• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

خطر فوری اعدام مجید نیک‌اندیش، معترض ۲۵ ساله اهل قوچان

۲۴ تیر ۱۴۰۵، ۱۹:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، مجید نیک‌اندیش، ۲۵ ساله و اهل قوچان، که در جریان انقلاب ملی دی‌ماه بازداشت شده، پس از تأیید حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، در خطر اجرای این حکم قرار دارد.

بنا بر این گزارش، مجید نیک‌اندیش ۲۰ دی ۱۴۰۴ بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد. او در دوران بازداشت، در سلول انفرادی تحت شکنجه قرار گرفت و به اعتراف اجباری وادار شد. پس از آن، او با اتهام «محاربه» روبه‌رو شد.

بر اساس این گزارش، غلامرضا اکبری، قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد، روز ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ او را به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد. این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شده و به گفته منابع مطلع، مجید نیک‌اندیش اکنون در خطر اجرای حکم اعدام است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

نیویورک‌تایمز بار دیگر از همکاری احمدی‌نژاد و موساد خبر داد، دفتر احمدی‌نژاد تکذیب کرد
۱

نیویورک‌تایمز بار دیگر از همکاری احمدی‌نژاد و موساد خبر داد، دفتر احمدی‌نژاد تکذیب کرد

۲

اسرائیل هیوم: کشورهای خلیج فارس به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی پیوسته‌اند

۳

فایننشال تایمز: نیروهای آمریکایی در منطقه هدف کارزار ردیابی تلفن‌های همراه قرار گرفتند

۴

آمریکا روند تخلیه هواپیماهای سوخت‌رسان خود را از فرودگاه تل‌آویو متوقف کرد

۵

انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

انتخاب سردبیر

  • از «فهرست انتقام» تا پرونده‌های ترور؛ برلین تهدیدهای جمهوری اسلامی را زیر نظر دارد

    از «فهرست انتقام» تا پرونده‌های ترور؛ برلین تهدیدهای جمهوری اسلامی را زیر نظر دارد

  • جمهوری اسلامی محمد امینی دهاقانی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی محمد امینی دهاقانی، از معترضان دی‌ماه، را اعدام کرد

  • ترامپ از احتمال «عملیات زمینی» گفت؛ آمریکا چه گزینه‌هایی در برابر حکومت ایران دارد؟

    ترامپ از احتمال «عملیات زمینی» گفت؛ آمریکا چه گزینه‌هایی در برابر حکومت ایران دارد؟

  • آمریکا روند تخلیه هواپیماهای سوخت‌رسان خود را از فرودگاه تل‌آویو متوقف کرد

    آمریکا روند تخلیه هواپیماهای سوخت‌رسان خود را از فرودگاه تل‌آویو متوقف کرد

  • انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

    انتشار تصاویر شخصی زنان در کانال‌های تلگرامی لرستان موجب نگرانی شهروندان شده است

  • دانش‌آموزان شهرهای جنوبی و امتحانات حضوری در میانه جنگ
    روایت شما

    دانش‌آموزان شهرهای جنوبی و امتحانات حضوری در میانه جنگ

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

معترضان دی در «جهنم» زندان تهران بزرگ گیر افتاده‌اند

۲۲ تیر ۱۴۰۵، ۱۰:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از وضعیت وخیم بازداشت‌شدگان اعتراض‌های دی‌ماه در زندان تهران بزرگ است.

شاهدان عینی گفتند زندانیان به آب گرم، جای خواب کافی و دارو دسترسی ندارند و در معرض انواع بیماری‌ها قرار گرفته‌اند.

چند نفر از زندانیان امنیتی در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، وضعیت نگهداری معترضان دی‌ماه در این زندان را شرح دادند.

ساس، کف‌خوابی و بیماری

بر اساس روایت معترضان بازداشت‌شده، تعداد زندانیان در ماه‌های اخیر دست‌کم دو برابر بیشتر از ظرفیت هر بند بوده است.

هر بند زندان تهران بزرگ ۱۵ اتاق ۱۵ تخته دارد و هر اتاق شامل پنج تخت سه طبقه است.

زندانیان معمولا یکی از تخت‌ها را تبدیل به آشپزخانه می‌کنند و خوراکی و نان را روی آن می‌چینند. بنابراین تنها ۱۴ تخت برای خواب باقی می‌ماند: یعنی ۲۱۰ نفر به تخت دسترسی دارند اما مسئولان، در این فضا حدود ۵۰۰ نفر را می‌گنجانند.

در هر اتاق ۱۵ تخته، حداقل ۳۰ نفر حضور دارند و همین باعث شده نیمی از زندانیان «کف‌خواب» شوند و شب‌ها در کریدورها بخوابند.

این شاهدان، وضعیت بهداشت و نظافت تهران بزرگ را «فاجعه» توصیف کردند: «فضایی پر از ساس، شپش، انواع حشرات، ویروس و میکروب ...»

یکی از شاهدان گفت: «ساس از سر و کول زندانیان بالا می‌رود و همه در معرض ابتلا به انواع بیماری‌ها هستند .... به دلیل ازدحام زیاد، اگر یک نفر بیمار شود، بلافاصله تمام بند مریض می‌شوند. مثلا یک ویروس سرماخوردگی، همه را از پا می‌اندازد.»

از طرف دیگر، بهداری زندان بسیار ناکارآمد و دسترسی به دارو محدود است.

یکی از زندانیان سابق گفت: «خانواده‌ها به هزار بدبختی به بازداشتی‌ها دارو می‌رساندند و همان هم عموما بین همه تقسیم می‌شود. چون بهداری عملا کاری انجام نمی‌دهد. فقط اگر کسی واقعا رو به مرگ باشد او را به بهداری منتقل می‌کنند.»

پیش از این هم شماری از زندانیان سابق، پس از آزادی از زندان تهران بزرگ درباره وضعیت ناگوار این زندان اطلاع‌رسانی کرده بودند.

در یک نمونه، رسول هویدا، پیراپزشک و از درویشان گنابادی که سال ۹۷ دوران محکومیتش را در این زندان می‌گذارند، درباره «تراکم جمعیت بسیار بالای زندان» در بندهای عمومی هشدار داده و گفته بود حتی بعضی از زندانی‌ها مجبورند داخل راهروهای بند و ورودی سرویس بهداشتی بخوابند.

او همچنین به امکانات پزشکی و اقلام دارویی بسیار ناچیز، غیر استریل بودن بهداری و کمبود پزشک و کادر درمان اشاره کرده بود.

  • نقض حقوق بشر در فشافویه ادامه دارد؛ اعمال فشار مضاعف بر زندانیان با محدود کردن فضای دسترسی

    نقض حقوق بشر در فشافویه ادامه دارد؛ اعمال فشار مضاعف بر زندانیان با محدود کردن فضای دسترسی

نبود آب آشامیدنی کافی

یکی از بحران‌های همیشگی زندان، نبود وسایل گرمایشی در زمستان و سرمایشی در تابستان است.

در کنار این‌ها، در زندان تهران بزرگ خبری از آب آشامیدنی پاکیزه نیست.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال، زندانیان آب را خودشان از فروشگاه زندان می‌خرند اما همین حالا و در میانه تابستان، گاهی فروشگاه آب معدنی نمی‌آورد و ممکن است تا سه روز آب تمیز برای آشامیدن به دست زندانیان نرسد.

بسیاری که تحمل چنین شرایطی را ندارند، مجبورند از آب خود زندان استفاده کنند که بیماری‌زاست.

گاهی از غذا خبری نیست

زندانیان در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش تهران بزرگ، وضعیت غذای زندان را هم «فاجعه و فاقد کیفیت» توصیف کردند.

به گفته آن‌ها همین غذا هم گاهی ارائه نمی‌شود؛ یعنی هر چند روز یک‌بار، یک یا حتی دو وعده، خبری از غذای زندان نیست.

شانزدهم تیر نیز زندانیان سیاسی بند شش این زندان از قطع آب، خاموش شدن کولرها و بسته شدن حمام‌ها خبر داده و گفته بودند این اقدامات برای «اعمال فشار» بر آنان انجام شده است.

آن‌ها تاکید کرده بودند ملاقات‌های روز سه‌شنبه نیز لغو و حق ملاقات از آنان گرفته شده است.

  • گارد ویژه به بند زنان اوین یورش برد، دو زندانی به انفرادی منتقل شدند

    گارد ویژه به بند زنان اوین یورش برد، دو زندانی به انفرادی منتقل شدند

مشکل حمام و سرویس‌های «غیر بهداشتی»

شماری از معترضان زندانی در زندان تهران بزرگ به ایران‌اینترنشنال گفتند اساسا در حمام، آب گرم و نظافت وجود ندارد و چه زمستان و چه تابستان، همیشه آب سرد است.

به گفته آن‌ها، وقتی به مسئولان زندان یا تیپ اعتراض می‌شود، در پاسخ می‌گویند امکان تامین آب گرم ندارند و زندانیان باید با همین شرایط کنار بیایند.

از طرف دیگر، در بسیاری از روزهای هفته، چاه توالت‌ها گرفته است.

یکی از شاهدان عینی گفت: «یک‌بار به مدت سه روز، توالت‌ها قابل استفاده نبودند. کار به جایی رسید که زندانیان هنگام سرشماری اعتراض کردند. مسئولان زندان مجبور شدند کسی را بفرستند تا چاه دستشویی‌ها را باز کند.»

به گفته او، در حمام و دستشویی، مواد شوینده به قدر کافی وجود ندارد، پتوها و فرش‌ها و ظرف‌ها همه کثیف هستند و برای همین، خیلی‌ها دچار بیماری پوستی مسری «گال» می‌شوند.

  • بیماری زندانیان سیاسی شیبان اهواز به دلیل آلودگی آب و فاضلاب

    بیماری زندانیان سیاسی شیبان اهواز به دلیل آلودگی آب و فاضلاب

هواخوری اجباری زیر آفتاب و دمای ۴۰ درجه

یکی دیگر از معترضان زندانی در زندان تهران بزرگ، به مشکل «هواخوری اجباری» اشاره کرد.

این زندان که در ۳۲ کیلومتری جنوب تهران، در بخش فشافویه شهرستان ری قرار دارد، در منطقه‌ای بیابانی است و در تابستان به شدت گرم می‌شود.

مسئولان زندان در هوای بسیار گرم تابستان، زندانیان را مجبور می‌کنند هر روز دست‌کم دو ساعت در محوطه‌ای آزاد و بدون سقف، زیر آفتاب بمانند.

به گفته این شاهد عینی، این وضعیت در زمستان هم برقرار است: «در سرما حتی اگر یخ می‌زدی هم اجازه نمی‌دادند به داخل بند برگردی.»

در چنین شرایطی و با وجود شمار بازداشت‌شدگان بیش از ظرفیت زندان، قوه قضاییه جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش وثیقه برای آزادی موقت معترضان تا زمان برگزاری دادگاه نیست.

چالش «ارزی‌ها» و «شعبه‌ای‌ها»

زندانیان زندان تهران بزرگ همواره از دسترسی به ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم بوده‌اند، اما با افزایش شمار افراد محبوس در این زندان پس از انقلاب ملی ایرانیان، این بحران شدیدتر شده است.

تا پیش از نوروز، دو زندان تهران بزرگ و اوین بود که بازداشتی‌های پایتخت را پذیرش می‌کرد.

شماری از معترضان که در بازداشتگاه‌های امنیتی نامشخص مانند یک-‌الف حضور داشتند هم بعد از مدتی به تهران بزرگ منتقل می‌شدند که ظرفیت بیشتری داشت.

در آن هفته‌ها، زندان اوین هم پر شده بود و بعضی از زندانیان آن به تهران بزرگ منتقل شدند.

همه این موارد باعث شد شمار زندانیان، بسیار بیشتر از فضای زندان شود و معترضان بازداشتی با وضعیتی به مراتب وخیم‌تر از حالت عادی مواجه شوند.

یکی از افرادی که دی‌ماه بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد، به ایران‌اینترنشنال گفت پیش از نوروز، سه بند یک، دو و چهار از تیپ شش این زندان را به «بچه‌های اعتراضی» اختصاص داده بودند.

به گفته او، کلیدواژه سیستم قضایی برای این معترضان «ارزی» بود.

مشخص نیست که چرا مقام‌ها و دست‌اندرکاران قوه قضاییه جمهوری اسلامی، معترضان بازداشت‌شده دی‌ماه را با این ادبیات خطاب می‌کنند.

در همان روزهای بازداشت‌های گسترده دی‌ماه، «ارزی‌ها» در سه بندی اسکان یافتند که پیش‌تر متعلق به زندانیانی با جرایمی مانند «مصرف مواد مخدر» یا «سرقت» بود.

در زندان اوین، معمولا خود زندانیان سیاسی یا معترضان، مسئولیت اداره بند را بر عهده دارند.

با این حال در این سه بند تهران بزرگ، وکیل بند و انتظامات از معترضان بازداشت‌شده نیستند، بلکه افرادی با اتهامات سرقت و مواد مخدر، اداره بندها را بر عهده دارند. افرادی که در ادبیات زندان، آن‌ها را «شعبه‌ای» خطاب می‌کنند.

یکی از شاهدان عینی توضیح داد: «برخی از شعبه‌ای‌ها درکی از وضعیت اعتراضات دی نداشتند و حتی اگر در لفظ به معترضان می‌گفتند هوایتان را داریم، اما در عمل با معترضان بازداشتی رفتارهایی بد و توهین‌آمیز داشتند و با آن‌ها درگیر می‌شدند. افسر نگهبان هم البته با آن‌ها همراهی می‌کرد.»

به گفته او، «این دسته از شعبه‌ای‌ها، گاهی توطئه می‌چیدند تا یکی از بازداشتی‌ها را بکشند».

به گفته این شاهد عینی، زندانیان غیر‌سیاسی در یک مورد، درگیری بزرگی راه انداختند و به دو نفر از معترضان چاقو زدند؛ به‌طوری‌ که دست یک نفر از آن‌ها دچار جراحاتی جدی و شدید شد.

این شاهد عینی تاکید کرد بسیاری از بازداشتی‌ها اغلب بسیار جوان و در سنین پایین هستند و مواجهه با چنین فضایی باعث شده در شرایط روحی بسیار بدی قرار بگیرند.

مکالمات بی‌سیم سرکوبگران اصفهان؛ هراس از فراخوان شاهزاده و دستور شلیک با وینچستر

۱۹ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی
100%

یک فایل صوتی درزکرده از مکالمات بی‌سیم فرماندهان انتظامی و یگان‌های ویژه اصفهان در جریان انقلاب ملی دی‌ماه ۱۴۰۴، که به دست ایران‌اینترنشنال رسیده، ابعاد تازه‌ای از کشتار خشونت‌بار، فروپاشی ساختاری و استیصال نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.

این مکالمات نشان می‌دهد که ماشین سرکوب، در مواجهه با موج سراسری معترضان که در پی فراخوان‌ شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمده بودند، نه تنها ابتکار عمل را در خیابان‌ها از دست داد، بلکه دچار وحشت، کمبود تجهیزات و تشتت فرماندهی شده بود.

با این حال، برنامه‌ریزی برای استفاده از اماکن آموزشی، مذهبی و خدماتی برای سرکوب و همچنین دستور شلیک مستقیم به مردم با سلاح‌های کشنده از جمله وینچستر و کلاشنیکف، بارها در این مکالمات به گوش می‌رسد.

دستور کشتار سنگین

بررسی فایل صوتی مکالمات نیروهای انتظامی نشان می‌دهد که بارها به ماموران در خیابان و برای حفظ مقرها دستور داده شد که از سلاح‌هایی نظیر وینچستر و کلاشنیکف استفاده کنند. در بخشی از مکالمات نیز فرمانده به استفاده از سلاح جنگی برای تیراندازی اشاره می‌کند.

نیروهای حامی و پشتیبان سرکوب نیز در بخش‌های مختلف مکالمات خود به صراحت می‌گویند که این سلاح‌ها را همراه با گاز اشک‌آور در اختیار دارند.

تجهیز نیروهای سرکوب به این سلاح‌های کشتار در حالی است که آن‌ها بارها در بی‌سیم خود می‌گویند که قصد دارند جمعیت معترضان را «نابود» کنند.

در یک قسمت از مکالمات نیز یکی از فرماندهان خیابانی از شناسایی محل پنهان‌شدن معترضان در خانه‌ها در محله دهنو خبر داد و گفت که «خانه‌ها را روی سر آن‌ها خراب می‌کنیم.»

ترس از فراخوان و استراتژی انفعالی «پدافند دورتادور»

بخش‌های مکالمات بی‌سیمی مربوط به پیش از آغاز سرکوب میدانی، عمق ترس از فراخوان‌ تجمعات در دستورها و عملکرد فرماندهان انتظامی استان اصفهان را نشان می‌دهد.

این مکالمات نشان می‌دهد که استراتژی حکومت از پیش بر مبنای عقب‌نشینی تاکتیکی و تمرکز مطلق بر حفظ اماکن حساس پایه‌ریزی شده بود.

فرماندهان ارشد با اضطراب در ساعات پیش از شکل‌گیری تجمع در ۱۸ و ۱۹ دی دستور می‌دهند: «حفظ مراکز امروز اولویت است»و تاکید می‌کنند که اگر تجمعی شکل بگیرد، برای مدت طولانی با آن درگیر خواهند بود. این فرماندهان در مکالمات خود دستور دادند به هر شکل ممکن جلو تجمعات گرفته شود.

آن‌ها در دستورهای خود درباره حفظ پایگاه‌های انتظامی از استراتژی «پدافند دور تا دور» برای ایجاد حلقه محافظتی در مقابل معترضان استفاده کردند. این رویکرد انفعالی و وحشت از رودررویی با مردم تا جایی پیش می‌رود که دستور صریح صادر می‌شود: «خودروها داخل مقرها... بیرون نیاد به هیچ وجه، بیرون نیاد.»

نیروی انتظامی برای سرکوب، نفوذ به جمعیت و تیراندازی و وحشت‌افکنی از دسته‌های موتورسوار استفاده کرد.

نظامی‌سازی مدارس، ساختمان‌های خدماتی و اماکن مذهبی

با گسترش دامنه اعتراض و مسدود شدن مسیرهای اصلی شهر از سوی مردم، نیروهای حکومتی برای سازماندهی پنهانی، دپو تجهیزات و مخفی شدن، به استفاده از اماکن غیرنظامی روی آوردند.

استفاده ابزاری از پایگاه‌هایی نظیر ناحیه امام صادق، مدارس (از جمله شهید چراغی)، ساختمان‌های شهرداری و اماکن مذهبی (مانند حسینیه‌ها) در این مکالمات کاملا مشهود است.

در یکی از بخش‌های مکالمات که نشان‌دهنده نقض فاحش حقوق بشر و بازداشت‌های فله‌ای است، ماموران اشاره می‌کنند که برای سازماندهی از اماکن مذهبی استفاده کرده‌اند که برخی از آن‌ها نیز با حضور معترضان در یک حسینیه گیر افتادند.

از سوی دیگر،‌ در ابلاغیه فرماندهی انتظامی شنیده می‌شود که به ماموران می‌گوید معترضان بازداشتی به مدرسه «شهید چراغی» منتقل می‌شوند و هیچ مقام و ماموری نباید درباره بازداشت‌شدگان به خانواده آن‌ها جوابی بدهد. مقر فرماندهی به ماموران میدانی تاکید کرد که از خانواده‌هاو بستگان محل بازداشت معترضان را پنهان کنند.

100%
ماموران در ملک‌شهر اصفهان به خانه‌های مسکونی شلیک کردند

شوک روانی از سونامی جمعیت و تشتت درونی

حضور گسترده مردم در قالب جمعیت‌های چندین هزار نفری در جای‌جای خیابان‌های اصفهان، کادر سرکوب را در شوک و پارانویای شدیدی فرو برد.

مامورانی که انتظار چنین جمعیتی را نداشتند، با استیصال در بی‌سیم‌های خود بارها بر کم‌بودن نیرو و توان خود در برابر مردم تاکید کردند. در برخی از بخش‌های فایل شنیده می‌شود که «نزدیک دو هزار نفر دور کلانتری ایستاده‌اند و در نقطه‌ای دیگر از هجوم «دو سه هزار نفر به مقر کلانتری» خبر می‌دهند.

این فشار روانی به تشتت، فرسودگی و ناهماهنگی عمیق میان یگان‌ها منجر شد. در یک مورد، نیروها دچار توهم و سردرگمی شده و حتی با دیدن اشیاء پرونده در آسمان می‌پرسند: «یکی بالا سرمونه، این عوامل خودیه یا خیر؟» که در جواب، فرماندهی اول بر خودی بودن و سپس غیرخودی بودن آن تاکید می‌کند.

در بخشی دیگر از فایل هم ماموران خیابان از مرکز می‌خواهند که نیروی بیشتر ارسال کند، اما فرمانده مقر می‌گوید که «غر نزنید... نیرو نداریم.»

چهار جبهه نبرد؛ از «کربلای» شمال تا وحشت سقوط صداوسیما

برخلاف اعتراضات گذشته، جغرافیای انقلاب ملی دی‌ماه در چهار جبهه مجزا، تمرکز نیروها را از بین برد و اتاق کنترل را به تضعیف کرد.

  • شمال (ملک‌شهر و میدان علی‌خانی):‌این منطقه به کانون اصلی بحران تبدیل شد. فرماندهان با اعتراف به زمین‌گیر شدن یگان‌های ویژه، وضعیت را به «کربلا» تشبیه کرده و با وحشت فریاد می‌زنند: «محمد که قیچی شدن بچه‌ها، خودمان گیر کردیم.»
  • مرکز (استانداری و صداوسیما): با پیشروی مردم در محدوده چهارباغ، فرماندهان وحشت‌زده از سقوط نهادهای حاکمیتی، خیابان‌ها را رها کردند. در بی‌سیم‌ها مدام با دستپاچگی تکرار می‌شود: «استانداری تهدید شده و «برید سمت صداسیما... حفظ مقر اولویت است.» در این منطقه فرماندهی دستور داد که نیروها شهرداری را که به دست مردم افتاده رها کنند و به سمت صداوسیما بروند.
  • جنوب (حکیم‌نظامی): در این مناطق یگان‌ها تحت محاصره کامل درآمدند و مکررا برای نجات خود درخواست کمک می‌کردند: «حکیم نظامی... نیاز به نیروی کمکی داریم.»
  • شرق (میدان احمدآباد): تسلط معترضان بر این محور، اعزام یگان‌های پشتیبان را ناممکن کرد، در مکالمات شنیده شد: «فلکه احمدآباد... جمعیت هم سنگینه.»
100%
ماموران سرکوب در مواجهه‌ با جمعیت از «بریده شدن نفس» خود درمکالمات بیسیم‌ها گفتند

اتمام مهمات و فروپاشی پشتیبانی لجستیک

بررسی مکالمات نشان می‌دهد شلیک‌های مستمر، بی‌وقفه و کور به سمت مردم، به سرعت ذخایر تسلیحاتی ماشین سرکوب را خالی کرد.

ماموران میدانی با ترس در بی‌سیم اعلام می‌کنند: «تجهیزات ما رو به اتمامه» و «مهماتمون تموم شد».

پاسخ مرکز فرماندهی به این بحران، فروپاشی ساختار سرکوب را روشن کرد: «فعلا دیگه نیرو نداریم بهتون بدیم... موقعی نیست که بتونیم براتون نیرو بفرستیم.»

این ازهم‌گسیختگی تا بخش درمان و اورژانس نیز کشیده شد؛ جایی که فرماندهان به رها شدن نیروهای مجروح خود در خیابان اعتراف می‌کنند: «تا این لحظه هیچ آمبولانسی جرات نمی‌کند بیاد بیرون.»

سانسور ترامپ در رسانه‌های غرب

۱۸ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
آرین ریسباف
100%

در دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با سرکوب خونین معترضان، قطع اینترنت و استقرار نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها، نبردی دیگر نیز آغاز شد؛ نبردی بر سر روایت قربانیان و این‌که کدام مرگ‌ها در حافظه رسانه‌های جهان ثبت می‌شوند و کدام‌یک در سکوت فراموش می‌شوند.

دی‌ماه ۱۴۰۴؛ خیابان‌ها و کوچه‌های ایران صحنه سرکوبی شد که هنوز ابعاد کامل آن روشن نیست. اینترنت در بسیاری از نقاط کشور قطع یا مختل شد، آنتن‌دهی موبایل‌ها محدود بود، بیمارستان‌ها زیر نظر نیروهای امنیتی قرار گرفتند و خانواده‌ها برای یافتن پیکر عزیزانشان با دیوار سکوت و تهدید روبه‌رو شدند.

مساله تنها ابعاد سرکوب نبود؛ پرسشی هم‌پای آن‌چه رخ داده مطرح می‌شد: کدام بخش از حقیقت اجازه روایت شدن پیدا می‌کند؟ چه کسانی کشته شدند، چه کسانی شلیک کردند، و کدام عدد می‌تواند از سد سانسور، ملاحظات سیاسی و احتیاط رسانه‌‌های جهانی عبور کند و به خبر بین‌المللی تبدیل شود؟

جمهوری اسلامی، مطابق الگوی شناخته‌شده و تکراری‌اش در بحران‌های مشابه، ابتدا کوشید با عددهای محدود و روایت‌های پراکنده، ابعاد کشتار را کوچک نشان دهد. در مقابل، نهادهای حقوق بشری، رسانه‌های مستقل، با احتیاط و بر پایه شواهد، آمارهایی متفاوت منتشر کردند.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، بر اساس اطلاعات محرمانه رسیده از داخل ایران، اعلام کرد دست‌کم ۳۶،۵۰۰ نفر در جریان سرکوب اعتراضات، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی کشته شده‌اند.

هم‌زمان، هرانا، وب‌سایت وابسته به سازمان حقوق بشری مجموعه فعالان حقوق‌ بشر در ایران، در گزارش «زمستان سرخ» درباره ۵۰ روز نخست اعتراضات، از حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی سخن گفت: ۶،۴۸۸ جان‌باخته. همان گزارش تاکید کرد که ۱۱،۷۴۴ پرونده دیگر همچنان در دست بررسی است. این فاصله میان موارد تاییدشده و پرونده‌های در حال بررسی، نشان می‌دهد آمار نهایی قربانیان هنوز می‌تواند بسیار فراتر از اعداد منتشرشده باشد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز از شواهد فزاینده درباره کشتارهای سراسری سخن گفت. عفو بین‌الملل، در ۶ ماهگی اعتراضات دی، هشدار داد که نبود عدالت بین‌المللی برای کشتار هزاران معترض و رهگذر، خطر وقوع جنایت‌های بیشتر از سوی جمهوری اسلامی را افزایش می‌دهد.

اما در میان این آمارها، روایت دیگری هم از واشینگتن رسید؛ از زبان دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا. ترامپ در اسفند ۱۴۰۴، از کشته‌شدن ۳۲،۰۰۰ نفر در سرکوب اعتراضات ایران سخن گفت. در فروردین ۱۴۰۵، این عدد را ۴۵٬۰۰۰ نفر اعلام کرد. سپس در ۱۷ تیر گفت جمهوری اسلامی تاکنون ۵۴،۰۰۰ معترض را کشته است.

اهمیت این اظهارات فقط در بزرگی عددها نبود. گوینده این ارقام، رییس‌جمهوری ایالات متحده بود؛ مقامی که به گزارش‌های اطلاعاتی، ارزیابی‌های امنیتی و داده‌های محرمانه نهادهای امنیتی آمریکا دسترسی دارد. با این حال، واکنش رسانه‌های غربی به این سخنان، سکوت یا عبور سریع بود؛ نه راستی‌آزمایی جدی، نه مقایسه نظام‌مند با گزارش‌های حقوق بشری، و نه پیگیری روشن درباره مبنای این اعداد.

این سکوت، خود به بخشی از ماجرا تبدیل شد. پرسش اینجاست: چرا آمار اعلام‌شده از سوی رییس‌جمهوری آمریکا درباره کشته‌شدگان ایرانی، حتی برای رد، بررسی یا راستی‌آزمایی دقیق، وارد دستور کار جدی آژانس‌های خبری و رسانه‌های بزرگ نشد؟ چرا عددی که درباره مرگ هزاران انسان در یک سرکوب حکومتی مطرح شده، در بسیاری از اتاق‌های خبر جهان بایکوت شد؟

چند ماه بعد، همان رسانه‌ها در برابر عددی دیگر واکنشی سریع‌ نشان دادند: ادعای حضور ۹ میلیون نفر در مراسم تشییع علی خامنه‌ای. عددی که از دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی بیرون آمد و در بخشی از پوشش‌های خارجی، بی‌آنکه امکان راستی‌آزمایی مستقل آن روشن باشد، به زبان خبر راه یافت.

این مقایسه، برای بسیاری از کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی پرسشی ساده اما بنیادین ساخت: اگر عدد مربوط به یک تشییع حکومتی دیکتاتور تهران ارزش پوشش خبری دارد، چرا عددهای مربوط به کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی به دستور همان شخص، ارزش پیگیری چند برابر نداشته باشد؟

سانسور همیشه با حذف کامل آغاز نمی‌شود. گاهی با جابه‌جا کردن اولویت‌ها شروع می‌شود؛ با برجسته کردن عددهای مطلوب دستگاه کشتار و پایین آوردن صدای قربانیان. برخی خبرها رسما از گردونه اخبار حذف نمی‌شوند، فقط آن‌قدر در صف انتظار راستی‌آزمایی، تردید و ملاحظات سیاسی نگه داشته می‌شوند که از چرخه خبر بیرون بمانند.

پرونده جنایات هولناک دی‌ماه ۱۴۰۴ تازه گشوده شده و هنوز نام بسیاری از کشته‌شدگان منتشر نشده، هنوز خانواده‌های زیادی در جست‌وجوی حقیقت‌اند و هنوز نحوه جان باختن بسیاری از جاویدنامان مشخص نیست. اما آنچه از همین حالا روشن است گشوده شدن پرونده ای دیگر در کنار پرونده جنایت جمهوری اسلامی است: آزمون اعتبار رسانه‌هایی که خود را راوی حقیقت می‌دانند.

شش ماه پس از وقایع هجده و نوزده دی ۱۴۰۴، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: کدام مرگ‌ها خبر می‌شوند، و کدام مرگ‌ها برای ورود به تیتر خبرگزاری‌های بزرگ جهان، باید دوباره ثابت کنند که واقعا رخ داده‌اند؟

۱۲ معترض زندانی در اصفهان در خطر اعدام قرار دارند

۱۷ تیر ۱۴۰۵، ۱۳:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ۱۲ تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات انقلاب ملی در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، پس از تایید احکام اعدام در دیوان عالی کشور، در آستانه اجرای حکم قرار دارند.

بر اساس این گزارش، احکام اعدام این افراد ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ در دیوان عالی کشور تایید شده و پرونده برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.

علیرضا سپاهی، متولد ۱۳۸۰ (چهار حکم اعدام)، ابوالفضل سپاهی، متولد ۱۳۸۱ (سه حکم اعدام)، قائم حسینی، متولد ۱۳۸۴ (دو حکم اعدام)، گل‌محمد محمدی، شهروند افغانستان، متولد ۱۳۸۱، شروین باقریان، متولد ۱۳۸۶ (دو حکم اعدام)، عرفان اسفندیاری، متولد ۱۳۸۶، امیرحسین صفری، متولد ۱۳۷۷، امیرحسین ملکی، متولد ۱۳۸۵، علی دشتی، متولد ۱۳۸۵، ابوالفضل ابراهیمی، متولد ۱۳۸۶، علیرضا رئیسی، متولد ۱۳۸۳ و امیرحسین ابراهیمی انالوچه، متولد ۱۳۸۵ (دو حکم اعدام) در معرض خطر اعدام هستند.

بنا بر این گزارش، در جریان اعتراضات و سرکوب شدید دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند. از میان آنان، ۲۳ نفر به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شده‌اند.

به گفته مقام‌های جمهوری اسلامی، در جریان این اعتراضات چهار عضو بسیج در میدان علیخانی کشته شدند.

دادستان این پرونده محمد نخجوان و قضات آن محمد براتی‌درچه و محمد توکلی، معروف به وکیلی، هستند. محمد توکلی پیش‌تر نیز قاضی پرونده «خانه اصفهان» بوده است.

این گزارش همچنین حاکی است متهمان در مرحله بدوی از حق انتخاب وکیل مستقل محروم بوده و تنها از وکلای تسخیری استفاده کرده‌اند. همچنین، دادگاه مانع دسترسی وکلای آنان به پرونده شده است

آذربایجان غربی؛ از فریاد اتحاد علیه حکومت تا سرکوب در مسجد

۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۶:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی
100%

اعتراضات انقلاب ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابان‌های ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارش‌ها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترک‌نشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.

در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دی‌ماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.

در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.

از سوی دیگر، روایت‌های شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضرب‌وشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه به‌عنوان محل نگهداری موقت بازداشت‌شدگان است.

گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی

آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوت‌ترین استان‌های ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

بررسی داده‌های رسیده نشان می‌دهد اعتراضات دست‌کم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای داده‌اند.

ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترک‌نشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمع‌های خیابانی بودند و هم‌زمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.

در ارومیه، تجمع‌ها در خیابان‌های اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلی‌خان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانون‌های اصلی اعتراض تبدیل شد.

در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمع‌های خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل می‌داد.

در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارش‌های متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوان‌های اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.

فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری

بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان می‌دهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنه‌ای، را هدف قرار می‌داد تا اعتراض‌ها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.

در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده ‌شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمی‌گرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام ‌بردند.

100%

هم‌زمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده می‌شد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان می‌دهد.

سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی

هم‌زمان با گسترش اعتراضات، گزارش‌های متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایت‌های مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمع‌ها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباس‌شخصی و کنترل خیابان‌های اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.

در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشک‌آور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.

در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی هم‌زمان با اعتصاب‌ها و تجمع‌های اعتراضی گزارش شد.

روایت‌های میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشت‌شدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمع‌ها حکایت دارد.

مسجد لطفعلی‌خان؛ روایت بازداشت‌های خشونت‌آمیز

یکی از متفاوت‌ترین روایت‌های رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلی‌خان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارش‌های مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشت‌شدگان تبدیل شده بود.

شاهدان می‌گویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل می‌کردند و سپس آن‌ها را به مراکز دیگر می‌بردند.

همچنین گزارش‌هایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تک‌تیراندازان بر بام ساختمان‌های اطراف مطرح شده است.

مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونت‌آمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایت‌های شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.