اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیشبینی قیمت نفت را بار دیگر افزایش داد


خبرگزاری رویترز گزارش داد اداره اطلاعات انرژی آمریکا با اشاره به کاهش سریع ذخایر جهانی نفت در پی جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، پیشبینی قیمت نفت برای سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را افزایش داد.
این نهاد متوسط قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ را حدود ۹۸ دلار در هر بشکه پیشبینی کرد که هشت درصد بیشتر از برآورد قبلی است. قیمت برنت در سهماهه چهارم نیز حدود ۱۰۵ دلار پیشبینی شده که ۱۴ دلار بالاتر از برآورد قبلی است.
رویترز نوشت جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی جریان نفت از تنگه هرمز را مختل کرده است؛ مسیری که پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت از آن عبور میکرد.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا پیشبینی کرد با بهبود عبور نفت از تنگه هرمز و استفاده از مسیرهای صادراتی جایگزین و انتقال کشتیبهکشتی، تولید و صادرات نفت خاورمیانه بهتدریج احیا شود و متوسط قیمت برنت در سال ۲۰۲۷ به ۸۴ دلار برسد.






پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از دانشگاههای مختلف کشور نشان میدهد همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید، کمبود ظرفیت خوابگاههای دولتی، افزایش هزینه خوابگاههای خودگردان و وضعیت نامناسب بهداشتی و رفاهی خوابگاهها، فشار تازهای بر دانشجویان وارد کرده است.
شماری از دانشجویان میگویند بهدلیل کمبود ظرفیت خوابگاههای دانشگاهی، ناچار به استفاده از خوابگاههای خصوصی شدهاند.
هزینه این خوابگاهها در برخی شهرها بهشدت افزایش یافته و دانشجویان از شلوغی و امکانات ناکافی آنها شکایت دارند.
این در حالی است که افزایش شهریه دانشگاهها و دیگر هزینههای تحصیل بسیاری از دانشجویان را به انصراف از تحصیل کشانده است.
خوابگاههای خودگردان؛ گران و شلوغ
یک دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان گفت هنگام ثبتنام به ورودیهای مهر ۱۴۰۴ اعلام شده بود پس از یک سال امکان استفاده از خوابگاه دولتی خواهند داشت، اما با آغاز سال تحصیلی جدید همچنان خوابگاهی به آنها اختصاص داده نشده است.
او افزود دانشجویان ناچارند در خوابگاههای خصوصی «گران و بسیار شلوغ» اقامت کنند.
دانشجویانی از استان گلستان نیز پیشتر به ایراناینترنشنال گفته بودند کمبود خوابگاه دولتی آنها را به استفاده از خوابگاههای خصوصی سوق داده و هزینه این خوابگاهها در برخی موارد به ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان رسیده است.
دانشجویی از اهواز هم با اشاره به افزایش هزینه اقامت در خوابگاههای خصوصی نوشت شهریه ماهانه محل اقامت او و چند تن از همکلاسیهایش به هفت میلیون و ۹۰۰ هزار تومان رسیده و بسیاری از دانشجویان توان پرداخت چنین هزینهای را ندارند.
افزایش ۸۰ درصدی هزینه خوابگاه در دزفول
دانشجویان خوابگاه دخترانه کوثر دانشگاه آزاد دزفول از افزایش هزینه خوابگاه از ۵ میلیون به حدود ۹ میلیون تومان خبر دادهاند که نشاندهنده جهش ۸۰ درصدی است.
آنها میگویند این افزایش در حالی اعمال شده که ساختمان خوابگاه همچنان فرسوده است و تختها و تشکها هم وضعیت نامناسبی دارند.
به گفته آنها، این دانشگاه سال گذشته برای نظافت خوابگاه هزینه تامین مواد تمیزکننده و حتی مایع دستشویی را به عهده دانشجویان گذاشته بود.
شماری از دانشجویان خوابگاه کوثر نیز پس از اعتراض به افزایش هزینهها و وضعیت خوابگاه، تهدید به پروندهسازی شدند.
از موش و مار تا وسایل مفقودشده در دانشگاه زابل
دانشجویان دانشگاه زابل ۱۳ مهر از نحوه جابهجایی خوابگاهها در طول تابستان، وضعیت بهداشتی و افزایش هزینههای جانبی انتقاد کردند و دست به تجمعی اعتراضی زدند.
به گفته آنها، اتاقهای برخی دانشجویان بدون هماهنگی تخلیه و وسایل شخصی آنان به انبار منتقل شده و بخشی از وسایل هم آسیب دیده یا مفقود شده است.
دانشجویان از رعایت نشدن نظافت، انجام نشدن سمپاشی و همچنین مشاهده موش، مارمولک و مار در خوابگاهها خبر دادهاند.
آنها افزودند برخی اقلام جانبی وعدههای غذایی حذف شده و برای بعضی اقلام هزینه جداگانه دریافت میشود.
اعتراض به غذا، نظافت و امکانات فرسوده
در خوابگاه اشرفی دانشگاه رازی کرمانشاه وضعیت توزیع غذا و طولانی شدن صف سلف به اعتراض دانشجویان انجامید.
یکی از دانشجویان در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت خرابی دستگاه تشخیص چهره سلف باعث شده دانشجویان برای دریافت «غذای بیکیفیت» تا حدود ۵۰ دقیقه در صف بمانند.
از خوابگاههای دانشگاه تهران هم گزارشهایی درباره مشکلات بهداشتی و فرسودگی امکانات منتشر شده است.
خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشگاهها، ۱۱ مهر از وضعیت نامناسب بهداشت در برخی فضاها همچون سرویسهای بهداشتی و وجود سوسکهای مرده در خوابگاههای دانشگاه تهران خبر داد.
این رسانه با انتشار تصاویری از وضعیت اتاقها، ضمن تاکید بر اینکه پای سلامت و آرامش دانشجوها در میان است، این سوال را مطرح کرد که «نظافت یک خوابگاه دانشجویی دقیقا چقدر زمان میبرد؟»
بر اساس روایت دانشجویان خوابگاه چمران، برخی کولرها، یخچالها و ماشینهای لباسشویی خراب هستند و در بخشهایی از ساختمان مشکلات فاضلاب، چکه کردن سقف حمام و سرویسهای بهداشتی و وجود حشرات گزارش شده است.
دانشجویان خوابگاهی علوم پزشکی کرمانشاه نیز در هفتههای گذشته از حذف غذای سلف در این خوابگاه و ناتوانی دانشگاه در تامین وعده غذایی دانشجویان گلایه کردند.
دانشجویان مجتمع کوی دانشگاه تهران هم از گردوغبار و حشرات در برخی اتاقها و خرابی تجهیزات خبر دادند.
در پردیس مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی تهران هم دانشجویان در اعتراض به هزینه خوابگاه، قیمت و حجم غذای دانشجویی و دیگر مشکلات رفاهی تجمع کردند و شعار «با رتبههای عالی، تو خوابگاه پوشالی» سردادند.
انتشار تصاویر رزمایش «جانفدایان» اصفهان که در بخشی از آن مردانی با لباس شخصی و سلاح سرد از جمله قمه و شمشیر دیده میشوند، بار دیگر سابقه استفاده جمهوری اسلامی از نیروهای غیررسمی و افراد دارای سابقه خشونت برای مقابله با اعتراضات را به کانون توجه آورده است.
رزمایش «جانفدایان اصفهان» پنجشنبه ۹ مهر برگزار شد و رسانههای حکومتی از حضور بسیج، هیئتهای مذهبی و گروههای مختلف در آن خبر دادند.
برگزارکنندگان هدف برنامه را نمایش «آمادگی و ظرفیتهای مردمی» اعلام کردند. حضور افراد قمه بهدست در این برنامه در رسانههای داخلی نیز بازتاب یافت.
علی مجتهدزاده، حقوقدان در ایران، حمل علنی سلاح سرد در راهپیمایی را «قدرتنمایی با سلاح» دانست و گفت شورای تامین و مقامهای امنیتی باید پاسخگو باشند.
بررسی اسناد و اظهارات مقامهای امنیتی و فرماندهان سپاه نشان میدهد بهکارگیری نیروهای غیررسمی در برخورد با اعتراضات پدیدهای تازه نیست؛ الگویی که دستکم از اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ تا سال ۱۳۸۸ و اعتراضات سالهای بعد قابل پیگیری است.
۱۸ تیر ۷۸؛ سازماندهی «اراذل و اوباش» برای سرکوب دانشجویان
یکی از اسناد مهم درباره سابقه استفاده سازمانیافته از افراد موسوم به «اراذل و اوباش» به حمله به کوی دانشگاه تهران در تیر ۱۳۷۸ بازمیگردد.
علی هاشمی، معاون سابق امنیت وزارت اطلاعات و رییس کمیته امنیت مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال ۱۳۸۸، در فایلی صوتی که ایراناینترنشنال منتشر کرد، گفته بود در جریان اعتراضات کوی دانشگاه حدود ۲۵۰ نفر از این افراد سازماندهی شدند.
به گفته هاشمی، تجربه سال ۷۸ بعدها مبنای استفاده از «افراد شرور» در سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ شد.
او همچنین گفته بود از افراد سابقهدار برای ضربوشتم بازداشتشدگان استفاده شد و در روایت خود به نقش آنها در بازداشتگاه کهریزک و مجوز دستگاه قضایی اشاره کرد.
هاشمی افزوده بود این شیوه به سال ۸۸ محدود نماند و در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۷ و آبان ۱۳۹۸ نیز از چنین افرادی استفاده شد.
پنج هزار «شرور و اراذل»؛ طرح سپاه برای اعتراضات ۸۸
یکی از صریحترین روایتها درباره این سازوکار را حسین همدانی، فرمانده وقت سپاه «محمد رسولالله» تهران، ارائه کرده است.
همدانی گفته بود سپاه ۵ هزار نفر از کسانی را که در ناآرامیها حضور داشتند اما وابسته به احزاب و جریانهای سیاسی نبودند، شناسایی کرد؛ افرادی که او آنها را «اشرار و اراذل» مینامید.
به گفته او، این افراد ابتدا در روزهای فراخوان اعتراضات تحت کنترل قرار میگرفتند تا از خانه خارج نشوند، اما بخشی از آنها بعدها جذب و در قالب سه گردان سازماندهی شدند. همدانی صریح گفته بود: «بعد اینها را عضو گردان کردم.»
او در توضیح این اقدام گفته بود برای تربیت «مجاهد» باید افرادی را که «با تیغ و قمه سروکار دارند، پای کار آورد».
همدانی درباره آمادهسازی نیروها برای عاشورای ۸۸ نیز گفته بود سینماهای تهران را اجاره کردند، مدارس و حسینیهها را در اختیار نیروها گذاشتند و حدود ۳۰ هیئت را برای حرکت بهسوی محدوده میدان دانشگاه آماده کردند.
به گفته او، در کنار این نیروها، همان سه گردان نیز وارد میدان شدند: «در روز عاشورا همین سه گردان غائله را جمع کردند.» او از حضور ۴۵ هزار بسیجی در صحنه هم خبر داده بود.
محمدعلی جعفری، فرمانده وقت کل سپاه، پس از مرگ همدانی او را «جمعکننده فتنه ۸۸» خواند و گفت اگر «مدیریت» همدانی نبود، جمعکردن آن «فتنه» دشوار میشد.
حسن فیروزآبادی، رییس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، نیز از نقش او در مقابله با آنچه «کودتای آمریکایی» نامید، تمجید کرد.
از تهران تا سوریه؛ ادامه تجربه سازماندهی نیروها
فعالیت همدانی چند سال بعد به سوریه کشیده شد؛ جایی که در سازماندهی نیروهای محلی حامی حکومت بشار اسد نقش داشت.
هرچند شرایط جنگ سوریه با اعتراضات خیابانی تهران متفاوت بود، سازماندهی نیروهای محلی بار دیگر به یکی از محورهای فعالیت او تبدیل شد.
جعفری بعدها از سازماندهی حدود ۱۰۰ هزار نیروی محلی از سوی همدانی در سوریه سخن گفت.
همدانی مهر ۱۳۹۴ در سوریه کشته شد، اما روایت او از سازماندهی «اراذل» در سال ۸۸ یکی از صریحترین اظهارات علنی یک فرمانده ارشد سپاه درباره بهکارگیری چنین نیروهایی در مقابله با اعتراضات باقی ماند.
طلبههای قمه بهدست؛ حلقهای دیگر در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱
روایت استفاده از گروههای غیررسمی مجهز به سلاح سرد به اعتراضات ۷۸ و ۸۸ محدود نماند.
محمد اشرفی اصفهانی، نماینده پیشین مجلس، در سال ۱۴۰۳ گروهی از طلبههای منتسب به علیرضا پناهیان را افرادی خواند که در جریان اعتراضات پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در سال ۱۴۰۱ با قمه و چاقو به خیابان رفتند و با معترضان درگیر شدند.
او گفت این افراد پس از بازگشت از خیابان با «لباسهای خونی» بازمیگشتند و لباس طلبگی میپوشیدند.
اشرفی اصفهانی در اظهارات دیگری درباره همین گروه گفته بود آنها با لباس شخصی اقدام میکردند و هنگام حضور ماموران انتظامی، لباس خود را عوض کرده و عمامه بر سر میگذاشتند تا با آنها برخورد نشود.
این اتهامات در بستر اختلاف حقوقی و مالی اشرفی اصفهانی با پناهیان بر سر مجموعهای مذهبی در تهران مطرح شده و تاکنون بهطور مستقل تایید نشده است.
نامها تغییر کردهاند؛ روشها باقی ماندهاند
از کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸ تا عاشورای ۸۸، اعتراضات سالهای بعد، خیزش ۱۴۰۱ و تصاویر امروز اصفهان، نزدیک به سه دهه گذشته است.
در این مدت نام گروهها، شکل سازماندهی و شرایط سیاسی تغییر کرده، اما در روایتهای منتشرشده یک عنصر بارها تکرار میشود: حضور نیروهای غیررسمی و لباسشخصی در کنار ساختارهای رسمی و استفاده از افرادی که امکان اعمال خشونت مستقیم در خیابان را دارند.
این شواهد به معنای آن نیست که همه این گروهها یک تشکیلات واحد یا ادامه مستقیم یکدیگر بودهاند.
آنچه مستند است، سابقه سازماندهی و استفاده از چنین نیروهایی در مقاطع مختلف است؛ سابقهای که بخش مهمی از آن را خود فرماندهان سپاه و مقامهای پیشین امنیتی جمهوری اسلامی شرح دادهاند.
اکنون، بیش از دو دهه پس از کوی دانشگاه و ۱۷ سال پس از اعتراضات ۸۸، تصاویر مردان قمه و شمشیر بهدست در رزمایش «جانفدایان» اصفهان بار دیگر همان پرسش را مطرح کرده است: نیروهای غیررسمی و مجهز به ابزار خشونت چه جایگاهی در سازوکار امنیتی جمهوری اسلامی دارند؟
جمهوری اسلامی از زمان اعتراضات دیماه دستکم ۷۰ زندانی سیاسی را اعدام کرده که دستکم نیمی از آنان در ارتباط با این اعتراضات محکوم شده بودند. ۱۹۴ نفر دیگر، از جمله ۱۱۳ تن از بازداشتشدگان همین اعتراضات، زیر حکم اعداماند.
این آمار اعدامهای ثبتشده از ۱۷ دی ۱۴۰۴، در میانه اعتراضات دیماه، تا ۱۳ مهر ۱۴۰۵ را در بر میگیرد. به گفته سازمانها و فعالان حقوق بشر، این آمار حداقلی است و تنها موارد گزارششده و راستیآزماییشده را شامل میشود.
در این دوره، ۳۵ نفر در پروندههای مرتبط با اعتراضات دیماه، ۹ نفر در پروندههای مرتبط با جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه و ۲۶ نفر در دیگر پروندههای سیاسی و عقیدتی اعدام شدند.
اعدام زندانیان سیاسی در این بازه زمانی، در حالی شدت گرفته است که بازداشت و تشکیل پرونده شماری از آنها به سالها پیش برمیگردد؛ از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» تا پروندههایی که متهمان آنها نزدیک به ۹ سال در زندان بودند.
سازمان حقوق بشر ایران تا ۱۱ مهر، اعدام ۳۲ نفر را در ارتباط با اعتراضات دیماه ثبت کرده بود. با اعدام علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی در اصفهان در ۱۳ مهر و آروین خیرخواه در شاهرود، شمار اعدامهای مرتبط با این اعتراضات به ۳۵ نفر میرسد.
۹ اعدام مرتبط با جنگ و ۲۶ اعدام در سایر پروندهها
از میان اعدامشدگان این دوره، پرونده ۹ نفر به جنگهای ۱۲ روزه یا ۴۰ روزه مرتبط بود. در کنار آنها، ۲۶ نفر دیگر در پروندههای سیاسی و عقیدتی، انتساب ارتباط با گروههای مخالف، اعتراضات پیشین یا اتهام جاسوسی در سالهای گذشته مربوط بوده است.
از این ۲۶ نفر، ۱۳ نفر با اتهام همکاری یا عضویت در احزاب و جریانهای اپوزیسیون اعدام شدهاند: ۹ نفر به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، دو نفر متهم به ارتباط با حزب دموکرات کُردستان ایران و چهار نفر متهم به عضویت در جیشالعدل و انصارالفرقان. سابقه این پروندهها به پیش از اعتراضات دیماه و دو جنگ اخیر برمیگردد.
هفت نفر دیگر در این گروه به اتهام جاسوسی اعدام شدهاند. بازداشت شش نفر از آنان پیش از جنگ ۱۲روزه صورت گرفته بود: چهار نفر به جاسوسی برای اسرائیل متهم بودند که یکی از آنها همزمان به همکاری با آمریکا هم متهم شد. دو نفر دیگر به جاسوسی برای یک کشور عربی متهم شده بودند که نام آن اعلام نشده است. زندانی هفتم نیز پیش از دو جنگ اخیر بازداشت شده بود.
چهار نفر باقیمانده شامل دو معترض خیزش «زن، زندگی، آزادی» و دو متهم به عضویت در داعش بودند.
پرونده دو متهم اخیر به درگیریهای کوه بمو در سال ۱۳۹۶ مربوط بود. حکم اعدام آنان پس از حدود ۹ سال بازداشت و حبس اجرا شد.
۱۱۳ معترض دیماه در فهرست زندانیان در معرض اعدام
بر اساس گزارشهای حقوقبشری، ۱۹۴ زندانی سیاسی هم اکنون زیر حکم اعدام هستند. ۱۱۳ نفر از این جمع در ارتباط با اعتراضات دیماه، ۱۰ نفر در ارتباط با دو جنگ اخیر و ۷۱ نفر در سایر پروندهها حکم اعدام گرفتهاند.
وضعیت قضایی افراد این فهرست متفاوت است و احکام بدوی، احکام تاییدشده و پروندههای در حال تجدیدنظر یا رسیدگی مجدد را در بر میگیرد.
در میان ۷۱ نفری که پروندههایشان به دیماه و دو جنگ مربوط نیست، ۱۹ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات پیشین هستند: ۱۷ نفر در ارتباط با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و دو نفر در ارتباط با اعتراضات آبان ۱۳۹۸.
شمار این افراد از تطبیق گزارشهای اختصاصی پروندهها، از جمله گزارش عفو بینالملل و گزارش مربوط به محکومان پرونده اکباتان، به دست آمده است.
۴۴ نفر دیگر از این زندانیهای زیر اعدام پروندههای سیاسی دارند که به پیش از دو جنگ اخیر و اعتراضات دیماه برمیگردد. زمینه این پروندهها از فعالیت سیاسی در داخل و خارج کشور و فعالیت مدنی و بشردوستانه تا انتساب ارتباط با مجاهدین خلق، احزاب کُردستان ایران و بلوچ و تشکلهای عرب و یا اتهام جاسوسی را شامل میشود و یک نفر با اتهام «سبالنبی» به اعدام محکوم شده است.
پرونده دو نفر نیز از مقاومت در برابر تصرف زمین کشاورزی در آبان ۱۴۰۴ آغاز شده و به صدور حکم اعدام با اتهام «افساد فیالارض» انجامیده است. سه نفر دیگر در پرونده سیاسی به قتل یک بسجی متهم شدهاند و اتهام دو نفر دیگر هم به پروندههای سیاسی قدیمیتر ارتباط دارد.
۱۳ زن و دستکم هفت کودکمتهم در فهرست محکومان
۷۰ اعدامشده اخیر همگی مرد هستند اما در فهرست ۱۹۴ زندانی سیاسی زیر حکم اعدام، ۱۳ نفر زن هستند؛ هفت نفر از آنان در پروندههای اعتراضات دیماه، دو نفر در پروندههای مرتبط با جنگ و چهار نفر در سایر پروندههای سیاسی و امنیتی متهم شدهاند.
در جمع زندانیان زیر حکم اعدام، دستکم هفت نفر هنگام واقعهای که مبنای اتهام قرار گرفته، زیر ۱۸ سال سن داشتهاند؛ پنج نفر در پروندههای اعتراضات دیماه، یک نفر در پرونده اعتراضات ۱۴۰۱ و یک نفر در پروندهای قدیمیتر.
عفو بینالملل درباره خطر اعدام پنج نفر از این کودکمتهمان هشدار داده است. مورد ششم در گزارش هرانا در خرداد ۱۴۰۵، ۱۷ سال و ۹ ماه داشته؛ بنابراین هنگام اعتراضات دیماه زیر ۱۸ سال سن داشته است.
درباره اعدامشدگان، اطلاعات منتشرشده برای تعیین شمار قطعی افرادی که هنگام واقعه زیر ۱۸ سال بودهاند، کافی نیست.
جوانان زیر ۳۰ سال؛ بیشترین شمار اعدامیها و زیر حکم اعدام
سن یا سال تولد همه افراد منتشر نشده است و در بعضی پروندهها نیز گزارشها با یکدیگر اختلاف دارند، با این حال، رده سنی ۵۳ نفر از ۷۰ اعدامشده و ۱۱۶ نفر از ۱۹۴ زندانی در معرض اعدام مشخص است.
در میان افرادی که رده سنیشان قابل تعیین است، ۲۹ زندانی اعدامشده و ۶۸ زندانی در معرض اعدام، زیر ۳۰ سالاند.
قومیت زندانیان سیاسی اعدامشده یا زیر حکم اعدام
تعلق اتنیکی در همه گزارشهای قضایی و حقوق بشری ثبت نمیشود. شمارش مواردی که منابع آنها را به شکلی صریح معرفی کردهاند، دستکم ۱۸ زندانی سیاسی اعدامشده و ۵۱ زندانی زیر حکم اعدام را در گروههای زیر نشان میدهد.
این اعداد حداقلهای مستندند؛ تعلق اتنیکی ۴۸ اعدامشده و ۱۴۳ زندانی دیگر در این بررسی قابل تعیین نبوده است:
در میان اعدامشدگان، سه تبعه افغانستان، دو تبعه عراق و یک شهروند ایرانیـسوئدی ثبت شدهاند. دو اعدامشده عرب این جدول، همان دو تبعه عراق هستند.
در فهرست زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام اعدام نیز سه تبعه افغانستان، یک تبعه ترکیه و یک شهروند ایرانیـسوئدی حضور دارند. زندانی تبعه ترکیه از کُردهای این کشور است و در جمع بالا لحاظ شده است.
تمرکز اعدامها در البرز و اصفهان
از ۷۰ اعدام بررسیشده، ۳۲ مورد در کرج، ۱۲ مورد در اصفهان، پنج مورد در مشهد، پنج مورد در ارومیه، سه مورد در قم و سه مورد در شاهرود انجام شده است. زاهدان، نقده و کرمانشاه هر کدام دو مورد و همدان و شهرکرد هر کدام یک مورد داشتهاند. محل اجرای حکم دو نفر در منابع بررسیشده قابل تعیین نبوده است.
به این ترتیب، ۴۳ اعدام، معادل حدود ۶۲ درصد کل اعدامهای این بررسی، در کرج و اصفهان انجام شده است. این تفکیک، محل اجرای حکم را نشان میدهد و نباید بهعنوان استان زادگاه یا محل سکونت اعدامشدگان خوانده شود.
در فهرست ۱۹۴ زندانی، آخرین محل نگهداری گزارششده برای ۱۸۶ نفر قابل استخراج است. جدول زیر استان محل اجرای حکم را برای اعدامشدگان و استان آخرین زندان گزارششده را برای محکومان نشان میدهد:
بر اساس این جدول، دستکم ۳۲ اعدام در قزلحصار، ۱۲ اعدام در زندان مرکزی اصفهان، هفت اعدام در زندان مرکزی ارومیه و پنج اعدام در وکیلآباد مشهد گزارش شده است.
در میان زندانیان زیر حکم اعدام، آخرین محل نگهداری گزارششده ۴۵ نفر زندان مرکزی اصفهان، دو نفر زندان زنان دولتآباد و یک نفر کانون اصلاح و تربیت اصفهان بوده است. قزلحصار با ۳۲ نفر، زندان مرکزی زاهدان با ۱۴ نفر و وکیلآباد مشهد با ۱۲ نفر در ردههای بعد قرار دارند.
اوین، عادلآباد شیراز و شیبان اهواز هر کدام آخرین محل نگهداری گزارششده ۱۰ نفر بودهاند. این عدد برای تهران بزرگ و زندان مرکزی قزوین مشهور به چوبیندر هر کدام هفت نفر؛ زندانهای مرکزی ارومیه، لاکان رشت و اراک هر کدام پنج نفر؛ زندان یزد چهار نفر؛ بوکان سه نفر و زندانهای ماهشهر، تبریز و شاهرود هر کدام دو نفر است. زندانهای اردبیل، بجنورد، قرچک، ساری، ایلام، بندرعباس، مهاباد و سنندج نیز هر کدام محل نگهداری یک نفر گزارش شدهاند.
بر اساس گزارش ایراناینترنشنال، پنج زندانی مربوط به پرونده اعتراضات شهر محلات، در زندان اراک نگهداری میشوند. محل نگهداری دو زندانی پرونده اعتراضات شاهرود نیز در گزارش هرانا زندان شاهرود اعلام شده است.
ادامه اعدامها در شرایط فشار بر زندانیان و خانوادهها
اجرای احکام اعدام و باقیماندن این زندانیان در معرض مجازات مرگ، در شرایطی ادامه دارد که نهادهای حقوق بشری درباره روند رسیدگی به پروندههای آنها هشدار دادهاند.
سازمان حقوق بشر ایران در گزارش خود درباره معترضان دیماه از شکنجه برای گرفتن اعتراف، نقض حق دادرسی عادلانه و فشار بر خانوادههای زندانیان برای خودداری از اطلاعرسانی خبر داد.
این سازمان تاکید کرده نبود شفافیت قضایی و محدودیت دسترسی به اطلاعات زندانیان، ثبت کامل پروندهها را دشوار میکند؛ وضعیتی که باعث میشود آمار منتشرشده، تنها موارد قابل ثبت و مستندسازی را در بر بگیرد.
ماهان مردانی، دوست گربهها، دروازهبان تیم فوتسال دانشگاه شاهرود، دانشجوی نخبه، او که باور داشت از ما حتی اگر یک نفر به جا بماند، وظیفه دارد روایت کند، در بامداد بیستمین روز دی ۱۴۰۴ بر اثر خونریزی ناشی از اصابت دو گلوله جنگی به استخوان ران پا در بیمارستان فیاضبخش تهران کشته شد.
آنچه میخوانید روایتی از زندگی و مرگ ماهان است که از خلال یک گفتوگوی بلند با مهسا، خواهرش، شکل گرفته؛ از خاطرات و مشاهدات او و آنچه پدر، مادر و همسایهها از شب تیراندازی و روزهای پس از آن برایش روایت کردهاند.
ماهان ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۱ متولد شد؛ کودکی نحیف که گویی برای به دنیا آمدن شتاب داشت و امیدی به زنده ماندنش نبود.
پیشتر، مادرش ماه و خورشید را در خواب دیده بود؛ چنان نزدیک و باشکوه که میتوانست هر دو را در دست گیرد.
کتاب تعبیر خواب اما تصویری تلخ و تاریک از این خواب پیش روی زن گذاشت: «قرار است فرزندی به دنیا بیاوری، خوشنام، با عمری به کوتاهی شکوفههای بهار.»
مادر خواب را پشت در اتاق مراقبتهای ویژه بیمارستان جا گذاشت و خیال کرد خطر مرگ زودهنگام «محمدمهدی» کوچک در جدال برای زندگی در همان اتاق بیمارستان از سر گذشته است.
وقتی آن شب حیاتی سپری شد و پزشکان به زنده ماندن کودک امیدوار شدند، نام دوازدهمین امام شیعیان را بر کودک نجاتیافته از مرگ گذاشتند: محمدمهدی.
بزرگ که شد، دلش خواست نامش «ماهان» باشد. به خواهرش گفته بود قبل از اردیبهشت پیش رو، قبل از آنکه ۲۴ ساله شود، برای تغییر نامش اقدام خواهد کرد؛ آرزویی که ناکام ماند.
از کودکی، عاشق فوتبال بود. آرزو داشت «نامش جهانی شود». نام ماهان سرانجام خارج از دانشگاه و محله و شهر شنیده شد، اما نه به واسطه فوتبال؛ در پی اصابت دو گلوله که استخوان پایش را در چند قدمی در خانهشان شکافت.
تلاشگر بود؛ دروازهبان تیم فوتبال محله و شاگرد مدرسه تیزهوشان و همراه همیشگی پدر در سالهایی که دستفروشی میکرد.
در نوجوانی دل دیدن خستگی پدرش را نداشت؛ قبل از او میرفت که اجناس را بچیند و شب، وقت پایان کار باز همانجا بود. ماهان، با کتابی در دست کنار پدر، تصویری آشنا برای اهل محل بود.
در جوانی هم در تیم فوتسال دانشگاه صنعتی شاهرود بود، هم در بوفه خوابگاه کار میکرد، هم مربی فوتبال بود.
شوخ، خندان و خوشبرخورد بود، از آن آدمها که با آمدنشان حال جمع بهتر میشود.
مصمم، سرسخت و کلهشق هم بود. اگر چیزی را میخواست، بهسادگی از خواستنش نمیگذشت.
یک بار تنها کامپیوتر خانه را، بیآنکه کسی خبردار شود، فروخت تا دوچرخه بخرد. بهسختی تنبیه شد، اما پس از آن هم اگر تصمیمی میگرفت، منصرف کردنش آسان نبود.
برای گربهها حسابی وقت داشت. دوست گربههای خیابان بود. اسم یکی از گربههای حنایی حیاط دانشگاه شاهرود «گربه تپل ماهان» بود؛ یک گربه نارنجی و بازیگوش که وقتی از درخت افتاد و دستش شکست، ماهان با همان باند و چسب و وسایلی که آسیبدیدگیهای سطحی خود موقع بازی در زمین فوتبال را درمان میکرد، برایش آتل ساخت.
سقفی که هر سال کوتاهتر میشد
«اگر من بترسم، تو بترسی، پس کی بره؟» این را در جواب مهسا گفته بود، تقریبا چهار سال قبل از آنکه کشته شود.
مهسا نگران برادر جوانی بود که سر پر شورش برای «زن، زندگی، آزادی» بارها او را به حراست دانشگاه کشانده بود.
به مهسا از کوتاه شدن سقف آرزوهایش هم گفته بود؛ اینکه خیال خریدن یک خانه نقلی در سرش جای خود را به خریدن یک ماشین داده بود، ماشین به موتور تبدیل شده بود و چند ماه مانده به دی فکر میکرد: «الان اگر زنده بمونم، هنر کردم.»
۱۸ دی ۱۴۰۴، با اعلام تخلیه خوابگاهها، ناچار شد وسایلش را بهعجله جمع کند و از شاهرود به خانه برگردد.
صبح ۱۹ دی در تماس با مهسا از آنچه شب قبل دیده بود، حرف زد؛ از سه نفری که کنار او هدف گلوله قرار گرفتند و از تلاش بینتیجهاش برای رساندن آنها به جایی امنتر.
میان حرفهایش گفته بود: «حالم هنوز از دیدن اون صحنهها بده، شاید اصلا امشب نرم.» و خیال خانواده کمی آسوده شده بود.
شامگاه ۱۹ دی، حوالی ۹ و نیم شب، هنوز در خانه بود و موسیقی گوش میداد. مادرش کنار پنجره صدای تیراندازی و فریادهایی را میشنید که هر لحظه بیشتر میشد.
از اینکه پسرش سرگرم موسیقی بود و گمان میکرد صداها را نمیشنود، در دل خوشحال بود. اما ماهان ناگهان بلند شد، لباس پوشید و گفت: «باید برم.»
در شرحی که همسایهها از آن دقایق برای خانواده بازگو کردند، به شتاب از راهروها گذشته بود و بیسلام و احوالپرسی، از کنار همسایهای که چنین رفتاری را از او به یاد نداشت، یکسره به سوی خیابان دویده بود؛ جایی که چند زن معترض میان ماموران گرفتار شده بودند.
به طرف دخترها رفت و با ماموران درگیر شد. تیراندازی که آغاز شد، به سوی خانهشان دوید. شماری از معترضان پیش از او در خانه پناه گرفته بودند.
ماهان به در بسته رسید و همانجا گلوله خورد.
خودش را به خانه کناری رساند، مقابل در زانو زد و افتاد. همسایهای که در حیاط بود، ابتدا خیال کرد پایش پیچ خورده است. وقتی او را به داخل کشیدند، خون فواره میزد.
دو گلوله به ران پای راستش اصابت کرده بود. یکی از همسایهها پرستار بود و تلاش کرد با بستن محل زخم، خونریزی را مهار کند، اما نمیشد؛ قطع خونریزی از شریان اصلی پا بدون تجهیزات پزشکی ممکن نبود.
او را به نزدیکترین درمانگاه رساندند. تلاش برای احیا و جلوگیری از خونریزی آغاز شد، اما امکانات کافی نبود.
در نهایت به بیمارستان فیاضبخش در غرب تهران اعزام شد، اما دیگر فرصتی برای نجات ماهان باقی نمانده بود.
زمان مرگ ۴۵ دقیقه پس از آغاز بیستمین روز دی اعلام شد؛ نزدیک به سه ساعت پس از شلیک دو گلوله جنگی.
انتظار برای پیکر شماره ۱۲۳۹۱
مهسا همراه با مادر و پدرش ۲۰ دی به کهریزک رفت، دهها کیسه سیاه را گشودند تا ماهان را پیدا کنند، اما از پیکر شماره ۱۲۳۹۱ خبری نبود.
سرانجام پس از ساعتها انتظار، در گرگ و میش ۲۰ دی، با آمبولانسی از بیمارستان فیاضبخش به کهریزک رسید.
تنش را در برابر دیدگان خانواده وارسی کردند تا مطمئن شوند گلولهای در بدن باقی نمانده است. کارهای اداری انجام شد و پیکر را به بهشت زهرا فرستادند تا برای خاکسپاری آماده شود.
صبح ۲۱ دی، تحویل او به خانوادهاش به اخذ تاییدیه از فرمانداری شهر قدس مشروط شد. طبق روایت خانواده از مراجعه به فرمانداری، برای هر گلوله ۴۵۰ میلیون تومان خواسته بودند. خانواده چنین پولی نداشت.
راهی که پیش پای آنها گذاشتند این بود: تعهد به سکوت. کارکنان حاضر در فرمانداری از پدر خواستند نه خودش و نه کسی از خانوادهاش نامی از ماهان نبرد و درباره چگونگی مرگش چیزی نگوید تا اجازه دهند خاکسپاری با حضور ماموران و تنها ۱۰ نفر از اعضای خانواده انجام شود.
پدر بهناچار تعهد داد و تن ماهان ۲۱ دی در حضور ماموران سرکوب در آرامستان امامزاده حضرتین شهر قدس به خاک سپرده شد، اما طنین قصهاش درست از همانجا، از همان گودال کوچک و تاریک گورستان، برخاست.
زیرا نجاتیافتگان دریافتهاند «فراموش کردن مردگان، چون کشتن دوباره آنهاست*» و صلیب روایتگری را بر دوش میکشند؛ همانطور که ماهان خواسته بود.
* الی ویزل، نویسنده و یکی از بازماندگان هولوکاست، مقدمه نویسنده بر ترجمه تازه انگلیسی کتاب «شب»، ۲۰۰۶.
همزمان با ادامه محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران از سوی ارتش آمریکا، خبرگزاری رویترز گزارش داد پالایشگاههای مستقل چین برای جبران کاهش عرضه نفت ایران، خرید نفت خام از عراق و قطر را برای تحویل در ماههای اکتبر و نوامبر افزایش دادهاند.
رویترز سهشنبه ۱۴ مهر به نقل از سه منبع آگاه نوشت پالایشگاههای چینی دستکم ۱۲ میلیون بشکه نفت خام عراق و قطر را از شرکتهای بازرگانی مرکوریا، توتسا و ترافیگورا خریداری کردهاند. یکی از منابع حجم کل خریدها را بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه برآورد کرد.
این محمولهها با قیمتی بین ۱۲ تا حدود ۲۰ دلار در هر بشکه بالاتر از شاخص نفت برنت و بر مبنای تحویل در مقصد فروخته شدهاند.
بخش عمده خریدها شامل نفت خام سنگین و متوسط بصره عراق است که از ارزانترین گریدهای نفتی خاورمیانه به شمار میروند.
پایگاه خبری بلومبرگ ۱۴ مهر گزارش داد کاهش عرضه برخی پالایشگاههای چینی را به خرید نفت بصره با گوگرد بالا سوق داده است؛ نفتی که معمولا در مقایسه با نفت ارزانتر ایران و نفت اسپو روسیه که بازده بیشتری در تولید گازوئیل دارد، کمتر مورد توجه آنها قرار میگرفت.
پیش از جنگ، نفت ایران مهمترین منبع تامین پالایشگاههای مستقل چین، از جمله پالایشگاههای کوچک موسوم به «قوری» یا «تیپات» در استان شاندونگ، به شمار میرفت، اما محاصره دریایی آمریکا دسترسی آنها به این منبع را محدود کرده است.
به گزارش بلومبرگ، دستکم ۵۰ نفتکش که عمدتا حامل نفت خام ایران هستند، در امتداد سواحل این کشور متوقف ماندهاند.
همزمان، پالایشگاههای دولتی چین بخش عمده نفت روسیه موجود در بازار را خریداری کردهاند و هزینه تامین آن را برای پالایشگاههای مستقل بالا بردهاند.
آمریکا در هفتههای اخیر بهدنبال محدود کردن شریانهای مالی حکومت ایران بوده است.
محاصره دریایی، جلوگیری از صادرات نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
نفت عراق، جایگزین در دسترس برای پالایشگاههای چینی
رویترز در ادامه گزارش داد عرضه فراوان و امکان تحویل سریع باعث شده نفت عراق به معیار تازه قیمتگذاری برای پالایشگاههای مستقل چین تبدیل شود.
منابع آگاه همچنین گفتند شرکتهای هونگرون و شنچی سه میلیون بشکه نفت خام «الشاهین» قطر را برای تحویل در اوایل نوامبر خریداری کردهاند.
پالایشگاههای مستقل چین از اواخر اوت تا اوایل سپتامبر نیز بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام از غرب آفریقا، کانادا و کلمبیا خریدند؛ اقدامی که پس از کاهش عرضه نفت ایران و ازسرگیری محاصره دریایی آمریکا صورت گرفت.
این پالایشگاهها در سالهای اخیر به نفت ارزانتر تولیدکنندگان تحت تحریم، بهویژه ایران، وابستگی زیادی داشتهاند.
دادههای شرکت کپلر نشان میدهد واردات نفت ایران به چین در سپتامبر نسبت به مدت مشابه سال گذشته تقریبا نصف شد و به ۵۹۰ هزار بشکه در روز رسید که پایینترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳ به شمار میرود.
کپلر همچنین اعلام کرد حجم نفت خام ایران ذخیرهشده روی نفتکشها در خارج از محدوده محاصره از ۱۰۰ میلیون بشکه در اواخر ژوئیه به ۴۵ میلیون بشکه کاهش یافته است.
بر اساس این گزارش، ایران در سپتامبر برای نخستین بار از زمان آغاز رصد صادرات نفت این کشور از سوی کپلر در سال ۲۰۱۳، هیچ نفت خامی صادر نکرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۱۱ مهر اعلام کرد حکومت ایران این هفته هیچ محموله نفتی روی آب نخواهد داشت و از این مسیر درآمدی کسب نخواهد کرد.
او کارزار نظامی، محاصره دریایی و انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی را اجزای بههمپیوسته راهبرد واشینگتن در قبال تهران توصیف کرد.
این در حالی است که علی نیکزاد، نایبرییس مجلس شورای اسلامی، پیشتر گفته بود آمریکا «هرگز» نخواهد توانست صادرات نفت ایران را به صفر برساند.
گرانی نفت روسیه، جذابیت بیشتر نفت بصره
همزمان با بهبود روند صادرات نفت از مسیر تنگه هرمز، یک منبع آگاه به رویترز گفت شرکتهای بازرگانی برای جذب پالایشگاههای مستقل چین، قیمتهای پیشنهادی خود را کاهش دادهاند.
افزایش عبور نفت تولیدکنندگان خلیج فارس از تنگه هرمز، دسترسی به نفت خام عراق را آسانتر کرده است.
تولیدکنندگان منطقه نیز پس از آنکه شرکت آرامکوی عربستان سعودی قیمت شاخصترین نفت خام خود را برای خریداران آسیایی کاهش داد، برای حفظ سهم بازار تخفیفهای بیشتری ارائه کردهاند.
در مقابل، نفت روسیه همچنان گران است. بلومبرگ به نقل از معاملهگران گزارش داد نفت اسپو روسیه با قیمتی نزدیک به ۳۰ دلار در هر بشکه بالاتر از برنت معامله میشود.
مویو شو، تحلیلگر ارشد نفت خام در کپلر، گفت پالایشگاههای قوری به قیمت بسیار حساس هستند و نفت بصره اکنون بهدلیل ارزانتر بودن نسبت به اسپو روسیه، برای پالایشگاههای خصوصی چین جذابتر شده است.
پیش از اعمال محاصره، واردات نفت ایران به چین از یک میلیون بشکه در روز فراتر میرفت و پالایشگاههای خصوصی خریداران اصلی آن بودند.
تخفیف چشمگیر نفت تحریمشده ایران به این پالایشگاهها امکان میداد حاشیه سود خود را افزایش دهند.