مجتبی انصاریفرد، کارمند رسمی دانشگاه صنعتی اصفهان، یکی از کشتهشدگان منتقلشده به بیمارستان غرضی اصفهان در اعتراضات ۱۹ دی بود. مردی ۴۴ ساله و پدر دو فرزند خردسال که به گفته شاهدان، مقابل خانهاش و در برابر چشم همسر و فرزندانش هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوب قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او حدود ساعت هشت شب ۱۹ دی، با گلولهای که به گردنش اصابت کرد، مجروح شد.
خانواده و اطرافیان او چندین بار با اورژانس تماس گرفتند، اما آمبولانس در محل حاضر نشد و در نهایت به خانواده گفته شد که خودشان او را به بیمارستان منتقل کنند.
مجتبی پس از حدود ۲۰ دقیقه انتظار، با کمک همسایگان و با خودروی شخصی به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شد.
شاهدان گفتند او هنگام رسیدن به بیمارستان هنوز زنده بود، اما مسئولان بیمارستان اجازه ندادند حتی یکی از همراهانش وارد بخش اورژانس شود.
به گفته شاهدان، بیمارستان غرضی در آن شب مملو از مجروحانی بود که با خودروهای شخصی به آنجا منتقل میشدند.
شاهدان گفتند که تختهای بیمارستان پر شده بود، شماری از مجروحان روی زمین خوابانده شده بودند و سالنهای بیمارستان پر از خون بود: «کادر درمان در شرایطی بسیار سنگین و پرتنش در حال رسیدگی به مجروحان بودند و بسیاری از زخمیهایی که به صورت سرپایی درمان میشدند، بدون ثبتنام از بیمارستان مرخص میشدند.»
بلاتکلیفی خانوادهها برای پیگیری وضعیت عزیزانشان
خانواده انصاریفرد حدود ساعت ۱۰ شب به بیمارستان مراجعه کردند، اما به دلیل ازدحام و فضای امنیتی پاسخ روشنی دریافت نکردند.
به آنها گفته شد اسامی مجروحان و بستریشدگان صبح روز بعد اعلام خواهد شد. با این حال، صبح روز بعد، هنگامی که خانوادهها مقابل بیمارستان جمع شده بودند، مسئولان بیمارستان اعلام کردند حدود ۱۵۰ زخمی در فهرست بستریها ثبت شدهاند.
مسئول حراست بیمارستان به خانوادهها گفت افرادی که نامشان در فهرست بستریها نیست، یا در این بیمارستان نیستند یا در میان جانباختگان قرار دارند.
او همچنین گفته بود نیروهای اطلاعات سپاه حوالی ساعت چهار صبح به بیمارستان مراجعه کرده و پیکرها را از آنجا منتقل کردهاند.
بر اساس روایت شاهدان و نزدیکان خانواده، در همان شب دهها کشته از بیمارستان غرضی خارج شدند.
برخی منابع از قول پرستاران بیمارستان گفتهاند که تنها در شب ۱۹ دی، حدود ۷۰ کشته به بیمارستان منتقل شده یا در آنجا جان باخته بودند. روایتهای دیگر از انتقال حدود ۱۴۰ پیکر از بیمارستان و مراکز درمانی به باغ رضوان اصفهان حکایت کردند.
فشار بر خانواده برای بسیجی اعلام کردن فرزندشان
خانواده مجتبی پس از مراجعه به باغ رضوان اصفهان نیز پاسخ روشنی دریافت نکردند.
به آنها گفته شد روند شناسایی هنوز انجام نشده و بعدا برای شناسایی پیکرها با خانوادهها تماس گرفته خواهد شد. شماری از پیکرها هم به سردخانههای وابسته به سازمان میوه و ترهبار و شیلات منتقل شده بودند.
پس از چهار روز پیگیری، به خانواده اطلاع داده شد برای شناسایی به باغ رضوان مراجعه کنند. پیکرها با خودروهای بزرگ که روی آنها عنوان ستاد بحران دیده میشد، به بخشهای مربوط به متوفیان در باغ رضوان منتقل میشدند. هر پیکر یک کد داشت و خانوادهها پس از دریافت کد، برای شناسایی وارد سالنهای غسالخانه میشدند. سالنهایی که به گفته شاهدان، پر از پیکر جوانان بود.
خانواده پس از شناسایی پیکر او، خواستار تحویل گرفتن آن و برگزاری مراسم خاکسپاری مستقل شدند، اما پیکر او در همان روز تحویل داده نشد. روز بعد به خانواده اعلام شد که مجتبی شهید محسوب شده و باید در گلستان شهدای اصفهان دفن شود.
نزدیکان خانواده گفتند خانواده با این تصمیم مخالفت کردند، اما نیروهای امنیتی با تهدید و فشار، از جمله فشار بر مادر مجتبی، رضایت اجباری گرفتند: «در نهایت، پیکر مجتبی بدون رضایت واقعی خانواده و پس از مراسمی امنیتی، همراه با چند پیکر دیگر در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.»