جمهوری اسلامی مهدی خانکی، از معترضان انقلاب ملی را اعدام کرد


خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام مهدی خانکی، از معترضان بازداشتی انقلاب ملی در دی ۱۴۰۴، اجرا شده است.
میزان نوشت این شهروند در ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در کرج، در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اتهامهای مهدی خانکی را «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل و آمریکا و گروههای متخاصم» و «ساخت سلاح دوشپرتاب آماده به کار» اعلام کرد و افزود او علاوه بر حکم اعدام، به مصادره کلیه اموال نیز محکوم شده بود.







روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بهطور رسمی توافقی تاریخی با عربستان سعودی را تصویب کرده که بر اساس آن، ریاض به یک برنامه هستهای غیرنظامی دست خواهد یافت و بهطور بالقوه راه برای غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان نیز باز خواهد شد.
این روزنامه شامگاه سهشنبه ۳۰ تیر بهنقل از مقامهای آمریکایی نوشت این توافق که مدت آن ۳۰ سال خواهد بود، ارزشی معادل دهها میلیارد دلار دارد و هدف از آن این است که شرکتهای آمریکایی نقش محوری در توسعه زیرساخت هستهای عربستان ایفا کنند و در عین حال سایر رقبای خارجی از این پروژه کنار گذاشته شوند.
بهنوشته والاستریت ژورنال این توافق میتواند سودهای کلانی برای شرکتهای آمریکایی به همراه داشته باشد، اما احتمالا نگرانیها درباره گسترش تسلیحات هستهای در خاورمیانه را نیز افزایش خواهد داد.
یکی از مهمترین بندهای این توافق این است که اگر یک مطالعه مشترک میان آمریکا و عربستان تشخیص دهد چنین اقدامی ضروری است، شرکتهای آمریکایی تاسیسات غنیسازی اورانیوم را در عربستان احداث خواهند کرد.
بهگفته مقامهای دولت ترامپ، این بند به آمریکا امکان میدهد بر برنامه هستهای عربستان نفوذ داشته باشد و از استفاده نظامی احتمالی از آن جلوگیری کند.
با این حال، والاستریت ژورنال تاکید کرده این توافق که انتظار میرود طی روزهای آینده برای بررسی به کنگره ارائه شود، بدون تردید با مخالفت بسیاری از قانونگذارانی روبهرو خواهد شد که با گسترش فناوری هستهای در خاورمیانه پرتنش مخالف هستند.
با وجود این، جلوگیری از اجرای توافق برای کنگره دشوار خواهد بود، زیرا چنین کاری نیازمند تصویب قطعنامه مشترک و در صورت لزوم، کسب آرای دوسوم نمایندگان برای لغو احتمالی وتو رییسجمهوری است.
ترامپ اواخر هفته گذشته این توافق را تایید کرد و انتظار میرود روز چهارشنبه کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، آن را همراه با شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، امضا کند. رایت نخستین بار در جریان سفر خود به منطقه در آوریل ۲۰۲۵ درباره این توافق با همتای سعودی خود گفتوگو کرده بود.
رابرت آینهورن، مقام باسابقه پیشین وزارت امور خارجه آمریکا که در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات در حوزه منع گسترش سلاحهای هستهای مشاور بوده است، به والاستریت ژورنال گفت: «این توافق میتواند به احیای صنعت هستهای آمریکا، تقویت روابط واشینگتن و ریاض و محروم کردن روسیه و چین از نقشی راهبردی در برنامه هستهای عربستان کمک کند.»
او در عین حال افزود: «اما اگر محدودیتهای کافی، از جمله در زمینه غنیسازی، در آن گنجانده نشده باشد، میتواند خطر گسترش تسلیحات هستهای را در خاورمیانه و حتی فراتر از آن افزایش دهد.»
مقامهای سعودی سالهاست استدلال میکنند که این توافق برای توسعه صنعت هستهای این کشور ضروری است؛ صنعتی که قرار است با بهرهگیری از ذخایر اثباتنشده سنگ اورانیوم، بخشی از نیازهای انرژی داخلی را تامین کند.
این اقدام امکان خواهد داد نفت بیشتری برای صادرات آزاد شود و درآمدهای عربستان افزایش یابد.
عربستان تاکید میکند که اهدافش کاملا صلحآمیز است، هرچند محمد بن سلمان، ولیعهد و رهبر عملی این کشور، در سال ۲۰۱۸ گفته بود اگر ایران روزی به سلاح هستهای دست پیدا کند، عربستان نیز همین مسیر را دنبال خواهد کرد.
شرکت آمریکایی وستینگهاوس الکتریک و راکتور ایپی۱۰۰۰ (AP1000) آن از بزرگترین برندگان این توافق خواهند بود.
راکتور ایپی۱۰۰۰ حدود یک هزار و ۱۰۰ مگاوات برق تولید میکند؛ میزانی که برای تامین برق یک شهر متوسط یا یک مرکز بزرگ داده هوش مصنوعی کافی است.
یکی از مهمترین موضوعاتی که اکنون مورد توجه قانونگذاران قرار گرفته، این است که آیا تدابیر حفاظتی این توافق برای جلوگیری از ساخت احتمالی سلاح هستهای، آن هم در شرایط جنگی کنونی خاورمیانه، کافی خواهد بود یا خیر.
بر اساس این توافق، راکتورهای جدید نیروگاهی و سایر فناوریهای هستهای از سوی شرکتهای آمریکایی تامین خواهند شد و برخی تامینکنندگان خارجی این شرکتها نیز ممکن است نقش محدودی داشته باشند.
همزمان با پیشرفت پروژهها، مقامهای آمریکایی و سعودی یک مطالعه دو ساله انجام خواهند داد تا بررسی کنند آیا غنیسازی اورانیوم در خاک عربستان از نظر اقتصادی و تجاری توجیهپذیر است یا خیر.
اگر نتیجه این مطالعه مثبت باشد، آمریکاییها تاسیسات غنیسازی را بر اساس سازوکاری محرمانه موسوم به «جعبه سیاه» (Black Box) خواهند ساخت؛ سازوکاری که مانع انتقال فناوری حساس غنیسازی به عربستان خواهد شد.
مقامهای دولت ترامپ میگویند حضور آمریکا در این فرآیند مانع انحراف اورانیوم غنیشده به مصارف نظامی خواهد شد و همچنین اجازه نخواهد داد سوخت مصرفشده راکتورها برای تولید بمب بازفرآوری شود.
اگر آمریکا پس از پایان این مطالعه با آغاز غنیسازی مخالفت کند، عربستان اجازه نخواهد داشت به مدت ۱۰ سال بهتنهایی یا با همکاری شریک خارجی دیگری غنیسازی انجام دهد.
دولت ترامپ تاکید میکند که نقش محوری آمریکا تضمین خواهد کرد برنامه غنیسازی عربستان کاملا صلحآمیز باقی بماند.
اما منتقدان میگویند اعطای برنامه هستهای به عربستان، بهویژه اگر شامل توانایی غنیسازی اورانیوم یا بازفرآوری پلوتونیوم باشد، موجب گسترش فناوری هستهای در سراسر خاورمیانه خواهد شد.
برخلاف امارات متحده عربی، عربستان از پذیرش استاندارد موسوم به «استاندارد طلایی» خودداری کرده است؛ تعهدی که بر اساس آن کشورها متعهد میشوند هرگز در داخل خاک خود اورانیوم غنیسازی نکنند یا سوخت مصرفشده راکتورها را بازفرآوری نکنند.
هنری سوکولسکی، مدیر اجرایی مرکز آموزش سیاست منع گسترش تسلیحات هستهای، گفت: «هر مسیری که عربستان برود، امارات، ترکیه و مصر نیز همان مسیر را خواهند رفت. تصور اینکه این روند پایان خوشی خواهد داشت، کاملا توهمآمیز است.»
بحث درباره توافق هستهای عربستان همچنین با اختلافنظر درباره بازرسیهای آینده تشدید شده است.
عربستان از پذیرش «پروتکل الحاقی» آژانس بینالمللی انرژی اتمی خودداری کرده است؛ توافقی که امکان نظارت و بازرسیهای گستردهتر را فراهم میکرد.
مقامهای دولت ترامپ میگویند توافق جداگانهای که با ریاض مذاکره شده، همچنان نظارت کافی بر سایتهایی را تضمین خواهد کرد که آمریکا در آنها مشارکت دارد.
اما منتقدان معتقدند این سازوکار برای بررسی فعالیتهای مشکوک هستهای که ارتباطی با تاسیسات آمریکایی ندارند، کافی نخواهد بود.
توافق جدید ترامپ از منظر سیاست خارجی نیز بحثبرانگیز است.
دولت جو بایدن نیز آماده همکاری هستهای با عربستان بود، اما آن را مشروط به عادیسازی روابط ریاض با اسرائیل کرده بود.
چشمانداز این عادیسازی پس از حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در غزه عملا متوقف شد.
در حالی که ترامپ از عربستان و دیگر کشورهای اسلامی خواسته است به توافقهای ابراهیم بپیوندند، او برخلاف دولت بایدن، عادیسازی روابط با اسرائیل را شرط خرید فناوری هستهای آمریکا و آغاز برنامه هستهای غیرنظامی عربستان قرار نداده است.
این توافق همچنین در شرایطی منعقد میشود که کاخ سفید همچنان تلاش میکند ایران را برای محدود کردن برنامه هستهای خود و تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا تحت فشار قرار دهد.
ایران و عربستان رقبای منطقهای هستند و منتقدان میگویند این توافق، دولت ترامپ را در موقعیتی متناقض قرار میدهد؛ زیرا از یک سو از تهران میخواهد محدودیتهای سختگیرانهای بر برنامه هستهای خود بپذیرد و از سوی دیگر به عربستان برای توسعه یک برنامه هستهای غیرنظامی کمک میکند.
مقامهای دولت ترامپ این تناقض را رد میکنند و میگویند اگر برنامه عربستان تحت نظارت موثر قرار داشته باشد، مشکلی وجود ندارد.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در بیانیهای گفت: «اطمینان داشته باشید که این توافقها بالاترین استانداردهای ایمنی هستهای و منع گسترش تسلیحات هستهای را رعایت میکنند و بر بهترین فناوری و دانشمندان هستهای جهان که همینجا در ایالات متحده توسعه یافتهاند، متکی هستند.»
او افزود: «به لطف رییسجمهوری ترامپ، رنسانس صنعت هستهای آمریکا آغاز شده و منافع بلندمدتی برای مردم آمریکا و عربستان به همراه خواهد داشت.»
روسایجمهوری دموکرات و جمهوریخواه آمریکا طی دهههای گذشته همواره با تلاش کشورهای خاورمیانه برای غنیسازی اورانیوم مخالفت کردهاند.
با این حال، قانونگذارانی که با این توافق مخالف هستند، احتمالا برای جلوگیری از اجرای آن با نبردی دشوار روبهرو خواهند بود.
برخی نمایندگان معتقدند توافق هستهای با عربستان آنقدر حساس است که باید با معیار سختگیرانهتری در کنگره بررسی شود.
در سال ۲۰۱۸، گروهی از سناتورهای دموکرات و جمهوریخواه طرحی ارائه کردند که بر اساس آن هرگونه همکاری هستهای با عربستان تنها در صورتی امکانپذیر باشد که کنگره بهطور رسمی به آن رأی مثبت دهد.
یکی از سناتورهایی که خواهان چنین سازوکار سختگیرانهای بود، مارکو روبیو، سناتور وقت جمهوریخواه ایالت فلوریدا و وزیر امور خارجه کنونی دولت ترامپ، بود.
این طرح هرگز به رأی گذاشته نشد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، سهشنبه در جلسه سنا گفت جنگ ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است؛ رقمی که نسبت به آخرین برآورد عمومی نزدیک به ۸ میلیارد دلار افزایش نشان میدهد.
هگست به قانونگذاران گفت این رقم شامل برخی جنبههای جنگ و همچنین هزینههای پیشبینیشده تا ۳۰ سپتامبر است.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که مشخص نیست پنتاگون چگونه به رقم ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است. یک منبع در ماه مارس به رویترز گفته بود دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برآورد کرده است که شش روز نخست جنگ دستکم ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه داشته است.
وزیر جنگ آمریکا گفت: «جهانی خطرناک، نیازمند اقداماتی جسورانه و سریع است.»
هگست افزود پنتاگون برای رسیدگی به نیازهای فوری خود به «تزریق منابعی فوری و ضروری» نیاز دارد.
هگست همچنین به قانونگذاران گفت بدون افزایش فوری بودجه، لازم خواهد بود آموزشهای نظامی محدود شود.
این نخستین بار است که هگست، که همراه با ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، در برابر کمیته تخصیص بودجه سنا حاضر شد، از زمان ازسرگیری عملیات ارتش آمریکا علیه جمهوری اسلامی در اوایل ماه جاری، بهطور علنی با پرسشهای قانونگذاران روبهرو میشود.
این اظهارات در حالی مطرح شده که تنها شش ماه تا انتخابات میاندورهای باقی مانده است؛ انتخاباتی که در آن جمهوریخواهان ترامپ ممکن است برای حفظ اکثریت خود در مجلس نمایندگان با نبردی دشوار روبهرو شوند. دموکراتها در نظرسنجیهای عمومی وضعیت خوبی دارند و میکوشند جنگ ایران را به مساله هزینههای زندگی پیوند دهند.
آتشبسی شکننده میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی در اوایل ماه جاری فروپاشید و از آن زمان دو طرف هر روز حملاتی علیه یکدیگر انجام دادهاند.
بهگفته رییسجمهوری آمریکا تعداد نیروهای آمریکایی کشتهشده در جنگ ایران در آخر هفته به ۱۸ نفر رسید. دستکم دو نفر از این ۱۸ نفر در حمله اخیر جمهوری اسلامی به پایگاه آمریکا در اردن کشته شدند و مقامها در حال بررسی بقایای یک سرباز دیگر هستند که پس از حمله به یک پایگاه در اردن مفقود شده بود.
در همین حال، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، شامگاه سهشنبه اعلام کرد که مایکل امانوئل سوینتون، از نیروهای فرماندهی دفاع فضایی و موشکی ارتش آمریکا، سومین نظامی آمریکایی است که در پی حملههای اخیر جمهوری اسلامی در عراق و اردن کشته شده است.
پیشتر گزارش شده بود که یک سرباز آمریکایی هنگام خنثی کردن بقایای یک پهپاد ایرانی در عراق کشته شده است.
از زمان آغاز درگیری در ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، حدود ۴۳۰ نیروی آمریکایی زخمی شدهاند. پنتاگون دوشنبه اعلام کرد از ۷ ژوئیه تاکنون ۱۰۰ نظامی زخمی شدهاند، اما ۹۶ درصد آنها به خدمت بازگشتهاند.
ترامپ طی هفته گذشته تهدید کرده است دامنه اهداف مورد حمله در ایران را گسترش دهد و نیروگاههای انرژی و پلها را نیز شامل کند، نیروهای زمینی برای تصرف مرکز نفتی جزیره خارک ایران اعزام کند و یک سایت عمیق زیرزمینی مرتبط با برنامه هستهای موسوم به «کوه کلنگ» را بمباران کند.
ترامپ روز سهشنبه گفت آمریکا تاسیسات واقع در این کوه را «خیلی زود» از بین خواهد برد.
روزنامه گاردین در گزارشی پیشبینی کرده که آمریکا میزبان جام جهانی ۲۰۳۸ خواهد شد. چیزی که ترامپ در ضیافت شام پیش از فینال جام جهانی ۲۰۲۶ از جیانی اینفانتینو، رییس فیفا خواست، با یک انگیزه بالا همراه شده است؛ جهش درآمد حاصل از فروش بلیت و خدمات VIP در حاشیه مسابقات در آمریکا.
گاردین در این گزارش که روز سهشنبه منتشر شده، با اشاره به صراحت دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا مینویسد؛
همانطور که بارها اتفاق افتاده، این بار نیز دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، موضوعی را آشکارا بیان کرد که دیگران ترجیح میدادند درباره آن سکوت کنند.
ترامپ در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز که پیش از فینال جام جهانی پخش شد، خطاب به جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، گفت: «باید دوباره این کار را انجام دهیم و باید زمانی باشد که من هنوز اینجا هستم. شنیدی، جیانی؟»
در طول یک ماه گذشته، پیشنهاد میزبانی آمریکا برای جام جهانی ۲۰۳۸ به یکی از موضوعهای اصلی گفتوگو در هتلهایی تبدیل شده بود که مدیران فوتبال از سراسر جهان در آنها اقامت داشتند. آنها از اشتیاق ظاهرا بیپایان آمریکا برای برگزاری رویدادهای بزرگ ورزشی و آمادگی هواداران برای پرداخت هر هزینهای جهت حضور در این رویدادها شگفتزده بودند.
فیفا مدتی است که به طور آرام اما فعال از یک پیشنهاد میزبانی آمریکا حمایت میکند و نشست شنبه در هتل والدورف آستوریا در خیابان پارک نیویورک، دلیل این موضوع را روشنتر کرد.
جیانی اینفانتینو به نمایندگان ۲۱۱ عضو فیفا اعلام کرد پیشبینی درآمد این نهاد در چرخه چهار ساله کنونی از ۱۱ میلیارد دلار به ۱۵ میلیارد دلار افزایش یافته است. بخش عمده این رشد ناشی از جهش درآمد حاصل از فروش بلیت و خدمات ویژه (VIP) بوده است.
به نوشته گاردین، یک منبع فیفا اعلام کرد تنها درآمد فروش بلیت و خدمات ویژه (صندلیهای ویژه (VIP)، پذیرایی با غذا و نوشیدنی، دسترسی به سالنهای اختصاصی، خدمات ویژه پیش و پس از مسابقه، گاهی دیدار با چهرههای ورزشی یا امکانات اختصاصی دیگر) مخصوصا در آمریکا، از ۵ میلیارد دلار فراتر رفته و برای نخستین بار ارزش این بخش از درآمد از حق پخش تلویزیونی جام جهانی بیشتر شده است.
یکی از مدیران ارشد شرکتهای همکار فیفا در حوزه خدمات لوکس و VIP گفت: «فیفا میخواهد هرچه سریعتر دوباره به آمریکا بازگردد.»
درآمد سرسامآور حقپخش تلویزیونی
در حالی که فروش بلیت فراتر از انتظار بوده و مدل قیمتگذاری شناور و بازار فروش مجدد بلیت، که در فرهنگ ورزشی آمریکا جا افتاده، به این موفقیت کمک کرده است، فیفا در یک حوزه مهم درآمد هنگفتی را از دست داده و همین موضوع نیز دلیل دیگری برای بازگشت سریع به آمریکاست.
فیفا در توافقی غیرمعمول، بدون برگزاری مزایده، حق پخش انگلیسیزبان جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا را به شبکه فاکس اسپورت واگذار کرد. این تصمیم برای جلوگیری از شکایت حقوقی پس از انتقال جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به فصل زمستان گرفته شد؛ تغییری که با فصل مسابقات لیگهای ورزشی آمریکا، بهویژه NFL و NBA، تداخل پیدا کرده بود.
در نبود رقابت میان شبکههای تلویزیونی، فاکس حق پخش جام جهانی ۲۰۲۶ را با پرداخت ۴۸۵ میلیون دلار به دست آورد؛ همان مبلغی که برای جام جهانی قطر پرداخت کرده بود، در حالی که مسابقات ۲۰۲۶، ۴۰ بازی بیشتر داشت و در خاک آمریکا برگزار شد.
برای مقایسه، قراردادهای حق پخش داخلی لیگ فوتبال آمریکایی سالانه حدود ۱۱ میلیارد دلار ارزش دارد و لیگ NBA نیز سالانه حدود هفت میلیارد دلار درآمد کسب میکند.
فاکس در تابستان امسال از این قرارداد سود زیادی برده است و کارشناسان صنعت رسانه پیشبینی میکنند درآمد این شبکه از آگهیهای بازرگانی به بیش از یک میلیارد دلار برسد. افزایش تعداد و ارزش تبلیغات نیز به دلیل اضافه شدن وقفههای نوشیدن آب در مسابقات بوده است.
به نوشته گاردین، فیفا مصمم است در قراردادهای آینده حق پخش تلویزیونی، درآمدی را که بسیاری آن را از دسترفته میدانند، از بازار آمریکا جبران کند.
در حالی که فیفا با نارضایتی شاهد سودآوری فاکس بوده است، انتظار میرود شبکههای ESPN و NBC برای حق پخش جام جهانی ۲۰۳۰ وارد رقابت شوند. همچنین گفتوگوهای اولیهای با نتفلیکس نیز برای حضور در این مزایده انجام شده است.
نتفلیکس پیشتر با خرید حق پخش جام جهانی زنان ۲۰۲۷ و ۲۰۳۱ در آمریکا، علاقه روزافزون خود به فوتبال را نشان داده است. برگزاری جام جهانی مردان در آمریکا هفت سال بعد نیز میتواند موج تازهای از رونق برای این شرکت ایجاد کند.
اساسنامه فیفا هم مشکلی ندارد
هیچ کشوری تاکنون در فاصله ۱۲ سال دو بار میزبان جام جهانی نبوده است، اما اساسنامه فیفا و تصمیمهای اخیر این نهاد درباره میزبانی، امکان وقوع چنین اتفاقی را فراهم میکند.
با برگزاری جام جهانی ۲۰۳۰ در سه قاره و شش کشور شامل اسپانیا، پرتغال، مراکش، آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه و میزبانی عربستان سعودی در سال ۲۰۳۴، قوانین چرخش کنفدراسیونهای فیفا اجازه میدهد آمریکای شمالی یا اقیانوسیه برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۸ نامزد شوند.
فوتبال استرالیا قصد داشت برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ نامزد شود، اما پس از آنکه فیفا کمتر از یک ماه برای ثبت رسمی درخواست فرصت داد، از رقابت کنار کشید و عربستان سعودی بدون رقیب به عنوان میزبان انتخاب شد؛ روشی که گفته میشود مورد علاقه جیانی اینفانتینو است.
در عین حال، کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کاراییب (کنکاکاف) نسبت به میزبانی دوباره آمریکا تردیدهایی دارد، زیرا میخواهد فرصت بیشتری در اختیار دیگر اعضای خود قرار دهد.
کاستاریکا، جاماییکا و مکزیک به پیشنهاد مشترک میزبانی جام جهانی زنان ۲۰۳۱ اضافه شدهاند و ممکن است برای جام جهانی ۲۰۳۸ نیز یک پیشنهاد مشترک شکل بگیرد، هرچند ترامپ ترجیح میدهد آمریکا به تنهایی میزبان باشد.
او به فاکس نیوز گفت: «با توجه به اعداد و ارقام، بلافاصله دوباره درخواست میزبانی خواهیم داد.»
شاید ناگهان غافلگیر شدید
فیفا هنوز جدول زمانی آغاز روند انتخاب میزبان جام جهانی ۲۰۳۸ را اعلام نکرده است، اما تجربه نشان میدهد این نهاد میتواند برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود با سرعت عمل کند.
روند انتخاب میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ در اکتبر ۲۰۲۴ بهطور ناگهانی آغاز شد و بسیاری از کنفدراسیونها را غافلگیر کرد. جیانی اینفانتینو تنها ۲۵ روز بعد اعلام کرد که عربستان سعودی میزبان این مسابقات خواهد بود و این تصمیم دو ماه بعد در یک نشست فوقالعاده مجازی اعضای فیفا به تایید رسید.
انتظار میرود جیانی اینفانتینو سال آینده در کنگره فیفا در مراکش، بدون رقیب برای چهارمین دوره کامل ریاست خود انتخاب شود و پس از آن، توجهها به رقابت برای میزبانی جام جهانی ۲۰۳۸ معطوف خواهد شد.
مگر آنکه تغییری بیسابقه در قانون اساسی آمریکا رخ دهد و امکان یک دوره ریاستجمهوری دیگر فراهم شود، دونالد ترامپ قرار است در ژانویه ۲۰۲۹ از سمت خود کنار برود؛ موضوعی که ممکن است به ضربالاجل غیررسمی فیفا برای تعیین میزبان جام جهانی ۲۰۳۸ تبدیل شود.
در حالی که گسترش درگیری در خاورمیانه، کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان را مختل کرده است، دو نفتکش حامل نفت خام عربستان به مقصد آسیا سهشنبه ۳۰ تیر پس از تهدیدهای حوثیهای همسو با جمهوری اسلامی در یمن، در دریای سرخ تغییر مسیر دادند.
حوثیها که شمال و غرب یمن، از جمله ساحل واقع در دهانه دریای سرخ را در کنترل دارند، دوشنبه از برقراری محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر دادند. این اقدام، جبههای بالقوه تازه در جنگ علیه جمهوری اسلامی گشود.
حوثیها در نامهای خطاب به شرکتهای کشتیرانی تهدید کردند هر کشتی را که نفت عربستان را بارگیری یا تخلیه کند، هدف قرار خواهند داد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت حوثیها هنوز بابالمندب، تنگه موسوم به «دروازه اشکها» که به دریای سرخ راه دارد، را نبستهاند و تهدید کرد در صورت انجام چنین اقدامی علیه آنها وارد عمل خواهد شد.
ترامپ گفت: «تا این لحظه چنین اتفاقی نیفتاده است. اگر چنین چیزی رخ دهد، به آن رسیدگی میکنیم.»
رییسجمهوری آمریکا همچنین تایید کرد که تاکنون ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شدهاند؛ از جمله چهار نفر که طی چند روز گذشته در حملات جمهوری اسلامی به پایگاههای نظامی آمریکا در اردن و عراق جان باختند.
به نظر میرسد اعلامیه حوثیها از هماکنون نیز تاثیر خود را گذاشته باشد. دو نفتکش که بهتازگی در بندر ینبع عربستان در دریای سرخ، نفت خام عربستان را به مقصد چین و هند بارگیری کرده بودند، سهشنبه دور زدند و به جای خروج از بابالمندب به سوی اقیانوس هند، مسیر خود را به سمت کانال سوئز تغییر دادند.
گروه بریتانیایی مدیریت ریسک دریایی ونگارد روز سهشنبه گفت: «این تحولات نخستین تغییرات تاییدشده در مسیر حرکت نفتکشهای تجاری پس از تحریم اعلامشده از سوی حوثیها محسوب میشود و احتمالا اختلال در صادرات نفت خام عربستان و الگوهای کشتیرانی منطقهای را افزایش خواهد داد.»
در حالی که جنگ تنگه هرمز، مسیر خروج از خلیج فارس، را مسدود کرده است، دریای سرخ به مسیر جایگزین اصلی برای انتقال روزانه میلیونها بشکه نفت عربستان تبدیل شده؛ نفتی که از طریق خط لوله به ینبع منتقل میشود.
قیمت نفت روز سهشنبه بیش از ۲ درصد افزایش یافت؛ نفت خام برنت به بالای ۹۱ دلار در هر بشکه رسید و قیمت بنزین در آمریکا بار دیگر از چهار دلار در هر گالن عبور کرد.
حملات آمریکا به جنوب و غرب ایران
در همین فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد در دور تازه حملات خود در بامداد سهشنبه، مراکز فرماندهی نظامی ایران، توانمندیهای دریایی، محلهای پرتاب موشک و پهپاد و سامانههای دفاع هوایی را هدف قرار داده است. این حملاتتا کنون ۱۰ شب متوالی ادامه داشته است.
رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادند صدای انفجارهایی در اطراف شهر شیراز در جنوب ایران شنیده شده است. بر اساس گزارشهای رسانهای، کنارک و چابهار در سواحل جنوبی و یک محل غیرنظامی در خارج از شهر آبدانان در غرب نیز هدف حمله قرار گرفتند.
ترامپ سهشنبه بار دیگر تهدید کرد که «خیلی زود» تاسیسات هستهای ایران در نطنز را دوباره هدف قرار خواهد داد.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در جلسهای در سنا به قانونگذاران گفت این جنگ که کنگره مجوز آن را صادر نکرده، تاکنون ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه داشته است.
او از سناتورها خواست ۷۰ میلیارد دلار دیگر در قالب بودجه «تکمیلی» تصویب کنند که بخشی از آن برای جایگزین کردن ذخایر موشکی مصرفشده خواهد بود.
حملات ایران در سراسر منطقه
آمریکا و جمهوری اسلامی از زمان فروپاشی توافق آتشبس موقت چند هفتهای در ماه جاری، در حال آزمودن مرزهای تشدید تنش هستند.
حکومت ایران سهشنبه حملات تازهای را در سراسر منطقه خلیج فارس آغاز کرد؛ جایی که حملات اخیر به تاسیسات آبشیرینکن، نگرانیها درباره کمبود آب در کشورهای بیابانی را افزایش داده است؛ کشورهایی که برای تامین آب آشامیدنی تقریبا بهطور کامل به شیرینسازی آب دریا وابستهاند.
کویت اعلام کرد سهشنبه در حال مقابله با حمله پهپادی و موشکی بوده است. این کشور در روزهای اخیر از حملاتی خبر داده که به تولید برق در نیروگاههایی که همزمان آب شیرین نیز تولید میکنند، آسیب رسانده است.
رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همچنین به تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن حمله کردهاند.
هدف گرفتن نفتکشها
سازمان امنیت دریایی بریتانیا سهشنبه اعلام کرد یک نفتکش در تنگه هرمز گزارش داده که یک پرتابه به آن اصابت کرده و خدمه را وادار کرده که کشتی را ترک کنند و سوار قایق نجات شوند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد دو نفتکش هنگام تلاش برای عبور از مسیر کشتیرانی جنوبی تنگه، پس از وقوع انفجار دچار آتشسوزی شدند.
آمریکا کشتیها را تشویق کرده است از مسیر جنوبی استفاده کنند. جمهوری اسلامی در مقابل خواستار آن است که کشتیها از مسیر جایگزین شمالی در نزدیکی سواحل ایران عبور کنند؛ مسیری که تهران در نهایت قصد دارد بابت عبور از آن هزینه دریافت کند.
دادههای شرکت کپلر نشان داد دوشنبه تنها چهار کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند که بیشتر آنها از مسیر شمالی نزدیک سواحل ایران استفاده کردند؛ این رقم در روز قبل هفت کشتی بود.
عربستان سعودی در طول جنگ تا حدی از اختلالات کشتیرانی در امان ماند، زیرا نفت خود را از طریق خط لوله به ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد. اما بسته شدن کامل این مسیر جایگزین از سوی حوثیها میتواند عرضه جهانی نفت را کاهش دهد، زیرا در آن صورت بخش عمده صادرات نفت عربستان عملا گرفتار خواهد شد.
یک مقام ارشد جمهوری اسلامی دوشنبه به رویترز گفت تهران پیشنهادی از سوی میانجیها برای برقراری آتشبس ۱۰ روزه دریافت کرده است؛ پیشنهادی با هدف نجات توافق آتشبس موقت امضاشده در ماه ژوئن که جایگزین آتشبس قبلی در ماه آوریل شده بود.
الیوت آبرامز، معاون مشاور امنیت ملی در دولت جورج دبلیو بوش و نماینده ویژه آمریکا در امور ایران و ونزوئلا در دولت اول دونالد ترامپ در مقالهای با اشاره به خسارات و تلفات در پایگاههای نظامی آمریکا درخاورمیانه استدلال کرده که زمان بازنگری در حفظ این پایگاهها فرا رسیده است.
بهنوشته او این پایگاهها میراثی از تصمیمات گذشته درباره استقرار نیروها در زمانی هستند که ارتش آمریکا با دشمنانی بهمراتب کمتوانتر روبهرو بود. اکنون که جنگ این آسیبپذیری را آشکار کرده، استدلالها برای انتقال نیروهای آمریکایی به نقاطی دورتر از برد موشکی و پهپادی حکومت ایران در حال تقویت شدن است.
الیوت آبرامز در مقالهای که در سایت اندیشکده شورای روابط خارجی منتشر شده، نوشته است درگیری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، جنبهای از سیاست آمریکا را آشکار کرده که تا پیش از امسال توجه چندانی به آن نمیشد: الگوی استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه.
بهنوشته او، پایگاههای آمریکا در منطقه اکنون به اهداف حملات جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند؛ حملاتی که تاکنون به کشته شدن دستکم ۱۷ نظامی آمریکایی، زخمی شدن حدود ۵۰۰ نفر دیگر و وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات نظامی منجر شده است.
آبرامز در مقاله خود تاکید کرده است که این، در اصل، یک مشکل جغرافیایی است. به بیان ساده، ایالات متحده در سراسر خلیج فارس پایگاههایی دارد که بیش از حد به ایران نزدیک هستند.
بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، پایگاه هوایی العدید در قطر است؛ جایی که پیش از آغاز جنگ کنونی حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی در آن مستقر بودند. این پایگاه همچنین مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، و محل استقرار مرکز عملیات هوایی مشترک است که تمام عملیات هوایی آمریکا در سراسر خاورمیانه را هدایت میکند.
مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و همچنین فرماندهی نیروهای دریایی آمریکا در منطقه مرکزی نیز در بحرین قرار دارد.
آمریکا همچنین پایگاههای مهمی در کویت و امارات متحده عربی دارد و در عمان و عربستان سعودی نیز حضور نظامی دارد. تمام این پایگاهها بهراحتی در تیررس حملاتی قرار دارند که از خاک ایران انجام میگیرد.
آبرامز در ادامه نوشته است این الگوی استقرار نیروها زمانی منطقی بود که آمریکا در افغانستان و عراق با گروههای تروریستی میجنگید؛ دشمنانی که توانایی حمله به این پایگاهها را نداشتند.
در سال ۲۰۰۱، زمانی که آمریکا عملیات خود علیه طالبان در افغانستان را آغاز کرد، پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس بسیار کارآمد و تقریباً مصون از حمله بودند. همین وضعیت در جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد نیز برقرار بود؛ هیچیک از دشمنان آمریکا توانایی هدف قرار دادن پایگاههای این کشور با موشک را نداشتند و پهپادها نیز تازه وارد میدان شده بودند و تهدید جدی محسوب نمیشدند.
آبرامز اما تاکید میکند که امروز، در رویارویی با حکومت ایران، همین الگوی استقرار بهشدت آسیبپذیر است.
با توجه به برد موشکها و پهپادهای موجود در زرادخانه جمهوری اسلامی، حتی اگر پایگاههای آمریکا دورتر نیز باشند، همچنان در معرض خطر قرار خواهند داشت، اما دستکم نیروها زمان بیشتری برای پناه گرفتن خواهند داشت.
برای مثال، اردوگاه عریفجان در کویت، که مقر پیشروی نیروهای زمینی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکاست، تنها حدود ۱۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد.
پایگاه دریایی آمریکا در بحرین حدود ۲۰۶ کیلومتر از ایران و پایگاه العدید نیز تنها حدود ۲۷۴ کیلومتر با ایران فاصله دارد. همه این پایگاهها کاملا در برد موشکهای ایران قرار دارند. برای مقایسه، فاصله ایران تا اسرائیل حدود ۱۷۷۰ کیلومتر است.
بهنوشته الیوت آبرامز، الگوی استقرار پایگاههای آمریکا در خلیج فارس بازتابدهنده چالشهای دوران گذشته است؛ از جمله ضرورت دفاع از متحدان آمریکا در خلیج فارس و سراسر خاورمیانه در برابر اتحاد جماهیر شوروی. شاید این الگو در جنگهای افغانستان و عراق عملکرد مناسبی داشت، اما اکنون به ساختاری منسوخ تبدیل شده که جان نظامیان آمریکایی را به خطر میاندازد؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا بسیاری از نیروها در حال انتقال به نقاطی دورتر از ایران هستند.
اما این نیروها به کجا منتقل شدهاند؟ دهها فروند هواپیمای آمریکایی به فرودگاه بنگوریون و پایگاه هوایی رامون در اسرائیل منتقل شدهاند.
آمریکا همچنین از پایگاههایی در اردن استفاده میکند؛ کشوری که هفته گذشته نیروهای آمریکایی در آن متحمل تلفات شدند و دو نظامی خود را از دست دادند.
ژنرال بازنشسته فرانک مککنزی، فرمانده پیشین سنتکام، معتقد است انتقال نیروها به نقاطی دورتر از ایران و خلیج فارس باید گستردهتر شود.
او اوایل ماه ژوئیه گفت: «هیچ فرد عاقلی هرگز مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا را در فاصله حدود ۱۰۰ مایلی از ایران، یعنی در قطر، مستقر نمیکرد؛ اما اکنون دقیقا همین وضعیت وجود دارد.»
او الگوی کنونی استقرار نیروهای آمریکا را «باقیماندهای تاریخی» توصیف کرد و گفت راهبرد استقرار پایگاههای آمریکا «با واقعیتهای موجود در میدان مطابقت ندارد.»
مککنزی نتیجه گرفت: «ما باید به سمت غرب نگاه کنیم. باید استقرار نیروها در اسرائیل را بررسی کنیم.»
به اعتقاد او، این گزینه هم بهدلیل فاصله بیشتر از ایران و هم به این دلیل مناسبتر است که اسرائیل کمترین محدودیت را برای دسترسی، استقرار نیروها و حقوق عبور هوایی آمریکا ایجاد خواهد کرد.
الیوت آبرامز در ادامه مقاله خود افزوده است که از دیگر گزینههای دورتر از ایران میتوان به غرب عربستان سعودی و مصر اشاره کرد اما هیچیک از این دو کشور سامانههای دفاع هوایی اسرائیل را ندارند و هیچکدام نیز همان میزان آزادی عمل در زمینه دسترسی، استقرار و پرواز را برای آمریکا فراهم نمیکنند.
بهنوشته او با این حال، با توجه به اینکه آمریکا هماکنون در چندین کشور حوزه خلیج فارس پایگاه دارد، بهتر است به جای متمرکز کردن همه توان هوایی خود در یک نقطه، ایجاد پایگاههای جدید در چندین مکان مختلف را بررسی کند.
آبرامز تایید کرده که البته اجرای چنین طرحی آسانتر از مطرح کردن آن است. در حالی که اسرائیل ممکن است از ایجاد یک پایگاه آمریکایی استقبال کند، مصر، عربستان سعودی یا دیگر کشورهای منطقه ممکن است چنین پایگاهی را باری بدانند که آنها را در معرض حملات قرار میدهد یا ابزاری برای افزایش اهرم فشارشان بر آمریکا جهت گرفتن امتیازهای سیاسی، یا در مورد مصر، دریافت کمکهای بیشتر از واشینگتن.
علاوه بر این، احداث پایگاههای جدید بسیار پرهزینه است؛ آن هم در شرایطی که بودجه دفاعی آمریکا از هماکنون نیز تحت فشار زیادی قرار دارد.
قطر در سال ۱۹۹۶ برای ساخت پایگاه العدید بین یک تا دو میلیارد دلار هزینه کرد و از آن زمان تاکنون نیز بیش از شش میلیارد دلار دیگر صرف نگهداری و توسعه آن کرده است.
بیتردید، الگوی جدید استقرار پایگاههای آمریکا موضوع بحثهای گستردهای خواهد بود.
دریادار بازنشسته مارک مونتگمری، از فرماندهان پیشین نیروی دریایی آمریکا، در گفتوگو با فاکسنیوز اظهار داشت که ارتش آمریکا هماکنون نیز بیش از گذشته به پایگاههای جایگزین، بهجای پایگاههایی که بیش از حد به ایران نزدیک هستند، تکیه میکند.
او گفت: «ما دیگر مانند قبل از جنگ به آن پایگاهها متکی نیستیم. فکر میکنم ما این نیروها را جابهجا خواهیم کرد.»
بهنوشته آبرامز اینکه نیروها به کجا منتقل خواهند شد، چه زمانی این انتقال انجام میشود و چه کسی هزینه ایجاد پایگاههای جدید را پرداخت خواهد کرد، پرسشهایی است که بدون تردید هم ارتش آمریکا و هم کنگره در حال بررسی آنها هستند.
الیوت آبرامز در پایان مقاله خود تاکید کرده که کنگره بهکندی تصمیم میگیرد اما در همین فاصله، حملات به پایگاههای فعلی آمریکا ادامه دارد و این انتظار، هزینه سنگینی خواهد داشت. هرچه نیروهای آمریکایی مدت بیشتری در تیررس موشکهای ایران باقی بمانند، هزینهای که ایالات متحده از نظر آمادگی رزمی، قدرت بازدارندگی و جان نظامیان خود خواهد پرداخت، بیشتر خواهد شد.