانها وجود ندارد که عمدتا به لطف موفقیت برنامه واکسیناسیون است.
پویش واکسیناسیون بریتانیا در کاهش مرگ و میر ناشی از کووید بسیار تاثیرگذار بوده است؛ با اینکه برخی افراد هنوز در مورد دریافت واکسن مردد هستند.
دریافت واکسن به خصوص در گروههای خاص در پیشگیری از بیماریهای جدی و کاهش مرگ و میر بسیار موثر است.
میرور در پایان نوشت مبارزه با دیدگاههای ضد واکسن و حصول اطمینان از اینکه تعداد افراد بیشتری از واکسن استفاده کنند، از وظایف مقامات بهداشتی است.
رباتهایی که برای کمکرسانی در محیطهای خدمات درمانی و پزشکی طراحی شدهاند به تازگی در مراحل آزمایشی مورد استفاده قرار گرفتند و توانستند با موفقیت از این مراحل عبور کنند.
رابط رباتیک همیار (ARI)، یک پلتفرم رباتیک با کارایی بالاست که برای طیف گستردهای از حرکات و رفتارهای بیانی چند وجهی طراحی شده است که آن را به ربات اجتماعی ایدهآل و مناسبی برای تعامل با انسان بر مبنای ادراک، شناخت، جهتیابی و تعامل تبدیل میکند.
ایآرآی جدیدترین نسل از رباتهای انساننما با قابلیت اجرای تواناییهای اجتماعی است که میتواند به راحتی الگوریتمهای هوش مصنوعی را ادغام کند. این رباتها میتوانند با قدرت پردازش بالا، برنامههای بی حد و مرز هوش مصنوعی را برای پیشرفتهای خود پردازش کنند.
به گزارش اسکای نیوز، یکی از این رباتهای همیار، ربات اسپرینگ است که به بیماران خوشامد میگوید، در انجام کارهای معمولی کمک میکند و میتواند همزمان با چندین نفر به گفتوگو بپردازد.
رباتهای همیار، مدلهایی با توانایی پردازش مکالمات طبیعی و درک نیازهای بیماران هستند که به تازگی توانستند مراحل آزمایش در محیطهای مراقبتهای بهداشتی را با موفقیت پشت سر بگذارند.
اسکای نیوز نوشت واحدهای اسپرینگ که رباتهای همیار در بخش مراقبتهای بهداشتی-درمانی سالخوردگان هستند، در طول آزمایشهای اولیه در بیمارستان آیپیاچپی (APHP) پاریس در فرانسه، به بیماران خوشامد گفتند، به سوالات آنها پاسخ دادند و آنها را راهنمایی کردند.
این رباتها که به هوش مصنوعی مجهزند، میتوانند مکالمات چند نفر را به طور همزمان درک کنند.
محققان امیدوارند رباتهایی که میتوانند در انجام کارهای معمولی به انسان کمک کنند در آینده فشار کاری کارکنان محیطهای درمانی و نیز اضطراب بیماران را کاهش دهند.
پروفسور آن سوفی ریگو، رییس بخش بیمارستان آیپیاچپی گفت: «مراجعهکنندگان برای اطلاعات و همراهی این ربات در کمکرسانی به بیماران مبتلا به اختلالات شناختی ارزش قائلاند.»
او گفت: «بیماران ما از خدمات رباتیک و تکامل خدمات درمانی از این راه استقبال میکنند و وجود این رباتها را مسیری منطقی برای تکامل جامعه میدانند.»
پروفسور ریگو افزود: «ما بر این باوریم که ربات همیار به لطف تواناییاش در تعامل اجتماعی و راهنمایی، در آینده میتواند به عنصری ضروری در مراقبت از بیماران در محیطهای بیمارستانی تبدیل شود.»
در آزمایشهای اولیه نشان داده شد که این رباتها با انجام وظایف ساده اما تکراری، میزان تماس فیزیکی بالقوه بین پزشکان و بیماران را کاهش میدهند.
بازخوردهای اولیه نشان میدهند استفاده از رباتهای همیار اجتماعی ممکن است خطر ابتلا به عفونت را کاهش و بهرهوری پرستاران و پزشکان را افزایش دهد.
این مرحله آزمایشی از سوی کارکنان نشنال رباتاریوم مستقر در ادینبورگ انجام شد.
اولیور لمون، پروفسور هوش مصنوعی این مرکز گفت: «چنین پیشرفتهای سریعی در فنآوری، دنیایی از احتمالات مثبت را پیش روی بشر قرار میدهد.»
لمون افزود: «یکی از مهمترین کمکهای روباتیک و هوش مصنوعی، توانایی آن در حفظ منابع و کاهش حجم کار انسان است.»
اسکای نیوز یادآور شد چشمانداز همکاری روباتها با کارکنان بیمارستان برای بهبود تجربه بیماران اکنون به واقعیت نزدیکتر شده است.
وضعیت منطقه و بحرانهای خاورمیانه برای دو نامزد اصلی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبدیل به تهدید و فرصت شده است. در حالی که دولت جو بایدن با مجموعهای از مشکلات دست و پنجه نرم میکند، دونالد ترامپ در حال بهرهگیری از شرایط موجود برای به دست آوردن امتیازات سیاسی است.
واشینگتن پست در گزارشی به وخیمتر شدن بحران خاورمیانه پس از کشته شدن سه سرباز آمریکایی در حمله شبهنظامیان تحت حمایت جمهوری اسلامی به پایگاه ارتش آمریکا در مرز اردن و سوریه پرداخت و چالشهای پیش روی دولت بایدن در منطقه را بررسی کرد.
این نشریه در گزارش خود نوشت برخی جمهوریخواهان در آمریکا از کاخ سفید میخواهند تا اقدامات شدیدی از جمله حملات هدفمند را به داخل خاک ایران انجام دهد.
تمایل آشکار بایدن به تنظیم پاسخ و اجتناب از درگیری گستردهتر با رژیم ایران برای ترامپ بسیار مفید بوده است.
ترامپ در شبکههای اجتماعی با انتشار پستی نوشت: «این حمله وقیحانه به ایالات متحده پیامد وحشتناک و غمانگیز دیگری از ضعف و تسلیم جو بایدن است.»
او اضافه کرد زیر نظارت دولت او چنین اتفاقی رخ نمیداد. گرچه حملات به مواضع آمریکا در عراق و سوریه در زمان ریاستجمهوری ترامپ نیز صورت گرفته است.
به گزارش واشینگتن پست، در زمان ترامپ تنها پایگاه عینالاسد ۳۳ بار هدف حملات قرار گرفته بود.
پروژه دستیابی به صلح از طریق قدرت
ترامپ و تعدادی از همکاران جمهوریخواه او تصمیمات دولت بایدن را علت وجود هرج و مرج در منطقه میدانند و آن را در مقابل پروژه دستیابی به «صلح از طریق قدرت» قرار میدهند که رییسجمهوری سابق به دنبال ایجادش بود.
ترامپ در روند دیپلماتیک مخرب خود با تهران، توافق هستهای بین ایران و قدرتهای جهانی را زیر پا گذاشت، فهرستی از تحریمها را بر جمهوری اسلامی بازگرداند و قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران را در یک حمله پهپادی در سال ۲۰۲۰ ترور کرد.
در این میان سیاست ترامپ در قبال اسرائیل حمایت همهجانبه از بنیامین نتانیاهو و سیاستهای حزب راست اسرائیل بود.
او با به رسمیت شناختن اورشلیم بهعنوان پایتخت اسرائیل، تعطیل کردن کنسولگری ایالات متحده برای فلسطینیها و ایفای نقش میانجیگری در مذاکرات صلح میان اسرائیل و شماری از پادشاهیهای عربی منطقه، سعی در تنبیه کردن فلسطینیها و به حاشیه بردن خواستهای سیاسی آنها داشت.
تغییر سیاست فشار حداکثری ترامپ
پس از روی کار آمدن دولت بایدن، لفاظیهای اولیه در مورد بازگرداندن حقوق بشر به مرکز سیاست ایالات متحده خیلی زود از بین رفت.
کاخ سفید همکاری نزدیکتر با عربستان سعودی را دنبال و وضعیت موجود را با اسرائیل حفظ کرد و مشتاق بود روند توافقات عادیسازی دوران ترامپ ادامه داشته باشد.
تلاش بایدن برای تغییر سیاست «فشار حداکثری» ترامپ بر ایران که منجر به تسلط دولت تندرو و سازشناپذیرتر در تهران شده بود، هیچ پیشرفتی نداشت و جمهوری اسلامی از شفافسازی در مورد برنامه هستهای خود که در توافق برجام به آن متعهد شده بود، صرفنظر کرد.
برنامه هستهای
اوایل ماه میلادی جاری، رافائل گروسی، رییس آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت که برنامه هستهای ایران «در حال پیشرفت است».
گروسی گفت شکاف موجود باید به شیوه دیپلماتیک رفع شود تا از وخامت اوضاع که ممکن است به نقطه غیرقابل بازگشت برسد جلوگیری کند.
اکنون که کاخ سفید درصدد باز کردن جبهه جدید درگیری با ایران است، جایی برای دیپلماسی باقی نمیماند.
ژیل پاریس، مقالهنویس لوموند با اشاره به میراث ترامپ در منطقه نوشت: «ایران از پیگیری تلاشهای هستهای خود منصرف نشده است.»
پاریس افزود: «وعدههای آمریکا اعتبار خود را از دست دادهاند؛ موضوعی که تا حدی، ناتوانی دولت بایدن را در تعامل مجدد با تهران توضیح میدهد.»
او در ادامه نوشت: «همچنان پس از هفتم اکتبر، جمهوری اسلامی با ایستادگی محور مقاومت و تشدید همزمان تنشها از طریق حملات غیرمنتظره حوثیها در دریای سرخ، به داخل مرزهای خود رانده نشده است.»
در حال حاضر احتمال دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بسیار بیشتر از سال ۲۰۱۸ است. زمانی که ترامپ، برخلاف میل بسیاری از متحدان غربی واشینگتن از توافق برجام خارج شد.
فارین افرز در این خصوص نوشت: «ممکن است رهبران رژیم ایران دستیابی به تسلیحات هستهای را راهی مطمئن برای جلوگیری از حمله اسرائیل یا ایالات متحده بدانند و موقعیت کنونی را که رقبایشان درگیر جنگ غزه و اوکراین، رقابت با چین و انتخابات هستند، بهعنوان یک فرصت مناسب غنیمت بشمارند.»
راهحل دو دولتی
ترامپ جدیتر شدن خطرِ ایران هستهای را پیش کشید. او همچنین مشوق راست افراطی اسرائیل بود.
دیوید فریدمن، سفیر ترامپ در اسرائیل از مدافعان اصلی جنبش شهرکنشینان یهودی و مخالف آشکار «راهحل دو دولتی» است، در حالی که راهحل دو دولتی، دستور کار دولتهای دموکرات و جمهوریخواه آمریکا بوده است.
فریدمن و جمعی دیگر از مقامات دولت ترامپ، بنیامین نتانیاهو و متحدانش را برای از سرگیری شهرکسازی تشویق کردند، طوری که به نظر میرسید آماده الحاق غیرقانونی بخشهایی از کرانه باختری به اسرائیل هستند.
پس از حمله هفتم اکتبر حماس به جنوب اسرائیل و جنگ غزه، رهبران عرب و همچنین مقامات آمریکایی و اروپایی همگی از «راهحل دو کشوری» بهعنوان یک هدف ضروری برای ایجاد ثبات در منطقه صحبت میکنند اما ترامپ و متحدانش به بایدن به دلیل اتخاذ این سیاست و اعمال فشار بر دولت نتانیاهو حمله میکنند.
فریدمن در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی اسرائیل با اشاره به تصمیمات بایدن گفت: «او بهطور مداوم در مورد تحمیل راهحل دو کشوری صحبت میکند. فکر میکنم در حال حاضر او گوش شنوا ندارد.»
فریدمن از تلاشهای آشکار بایدن برای کم کردن شدت حمله اسرائیل به غزه انتقاد کرد. جنگی که طی چند ماه موجب کشته شدن بیش از ۲۶ هزار فلسطینی شده که تعداد زیادی از آنها کودکاند.
نتانیاهو ممکن است تلاش کند تا زمانی که ترامپ، دوست و همسفر سیاسیاش، بهطور بالقوه در انتخابات مجدد پیروز شود، به هدایت جنگ و افزایش خشم داخلی ادامه دهد.
او باور دارد بازگشت ترامپ میتواند به تحکیم موقعیتش و نیرو بخشیدن به متحدان راست افراطیاش کمک کند.
پایگاه ارتش آمریکا در اردن هشتم بهمن هدف حمله شبهنظامیان قرار گرفت و سه سرباز آمریکایی کشته شدند. جو بایدن برای دادن پاسخ مناسب به گروههای تحت حمایت جمهوری اسلامی تحت فشار فزاینده قرار داد. آیا این رویداد، همان نقطه بدون بازگشت است؟ آیا خاورمیانه در شرف انفجاری عظیم قرار دارد؟
حملات هفتم اکتبر حماس به اسرائیل سراسر خاورمیانه را در معرض بروز فاجعه قرار داد و پس از چهار ماه، حالا ممکن است درگیری مستقیمی بین ایالات متحده و رژیم ایران در شرف وقوع باشد اما چنین انفجار عظیمی از تنشها در خاورمیانه، نتایج فاجعهباری به دنبال خواهد داشت.
نشریه گاردین در واکنش به تحولات اخیر نوشت که خشونت از دریای سرخ گرفته تا عراق، سوریه و لبنان، طی چهار ماه گذشته به صورت اجتنابناپذیری در حال تشدید است. خشونتهایی که عمدتا از سوی شبهنظامیان طرفدار فلسطین و تحت حمایت جمهوری اسلامی اعمال میشود.
نقطه بدون بازگشت
روز هشتم بهمن گروهی از شبهنظامیان به پایگاه ارتش آمریکا در اردن حمله کردند که منجر به کشته شدن سه سرباز آمریکایی و زخمی شدن تعدادی دیگر شد. جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا، ساعاتی بعد ایران را مقصر اصلی این حمله معرفی کرد.
جمهوری اسلامی اصرار دارد نقشی در این حمله نداشته است اما این رژیم سابقهای طولانی در حمایت، آموزش و تسلیح نیروهای نیابتی شبهنظامی دارد؛ سیاستی که از سوی قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه پاسداران آغاز شد.
به همین دلیل تعداد کمی از سیاستمداران در واشینگتن، چنین ادعاهایی را باور میکنند.
هدف راهبردی جمهوری اسلامی در منطقه چیست؟
هدف راهبردی جمهوری اسلامی، بیرون راندن نیروهای آمریکایی از پایگاههایشان در عراق، سوریه و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و در نهایت پایان دادن به حضور ایالات متحده در منطقهای است که خود به دنبال تسلط بر آن است.
از سوی دیگر وحشت حملات هفتم اکتبر و واکنش نظامی اسرائیل با حمایت آمریکا، فرصتی استثنایی برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی فراهم کرده است.
دولت بایدن چه تصمیمی خواهدگرفت؟
هنوز مشخص نیست آیا حمله به پایگاه ارتش آمریکا در اردن، از سوی ایران بوده است یا خیر؟
به عبارت دیگر، این امکان وجود دارد که ایران یا متحدانش اشتباه محاسباتی کرده و سهوا آن گام سرنوشتساز و ترسناک را برداشته باشند.
گاردین افزود این نکته بسیار مهم است زیرا میتواند مقیاس و دامنه پاسخی را تعیین کند که بایدن قول آن را داده است.
اگر آمریکاییها به این نتیجه برسند که در مورد نتیجه و عاقبت حمله شبهنظامیان به پایگاه ارتش آمریکا در اردن خوششانس بودهاند، ممکن است حملات انتقامجویانه خود را به پایگاههایی که حمله از آنجا آغاز شده است، محدود کنند اما اگر با این فرض تصمیمگیری کنند که شبهنظامیان برای حمله به پایگاه ارتش آمریکا به اطلاعات قابل اتکایی دسترسی داشتهاند، پاسخ شدیدی در انتظار حملهکنندگان و به صورت بالقوه در انتظار داراییها و سرزمین ایران خواهد بود.
همانطور که هدایت جنگ غزه از سوی ائتلاف راست افراطی اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو نشان داده است، محاسبات سیاسی به اندازه الزامات نظامی در گرفتن این تصمیم نقش دارند.
عملکرد ضعیف بایدن در قبال جمهوری اسلامی
همانطور که دونالد ترامپ، رقیب احتمالی بایدن در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ادعا میکند، بایدن در پاسخ به حملات قبلی به پایگاهها و مواضع آمریکا در خاورمیانه ضعیف عمل کرده است.
دولت بایدن در گفتوگوهای مرتبط با مسایل هستهای و مبادله زندانیان، تلاش کرد جمهوری اسلامی را راضی نگه دارد.
گاردین پیشبینی کرد در آستانه نبرد انتخاباتی، بایدن با شرایط حال حاضر شکست میخورد زیرا ممکن است نتواند در برابر فشارها مقاومت کند.
بر اساس استدلال مشاوران بایدن، جمهوری اسلامی با وجود لفاظیهای خصمانهاش به دنبال جنگ با ایالات متحده نیست چون آنها میدانند چنین جنگی برایشان گران تمام میشود.
بر پایه گزارش گاردین، بعد از حملات هفتم اکتبر، نتانیاهو و راست افراطی در اسرائیل از برخی جهات به تهران در رسیدن به اهدافش، شوراندن دولتهای عربی میانهرو و افکار عمومی علیه آمریکا و در عین حال خجالتزده کردن متحدان اروپایی مانند بریتانیا، کمک میکنند.
پس از هفتم اکتبر، بایدن در ارائه حمایت بیقید و شرط ایالات متحده به اسرائیل اشتباه محاسباتی کرد.
او در ملاءعام به نتانیاهو اختیار تام داد.
حالا هم ممکن است بایدن دوباره اشتباه کند اما این بار با پیامدهای وحشتناکتری مواجه خواهد شد.
برخورد نظامی مستقیم آمریکا با جمهوری اسلامی، همان فاجعه عظیم خواهد بود. چنین برخوردی، درگیری غزه را طولانیتر میکند و تقریبا بهطور قطع باعث حمله همهجانبه حزبالله به اسرائیل خواهد شد.
از سوی دیگر این برخورد میتواند درگیریهای محلی در عراق و سوریه را به جهنمی سوزان تبدیل و رژیمهای مصر، اردن و حاشیه خلیج فارس را که با غرب تعامل دارند، بیثبات کند.
دو دستگی در دموکراسیهای غربی
رویارویی غیرقابل پیشبینی ایالات متحده و جمهوری اسلامی ممکن است موجب ایجاد دو دستگی در دموکراسیهای غربی شود.
به احتمال زیاد در چنین شرایطی لندن از واشینگتن حمایت خواهد کرد و کشورهایی مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا ممکن است برقراری ارتباط دیپلماتیک با تهران را در اولویت قرار دهند.
چین، روسیه و اسرائیل
در چنین اوضاع و احوالی از یک سو چین فرصت مناسبی برای پیشبرد جاهطلبیهای ژئوپلیتیک و ضد دموکراتیکش پیدا میکند و از سوی دیگر روسیه در تجاوز نظامی به خاک اوکراین پیش خواهد رفت.
فراتر از همه اینها، این رویارویی هدیهای برای نتانیاهو خواهد بود که مدتهاست خواستار اقدام نظامی تنبیهی علیه جمهوری اسلامی است.
گاردین نوشت حمله به ایران، اهداف دوگانه اساسی یعنی حفاظت از امنیت غرب و تغییر رفتار آخوندها را تامین نمیکند: «در حقیقت چنین تصمیمی، نتیجه معکوس به دنبال خواهد داشت.»
راهحل دو کشوری
به گفته گاردین، اقدام ایمنتر و عاقلانهتر آن است که بایدن بدون تاخیر خواستار توقف بمباران غزه از سوی اسرائیل شود.
او باید آتشبسی را به اجرا بگذارد که شرایط لازم را برای خروج گروگانهای اسرائیلی از غزه و آزادی آنها فراهم کند.
همچنین ضرورت دارد بایدن به سوی یک اقدام معتبر بینالمللی برای انجام راهحل دو کشوری برود.