آی۲۴: آمریکا با فروش ۴۸ جنگنده اف-۳۵ به عربستان سعودی موافقت کرده است


آی۲۴نیوز پنجشنبه ۲۶ شهریور گزارش داد وزارت خارجه آمریکا پس از بررسی، با طرح فروش ۴۸ جنگنده اف-۳۵ به عربستان سعودی موافقت کرده است.
پیشتر نیویورکتایمز گزارش داده بود مقامهای اطلاعاتی آمریکا در گزارشهای داخلی درباره احتمال جاسوسی چین در ارتباط با فروش این جنگندههای پیشرفته به عربستان سعودی ابراز نگرانی کردند.
بر اساس این گزارش، ارزش قرارداد فروش دهها جنگنده اف-۳۵ به عربستان سعودی حدود ۲۴ میلیارد دلار برآورد شده است.






۲۲شهریور ۱۴۰۱ ژینا مهسا امینی دختر ۲۲سالهی کُرد در تهران به بهانه حجاب به دست پلیس گشت ارشاد بازداشت شد. همان شب با علائم مرگ مغزی به بیمارستان کسری برده شد و پس از سه روز درگذشت. دلیل مرگ او ضربات ناشی از باتوم و رفتار خشن ماموران گشت ارشاد بابود.
عصر ۲۵ شهریور همزمان با اعلام خبر درگذشت مهسا، نخستین جرقههای اعتراض با تجمع اعضای خانواده، فعالان مدنی و شهروندان معترض در برابر بیمارستان زده شد. پلیس سرکوب از همان لحظه ی اول وارد شد.
یکروز بعد مراسم خاکسپاری مهسا در گورستان آیچی سنندج آغاز اعتراضات گستردهی سراسری بود. بر سنگ گور مهسا نوشته شده بود «ژینا جان، تو نمیمیری، نامت نماد میشود» جملهای که به واقعیت پیوست.
تا سوم مهسا در ۲۸ شهریور خیزش سراسری از شهرهای استانهای کردنشین فراتر رفت و بهدهها شهر دیگر کشیده شد. ۳۰ شهریور خیزش اعتراضی به اوج سراسری خود رسید و دستکم ۸۷ شهر در تمامی ۳۱ استان ایران شاهد تجمعات خیابانی، درگیری با نیروهای سرکوبگر و تسخیر نمادین معابر عمومی بود.
ویژگی بیبدیل خیزش ۱۴۰۱ نقش محوری زنان بود. دخنتران و زنان که برای بیش از چهردهه تخت سرکوب سیستماتیک قرار داشتند، پیشتاز اعتراضات بودند. زنان روسریها، نمادهای سرکوب را برداشته و سوزاندند. دور آتش رقصیدند، موها را گره زدند و بدون حجاب در خیابانها نظم نمادین سلطه را به چالش کشیدند.
شعار ژن، ژیان، آزادی که در روز خاکسپاری مهسا در گورستان آیچی سرداده شده بود ترجمه و زن، زندگی، آزادی تبدیل به شعار محوری اعتراضات شد.
خیزش زن، زندگی، آزادی با تنوع رنگارنگش تبدیل به نخستین ائتلاف فراطبقاتی و سراسری میان اقشار گوناگون پس از انقلاب سال ۵۷ شد. از دانشآموزان و دانشجویان گرفته تا اقلیتهای قومی و دینی، اصناف مختلف، کارگران و فعالان مدنی همگی به میدان آمدند. دانشآموزان دختر روسریهای خود را برداشتند و عکسهای رهبران جمهوری اسلامی را پاره کردند. دانشجویان، دانشگاهها را به تعطیلی کشاندند. بازارها در بزرگترین اعتصابات پس از انقلاب بسته شدند. و کارگران از رفتن به سر کارهای خود سرباز زدند.
حکومت بلافاصله احساس خطر کرد. موج بزرگ و بیسابقهای از سرکوب در ابعادی که پیش از آن دیده نشده بود از راه رسید. جمهوری اسلامی با تمام نیروهایش به میدان آمد. از شهریور تا پایان آبان سال ۱۴۰۱ چندین موج پیاپی اعتراضات مردمی، با شدت و خشونت سرکوب شد.
بررسیهای عفو بینالملل ثابت میکند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بهطور گسترده، سیستماتیک و غیرقانونی از انواع سلاحهای مرگبار و نیروی سرکوب برای متفرقکردن، ارعاب، سرکوب و مجازات معترضان استفاده کرده است. براساس حقوق بینالملل، استفاده از سلاح گرم تنها زمانی مجاز است که یک خطر واقعی و نزدیک مرگ یا جراحت شدید متوجه نیروهای امنیتی یا دیگران باشد. اما تحقیقات عفو بینالملل نشان میدهد نیروهای امنیتی در هیچیک از موارد بررسیشده با چنین خطری روبرو نبودهاند.
نیروهای سرکوب از سلاحهای گرم جنگی مانند تفنگهای خانوادهی کلاشنیکف، ژ۳، مسلسل و کلتهای کمری استفاده کرد. همچنین از تفنگهای ساچمهزن استفاده شد که باعث زخمهای شدید، کور شدن چشمها و مرگ معترضان شده است.
نیروهای سرکوب از اینهم فراتر رفت و از سلاحهای کمتر کشنده مانند پرتابکنندههای گاز اشکآور و فشنگهای پلاستیکی برای کشتن معترضان استفاده کرد. آنها گاز اشکآور را مستقیم به سمت سروصورت معترضان شلیک کردند و از باتوم، شوکر و کابل برای آسیبهای جدی که حتی منجر به مرگ شد استفاده کردند.
آنها بدون هیچگونه هشدار قبلی به تجمعات کاملا مسالمتآمیز شلیک کردند. نیروهای سرکوب با تعقیب معترضان در حال فرار به سروگردن آنها از پشت شلیک کردند. همچنین در ایستهای بازرسی و گشتهای خودرویی و در هجوم به منازل مسکونی از اسلحهی گرم استفاده شد.
صدها نفر در خیابانها کشته شدند. زنان، مردان و کودکان به خون نشستند. بازداشتهای گسترده از راه رسید و دهها هزار نفر راهی بازداشتگاهها شدند. بازداشتگاههایی که ادامهای بر ماشین کشتار و سرکوب بودند. گروهی ناپدید شدند و هرگز بازنگشتند. بعضی به مرگهایی مشکوک درگذشتند. ماشین کشتار حتی پس از آزادی هم دست از سر معترضان برنداشت.
عفو بینالملل دستکم ۳۷۷ نفر از کشتهشدگان خیزش زن، زندگی آزادی را فهرست کرده است. ۳۲۸ نفر از این افراد در خیابانها کشته شدند. اکثریت آنها با شلیک مستقیم گلولهی جنگی یا ساچمههای فلزیدرگذشتند و دستکم ۱۳ نفر بر اثر ضربات شدید باتوم و زیر ضربوشتم جان باختند. کسانی چون حدیث نجفی و مهدی حضرتی. مابقی بر اثر برخورد پوکهی گاز اشکآور یا استنشاق گاز و تصادف عمدی با وسایل نقلیهی نیروهای ضدشورش کشته شدند.
براساس برآوردهای سازمان عفو بینالملل ۱۷درصد از کشتهشدگان کودک بودهاند. کسانی چون کیان پیرفلک، سارینا اسماعیلزاده و نیکا شاکرمی. ۴۷درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله و ۳۶ درصد بالای سیسال داشتهاند.
بهجز کشتهشدگان، بازداشتهای خودسرانه بخش بزرگی از روند سرکوب جمهوری اسلامی بوده است. دهها هزارنفر از جمله کودکان، دانشجویان، وکلا، روزنامهنگاران، فعالان مدنی و خانوادههای دادخواه بازداشت شدند. گروهی در خیابانها و گروهی دیگر با هجوم به منازلشان ربوده شده و به بازداشتگاههای مخفی و خانههای امن منتقل شدند. آنها شکنجه شده و ناچار به اعتراف اجباری شدند. نیروهای امنیتی و قضایی با پنهانکردن اطلاعات مربوط به محل نگهداری و سرنوشت بازداشتشدگان از خانوادهها، آنها را برای روزها یا هفتهها در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار دادند.
همچنین شکنجههای جسمی، جنسی و روحی برنامهی عادی بازداشتگاههای جمهوری اسلامی بوده است. کتکزدن با باتوم، شلاق، شوک الکتریکی، سوزاندن با سیگار یا اجسام داغ، سوزنزدن زیر ناخنها، محرومیت طولانی از خواب، غذا و آب، نگهداری در سلولهای بسیار سرد یا گرم، و عدم درمان جراحات از شکنجههای انجامشده هستند.
گروهی با اجرای مصنوعی اعدام، تهدید به تجاوز جنسی به فرد یا اعضای خانواده و توهینهای خردکننده شکنجه شدند.
عفو بینالملل دستکم ۱۶مورد تجاوز جنسی توسط ماموران یا با استفاده از وسایلی مانند باتوم و بطری را فهرست کرده است. همچنین دستکم ۲۹مورد انواع دیگر شکنجههای جنسی مانند دستدرازی به اندامهای جنسی و شوک الکتریکی به دستگاه تناسلی مردان تاییده شدهاند.
یافتههای عفو بینالملل ثابت میکند که سرکوب اعتراضات سال ۱۴۰۱ یک اقدام پراکنده یا تخلف فردی ماموران نبوده، بلکه حاصل یک برنامهی گسترده، سیستماتیک و سازمانیافته علیه غیرنظامیان برای حفظ قدرت به هر قیمت بوده است. تمام ارکان این سرکوبها منطبق بر تعریف حقوقی «جنایات علیه بشریت» براساس اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی است.
هیات حقیقتیاب سازمان ملل متحد درباره ایران اعلام کرد که آمریکا در جریان جنگ ایران مرتکب «جنایت جنگی» و جمهوری اسلامی در سرکوب خونین و مرگبار مردم ایران مرتکب «جنایت علیه بشریت» شدهاند.
این هیات در گزارشی که پنجشنبه ۲۶ شهریور منتشر شد، اعلام کرد که «دلایل معقولی» برای این باور وجود دارد که ایالات متحده مسئول دو حمله نظامی به یک مدرسه و یک مجموعه ورزشی در ایران در اسفند ماه سال گذشته بوده است و این حملات، براساس یافتههای این هیات، مصداق جنایت جنگی بودهاند.
این هیات همچنین تاکید کرد که جمهوری اسلامی در جریان سرکوب مرگبار اعتراضات ضدحکومتی مردم ایران مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.
این یافتهها در گزارش جدید هیات مستقل بینالمللی حقیقتیاب درباره ایران ارائه شده که قرار است به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو ارائه شود. این گزارش هم عملکرد آمریکا در جریان جنگ ایران و هم واکنش حکومت ایران به اعتراضات سراسری در دی ماه سال گذشته را بررسی کرده است.
مقامهای آمریکایی پیشتر گفتهاند عملیات نظامی این کشور مطابق با قوانین مخاصمات مسلحانه انجام میشود. جمهوری اسلامی نیز همواره اتهامهای مربوط به نقض نظاممند حقوق بشر را رد کرده است.
هیاتهای حقیقتیاب سازمان ملل نهادهای تحقیقاتی هستند و نه قضایی و بنابراین خود پرونده کیفری تشکیل نمیدهند. با این حال، یافتههای آنها میتواند در تحقیقات کیفری دادگاههای ملی یا مراجع بینالمللی، از جمله دیوان کیفری بینالمللی، مورد استفاده قرار گیرد.
این گزارش دوشنبه آینده، هنگام ارائه به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، مورد بحث و گفتوگو قرار خواهد گرفت.
حمله به مدرسه میناب
کارشناسان سازمان ملل گفتند به «دلایل معقولی» برای این باور رسیدهاند که نیروهای آمریکایی مسئول حمله به دبستان شجره طیبه در شهر میناب بودهاند؛ حملهای که به گفته مقامهای ایرانی بیش از ۱۵۰ نفر، از جمله حدود ۱۲۰ دانشآموز، در آن کشته شدند.
هیات حقیقتیاب نتیجه گرفت این حمله یک حمله بدون تفکیک بوده که به کشته شدن غیرنظامیان و آسیب دیدن زیرساختهای غیرنظامی منجر شده و براساس حقوق بینالملل، جنایت جنگی محسوب میشود.
براساس این گزارش، کوتاهی آمریکا در بهروزرسانی اطلاعات مربوط به این مدرسه در پایگاههای داده مربوط به اهداف ــ مدرسهای که در مجاورت یک مجموعه دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داشت ــ و همچنین عدم تایید اینکه این ساختمان یک هدف نظامی بوده است، فراتر از سهلانگاری صرف بوده است.
در گزارش آمده است: «در عوض، آمریکا حملات را به سوی ساختمان مدرسه هدایت کرد، در حالی که از خطر قابل توجه اصابت به یک هدف غیرنظامی آگاه بود و نسبت به احتمال وقوع چنین اتفاقی بیملاحظه عمل کرد.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در ماه ژوئن با اشاره به تحقیق درباره این حادثه گفته بود «هیچکس» در اسفند ماه عمدا یک مدرسه دخترانه در ایران را هدف قرار نداده است.
رویترز نخستین رسانهای بود که گزارش داد تحقیقات داخلی اولیه ارتش آمریکا نشان میدهد به احتمال زیاد نیروهای آمریکایی مسئول حمله مرگبار به میناب در جنوب ایران بودهاند.
پنتاگون از آن زمان سطح تحقیقات درباره این حادثه را ارتقا داده است، اما تاکنون هیچ یافته مقدماتی را منتشر نکرده است.
کارشناسان سازمان ملل گفتند این مدرسه بهوضوح یک هدف غیرنظامی قابل شناسایی بوده و هیچ مدرکی پیدا نکردهاند که نشان دهد از آن برای مقاصد نظامی استفاده میشده است.
حمله به مجموعه ورزشی لامرد
کارشناسان درباره حمله به یک مرکز ورزشی در لامرد نیز به نتیجه مشابهی رسیدند.
براساس گزارش، این حمله علاوه بر مجموعه ورزشی به ساختمانهای مسکونی اطراف و یک مدرسه آسیب رساند و ۲۲ غیرنظامی را کشته یا زخمی کرد.
هیات حقیقتیاب نتیجه گرفت این حمله نیز بدون تفکیک بوده و بنابراین جنایت جنگی محسوب میشود.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در بیانیهای در ماه مارس اعلام کرده بود که نیروهای آمریکایی در آن روز هیچ حملهای به داخل شهر لامرد انجام ندادهاند.
یافتههای هیات درباره سرکوب اعتراضات در ایران
بخش دیگری از تحقیقات سازمان ملل به عملکرد مقامهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضاتی اختصاص دارد که دی سال گذشته آغاز شد.
هیات حقیقتیاب اعلام کرد جمهوری اسلامی در جریان این اعتراضات حملهای گسترده و نظاممند علیه غیرنظامیان انجام داد که شامل کشتار غیرقانونی، شکنجه، بازداشت خودسرانه، ناپدیدسازی قهری و اعمال محدودیتهای شدید بر آزادی بیان بوده است.
گروههای حقوق بشری میگویند در میان کشتهشدگان، افرادی نیز حضور داشتند که صرفا ناظر وقایع بودند. هیات حقیقتیاب اعلام کرد نتوانسته است شمار کشتهها را بهطور مستقل تایید کند، اما معتقد است تعداد واقعی کشتهها و مجروحان احتمالا بسیار بیشتر از آمار رسمی است.
در این گزارش گفته شده است که براساس آمار رسمی اعلامشده از سوی جمهور اسلامی، ۳ هزار و ۳۸ نفر کشته و ۲۵ هزار نفر زخمی شدهاند.
این در حالی است که سازمان حقوق بشر ایران پنجشنبه ۲۶ شهریور و همزمان با انتشار گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل متحد اسامی ۴۲۰۰ تن از معترضان کشتهشده در جریان خیزش دیماه را منتشر و تاکید کرد این آمار حداقلی است و همه قربانیان سرکوب را در بر نمیگیرد.
پیش از این نیز شورای سردبیری ایراناینترنشنال اعلام کرده بود بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
در گزارش هیات حقیقتیاب تاکید شده است که واکنش حکومت به اعتراضات ــ از جمله خشونت و کشتار، قطع اینترنت و استفاده از مجازات اعدام ــ نشاندهنده تشدید قابل توجه شیوههای پیشین حکومت برای سرکوب معترضان بوده است.
چهار سال از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، دختر ۲۲ساله، در بازداشت «گشت ارشاد» جمهوری اسلامی میگذرد؛ جنایتی که آتش خیزش سراسری و جنبش باشکوه «زن، زندگی، آزادی» را روشن ساخت.
در جریان این خیزش بیسابقه، جامع ورزشی ایران نهتنها همگام با مردم به خیابانها آمد، بلکه هزینههای سنگینی نیز پرداخت.
ورزشکاران با صراحت و شجاعت نقش پررنگی در همراهی با دادخواهی ملت ایفا کردند؛ نقشی که با سرکوب شدید حکومت مواجه شد و به اعدام چهار تن از آنان انجامید. چهار جوان، مربی و قهرمان ورزشی که جان خود را در راه آزادی دادند: مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی، سید محمد (کیان) حسینی و صالح میرهاشمی. در ادامه، نگاهی داریم به روایت و سرنوشت تلخ این چهار ورزشکار اعدامشده.
۱. مجیدرضا رهنورد (کشتیگیر)
مجیدرضا رهنورد، کشتیگیر مشهدی، در اعتراضات ۲۶ آبان ۱۱۴۰۱ مشهد بازداشت شد. پرونده او با ابهامات جدی همراه بود؛ از جمله انتشار ویدیوهای اعترافات اجباری با دست شکسته، عدم رضایتگیری از تمام شاکیان و حتی مخالفت مادر یکی از مقتولان با اجرای حکم. علاوه بر این، پرداخت دیه به خانوادهٔ مقتولان از بودجهٔ عمومی انجام شد.
حکم اعدام مجیدرضا رهنورد در فضایی به شدت امنیتی و بدون حضور خانوادهاش در ملاءعام اجرا شد و پیکرش پیش از اطلاع به خانواده به خاک سپرده شد.
۲. محمدمهدی کرمی (قهرمان کاراته)
محمدمهدی کرمی، قهرمان کاراته، یکی از متهمان پرونده اعتراضات شکل گرفته در مراسم چهلم حدیث نجفی و قتل روحالله عجمیان بود. دادگاه او بدون رعایت حق دسترسی آزاد به وکیل انتخابی و استانداردهای دادرسی عادلانه برگزار شد.
او تحت فشارهای شدید و شکنجههای جسمی و روحی قرار گرفت تا علیه خود اعتراف کند. با وجود شتابزدگی دستگاه قضایی در اجرای حکم، خانواده او بهویژه پدرش، ماشاالله کرمی، تلاشهای فراوانی برای اطلاعرسانی صورت دادند که در نهایت به بازداشت و صدور کیفرخواستهای امنیتی برای پدر انجامید.
محمدمهدی کرمی سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ به همراه کیان حسینی اعدام شد.
۳. کیان (محمد) حسینی (رزمیکار)
کیان (محمد) حسینی، مربی رزمی و متهم ردیف دوم پروندهٔ عجمیان، سرنوشتی بس دردناک داشت. او که پدر و مادر خود را سالها قبل از دست داده بود و کسی را برای پیگیری پروندهاش نداشت، تحت سختترین شکنجهها قرار گرفت. علی شریفزاده اردکانی، وکیل او، از ضربوشتم با دست و پای بسته، ضربه به سر تا حد بیهوشی، زدن میلهٔ آهنی به کف پا و استفاده از شوکر خبر داد.
حسینی که به کودکان کمبضاعت آموزش رایگان میداد، با وجود حمایتهای بینالمللی و پذیرش کفالت سیاسی توسط نمایندگان اروپایی، سحرگاه ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شد و در آرامستان بهشتعلی اشتهارد آرام گرفت.
۴. صالح میرهاشمی (قهرمان و مربی کاراته)
صالح میرهاشمی بلطاقی، قهرمان و مربی کاراته، متهم ردیف اول پرونده «خانه اصفهان» مربوط به اعتراضات ۲۵ آبان بود. قوه قضاییه او را به اتهام محاربه از طریق کشیدن سلاح، تشکیل گروه مجرمانه و همکاری با گروههای مخالف به اعدام و ۱۰ سال حبس محکوم کرد. روند دادگاه بر پایه اعترافات اخذشده تحت فشار شکل گرفت.
صالح میرهاشمی به عنوان چهارمین ورزشکار اعدامشده در جریان خیزش سراسری، در صبحگاه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ همراه با دو همپروندهای خود، مجید کاظمی و سعید یعقوبی، اعدام شد که این اقدام با واکنشهای شدید بینالمللی همراه بود.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، پنجشنبه ۲۶ شهریور در یک سخنرانی در پارلمان اروپا گفت کانادا و اروپا باید در جهانی که تحت سلطه ایالات متحده و چین قرار دارد، برای حفاظت از بازارها، دموکراسیها و حاکمیت قانون با یکدیگر متحد شوند.
سخنان او پس از آن مطرح شد که پیشنهاد اتحادیه اروپا برای اعطای نوعی جایگاه «عضو وابسته» به کانادا، واکنش تند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را به دنبال داشت.
سخنرانی نخستوزیر کانادا در پارلمان اروپا با استقبال و تشویق گرم نمایندگان روبهرو شد. این سخنرانی تنها چند ساعت پس از آن انجام شد که ترامپ در واکنش به پیشنهاد اورزولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، برای ایجاد جایگاه جدیدی در روابط اتحادیه اروپا و کانادا، اروپا را به اعمال تحریمهای تجاری تهدید کرد.
کارنی از اصطلاح «عضو وابسته» که فون در لاین یک روز پیش به کار برده بود استفاده نکرد، اما گفت از «بلندپروازی» نهفته در پیشنهاد او استقبال میکند.
کارنی گفت: «اروپا و کانادا هر کدام قدرتمند هستند. اروپا و کانادا در کنار یکدیگر حتی قدرتمندترند.»
او گفت هدفش تشکیل یک «بلوک سوم» نیست که بهعنوان «رقیب قدرتهای بزرگ» در برابر واشنگتن و پکن قرار گیرد.
کارنی افزود: «ما به دنبال قدرت برای سلطه بر دیگران نیستیم. برعکس، ما به دنبال تابآوری هستیم تا هیچکس نتواند بازارهای باز ما را کنترل کند، به حاکمیت ما آسیب بزند، تمامیت ارضی ما را تهدید کند یا آزادیها، دموکراسیها و حاکمیت قانون ما را تضعیف کند.»
او پس از سخنرانی به خبرنگاران گفت این اتحادیه اروپا خواهد بود که تصمیم میگیرد هرگونه رابطه آینده را چگونه توصیف کند و محتوای هر توافقی مهمتر از نامی است که بر آن گذاشته میشود.
تهدیدهای ترامپ
ترامپ اواخر چهارشنبه ۲۵ شهریور تهدید کرد اگر اتحادیه اروپا پیشنهاد فون در لاین برای تبدیل کانادا به یک «عضو وابسته» این اتحادیه را پیش ببرد، علیه اروپا اقدام خواهد کرد.
ترامپ در مسیر حضور در رویدادی در کارولینای شمالی به خبرنگاران گفت: «اگر آنها این کار را انجام دهند، اگر فکر کنم این اقدام به هر شکلی خصمانه است، تعرفههای بسیار سنگینی وضع خواهم کرد یا تجارت با اروپا را در بسیاری از زمینهها متوقف خواهم کرد.»
او این پیشنهاد را «خندهدار» توصیف کرد.
ترامپ افزود: «اگر نیت خوبی داشته باشند، اشکالی ندارد. اگر نیت بدی داشته باشند، تعرفههای بسیار سنگینی بر اروپا وضع خواهیم کرد.»
کمیسیون اروپا اعلام کرد پیشنهاد فون در لاین، که جزییات آن هنوز تدوین نشده و برای اجرایی شدن به تایید کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیاز دارد، اقدامی خصمانه نیست.
اولوف گیل، سخنگوی کمیسیون اروپا، گفت: «همانطور که رییس ما [فون در لاین] دیروز بهروشنی بیان کرد، پیشنهاد تقویت مشارکت ما با کانادا علیه هیچکس دیگری نیست، بلکه برای تقویت قدرت مشترک ماست.»
کارنی نیز در پاسخ به پرسشی درباره تهدیدهای ترامپ به خبرنگاران گفت: «کاناداییها در این زمینه متحد هستند که هیچکس قرار نیست به ما بگوید به چه زبانی صحبت کنیم. هیچکس قرار نیست فرهنگ ما را یا اینکه با چه کسانی میتوانیم در سطح بینالمللی توافق منعقد کنیم، دیکته کند.»
کارنی در تشریح حوزههایی که کانادا خواهان روابط نزدیکتر با اتحادیه اروپا است، از تلاش برای دستیابی به استقلال راهبردی از طریق همکاری عمیق در مواد معدنی حیاتی، ظرفیت صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و محاسبات، امنیت انرژی، فضا و نظامهای پرداخت نام برد.
او همچنین به تجارت دیجیتال و ایجاد ارتباطات پهنباند امنتر میان اروپا و آسیا با استفاده از موقعیت جغرافیایی مشترک آنها اشاره کرد.
فرانسه: ترامپ نمیتواند برای اتحادیه اروپا تصمیم بگیرد
بنجامین حداد، وزیر امور اروپای فرانسه، نیز پنجشنبه گفت ایالات متحده اختیار وتو انتخابهای ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا را ندارد.
او به شبکه پابلیک سنا گفت: «این بر عهده ایالات متحده یا هیچکس دیگری نیست که جهتگیری سیاسی و ژئوپلیتیکی اروپاییها را تعیین کند.»
فون در لاین روز چهارشنبه در جریان سخنرانی سالانه خود درباره وضعیت اتحادیه اروپا که کارنی نیز در آن حضور داشت، پیشنهاد ایجاد این جایگاه جدید برای کانادا را مطرح کرد.
او در حالی که خواستار تعمیق روابط میان متحدان بود، شرایط کنونی جهان را «جهانی آشکارا خصمانه» توصیف کرد.
با این حال، هنوز مشخص نیست پیشنهاد «عضویت وابسته» کانادا از حمایت کشورهای عضو اتحادیه اروپا برخوردار خواهد شد یا خیر.
یک دیپلمات اتحادیه اروپا چهارشنبه از مطرح شدن این پیشنهاد ابراز شگفتی کرد و گفت: «هیچکس واقعا نمیداند معنای آن چیست.»
او افزود نگرانیهایی وجود دارد که رییس کمیسیون اروپا «بیش از حد وعده داده و قادر به عملی کردن آن نخواهد بود.»
یک دیپلمات دیگر اروپایی نیز این طرح را «پیشنهادی نامناسب» خواند که هرگز با کشورهای عضو مورد بحث قرار نگرفته بود.
خبرگزاری رویترز بهنقل از سه منبع نزدیک به جمهوری اسلامی، گزارش داد که چین، پس از درخواست عربستان سعودی از پکن در پی پیشرویهای سریع نظامی حوثیها در هفته گذشته، بهطور خصوصی از جمهوری اسلامی خواسته است از نفوذ خود برای مهار حوثیهای یمن استفاده کند.
بهگفته این منابع، ریاض پس از آن به چین متوسل شد که حوثیها در امتداد ساحل دریای سرخ و اطراف تنگه بابالمندب بهسرعت پیش رفتند و به مناطقی در خاک عربستان حمله کردند؛ تحولاتی که صادرات نفت عربستان و کشتیرانی را بیش از پیش در معرض خطر قرار داده است.
چین در مواضع علنی خود خواستار خویشتنداری، گفتوگو و بازگشت کشتیرانی امن شده است، اما رویترز بهنقل از این سه منبع ایرانی نوشت که پیام خصوصی پکن به تهران فراتر از مواضع علنی آن بوده است و چین از جمهوری اسلامی خواسته نفوذ خود بر حوثیها را برای جلوگیری از گسترش بیشتر درگیری به مسیرهای انرژی به کار گیرد؛ مسیرهایی که اقتصاد چین به آنها وابستگی زیادی دارد.
بهنوشته رویترز، این منابع که به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، نگفتند پیام چین دقیقا از چه طریقی منتقل شده یا آیا در جریان سفر روز چهارشنبه ۲۵ شهریور عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، به چین مطرح شده است.
به گفته آنها، پاسخ تهران این بوده که ثبات و صلح در منطقه به پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بستگی دارد.
این منابع در عین حال گفتند مقامهای چینی هیچ تهدید صریحی مطرح نکرده و نگفتهاند که در صورت خودداری تهران از اعمال نفوذ بر حوثیها، پکن از اهرمهای اقتصادی علیه ایران استفاده خواهد کرد.
وزارت امور خارجه چین نیز در پاسخ به رویترز اعلام کرد: «چین مایل نیست شاهد سرایت بیشتر تنشهای منطقهای به یمن و دریای سرخ باشد. تشدید بیثباتی منطقهای به نفع هیچ طرفی نیست.»
این وزارتخانه افزود: «حاکمیت و امنیت همه کشورها باید محترم شمرده شود و تاسیسات حیاتی برای معیشت مردم نباید هدف قرار گیرند. چین خواستار پایان اقداماتی است که وضعیت را پیچیدهتر میکنند و طرفها را به حل مسائل از طریق گفتوگو و مذاکره ترغیب میکند.»
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و دفتر رسانهای دولت عربستان به درخواست رویترز برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
در همین حال آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقهای گزارش داد ذخایر موشکهای رهگیر عربستان سعودی رو به کاهش است و ریاض برای تقویت پدافند هوایی خود در برابر حملات حوثیها، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی، از فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر، درخواست کمک کرده است.
این دو مقام که بهدلیل نداشتن مجوز گفتوگو با رسانهها نامشان فاش نشده، گفتند عربستان سعودی از این کشورها خواسته است تجهیزات و نیروهای پدافند هوایی به منطقه اعزام کنند.
به گفته یکی از منابع، ریاض زمانی دامنه رایزنیها را گسترش داد که ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا نیز در پی شش ماه جنگ با جمهوری اسلامی کاهش یافت.
اکسیوس هفته گذشته خبر داد که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درخواست محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی برای مداخله ایالات متحده در جنگ با حوثیها را رد کرده است.
نگرانی از گسترش جنگ منطقهای
چین بیش از یک دهه است که بزرگترین شریک تجاری ایران محسوب میشود و همچنان خریدار اصلی نفت این کشور است. براساس دادههای شرکت کپلر، خریدهای چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات دریایی نفت ایران را تشکیل میداد و بهطور متوسط به حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز میرسید.
یک دیپلمات ارشد غربی در منطقه به رویترز گفت: «پکن یکی از معدود پایتختهایی است که هنوز میتواند حکومت ایران را برای مهار حوثیها تحت فشار قرار دهد.»
براساس گزارش، حوثیها که در دهه ۱۹۹۰ در مخالفت با نفوذ مذهبی عربستان در یمن ظهور کردند، بهگفته منابع ایرانی و کشورهای غربی از سوی جمهوری اسلامی مسلح، آموزش و تامین مالی میشوند و بخشی از «محور مقاومت» ضدغربی و ضداسرائیلی تهران به شمار میروند.
تهدید کشتیرانی در دریای سرخ و بابالمندب میتواند بحران جهانی انرژی را که پس از آغاز مسدود کردن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی تشدید شده است، بهطور قابل توجهی وخیمتر کند و خطر گسترش جنگ منطقهای را افزایش دهد.
بهنوشته رویترز در شرایطی که تنگه هرمز عملا بسته است، ادامه حملات حوثیها به کشتیها یا بنادر دریای سرخ میتواند دو مسیر اصلی صادرات نفت خاورمیانه را بهطور همزمان مختل کند و جبهه تازهای هم در بحران انرژی و هم در رویارویی گستردهتر جمهوری اسلامی با آمریکا بگشاید.
یکی از منابع به این خبرگزاری گفت تهران و متحدانش اکنون بر هر دو سوی شبکه کلیدی دریایی منطقه فشار وارد میکنند.
او افزود: «چین به هر دو وابسته است.»
حدود نیمی از واردات نفت چین از خاورمیانه است
الکس وطنخواه، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه در واشینگتن، به رویترز گفت پکن ممکن است با فشار آمریکا بر تهران مخالف باشد، اما منافع چین در خاورمیانه بسیار فراتر از ایران است.
حدود نیمی از واردات نفت چین از منطقه تامین میشود و حجم تجارت این کشور با اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز سالانه حدود ۳۰۰ میلیارد دلار است.
وطنخواه گفت: «حکومت ایران میتواند هرمز را مختل کند، اما از نقطهای به بعد این اهرم به همان قدرتی آسیب میزند که تهران بهطور فزایندهای به آن وابسته شده است.»
دوراهی چین در روابط با جمهوری اسلامی
رویترز بهنقل از سه منبع نزدیک به جمهوری اسلامی نوشنت هنوز مشخص نیست تهران در واکنش به نگرانیهایی که پکن مطرح کرده اقدامی انجام خواهد داد یا خیر. با این حال، روابط با چین در شرایط ادامه درگیری با آمریکا، از وزن اقتصادی و راهبردی قابل توجهی برای تهران برخوردار است.
چین یکی از معدود کشورهایی است که توان مالی لازم برای سرمایهگذاری مورد نیاز ایران بهمنظور حفظ صنعت نفت و کاهش فشار بر اقتصادی را دارد که از جنگ و تحریمها آسیب دیده است.
پکن پیشتر توان دیپلماتیک خود را نیز نشان داده است. چین در سال ۲۰۲۳ میانجی توافقی شد که پس از سالها خصومت، به احیای روابط جمهوری اسلامی و عربستان سعودی انجامید.
با این حال، نفوذ چین محدودیتهایی نیز دارد. منتقدان در داخل ایران از سطح نسبتا پایین تجارت غیرنفتی و سرمایهگذاری چین پس از امضای توافق همکاری ۲۵ ساله در سال ۲۰۲۱، بهویژه در مقایسه با تعهدات رو به افزایش چین برای سرمایهگذاری در کشورهای عربی خلیج فارس، انتقاد کردهاند.
دو منبع ایرانی به رویترز گفتند چین عاملی است که تهران نمیتواند آن را نادیده بگیرد، اما منافع پکن تنها یکی از ملاحظات متعدد در تصمیمگیریهای جمهوری اسلامی است و سیاست تهران تحت تاثیر مجموعهای از اولویتهای راهبردی، اقتصادی و سیاسی قرار دارد.
دیپلمات غربی نیز گفت: «تهران و پکن به یکدیگر نیاز دارند. تهران نمیتواند چین را نادیده بگیرد و پکن خواهان بازگشایی هرمز و تامین امنیت کشتیرانی در دریای سرخ است.»
رویترز در پایان افزود بهگفته تحلیلگران، آزمون اصلی این خواهد بود که آیا چین حاضر است برای خواستههای خود پیامدهایی عملی در نظر بگیرد و از اهرمهای خود در رابطه با تهران استفاده کند یا نه.