محمود علوی، وزیر سابق اطلاعات: راهبرد ما این بود که عناصر ضدامنیتی را زنده وارد کشور کنیم
محمود علوی، وزیر سابق اطلاعات جمهوری اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا درباره دوره وزارت خود گفت: «راهبرد ما این بود که عناصر ضدامنیتی را تا جایی که ممکن است با ترفندهای پیچیده اطلاعاتی، زنده وارد کشور کنیم.» او از حبیب اسیود و جمشید شارمهد به عنوان نمونه این افراد نام برد.
علوی گفت که جنبش «الاحوازیه»، از گروههای مخالف جمهوری اسلامی، «سه ضلع داشت». او از حبیب چعب، حبیب نبگان و احمد ملاویسی به عنوان سه رهبر این جنبش نام برد.
علوی بدون آن که صریحا مسئولیت کشته شدن ملاویسی را برعهده جمهوری اسلامی بداند، افزود که ملاویسی در هلند کشته شد.
او افزود: «حبیب نبگان به جرم جاسوسی برای عربستان سعودی علیه ایران در دانمارک به زندان رفت و حبیب چعب با ترفندهای پیچیده اطلاعاتی به صورت زنده وارد ایران شد.»
چهار سال پیش، دانمارک اعلام کرد که سه عضو این گروه را به اتهام جاسوسی برای عربستان سعودی بازداشت و تفهیم اتهام کرده است.
در آن زمان گزارش شد که فرد چهارم در شهر دلفت هلند و به اتهام طراحی یک یا چند مورد حمله مسلحانه در ایران بازداشت شده است.
جمهوری اسلامی میگوید این جنبش مسئول حمله مسلحانه به رژه نیروهای مسلح در ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ است که در جریان آن حداقل ۲۵ نفر کشته شدند. اما این گروه خشونت را محکوم کرده و میگوید در این حمله نقشی نداشته است.
خبرگزاری قوه قضاییه اردیبهشت امسال از اجرای حکم اعدام حبیب اسیود، زندانی سیاسی دوتابعیتی ایرانی-سوئدی و رهبر پیشین این جنبش، به اتهام «افساد فیالارض» خبر داد.
اسیود در دوران بازجویی و بازپرسی از دسترسی به وکیل و سایر حقوق یک متهم، مندرج در قانون آیین دادرسی کیفری و اسناد بینالمللی حقوق بشر، محروم بود.
پس از تایید حکم اعدام اسیود، وزیر خارجه سوئد، در بیانیهای اعلام کرد که سفارت این کشور به طور مستمر با مقامهای ایران در مورد وضعیت حبیب فرجالله چعب (اسیود) در تماس بوده و بارها درخواست اجازه ملاقات و حضور نمایندگان سفارت در دادگاه او را کرده است.
او افزود: «اعدام یک مجازات غیرانسانی و غیرقابل بازگشت است و این کشور استفاده از آن را در هر شرایطی محکوم میکند.»
اسیود در آبان سال ۱۳۹۹ از سوی سرویس امنیتی جمهوری اسلامی در استانبول ترکیه ربوده و به ایران انتقال داده شد.
در زمان زندانی بودن او، سازمانهای حقوق بشری تاکید کردند که برخلاف ماده پنج قانون آیین دادرسی کیفری درباره اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون، او از این حقوق محروم بود.
همچنین در دادگاههای جمهوری اسلامی در حالی به اعترافات متهمان سیاسی استناد میشود که این اعترافگیریها توام با ارعاب و تهدید، ناقض ماده پنج اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده هفت میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و مصداق بارز شکنجه است.
اجرای حکم اعدام اسیود در حالی صورت گرفته که روابط ایران و سوئد به دلیل اجرای حکم حبس ابد حمید نوری، از مقامهای پیشین دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، در سوئد به دلیل دست داشتن در اعدام دستهجمعی زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ تیره شده است.
جمهوری اسلامی حکم حمید نوری را «بیاساس، تحریفشده و ساختگی» خوانده و آن را رد کرده است.
علوی همچنین در گفتوگوی خود به دیگر شهروندانی که در خارج از کشور توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده شدند اشاره کرد.
او گفت: «یکی دیگر از کسانی که با ترفندهای پیچیده اطلاعاتی وارد ایران شد، جمشید شارمهد بود که البته خودش تصور میکرد به پاکستان میرود.»
علوی افزود: «وقتی چشمانش را در وسط شهر چابهار باز کرد تازه فهمید که رو دست خورده است؛ بچهها هم به او گفتند آقای شارمهد به جمهوری اسلامی خوش آمدید.»
شارمهد شهروند آلمانی-ایرانی ۶۷ ساله ساکن آمریکا، در مرداد ماه سال ۹۹ در سفری که از آلمان به هند داشت پس از یک توقف سه روزه در دبی از سوی ماموران جمهوری اسلامی ربوده و به ایران منتقل شد.
رسانههای ایران در بهمن همان سال از برگزاری نخستین جلسه دادگاه شارمهد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران خبر دادند.
او در این دادگاه به «بمبگذاری در حسینیه سیدالشهدای شیراز و قصد انفجار سد سیوند شیراز» و همچنین «افساد فی الارض از طریق طراحی و هدایت اقدامات تروریستی و بمبگذاری» متهم شد که همان زمان، طبق قوانین جمهوری اسلامی مشخص بود احتمالا با مجازات اعدام روبهرو خواهد شد.
اسفند سال گذشته، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد دادگاه انقلاب تهران جمشید شارمهد، را به اتهام «افساد فیالارض» به اعدام محکوم کرد.
قاضی صلواتی که این حکم را صادر کرد معروف به «قاضی مرگ» است که پیشتر حکم اعدام روحالله زم، روزنامهنگار مخالف جمهوری اسلامی را صادر کرده است.
زم نیز پس از ربوده شدن در عراق و انتقال به ایران، محاکمه و در نهایت اعدام شد.
در مرداد سال گذشته نیز، یک مرد مسلح ۲۳ ساله در محله بروکلین نیویورک مقابل منزل مسیح علینژاد، روزنامهنگار ایرانی، بازداشت شد.
دستگیری این فرد در حالی بود که پیشتر کشف توطئه ربایش و انتقال مسیح علینژاد موجی از واکنشها را برانگیخته بود.
جمهوری اسلامی علاوه بر سرکوب مخالفان و ربودن برخی از فعالان سیاسی و روزنامهنگاران در خارج از کشور، با بازداشت اتباع خارجی یا دوتابعیتی به عنوان «گروگان» در تلاش برای تحمیل خواستههای خود به کشورهای غربی بوده است.
کانون نویسندگان ایران در بیانیهای در آستانه دومین سالگرد قتل حکومتی بکتاش آبتین، شاعر و مستندساز، اعلام کرد که ۱۸ دی در گورستان «امامزاده عبدالله شهرری» مزار او را گلباران میکنیم. آبتین ۱۸ دی ۱۴۰۰ در پی کوتاهی مقامهای زندان در درمان و انتقال دیرهنگام به بیمارستان جان باخت.
کانون نویسندگان ایران در بیانیه خود با گرامیداشت یاد بکتاش آبتین، او را آزادیخواه و آزاداندیش و کسی که در برابر سرکوب و ستم، سکوت و مصالحه نمیشناخت، توصیف کرد.
در این بیانیه آمده که بکتاش آبتین «کانون نویسندگان ایران را پرچمدار آزادیخواهی میدانست و عضو پایدار کانون بود. مبارزه را فضیلت میشناخت و از همین رو ایستاد و جان بر سر آرمانهای خود نهاد.»
به گفته نویسندگان صادرکننده این بیانیه، «گرامیداشت یاد آبتین، پاسداشت پایداری و ایستادگی است، پاسداشت آنان که چشم بر آزادیکشی نمیبندند و جانشان را نیز در راه تحقق آزادی دریغ نمیکنند.»
این تشکل صنفی در بخش دیگری از بیانیه خود تاکید کرده «اکنون که حکومت به ضرب و زور، گرد یاس میپراکند و سایه سنگین خفقان را بر سر و سامان مردم میگستراند و صدای دادخواهان را خفه میکند تا مگر دادخواهی به محاق رود، کانون نویسندگان ایران یاد بکتاش را به یاد همه ستمکشتگان راه آزادی، همچون محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و ... گره میزند.»
کانون نویسندگان ایران اضافه کرد که «به بانگ بلند اعلام میکند که دادخواه جان جوان پرپر شده آبتین است و تا روشن شدن تمامی ابعاد این جنایت و محاکمه عاملان و مقصران آن از پا نمینشیند.»
این تشکل صنفی، مخاطبان بیانیه خود را به پیام بکتاش آبتین، پیش از رفتن به زندان ارجاع داده که گفته بود: «امروز به اندازه کافی شاعر خوب، فیلمساز خوب، هنرمند خوب داریم. چیزی که کم داریم این است که یک سری آدم بایستند و مبارزه کنند.»
بکتاش آبتین از اعضای هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، پنجم مهرماه ۱۳۹۹ در اوج شیوع کرونا از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی برای تحمل شش سال حبس احضار و به زندان اوین منتقل شد.
اتهام آبتین در حکم دادگاه انقلاب «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» و مصادیق این اتهامها «انتشار نشریه داخلی کانون، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچه کانون و صدور بیانیهها و حضور در مراسم سالگرد محمدجعفر پوینده، محمد مختاری و احمد شاملو» عنوان شد.
او مدتی بعد در زندان اوین به کرونا مبتلا شد و در ۱۸ دیماه ۱۴۰۰ در پی کوتاهی مقامهای زندان در درمان و انتقال دیرهنگام به بیمارستان جان باخت.
تصویر این عضو کانون نویسندگان ایران روی تخت بیمارستان با لباس راهراه زندان و پاهایی که با زنجیر بسته شده بود، واکنشهای بسیاری به دنبال داشت و محمد رسولاف، فیلمساز ایرانی در توضیح آن نوشت: «شاعر را با پابند زمخت فلزی به تخت بیمارستان بستهاند.»
چندین سازمان حقوق بشری با اشاره به عدم رسیدگی پزشکی به آبتین در زندان، جمهوری اسلامی را مسئول جان باختن این شاعر معرفی کردند و مرگ او را قتل حکومتی نامیدند.
بکتاش آبتین روی تخت بیمارستان با لباس زندان و پاهای بسته به زنجیر
سعید کریمی، معاون وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران، به خبرگزاری ایلنا گفت در شش ماه نخست سال جاری، دو هزار و ۶۰۰ مرکز زیبایی «غیرمجاز» را پلمب کردهاند.
کریمی افزود این مراکز به دادسرا و دادگاه معرفی شدهاند اما «ضعف بزرگ قانون» در مواجهه با این افراد که به گفته او در امور پزشکی مداخله میکنند این است که آنها حداکثر پنج میلیون تومان جریمه و سپس رها میشوند.
به گفته او، همین ضعف قانونی باعث شده بسیاری از متخلفان پس از رهایی، دوباره کارشان را تکرار کنند.
معاون درمان وزارت بهداشت ایران یادآوری کرد که مجازات حبس برای این «تخلف» در سال ۷۹ از قانون حذف شد، اما این وزارتخانه لایحهای به کمیسیونهای دولت فرستاده که در این زمینه بازنگری میکند.
حسین امیرلی، جانشین رییس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات فراجا روز ۲۰ آبان از برخورد پلیس با حسابهای کاربری خبر داده بود که «تبلیغ جراحیهای پیکرتراشی و زیبایی» انجام میدادند و اعلام کرد در این زمینه بیش از ۸۴ نفر بازداشت شدهاند.
به گفته او پلیس فتا ۱۲۵ صفحه اینستاگرامی را با بیش از ۱۱ میلیون نفر دنبالکننده شناسایی کرد و پرونده آنها در فرایند رسیدگی قرار داد.
همان زمان گزارشهایی درباره مرگ سه زن در سه مرکز درمانی تهران حین عمل جراحی زیبایی منتشر شد.
یکی از این سه زن برای انجام عمل پیکرتراشی و ساکشن (تخلیه چربیهای اضافه بدن) تحت جراحی قرار گرفته بود.
با اینحال، پلیس فتا علت برخود با صفحات اینستاگرامی پیکرتراشی را نه مرگ این سه زن یا دیگر قربانیان، که «انتشار تصاویر بیماران بدون اجازه آنان» اعلام کرده بود.
پیش از این هم برخی متخصصان و فعالان جامعه پزشکی درباره فعالیت مراکز و کلینیکهای غیر رسمی و غیر مجاز و پیامدهای جراحیهای آنها هشدار داده بودند.
اوایل مهر امسال ابراهیم رزم پا، عضو هیاتمدیره انجمن راینولوژی گفته بود در این مراکز پزشک فقط مهر خود را میزند، اما عمل جراحی زیبایی به دست افراد غیر پزشک و تکنسینها انجام میشود.
علیرضا صابری، دبیر انجمن علمی جراحان پلاستیک و زیبایی ایران، نیز در اظهارنظری مشابه گفته بود پزشکان غیرمتخصص وارد حیطه عمل زیبایی شدهاند و به همین دلیل، ریسک و عوارض چنین جراحیهایی در ایران بالا رفته است.
موج تازه مسمومیتهای ناشی از مصرف الکل تقلبی در ایران این بار جان دستکم هفت نفر را در شهرستان ماکو واقع در استان آذربایجان غربی گرفت. روزنامه اعتماد روز شنبه ۱۶ دی در گزارشی نوشت علاوه بر کشتهشدگان، یکی از مصرفکنندگان این مشروبات نیز دچار مشکل بینایی شده است.
گزارشهای اولیه درباره تلفات الکل تقلبی روز ۱۳ دی منتشر شد و صابر جعفری، دادستان ماکو از مرگ سه نفر و مسموميت بيش از ۲۰ نفر خبر داد.
اعتماد روز شنبه به نقل از یک منبع آگاه، از افزایش تعداد کشتهشدگان خبر داد و نوشت یکی از قربانیان، پسری ۲۳ ساله بود که وقتی پدرش خبر مرگ او را شنید، خودش هم سکته کرد و جان باخت.
این منبع آگاه افزود هیچ کدام از مسمومشدگان در جشن یا مهمانی شرکت نداشتند و به صورت جداگانه دچار مسمومیت ناشی از مصرف مشروبات الکلی تقلبی شدند.
مسمومشدگان این نوشیدنیهای الکلی را از فروشندگانی که مشروب دستساز تهیه میکنند، خریده بودند.
پیشتر دادستان ماکو از دستگیری چهار نفر خبر داد که احتمالا از فروشندگان این نوشیدنیها بودند.
اواخر خرداد و اوایل تیر امسال دهها شهروند در استانهای تهران، البرز، مازندران، هرمزگان و قزوین به دلیل مصرف آنچه حکومت «مشروبات تقلبی» یا الکل صنعتی میخواند، مسموم شدند و جان خود را از دست دادند.
همان زمان مهدی فروزش، مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران از افزایش آمار «مرگهای ناشی از مسمومیت با الکل» خبر داد و گفت در فروردین و اردیبهشت امسال، ٢۶ نفر در پایتخت به این دلیل جان خود را از دست دادهاند.
به گفته او، از میان این افراد ٢٢ نفرشان در پی مصرف متانول (الکل صنعتی و غیر خوراکی) و چهار تن دیگر به دنبال مصرف اتانول جان خود را از دست دادهاند.
گزارشها نشان میدهند عمده قربانیان در شهرهای ایران، در گروه سنی ۲۰ تا ۴۰ سال قرار دارند.
اعتماد روز شنبه در گزارش خود بر اساس اخبار رسمی نوشت که از تابستان سال جاری تا کنون دستکم ۴۴ نفر بر اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی جان خود را از دست دادهاند.
این روزنامه با استناد به دادههای یک مقاله پژوهشی تاکید کرد سن و جنسیت مصرفکنندگان با هم رابطه معناداری دارند و مولفههایی چون سابقه مصرف، تحصیلات، شغل و ...، بر مسمومیت و مرگ ناشی از مصرف الکل تقلبی موثر است.
طبق نتایج به دست آمده، فراوانی نسبی مصرف الکل در میان افراد ۱۸ تا ۳۰ ساله سه برابر بیشتر از افراد بالای ۳۰ سال است.
بیش از ۸۵ درصد مسمومان مرد هستند و «اختلالات استفاده از الکل» نیز بهطور قابل توجهی در آنان بیشتر از زنان شایع است که به نظر میرسد به دلیل سهولت دسترسی آنان به این نوشیدنیها باشد.
بیش از ۴۰ درصد مسمومان به دلیل شادی و سرخوشی از مشروبات الکلی استفاده میکنند.
بیش از ۸۰ درصد مسمومان الکل، دلیل مصرفشان را بیکاری و نداشتن سرگرمی عنوان میکنند.
بر اساس این پژوهش، بیش از ۸۰ درصد مسمومان، الکل مصرفی خود را از دستفروشان خریداری میکنند.
این مقاله تاکید دارد فروشندگان با استفاده از هیپوکلرید سدیم و بیرنگ کردن الکلهای صنعتی که یک جزو اصلی آن متانول است و فروش آن به عنوان اتانول، در اپیدمی مسمومیت با متانول نقش دارند.
مسمومیت، از دست رفتن بینایی، از کار افتادن کلیهها و مرگ، هر سال جان صدها شهروند ایرانی را به دلیل عدم دسترسی به نوشیدنی الکلی استاندارد تهدید میکند.
در ایران فروش و مصرف نوشیدنیهای الکلی غیرقانونی است. دستگاه قضایی میتواند مصرفکننده را در بار نخست بازداشت به ۸۰ ضربه شلاق و در صورت تکرار چند باره «حد»، به «اعدام» محکوم کند.
سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۸ ایران را در رتبه نهم مصرف مشروبات الکلی قرار داد.
بر اساس گزارش این سازمان، هر فرد الکلی در ایران، سالانه ۲۵ لیتر الکل مینوشد.
دو روز پس از آن که سخنگوی شورای نگهبان از نهایی شدن فهرست نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی خبر داد، رسانهها در ایران اسامی برخی رد صلاحیت شدگان این انتخابات را منتشر کردند.
خبرگزاری ایسنا روز شنبه ۱۶ دی در گزارشی نوشت اسامی ۲۶ نماینده کنونی مجلس که رد صلاحیت شدهاند، به این شرح است: مهدی عیسیزاده، نماینده میاندوآب، جلال محمودزاده، نماینده مهاباد، علی موسوی، نماینده ملکان، احمد علیرضابیگی، نماینده تبریز، سیدکاظم موسوی، نماینده اردبیل، سید غنی نظری، نماینده خلخال و کوثر، جلیل رحیمی جهانآبادی، نماینده تربتجام و تایباد، احسان ارکانی، نماینده نیشابور، علی جدی، نماینده شیروان، مجتبی محفوظی، نماینده مردم آبادان، لفته احمدنژاد، نماینده خرمشهر، قاسم مساعدی، نماینده دشتآزادگان و هویزه، کمال علیپور، نماینده قائمشهر، سوادکوه و جویبار، احمد دنیامالی، نماینده بندر انزلی، رضا حاجیپور، نماینده آمل، شهریار حیدری، نماینده قصرشیرین و سرپلذهاب، محسن فتحی، نماینده سنندج و دیواندره، سیدمهدی فرشادان، نماینده سنندج و دیواندره، معینالدین سعیدی، نماینده چابهار، کنارک و قصرقند، اسماعیل حسینزهی، نماینده خاش و میرجاوه، جلال رشیدی کوچی، نماینده مرودشت و ارسنجان، مجید انصاری، نماینده نورآباد ممسنی و رستم، رجب رحمانی، نماینده تاکستان، محمد خدابخشی، نماینده الیگودرز، محمود احمدیبیغش، نماینده شازند و اسفندیار اختیاری، نماینده اقلیت زرتشتیان.
این خبرگزاری اضافه کرد مصطفی میرسلیم، رضا تقوی و الیاس نادران، دیگر نمایندگان کنونی مجلس در این انتخابات ثبتنام نکردهاند.
بر اساس این گزارش، فعالان سیاسی و مقامات پیشین بسیاری نیز رد صلاحیت شدهاند که از این میان رد صلاحیت محمود علوی، وزیر اطلاعات پیشین و حشمتالله فلاحتپیشه، نماینده سابق مجلس، توجه رسانهها را به خود جلب کرده است.
خبرگزاری فارس نیز نوشت فریدون همتی، استاندار سابق هرمزگان و قزوین در دولت حسن روحانی، تایید صلاحیت نشده است.
هنوز از دلایل رد صلاحیت چهرههای معروف و به ویژه نمایندگان کنونی مجلس خبری منتشر نشده اما رسانههای ایران پیشتر نوشته بودند نمایندگانی که رد صلاحیت شده بودند از برخی طرحها و لوایح مانند «طرح صیانت» انتقاد کردهاند.
رد صلاحیت داوطلبان انتخابات منحصر به انتخابات مجلس نمیشود و محدودیتها در این زمینه در انتخابات ریاست جمهوری، خبرگان رهبری و شوراهای شهر نیز وجود دارد.
رد صلاحیت حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی از جنجالیترین رد صلاحیتها در انتخابات خبرگان بوده.
چند سال پیش نیز سپنتا نیکنام، عضو پیشین شورای شهر یزد گفته بود به عنوان یک فرد زرتشتی، به خاطر «عدم التزام به اسلام در انتخابات شورای شهر» رد صلاحیت شده است.
در سال ۱۴۰۰، علی لاریجانی در نامهای به شورای نگهبان دلایل این شورا را در رد صلاحیت خود برای انتخابات ریاست جمهوری «نادرست و نوعی بهانهگیری سطح پایین» خواند.
پیشتر محمود صادقی، نماینده سابق مجلس که او نیز برای انتخابات پیشین مجلس رد صلاحیت شد، گفت: «اگر قرار باشد مسببان وضع موجود شناسایی شوند، بیتردید شورای نگهبان در رده اول است.»
همزمان مرتضی آقا تهرانی، نماینده مجلس، به افراد رد صلاحیت شده گفت که آنان باید بروند خود را «اصلاح» کنند.
او در جریان انتخابات پیشین مجلس افزود: «نباید مردم را بترسانیم. برای اینکه نظام زیر سوال برود، اینها راهش نیست. نظام به شما چنین اجازهای نمیدهد. کمی تحملتان میکنند بعد هم جمعتان میکنند.»
قرار است انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی اواخر سال جاری برگزار شود.
با فراخوان انجمن خانوادههای جانباختگان هواپیمای اوکراینی و گروههای مستقل، مراسم چهارمین سالگرد سرنگون کردن پرواز پیاس۷۵۲ با موشکهای سپاه پاسداران، روزهای یکشنبه ۱۷ دی و دوشنبه ۱۸ دی در شهرهای مختلف جهان با شعار «مرا یاد آر» برگزار خواهد شد.
در اطلاعیه انجمن خانوادههای قربانیان پرواز پیاس۷۵۲ آمده که در روزهای یکشنبه و دوشنبه بر مزار جانباختگان شاخهگلی خواهیم گذاشت و به یاد هزاران قربانی سالهای گذشته در ایران شمعی روشن خواهیم کرد.
بنا بر اطلاعیه این انجمن، در تورنتو این برنامه ساعت ۱۴ از آرامگاه دارالسلام و مزار علیعسگر دیرانی (از جانباختگان کانادایی پرواز) آغاز میشود و پس از حضور حاضران بر مزار دیگر جانباختگان پرواز در آرامگاههای دیگر، به درخت یادبود ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی، در نزدیکی میدان مللستمن ختم خواهد شد.
انجمن خانوادههای قربانیان پرواز در این باره نوشت: «در هر شهری مزاری هست. در ایران و در جای جای دنیا. جمهوری اسلامی تا توانسته جان انسانهای بیگناه را گرفته است و مزار قربانیان جنایات این دیکتاتوری فاسد و ویرانگر در سراسر دنیا پراکنده است.»
در اطلاعیههای این انجمن برای معرفی شهرهایی که مراسم سالگرد جانباختگان در آنها برگزار میشود از عنوان «مرا یاد آر» استفاده شده است.
حامد اسماعیلیون، عضو هیات مدیره انجمن خانوادههای جانباختگان پرواز اوکراینی در شبکه اجتماعی ایکس با بازنشر فراخوانهای این انجمن نوشت: «من هم شمعی روشن خواهم کرد.»
کوروش دوستشناس، سخنگوی انجمن دادخواهان پرواز پیاس۷۵۲، روز جمعه ۱۵ دی ماه در گفتوگو با ایراناینترنشنال از آخرین تلاشهای قضایی این انجمن برای رسیدگی به پرونده سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران گفت.
ادمنتون، کبک، ونکوور، ویندزور، اتاوا و مونترال در کانادا، واشینگتن، نیویورک، سانفرانسیسکو، سیاتل، باتونروژ، شیکاگو و مینیاپولیس در آمریکا، آمستردام در هلند، برگن در نروژ، برلین، نورمبرگ، ینا، مونیخ و ماینز در آلمان، وین در اتریش، ولینگتون و کرایستچرچ در نیوزیلند، رم، فلورانس، تورین و میلان در ایتالیا، پاریس و گرنوبل در فرانسه، لندن در انگلستان و سیدنی در استرالیا، از جمله شهرهایی هستند که مراسم چهارمین سالگرد جانباختگان پرواز پیاس۷۵۲ که با موشکهای سپاه کشته شدند، در آنها برگزار میشود.
پرواز مسافربری شماره ۷۵۲ هواپیمایی بینالمللی اوکراین، از مبدا تهران به مقصد کییف، روز ۱۸ دی ۱۳۹۸ هدف شلیک پدافند هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت و تمامی سرنشینان آن جان باختند.
فاجعه هواپیمای اوکراینی که منجر به کشته شدن ۱۷۶ نفر و یک جنین شد، نمونهای روشن از انتشار دروغ و جعل اخبار در جمهوری اسلامی است.
یک گزارش ایراناینترنشنال نشان میدهد از لحظه سرنگون شدن این هواپیما تا سه روز بعد که مقامهای جمهوری اسلامی مجبور به پاسخگویی شدند، مسوولان حکومت با همراهی تیم رسانهای در رسانهها و شبکههای مجازی، واقعیت را انکار و حقیقت را مسخره میکردند.