برادر اسماعیل بیگی به پزشکیان: به چه حقی خون معترضان را ریختید و آنها را تروریست خواندید
برادر اسماعیل بیگی، از معترضان کشتهشده دی، در واکنش به سخنان مسعود پزشکیان در سازمان ملل، از او پرسید: «به چه حقی و با کدام سند، برادر من و فرزندان ایران را تروریست مسلح خواندید؟ او فقط رفت که صدای هموطنانش باشد، به کدامین گناه هدف تکتیراندازهای شما قرار گرفت و کشته شد؟»
او در این پیام تاکید کرد برادرش نه سلاح داشت و نه جایی را تخریب کرد و نه کسی را زد؛ بلکه او فقط رفت که «صدای هموطنانش باشد».
برادر جاویدنام بیگی افزود: «فراموش نمیکنیم که آن شب، بدون آنکه معترضان حتی مخالف خود را کتک زده باشند، هدف گلوله قرار گرفتند و ماموران شما، خون صدها انسان بیگناه را به زمین ریختند.»
اسماعیل بیگی هرچگانی، ۵۴ ساله و پدر دو فرزند، شامگاه ۱۹ دی در سهراه سیمین اصفهان با اصابت گلولهای به قلب کشته شد.
به گفته نزدیکانش، بیگی از سوی تکتیراندازهایی که روی پشتبام ساختمانی نیمهکاره در خیابان سیمین مستقر شده بودند، هدف قرار گرفت.
شهروندان او را به بیمارستان میلاد اصفهان منتقل کردند، اما به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.
اطلاعاتی که بهتازگی درباره خراسان شمالی به ایراناینترنشنال رسیده، نشان میدهد یک شبکه مذهبی با محوریت حسینیه عزاداری و فعالان مذهبی مرتبط با نهادهای دولتی و نظامی، در سرکوب اعتراضات دیماه در بجنورد نقشآفرینی کردند.
خراسان شمالی؛ آغاز زودهنگام اعتراض و سرکوب
استان خراسان شمالی با جمعیتی بیش از ۹۰۰ هزار نفر و بافتی متشکل از قومیتهای گوناگون نظیر کردهای کرمانج، ترکها، فارسها، تاتها و ترکمنها، اعتراضات دیماه را حدود یک هفته پیش از ۱۸ و ۱۹ دی آغاز کرده بود.
این استان با بحرانهای عمیق اقتصادی و اجتماعی، از جمله حاشیهنشینی یکسوم جمعیت و نرخ فزاینده طلاق با سقوط اعتماد به حاکمیت و مشارکت سیاسی در دو دهه گذشته مواجه بوده است.
مشارکت انتخاباتی در خراسان شمالی از حدود ۸۵ درصد در سال ۱۳۸۸ به زیر ۵۰ درصد سقوط کرده است.
در دیماه، همزمان با شکلگیری موج اعتراضات، شش شهرستان مختلف در این استان شامل بجنورد، اسفراین، شیروان، گرمه، جاجرم، و مانه و سملقان شاهد تجمع شهروندان بود.
این شهرستانها غالب جمعیت استان و دوسوم پهنای آن را شکل میدهند.
معترضان از ۱۱ دیماه در این تجمعها با سردادن شعارهای ضدحکومتی و حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، اعتراضات را آغاز کردند و با فراخوان او در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رساندند.
واکنش نهادهای امنیتی در این شهرها از روزهای نخست با حضور نیروهای انتظامی، لباسشخصیها و یگانهای ویژه همراه بود.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد حکومت برای سرکوب از همان روزهای نخست دست به کشتار و شلیک مستقیم به مردم زد.
نقش شبکه مذهبی؛ فعالیت سازمانیافته برادران نظم بجنوردی
بررسی روایت افراد مطلع و شاهدان عینی سرکوب حاکی از آن است که روند شناسایی و مقابله با معترضان در بجنورد، فراتر از نیروهای رسمی، متکی بر یک شبکه شبهنظامی و مذهبی سازمانیافته بوده است.
در کانون این ساختار، نهادهای مذهبی محلی و دستکم یک حسینیه بهعنوان مکان سازماندهی و استقرار نیروهای لباسشخصی عمل کردند.
حمید و محمود نظم بجنوردی
در این میان، نقش دو برادر به نامهای حمید و محمود نظم بجنوردیبهعنوان سرشاخههای اصلی کاملا برجسته روایت شده است.
حمید نظم بجنوردی دستیار فرماندار بجنورد در دولت ابراهیم رئیسی بود و سابقه انتشار مقالاتی درباره ابعاد امنیتی بحران اقتصادی دارد.
محمود نظم بجنوردی نیز در قرارگاههای بسیج و مراکز حراست و گزینش فعالیت و همکاری کرده است.
طبق روایت افراد مطلع، ریشه فعالیتهای این شبکه مذهبی و سازماندهی آنها به پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ بازمیگردد، اما انسجام و فعالیتهای تهاجمی آنها از سال ۱۴۰۱ به بعد به صورت یک واحد کاملا مستقل و خودسر شدت گرفت.
این شبکه زیرمجموعهای بالغ بر ۳۰ نفر را شامل میشود که اعضای آن بهجز برادران نظم بجنوردی، با ماسک و پیراهنهای مشکی، با استفاده از موتورسیکلت، باتون، سلاح گرم و دستبندهای مستقل در مسیرهای اصلی اعتراضات مردمی دست به عملیات سرکوب میزدند.
یک فرد مطلع گفت محمود نظم بجنوردی از طریق ارتباط با یک نماینده بجنورد در مجلس، در دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی مشغول به کار بوده است.
این تیم سرکوب در هماهنگی با عناصر انصار حزبالله بجنورد، وظیفه ضربوجرح شدید معترضان و شناسایی آنها را بر عهده داشت.
حمید نظم بجنوردی نیز در سرکوب شهروندان بهویژه در مناطق نزدیک به فرمانداری که از مراکز اصلی اعتراضات و شلیک به مردم بود، حضور داشت.
شاهدان عینی در اعتراضات گفتند این شبکه مذهبی و امنیتی، شیوههای پیچیدهای را برای در دام انداختن معترضان به کار بست.
نیروهای لباسشخصی با حضور در میان تجمعکنندگان یا در پوشش راهپیماییهای ساختگی، با استفاده از مواد رنگی پنهانی، لباس معترضان را علامتگذاری میکردند تا در زمان یورش موتورسواران، شناسایی و بازداشت آنها در کوچههای فرعی تسهیل شود.
علاوه بر این، با همکاری مدیران بخشهای مرتبط از جمله مخابرات استان، دادهها و تصاویر دوربینهای پایش شهری برای رصد ترددها بهطور مستقیم در اختیار نهادهای امنیتی قرار گرفت.
از حسن دهقانی مقدم، مدیر مخابرات خراسان شمالی، در زمینه همکاری با نهادهای امنیتی برای شناسایی از طریق دوربینها نام برده شده است.
استفاده از پهپادها برای پایش هوایی جمعیت و مسدود کردن مسیرهای خروجی از دیگر اقداماتی بود که برای کنترل اعتراضات به کار گرفته شد.
خشونت در برخورد با اعتراضات در خراسان شمالی تنها به مرکز استان محدود نماند و سایر شهرستانها نیز شاهد ابعاد گوناگون سرکوب بودند.
در اسفراین، این درگیریها با تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه و یگانهای اعزامی با سلاحهای جنگی و تیربار از بالای ساختمانها همراه شد که به گزارش منابع محلی و کادر درمان، به کشته شدن دهها نفر انجامید.
در این میان، رانندگان تراکتور و ماشینهای آتشنشانی هم که برای گشودن مسیر کلانتری تلاش میکردند، هدف گلوله مستقیم قرار گرفتند.
پنهانسازی اجساد و اخاذی مالی از دیگر ابعاد این سرکوب بود، به گونهای که پیکر جانباختگان با کامیون و اتوبوس از مراکز درمانی به بجنورد منتقل شد و نهادهای حکومتی برای تحویل هر پیکر مبالغی بین ۱ تا ۲ میلیارد تومان مطالبه کردند.
آنها همچنین خانوادهها را تحت فشار گذاشتند تا کشتهشدگان را «بسیجی» معرفی کنند.
در شهرستان شیروان، نیروهای یگان ویژه از اواسط دیماه با بیرون راندن پرسنل مرکز بهداشت، این مکان را به استقرارگاه شبانهروزی خود تبدیل کردند و با مانور در سطح شهر و شکستن شیشه مغازهها به ایجاد رعب و وحشت دست زدند.
همزمان، بهدلیل حاکم شدن فضای شدید امنیتی و حکومت نظامی، مجروحان از مراجعه به بیمارستانها پرهیز کردند و پزشکان و پرستاران با راهاندازی شبکههای درمان زیرزمینی و خانگی به یاری شهروندان شتافتند؛ اقدامی که با شناسایی و بازداشت کادر درمان همراه شد.
شاهزاده رضا پهلوی با قدردانی از تصمیم کلمبیا برای قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی، آن را «اصولی» خواند و گفت ایرانیان کسانی را که در مبارزه برای آزادی کنارشان میایستند، هرگز فراموش نخواهند کرد.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به آبلاردو د لا اسپریلا، رییسجمهوری کلمبیا، نوشت: «ملت ایران سپاسگزار شما و ملت کلمبیا برای تصمیم اصولیتان در قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی است.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «کلمبیا در برابر تروریسم، جرائم فرامرزی و نقض سیستماتیک حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی، موضع روشنی اتخاذ کرده است.»
او با تاکید بر اینکه «ایرانیان کسانی را که در مبارزه برای آزادی در کنارشان میایستند، هرگز از یاد نخواهند برد»، ابراز امیدواری کرد روابط دو کشور در آینده بر پایه ارزشهای مشترک شکل بگیرد.
شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «من چشمانتظار روزی هستم که یک ایران آزاد و کلمبیا، روابط مستحکم و دوستی پایداری را بر اساس ارزشهای مشترکِ آزادی، امنیت و دموکراسی بنا کنند.»
قطع روابط دیپلماتیک به دلیل نقض حقوق بشر و نگرانیهای امنیتی این پیام پس از آن منتشر شد که وزارت امور خارجه کلمبیا در بیانیهای به تاریخ پنجشنبه دوم مهر، ۲۴ سپتامبر، اعلام کرد قطع روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی از ۲۸ شهریور، ۱۹ سپتامبر، اجرایی شده است.
بر اساس این بیانیه، روابط کنسولی دو کشور ادامه خواهد یافت.
بوگوتا نگرانیهای امنیتی، ارتباطات جمهوری اسلامی با گروههای تروریستی، نقض حقوق بشر و اقدامات حکومت ایران در منطقه و پرونده هستهای را از دلایل این تصمیم برشمرد.
وزارت امور خارجه کلمبیا گفت این اقدام در راستای اصول سیاست خارجی این کشور در زمینه امنیت ملی، امنیت نیمکره و مبارزه با جرایم فراملی صورت گرفته است.
این وزارتخانه در بیانیه خود به ارتباطات میان جمهوری اسلامی و گروههای تروریستی بینالمللی، از جمله گروههای مرتبط با قاچاق مواد مخدر، اشاره کرد و این ارتباطات را تهدیدی علیه امنیت کلمبیا دانست.
بوگوتا همچنین «نقض مستند حقوق بشر» در ایران و حملات تاییدشده علیه کشورهای غیرطرف درگیری در خاورمیانه را از دیگر دلایل قطع روابط عنوان کرد.
انسداد تنگه هرمز و ممانعت مقامهای ایرانی از فعالیت آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای راستیآزمایی دامنه برنامه هستهای ایران نیز از موارد ذکرشده در بیانیه بود. وزارت امور خارجه کلمبیا گفت مجموعه این اقدامات، اعتماد بوگوتا به دولت جمهوری اسلامی را تضعیف کرده است.
این وزارتخانه تاکید کرد هنگام ابلاغ تصمیم به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، با استناد به کنوانسیونهای وین درباره روابط دیپلماتیک و کنسولی، ادامه روابط کنسولی دو کشور را تصریح کرده است. اداره تشریفات کلمبیا نیز روند اقدامات بعدی را به مقامهای ایرانی اطلاع خواهد داد.
دولت کلمبیا در پایان بیانیه، دفاع از حاکمیت ملی را از ارکان سیاست خارجی خود خواند و بر حفاظت از مرزها، مخالفت با مداخله خارجی و دفاع از شهروندان و منافع این کشور تاکید کرد.
واکنش جمهوری اسلامی در واکنش به تصمیم دولت کلمبیا، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد «تدابیر لازم» را برای صیانت از منافع جمهوری اسلامی اتخاذ خواهد کرد و اتهامهای مطرحشده از سوی بوگوتا علیه ایران و بخشی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را رد کرد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی جمعه سوم مهر در بیانیهای اعلام کرد روابط دیپلماتیک ایران و کلمبیا بیش از نیم قرن سابقه داشته و تصمیم بوگوتا برای قطع این روابط را مغایر با منافع دو کشور دانست.
در این بیانیه، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تصمیم کلمبیا را ناشی از «نفوذ آمریکا و اسرائیل» دانست و دولت کلمبیا را به ارتباط با شبکههای قاچاق مواد مخدر متهم کرد.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین از توقیف ۵۵ کیلوگرم کوکائین در تهران در اواخر شهریور خبر داد و گفت این محموله از کلمبیا به ایران قاچاق شده بود.
این وزارتخانه از مقامهای کلمبیا خواست برای شناسایی افراد دخیل در قاچاق این محموله و موارد مشابه همکاری کنند.
صفحه اول و یکی از صفحات مجله فرانسوی «پوئن دو وو» که مصاحبه در آن منتشر شده است.
شهبانو فرح پهلوی در گفتوگو با مجله فرانسوی «پوئن دو وو» گفت ایرانیان، بهویژه نسل جوانی که در فضای سرکوب دائمی بزرگ شده، انتخاب خود را کردهاند: «آزادی و دموکراسی». او همچنین بر مخالفت همیشگی خود با هرگونه حمله به ایران تاکید کرد.
او در این مصاحبه گفت همواره با هرگونه حمله به ایران مخالف بوده و مردم باید آزادانه شکل نظام آینده را انتخاب کنند.
همسر آخرین پادشاه ایران پیش از انقلاب ۵۷ با انتقاد از سرکوب و سیاستهای جمهوری اسلامی تاکید کرد: «قلبم برای ایران میتپد.»
این مصاحبه در انستیتو دو فرانس در پاریس انجام شده و نخستین گفتوگوی رسانهای شهبانو فرح پهلوی از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در اسفند گذشته معرفی شده است.
شهبانو فرح پهلوی در توضیح سکوت خود از آغاز جنگ گفت خبرهایی که از ایران دریافت میکرد، از دشوارتر شدن روزافزون شرایط مردم حکایت داشت.
او افزود: «وقتی این جنگ درگرفت، ایرانیان هنوز در سوگ چیزی بودند که احتمالا یکی از بزرگترین کشتارهای غیرنظامیان بیدفاع به دست یک حکومت علیه مردم خودش بود.»
شهبانو فرح پهلوی در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت کنونی، در میانه حملات آمریکا و مذاکرات، گفت: «من همیشه با هرگونه حمله به کشورم مخالف بودهام. ایرانیان چهلوهفت سال است که زیر فشار و سرکوبی هر روز شدیدتر زندگی میکنند. امروز باید پیامدهای دخالتهای رژیم در خارج را هم تحمل کنند.»
او در ادامه پرسید: «تا کی یک ملت باید تاوان انتخابهای فاجعهبار رژیمی را بپردازد که بر او حکم میراند، در حالی که بارها و به بهای فداکاریهای سنگین، مخالفت خود را با آن فریاد زده است؟»
شهبانو فرح پهلوی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا جمهوری اسلامی از جنگ قویتر بیرون خواهد آمد، گفت: «به نظرم این کاملا غیرممکن است.»
او افزود: «فریب تبلیغات، تظاهرات با دقت سازمانیافته و استفاده گسترده از ابزارهای رسانهای و فناوری را نخورید. واقعیت روی زمین، آنطور که من میشناسم، چیز دیگری است.»
به باور او، سیاستهای حکومت به جنگ و ویرانی انجامیده و رنج مردم و آسیب به کشور را افزایش داده است.
او گفت: «برای اکثریت بزرگ ایرانیان، دشمن واقعی درون مرزهای خودشان است. اگر برای دفاع از میهنشان متحد شدهاند، پیش و بیش از هر چیز در برابر همین دشمن بوده است.»
شهبانو فرح پهلوی با اشاره به مشکلات معیشتی مردم گفت در کشوری که آن را از ثروتمندترین کشورهای جهان توصیف کرد، بخش بزرگی از جمعیت توان تامین غذای کافی ندارند و برخی ناچارند به یک وعده غذا در روز، اغلب بدون پروتئین، بسنده کنند.
او افزود: «با این همه، ایرانیان، و بهویژه این نسل جوان که در فضای سرکوب دائمی بزرگ شده، انتخاب خود را کردهاند: آزادی و دموکراسی.»
در بخش دیگری از مصاحبه، شهبانو فرح پهلوی درباره فعالیتهای پسرش، شاهزاده رضا پهلوی، گفت: «او زندگی و تمام توانش را وقف مبارزه برای آزادی ایران کرده است.»
او در پاسخ به پرسشی درباره ایرانیانی که خواهان پایان جمهوری اسلامیاند اما با بازگشت سلطنت مخالفاند، بر انتخاب شکل نظام سیاسی آینده با رای مردم تاکید کرد.
شهبانو فرح پهلوی گفت: «هدف اعلامشده شاهزاده رضا این است که جنبش ایرانیان را به سوی آزادی هدایت کند و دوره گذار را رهبری کند، تا زمانی که مردم بتوانند آزادانه و با رای خود شکل نظام آینده را برگزینند. آنگاه ماموریت او به پایان میرسد.»
او در پاسخ به پرسشی درباره امید به بازگشت به ایران نیز گفت: «تنها دغدغه و تنها امید من این است که ایرانیان و کشورم را رها از چنگ این قدرت شوم ببینم.»
شهبانو فرح پهلوی هنگام صحبت درباره نسبت خود با فرانسه، بر هویت ایرانیاش تاکید کرد و گفت: «من پیش از هر چیز ایرانی هستم. قلبم برای ایران میتپد و عمیقا به ریشههایم وابستهام.»
او همچنین از ثبت بنیادی در پرتغال خبر داد و گفت آرزو دارد این بنیاد در دوران حیاتش و پس از آن، به مرجعی با نام او تبدیل شود. به گفته شهبانو فرح پهلوی، از دیگر ماموریتهای این بنیاد، شناساندن ایران، تاریخ، فرهنگ و ارزشهای آن به جهان خواهد بود.
شهبانو فرح پهلوی گفت امسال به تعطیلات نرفته و تمام تابستان را در پاریس، «نگران و در تماس دائم با هممیهنانم» گذرانده است.
او درباره تلاش برای حفظ امید در میان ایرانیان گفت: «دور از آنها، هر کاری از دستم برمیآید میکنم تا به آنها امید بدهم و یادآوری کنم که در پایان، روشنایی بر تاریکی پیروز خواهد شد.»
وقتی از او خواسته شد خود را در یک کلمه توصیف کند، پاسخ داد: «مثبت».
گسترش پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» از سوی خانوادههای جاویدنامان دیماه با خشم و تهدید نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی روبهرو شده است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است نیروهای امنیتی با احضار و تهدید شماری از خانوادهها، اعمال فشار برای حذف مطالب، محدود کردن صفحات اینستاگرام و مسدود کردن سیمکارتها، در تلاشند فعالیت این خانوادهها و ادامه این کارزار را محدود کنند.
پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» در هفتههای اخیر از سوی خانوادهها و نزدیکان جاویدنامان دیماه راهاندازی شد. شرکتکنندگان در این پویش با روشن کردن شمع و انتشار نام، تصویر و ویدیوهای جاویدنامان، یاد آنان را گرامی میدارند.
بر اساس اطلاعات موجود، در پی گسترش این پویش، نیروهای امنیتی با شماری از خانوادههای دادخواه تماس گرفته و از آنان خواستند پستهای مرتبط با این پویش و در مواردی مطالب پیشین درباره فرزندان یا بستگان کشتهشده خود را از شبکههای اجتماعی حذف کنند.
منابع مطلع همچنین گفتند صفحات اینستاگرام برخی اعضای خانوادههای دادخواه از دسترس خارج یا محدود شده و امکان ادامه فعالیت در این صفحات از آنان گرفته شده است.
مسدود شدن سیمکارتها و فشار بر فعالیت مجازی
بنا بر گزارشهای رسیده، سیمکارت شماری از خانوادههای دادخواه نیز پس از مشارکت در پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد»، بدون اطلاع قبلی و بدون دریافت توضیح رسمی، مسدود شد.
در یکی از تازهترین موارد فشار و تهدید، پس از آنکه خانواده علی کرابی در سبزوار بر مزار او شمع روشن کردند، سنگ مزارش تخریب و برخی اعضای خانواده به نهادهای امنیتی احضار شدند.
ویدیوی پدر نهایت رحیمی دشتی
در تازهترین مورد از اعمال فشار بر خانوادهها، پدر نهایت رحیمی دشتی، از جاویدنامان دیماه در گرگان، ویدیویی در صفحه خود منتشر کرد و گفت در پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» شرکت نکرده است.
پیشتر ویدیویی از او منتشر شد که بر مزار دخترش شمع روشن میکرد.
نهایت رحیمی دشتی، ۳۷ ساله، ۱۸ دی در گرگان کشته شد.
ایراناینترنشنال پیشتر ویدیویی از سخنان مادر او در مراسم چهلمش منتشر کرد که در آن گفته بود دخترش با شلیک گلوله به ناحیه گردن کشته شده است.
انتشار ویدیوی پدر رحیمی دشتی در شرایطی صورت گرفت که گزارشهای متعددی از تماسهای امنیتی، احضار خانوادهها و فشار برای محدود کردن فعالیت آنان در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
منابع نزدیک به برخی خانوادههای دادخواه، این اقدامات را بخشی از فشارها برای محدود کردن فعالیت آنان در شبکههای اجتماعی و جلوگیری از گسترش کارزارهای یادبود توصیف کردند.
با آغاز مهر و بازگشایی مدارس، دانشآموزان بار دیگر پشت نیمکتهای کلاس مینشینند، اما در شماری از مدارس، جای کودکان و نوجوانانی خالی است که در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
برخی دانشآموز ممتاز بودند، بعضی هنرمند و ورزشکار و برخی در کنار تحصیل، برای تامین هزینههای خانواده کار میکردند.
حالا از آنها کیف و کتاب، اتاقهای خالی و خانوادههایی مانده که دادخواهاند.
برای بسیاری از خانوادهها، مهر امسال دیگر یادآور خرید دفتر و کتاب، آماده کردن لباس مدرسه یا نگرانی برای امتحان و نمره نیست. آغاز سال تحصیلی، جای خالی فرزندانی را به یادشان میآورد که قرار بود امسال نیز به کلاس درس بازگردند.
آیندهای که با گلوله نابود شد
پرنیان دبیری، دانشآموز ۱۶ ساله، ۱۹ دیماه در شهرستان بهارستان در استان تهران هدف گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
پرنیان همراه پدر و مادرش در اعتراضات حضور داشت که از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت.
در آستانه بازگشایی مدارس، پدر پرنیان بر مزار تنها دخترش حاضر شد و پرسید: «به چه جرمی آینده پرنیان را نابود کردید؟»
جواد کاظمی، کودک دیگری بود که در ۱۳ سالگی کشته شد؛ دانشآموزی که همزمان کودک کار و نانآور خانواده بود.
او شامگاه ۱۸ دی در حصارک پایین اسلامشهر با شلیک سه گلوله کشته شد.
رهام سعادتی، نوجوان ۱۷ ساله و عضو تیم والیبال ستارگان البرز، یکی دیگر از دانشآموزانی بود که در اعتراضات دیماه کشته شد.
او شامگاه ۱۸ دی در کرج و در جریان اعتراضات چهارراه مصباح با شلیک مستقیم گلوله و اصابت آن به ناحیه ریه، جان باخت.
برای رهام، آغاز سال تحصیلی تازه میتوانست ادامه مدرسه، تمرین والیبال و دنبال کردن آیندهای باشد که برای خود تصور کرده بود؛ اما اکنون نام او در فهرست نوجوانانی قرار گرفته که فرصت ادامه تحصیل و ورزش از آنان گرفته شد.
سینا اشگبوسی نیز تنها ۱۶ سال داشت؛ نوجوانی که نزدیکانش از او بهعنوان پسری باهوش، امیدوار و دارای آرزوهای بزرگ یاد کردهاند.
سینا تنها فرزند خانواده بود و رویای پزشک شدن داشت. او شامگاه ۱۸ دی در فلکه سوم تهرانپارس با اصابت دو گلوله جنگی به شکم و قلب کشته شد.
به گفته خانواده سینا، امسال مدرسه برای ثبتنام او تماس گرفته است؛ تماسی برای دانشآموزی که دیگر در خانه نیست.
تصویری که خانواده او منتشر کردهاند، کتاب سینا را همچنان باز نشان میدهد؛ کتابی که از شب ۱۸ دی همانطور باقی مانده است.
قرار بود سینا برای امتحان شنبه درس بخواند، اما شنبه فرا رسید و خانوادهاش به جای آماده کردن او برای امتحان، در میان پیکرهای جانباختگان در کیسههای سیاه کهریزک به دنبال پیکر فرزندشان گشتند.
جای خالی پدر و مادر در نخستین روز مدرسه
داستان مهر امسال تنها به نیمکتهای خالی دانشآموزان کشتهشده محدود نیست. کودکانی نیز برای نخستین بار وارد مدرسه میشوند که یکی از والدینشان را در اعتراضات از دست دادهاند.
گیسو، دختر شش ساله فاطمه سلطانی، یکی از آنهاست. فاطمه سلطانی، مادر دو کودک، ۱۸ دیماه در اسفراین کشته شد. گیسو اکنون در حالی نخستین سال مدرسه را آغاز میکند که مادرش در کنار او نیست.
تصاویر آغاز سال تحصیلی گیسو، او را با لبخند و لباس مدرسه نشان میدهد؛ کودکی که یکی از مهمترین روزهای زندگیاش را بدون حضور مادر تجربه کرد.