تنشهای دیپلماتیک میان جمهوری اسلامی و کشورهای اروپایی و عربی شدت گرفت. فرانسه در پی بازداشت و بازجویی دو نفر از کارکنان سفارت خود در تهران، کاردار سفارت جمهوری اسلامی را احضار و خواستار شفافسازی، مجازات عاملان و تضمین امنیت دیپلماتهای خود شد. همزمان عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، رفتار دیپلماتهای فرانسه را «نامتعارف» خواند و مسئولیت وضعیت کنونی در تنگه هرمز را متوجه طرفی دانست که به گفته او از توافقها عدول کرده است. در منطقه نیز کویت، قطر و دیگر کشورهای عربی حملات جمهوری اسلامی، از جمله حمله به نفتکش کویتی و زیرساختهای منطقه را محکوم کردند و کویت سفیر جمهوری اسلامی را احضار کرد.
همزمان، دونالد ترامپ بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی تنها در صورت آمادگی برای مذاکره «جدی و معنادار» میتواند با آمریکا گفتوگو کند و در غیر این صورت با وزارت جنگ آمریکا روبهرو خواهد شد. او گفت محاصره دریایی ایران بهطور کامل برقرار است و هشدار داد هرگونه تلاش برای احیای برنامه هستهای جمهوری اسلامی با حمله نظامی روبهرو خواهد شد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز اعلام کرد در صورت حمله جمهوری اسلامی به کشتیهای تجاری، واشینگتن «۱۰ برابر شدیدتر» پاسخ خواهد داد.
در تحولات میدانی، روابط عمومی سپاه پاسداران از ادامه عملیات «تنبیه متجاوز» و حملات به کویت خبر داد. همزمان رسانههای آمریکایی گزارش دادند حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه آمریکا در اردن، که به کشته شدن دو نظامی آمریکایی انجامید، نشاندهنده تغییر تاکتیکهای نظامی تهران و استفاده همزمان از موشکها و پهپادها برای عبور از سامانههای پدافندی بوده است. سنتکام نیز درباره جابهجایی احتمالی نیروهای آمریکایی در منطقه اظهارنظر نکرد.
در عرصه دریایی، بلومبرگ گزارش داد با افزایش خطر حملات در تنگه هرمز، بزرگترین شرکت مالک ابرنفتکشها در جهان برای ترغیب خدمه به عبور از این آبراه، معادل شش ماه حقوق اضافی پیشنهاد کرده است. این گزارش همچنین حاکی است مالکان کشتیها برای کاهش خطر حمله، موقعیت شناورهای خود را پنهان میکنند و ابعاد واقعی کاهش تردد در تنگه هرمز هنوز مشخص نیست. همزمان بلومبرگ نوشت دولت جدید بریتانیا همچنان استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی این کشور برای حملات دفاعی علیه جمهوری اسلامی را مجاز دانسته است.
در دیگر تحولات، دونالد ترامپ در تروت سوشال بار دیگر به اعدام معترضان در ایران واکنش نشان داد و تصاویری از گلمحمد محمدی، عرفان اسفندیاری و یک زن ایرانی با شعار «ما را نکشید» منتشر کرد. همچنین پس از دیدار ترامپ و جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، آمریکا از ازسرگیری پروازهای مستقیم شرکتهای هواپیمایی آمریکایی به لبنان خبر داد و دو طرف بر ضرورت کاهش تنش و حرکت به سوی ثبات در منطقه تاکید کردند.
متن کامل لایوبلاگ دیروز را اینجا بخوانید.







کمیسیون دفاع پارلمان بلغارستان با وجود هشدار پیشین تهران به این کشور درباره تسهیل عملیات نظامی آمریکا، پیشنهاد دولت برای استقرار موقت سوخترسانهای آمریکایی و نیروهای نظامی این کشور در پایگاه هوایی بزمِر را تایید کرد. اجرای این طرح به تصویب نهایی پارلمان بلغارستان نیاز دارد.
خبرگزاری رسمی بلغارستان شامگاه سهشنبه ۳۰ تیر گزارش داد این کمیسیون پیشنویس مصوبه شورای وزیران را تایید کرد که بر اساس آن، حداکثر هشت فروند هواپیمای سوخترسان و ۲۵۰ نیروی نظامی آمریکایی میتوانند برای پشتیبانی از عملیات در خاورمیانه در پایگاه بزمِر، واقع در جنوب شرقی بلغارستان، مستقر شوند.
بر اساس این گزارش، آمریکا از بلغارستان تقاضا کرده که اجازه استقرار این هواپیماها و نیروها از ۲۴ ژوئیه تا یکم اکتبر، برابر با دوم مرداد تا ۹ مهر، را صادر کند.
پیش از رایگیری کمیسیون دفاع، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، به بلغارستان هشدار داده بود اجازه ندهد آمریکا از خاک یا تاسیسات این کشور برای انجام عملیات نظامی علیه ایران استفاده کند.
به گزارش رسانههای داخلی، بقایی گفت هرگونه مشارکت در برنامهریزی یا اجرای چنین عملیاتی، بهمعنای مشارکت در «جنایت تجاوز و جنایتهای جنگی» خواهد بود. او از نمایندگان پارلمان بلغارستان خواست با استقرار نیروها و هواپیماهای آمریکایی مخالفت کنند و اجازه ندهند این کشور به «شریک متجاوزان و قانونشکنان» تبدیل شود.
سیانان نوشت فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در پاسخ به پرسش این رسانه درباره این طرح گفته است: «به دلایل امنیتی مرتبط با عملیات، درباره جابهجایی نیروها اظهارنظر نمیکنیم و در مورد آرایش آینده نیروها نیز گمانهزنی نخواهیم کرد.»
هواپیماهای سوخترسان عمدتا برای سوخترسانی هوایی به هواپیماهای نظامی دیگر به کار میروند. پایگاه بزمِر در حدود ۲۶۰ کیلومتری جنوب شرقی صوفیه، پایتخت بلغارستان، قرار دارد.
بلغارستان، از اعضای ناتو و اتحادیه اروپا، بر اساس توافقنامه دوجانبه همکاری دفاعی سال ۲۰۰۶، پایگاه بزمِر را بهعنوان تاسیساتی برای استفاده مشترک با ارتش آمریکا تعیین کرده است.
این تحولات در شرایطی رخ داد که پس از فروپاشی توافق آتشبس موقتی که یک ماه پیش امضا شده بود، آمریکا و جمهوری حملات به یکدیگر را تشدید کردند. گمانهزنیها در دو روز گذشته از افزایش احتمال بازگشت به جنگی تمامعیار حکایت دارد.
جنجال بر سر استقرار قبلی هواپیماهای آمریکایی
رومن رادف، نخستوزیر بلغارستان، دوشنبه ۲۹ تیر در نشست سالانه سفیران این کشور در صوفیه گفته بود دولت برای استقرار هواپیماهای سوخترسان آمریکایی در یک فرودگاه نظامی، از پارلمان مجوز خواهد خواست.
گفته رادف، دولت قصد داشت درخواست واشینگتن برای استقرار این هواپیماها در پایگاه نظامی بزمِر بهمنظور پشتیبانی از عملیات ارتش آمریکا در خاورمیانه را به پارلمان ارائه کند.
این تصمیم پس از آن گرفته شد که استقرار هواپیماهای سوخترسان آمریکایی در یک فرودگاه غیرنظامی در صوفیه، بدون کسب مجوز قبلی از پارلمان، جنجالبرانگیز شد. این هواپیماها که اوایل سال جاری در فرودگاه پایتخت بلغارستان مستقر شده بودند، ماه گذشته این کشور را ترک کردند.
رادف گفت: «مشکل این بود که هواپیماهای نظامی در فرودگاهی غیرنظامی و در فاصله بسیار نزدیک به صوفیه مستقر شده بودند. به همین دلیل به متحدان خود پیشنهاد کردیم از فرودگاههای نظامی استفاده کنند.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، سهشنبه ۳۰ تیر، بار دیگر بر علاقه جمهوری اسلامی به ادامه مذاکرات تاکید کرد و گفت ارتش این کشور «بهزودی» کوه کلنگ گزلا را «هدف حمله شدید» قرار خواهد داد.
ترامپ در یک نشست رسانهای در کاخ سفید، به احتمال انتقال سانتریفوژهای باقیمانده در ایران به درون تاسیسات کوه کلنگ گزلا اشاره کرد و افزود: «ما در این باره اطلاعات مستندی نداریم … اما سانتریفیوژ بدون مواد هستهای اهمیتی ندارد. اصل قضیه مواد هستهای است و ما همان را دنبال یکنیم.»
کوه کلنگ گزلا در استان اصفهان، در حدود دو کیلومتری جنوب تاسیسات هستهای نطنز قرار دارد. موسسه علوم و امنیت بینالملل با استناد به تصاویر ماهوارهای، این مجموعه را بهشدت مستحکم و شامل دو مجموعه تونلی در اعماق زمین توصیف کرده است.
ترامپ ۲۴ تیر در گفتوگو با هیو هویت، مجری محافظهکار آمریکایی، گفته بود: «ما این محل را زیر نظر داریم و کوه کلنگ گزلا میتواند هدف یک حمله بزرگ و سنگین قرار بگیرد. به ایرانیها بگویید آماده باشند.»
روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال صبح سهشنبه ۳۰ تیر، به نقل از مقامهای اسرائیلی و آمریکایی گزارش داد ارزیابیهای اطلاعاتی اسرائیل نشان میدهد جمهوری اسلامی هزاران سانتریفیوژ غنیسازی اورانیوم را به سایت زیرزمینی کوه کلنگ گزلا منتقل کرده است. به نوشته این روزنامه، این سانتریفیوژها در پاییز سال ۱۴۰۴ و پس از جنگ ۱۲روزه به این تاسیسات منتقل شدهاند.
این روزنامه ۲۵ تیر نیز در گزارشی درباره تاسیسات هستهای کلنگ گزلا نوشت اینکه دقیقا چه چیزی در این محل قرار دارد همچنان پرسشی بیپاسخ است.
جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۰ آغاز به ساخت این مجموعه را اعلام کرد و گفت این تاسیسات پس از وارد آمدن «آسیب شدید به تاسیسات غنیسازی اورانیوم در نطنز در پی اقدامی خرابکارانه» احداث میشود. یک سال بعد، رییس وقت سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد این مجموعه برای استقرار تجهیزات «حساس» مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
«آنها عاجزانه به دنبال مذاکرهاند»
ترامپ در بخش دیگری از این نشست رسانهای که در حاشیه دیدارش با جوز عون، رییسجمهوری لبنان، برگزار شد، بار دیگر گفت که آمریکا توان نظامی جمهوری اسلامی را «بیش از حد تصور» تضعیف کرده و حکومت ایران اکنون «عاجزانه» خواهان مذاکره است.
او تاکید کرد آمریکا تا وقتی جمهوری اسلامی برای مذاکرهای «جدی و معنادار» آماده نشود، تمایلی به دیدار ندارد. ترامپ در ادامه هشدار داد در غیر این صورت، جمهوری اسلامی باید با «وزارت جنگ» روبهرو شود.
ترامپ افزود آمریکا «واقعا بهشدت و بهطور جدی» توان جمهوری اسلامی را کاهش داده و «تقریبا جلوی همه چیز» را گرفته است.
رییسجمهوری آمریکا بدون ارائه جزییات گفت جمهوری اسلامی موفق شده است «چیزی را از طریق اردن عبور دهد» و افزود اگر نیروهای عملیاتی بیشتری در منطقه حضور داشتند، احتمالا چنین اتفاقی رخ نمیداد.
تهدید حوثیها و احتمال گفتوگو با حزبالله
ترامپ درباره تهدید حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به بستن تنگه بابالمندب گفت این تهدید هنوز عملی نشده است، اما ممکن است عملی شود.
او افزود: «همانطور که پیشتر با حوثیها برخورد کردیم، اگر چنین اتفاقی رخ دهد، به آن رسیدگی خواهیم کرد.» ترامپ گفت آمریکا حدود ۴۵ روز عملیات «بسیار قدرتمندی» علیه حوثیها انجام داده است.
رییسجمهوری آمریکا درباره احتمال گفتوگو با حزبالله نیز گفت با همه طرفها، حتی کسانی که به باور بسیاری نباید طرف مذاکره باشند، گفتوگو میکند.
ترامپ افزود: «اگر رییسجمهوری لبنان از من میخواست با حزبالله گفتوگو کنم، این کار را انجام میدادم. او مدت زیادی با مساله حزبالله سروکار داشته است.»
ترامپ همچنین گفت روند استقرار مجدد نیروهای اسرائیلی در لبنان در حال انجام است و این نیروها به مناطق دیگری منتقل میشوند. او توافق امضاشده درباره لبنان را «توافقی بسیار خوب» توصیف کرد.
همزمان با حضور جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، در آمریکا و گفتوگوهایش با دونالد ترامپ درباره راههای کاهش تنش میان لبنان و اسرائیل، یک مقام ارشد امنیتی لبنان به رویترز گفت ارتش این کشور پس از خروج نیروهای اسرائیلی از زوطر الغربیه، استقرار در این شهرک جنوبی را آغاز کرده است.
رویترز سهشنبه ۳۰ تیر در گزارشی کوتاه، این اقدام را گام اولیه توافقی خواند که با میانجیگری آمریکا میان اسرائیل و لبنان برقرار شد. بر اساس بخشی از این توافق اولیه، ارتش لبنان همزمان با خروج مرحلهای نیروهای اسرائیلی از جنوب این کشور، خلع سلاح حزبالله را آغاز خواهد کرد.
ترامپ نیز در یک نشست رسانهای در روز سهشنبه خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان را تایید کرد و گفت: «روند استقرار مجدد این نیروها در حال انجام است و آنها به مناطق دیگر منتقل میشوند.»
او همچنین، توافق امضاشده با لبنان را «توافقی بسیار خوب» توصیف کرد.
ارتش اسرائیل که دوشنبه ۲۹ تیر از آغاز اجرای طرح «مناطق آزمایشی» خبر داد، عصر سهشنبه اعلام کرد دوشنبه، پس از ورود سربازان لبنانی به منطقهای تحت کنترل اسرائیل که خارج از مناطق آزمایشی قرار داشت، تیر هشدار شلیک کرده است.
لبنان امیدوار است اجرای طرح به این کشور امکان دهد کنترل نوار زمینی واقع در جنوب را که همچنان در اشغال نیروهای اسرائیلی است، بازپس گیرد.
همزمان، ارتش لبنان بار دیگر از ساکنان خواست تا زمان تثبیت وضعیت امنیتی وارد زوطر الغربیه نشوند و برای حفظ ایمنی خود، دستورهای یگانهای نظامی مستقر در منطقه را رعایت کنند.
لبنان و اسرائیل پنجم تیر بر سر چارچوبی توافق کردند که بر اجرای طرح «مناطق آزمایشی» متمرکز است.
این توافق سه محور اصلی دارد: خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان، استقرار ارتش لبنان در مناطق تخلیهشده، پیشبرد روند خلع سلاح حزبالله و کاهش تنش در مرزها. طرح مناطق آزمایشی به محور نخست مرتبط است و بر اساس آن، اسرائیل ابتدا از دو منطقه مشخص در جنوب لبنان عقبنشینی میکند، بلافاصله ارتش لبنان جایگزین آن میشود تا در صورت موفقیت، این الگو به دیگر مناطق گسترش یابد.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، ششم تیر با انتشار بیانیهای، این توافق را «باطل و بیاعتبار» خواند و اعلام کرد این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به «مقاومت مسلحانه» خود ادامه خواهد داد.
نبیه بری، رییس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله، نیز هشتم تیر هشدار داد این توافق میتواند به ایجاد شکاف میان لبنانیها منجر شود. او تاکید کرد این توافق اجرایی نخواهد شد.
دیدار ترامپ با عون در کاخ سفید
این تحول در جریان سفر جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، به واشینگتن و دیدار او با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کاخ سفید رخ داد. عون نخستین رییسجمهوری لبنان در نزدیک به ۲۰ سال گذشته است که به کاخ سفید میرود.
یک مقام لبنانی پیش از این دیدار به خبرگزاری رویترز گفت عون طرحی مکتوب درباره چگونگی خلع سلاح حزبالله و تضمین خروج اسرائیل از لبنان به ترامپ ارائه خواهد کرد. به گفته این مقام، عون معتقد است تنها کسی که اهرم فشار لازم برای واداشتن اسرائیل به خروج نیروهایش از لبنان را در اختیار دارد، ترامپ است.
ترامپ در دیدار با عون وعده داد به لبنان کمک کند و گفت با این کشور «بسیار بدرفتاری شده است».
او در یک نشست رسانهای که عصر سهشنبه ۳۰ تیر و در حاشیه این دیدار در کاخ سفید برگزار شد، افزود: «کاری خواهیم کرد با لبنان بهدرستی و با احترامی که شایستهاش است رفتار شود.» ترامپ همچنین گفت مشکلی به نام حزبالله وجود دارد، اما آمریکا اقدامهایی انجام داده است که توجه جهان را جلب خواهد کرد.
رییسجمهوری آمریکا درباره احتمال گفتوگو با حزبالله نیز گفت با همه طرفها گفتوگو میکند، حتی با کسانی که به گفته او بسیاری معتقدند نباید با آنها مذاکره کرد.
او افزود: «اگر رییسجمهوری لبنان از من میخواست با حزبالله گفتوگو کنم، این کار را انجام میدادم. او مدت طولانی با مساله حزبالله سروکار داشته است.»
عون نیز از ترامپ بهدلیل «دستاورد تاریخی» امضای چارچوب توافق میان لبنان و اسرائیل تشکر کرد و گفت: «وقت آن رسیده است که لبنان و سراسر منطقه به ثبات و امنیت برسند.»
در این نشست رسانهای به ارائه طرح عون به ترامپ یا جزئیات گفتوگوهای میان آن دو اشارهای نشد.
عون یکشنبه ۲۸ تیر، بلافاصله پس از ورود به واشینگتن با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دیدار کرد. او در این دیدار گفت اسرائیل باید مطابق توافقی که با لبنان امضا کرده است، خروج از جنوب لبنان را آغاز کند.
خاویر تباس، رییس لالیگا، در گفتوگو با روزنامه ایتالیایی گاتزتا دلو اسپورت، خواستار کنارهگیری جیانی اینفانتینو، رییس فیفا، شد: «دوران او به پایان رسیده؛ فیفا در حال نابود کردن صنعت فوتبال است.»
خاویر تباس گفت تعویق محرومیت فولارین بالوگان پس از دخالت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، میتوانست به برکناری جیانی اینفانتینو منجر شود، اما حذف آمریکا از جام جهانی باعث شد این پرونده بسته شود.
خاویر تباس از احتمال برگزاری جام جهانی ۶۴ تیمی، وقفههای اجباری نوشیدن آب و افزایش زمان بین دو نیمه فینال جام جهانی انتقاد کرد و گفت فیفا تصمیمهای خود را فقط بر اساس منافعش میگیرد.
او در پاسخ به این پرسش که آیا اینفانتینو باید کنار برود، گفت: «به نظر من بله. فکر میکنم دوران او به پایان رسیده است.»
تباس در عین حال گفت اینفانتینو، ۵۶ ساله، همچنان از حمایت فدراسیونهای ملی برخوردار است و مدعی شد نظام انتخاباتی فیفا «از اساس فاسد» است: «هیچ نامزد رقیبی وجود ندارد. هیچکس حاضر نیست فقط برای شکست خوردن نامزد شود.»
تباس افزود: «او نباید در سمتش بماند، اما شرایط کنونی به گونهای است که کنار نخواهد رفت.»
رییس لالیگا که برای تماشای قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ به آمریکا سفر کرده بود، گفت: «در چند روز گذشته در آمریکا با افراد زیادی صحبت کردم که با اینفانتینو مخالف هستند و با عملکرد او موافق نیستند.»
او افزود: «همه این را میگویند، اما هیچ اقدامی انجام نمیدهند. نمیدانم سکوت بدتر است یا همدستی، زیرا کسانی که سکوت میکنند، کاملا از آسیبی که فوتبال میبیند آگاه هستند.»
انتظار میرود اینفانتینو در کنگره ماه مارس فیفا برای چهارمین دوره متوالی دوباره انتخاب شود، اما تباس معتقد است پرونده فولارین بالوگان میتوانست موقعیت او را به خطر بیندازد.
بالوگان، مهاجم ۲۵ ساله تیم ملی آمریکا، پس از دخالت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از اجرای محرومیتش برای دیدار مرحله یکهشتم نهایی برابر بلژیک معاف شد.
تباس گفت: «تعویق اجرای محرومیت بازیکن آمریکایی موضوعی بسیار جدی بود. خوششانس بودند که بلژیک آمریکا را حذف کرد، زیرا در غیر این صورت پروندهای شکل میگرفت که شاید میتوانست به قیمت از دست رفتن سمت اینفانتینو تمام شود.»
او افزود: «از آنجا که بلژیک پیروز شد، توانستند این موضوع را پنهان کنند، اما این اتفاقها فقط نوک کوه یخ هستند.»
اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) در آن زمان تصمیم فیفا را «بیسابقه، غیرقابل درک و غیرقابل توجیه» توصیف کرد. این تصمیم یکی از دلایل غیبت الکساندر چفرین، رییس یوفا، در فینال جام جهانی بود.
اینفانتینو در جریان جام جهانی امسال احتمال برگزاری مسابقاتی با حضور ۶۴ تیم را مطرح کرد، اما تباس گفت: «همه چیز نباید حول جام جهانی بچرخد.»
او افزود: «افزایش تعداد تیمهای ملی هیچ منطقی ندارد. صنعت فوتبال فقط جام جهانی نیست.»
تباس گفت: «رقابتهای داخلی ستون اصلی این ورزش هستند. آنها برای مسابقهای ۴۰ روزه که فقط شمار محدودی از بازیکنان در آن حضور دارند، صنعت فوتبالی را که دهها هزار شغل ایجاد کرده است، نابود میکنند.»
او ادامه داد: «آیا بهترین بازیکنان در جام جهانی هستند؟ قطعا، اما همین بازیکنان در لیگهای ما هم حضور دارند. ما به مسابقات ملی کمتر و حمایت بیشتر از فوتبال داخلی در همه سطوح نیاز داریم. آنها متوجه نیستند که تصمیمهای غیرمسئولانه میگیرند.»
فیفا در جام جهانی، برای همه مسابقات برگزارشده در ورزشگاههای آمریکا، مکزیک و کانادا، صرفنظر از شرایط آبوهوایی، وقفه اجباری سه دقیقهای برای نوشیدن آب را اجرا کرد.
فیفا اعلام کرد این تصمیم در راستای حفظ سلامت بازیکنان اتخاذ شده است، اما منتقدان میگویند شبکههای تلویزیونی از این وقفهها برای پخش آگهیهای تبلیغاتی استفاده میکنند.
جای خالی رییس یوفا در فینال جام جهانی
اظهارات تباس درحالی است که به نظر میرسد در اروپا، اوضاع برای اینفانتینو، خوب پیش نمیرود؛ روزنامه تایمز روز دوشنبه گزارش داد که آلکساندر چفرین، رییس یوفا و نائب رییس فیفا، در اعتراض به نحوه رسیدگی فیفا به پرونده محرومیت فولارین بالوگان، از حضور در فینال جام جهانی روز یکشنبه خودداری کرد.
این اقدام همچنین در ادامه اختلافهای دیگر او با نهاد حاکم بر فوتبال جهان انجام شد.
پرونده بالوگان تنها یکی از موارد اختلاف میان فیفا و یوفاست؛ دو نهادی که حتی در بهترین شرایط نیز روابط سردی با یکدیگر داشتهاند و اکنون این اختلافها شدت گرفته است.
چفرین پیش از آغاز جام جهانی نیز از قیمت بالای بلیتها انتقاد کرده و گفته بود این سیاست، فوتبال را از «هواداران واقعی و وفادار» دور میکند. برخلاف فیفا، یوفا اعلام کرده از قیمتگذاری شناور در مسابقات خود استفاده نخواهد کرد و دستکم ۴۰ درصد بلیتهای یورو ۲۰۲۸ در بریتانیا و ایرلند حدود ۶۰ پوند یا کمتر قیمت خواهند داشت.
اختلافها تنها به مسائل خارج از زمین محدود نمیشود. یوفا با اجباری شدن وقفههای آبرسانی، طولانی شدن زمان بین دو نیمه برای اجرای برنامههای موسیقی و همچنین دادن کارت قرمز به بازیکنانی که هنگام صحبت در زمین دهان خود را میپوشانند، موافق نیست.
فیفا به سود خود کار میکند
اجرای مدونا، بیتیاس، شکیرا و جاستین بیبر در برنامه بین دو نیمه فینال جام جهانی اجرا زمان معمول ۱۵ دقیقهای بین دو نیمه را به ۲۷ دقیقه و ۲۲ ثانیه افزایش داد.
تباس در اعتراض به این برنامه گفت: «فیفا هر کاری را که بخواهد، هر طور که بخواهد و فقط در راستای منافع خودش انجام میدهد، نه به سود فوتبال.»
او افزود: «اگر به ۲۷ دقیقه زمان بین دو نیمه نیاز داشته باشند، همان را اجرا میکنند.»
تباس همچنین گفت: «وقفههای نوشیدن آب یک دروغ است. ما هم در لالیگا چنین وقفههایی داریم، اما فقط زمانی که هوا واقعا گرم باشد.»
او ادامه داد: «در ورزشگاههای دالاس، لسآنجلس و آتلانتا سیستم تهویه فعال بود و من روی سکوها مجبور شدم ژاکت بپوشم. این وقفهها بهانهای برای پخش تبلیغات بودند.»
تباس گفت: «این نشان میدهد نهادی بر فوتبال حکومت میکند که هر زمان بخواهد و هر تصمیمی که بخواهد، فقط بر اساس منافع خودش میگیرد، بدون آنکه سایر بخشهای فوتبال را در نظر بگیرد. در بسیاری از موارد نیز به فوتبال آسیب میزند.»
برای آمریکا، جنوب ایران یعنی تضعیف توان جمهوری اسلامی در میدان و پشت میز مذاکره احتمالی. در مقابل، گسترش جنگ به منطقه برای جمهوری اسلامی، راهبرد بقا است.
حملات پیاپی آمریکا به جنوب ایران را نمیتوان صرفا ادامه یک رویارویی نظامی یا پاسخی به حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی دانست.
الگوی اهداف انتخابشده، از پایگاههای دریایی و انبارهای تسلیحاتی تا پلها و مسیرهای مواصلاتی، نشان میدهد واشینگتن در حال اجرای راهبردی است که هدف آن تنها نابودی اهداف امروز نیست، بلکه شکل دادن به میدان نبرد فرداست.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرده است حملات اخیر مراکز فرماندهی، انبارهای زیرزمینی تسلیحات، زیرساختهای لجستیکی و قابلیتهای دریایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
سنتکام همچنین از استقرار بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داده است؛ آرایشی که بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک عملیات زمینی فوری باشد، نشان میدهد واشینگتن تلاش کرده همه گزینههای نظامی را برای مراحل بعدی جنگ حفظ کند.
هدف نخست: ایجاد منطقه حائل در جنوب
نخستین هدف، کاهش توان جمهوری اسلامی برای تهدید ناوهای آمریکایی در خلیج فارس است.
حمله به رادارها، سامانههای موشکی ساحلی، مراکز دریایی و زیرساختهای پشتیبانی بهتدریج توان حکومت را برای شناسایی و هدف قرار دادن شناورهای آمریکایی کاهش میدهد و آزادی عمل بیشتری برای حضور ناوهای آمریکا در خلیج فارس ایجاد میکند.
در چنین سناریویی، بدون آنکه نیازی به اشغال خاک ایران باشد، نوعی منطقه حائل عملیاتی در جنوب شکل میگیرد؛ منطقهای که جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است، اما توان نظامی آن برای تهدید نیروهای آمریکایی به شکل محسوسی کاهش یافته است.
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت هدف دولت ترامپ تنها پاسخ به حملات جمهوری اسلامی نیست، بلکه خارج کردن اهرم تنگه هرمز از دست تهران پیش از هر مذاکره احتمالی است.
به نوشته این روزنامه، آمریکا تلاش میکند جمهوری اسلامی در موقعیتی ضعیفتر پای میز مذاکره بازگردد و دیگر نتواند از تهدید بستن تنگه هرمز به عنوان ابزار چانهزنی استفاده کند.
هدف دوم: فرسایش شبکه لجستیکی جنوب
دومین هدف، کاهش تدریجی توان حکومت برای حفظ کنترل بر جنوب است.
هدف قرار گرفتن پلها، جادهها و مسیرهای ارتباطی تنها تخریب چند سازه نیست.
در یک جنگ فرسایشی، این حملات انتقال نیرو، تجهیزات، سوخت و پشتیبانی را از سایر نقاط کشور به جنوب، دشوارتر میکند و به مرور زمان، قدرت حکومت را برای واکنش سریع کاهش میدهد.
واشینگتنپست در تحلیلی تاکید کرده است حفظ برتری دریایی آمریکا در خلیج فارس بدون تضعیف زیرساختهای پشتیبانی جمهوری اسلامی، با دشواری روبهرو خواهد بود.
از این منظر، حمله به شبکههای ارتباطی بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای فرسایش توان لجستیکی حکومت است، نه صرفا اقدامی تاکتیکی.
هدف سوم: حفظ گزینههای آینده
استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه به معنای تصمیم واشینگتن برای ورود نیروی زمینی نیست و بیشتر تحلیلگران نظامی چنین سناریویی را همچنان پرهزینه میدانند.
اما این آرایش نظامی گزینههای آمریکا را باز نگه میدارد. در صورت گسترش جنگ، کنترل یا تصرف برخی جزایر ایرانی در خلیج فارس، از نگاه بسیاری از کارشناسان، عملیتر از ورود به خاک ایران خواهد بود و میتواند فشار نظامی و سیاسی بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کند.
به همین دلیل، مجموعه حملات اخیر را میتوان تلاشی برای تغییر تدریجی موازنه قدرت در جنوب ایران دانست؛ راهبردی که بیش از تصرف سرزمین، بر سلب تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی تمرکز دارد.
دکترین جمهوری اسلامی
اگر آمریکا در حال طراحی میدان نبرد آینده است، جمهوری اسلامی نیز دکترین مشخص خود را دنبال میکند: افزایش هزینه جنگ برای آمریکا و متحدان منطقهای آن.
خبرگزاری رویترز گزارش داده است تهران با گسترش دامنه حملات به کشورهای منطقه و تهدید زیرساختهای انرژی تلاش میکند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا و شرکای عرب آن افزایش دهد.
کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
هدف چنین حملاتی تنها وارد کردن خسارت نظامی نیست، بلکه ایجاد فشار سیاسی بر کاخ سفید و دولتهای منطقه است تا ادامه جنگ، پرهزینهتر از بازگشت به مذاکره به نظر برسد.
آسوشیتدپرس معتقد است دو طرف اکنون از بسیاری از خطوط قرمز گذشتهاند؛ آمریکا دامنه حملات خود را به زیرساختهای لجستیکی گسترش داده و جمهوری اسلامی نیز میدان درگیری را از خاک ایران به سراسر منطقه کشانده است.
چرا ترامپ هنوز از توافق سخن میگوید؟
همزمان با ادامه عملیات نظامی، دونالد ترامپ همچنان از امکان دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی سخن میگوید.
او به تازگی نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرده که نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها از توافق میان واشینگتن و تهران حمایت میکنند.
مرکز پژوهشی پیو نیز گزارش داده است اکثریت آمریکاییها از گسترش جنگ و ادامه آن حمایت نمیکنند.
این دو واقعیت نشان میدهد هدف واشینگتن، دستکم در مقطع کنونی، لزوما تغییر حکومت نیست، بلکه افزایش فشار نظامی تا جایی است که جمهوری اسلامی با اهرمهای بسیار کمتری وارد هرگونه مذاکره احتمالی شود.
جنگ برای بقا
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی این جنگ را تنها یک نبرد خارجی نمیبیند، بلکه آن را بخشی از راهبرد بقای خود میداند.
حکومت بهخوبی میداند که در شرایط جنگ، جامعه بیش از هر چیز نگران امنیت، معیشت و بقا خواهد بود و احتمال شکلگیری اعتراضات گسترده علیه حکومت کاهش پیدا میکند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرگاه بحرانهای اقتصادی و معیشتی به نقطه اوج رسیده، خطر اعتراضات سراسری نیز افزایش یافته است.
اما در فضای جنگ، حکومت میتواند بخش مهمی از این فشارها را به شرایط درگیری نسبت دهد و همزمان فضای امنیتی را برای کنترل جامعه تشدید کند.
در همین چارچوب، بحران انرژی مهمترین اهرم باقیمانده جمهوری اسلامی است.
تهران بر این باور است که اگر تهدید علیه صادرات نفت، امنیت انرژی و تنگه هرمز از میان برود، فشارهای خارجی و نارضایتیهای داخلی میتوانند بهطور همزمان بر حکومت متمرکز شوند.
به همین دلیل، راهبرد جمهوری اسلامی تنها دفاع از مرزهای ایران نیست، بلکه دفاع از بقای نظام سیاسی است.
حمله به زیرساختهای انرژی، تهدید مسیرهای کشتیرانی و گسترش دامنه جنگ به کشورهای منطقه تلاشی برای خریدن زمان است؛ زمانی که حکومت امیدوار است یا به توافقی دست یابد یا مانع همزمان شدن فشار خارجی و اعتراضات داخلی شود.
در مقابل، راهبرد آمریکا بر فرسایش تدریجی ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی استوار شده است؛ از محدود کردن توان دریایی و لجستیکی گرفته تا کاهش اهرم انرژی و تنگه هرمز.
از این منظر، دو طرف دیگر تنها بر سر جغرافیای جنگ رقابت نمیکنند. واشینگتن در پی کاهش تدریجی ظرفیت جمهوری اسلامی برای اعمال قدرت است و جمهوری اسلامی تلاش میکند با گسترش بحران انرژی و انتقال هزینه جنگ به دیگران، از همزمان شدن فشار خارجی و نارضایتی داخلی جلوگیری کند.
شاید به همین دلیل، این جنگ بیش از آنکه نبردی بر سر خاک باشد، نبردی بر سر زمان و بقا است.