لکههای نفتی وارد محدوده جنگلهای حرا در هرمزگان شد


روابط عمومی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری هرمزگان اعلام کرد بر اساس گزارشهای اولیه، بخشی از لکههای نفتی وارد محدوده جنگلهای حرا شده است.
این اداره با اشاره به حساسیت بالای اکوسیستمهای مانگرو، نوشت که بررسی و اقدام فوری برای جلوگیری از گسترش آلودگی و کاهش آثار احتمالی آن ضرورت دارد.
اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری هرمزگان اعلام کرد علت و منشا دقیق ورود لکههای نفتی پس از بررسیهای کارشناسی و جمعبندی گزارشهای دستگاههای مرتبط اعلام خواهد شد.
روزهای گذشته نیز تصاویری از آلودگی در سواحل ایران منتشر شده بود.
ادامه گزارش را اینجا بخوانید.






بر اساس اعلام دفتر برنامههای کریستیانو رونالدو، فوقستاره فوتبال دنیا روز سهشنبه ۱۱ آگوست ۲۰۲۶ با جورجینا رودریگس، شریک زندگی دیرینه خود در یک مراسم مدنی و خصوصی در کاسکایش پرتغال جایی که این زوج خانه جدیدی دارند، در یک مراسم مدنی و صمیمی و تنها با حضور پنج فرزندشان ازدواج کرد.
رونالدو ۴۱ ساله یکی از پرافتخارترین فوتبالیستهای جهان است که با منچستریونایتد، رئال مادرید، یوونتوس و باشگاه کنونی خود النصر عربستان جامهای متعددی به دست آورده است. برنده پنج توپ طلا از سال ۲۰۱۶ با رودریگس در رابطه است.
کریستیانو رونالدو همه را غافلگیر کرد و دقیقا یک سال پس از مراسم خواستگاری، پشت درهای بسته، بدون حضور هواداران و رسانهها، ازدواج کرد.
اگرچه هیچ مهمانی به این مراسم دعوت نشده بود، اما در پایان، همه مردم جهان یادگاری آن را دریافت کردند. عروس و داماد عکسی از دستان خود با حلقههای ازدواجشان منتشر کردند و تنها با حروف «C» و «G» آن را امضا کردند.
حواشی جذابتر از متن
در نهایت، همه آنچه درباره مراسم ازدواج کریستیانو رونالدو نوشته و گمانهزنی شده بود، از خود مراسم جذابتر از آب درآمد.
حتی ماجرای «هجوم» مردم به کلیسای جامع فونشال، در جزیرهای که رونالدو در آن متولد شده و مدتها به عنوان محل احتمالی برگزاری مراسم مطرح بود، پس از انتشار شایعات درباره ازدواج این زوج، از خود مراسم هم جنجالیتر شد.
به نوشته یورونیوز، از میان همه گمانهزنیها درباره این مراسم، تنها یک مورد به واقعیت نزدیک بود: زمان برگزاری آن. ازدواج واقعا در ماه آگوست انجام شد، اما هیچکس انتظار نداشت روز سهشنبه و در چنین فضایی آرام و بیسروصدا برگزار شود.
از جشن خصوصی خانواده تقریبا هیچ اطلاعاتی منتشر نشده است، اما برخی رسانهها گزارش دادند جورجینا لباس سفید آستینبلند بر تن داشت.
در نهایت، این مراسم دقیقا همان چیزی از آب درآمد که پیشتر پیشبینی شده بود: بهترین راز حفظشده تاریخ.
از گوچی تا حلقه الماس بیضیشکل ۳۷ قیراطی
داستان آشنایی کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس در سال ۲۰۱۶ آغاز شد.
این دو در فروشگاه گوچی در مادرید، جایی که جورجینا به عنوان فروشنده کار میکرد، با یکدیگر آشنا شدند. بعدها بار دیگر در چند رویداد با هم روبهرو شدند و رابطه خود را به شکلی دور از توجه رسانهها آغاز کردند.
در ابتدای رابطه، تلاش کردند زندگی مشترکشان را از نگاه عموم دور نگه دارند، اما در ژانویه ۲۰۱۷ با حضور مشترک در مراسم جوایز فیفا، رابطه خود را به طور رسمی علنی کردند.
در ژوئن ۲۰۱۷، دوقلوهای رونالدو، اوا و متئو، از طریق رحم جایگزین به دنیا آمدند؛ همان روشی که پیشتر برای تولد کریستیانو جونیور نیز استفاده شده بود. یک ماه بعد، کریستیانو رونالدو و جورجینا اعلام کردند که در انتظار نخستین فرزند مشترک خود هستند.
در نوامبر ۲۰۱۷، آلانا مارتینا متولد شد. در همین دوره، جورجینا نیز نقش مهمی در زندگی کریستیانو جونیور، اوا و متئو پیدا کرد.
در آگوست ۲۰۲۵، این زوج پس از نزدیک به ۹ سال زندگی مشترک، نامزدی خود را اعلام کردند.
این خبر ۱۱ آگوست ۲۰۲۵ در شبکههای اجتماعی منتشر شد و جورجینا با انتشار تصویری از حلقه نامزدی نوشت: «بله، قبول میکنم. در این زندگی و در تمام زندگیهایم.»
این حلقه نیز سوژه رسانههای بینالمللی شد و کارشناسان جواهرات ارزش آن را بین ۲ تا ۴.۵ میلیون یورو برآورد کردند. در این گزارش از آن به عنوان حلقهای با الماس ۳۰ قیراطی یاد شده است.
در طول رابطه، جورجینا رونالدو را در تمام جابهجاییهای باشگاهیاش همراهی کرده است؛ از جدایی او از رئال مادرید و انتقال به یوونتوس در سال ۲۰۱۸، تا بازگشت به منچستریونایتد در سال ۲۰۲۱ و پیوستن به النصر عربستان در سال ۲۰۲۳.
این زوج در این سالها با رویدادهای مهم دیگری نیز روبهرو شدند؛ از جمله پرونده فرار مالیاتی رونالدو و همچنین اتهام تجاوز جنسی که علیه او مطرح شد.
در اکتبر ۲۰۲۱، کریستیانو رونالدو و جورجینا رودریگس اعلام کردند که در انتظار تولد دوقلو هستند. چند ماه بعد، در آوریل ۲۰۲۲، آنها خبر دادند که پسرشان هنگام تولد جان خود را از دست داده است. خواهر دوقلوی او، بلا اسمِرالدا، سالم به دنیا آمد.
روزنامه فایننشالتایمز به نقل از مقامهای اوکراینی گزارش داد کییف در پی درخواست واشینگتن، حملات پهپادی به نفتکشهایی را که از بندر نووروسیسک روسیه در دریای سیاه استفاده میکنند، متوقف کرده است.
بر اساس این گزارش که چهارشنبه ۲۱ مرداد منتشر شد، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری ایالات متحده، ماه گذشته این درخواست را بهدلیل نگرانی از بیثباتی بازار نفت و آسیب دیدن شرکتهای آمریکایی مطرح کرد.
یک مقام آمریکایی در گفتوگو با فایننشالتایمز تایید کرد کاخ سفید به کییف هشدار داده است حمله به کشتیهای غیرروسی در دریای سیاه را متوقف کند.
اوکراین پیشتر نفتکشهایی را هدف قرار داده بود که نفت خام قزاقستان را از پایانه کنسرسیوم خط لوله خزر در بندر نووروسیسک بارگیری میکردند.
فایننشالتایمز افزود کییف پذیرفته است به زیرساختهای این کنسرسیوم و کشتیهای غیرروسی حمله نکند، مشروط بر اینکه این کشتیها تحت تحریم اوکراین نباشند و نفت یا محمولههای روسیه را حمل نکنند.
این گزارش در حالی منتشر شده است که آندری کراوچنکو، شهردار نووروسیسک، صبح ۲۱ مرداد اعلام کرد حمله پهپادی شبانه به این شهر، جان یک کودک را گرفت و به چهار بنگاه اقتصادی و بیش از ۲۴ ساختمان مسکونی آسیب رساند.
کنسرسیوم خط لوله خزر (سیپیسی) پروژهای بینالمللی با مشارکت روسیه، قزاقستان و شماری از شرکتهای بزرگ غربی است که نفت قزاقستان را از طریق خط لولهای ۱۵۱۱ کیلومتری به پایانهای در نزدیکی بندر نووروسیسک روسیه و از آنجا به بازارهای جهانی منتقل میکند.
ارتش اوکراین در هفتههای اخیر حملات خود را به زیرساختهای انرژی و دیگر تاسیسات روسیه شدت بخشیده است.
کییف میگوید هدف از این حملات، محروم کردن مسکو از منابع مالی مورد نیاز برای ادامه جنگ است.
کاهش ۱۴ درصدی تولید نفت قزاقستان
چهار منبع آگاه گفتند حملات پهپادی در دریای سیاه طی ماه ژوئیه (۱۰ تیر تا ۹ مرداد)، بارگیری نفت کنسرسیوم خط لوله خزر را تا ۲۰ درصد مختل کرد.
به گزارش فایننشالتایمز، گسترش دامنه جنگ روسیه و اوکراین به صادرات قزاقستان و فعالیت شرکتهای نفتی بزرگ غربی آسیب زد.
به گفته منابع مطلع، تولید نفت قزاقستان که برای صادرات نفت خام خود به مسیر کنسرسیوم خط لوله خزر متکی است، در ژوئیه نسبت به ماه پیش از آن ۱۴ درصد کاهش یافت.
شورون و اکسونموبیل از جمله شرکتهای نفتی غربی فعال در قزاقستان هستند.
حملات چند روز اخیر روسیه و اوکراین به اهدافی در دریای سیاه، نگرانیها را درباره امنیت کشتیرانی در آبهای منطقه افزایش داده است.
دریای سیاه یکی از مسیرهای حیاتی انتقال غلات، نفت و فرآوردههای نفتی روسیه و اوکراین به بازارهای جهانی است. اختلال در کشتیرانی این منطقه میتواند قیمتها را افزایش دهد و امنیت غذایی جهان را به خطر بیندازد.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، ۱۷ مرداد اعلام کرد آنکارا از روسیه و اوکراین خواسته است حملات خود را در دریای سیاه متوقف کنند.
تاراس ویسوتسکی، وزیر کشاورزی اوکراین، پیشتر هشدار داد حملات روسیه به زیرساختهای بندری دریای سیاه ممکن است در سال جاری میلادی بین ۱.۵ تا سه میلیارد دلار به بخش کشاورزی اوکراین خسارت وارد کند.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
تصمیم اخیر شهرداری تهران مبنی بر برچیدن سنگفرشهای پیادهراههای تاریخی و بازگرداندن ترددهای سوارهرو، اگرچه در پوشش دلایلی چون «روانسازی ترافیک» و «مطالبات پلیس راهور» توجیه میشود، اما نقد عمیقتری را در میان کارشناسان معماری و جامعهشناسی شهری برانگیخته است.
این اقدام را که از جمله در منطقه ۱۲، میدان بهارستان و خیابان ۳۰ تیر انجام شده است، نمیتوان صرفا یک تصمیم فنی-ترافیکی دانست، بلکه باید آن را در افق تاریخیِ «استفاده از معماری شهری برای کنترل و سرکوب» بازخوانی کرد.
سایه تاریخی هوگو و هوسمان؛ وقتی شهر سنگر را سلب میکند
ارتباط میان بازطراحی کالبد شهر و مهندسی کنترل امنیتی موضوع جدیدی نیست. برجستهترین نمونه تاریخی این تقاطع، بازسازی بزرگ پاریس در قرن نوزدهم توسط «بارون هوسمان» و به دستور ناپلئون سوم است.
تا پیش از دهه ۱۸۵۰، پاریس دارای خیابانهای باریک، پر پیچ و خم و ارگانیکی بود که به شهروندان معترض امکان میداد با کندن سنگفرشها و ایجاد «سنگر»، کنترل محلات را به دست گیرند؛ همان فضایی که ویکتور هوگو در رمان بینوایان به زیبایی تصویر کرده است.
هوسمان با تخریب بافتهای قدیمی و احداث بولوارهای عریض، مستقیم و یکدست، دو هدف گرهخورده را دنبال کرد: نخست، سلب امکان سنگربندی خیابانی از مردم؛ و دوم، تسهیل جابهجایی سریع نیروهای نظامی و توپخانه سنگین برای سرکوب ناآرامیها.
بعدها، نظریهپردازانی چون والتر بنیامین در کتاب «پروژه پاساژها» و دیوید هاروی در نظریههای «حق به شهر»، تاکید کردند که چگونه فضا به ابزار بازتولید قدرت حاکم و نفی حضور معترضان تبدیل میشود.
مزاحمت کارکردی پیادهراهها برای ساختار سرکوب
در فضای امروز شهرها نیز پیادهراهها و فضاهای مکث زیستشهری، به دلیل ویژگیهای کالبدی خود، به طور طبیعی با منطق کنترل و متفرقسازی نیروها در تعارض قرار میگیرند.
این چالشها را میتوان در سه محور اصلی صورتبندی کرد:
بلوکهای سنگفرش برخلاف پوشش یکدست و مسطح آسفالت، ماهیتی قطعهقطعه دارند. در مواجهههای خیابانی، کندن این سنگها خواربار اولیه و در دسترس برای معترضان ایجاد میکند تا مانع پیشروی نیروهای امنیتی شوند.
تبدیل معبر از سنگفرش به آسفالت، نوعی خلع سلاح کالبدی فضا است.
طراحی پیادهراه بر کاهش سرعت تاکید دارد. سطح ناهموار سنگفرش، عرضهای متغیر، وجود مبلمان شهری (نیمکتها، گلدانها، پایههای روشنایی) و مجسمهها، حرکت سریع و امکان مانور یگانهای ویژه، ماشینهای آبپاش و گشتهای موتوری را مختل میکند.
تبدیل فضا به آسفالت یکدست، اتوبانهای درونشهری برای عبور بیمانع خودروهای سرکوب ایجاد میکند.
پیادهراهها و کافههای حاشیه آنها، «فضای مکث» تولید میکنند؛ جغرافیاهایی که مردم در آنها متوقف میشوند، گفتوگو میکنند و هستههای اولیه تجمع را شکل میدهند.
همزمانی برچیدن سنگفرشها با پلمب کافهها و جمعآوری میز و صندلیهای فضای باز، استراتژیِ «امنیتیسازی فضا» را آشکار میکند: تبدیل شهر از «محلی برای زیست و تجمع» به «کانالی برای عبور سریع و بیوقفهخودروها».
شهر برای پیاده یا خودروی نظامی؟
خیابان در اعتراضات سالهای اخیر ایران نقشی کلیدی پیدا کرده است.
شاهزاده رضا پهلوی در فراخوان خود که به حضور میلیونی مردم در دیماه ۱۴۰۴ انجامید، «تسخیر خیابان» به دست مردم را هدف از این کار عنوان کرد.
در خیزش مهسا نیز یکی از جملههای به یاد ماندنی در تاکید بر محوریت خیابان، از سوی هدیه تهرانی، بازیگر سرشناس سینما، عنوان شد. او در یادداشتی در شبکههای اجتماعی، خطاب به نیروهای سرکوب گفت: «تنها راه ارتباط من با مردم خیابان است.»
عقبنشینی از پروژه پیادهراهسازی در قلب تاریخی تهران و جایگزینی سنگفرشها با آسفالت، تنزل دادن کیفیت زندگی شهری به پای متغیرهای کنترل ترافیک و بازدارندگی امنیتی است.
وقتی شهر از فضاهای پیادهمحور خالی شود، نه تنها هویت تاریخی و مدنی آن آسیب میبیند، بلکه حوزه عمومی مستقیما تخلیه میشود.
بازگرداندن خودروها به معابر تاریخی، پیروزی منطق «کانال عبور» بر «فضای زیست» است؛ رویهای که در آن شهروند نه به عنوان یک کارگزار مدنی با حق حضور در فضا، بلکه به عنوان یک عامل اختلال در حرکت روان ماشینی و امنیتی نگریسته میشود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واکنش به گزارشهای منتشرشده درباره تغییر پنهانی هواپیما در بازگشت از نشست ناتو در آنکارا بهدلیل تهدیدهای جمهوری اسلامی گفت این تصمیم را سرویس مخفی و ارتش گرفته بودند و او صرفا از دستورالعملهای آنها پیروی کرده است.
او شامگاه سهشنبه ۲۰ مرداد به خبرنگاران گفت: «آنها میخواستند با پروازی دیگر، با هواپیمایی دیگر بروم که به همان اندازه امن بود، اما میخواستند این کار را انجام دهم، بنابراین انجامش دادم. من هرچه آنها بگویند انجام میدهم.»
ترامپ افزود: «این کاملا به سرویس مخفی بستگی دارد. من فقط کاری را میکنم که آنها میخواهند.»
با این حال او گفت: «فکر میکنم در واقع هواپیمایی که من با آن پرواز کردم بیشتر در معرض خطر بود. فکر میکنم خطر برای آن بیشتر بود، چون احتمالا همان هواپیمایی بود که آنها بیشتر احتمال داشت سراغش بروند.»
روزنامه واشینگتنپست شامگاه دوشنبه در گزارشی اختصاصی نوشت تهدید جمهوری اسلامی برای کشتن دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماه گذشته دستگاههای امنیتی این کشور را به اجرای یک عملیات فریب کمسابقه واداشت.
بهنوشته واشینگتنپست، در جریان این عملیات ترامپ در برابر دوربینها سوار هواپیمای قدیمی «ایرفورس وان» شد، اما دقایقی بعد مخفیانه از آن خارج و با هواپیمای نظامی کوچکتری به بریتانیا منتقل شد.
در تمام این مدت، خبرنگاران و حتی شماری از کارکنان کاخ سفید تصور میکردند رییسجمهوری در همان ایرفورس وان قدیمی همراه آنهاست و تنها سوار هواپیمای ایرفورس وان جدید که یک بویینگ اهداشده از قطر است نشده، روایتی که کاخ سفید نیز بعدا آن را تکرار کرد.
براساس این گزارش ماجرا ۱۷ تیرماه و در پایان سفر ترامپ به آنکارا برای شرکت در نشست سران ناتو رخ داد؛ درست یک شب پس از آنکه آمریکا، به دستور ترامپ و در پی شکست مذاکرات با تهران برای پایان دادن به جنگ چندماهه، حملات نظامی علیه جمهور ی اسلامی را از سر گرفت.
بهنوشته واشینگتنپست یک تهدید معتبر مرتبط با تهران علیه ترامپ یا هواپیمای او باعث شد مقامهای امنیتی «عملیات فریب» را به اجرا بگذارند. نیویورکتایمز و سیبیاس نیز پیشتر از دریافت اطلاعاتی درباره تهدید مشخص علیه ترامپ یا هواپیمایش خبر داده بودند.
ترامپ سهشنبه درباره تهدیدی که باعث این تصمیم شد به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم تهدیدی وجود داشت. واقعا خیلی دربارهاش سوال نکردم. من تهدیدهای زیادی دریافت میکنم.»
رییسجمهوری آمریکا افزود از تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه جانش شگفتزده نشده است.
او گفت: «تهدیدهای زیادی علیه من صورت میگیرد که شما از بسیاری از آنها خبر ندارید. هر رییسجمهوری تاثیرگذاری با تهدیدهای زیادی روبهرو میشود. رییسجمهوریهایی که تأثیرگذار نیستند تهدید نمیشوند و فکر میکنم شاید من تاثیرگذارترین رییسجمهوری باشم.»
ترامپ افزود که این تهدیدها او را نگران نمیکنند.
او گفت: «راستش را بخواهید، من نگران هیچچیز نیستم. هرچه میخواهد باشد، شما نگرش من را میدانید. هرچه باشد.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین درباره مذاکرات با جمهوری اسلامی گفت: «من به ایران اعتماد ندارم. چرا میگویید من به ایران اعتماد دارم؟ من آخرین کسی هستم که به ایران اعتماد میکند. آنها دائما به من دروغ گفتهاند.»
او همچنین بار دیگر تاکید کرد که کنترل تنگه هرمز بهطور کامل دست آمریکاست و وضعیت در ارتباط با ایران «کاملا خوب» پیش میرود.
ترامپ در عین حال هشدار داد که هرگونه اقدام دوباره حکومت ایران ممکن است با واکنشی بسیار شدید روبهرو شود.
او گفت: «ممکن است در مقطعی آنها کاری انجام دهند و آن وقت نابود میشوند. اما ما در حال حاضر در موقعیت بسیار خوبی قرار داریم.»
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، یونسکو، سهشنبه ۲۰ مرداد اعلام کرد حکومت طالبان از زمان بازگشت به قدرت در افغانستان در سال ۱۴۰۰، حدود ۲.۴ میلیون دختر افغان را از تحصیل در مقطع متوسطه محروم کرده است.
طالبان در حالی خود را برای برگزاری پنجمین سالگرد بازگشت به قدرت در این هفته آماده میکنند که برخی کشورها، با وجود افزایش نگرانی نهادهای ناظر درباره وضعیت حقوق بشر، روابط خود را با حکومت این گروه گسترش دادهاند.
یونسکو در بیانیه خود اعلام کرد افغانستان تنها کشوری در جهان است که در آن دختران و زنان بهطور رسمی از تحصیل در مقاطع متوسطه و آموزش عالی منع شدهاند.
این نهاد گفت این وضعیت «این خطر را در پی دارد که افغانستان را به دههها از دست رفتن ظرفیتها، تعمیق فقر و آسیبهای جبرانناپذیر محکوم کند.»
برآورد یونسکو نشان میدهد ممنوعیت تحصیل زنان در مقاطع متوسطه و آموزش عالی میتواند تا سال ۲۰۶۶ باعث خروج ۶۰۰ هزار زن افغانستانی از نیروی کار شود، در مجموع ۹.۶ میلیارد دلار زیان درآمدی به بار آورد و خطر ازدواج زودهنگام را افزایش دهد.
محدودیتهای گسترده علیه زنان
هنگامی که طالبان در سال ۱۴۰۰ و همزمان با خروج ایالات متحده و متحدانش بار دیگر قدرت را در دست گرفتند، بارها به جامعه بینالمللی اطمینان دادند که زنان همچنان آزاد خواهند بود به مدرسه بروند و تحصیل کنند.
با وجود این وعدهها، مدارس متوسطه یک سال بعد به روی دختران بسته شدند و چند ماه بعد نیز تحصیل زنان در دانشگاهها ممنوع شد. طالبان هر دو ممنوعیت را موقتی توصیف کردند، اما این محدودیتها همچنان برقرار ماندهاند.
محدودیتهای طالبان همچنین اشتغال و رفتوآمد زنان را محدود میکند.
طالبان میگویند حقوق زنان را مطابق با برداشت خود از قوانین اسلامی و فرهنگ افغانستان رعایت میکنند.
یونسکو اعلام کرد محدودیت تحصیل زنان در مقاطع آموزش عالی در افغانستان احتمالا کمبود معلمان زن را نیز تشدید خواهد کرد؛ این در حالی است که بیش از دو میلیون کودک در سن دبستان، به دلایلی غیر از ممنوعیتهای اعمالشده علیه دختران و زنان، هماکنون از تحصیل بازماندهاند.
یونسکو برآورد میکند که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود بیش از ۱۱ هزار معلم زن واجد شرایط روبهرو خواهد شد.
هدا جابریان، هماهنگکننده برنامه آموزش در شرایط اضطراری یونسکو، در یک نشست توجیهی گفت: «بسیاری از معلمان کشور را ترک کردهاند... و کسانی که در نظام آموزشی حضور داشتند، از ادامه تدریس منع شدهاند.»
جابریان افزود: «این تصمیم برای منع زنان از تدریس به پسران، نهتنها شمار قابل توجهی از معلمان و مربیان واجد شرایط را از نظام آموزشی حذف کرده، بلکه باعث شده است پسران نیز توسط معلمان مرد فاقد صلاحیت لازم آموزش ببینند.»
او افزود: «آنچه برای ما باقی مانده، معلمان مرد فاقد صلاحیت لازم است یا اصلا هیچ معلمی وجود ندارد.»
یونسکو اعلام کرد بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ ساله قادر به خواندن یک متن ساده نیستند و نرخ سواد در سطح ملی ۳۷ درصد است.
بسیاری از مدارس با ازدحام دانشآموزان روبهرو هستند و امکانات کافی ندارند. بهگفته یونسکو، نزدیک به نیمی از مدارس فاقد آب، امکانات بهداشتی یا وسایل گرمایشی هستند.
تنها در سال ۱۴۰۴، سه میلیون نفر، چه به اجبار و چه بهصورت داوطلبانه، به افغانستان بازگشتند و فشار بیشتری بر مدارس وارد کردند. یونسکو همچنین اعلام کرد از سال ۱۴۰۰ تاکنون، بلایای طبیعی از جمله زمینلرزهها و سیلها باعث تعطیلی هزار مدرسه شدهاند.