قطر حملات جمهوری اسلامی به این کشور، اردن، بحرین و کویت را محکوم کرد


وزارت خارجه قطر حملات جمهوری اسلامی به خاک قطر، اردن، بحرین و کویت را به شدیدترین لحن محکوم کرد و آن را نقض آشکار حاکمیت کشورها، حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل دانست.
وزارت خارجه قطر اعلام کرد جمهوری اسلامی مسئول حقوقی حملات و پیامدهای آن است و افزود دوحه حق پاسخ مطابق حقوق بینالملل و ماده ۵۱ منشور سازمان ملل را برای خود محفوظ میداند.
وزارت خارجه قطر خواستار توقف فوری همه حملات، جلوگیری از گسترش تنش، بازگشت به گفتوگو و پایبندی به تفاهمهای حاصل از تلاشهای دیپلماتیک شد.







به گزارش رجانیوز، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران در مجلس، گفت اشغال برخی جزایر ایران و نقاط کلیدی کشور زمانی ممکن است که پیش از آن زیرساختهای مواصلاتی آسیب دیده باشند، تا «دشمن» از طریق «گروههای تجزیهطلب» یا عملیات هلیبرن بتواند آسانتر به اهداف خود برسد و در جابهجایی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی اخلال ایجاد کند.
ثابتی با اشاره به پایان جام جهانی، روزهای پیش رو را «بسیار حساس» توصیف کرد و از کسانی که به گفته او تصور میکردند توافق با آمریکا به پایان جنگ منجر میشود، انتقاد کرد.
او گفت این توافق، برخلاف نظر رهبر جمهوری اسلامی، به کاهش قیمت نفت، ایجاد اختلاف در داخل کشور و طرح وعدههای تحققنیافته درباره مذاکره، پایان جنگ و لغو تحریمها منجر شده است.
او همچنین گفت در صورت وقوع حمله زمینی، جمهوری اسلامی توان پاسخگویی دارد.
ثابتی در پایان خطاب به مسعود پزشکیان، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، گفت مردم در انتظار تحقق وعدههای پایان جنگ و لغو تحریمها هستند و از آنها خواست یا به این وعدهها عمل کنند یا بپذیرند که تشخیصشان نادرست بوده و رویکرد خود را تغییر دهند.
رهبران آلمان و فرانسه جمعه ۲۶ تیر متعهد شدند همکاریهای دفاعی خود را تعمیق بخشند و با رقابت شدید اقتصادی چین مقابله کنند؛ رقابتی که به گفته آنها از طریق مازاد ظرفیت تولید و پایین نگه داشتن ارزش پول ملی چین، فشار سنگینی بر اروپا وارد کرده است.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، در چارچوب نشستهای منظم مشترک کابینه دو کشور با یکدیگر دیدار کردند. این نشست با هدف عبور از تنشهایی برگزار شد که پس از شکست پروژه مشترک و پرسروصدای ساخت جنگنده نسل آینده در اوایل سال جاری به وجود آمده بود.
مرتس در یک نشست خبری مشترک که در آن دو رهبر فهرستی از اهداف مشترک، از جمله توسعه سامانههای دفاع موشکی و سامانههای حملات دوربرد را تشریح کردند، گفت: «ما هر اقدامی را که برای حفظ آزادی، امنیت و دفاع جمعیمان ضروری باشد، انجام میدهیم.»
هر دو رهبر همچنین از چین انتقاد کردند و گفتند پکن با ارائه سطحی از حمایت دولتی از صنایع خود که دستکم هشت برابر بیشتر از سایر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) است، به قواعد تجارت بینالمللی احترام نمیگذارد.
مکرون گفت: «ما به هیچ وجه، چه در دیپلماسی و چه در اقتصاد، ضدچین نیستیم، اما با نگاهی واقعبینانه به این کشور مینگریم.»
او افزود اروپا هر روز با چین حدود یک میلیارد یورو (۱.۱۴ میلیارد دلار) کسری تجاری دارد.
همکاری در زمینه بازدارندگی هستهای
دو رهبر پیشتر نیز پیشنهادهایی را برای همکاری فرانسه با آلمان در حوزه بازدارندگی هستهای مطرح کرده بودند؛ اقدامی که در پی نشانههای فزاینده از تمایل واشینگتن به کاهش تعهدات دفاعی خود در اروپا صورت گرفته است.
مرتس گفت: «ما در این زمینه گامبهگام پیش میرویم و ممکن است این روند در نهایت به یک دکترین جدید منجر شود، اما امروز برای چنین نتیجهگیریای بسیار زود است.»
او افزود هرگونه همکاری در این زمینه مکمل ترتیبات موجود در چارچوب ائتلاف ناتو خواهد بود.
مکرون نیز تاکید کرد که فرانسه همچنان مسئولیت کامل تامین مالی بازدارندگی هستهای خود را بر عهده خواهد داشت.
او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال مشارکت مالی آلمان در برنامه هستهای فرانسه گفت: «هزینه برنامه هستهای فرانسه همواره از سوی خود فرانسه تامین خواهد شد.»
پروژه موسوم به سامانه هوایی رزمی آینده (FCAS) نیز، با وجود کنار گذاشته شدن طرح ساخت یک جنگنده مشترک، ادامه خواهد یافت و توسعه سامانههای اطلاعاتی مبتنی بر رایانش ابری که هسته اصلی این پروژه را تشکیل میدهند، دنبال خواهد شد.
مکرون گفت: «پروژههای باقیمانده، از جمله بخشهای مربوط به سامانه ابری و سایر حوزهها، همچنان میان شرکتهای صنعتی دو کشور در حال پیشرفت هستند.»
ششمین شب پیاپی حملات آمریکا به ایران با هدف قرار گرفتن دهها موضع نظامی، زیرساختهای برق و چند پل در جنوب کشور همراه بود.
سنتکام اعلام کرد سامانههای دیدهبانی ساحلی، پدافند هوایی، زیرساختهای لجستیکی نظامی و توانمندیهای دریایی ایران از جمله اهداف این عملیات بودهاند.
همانطور که در خبرها نیز اشاره شد، در ادامه حملات آمریکا به جنوب ایران، این بار چند پل و مسیر ارتباطی در استان هرمزگان هدف قرار گرفتند. اما آمریکا با هدف قرار دادن این پلها چه هدفی را دنبال میکند؟
مهدی بیگی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، در برنامه «پیوست» به اهمیت استراتژیک این پلها در کارزار آمریکا علیه جمهوری اسلامی میپردازد
جنگ آمریکا و ایران دوباره آغاز شده است. واشنگتن و تهران، هر دو خود را پیروز یک جنگ تمام نشده میدانند. در حالیکه هیچیک پیروز قطعی نیستند. اما این بازی بیبرنده یک بازنده آشکار دارد: مردم ایران.
اگر یکی از دو طرف واقعا قاطعانه پیروز شده بود، مذاکره معنا نداشت. پیروز قاطع، شروط را تحمیل میکرد، نه آنکه از میانجیگران بخواهد آنها را منتقل کند. آنچه طرف آمریکایی، بهخصوص ترامپ و ونس میگویند این است که حکومت ایران شروط را پذیرفته بود: آزادسازی و امنیت تنگه هرمز، توقف غنیسازی.
جمهوری اسلامی هم معتقد بود و هست که توان دریافت خسارت، آزادسازی پولهای بلوکه شده و بیرون راندن آمریکا از منطقه را دارد و دست را فراتر گذاشت و لبنان را نیز در این میان دخیل کرد.
از متن تفاهمنامه منتشر شده برمیآمد که این شروط برآورده خواهد شد. اما در آمریکا، صداهای مخالف ترامپ به وضوح بالا رفت. در ایران نیز، طیف تندرو خشم خود را نشان داد.
دو روایت پیروزی که هر دو طرف برای مخاطبان داخلی خود میسازند، در یک نقطه به هم میرسند: انکار واقعیت میدان. واقعیتی که در آن، نه آمریکا توانست نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد، نه حکومت ایران توانست از فروپاشی اقتصادی و انزوای منطقهای رهایی یابد.
توقف استراتژیک
تحلیلگران آمریکایی، خود این تشخیص را روشنتر از هر منتقد بیرونی بیان کردهاند. مایکل فرومن، رییس شورای روابط خارجی، بیان میکند که قدرت نظامی بهتنهایی قادر به بازطراحی نظم منطقهای نیست.
بهگفته او، با وجود خسارات سنگین وارد شده به توان نظامی ایران، تهران توانست با ابزارهای کمهزینهای مثل پهپاد و موشکهای ارزان قیمتش منافع آمریکا و متحدانش را به چالش بکشد.
به عقیده فرومن وقتی ابزار ارزان بتواند سامانهای گران را تهدید کند، نظم نظامی جهانی دچار اختلال میشود. هزینه همکاری امنیتی با آمریکا برای متحدان منطقهای، بالا میرود. کشورهای عربی خلیج فارس، که حملات به اهدافی در خاکشان نگرانی ایجاد کرده، ممکن است به سمت روسیه، چین یا توافق مستقیم با ایران سوق پیدا کنند.
او نتیجه میگیرد که «تغییر قواعد بازی با پیروزی در آن یکسان نیست.»
آمریکا قواعد بازی منطقه را تغییر داد، اما در این بازی پیروز نشد. توان نظامی داشت اما اراده سیاسی برای ادامه نداشت. کاخ سفید میان تهدید نظامی و تلاش برای دستیابی به توافق در نوسان است، و توافق احتمالی بیشتر بر بازگشایی تنگه و ادامه مذاکرات متمرکز است، نه محدود کردن برنامه موشکی یا شبکه نیروهای نیابتی جمهوریاسلامی.
دست به دامن روایت
روایت جمهوری اسلامی در سطحی متفاوت اما همان منطق را دنبال میکند. نظام حاکم در رسانههای رسمی، از پیروزی قاطع میگوید، اما در پشت پرده، شروطی را پذیرفت که در گذشته خط قرمز محسوب میشدند.
سیاست بینالملل برای نظام جمهوری اسلامی تقریبا از دست رفته، وضعیت داخلی سیاست هم چندان تعریفی ندارد؛ سران نظام مورد هجمه طیف تندرو قرار دارند و در رسانه و خیابان مورد دشنام قرار میگیرند. وضعیت معیشتی مردم که مشخص است. دولت در این میان، با محدودیت و ناتوانی بسیار تقلا میکند جلو ورشکستگی نهایی اقتصاد را بگیرد.
پارادوکس هزینه
اما اگر هیچیک از دو طرف پیروز قاطع نبوده، چه کسی هزینهی واقعی این جنگ را پرداخت؟
درست است که این جنگ به لحاظ ابزاری برای جمهوری اسلامی ارزان بود، به این معنی که پهپادها و موشکهای ساخت ایران بسیار ارزانتر از مشابه خارجی هستند. اما این ارزانی کمکی به بهبود وضعیتاقتصادی و معیشتی مردم نکرده است.
به تحلیل فرومن بازگردیم؛ ایران با ابزار ارزان به اقتصاد جهانی ضربه زد؛ اما هزینه آن ابزار ارزان نه در پنتاگون پرداخت شد نه در بیت رهبری. راهبردی که قرار بود نظام جهانی را به چالش بکشد، به بار دیگری بر گرده سنگین زندگی مردمی بدل شد که هزینه این جنگ را ناخواسته میپردازند.
این، منطق پنهان جنگهای نامتقارن است. وقتی یک طرف با ابزار ارزان میجنگد، نشانه هوشمندی استراتژیکاش نیست؛ نشانه این است که قدرت تولید ابزار گران را ندارد، و چون به جنگ کشانده شده، با هرچه دارد میجنگد.
اما این «هرچه دارد» نیز خود ساخت دستی نیست. از منابعی برداشت شده که جای دیگری برای زندگی مردم لازم بود. هر پهپاد ارزان، چندین کیسه برنج، چندین جعبه دارو و چندین ساعت برق است که حذف میشود.
ایران در ماههای اخیر شاهد سهرقمی شدن تورم بوده است. صندوق بینالمللی پول ایران را در میان سه کشور با بالاترین تورم جهان قرار داده. حدود دو میلیون نفر در دو ماه گذشته بیکار شدهاند. اقتصاد دیجیتال، با شصتوپنج روز قطعی اینترنت سراسری، نابود شده است. اینها، هزینه واقعی آن جنگ ارزان است.
بازندهای که دیده نمیشود
مذاکرات حالا شکست خورده است و جنگ، اگر چه فعلا بیشتر در جنوب ایران در جریان است، هزینههای سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. با توجه به نیت آمریکا بر محاصره دوباره دریایی ایران، فشار بر معیشت مردم بیشتر میشود. جنگی که فاتح نداشت، یک بازنده واضح داشت. و آن بازنده، در هیچ یک از روایتهای پیروزی، نه دیده میشود نه صدایش شنیده میشود؛ مردم.