المانیتور: عربستان سعودی خواستار بازداشت رهبران شبهنظامیان عراقی وابسته به تهران شد


المانیتور به نقل از مقامهای منطقهای گزارش داد که عربستان سعودی از علی الزیدی، نخستوزیر عراق، خواسته است رهبران شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی که در حملات به عربستان سعودی نقش داشتهاند، بازداشت و مجازات شوند.
در این گزارش آمده است: «ریاض خواستار پاسخگو کردن رهبرانی است که دستور حملات به عربستان سعودی را صادر کردهاند، نه فقط نیروهایی که این حملات را اجرا کردهاند.»







روزنامه آ اس اسپانیا گزارش داد اما مودریچ، دختر ۱۳ ساله لوکا مودریچ، به «لا فابریکا»، تیم نوجوانان آکادمی زنان رئال مادرید پیوست و تمریناتش را در والدبباس آغاز کرد. او که متولد مادرید است، پیش از این در آکادمی میلان و مادرید CFF بازی کرده است.
ماریا گونزالس، دختر رائول، و مانوئلا دا سیلوا، دختر روبرتو کارلوس، نیز سابقه حضور در آکادمی زنان رئال را دارند.
در آکادمی رئال مادرید چند نمونه دیگر هم وجود دارد؛ پس از ماریا گونزالس، دختر رائول گونزالس، که اکنون در تیم جوانان رئال حضور دارد، و همچنین بیبیانا کاسکرو، متولد ۲۰۰۶، و دولو دلگادو، متولد ۲۰۰۸، بازیکنان تیم دوم زنان که بهترتیب دختران خاویر کاسکرو، بازیکن سابق ختافه و سویا، و ماتیاس دلگادوی آرژانتینی، بازیکن سابق بشیکتاش و بازل، هستند.
بر اساس اعلام رئال مادرید، سومین تیم آکادمی زنان این باشگاه سهشنبه پیشفصل خود را با نخستین جلسه تمرینی آغاز کرد.
اما از میلان به رئال مادرید پیوست؛ او در آوریل همراه تیم زیر ۱۳ سال دختران میلان قهرمان جام گارینو شد.
اگرچه آخرین تیم اما مودریچ، میلان بود، این بازیکن جوان پیش از آن نیز در دوران کودکی پیراهن سفید به تن کرده بود؛ البته پیراهن سفید و صورتی آکادمی مادرید CFF.
اما آوریل ۲۰۱۳ در پایتخت اسپانیا متولد شد و موفقیتهای پدرش در رئال مادرید را از نزدیک تجربه کرد. با بزرگتر شدن او، دیدن اما در جشنهای رئال مادرید در حالی که همراه خواهر و برادرانش روی چمن میدوید و با توپ بازی میکرد، به صحنهای آشنا تبدیل شده بود.
از آنجا که رئال مادرید تنها از رده نوجوانان، آکادمی فوتبال زنان دارد، اما مودریچ در سنین پایینتر فقط توانست برای مادرید CFF بازی کند.
مادرید CFF که بزرگترین آکادمی فوتبال زنان در اروپا را دارد، همواره به این موضوع افتخار میکند که نخستین باشگاه شماری از استعدادهای بزرگ و ستارههای کنونی، از جمله ویکی لوپس، بوده است.
پیوستن اما به رئال مادرید، میراث خانواده مودریچ در این باشگاه را ادامه میدهد؛ جایی که لوکا، پدر او، از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۵ در آن حضور داشت و یکی از بهترین هافبکهای جهان شناخته میشد.
مودریچ در دوران حضورش در رئال مادرید ۲۸ جام با این باشگاه به دست آورد که شش قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا و چهار قهرمانی لالیگا از جمله آنها بود.
این بازیکن ۴۰ ساله همچنین در ۵۹۷ بازی برای رئال مادرید ۴۳ گل به ثمر رساند و ۹۵ پاس گل داد و در سال ۲۰۱۸ نیز برنده توپ طلا شد.
دختران اسطورهها در رئال
اما نخستین دختر یکی از اسطورههای رئال مادرید نیست که به آکادمی این باشگاه میپیوندد. ماریا گونزالس نیز در سال ۲۰۲۲ به تیم کادته رئال مادرید پیوست و از آن زمان گلهای زیادی با پیراهن سفید این تیم به ثمر رسانده است.
او فصل گذشته ۴۷ گل زد، هرچند آخرین گلش در دربی مقابل اتلتیکو مادرید برای قهرمانی تیمش در لیگ کافی نبود.
ماریا دوشنبه گذشته نیز در پیروزی رئال مادرید مقابل منچسترسیتی در تورنمنت «شانگهای فیوچر استار» گلزنی کرد.
مانوئلا دا سیلوا، دختر روبرتو کارلوس، نیز پیشتر برای تیم کادته رئال مادرید بازی کرده بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، احتمال مذاکره با جمهوری اسلامی را منتفی ندانست، اما گفت شرایط کنونی برای واشینگتن «بسیار خوب» است. در همین حال، مقامهای دو طرف از کنترل تنگه هرمز سخن میگویند، اما دادههای ردیابی دریایی نشان میدهد تردد کشتیها در این آبراه کاهش یافته است.
ترامپ چهارشنبه ۲۸ مرداد در کاخ سفید، در پاسخ به سوالی درباره احتمال مذاکره با جمهوری اسلامی گفت: «شاید در مقطعی، اما در حال حاضر فکر میکنم وضعیت بسیار خوب است.»
ترامپ بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی نباید به سلاح هستهای دست یابد و افزود: «ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد و نخواهد داشت.»
ساعاتی پیش از این سخنان، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، در واکنش به اظهارات ترامپ درباره لغو مذاکرات با تهران تا اطلاع ثانوی، به نقل از یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکرهکننده نوشت اساسا مذاکره مستقیمی میان جمهوری اسلامی و آمریکا در جریان نبوده است.
این منبع افزود گفتوگوهای اخیر با عمان درباره «اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز» بوده و ارتباطی با آمریکا نداشته است.
او گفت: «پس از نقض تفاهمنامه اسلامآباد از طرف آمریکا گفتوگوها با طرف آمریکایی متوقف شده و گفتوگوهای اخیر نیز با طرف عمانی ارتباطی به آمریکا نداشت.»
در فضایی که نشانهای از نزدیک شدن مواضع دو طرف دیده نمیشود، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت کشورهای منطقه دریافتهاند حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا «موجب ناامنی» است و متحدان واشینگتن نیز به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا «غیرقابل اعتماد» است.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، نیز ۲۸ مرداد در جریان سفر به بغداد گفت آمریکا بهدنبال «خروج آبرومندانه» از منطقه است.
او در دیدار با هیبت الحلبوسی، رییس مجلس عراق، گفت خروج از جنگ به «بیاعتباری» واشینگتن منجر خواهد شد و ادامه آن نیز مشکلات بسیاری برای آمریکا ایجاد خواهد کرد.
قالیباف در دیدار با نزار آمیدی، رییسجمهوری عراق، نیز «جنگطلبی» آمریکا را عامل اصلی بروز مشکلات در خلیج فارس و اختلال در بازار انرژی خواند و گفت کشورهای منطقه برای تامین امنیت خود به واشینگتن نیاز ندارند.
ادعای کنترل تنگه در برابر کاهش تردد کشتیها
ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود گفت آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در دست دارد و شب پیش از آن کشتیهای زیادی از این آبراه عبور کردند.
او گفت بهجز «مزاحمتهایی» مانند شلیک گاهبهگاه پهپاد، تردد کشتیها ادامه دارد، هرچند «قرار نیست همه عبور کنند».
این سخنان در حالی مطرح شد که رویترز، با استناد به دادههای شرکتهای بینالمللی رصد ترددهای دریایی در آبهای بینالمللی، از جمله مارینترافیک، گزارش داد تردد کشتیها در تنگه هرمز کاهش یافته است و بیشتر مالکان کشتیها بهدلیل نبود نشانههای روشن درباره بازگشایی این آبراه، همچنان از عبور از آن خودداری میکنند.
شرکت ردیابی دریایی کپلر نیز اعلام کرد تردد تاییدشده از تنگه هرمز در ۲۷ مرداد با کاهش ۱۷ درصدی به ۱۰ کشتی رسید. بر اساس دادههای این شرکت، پنج کشتی از مسیر تعیینشده در «طرح یکجانبه ایران» عبور کردند، در حالی که تردد کشتیها از بابالمندب با افزایش ۵۳ درصدی به ۴۶ فروند رسید.
کپلر افزود سازمان بینالمللی دریانوردی حمله ۲۶ مرداد به کشتی فلهبر «مینوان دیگنیتی» در تنگه هرمز را تایید کرده است. در این حمله یک دریانورد کشته شد.
در همین حال، مقامهای جمهوری اسلامی از تدوین ساز و کاری برای کنترل تردد و دریافت عوارض از کشتیها خبر دادند. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت بر اساس طرح «امنیت تنگه هرمز»، مدیریت، نظارت و بازرسی این آبراه در اختیار جمهوری اسلامی و زیر نظر ستاد کل نیروهای مسلح قرار خواهد گرفت.
بهگفته او، این طرح ورود شناورهای اسرائیلی، «جاسوسی یا متخاصم» را ممنوع میکند و به ستاد کل نیروهای مسلح اجازه میدهد ضوابط دریافت عوارض و هزینه خدمات از کشتیها را تعیین کند.
رضایی افزود در صورت آسیب دیدن منافع جمهوری اسلامی، امکان افزایش تعرفه یا توقیف اموال دولت متخاصم در تنگه هرمز نیز پیشبینی شده است.
قاسم روانبخش، نماینده قم، نیز گفت بر اساس این طرح، ۴۰ درصد درآمدهای تنگه هرمز به تقویت نیروهای مسلح و زیرساختهای نظامی و ۶۰ درصد آن به «رفاه و آسایش ملت ایران» اختصاص خواهد یافت.
عباس مقتدایی، نایبرییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز گفت جمهوری اسلامی و عمان بهزودی در بیانیهای مشترک، یک «معبر جدید» در تنگه هرمز، غیر از مسیر جنوبی، اعلام خواهند کرد.
این اظهار نظرها در حالی مطرح میشود که به گزارش سیانان حکومت ایران در پی گشتزنی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس، بخش زیادی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.
همایون فلکشاهی، رییس بخش تحلیل نفت خام در کپلر، به این رسانه گفت: «بهطور فزایندهای به نظر میرسد که حکومت ایران دستکم بخشی از کنترل خود بر تنگه هرمز را از دست داده است.»
سیانان در عین حال تاکید کرد ایالات متحده که نیروی نظامی قابلتوجهی در این آبراه مستقر کرده، بر همه کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند نظارت دارد و ارقام مربوط به حملونقل نفت را بسیار بالاتر از برآوردهای سنتی اعلام کرده است.
ترامپ در پایان سخنان خود گفت حجم زیادی نفت در حال انتقال است و همین مساله یکی از دلایلی است که قیمت نفت به ۳۰۰ دلار در هر بشکه نرسیده است.
از سوی دیگر، علی عبداللهی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس هشدار داد هرگونه کمک به ارتش آمریکا یا تسهیل فعالیتهای آن به منزله مشارکت با نیروهای نظامی این کشور تلقی خواهد شد و از سوی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی پاسخ خواهد گرفت.
وزارت دفاع امارات متحده عربی سهشنبه ۲۷ مرداد اعلام کرد دو موشک بالستیک شلیکشده از سمت ایران را شناسایی کرده است.
بهگفته این وزارتخانه یکی از موشکها در آبهای سرزمینی این کشور و موشک دیگر خارج از این محدوده سقوط کرد. ارزیابیهای امارات متحده عربی نشان میدهند دو موشک پرتابشده، حرکت کشتیها را هدف گرفته بودند که در دریا سقوط کردند.
جمهوری اسلامی شلیک موشک به سمت امارات را تکذیب کرده و اظهارات امارات متحده عربی را خلاف حسن همجواری خوانده است.
سالهاست که دیپلماسی میان واشینگتن و تهران عمدتا از طریق گروهی آشنا از میانجیها پیش رفته است. عمان بهطور سنتی محرمانهترین و مورد اعتمادترین کانال را فراهم کرده و قطر، پاکستان و ترکیه نیز با استفاده از روابط خود با هر دو طرف، به تسهیل تماسها یا انتقال پیامها کمک کردهاند.
اما ادامه بنبست در مذاکرات اکنون واشینگتن را به گسترش دایره دیپلماتیک ترغیب کرده است.
بر اساس گزارشهای رسانهای، در روزهای اخیر اتریش و یونان، پس از رایزنی با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، هر یک جداگانه تماسهایی با تهران برقرار کردهاند.
ورود غیرمنتظره اتریش و یونان به این روند نشان میدهد که دیپلماسی اروپا، که مدتها در روابط جمهوری اسلامی و آمریکا به حاشیه رانده شده بود، ممکن است در شرایط تشدید نظامی در منطقه، با احتیاط در حال بازگشت باشد.
توالی تماسهای اخیر قابل توجه است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ۱۱ اوت در واشینگتن با بئاته ماینل-رایزینگر، وزیر امور خارجه اتریش، دیدار کرد و روز بعد نیز تلفنی با یورگوس گراپتریتیس، وزیر امور خارجه یونان، گفتوگو کرد.
در ۱۳ اوت، هر دو وزیر اروپایی جداگانه با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفتوگو کردند.
اگرچه وزارت امور خارجه آمریکا درخواست از آنها برای انتقال پیام را تکذیب کرد، بعید است این همزمانی کاملا تصادفی بوده باشد. وزارت امور خارجه آمریکا بعدا تایید کرد که موضوع جمهوری اسلامی در این گفتوگوها مطرح شده است؛ در همین حال، اتریش رسما پیشنهاد کرد وین میزبان مذاکرات احتمالی آینده باشد. یونان نیز در تماسهای خود با تهران بر آزادی کشتیرانی و امنیت دریایی تاکید کرد.
این هنوز میانجیگری رسمی نیست. نه اتریش و نه یونان تجربه، دسترسی یا اعتماد انباشتهای را که عمان در اختیار دارد، ندارند. ورود آنها را باید بیشتر تلاشی اکتشافی برای یافتن کانالهای تازه در شرایطی دانست که دیپلماسی سنتی با دشواری روبهرو شده است.
افزایش تعداد میانجیها خود نکتهای معنادار است: این وضعیت نه پویایی روند دیپلماتیک، بلکه پراکندگی آن را نشان میدهد.
نقش احتمالی اتریش ریشه در تاریخ دیپلماسی دارد. وین میزبان مذاکراتی بود که در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ به توافق هستهای، موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، انجامید. وین همچنین مقر آژانس بینالمللی انرژی اتمی است؛ نهادی که احتمالا در راستیآزمایی هرگونه توافق آینده درباره فعالیتهای هستهای ایران نقشی محوری خواهد داشت.
بنابراین اتریش میتواند چیزی فراتر از یک اتاق مذاکره بیطرف فراهم کند. این کشور محیطی نهادی در اختیار دارد که ارتباطی نزدیک با دیپلماسی هستهای، راستیآزمایی فنی و خاطره توافقی دارد که زمانی به نظر میرسید قادر است بحران هستهای ایران را مهار کند.
با این حال، وین حامل نمادهایی متناقض نیز هست. برای مقامهای جمهوری اسلامی، این شهر یادآور پذیرش غنیسازی محدود ایران برای اهداف غیرنظامی در چارچوب برجام و لغو بخشی از تحریمهاست. اما در عین حال، یادآور فروپاشی بعدی این توافق پس از خروج دولت نخست ترامپ از آن در سال ۲۰۱۸ نیز هست.
اتریش بهتنهایی قادر نیست این شکاف اعتماد را ترمیم کند. بنابراین مزیت اصلی آن بیش از آنکه سیاسی باشد، رویهای است: وین میتواند فضایی محرمانه و معتبر فراهم کند تا ایالات متحده، جمهوری اسلامی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی مواضع خود را روشن کنند.
یونان اهرم متفاوتی در اختیار دارد. این کشور بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ دریانوردی جهان، مستقیما در امنیت تنگه هرمز و دریای سرخ ذینفع است. اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز برای آتن صرفا یک مساله انتزاعی ژئوپلیتیک نیست؛ این وضعیت بر کشتیرانی تحت مالکیت یونانیها، هزینههای بیمه، قیمت انرژی و ثبات تجارت بینالمللی اثر میگذارد.
از این رو، یونان میتواند نهتنها بهعنوان یکی از اعضای اتحادیه اروپا و متحد آمریکا، بلکه بهعنوان نماینده صنعتی که مستقیما در معرض پیامدهای تشدید تنش قرار دارد، با جمهوری اسلامی گفتوگو کند.
این بُعد دریایی ممکن است آتن را در مذاکراتی که بهجای دستیابی فوری به یک توافق جامع بر ترتیبات عملی متمرکزند، به بازیگری مفید تبدیل کند.
مذاکره درباره اقداماتی برای تضمین آزادی کشتیرانی، کاهش تهدیدها علیه کشتیهای تجاری یا ایجاد سازوکارهای ارتباطی برای جلوگیری از حوادث دریایی، شاید آسانتر از حل اختلافات عمیق هستهای و امنیتی باشد.
یونان میتواند دانش فنی و حمایت سیاسی خود را در اختیار چنین مذاکراتی قرار دهد، هرچند توانایی ارائه رفع تحریمها یا تضمینهای امنیتی مورد نظر تهران را ندارد.
ظهور اتریش و یونان همچنین افول قدرتهای سنتی اروپا در عرصه دیپلماسی با جمهوری اسلامی را آشکار میکند. فرانسه، آلمان و بریتانیا در مذاکرات هستهای که از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد، نقشی محوری داشتند اما از آن زمان اعتبار این سه کشور در تهران کاهش یافته و هر سه نیز در روابط دوجانبه خود با تهران با بحرانهای دیپلماتیک روبهرو شدهاند.
رهبران جمهوری اسلامی آنها را متهم میکنند که پس از خروج آمریکا از توافق هستهای نتوانستند از منافع اقتصادی برجام محافظت کنند و بهطور فزایندهای با رویکرد فشارآمیز واشینگتن همسو شدهاند.
بیاعتمادی متقابل ناشی از تحریمها، اتهامات دوطرفه درباره «نفوذ» امنیتی و جاسوسی، درگیریهای منطقهای و اختلافات بر سر فعالیتهای هستهای ایران، فضای چندانی برای الگوی پیشین میانجیگری اروپا باقی نگذاشته است.
گسترش رویارویی امنیتی نیز این بهحاشیهراندهشدن را تشدید کرده است. فایننشال تایمز چهارشنبه ۲۸ مرداد گزارش داد که جمهوری اسلامی در صورت تشدید بیشتر جنگ از سوی واشینگتن، حمله به اهداف نظامی آمریکا در اروپا، از جمله در بلغارستان و قبرس، را بررسی کرده است.
رویترز نیز چهارشنبه گزارش داد که یکی از مقامهای ناتو گفته است این ائتلاف برای مقابله با هرگونه تهدید و انجام اقدامات لازم برای دفاع از اعضای خود آمادگی دارد.
این مقام به چهار مورد در اوایل سال جاری اشاره کرد که در آنها پدافند هوایی ناتو موشکهای بالستیک ایران را که به سوی ترکیه در حرکت بودند رهگیری کرد و گفت این موارد قدرت و کارآمدی بازدارندگی و وضعیت دفاعی ناتو را نشان دادهاند.
بنابراین کشورهای کوچکتر اروپایی ممکن است از این مزیت برخوردار باشند که بار سیاسی کمتری از گذشته بر دوش دارند. اتریش بیش از آنکه با فشار راهبردی شناخته شود، با گفتوگو پیوند خورده و در سراسر دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ نیز روابط اقتصادی و انرژی قابل توجهی را با جمهوری اسلامی حفظ کرده بود.
یونان نیز عمدتا از مناقشهآمیزترین بحثها درباره ایران فاصله داشته است. با این حال، نباید در میزان بیطرفی نسبی آنها اغراق کرد. هر دو کشور عضو اتحادیه اروپا و از شرکای نزدیک ایالات متحدهاند. تهران در نهایت سودمندی آنها را نه بر اساس لحن دوستانه دیپلماتیک، بلکه بر مبنای تواناییشان برای گرفتن امتیازهای مشخص از واشینگتن ارزیابی خواهد کرد.
ورود این دو کشور همچنین بازتابدهنده گسترش هزینههای بینالمللی جنگ است.
محدود شدن تردد در تنگه هرمز، گذرگاهی که در شرایط عادی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت از آن عبور میکند، بحران را از یک رویارویی دوجانبه به یک وضعیت اضطراری اقتصادی جهانی تبدیل کرده است.
واشینگتن خواهان بازگشایی تنگه است، در حالی که تهران کنترل بر کشتیرانی را یکی از قدرتمندترین اهرمهای باقیمانده خود میداند. اتریش و یونان وارد این روند شدهاند، زیرا پیامدهای شکست اکنون بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یافته است.
بنابراین هدف فوری باید محدود و واقعبینانه باشد. بعید است وین و آتن جای مسقط، دوحه یا اسلامآباد را بگیرند و افزایش تعداد میانجیها میتواند به انتقال پیامهای متناقض منجر شود و به جمهوری اسلامی و آمریکا اجازه دهد از اتخاذ تصمیمهای دشوار طفره بروند.
مفیدترین نقشی که این دو کشور میتوانند ایفا کنند، حمایت از یک چارچوب دیپلماتیک هماهنگ است: اتریش بر راستیآزمایی هستهای و فراهم کردن محل مذاکرات تمرکز کند، یونان بر امنیت دریایی و میانجیهای سنتی منطقهای نیز بر ارتباطات سیاسی و تضمینها.
در نهایت، هیچ میانجیگری نمیتواند فقدان اراده سیاسی برای پیگیری راهحل دیپلماتیک بهجای تشدید نظامی را جبران کند. اتریش و یونان نمیتوانند این انتخاب را به جای واشینگتن و تهران انجام دهند، اما شاید بتوانند به ایجاد شرایطی کمک کنند که در آن دیپلماسی امکانپذیر شود.
از این رو، بازگشت آنها نه یک گشایش دیپلماتیک است و نه اقدامی بیاهمیت. این تحول بازتاب تلاش فوری اروپایی است که بیش از پیش به حاشیه رانده شده و در جستوجوی راههای تازهای برای خروج از یک بنبست خطرناک است.
اگر این کانالهای غیرمنتظره اروپایی با دقت هماهنگ شوند، ممکن است به آماده کردن زمینه برای ازسرگیری مذاکرات کمک کنند.
در غیر این صورت، این تلاشها نیز ممکن است صرفا به یکی دیگر از اقدامات بداهه برای مهار مناقشهای تبدیل شوند که بازیگران اصلی آن تاکنون از حل آن ناتوان بودهاند.
با این همه، اروپا منفعتی جدی در ایفای نقشی فعالتر در دیپلماسی دارد: کشورهای اروپایی هماکنون بسیاری از پیامدهای اقتصادی و امنیتی این مناقشه را متحمل میشوند، اما نه اهرم سیاسی لازم برای شکل دادن به یک توافق را در اختیار دارند و نه توان نظامی و در اغلب موارد، اراده لازم برای تحمیل چنین توافقی را.
انتشار فیلم «بیداد» در یوتیوب، بحثی فراتر از عبور آن از خطوط قرمز سینمای رسمی به راه انداخته است: آیا این فیلم تصویری جسورانه و واقعی از زندگی امروز ایرانیان ارائه میکند یا جامعه ایران پیشتر از مرزهایی عبور کرده است که فیلم تازه میکوشد آنها را بشکند؟
چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی برای گروهی از تماشاگران، یکی از معدود آثار سالهای اخیر است که تصویری آشنا از ایران را نشان میدهد: زنانی بدون حجاب اجباری، همآغوشی زنان و مردان، موسیقی زیرزمینی و خواننده جوانی که حاضر نیست بپذیرد صدایش نباید شنیده شود.
در مقابل، گروهی دیگر میگویند فیلم از جامعهای که قصد به تصویر کشیدن آن را دارد عقب مانده است. از نگاه این منتقدان، انباشت مواد مخدر، الکل، روابط جنسی و روابط ازهمگسیخته در فیلم نیز توجه را از واقعیتهایی منحرف میکند که ایرانیان در عمل با آنها زندگی میکنند.
یکی از کاربران در صفحه اینستاگرام ایراناینترنشنال نوشت: «فیلم را دیدم. داستان عمیقا تاثیرگذار و بازتابدهنده چیزی است که ما بهعنوان یک جامعه در حال تجربه آن هستیم.»
او ضمن ستایش فیلم بهدلیل شکستن تابوها، از برخی دیالوگها و ریتم آن انتقاد کرد.
کاربر دیگری فیلم را صرفا «عقبتر از جامعه» توصیف کرد و گفت ایرانیان اکنون دغدغههایی «بسیار بسیار جدیتر» از مسائلی دارند که در فیلم به نمایش درآمده است.
این اختلاف نظر، «بیداد» را به موضوع بحثی فراتر از سینما تبدیل کرده است: شکاف فزاینده میان آنچه حکومت همچنان نمایش آن را ممنوع میکند، آنچه فیلمسازان با نادیده گرفتن سانسور به تصویر میکشند و آنچه مدتهاست برای بخشی از جامعه به واقعیتی عادی تبدیل شده است.
وقتی خیابان به صحنه تبدیل میشود
«بیداد» داستان ستی، با بازی سروین ضابطیان، را روایت میکند؛ خوانندهای جوان و مشتاق که آرزوهایش با محدودیتهای اعمالشده بر صدای زنان روبهرو میشود.
او در ابتدای فیلم، در اعتراض به یک مدرس موسیقی، میگوید: «صدای من را نمیشنوی!» در پاسخ به او گفته میشود صدای خوانندگان زن نباید از صدای مردانی که آنها را همراهی میکنند بلندتر باشد.
ستی حاضر نیست این سازشکاری را بپذیرد. سرانجام به خیابان میرود و آواز میخواند. رهگذران از او فیلم میگیرند، تصاویرش را منتشر میکنند و او به نماد نسلی تبدیل میشود که میکوشد آنچه را نهادهای رسمی از او دریغ کردهاند، در فضای عمومی به دست آورد.
ساخت فیلم بدون هزینه نبود. ماموران امنیتی به دفتر تولید آن یورش بردند، تجهیزات و تصاویر ضبطشده را توقیف کردند و بیرقی، شماری از بازیگران و اعضای گروه تولید تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.
کارگردان ابتدا به حبس محکوم شد. این حکم بعدتر به جریمه نقدی تبدیل شد. ضابطیان و لیلی رشیدی، بازیگر نقش مادر ستی، نیز محکوم شدند. قوه قضاییه در نهایت دیگر متهمان پرونده را تبرئه کرد.
آیا جامعه پیشتر از این تابوها عبور کرده است؟
برای گروهی از تماشاگران، ارزش «بیداد» در به تصویر کشیدن بخشهایی از زندگی ایرانیان است که جایی در سینمای رسمی و مورد تایید حکومت ندارند.
یکی از کاربران اینستاگرام نوشت: «همین که در خانه روسری یا شال سرشان نبود خیلی خوب بود.»
او افزود اینکه فیلم از دل زندگی واقعی آمده، آن را تلختر میکند.
کاربر دیگری آن را «واقعیت زندگی ما زنان» در ایران خواند.
با این حال، برخی تماشاگران این پرسش را مطرح کردند که آیا نمایش چنین صحنههایی همچنان شکستن تابو محسوب میشود؟ یکی از کاربران نوشت فیلم به دغدغههای مرحلهای پیشین از جامعه ایران میپردازد و نتوانسته خود را با خواستههای کنونی مردم متناسب کند.
محمد عبدی، نویسنده و منتقد سینما، «بیداد» را در چارچوب سینمای زیرزمینی ایران قرار میدهد، اما معتقد است بیرقی با کنار گذاشتن محدودیتهای تحمیلی از سوی سیاستگذاران فرهنگی جمهوری اسلامی، از دیگر فیلمسازان این جریان فراتر رفته است.
عبدی به ایراناینترنشنال گفت: «نکته مهم این است که فیلم وقتی به حکومت میرسد، دیگر سازش نمیکند و بسیار مستقیم درباره نسلی حرف میزند که خسته شده و مطالباتش را به خیابان آورده است.»
او برداشت برخی کاربران مبنی بر بازتاب یافتن رویکرد اصلاحطلبانه در این فیلم را رد و به مسیر ستی اشاره کرد؛ مسیری که با مذاکره در چارچوب قواعد آغاز میشود و در نهایت به طرح علنی خواستههای او در فضای عمومی میرسد.
عبدی گفت: «فیلم در واقع درباره عبور از اصلاحطلبی است. او همه این آزمونها را پشت سر میگذارد تا در نهایت به این نتیجه برسد که طلب کردن اصلاح درون ساختار موجود دیگر معنایی ندارد و باید در خیابان مقابل محدودیتهای اعمالشده از سوی قدرت مسلط ایستاد.»
بخش تندتری از انتقادها به تصویر ارائه شده در فیلم از افرادی وارد میشود که از قواعد سرپیچی میکنند. یکی از کاربران به حضور پررنگ الکل، ماریجوانا، روابط جنسی و روابط ناکارآمد در فیلم اعتراض کرد و هشدار داد چنین انتخابهایی ممکن است در ذهن مخاطبان، هنرمند و معترض را با نابسامانیهای اجتماعی پیوند بزند.
هالیوود ریپورتر همین مساله را به شکلی متفاوت تفسیر کرده و بیداد را فیلمی مملو از «شورشیان و طردشدگان» توصیف کرده است.
بهنوشته این نشریه، ستی در این جهان تنها نیست. هرچند بیداد داستان یک خواننده را دنبال میکند، اما اهمیت گستردهتر آن در قرار دادن او در میان شمار فزایندهای از جوانان ایرانی است که در برابر محدودیتهای اعمالشده بر آزادی بیان و ابراز فردی مقاومت میکنند.
همین نکته انتقادهایی را نیز به همراه داشته است. یکی از کاربران، ضمن تحسین فیلم بهدلیل ارائه تصویری آشنا از زندگی در ایران، نوشت که فیلم میکوشد بیعدالتیهای بسیار زیادی را یکجا به تصویر بکشد. این کاربر پرداختن به آزار جنسی، خط داستانی مادر ستی که برای آزادی دختر بازداشتشدهاش وادار به رابطه جنسی با بازجو میشود و پریود شدن ستی در بازداشت را غیرضروری دانست.
این بحث موقعیت دشوار و دوگانه «بیداد» را نشان میدهد: رهایی از سانسور به فیلم امکان داده است از خطوط قرمزی عبور کند که سینمای مورد تایید حکومت قادر به عبور از آنها نیست. با این حال، عبور از این خطوط در نگاه مخاطبانی که زندگیشان سریعتر از قوانین تغییر کرده است، دیگر لزوما رادیکال به نظر نمیرسد.
مواجهه دو نسل
این شکاف در خود فیلم نیز در رابطه ستی با مردی مسنتر و بینام، با بازی امیر جدیدی، دیده میشود؛ مردی که از ستی میخواهد او را فقط «ببین» صدا بزند.
بهگفته عبدی، این مرد با بدن خالکوبیشدهاش، در حالی که اغلب نشئه است و ظاهرا از آرمانهای گذشته خود تهی شده، در نقطه مقابل ستی قرار دارد که مصمم است راهش را به عرصه عمومی باز کند.
رابطه صمیمانه اما نامتعارف این دو، به مواجهه دو نسل تبدیل میشود: یک نسل بار سرخوردگی را به دوش میکشد و نسل دیگر حاضر نیست با محدودیتها کنار بیاید.
صدای خواننده فیلم نیز روایت داستانی آن را به زمان حال پیوند میدهد. قطعات آوازی «بیداد» با صدای پرستو احمدی اجرا شدهاند؛ خوانندهای که بهدلیل اجرای موسیقی بدون رعایت حجاب اجباری تحت پیگرد قضایی قرار گرفته است.
در خرداد ۱۴۰۵، دادگاهی در قم احمدی و هشت نفر از نوازندگان و اعضای گروه او را بهدلیل «کنسرت کاروانسرا» در سال ۲۰۲۴، هر یک به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت فعالیت هنری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.
«بیداد» تصویری از ایران به مخاطب غیرایرانی ارائه میدهد که در چارچوب قواعد سینمای مورد تایید حکومت امکان نمایش ندارد. واکنشها به انتشار آنلاین فیلم، شکاف دیگری را نیز آشکار کرده است: گروهی از تماشاگران از دیدن زیر پا گذاشته شدن این قواعد استقبال میکنند و گروهی دیگر میپرسند چرا پرده سینما همچنان میکوشد خود را به جامعهای برساند که پیشتر از این قواعد عبور کرده است.
ورود محمد صلاح به فوتبال ترکیه بار دیگر توجهها را به سوپرلیگ جلب کرده است. لیگی که این روزها میزبان نامهای بزرگی مانند روملو لوکاکو، لئاندرو تروسار، لروی سانه، ناتان آکه، میسون گرینوود، انگولو کانته و دوشان ولاهوویچ است.
ویکتور اوسیمن نیز پیشتر با حضور در گالاتاسرای، به یکی از مهمترین ستارههای این لیگ تبدیل شده است. صلاح نیز طبق گزارشها قراردادی پردرآمد با ترابزوناسپور امضا کرده و یکی از بزرگترین انتقالهای تاریخ فوتبال ترکیه را رقم زده است.
به گزارش گاردین، در شرایطی که لیگ عربستان پس از دوران جذب ستارههایی مانند کریستیانو رونالدو و نیمار از سرعت سرمایهگذاریهای خود کاسته، ترکیه به نظر میرسد جای خالی این بازار را پر کرده است. چهار باشگاه بزرگ این کشور یعنی گالاتاسرای، فنرباغچه، بشیکتاش و ترابزوناسپور در تابستان امسال هزینههای قابل توجهی انجام دادهاند و سوپرلیگ را به مقصدی جذاب برای بازیکنان سرشناس، بازیکنان نیمکتنشین و حتی ستارههای پا به سن گذاشته تبدیل کردهاند.
با این حال، شرایط ترکیه با نمونههایی مانند لیگ چین، روسیه، قطر و حتی MLS تفاوتهایی دارد. فوتبال ترکیه سابقهای طولانی و هوادارانی پرشمار دارد و برخلاف برخی لیگهایی که در گذشته با تزریق سرمایههای عظیم شکل گرفتند، چهار باشگاه بزرگ این کشور از پیش دارای جایگاه تثبیتشدهای در فوتبال اروپا هستند. حضور گالاتاسرای در لیگ قهرمانان و حضور فنرباغچه در مرحله انتخابی این رقابتها نیز به جذابیت این پروژه اضافه شده است.
یکی از دلایل افزایش قدرت مالی باشگاههای ترکیهای، افت شدید ارزش لیر در برابر یورو عنوان شده است. درآمد باشگاهها از رقابتهای اروپایی و حق پخش خارجی به یورو پرداخت میشود، در حالی که بخش زیادی از هزینهها به لیر است و این مسئله در محاسبات مالی باشگاهها شرایط متفاوتی ایجاد کرده است.
با این حال، تجربه لیگهای چین، روسیه، عربستان و حتی لیگ آمریکا نشان داده جذب نامهای بزرگ لزوما به تغییر جایگاه یک لیگ در فوتبال جهان منجر نمیشود. نگرانی این است که فوتبال ترکیه نیز به جای نزدیک شدن به لیگهای بزرگ اروپا، به محلی برای انتقال بازیکنان گرانقیمت از باشگاههای بزرگ تبدیل شود؛ یعنی تیمهای ترکیهای عملا به منبع درآمدی تازهای برای باشگاههای بزرگ اروپا تبدیل شوند.
حالا با ورود ستارههایی مانند صلاح، سانه، لوکاکو و اوسیمن، یک سوال مهم مطرح است: ترکیه در حال ساختن یک قدرت جدید در فوتبال اروپا است یا فقط به مقصد تازهای برای ستارههای بزرگ تبدیل شده؟ پاسخ این سوال را عملکرد این تیمها در سالهای آینده مشخص خواهد کرد.