ترامپ: جمهوری اسلامی حرف حساب نمیفهمد؛ آنها فقط یک چیز را میفهمند


دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با اشاره به آنچه فعالیت در کوه کلنگ گزلا خواند، به جمهوری اسلامی هشدار داد و گفت: «توصیه من به حکومت ایران این است که بازی درنیاورد.»
ترامپ سپس از حاضران پرسید آیا جمهوری اسلامی باید سلاح هستهای داشته باشد و پس از پاسخ منفی آنها گفت: «آیا حکومت ایران میتواند سلاح هستهای داشته باشد؟ قطعا نه.»
او افزود: «۵۱ سال است که مردم و روسایجمهوری دیگر تلاش کردهاند با آنها صحبت کنند، اما این افراد حرف حساب را نمیفهمند. آنها فقط یک چیز را میفهمند و اکنون به اندازه کافی از آن دارد نصیبشان میشود.»
ترامپ پیش از این بخش از سخنانش نیز گفته بود فعالیتهایی در کوه کلنگ گزلا مشاهده شده و احتمال هدف قرار گرفتن این تاسیسات را مطرح کرده بود.






والاستریت ژورنال گزارش داد مشاوران ارشد دونالد ترامپ در جلسات خصوصی، احتمال ادامه «جنگ ایران» تا پایان دوره ریاستجمهوری او در ژانویه ۲۰۲۹ را مطرح کردهاند؛ ارزیابیای که با وعدههای علنی ترامپ درباره پایان سریع جنگ در تضاد است.
به نوشته این روزنامه، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، مارکو روبیو، وزیر خارجه، و شماری دیگر از مقامهای ارشد در جلساتی در دفتر بیضی و اتاق وضعیت به ترامپ گفتهاند که [حکومت] ایران ممکن است در برابر محاصره دریایی و دیگر فشارهای نظامی آمریکا به مقاومت ادامه دهد.
مقامهای آمریکایی به والاستریت ژورنال گفتهاند این وضعیت میتواند جنگ را تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ و حتی پس از مراسم تحلیف رییسجمهوری بعدی در ژانویه ۲۰۲۹ طولانی کند.
این ارزیابیهای غیرعلنی در حالی مطرح شده است که ترامپ روز چهارشنبه ۱۸ شهریور گفت جنگ «بلافاصله» پس از انتخابات میاندورهای نوامبر پایان مییابد، زیرا به گفته او، [حکومت] ایران «دیگر نمیتواند دوام بیاورد».
ترامپ همچنین بارها تاکید کرده است نیروهای [حکومت] ایران شکست خوردهاند و حکومت این کشور بهزودی تسلیم خواهد شد. با این حال، نزدیکان رییسجمهوری آمریکا میگویند او در گفتوگوهای خصوصی خواهان پایان سریع جنگ است، اما همزمان از محاصره اقتصادی بلندمدت ایران حمایت میکند.
جنگ با حکومت ایران اکنون وارد هفتمین ماه خود شده و بر اساس این گزارش، تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی در آن کشته شدهاند.
آمریکا برای محاصره بلندمدت آماده میشود
دولت ترامپ در راهبرد جدید خود میکوشد با ترکیب محاصره دریایی و تحریمهای شدید، جمهوری اسلامی را به برچیدن برنامه هستهای ایران وادار کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، این راهبرد را که «عملیات طرد اقتصادی» نام گرفته، جایگزینی برای ورود به عملیات رزمی گسترده معرفی کرده است.
اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ تواناییهای نظامی [حکومت] ایران را نابود کرده و با «قدرتمندترین محاصره دریایی در تاریخ جهان» و تحریمهای گسترده، باقیمانده اقتصاد این کشور را فلج میکند.
او در پاسخ به پرسشها درباره ادامه جنگ گفت: «تنها رییسجمهوری ترامپ میداند چه کاری و در چه زمانی انجام خواهد داد.»
ونس نیز هفته گذشته حاضر نشد زمان مشخصی برای پایان مناقشه ارائه کند. او با وجود محاصره و ادامه حملات پراکنده گفت وضعیت کنونی را «جنگ» توصیف نمیکند.
معاون رییسجمهوری آمریکا گفت ارائه یک «جدول زمانی ساختگی» غیرمسئولانه خواهد بود، زیرا [حکومت] ایران میتواند از آن بهرهبرداری کند. او تهران را به نقض تعهدات و ادامه حمله به کشتیهای تجاری متهم کرد.
استقرار نیروهای آمریکایی تا سال ۲۰۲۷ تمدید شد
والاستریت ژورنال پیش از این گزارش داده بود پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، ماموریت شماری از نیروهای مستقر در خاورمیانه را تا سال ۲۰۲۷ تمدید کرده است. هدف از این اقدام، حفظ گزینههای نظامی ترامپ در صورت طولانی شدن مناقشه عنوان شده است.
پنتاگون همچنین قصد دارد ماموریت برخی واحدهای پدافند هوایی را بدون تعیین تاریخ قطعی پایان تمدید کند. این یگانها برای رهگیری موشکها و پهپادها در نقاط مختلف خلیج فارس مستقر شدهاند.
در مجموع حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه حضور دارند.
سومین یگان اعزامی تفنگداران دریایی نیز قرار است پاییز امسال به خاورمیانه اعزام شود. سیویکمین یگان اعزامی در ماه مارس وارد منطقه شد و یازدهمین یگان در ژوئن جای آن را گرفت.
نیروی هوایی آمریکا نیز اسکادرانهای جنگنده خود را جابهجا میکند. جنگندههای اف-۱۶ گارد ملی هوایی جایگزین هواپیماهایی خواهند شد که به پایگاه آویانو در ایتالیا بازمیگردند.
یکی از مقامهای وزارت جنگ آمریکا از اظهارنظر درباره برنامه عملیات آینده خودداری کرده است.
حملات متقابل در تنگه هرمز ادامه دارد
حکومت ایران در واکنش به کارزار فشار آمریکا حملات موشکی انجام داده است و مقامهای آمریکایی انتظار دارند درگیریهای دورهای در اطراف تنگه هرمز ادامه یابد.
آمریکا روز سهشنبه ۱۷ شهریور، پس از آنکه جمهوری اسلامی چند شناور نظامی این کشور را هدف قرار داد، پنج نفتکش ایرانی را منهدم کرد.
ارتش آمریکا گفته است همه حملات حکومت ایران ناکام ماندهاند، هرچند برخی مقامها اذعان کردهاند که شماری از آنها تا آستانه اصابت پیش رفتهاند.
مقامهای واشینگتن همچنین نگراناند حکومت ایران تاکتیکهای خود را با شرایط تازه سازگار و ذخایر موشک، پهپاد، رادار و دیگر تجهیزات نظامیاش را بازسازی کند.
طولانی شدن جنگ منابع آمریکا را تحت فشار میگذارد
به نوشته والاستریت ژورنال، ادامه جنگ برای چند سال میتواند منابع نظامی آمریکا را فرسوده و بخشی از توان این کشور را از اروپا و آسیا به خاورمیانه منتقل کند.
این سناریو همچنین خطر اختلال طولانیمدت در بازار جهانی نفت را افزایش میدهد؛ آن هم در شرایطی که آمریکا در سال ۲۰۲۸ انتخابات ریاستجمهوری برگزار خواهد کرد.
ونس و روبیو هر دو از نامزدهای احتمالی آن انتخابات به شمار میروند، هرچند تاکنون نامزدی خود را اعلام نکردهاند.
افزایش قیمت انرژی نیز میتواند هزینه سیاسی جنگ را برای دولت ترامپ بیشتر کند. بر اساس آمار انجمن اتومبیل آمریکا، میانگین قیمت بنزین روز چهارشنبه به چهار دلار و ۲۲ سنت برای هر گالن رسید؛ در حالی که این رقم یک ماه پیش چهار دلار و یک سنت و یک سال پیش سه دلار و ۱۹ سنت بود.
ترامپ که با وعده پرهیز از آغاز «جنگهای بیپایان» در خاورمیانه به قدرت بازگشت، گفته است با وجود افزایش قیمت نفت، نگران پیامدهای سیاسی جنگ برای حزب جمهوریخواه نیست.
تحلیلگران به موفقیت محاصره تردید دارند
سوزان مالونی، کارشناس ایران و معاون سیاست خارجی موسسه بروکینگز، به والاستریت ژورنال گفت بعید است محاصره دریایی آمریکا در کوتاهمدت یا حتی میانمدت نتیجهای قطعی داشته باشد.
به گفته او، استفاده از چنین ابزاری تنها در صورتی منطقی است که واشینگتن خود را برای محاصرهای بلندمدت آماده کرده باشد. مالونی در عین حال گفت موفقیت این راهبرد، حتی در بلندمدت، به دلیل پیامدهای ناخواسته آن محل تردید است.
حملات احتمالی به تاسیسات انرژی و اهداف اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله خطرهایی است که او به آنها اشاره کرده است.
علی واعظ، کارشناس ایران در گروه بینالمللی بحران، نیز به این روزنامه گفت آمریکا میتواند با هزینهای قابل مدیریت به فرسوده کردن ایران ادامه دهد، اما تهران قادر است بخش بزرگی از فشار را به مردم منتقل و از نهادهای ضروری برای بقای حکومت محافظت کند.
به گفته واعظ، هر دو طرف از ادامه جنگ هزینه میپردازند، اما این هزینه هنوز برای هیچیک از دو رهبری به اندازهای نرسیده است که شرایط طرف مقابل را بپذیرد.
تلگراف گزارش داد حکومت ایران در حملات چهارشنبه به شناورهای آمریکایی نزدیک تنگه هرمز، احتمالا برای نخستینبار از موشکی با جستجوگر الکترواپتیکی استفاده کرده است. سنتکام میگوید حملات جمهوری اسلامی به اهداف دریایی و اردن ناکام ماند.
سپاه پاسداران در ساعات شب موجی از حملات را علیه نیروهای آمریکا در اردن و ۱۰ شناور آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز انجام داد.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، وقوع این حملات را تایید کرد، اما گفت حمله به شناورها به هدف نرسید و موشکهای شلیکشده به اردن نیز رهگیری شدند. جزئیاتی درباره شمار و نوع موشکهای منهدمشده ارائه نشده است.
نیویورکپست با اشاره به گزارش روزنامه تلگراف نوشت در حمله به شناورهای آمریکایی احتمالا از موشکهای مجهز به جستجوگر الکترواپتیکی استفاده شده است. این سامانهها با استفاده از دوربین و حسگرهای نوری، هدف را ردیابی میکنند و برای اصابت دقیق به آن به سامانه موقعیتیابی جهانی، جیپیاس، وابسته نیستند.
احتمال استفاده از موشک «قاسم بصیر» مطرح شد
حکومت ایران اواخر سال گذشته میلادی از یک موشک بالستیک میانبرد با نام «قاسم بصیر» رونمایی کرده بود که به جستجوگر الکترواپتیکی مجهز است.
مقامهای جمهوری اسلامی در آن زمان گفتند این موشک میتواند بدون استفاده از جیپیاس هدف خود را شناسایی و دنبال کند. به ادعای تهران، این ویژگی اخلال در سامانه هدایت موشک را دشوارتر و دقت آن را بیشتر میکند.
محسن رضایی، دبیر تازه منصوبشده شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، گفته است در حملات چهارشنبه برای نخستینبار یک موشک «ویژه مقابله با ناوشکن» به کار گرفته شد. او این اقدام را بخشی از تغییر رویکرد حکومت ایران در سیاست دفاعی دانست.
با این حال، هنوز مشخص نیست موشکی که به سوی شناورهای آمریکایی شلیک شد، همان «قاسم بصیر» بوده یا سامانه دیگری در این حمله آزمایش شده است. مقامهای آمریکایی نیز استفاده از این نوع موشک را بهطور مستقل تایید نکردهاند.
تهران حملات را واکنشی به هدف قرار گرفتن نفتکشها خواند
مقامهای حکومت ایران اعلام کردند حملات به اهداف آمریکایی در واکنش به عملیات ایالات متحده علیه پنج نفتکش در نزدیکی جزیره خارک انجام شده است.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در بیانیهای گفتند در چارچوب «حق ذاتی دفاع مشروع»، پایگاهها و تاسیسات نظامی آمریکا در اردن و چند شناور آمریکایی را هدف قرار دادهاند.
در این بیانیه، اردن به حمایت از حملات نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی متهم شده است.
سپاه پاسداران همچنین درباره حملات احتمالی به نفتکشها و پایگاههایی در بحرین و کویت هشدار داد و از خدمه شناورها خواست آنها را فورا ترک کنند.
تشدید حملات قیمت نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار رساند
افزایش حملات متقابل جمهوری اسلامی و آمریکا و هدف قرار گرفتن نفتکشها، نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز را تشدید کرده است؛ آبراهی راهبردی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند.
به گزارش نیویورکپست، حملات اخیر و عملیات حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران علیه تاسیسات نفتی عربستان سعودی، قیمت نفت خام را برای نخستینبار از ماه ژوئیه به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند.
ادعای جمهوری اسلامی درباره بهکارگیری موفق موشک ویژه مقابله با ناوشکن با روایت سنتکام تفاوت دارد. تهران از این عملیات بهعنوان نمایش یک توانایی تازه یاد کرده، اما فرماندهی مرکزی آمریکا میگوید حملات به اهداف خود نرسیدهاند.
تحلیل شش سال تصاویر ماهوارهای نشان میدهد فعالیت عمرانی در مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا، در نزدیکی نطنز، طی سال ۲۰۲۶ به اوج رسیده است؛ با این حال، شواهد موجود انتقال سانتریفیوژ یا آغاز غنیسازی اورانیوم در این محل را تایید نمیکند.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، سیاسآیاس، در تحلیلی که چهارشنبه ۱۸ شهریور منتشر شد، اعلام کرد فعالیت در جادهها و ورودیهای مجموعه واقع در کوه کلنگ گزلا، از هر زمان دیگری طی شش سال گذشته بیشتر بوده است.
این مرکز با بررسی تصاویر راداری و نوری ثبتشده از سال ۲۰۲۰ تاکنون، سه مرحله متفاوت از فعالیت در پنج نقطه اصلی مجموعه و جادههای متصل به آنها شناسایی کرده است.
مرحله نخست، از سال ۲۰۲۰ تا آوریل ۲۰۲۴، با عملیات سنگین عمرانی و شکلگیری اولیه مجموعه همراه بود. در مرحله دوم، از آوریل ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۶، میزان تغییرات کاهش یافت، هرچند در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ فعالیتها بار دیگر افزایش پیدا کرد.
در مرحله سوم که از ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شده است، استفاده همزمان و گسترده از همه مسیرهای ارتباطی، مقاومسازی سطوح اطراف ورودیها و افزایش رفتوآمد در جادههای مجموعه مشاهده میشود. تحلیلگران این الگو را بیش از آنکه نشانه حفاری تونلهای جدید بدانند، حاکی از افزایش استفاده از مجموعه ارزیابی کردهاند.
مجموعه از حفاری به ساختوساز داخلی میرسد
تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که نهم ژوئیه [۱۸ تیر] و نهم اوت ۲۰۲۶ [۱۸ مرداد] ثبت شدهاند، از بتنریزی مسیرها و ورودی تونلها، تقویت شبکه جادهای داخلی، مقاومسازی محدودههای دسترسی و کاهش یا انتقال تودههای خاک و نخاله حفاری حکایت دارند.
بر اساس این تحلیل، ورودیهای جنوبی و شرقی مجموعه در ژوئیه ۲۰۲۶ در مقایسه با سپتامبر ۲۰۲۵ استحکام بیشتری داشتهاند. مقاومسازی ورودیهای شرقی و غربی نیز همچنان ادامه دارد.
کاهش نخالههای حفاری معمولا نشانه انتقال یک پروژه از مرحله خاکبرداری به مرحله تکمیل سازه است. تحلیلگران بر این اساس احتمال دادهاند تمرکز فعالیتها به سمت ساختوساز درون تاسیسات زیرزمینی تغییر کرده باشد.
در تاسیسات هستهای نطنز، واقع در دو کیلومتری شمال این مجموعه، تغییر مشابهی مشاهده نشده است. به همین دلیل، افزایش فعالیت ثبتشده بهطور مشخص به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ نسبت داده شده است.
انتقال سانتریفیوژها تایید نشده است
بر اساس گزارشهای پیشین، اطلاعات اسرائیل مدعی شده بود حکومت ایران در پاییز گذشته سانتریفیوژها و قطعات آنها را به کوه کلنگ منتقل کرده است. تحلیل تصاویر ماهوارهای نتوانسته است این موضوع را تایید یا رد کند.
نویسندگان گزارش میگویند تداوم عملیات عمرانی، مشاهده نشدن افزایش تدابیر امنیتی داخلی و نبود خودروها یا تجهیزاتی که با ساختوساز ارتباط ندارند، نشان میدهد احتمالا این تاسیسات هنوز برای انجام غنیسازی اورانیوم آماده نیست.
آنها تاکید کردهاند برای تشخیص الگوی فعالیت مجموعه و مشخص شدن کاربری آن، بررسی دقیقتر تحرکات روزانه ضروری است.
تحلیلگران سه کاربری احتمالی را برای این مجموعه مطرح کردهاند: کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ، یک مرکز زیرزمینی غنیسازی اورانیوم یا محلی برای انتقال فعالیتهای پژوهشی و تاسیسات مرتبط با برنامه احتمالی تسلیحات هستهای.
یکی از نگرانیهای مطرحشده این است که حکومت ایران بتواند حدود ۴۴۰ کیلوگرم ذخیره اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی خود را در چنین مجموعهای به مواد با غنای تسلیحاتی تبدیل کند. با این حال، شواهد منابع عمومی وقوع چنین فعالیتی را در کوه کلنگ نشان نمیدهند.
ساخت مجموعه پس از خرابکاری نطنز آغاز شد
کوه کلنگ گزلا مجموعهای بزرگ از تونلهای زیرزمینی در یک کوه گرانیتی، در دو کیلومتری جنوب تاسیسات غنیسازی نطنز است.
علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، در سال ۲۰۲۰ از آغاز ساخت یک مرکز زیرزمینی مونتاژ سانتریفیوژ در نزدیکی نطنز خبر داد. این تصمیم پس از خرابکاری منتسب به اسرائیل در یک کارگاه روی زمین در مجموعه نطنز گرفته شد.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تهران خواسته است درباره کوه کلنگ اطلاعات ارائه کند و اجازه دسترسی بازرسان به این محل را بدهد. بنا بر گزارش سیاسآیاس، جمهوری اسلامی تاکنون به این درخواستها پاسخ نداده است.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در سپتامبر ۲۰۲۵ گفته بود تصاویر ماهوارهای برای تشخیص فعالیتهای داخل مجموعه کافی نیست و بازرسان آژانس باید در محل حضور یابند تا کاربری آن را بررسی کنند. نویسندگان تحلیل سیاسآیاس در مقابل گفتهاند تهران همزمان با درخواست شفافیت، مانع فعالیت بازرسانی شده است که میتوانند این موضوع را بررسی کنند.
تصاویر همچنین نشان میدهند فعالیتهای ساختمانی در دوره اجرای تفاهمنامه ۲۷ خرداد میان جمهوری اسلامی و آمریکا با سرعت زیاد ادامه داشته است. در آن تفاهمنامه آمده بود جمهوری اسلامی باید وضع موجود برنامه هستهای خود را حفظ کند.
عمق و استحکام مجموعه حمله را دشوار میکند
عمق دقیق تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ مشخص نیست. برخی برآوردهای منابع عمومی عمق آن را بین ۸۰ تا ۱۰۰ متر اعلام کردهاند، اما این تخمینها عمدتا بر محاسبه حجم خاک خارجشده از تونلها متکیاند.
نویسندگان گزارش هشدار دادهاند که حجم خاک نمیتواند جهت تونلها یا طراحی داخلی مجموعه را نشان دهد. با وجود این محدودیت، تصاویر بخشهای خارجی از وجود تاسیساتی گسترده و بهشدت مستحکم در دل یک کوه گرانیتی حکایت دارد.
ورودی تونلهای این مجموعه به شکل خمیده ساخته شدهاند. این طراحی میتواند مانع حرکت مستقیم موشک در امتداد تونل شود و شدت امواج انفجاری منتقلشده به بخشهای زیرزمینی را کاهش دهد.
تحلیلگران میگویند تخریب کامل چنین مجموعهای با تسلیحات متعارف بسیار دشوار خواهد بود. حتی بمب جیبییو-۵۷، سنگینترین مهمات متعارف نفوذگر آمریکا، ممکن است برای این ماموریت کافی نباشد.
این بمب حدود ۳۰ هزار پوند، معادل ۱۳ هزار و ۶۰۰ کیلوگرم، وزن دارد و حامل یک کلاهک انفجاری پنج هزار پوندی، معادل حدود دو هزار و ۲۷۰ کیلوگرم، است. بنا بر گزارشها، جیبییو-۵۷ میتواند پیش از انفجار با فیوز تاخیری تا حدود ۶۰ متر در زمین نفوذ کند و تنها بمبافکن رادارگریز بی-۲ قادر به حمل عملیاتی آن است.
آمریکا ممکن است ورودی تونلها را هدف قرار دهد
نیروی هوایی آمریکا در عملیات «چکش نیمهشب» ۱۲ بمب جیبییو-۵۷ را بر فردو فرو ریخت و شش دهانه انفجاری بر فراز یک محور تهویه متصل به سالن زیرزمینی سانتریفیوژها ایجاد کرد.
در این حمله از روشی موسوم به «اصابت دوگانه» استفاده شد: بمب نخست دهانهای در زمین ایجاد میکند و بمب دوم در همان حفره فرود میآید تا موج انفجار در عمق بیشتری منتقل شود.
تاسیسات فردو بنا بر گزارشها دستکم ۸۰ متر زیر زمین قرار داشت، اما محورهای تهویه آن یک نقطه ضعف ساختاری ایجاد کرده بود. همچنین دقت حمله نشان میداد آمریکا و اسرائیل احتمالا اطلاعات تفصیلی، از جمله نقشهها و طرحهای فنی، در اختیار داشتند.
مشخص نیست کوه کلنگ نیز دارای محورهای تهویهای با آسیبپذیری مشابه باشد. تحلیلگران معتقدند حکومت ایران احتمالا با استفاده از تجربه حمله به فردو، نقاط ضعف احتمالی مجموعه جدید را کاهش داده است.
از آنجا که ذخیره بمبهای جیبییو-۵۷ آمریکا محدود است و پنتاگون پس از عملیات چکش نیمهشب در حال جایگزین کردن مهمات مصرفشده است، ممکن است واشینگتن بهجای تخریب سازه داخلی، ورودی تونلهای کوه کلنگ را با موشکهای کروز هدف قرار دهد.
آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ نیز از چند موشک کروز تاماهاک برای هدف قرار دادن ورودیهای مجموعه زیرزمینی اصفهان استفاده کرد. این احتمال میتواند حکومت ایران را به مقاومسازی بیشتر ورودیهای کوه کلنگ ترغیب کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۳۰ تیر از احتمال حمله قریبالوقوع و سنگین به این مجموعه سخن گفته بود. هنگام انتشار تحلیل سیاسآیاس، تصاویر تجاری مربوط به دوره پس از این سخنان در دسترس نبود.
تحلیلگران راهحل نظامی را پایدار نمیدانند
نویسندگان گزارش تاکید کردهاند که تخریب کوه کلنگ علاوه بر قدرت انفجاری، به اطلاعات عملیاتی دقیق، شناخت طراحی داخلی و مدلسازی پیچیده نیاز دارد.
به ارزیابی آنان، حمله نظامی ممکن است این مجموعه را تخریب، مسدود یا برای مدتی از کار بیندازد، اما نمیتواند بهتنهایی بلندپروازیهای هستهای حکومت ایران را متوقف کند. جمهوری اسلامی تاسیسات زیرزمینی متعدد دیگری نیز دارد که هدف قرار دادن آنها دشوار است؛ از جمله مجموعه زیرزمینی اصفهان.
سیاسآیاس نتیجه گرفته است که اگر هدف آمریکا جلوگیری دائمی از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای باشد، بمباران تاسیسات این کشور در فاصلههای چندماهه، راهکاری ناکافی و ادامهناپذیر خواهد بود.
به گفته نویسندگان، توافقی دیپلماتیک که اجرای آن قابل راستیآزمایی باشد، احتمالا تنها راهحل پایدار برای محدود کردن برنامه هستهای ایران است.
این مقاله تحلیلی را جوزف راجرز، داگلاس کامستاک و جوزف اس. برمودز جونیور نوشتهاند. سیاسآیاس تاکید کرده است که دیدگاهها و نتیجهگیریهای مطرحشده صرفا متعلق به نویسندگان است و موضع رسمی این موسسه محسوب نمیشود.
دستیابی حکومت ایران به یک پهپاد زیرآبی ارتش آمریکا، امکان بررسی و مهندسی معکوس فناوری آن را در اختیار تهران قرار داده است. به نوشته رویترز، تحلیلگران این رویداد را ضربهای به پنتاگون و شرکت سازنده پهپاد و یک پیروزی تبلیغاتی برای جمهوری اسلامی میدانند.
نیروهای ایرانی یک وسیله نقلیه زیرآبی خودران از نوع «دایو الدی» را پس از بروز نقص فنی به دست آوردهاند. این پهپاد برای شناسایی دوربرد و دیگر ماموریتهای زیرسطحی طراحی شده و میتواند با حداقل دخالت انسانی چندین روز فعالیت کند.
نیروی دریایی آمریکا گفته است پهپاد بهدستآمده یکی از مدلهای قدیمیتر دایو الدی بود که دچار نقص فنی شد و پس از از حرکت افتادن در آب، نیروهای ایرانی آن را بازیابی کردند.
ارتش آمریکا و شرکت اندوریل، سازنده این پهپاد، کوشیدهاند اهمیت این رویداد را کمرنگ نشان دهند. با این حال، اندوریل پیشتر دایو الدی را «قابلاعتمادترین و انعطافپذیرترین» وسیله نقلیه بزرگ و خودران زیرآبی موجود معرفی کرده بود و میگفت این پهپاد میتواند در شرایط دشوار تا ۱۰ روز فعالیت کند.
شرکت اندوریل و پنتاگون به درخواست رویترز برای توضیح بیشتر درباره این حادثه پاسخ ندادهاند، اما پالمر لاکی، بنیانگذار شرکت صنایع دفاعی اندوریل، در شبکه ایکس نوشت: «این شناور مشخص ماهها در حوزه عملیاتی سنتکام فعالیت کرده و هزاران ساعت در حمایت از نیروهای آمریکایی ماموریت انجام داده است.»
بنیانگذار اندوریل افزود این زیردریایی بهطور ویژه برای فعالیت در محیطهایی طراحی شده که برای انسان بیش از حد خطرناکاند و احتمال افتادن آن به دست طرف مقابل نیز دور از انتظار نیست. نمیتوانم وارد جزئیات شوم، اما این شناور پیش از به دست افتادن، ماهها خدمات ارزشمندی ارائه کرد.»
تحلیلگران مهندسی معکوس بخشهای مکانیکی را ممکن دانستند
برایان کلارک، پژوهشگر ارشد و مدیر مرکز مفاهیم و فناوری دفاعی در موسسه هادسون، گفت [حکومت] ایران تقریبا بهطور قطع سختافزار پهپاد را باز و بررسی خواهد کرد.
به گفته او، نرمافزار این پهپاد به سازوکارهای حفاظتی داخلی مجهز است، اما مهندسان ایرانی «قطعا میتوانند سامانههای مکانیکی آن را مهندسی معکوس کنند».
کلارک برای ارزیابی خود به سابقه حکومت ایران در بررسی و الگوبرداری از تجهیزات نظامی بهدستآمده از آمریکا اشاره کرد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک، نیز به رویترز گفت این پهپاد ممکن است به سپاه پاسداران کمک کند نمونههای بهتری از تجهیزات طراحیشده در داخل ایران بسازد.
تحلیلگران در عین حال معتقدند بعید است دستیابی به این پهپاد بهتنهایی برتری نظامی تعیینکنندهای برای حکومت ایران ایجاد کند، اما میتواند اطلاعاتی درباره طراحی، سختافزار و قابلیتهای عملیاتی آن در اختیار تهران قرار دهد.
توقیف آرکیو-۱۷۰ سابقه مهندسی معکوس را برجسته کرد
جمهوری اسلامی در سال ۲۰۱۱ نیز یک پهپاد شناسایی رادارگریز آرکیو-۱۷۰ سنتینل آمریکا را به دست آورد. باراک اوباما، رییسجمهوری وقت آمریکا، در آن زمان علنا از تهران خواست این پهپاد را بازگرداند.
حکومت ایران پس از آن اعلام کرد آرکیو-۱۷۰ را مهندسی معکوس کرده است و مدلهایی ساخت داخل به نمایش گذاشت که طراحی آنها تا حد زیادی برگرفته از این پهپاد آمریکایی به نظر میرسید.
ارتش آمریکا در سالهای بعد برای جلوگیری از افتادن فناوریهای بدون سرنشین خود به دست حکومت ایران اقدام کرده است. در سال ۲۰۲۲، هنگامی که یک شناور نظامی جمهوری اسلامی تلاش کرد یک شناور سطحی بدون سرنشین «سیلدرون» را در خلیج فارس بکسل کند، یک کشتی گشتی نیروی دریایی آمریکا و یک بالگرد اماچ-۶۰اس سیهاوک به محل اعزام شدند.
جمهوری اسلامی از حادثه برای تبلیغات استفاده کرد
نمایندگیهای دیپلماتیک حکومت ایران در شبکه اجتماعی ایکس، دستیابی به پهپاد زیرآبی آمریکا را دستمایه تمسخر واشینگتن قرار دادهاند.
سفارت جمهوری اسلامی در غنا در پیامی نوشت این شناور در «تنگهای تحت کنترل مردمی که صدای عطسه میگو را هم میشنوند» پیدا شده است. این پیام افزود نیروهای ایرانی پهپاد را «مانند یک بطری پلاستیکی از تور ماهیگیری» بیرون کشیدهاند و آن را کاملا سالم یافتهاند.
نمایندگی جمهوری اسلامی در حیدرآباد نیز از برگزاری «مراسم جعبهگشایی» پهپاد به دست متخصصان مهندسی معکوس خبر داد.
مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به رویترز گفت [حکومت] ایران در بهرهبرداری تبلیغاتی از چنین رویدادهایی مهارت دارد.
به گفته او، تهران میکوشد این حادثه را نشانه ناتوانی آمریکا و توانایی ایران برای حفظ کنترل بر تنگه هرمز معرفی کند.
به نوشته رویترز، دستیابی جمهوری اسلامی به پهپاد دایو الدی، علاوه بر ارزش احتمالی فناوری آن، ناهماهنگی میان روایت نیروی دریایی آمریکا و تبلیغات شرکت سازنده را نیز برجسته کرده است: نیروی دریایی پهپاد را مدلی قدیمی و دچار نقص فنی میخواند، اما اندوریل همین سامانه را در تبلیغات خود یکی از قابلاعتمادترین پهپادهای زیرآبی موجود معرفی کرده است.
بالکانیکا ساخته نیکولا سورچینلی کارگردان ایتالیایی در بخش روزهای مولفین هشتاد و سومین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز به نمایش درآمد؛ فیلمی که داستان دو مهاجر افغانستانی را روایت میکند که میخواهند از راه بالکان به ایتالیا برسند.
فیلم داستان دو موسیقیدان افغانستانی را روایت میکند؛ یکی نزار- با بازی بابک کریمی بازیگر شناختهشده ایرانی- که رهبر ارکستر است و پسرش جلیل که او هم به نوازندگی مشغول است و هر دو همزمان با قدرت گرفتن طالبان و ممنوع شدن موسیقی، تصمیم به ترک کشورشان گرفتهاند.
فیلم اما داستان آنها در افغانستان را روایت نمیکند و حتی نیازی به فلشبک و نمایش صحنههایی از زندگی آنها در افغانستان نمیبیند. ما این دو شخصیت را از نقطهای میبینیم که در کوهستانها و جنگلها با سختیهای بسیار از راه پرخطر بالکان میخواهند خود را به ایتالیا برسانند، در حالی که با بدرفتاری محلیها روبرو هستند و ارتش هم مرز را به شدت کنترل میکند.
ملاقات آنها با پناهجوهای دیگر بخشهای مهمی از فیلم را تشکیل میدهد؛ پناهجویانی از کشورهای مختلف که از همین راه بخت خود را آزمودهاند و بسیاری از آنها بارها شکست خوردهاند. فیلم روایت این شکست و امید است و در لحظههایی سعی دارد با نزدیک شدن به شخصیتها حتی مکالمه آنها با خدا را برای ما تصویر کند؛ مثل صحنهای که جلیل از احوال ناخوش پدرش و مشکلات لاینحل پیش رویشان به تنگ آمده و از خدا میپرسد:«خدایا چرا ما افغانها را دوست نداری؟»
فیلم سعی دارد مضمون ارتباط آدمها را به مایه اصلیاش بدل کند، جایی که نزار تنها میتواند فارسی حرف بزند و از ارتباط با دیگران عاجز است (مثل صحنهای که میخواهد به صاحب مغازه حرفش را بزند و بر شیشه میکوبد و به زبان خودش فریاد میزند) و فرزندش جلیل که انگلیسی هم بلد است و با دیگران ارتباط برقرار میکند، از جمله با گرتا، دختر پزشکی که به کمک آنها آمده و نقش مهمی را در فیلم ایفا میکند.
فیلمساز همانطور که در یادداشتی اشاره کرده، در واقع خودش را در نقش این پزشک میبیند؛ کسی که میخواهد به هر قیمتی به آنها کمک کند و فارغ از مسائل سیاسی و اجتماعی، به آنها به عنوان یک انسان نگاه میکند: «مادربزرگم در دهه ۱۹۴۰ برای آزادی ما مبارزه کرد. من در کنار او بزرگ شدم و داستانهایش از آزادی سلب شده، همیشه فکر من را به خودش مشغول کرده. بخشی از شکلگیری بالکانیکا نیز از همین احساس خشم نسبت به کسانی سرچشمه گرفت که به قطع، انکار، اجبار و سانسور دست میزنند. اگر چه زمانی که موسیقی در افغانستان ممنوع شد، من بسیار جوان بودم، اما آن خبر بذرهایش را در وجودم کاشت و این بذرها سالها در من باقی ماندند، تا این که من و آندرهآ بروسا تصمیم گرفتیم داستان سفر نزار و جلیل را روایت کنیم. ما در این روایت، نگاه غربی را نیز وارد کردیم که در قالب شخصیت گرتا تجسم یافته، شخصیتی که دیدگاه ما را بیان میکند.»
فیلم اما گاه اسیر همین نگاه و پیام سادهاش میشود و نمیتواند به عمق نفوذ کند. شخصیتها در قالب تیپ خلاصه میشوند و بعد ندارند، چه گرتا، پزشک ایتالیایی و چه دو شخصیت اصلی افغانستانی فیلم که دیالوگهای آنها از حد دیالوگهای معمول فراتر نمیرود و کمک چندانی به ساخت و پرداخت شخصیتها نمیکند. دوربین غالباً روی دست هم گاه بیش از اندازه به کار گرفته شده، ضمن این که دوربین در غالب صحنهها از زاویه پائین شخصیتها را دنبال میکند و این زاویه نگاه، جدای از ناکارآمدی، گاه حتی عجیب به نظر میرسد.
فیلم اما میخواهد شرق و غرب را با یک نگاه انسانی به هم پیوند بزند، به همین دلیل ضمن تشریح درد و رنج قهرمانهایش با امید به پایان میرسد، امیدی که از اعتماد و دوستی بین گروههای انسانی شکل می گیرد و قرار است موسیقی به عنوان زبانی جهانی، پیوند دهنده آنها باشد.