آن کارسون، شاعر و نویسنده کانادایی، برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۶ شد

آکادمی سوئد روز پنجشنبه هشتم اکتبر در مراسمی در استکهلم اعلام کرد که آن کارسون، نویسنده کانادایی، برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۶ شده است.

آکادمی سوئد روز پنجشنبه هشتم اکتبر در مراسمی در استکهلم اعلام کرد که آن کارسون، نویسنده کانادایی، برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۲۶ شده است.
اینگرید کارلبرگ، دبیر دائمی آکادمی سوئد، درباره اهدای این جایزه به کارسون گفت: «به پاس آثار جسورانه و سرشار از ابتکار او که در گفتوگویی بازیگوشانه با سنت کلاسیک، شکلهای تازهای برای ادبیات معاصر آفریده است.»
دبیر دائمی آکادمی سوئد همچنین گفت که تنها چند دقیقه پیش از اعلام رسمی جایزه، تلفنی با آن کارسون صحبت کرده است.
به گفته کارلبرگ، این نویسنده کانادایی از دریافت خبر انتخابش بهعنوان برنده نوبل ادبیات غافلگیر و خوشحال شده بود.
به گفته کارلبرگ، این نویسنده کانادایی از دریافت خبر انتخابش بهعنوان برنده نوبل ادبیات غافلگیر و خوشحال شده بود.






یک عضو یگان تکاوری پلیس در حمله افراد مسلح در منطقه نصرتآباد زاهدان کشته شد. همچنین حمله به خودروی حامل کارکنان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در مسیر نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان یک کشته بر جای گذاشت.
وبسایت حالوش پنجشنبه ۱۶ مهر از حمله افراد مسلح به خودروی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی در منطقه نصرتآباد زاهدان خبر داد.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، نوشت: «افراد مسلح خودروی نیروهای یگان تکاوری را هدف قرار دادند که در جریان آن خودرو متوقف شد و سرنشینان آن دچار تلفات شدند.»
در سوی دیگر، رسانههای حکومتی، از جمله خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، این حمله را «تروریستی» خواندند و به نقل از پلیس سیستان و بلوچستان گزارش دادند ستوانسوم وحید عنایت، عضو یگان تکاوری، در جریان آن جان باخته است.
پلیس استان نام نیروی انتظامی کشته شده را وحید عنایت اعلام کرد و از «شناسایی مهاجمان» و ادامه عملیات برای بازداشت آنها خبر داد.
جمشید رخشانینسب، فرماندار زاهدان، در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا، این حمله را به «اشرار» نسبت داد و گفت مهاجمان هنگام گشتزنی نیروهای یگان تکاوری در منطقه نصرتآباد به سوی آنان تیراندازی کردند.
او افزود: «این حمله به سرعت با واکنش متقابل نیروهای پلیس مواجه شد.»
تاکنون هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته و مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی نیز هویت مهاجمان را اعلام نکردهاند.
سیستان و بلوچستان در هفتههای اخیر شاهد درگیریهای متعددی میان افراد مسلح و نیروهای جمهوری اسلامی، از جمله نیروهای فاطمیون، بوده است.
بر اساس گزارشها، دستکم پنج عضو فاطمیون ۱۰ مهر در حمله افراد مسلح در منطقه رودماهی زاهدان کشته شدند.
لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد الشعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب انقلاب ملی ایرانیان ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران، به کشتار معترضان پرداخت.
حمله به کارکنان نیروی زمینی ارتش
روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای اعلام کرد افراد مسلح به خودروی حامل کارکنان این لشکر در استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
در این بیانیه آمده است: «مینیبوس حامل کارکنان لشکر مستقر در سواحل مکران که برای تعویض شیفت در مسیر بودند، هدف حمله مسلحانه قرار گرفت.»
به گفته روابط عمومی لشکر ۸۸ زرهی، در این حمله یک نفر به نام محمدرضا اوکاتی جان باخت و سه نفر دیگر زخمی شدند.
ایرنا نیز گزارش داد این حمله در محدوده نیکشهر، واقع در ۵۱۰ کیلومتری جنوب زاهدان، رخ داده است.
در هفتههای اخیر، افراد مسلح چندین بار به مقرها، پاسگاهها و خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی در سیستان و بلوچستان حمله کردهاند.
۹ مهر، علیرضا سنچولی، مامور نیروی انتظامی، در حمله افراد مسلح به ایستبازرسی احمدآباد در ورودی شهر راسک کشته شد.
۱۵ شهریور نیز ابوالفضل عودی و کیوان رمرودی، دو نیروی «قرارگاه عملیاتی شهید میرحسینی»، در تیراندازی افراد مسلح به یک خودروی پشتیبانی در منطقه کورین زاهدان جان باختند.
حمله به مقر فرماندهی انتظامی گلشن
شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر، افراد مسلح به مقر فرماندهی انتظامی شهرستان گلشن در شهر جالق استان سیستان و بلوچستان حمله کردند.
جبهه مبارزین مردمی ۱۶ مهر با انتشار بیانیهای مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت و اعلام کرد اعضای این گروه در این حمله از مین و آرپیجی نیز استفاده کردهاند.
بر اساس این بیانیه، مهاجمان هنگام ورود خودروی حامل فرمانده ستاد به محوطه مقر، به سوی آن آتش گشودند و سپس نیروهای مستقر در ساختمان را هدف گرفتند.
جبهه مبارزین مردمی افزود در جریان این حمله، شش نفر از نیروهای فراجا «مورد اصابت قرار گرفتند».
شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان شامگاه ۱۵ مهر از وقوع انفجاری مهیب در محدوده ستاد فرماندهی انتظامی جالق و شنیده شدن صدای تیراندازی ممتد در منطقه خبر داده بود.
این نهاد نوشته بود: «شماری از نیروهای نظامی در جریان این درگیری مجروح و برای درمان به مراکز درمانی منتقل شدند.»
۲۱ شهریور، درگیری حدود ۹ ساعته نیروهای حکومتی با اعضای «جبهه مبارزین مردمی» در منطقه بخشان سراوان به کشته شدن سه عضو سپاه پاسداران و چهار فرد مسلح انجامید.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان، آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ»، از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.
انتشار خبر کمک ۲۰۰ میلیون دلاری جمهوری اسلامی به حزبالله لبنان، خشم شهروندان را برانگیخت. مخاطبان ایراناینترنشنال با اشاره به فقر، گرانی دارو، کاهش قدرت خرید و دستمزدهای ناچیز، حکومت را به نادیده گرفتن نیازهای ایرانیان و هزینه کردن منابع کشور برای نیروهای نیابتی متهم کردند.
در پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، شماری از شهروندان با مقایسه هزینههای زندگی و درآمد خود با مبالغ اختصاصیافته به حزبالله، از سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ابراز انزجار کردند.
برخی نیز با اشاره به مشکلات معیشتی خانوادهها، ناتوانی شهروندان در تامین هزینههای زندگی و نیازهای اولیه و وضعیت بیماران، گفتند هزینهکرد حکومت برای لبنان در شرایط بحران اقتصادی ایران، نشانه بیاعتنایی به فقر ایرانیان است.
زندگی ایرانیها کالابرگی شده
یکی از شهروندان با اشاره به وضعیت معیشتی مردم گفت: «به هر خانواده حزبالله ۸۰۰ میلیون تومان میدهید، اما برای مردم ایران نفری ۵۰۰ هزار تومان سبد کالا واریز میکنید و چند ساعت بعد همان را هم پس میگیرید. پول این کشور حق مردم است، نه حزبالله.»
شهروندی دیگر گفت: «به سربازی که هشت ماه زیر موشک بود و هیچ راه فراری نداشت، هفت میلیون تومان حق جنگ دادند؛ بعد به حزبالله، از پول ما، ۸۰۰ میلیون دادند.»
خبرگزاری رویترز ۱۵ مهر در گزارشی نوشت حزبالله این پول را در ماه سپتامبر دریافت کرده و قرار است در مرحله نخست به هر خانواده سه هزار دلار پرداخت کند.
نرخ دلار در بازار آزاد ارز ایران اکنون حدود ۲۶۷ هزار تومان است و سه هزار دلار معادل حدود ۸۰۰ میلیون تومان میشود.
شهروندی از نیشابور نوشت مردم ایران در فقر زندگی میکنند، اما جمهوری اسلامی سرمایههای کشور را در اختیار گروههای نیابتی خود قرار میدهد.
مخاطبی از ملارد نیز با اشاره به کمک مالی به حزبالله گفت سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی فشار اقتصادی را بر مردم ایران تشدید کرده است.
مقایسه کمک به حزبالله با دستمزد کارمندان و کارگران
بخش دیگری از واکنشها به مقایسه مبلغ کمک به حزبالله با حقوق کارکنان دولت، کارگران، کارمندان و هزینههای زندگی اختصاص یافته است.
یک معلم ساکن تهران با ۱۸ سال سابقه کار گفت: «حقوق یک سال من حدود ۳۰۰ میلیون تومان است، بعد شما ۸۰۰ میلیون پول ما را به لبنانیها دادید.»
یک کارمند فرمانداری نیز با اشاره به ۲۹ سال سابقه کار و مدرک کارشناسی ارشد خود گفت مجموع دریافتی ماهانهاش ۳۵ میلیون تومان است.
مقامهای جمهوری اسلامی انتقال این مبلغ را بهطور رسمی تایید نکردهاند. دولت آمریکا نیز روایت مطرحشده درباره انتقال پول را رد کرده است.
تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در بیانیهای حزبالله را متهم کرد که «با داستانهای جعلی درباره ورود پول از ایران، تلاش میکند آبروی خود را حفظ کند».
با این حال، آنچه در پیامهای شهروندان برجسته است، خشم آنان نسبت به فاصله میان درآمد مردم ایران و منابع مالی اختصاصیافته به متحدان منطقهای جمهوری اسلامی است.
شهروندی یادآوری کرد مسعود پزشکیان و معاونش از اولویت داشتن مردم سخن میگویند، اما همزمان منابع مالی کشور را در اختیار حزبالله قرار میدهند.
او همچنین نگرانی خود را از نقش این کمکها در ادامه درگیریهای مسلحانه و کشته شدن غیرنظامیان بیان کرد.
اینجا مردم وسایل خانه را برای خرید دارو میفروشند
شماری از شهروندان در پیامهای خود، کمک به حزبالله را با هزینههای روزمره زندگی در ایران مقایسه کردند و از پیامدهای بحران معیشتی گفتند.
شهروندی گفت همسر و پسرش برای تامین مخارج خانه ناچار شدهاند تلفنهای همراه خود را بفروشند.
او افزود در حالی که خانوادهاش برای تامین هزینههای روزمره با مشکل روبهروست، حکومت منابع مالی کشور را به لبنان اختصاص میدهد.
شهروند دیگری با اشاره به افزایش هزینه درمان پدرش گفت: «فقط سه قلم داروی فشار خون و قلب برای پدرم خریدم که هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شد. برای خرید بقیه داروها پول نداشتم. انسولین هم پیدا نمیشود. قبلا این داروها حتی ۵۰۰ هزار تومان هم نمیشد.»
او از کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به حزبالله در شرایطی که خانوادهاش توان خرید داروهای ضروری را ندارد، انتقاد کرد.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود کمبود گسترده دارو و افزایش قیمتها، شماری از بیماران را به قطع درمان، کاهش دوز دارو یا مصرف یک روز در میان داروهایشان وادار کرده است.
برخی دیگر با اشاره به افزایش قیمت مواد غذایی و ناکافی بودن درآمد و کمکهای معیشتی، سیاست هزینه کردن منابع کشور در خارج از مرزها را محکوم کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت وضعیت کار و درآمد خانوادهاش چنان وخیم شده که از پس مخارج زندگی برنمیآیند.
او افزود حکومت برای پرداخت یارانه و کالابرگ بر مردم ایران منت میگذارد، اما برای حمایت مالی از گروههای مورد حمایت خود در لبنان هزینه میکند.
رویترز اواخر خرداد نیز گزارش داده بود حزبالله پس از متحمل شدن خسارتهای جنگ، در انتظار دریافت حمایت مالی بیشتر از جمهوری اسلامی است.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر خبر داده بود تهران در ۱۰ ماه نخست سال ۲۰۲۵ یک میلیارد دلار به این گروه منتقل کرده است.
انتقاد از اولویتهای هزینهکرد منابع کشور
برخی مخاطبان با محاسبه معادل ریالی کمک ۲۰۰ میلیون دلاری، تلاش کردند ابعاد این مبلغ را در مقایسه با نیازهای اقتصادی خانوارهای ایرانی نشان دهند.
یکی از شهروندان گفت این مبلغ میتواند به تامین هزینههای زندگی دهها هزار خانواده ایرانی کمک کند.
مخاطب دیگری با خطاب قرار دادن مجتبی خامنهای، گفت: «ملت خودت را رها کردهای و از پول ملت ایران به مردم لبنان میدهی. ارث پدرت که نیست. چراغی که به خانه رواست، به لبنانیها حرام است.»
در پیام دیگری، یکی از شهروندان با اشاره به فشار تورم و هزینههای روزمره گفت دولت برای افزایش اندک اعتبار کالابرگ با محدودیت روبهروست، اما صدها میلیون دلار به حزبالله اختصاص میدهد.
شماری از مخاطبان نیز حمایت مالی از حزبالله را نه اقدامی جداگانه، بلکه بخشی از سیاست چندین ساله جمهوری اسلامی در تامین مالی گروههای نیابتی منطقه دانستند.
در پیامهای این مخاطبان، خشم از وضعیت معیشتی با مخالفت با سیاست خارجی جمهوری اسلامی پیوند خورده است.
مجله آتلانتیک به نقل از دو مقام دولت آمریکا گزارش داد کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینههایی برای حمله به اهدافی در ایران تهیه کند که پیش از انتخابات میاندورهای قابل اجرا باشند. به گفته منابع این رسانه، هنوز تصمیم نهایی درباره اجرای این حملات گرفته نشده است.
این مجله چهارشنبه ۱۵ مهر به نقل از مقامهای دولت آمریکا نوشت این برنامهریزی نشاندهنده تمایل شدید دونالد ترامپ به کاهش قیمت بنزین و نشان دادن پیشرفت در مناقشه با جمهوری اسلامی پیش از رایگیری است. انتخابات میاندورهای آمریکا ۱۲ آبان برگزار میشود.
یک مقام آمریکایی به آتلانتیک گفت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، که هماهنگی عملیات جنگی را بر عهده دارد، این طرحها را تهیه میکند. دامنه حملات احتمالی، اهداف و تصمیم نهایی درباره اجرای آن همچنان محل بحث است.
یک فرد جمهوریخواه آگاه از رایزنیهای دولت آمریکا که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به این مجله گفت چنین اقدامی میتواند این تصویر را ایجاد کند که ترامپ به پیروزی رسیده و قیمت بنزین نیز در مسیر کاهش قرار خواهد گرفت.
با این حال، به نوشته آتلانتیک، حتی حامیان این طرحها اذعان دارند که حملات محدود، بهتنهایی، حکومت ایران را به پای میز مذاکره نمیکشاند، عبور امن از تنگه هرمز را برقرار نمیکند و قیمت بنزین را پیش از انتخابات پایین نمیآورد.
این رسانه نوشت موافقان حمله معتقدند اقدام نظامی تازه پس از ماهها آرامش شکننده میتواند فرصتی برای قدرتنمایی و اعلام نوعی پیروزی به ترامپ بدهد و موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات تقویت کند. عملیات محدود ممکن است پس از انتخابات با اقدام نظامی گستردهتری دنبال شود.
گزینههای حمله و اختلاف بر سر زمان اجرا
یک مقام کاخ سفید به آتلانتیک گفت ترامپ «همواره، همه گزینهها» را در اختیار دارد. او افزود: «کار به یکی از دو شکل پیش خواهد رفت؛ راه آسان یا راه سخت.» این مقام به پرسشهای مجله درباره زمان حملات احتمالی پاسخ نداد.
به گزارش آتلانتیک، پنتاگون در هفتههای اخیر گزینههایی برای ازسرگیری درگیریها پس از انتخابات به ترامپ ارائه کرده بود؛ از حملات کوچک تا عملیات بسیار گسترده، از جمله ضربات بیشتر به صنعت انرژی ایران. سنتکام اکنون گزینههای حمله پیش از انتخابات را نیز تدوین میکند.
این مجله نوشت ترامپ نشانههایی از تمایل خود به حمله دوباره به جمهوری اسلامی بروز داده است، اما مشاورانش معتقدند بهتر است این اقدام به پس از انتخابات موکول شود. استراتژیستهای جمهوریخواه نیز تاکید کردهاند که این حزب از بازگشت جنگ به صدر خبرها استقبال نمیکند، بهویژه اگر به کشته شدن شمار بیشتری از آمریکاییها منجر شود.
ترامپ پیشتر در مصاحبه با تایم که نهم مهر منتشر شد، احتمال ازسرگیری حملات هوایی پس از انتخابات میاندورهای را مطرح کرده بود. او ۳۱ شهریور نیز در مجمع عمومی سازمان ملل، جمهوری اسلامی را در صورت نرسیدن به توافق، به «نابودی سریع» تهدید کرد.
در همین حال، آسوشیتدپرس دهم مهر از اعزام حدود ۹ هزار نیروی نظامی آمریکا با مجموعهای از ناوهای جنگی به خاورمیانه خبر داد. به نقل از یک مقام آمریکایی، این جابهجایی ممکن است شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را تا پایان اکتبر، اوایل آبان، به سه فروند برساند.
ارزیابی کاخ سفید از تهران و خطر تشدید بحران هرمز
دو مقام دولت آمریکا به آتلانتیک گفتند کاخ سفید معتقد است تهران از آغاز درگیریها تاکنون، هیچگاه به این اندازه ضعیف نبوده است. یک مشاور نزدیک ترامپ نیز گفت گاهی به نظر میرسد سپاه پاسداران زمام امور را در دست دارد و گاهی مقامهای سیاسی که تا حدی میانهروتر هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، تندروها در مجموع دست بالا را دارند و تمایل چندانی به توافق یا حتی نرمتر کردن مواضع خود نشان ندادهاند. با این حال، برخی از اطرافیان ترامپ معتقدند زمان وادار شدن این گروه به امتیاز دادن نزدیک است. مقامهای دولت در عین حال هشدار دادهاند که [حکومت] ایران ممکن است چند ماه دیگر نیز برای ورود به مذاکرات جدی صبر کند.
این رایزنیها در شرایطی ادامه دارد که رویترز ۱۵ مهر، به نقل از منابع امنیت دریایی، از ثبت بالاترین شمار هفتگی حملات به نفتکشها در هرمز از آغاز جنگ خبر داد. بر اساس دادههای سه منبع، از شش تا ۱۳ مهر دستکم ۱۲ حمله به کشتیهای حامل نفت و گاز در محدوده تنگه رخ داده است.
آتلانتیک نوشت هر شکلی از حملات تازه، حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه و متحدان آمریکا در خلیج فارس را در معرض اقدام تلافیجویانه جمهوری اسلامی قرار میدهد و ذخایر مهمات آمریکا را بیشتر کاهش میدهد. این مجله با استناد به دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا افزود قیمت نفت خام معمولا پس از ازسرگیری حملات آمریکا افزایش یافته است.
به ارزیابی آتلانتیک، حمله پیش از انتخابات ممکن است با هدف افزایش فشار بر تهران برای امتیاز دادن انجام شود، اما میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و درست هنگام رایگیری، جنگ و پیامدهای آن را به کانون توجه رایدهندگان بازگرداند.
اطلاعات اختصاصی یک نهاد اطلاعاتی بینالمللی به ایراناینترنشنال نشان میدهد واحد عملیات خارجی حزبالله لبنان، موسوم به واحد ۹۱۰، با هماهنگی نیروی قدس سپاه پاسداران، از میان اتباع خارجی ساکن در ایران، بهویژه دانشجویان موسسه جامعهالمصطفی، جذب میکند.
بر اساس این اطلاعات، حزبالله دستکم چهار واحد مسکونی در قم و تهران را برای جذب، آموزش و حفاظت از نیروهای تازهجذبشده در اختیار دارد. آموزشها شامل کار با سلاح، عملیات خرابکارانه، حملات سایبری و جاسوسی است.
اطلاعات ارائهشده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که تماس حزبالله با دانشجویان خارجی جامعهالمصطفی و جذب نیرو از میان دانشجویان، دستکم از پنج سال پیش آغاز شده است.
مجموعه اطلاعات ارائهشده، مسئول جذب نیرو، یکی از همکاران او و چهار نفر از افراد جذبشده را معرفی میکند و جزییاتی از محلهای فعالیت این شبکه در ایران ارائه میدهد.
جامعه المصطفی العالمیه، یکی از مراکز آموزشی مذهبی در شهر قم است که حدود ۱۸ سال پیش به دستور علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، تاسیس شد. این نهاد، با شعبههایی در بیش از ۶۰ کشور دنیا، یکی از مهمترین نهادهای جمهوری اسلامی برای جذب نیرو به شاخه برونمرزی سپاه و ترویج ایدئولوژی مد نظر حاکمیت در خارج از مرزهای ایران است.
مسئول جذب نیرو و ارتباط با واحد ۹۱۰
یک منبع آگاه از این موضوع در گفتوگو با ایراناینترنشنال، مسئول پرونده عملیاتی حزبالله در ایران را فردی به نام محمد حسن، اهل اندونزی و فارغالتحصیل جامعهالمصطفی معرفی کرد. او زیر نظر فرماندهانی از نیروی قدس سپاه پاسداران، برای طلال حمیه، فرمانده یگان ۹۱۰ حزبالله، کار میکند.
بر اساس این اطلاعات، محمد حسن از یک واحد مسکونی در شهرک ولایت قم برای جذب و آموزش نیرو استفاده میکند.
وزارت خزانهداری آمریکا پیشتر، در سال ۲۰۱۲، طلال حمیه را به دلیل حمایت از فعالیتهای تروریستی حزبالله تحریم کرده بود. او در بیانیه وزارت خزانهداری «مسئول سازمان امنیت خارجی حزبالله» معرفی شده بود. وزارت خارجه آمریکا نیز برای اطلاعاتی که به شناسایی محل حضور، بازداشت یا محکومیت او منجر شود، تا ۷ میلیون دلار پاداش تعیین کرده است.
حمیه پس از کشتهشدن مصطفی بدرالدین، به فرماندهی یگان ۹۱۰ رسید و اکنون محمد حسن مشغول جذب نیرو برای او در شهر قم است.
بر اساس این اطلاعات، محمد حسن از یک خانه تیمی در برج کاشانه ۲ در شهرک ولایت، نزدیک بلوارهای حکیم و پیامبر اعظم در شهر قم، برای جذب نیرو و آموزش آنها استفاده میکند.
منابع ایراناینترنشنال همچنین، حبیب مصطفی زعتر، یک روحانی نسبتا جوان ساکن قم، را از همکاران محمد حسن در جذب نیرو معرفی کردهاند. به گفته این منابع، زعتر متولد جبل عامل لبنان، مقیم قم و شهروند آمریکاست و سالانه چند بار به این کشور سفر میکند.
زعتر در حوزه علمیه قم، شرح لمعه و بخش حدود را درس میدهد، بهعنوان مشاور در مرکز اسلامی نور فعال است و در آکادمی بینالمللی حکمت در شهر قم، مباحث دینی شیعه را به زبان انگلیسی درس میدهد.
افزون بر این، زعتر با حوزه علمیه نجف هم ارتباط نزدیکی دارد، مدرس و پژوهشگر آستان عباسی عراق است و شماری از کتابهای دینی مشهور شیعیان را به زبان انگلیسی برگردانده است.
به گفته منابع، تسلط زعتر به زبان انگلیسی، او را به مهره کلیدی جذب نیرو برای حزبالله از میان اتباع خارجی حاضر در حوزه علمیه و مرکز آموزشی جامعهالمصطفی تبدیل کرده است.
هویت چهار فرد معرفیشده به عنوان نیروهای جذب شده
ایران اینترنشنال همچنین توانسته هویت چهار نیروی جذبشده حزبالله را شناسایی کند؛ محمد زکی فطونی، احمد دزیلال مخلص، سید محمدمهدی علی العطاس و محمد صالح سالهاست در ایران آموزش میبینند.
محمد زکی فطونی، رییس شورای رهبری منطقهای بنیاد اهلبیت اندونزی و عضو انجمن فارغالتحصیلان جامعهالمصطفی است. او در مهر ۱۴۰۴ بهعنوان نماینده اندونزی در چهارمین کنگره بینالمللی نهجالبلاغه و حکمرانی علوی در تهران شرکت کرد.
احمد دزیلال مخلص نیز در جامعهالمصطفی درس خوانده و اکنون عضو انجمن فارغالتحصیلان آن است.
سید محمدمهدی علی العطاس، تبعه اندونزی، ریاست انجمن دانشجویان اندونزیایی مشغول تحصیل در ایران را بر عهده دارد و عضو شورای اهلبیت اندونزی است. او در پادکست خود از جمهوری اسلامی حمایت میکند و مواضعی علیه اسرائیل و صهیونیسم دارد. چندی پیش، تصویری از او در راهپیمایی حکومتی و سازمانیافته موسوم به «روز قدس» در شهر قم منتشر شد.
چهارمین عضو جذبشده حزبالله در ایران محمد صالح، دانشجوی جامعهالمصطفی و عضو انجمن محصلان حوزه علمیه است که ۹ بهمن ۱۴۰۴، بهعنوان یکی از اعضای انجمنهای طلاب اندونزیایی، تایلندی و مالزیایی، با رضا رمضانی، دبیرکل مجمع جهانی اهلبیت، دیدار کرد.
واحدهای مسکونی مورد استفاده شبکه در قم و تهران
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شبکه تحت هدایت محمد حسن، علاوه بر واحد مسکونی قم، از دستکم سه مکان در محلههای نفت، راهآهن و پونک تهران استفاده میکند.
این مکانها در اطلاعات ارائهشده «خانه عملیات» نامیده شدهاند و نیروی قدس و حزبالله از این واحدها برای آموزش و حفاظت از نیروهای تازهجذبشده استفاده میکنند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، یکی از خانههای تیمی حزبالله در تهران در خیابان کیش هفتم در شهرک نفت قرار دارد. این گروه همچنین از ملکی در خیابان سروستان سوم غربی در محله راهآهن و ساختمانی در کوچه سرو در خیابان البرز در محله پونک بهعنوان خانه تیمی استفاده میکند.
تمام این فعالیتها در پوشش جامعهالمصطفی انجام میشود؛ بنیادی که در بودجه سالانه کشور یک ردیف بودجه اختصاصی دارد و در سال ۱۴۰۵، ۱۸۰۰ میلیارد تومان بودجه به آن اختصاص یافت.
وزارت خزانهداری آمریکا در آذر ۱۳۹۹ جامعهالمصطفی را به دلیل کمک به جذب نیرو برای نیروی قدس تحریم کرد. این وزارتخانه اعلام کرد نیروی قدس از دانشجویان خارجی این مرکز برای فعالیتهای اطلاعاتی و جذب نیرو برای گروههای شبهنظامی وابسته به خود استفاده میکند.
عرفان نبیان، معترض اصفهانی، که پس از بازداشت در اعتراضات دیماه به اعدام محکوم شد، میگوید بازجویان با صحنهسازی او را در زمان بازجویی اعدام نمایشی کردند و زیر شکنجه وادارش کردند تن به اعترافات اجباری بدهد.
«وصیتنامهات را بنویس.» این جملهای بود که به گفته نبیان، پیش از آنکه در سلول انفرادی برگهای به او بدهند و بپرسند پیش از اعدام برای آخرین وعده غذایی چه میخواهد، بازجویان به او گفتند.
نبیان، که نام شناسنامهایش عرفان حاجبیانی دهقانی است، معترضی ۲۶ساله از اصفهان است که پس از بازداشت در جریان اعتراضات سراسری دیماه در ایران، به اعدام محکوم شد.
نبیان در گفتوگو با ایراناینترنشنال از مکانی نامعلوم، از شکنجه، اعتراف اجباری، اعدام نمایشی و هم بند بودن با معترضانی گفت که بعدها اعدام شدند.
او گفت زمانی که انفرادی بود چند دقیقه پس از آنکه به او گفته شد وصیتنامهاش را بنویسد، چشمبسته به اتاق دیگری برده شد و از او خواستند روی چهارپایهای بایستد و سپس طنابی دور گردنش انداختند.
نبیان گفت: «همه خاطرات زندگیام از جلوی چشمم گذشت. فکر میکردم دیگر هیچوقت خانوادهام را نمیبینم.»
به گفته نبیان، در همان حالت و در حالیکه طناب نزدیک به ده دقیقه دور گردنش بود بازجویان به پرسش درباره اعتراضات، رمز تلفنش و اتهامهای مرتبط با پرونده میدان علیخانی ادامه دادند؛ پروندهای که از محاکمه گروهی پس از درگیریهای مرگبار در جریان اعتراضات ۱۸ دی ماه در اصفهان شکل گرفت.
اعتراف زیر فشار
نبیان گفت پس از آن او را مقابل دوربین نشاندند و وادار کردند بگوید کتک نخورده و از نظر جسمی آسیبی ندیده است.
او گفت اگر نگاهش را برمیگرداند یا پاسخهایی را که بازجویان میخواستند نمیداد، ضبط را متوقف میکردند، کتکش میزدند و دوباره فیلمبرداری را از سر میگرفتند.
نبیان گفت پس از فیلمبرداری، یکی از بازجویان به او گفت: «قرار است اعدامت کنند. حکم صادر شده است.»
نبیان خواست با خانوادهاش تماس بگیرد، اما اجازه ندادند. چند دقیقه بعد، در حالی که دستبند به نیمکت بسته شده بود، دوباره درخواستش را مطرح کرد.
«خواهش میکنم، میتوانید به آنها بگویید اجازه بدهند با خانوادهام صحبت کنم؟ میخواهم برای آخرینبار صدای خانوادهام را بشنوم.»
تازه آن زمان بازجویان به او گفتند که همان لحظه اعدام نمیشود و قرار است به زندان منتقل شود.
از میدان علیخانی تا بازداشت
نبیان که در اعتراضات آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ هم حضور فعال داشت، ۱۸ دی ماه به اعتراضات اصفهان پیوست. به گفته نبیان، در میدان علیخانی نیروهای امنیتی با گلوله جنگی و ساچمهای به معترضان شلیک میکردند. در همین میدان چهار یا پنج ساچمه به پای راست او اصابت کرد.
نبیان که میترسید اگر برای درمان به بیمارستان برود بازداشت شود، خودش را به خانه رساند. او که نمیدانست چگونه ساچمهها را خارج کند، در حالی که خون زیادی از پایش میرفت، خودش زخم را تمیز کرد و بست.
او گفت بعدتر برای پیدا کردن دختر بچهای که از مادرش جدا شده بود دوباره به خیابان رفت و پیکر بیجان او را پیدا کرد.
نبیان با وجود آنچه دیده بود، روز بعد دوباره به خیابان رفت. او با اشاره به خشونتی که ۱۸ دیماه دیده بود و شلیک به معترضان، گفت: «نمیتوانستیم چشمهایمان را ببندیم.»
رویدادهای میدان علیخانی بعدها مبنای یکی از مهمترین پروندههای اعدام در جریان اعتراضات دیماه شد. به گفته وکیلی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد، ۵۹ نفر بازداشت شدند و ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند.
کارشناسان سازمان ملل به سرپرستی مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، گفتند متهمان در یک جلسه غیرعلنی محاکمه شدند؛ جلسهای که معیارهای دادرسی عادلانه را نقض کرد و متکی به اعترافهای تلویزیونی اجباری است.
عفو بینالملل نیز جداگانه این روند را «محاکمهای جمعی و بهشدت ناعادلانه» توصیف کرد و شکنجه، اعترافهای اجباری و محرومیت متهمان از دسترسی به وکیل را مستند کرد.
«کشتارگاه الفتا»
نبیان گفت ۱۵ اسفند بازداشت و به کلانتری قائمیه منتقل شد. او گفت ماموران آنجا رمز تلفنش را خواستند و مادهای نامشخص را بهصورت وریدی به او تزریق کردند.
سپس او را به بازداشتگاهی منتقل کردند که به گفته خودش، الفتا در اصفهان بود.
نبیان این بازداشتگاه را ساختمانی حدودا ۱۰ طبقه توصیف کرد که برای حبس انفرادی و شکنجه استفاده میشد: «من به آن میگویم کشتارگاه الفتا.»
او گفت لباسهایش را از تنش درآوردند، روی او آب ریختند و با شلنگ و باتوم کتکش زدند. به گفته او، یکبار دستهایش را بالای سرش بستند و حدود یک ساعت کتکش زدند.
خالکوبی ستاره داوود و اتهام جاسوسی برای اسرائیل
نبیان گفت خالکوبیهایش به یکی از محورهای اصلی بازجوییها تبدیل شد. این خالکوبیها شامل نوشتههایی به زبان عبری، ستاره داوود در سمت راست گردنش و نمادهای ایران باستان، از جمله درفش کاویانی روی بازویش بود.
او گفت بازجویان بارها به قسمتهایی از بدنش که خالکوبی داشت، از جمله نوشته عبری روی پشتش، ضربه زدند.
نبیان گفت: «یکی از آنها مدام میگفت: آنقدر میزنمت تا شروع کنی به عبری حرف زدن.»
او گفت بازجویان متهمش کردند که جاسوس اسرائیل است، از اسرائیل پول میگیرد و آموزش دیده است. نبیان این اتهامها را رد کرد.
زندان دستگرد و صدور حکم
نبیان ۲۹ اسفند به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد اما کارکنان پذیرش زندان ابتدا بهدلیل جراحاتش، از جمله شکستگی انگشت و آسیب به زانوهایش، از پذیرش او خودداری کردند.
بر اساس حکمی که ایراناینترنشنال دیده است، نبیان در مرحله رسیدگی بدوی حکم اعدام گرفت اما حکم او در مرحله تجدیدنظر شکست و به ۱۱ سال زندان تبدیل شد.
نبیان به اتهام تبلغ علیه نظام به یک سال زندان و به اتهام نگهداری موادمخدر ۱۰ سال حکم گرفت. او اتهام مربوط به مواد مخدر را رد کرد و گفت مقامها درباره میزان آن هر بار چیزی گفتهاند.
استفاده مقامهای جمهوریاسلامی از اتهام موادمخدر برای محکوم کردن مخالفان سیاسی پیش از این هم سابقه دارد.
برای نمونه، سازمان حقوق بشر برای ایران مستقر در نروژ، پرونده زهرا بهرامی، معترض ایرانیهلندی را که پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ بازداشت و در سال ۱۳۹۰ اعدام شد، پروندهای ساختگی مرتبط با مواد مخدر توصیف کرده است که در آن او را شکنجه کردند تا اعتراف کند.
مرکز حقوق بشر در ایران، مستقر در آمریکا هم در آن زمان گفت نهادهای امنیتی ایران در چندین پرونده مواد مخدر جاسازی کرده و اتهامهای مربوط به مواد مخدر را به پرونده زندانیان سیاسی افزوده بودند.
همبندیهایی که بعدها در ارتباط با پرونده علیخانی اعدام شدند
نبیان در زندان دستگرد با دیگر متهمان پرونده علیخانی همبند بود. در میان آنها ساسان آزادوار و عرفان اسفندیاری بودند که هر دو بعدها اعدام شدند.
نبیان همچنین حدود دو روز با ابوالفضل سپاهی، یکی دیگر از متهمان پرونده علیخانی، همبند بود.
او گفت سپاهی برایش تعریف کرده بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفته و گلوله به لگنش اصابت کرده است. سپاهی همچنین از شکنجههایی گفته بود که در بازداشت تحمل کرده بود، از جمله اینکه مشعل بوتان را نزدیک چشمش گرفته بودند.
سپاهی بعدها همراه با امیرحسین صفری در میدان علیخانی در ملاءعام اعدام شد.
نبیان همچنین از شروین باقریان، یکی دیگر از متهمان پرونده علیخانی که در دستگرد با او دوست شده بود، بهعنوان فردی باهوش و خوشقلب یاد کرد. باقریان اغلب به اتاق او میآمد، شطرنج بازی میکرد و با همبندیهایش وقت میگذراند.
نبیان گفت تنها پس از آزادی بود که اعتراف اجباری باقریان را در تلویزیون حکومتی دید. او گفت: «دلم شکست. مدام فکر میکردم این بچه چه چیزهایی را باید از سر گذرانده باشد.»
عفو بینالملل گفت باقریان ۲۱ روز بهطور قهری ناپدید شده بود و زیر شکنجه تن به اعتراف اجباری داده بود و وکیل نداشت.
برای نبیان، نامهایی که در گزارشهای مربوط به اعدامها میدید، غریبه نبودند. آنها کسانی بودند که در زندان در کنارشان زندگی کرده، با آنها حرف زده و شناخته بود؛ کسانی که یک به یک اعدام میشوند.
حمله هوایی و سرکوب در داخل دستگرد
نبیان هنگام حمله هوایی ۱۰ فروردین به تاسیسات نظامی مجاور زندان، هنوز در دستگرد بود.
ایراناینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که سه موشک به یک پایگاه نظامی و انبار مهمات پشت زندان دستگرد اصابت کرد و بخشهایی از زندان آسیب دید. یک سند قضایی حاکی است که شماری از زندانیان کشته شدند و عدهای دیگر در آتشسوزی پس از آن جان باختند.
نبیان گفت انفجارها برق، آب و دسترسی تلفنی را قطع کرد و آنقدر شدید بود که زندانیان را از تختهای طبقه بالا به زمین انداخت: «همه فریاد میزدند: بیایید نجاتمان دهید. درها را باز کنید تا بتوانیم بیرون برویم.»
او گفت برخی کارکنان زندان رفتند و زندانیان پشت درهای بسته بندها ماندند. بعدتر، بعضی از درها آسیب دید یا زمانی که زندانیان برای رسیدن به جای امن تلاش میکردند، باز شد.
نبیان گفت نیروهای امنیتی و نیروهای سپاه بعدتر وارد زندان شدند و تیراندازی کردند.
بند او همچنان قفل بود. به گفته او، زندانیان دیگر بعدها گفتند که در راهروها پیکرها و کیسههای سیاه اجساد را دیدهاند.
نبیان گفت روز بعد صدای کتکزدن و شکنجه زندانیان را میشنید. او همچنین از «تونل وحشت» گفت؛ مسیری که در آن زندانیان متهم به دست داشتن در ناآرامیها را مجبور میکردند از میان صفهای نگهبانان عبور کنند و نگهبانان با قنداق اسلحه، باتوم و شلنگ آنها را میزدند.
سندی قضایی که بعدها به دست ایراناینترنشنال رسید، نام ۷۵ زندانی را بهعنوان متهمان ناآرامیها و آتشسوزی ثبت کرده بود. دستکم ۲۶ نفر برای محاکمه به دادگاه ارجاع شدند و ۱۸ نفر با اتهامهایی روبهرو بودند که میتوانست مجازات اعدام داشته باشد.
نبیان ۱۸ فروردین با وثیقه آزاد شد. او گفت بهدلیل ترس از بازداشت دوباره، شکنجه بیشتر، محکومیت طولانیمدت یا صدور حکم اعدام دیگر، ایران را ترک کرد.
او گفت: «من کشورم را واقعا دوست دارم. همیشه باور داشتم ایران آزاد خواهد شد. هیچوقت فکر نمیکردم از ایران خارج شوم.»