جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا در شهرهای مختلف برگزار شد

مراسم دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با وجود طوفان در واشینگتن و تاخیر در برخی برنامههای رسمی، شنبه شب در شهرهای مختلف این کشور برگزار شد.

مراسم دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با وجود طوفان در واشینگتن و تاخیر در برخی برنامههای رسمی، شنبه شب در شهرهای مختلف این کشور برگزار شد.
میلیونها نفر با حضور در جشنها، رژهها و نمایشهای آتشبازی این مناسبت را گرامی داشتند. تصاویر این گزارش، گوشههایی از حالوهوای این مراسم در نقاط مختلف آمریکا را به نمایش میگذارد.

همزمان با برگزاری مراسم دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، طوفانهای تابستانی و موج گرمای بیسابقه برنامه دونالد ترامپ در واشینگتن را با ابهام روبهرو کرد. در این میان، حضور یک گروه ملیگرای سفیدپوست و انتقادها از سیاسی شدن این مراسم نیز توجهها را جلب کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، قرار بود شامگاه شنبه همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده در یک گردهمایی سیاسی در محوطه محصور «نشنال مال» در واشینگتن سخنرانی کند، اما نزدیک شدن طوفانهای تابستانی احتمال برگزاری این مراسم را با تردید مواجه کرد.
به گزارش رویترز، با ورود سامانههای طوفانی به منطقه، مقامهای مسئول از جمعیت حاضر خواستند فضای باز را ترک کرده و به محلهای سرپوشیده پناه ببرند. سرویس مخفی آمریکا نیز اعلام کرد تا اطلاع ثانوی از ورود افراد جدید از ایستهای بازرسی امنیتی جلوگیری میکند. در زمان انتشار گزارش، مشخص نبود این شرایط بر سخنرانی برنامهریزیشده ترامپ در ساعت ۱۰ شب به وقت شرق آمریکا تاثیر خواهد گذاشت یا خیر.
شبکه فاکسنیوز در این زمینه به نقل از ترامپ خبر داد که رییسجمهوری آمریکا تاکید کرده که تحت هر شرایطی سخنرانی خود را انجام خواهد داد هرچند به دلیل وضعیت هوا، با تاخیر انجام شود.
ترامپ این مراسم را «باشکوهترین گردهمایی ترامپ» توصیف کرده است. گروه «فریدام ۲۵۰» که مسئول برگزاری این برنامه است، اعلام کرد مقامهای مسئول بهطور مستمر شرایط جوی را زیر نظر دارند.
بازدیدکنندگان برای ورود به محل مراسم ساعتها در صف ماندند و علاوه بر تدابیر شدید امنیتی، با گرمای کمسابقه ۳۹ درجه سانتیگراد روبهرو بودند. این موج گرما که رکوردهای دمایی را شکست، باعث لغو چندین رژه و برنامه دیگر در منطقه شد.
در میان حاضران، اعضای گروه ملیگرای سفیدپوست «پاتریوت فرانت» نیز دیده شدند. این گروه در شبکههای اجتماعی اعلام کرد به واشینگتن رسیده و صدها نفر از اعضایش با لباسهای یکسان از طریق متروی واشینگتن وارد شهر شدهاند. پلیس محلی اعلام کرد تاکنون گزارشی از خشونت دریافت نکرده است.
رویترز مینویسد روسایجمهوری آمریکا معمولاً از حضور مستقیم در مراسم چهارم ژوئیه خودداری میکنند، اما ترامپ بار دیگر مرز میان بزرگداشت رسمی استقلال آمریکا و گردهماییهای سیاسی به سبک کارزارهای انتخاباتی را کمرنگ کرده است.
دولت ترامپ از طریق سازمان «فریدام ۲۵۰» عملا نقش کمیته غیرحزبی تشکیلشده در سال ۲۰۱۶ برای برنامهریزی جشنهای دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال را به حاشیه رانده و بخش بزرگی از محوطه ۲.۴ کیلومتری نشنال مال را برای برگزاری «نمایشگاه بزرگ ایالت آمریکا» محصور کرده است. در این نمایشگاه، علاوه بر امکانات تفریحی مانند چرخوفلک، غرفههایی متعلق به گروههای محافظهکار و شرکتهای صنایع دفاعی نیز برپا شده است. برگزارکنندگان میگویند هدف از این برنامه نمایش مردم و نوآوریهایی است که آمریکا را «بزرگترین کشور جهان» کردهاند.
چند ایالت تحت رهبری دموکراتها از اعزام هیاتهای رسمی به این مراسم خودداری کردهاند و بسیاری از هنرمندانی که قرار بود در برنامه اجرا داشته باشند نیز با اشاره به سیاسی شدن مراسم، از حضور انصراف دادهاند. ترامپ این مجموعه برنامهها را ۲۴ ژوئن با یک گردهمایی سیاسی آغاز کرده بود.
اگرچه در روزهای نخست استقبال چندانی از این رویدادها نشد، اما در روزهای اخیر شمار بازدیدکنندگان افزایش یافته و صفهای ورودی چندین خیابان امتداد یافته است. به گفته یکی از مدیران موسسه اسمیتسونین، فروش فروشگاهها و رستورانهای موزههای این مجموعه در روز جمعه به نزدیکی رکورد تاریخی رسیده است.
از دیگر برنامههای «فریدام ۲۵۰» میتوان به یک گردهمایی مذهبی با حضور عمدتا سخنرانان مسیحی محافظهکار، برگزاری چندین رویداد ورزشی، از جمله مسابقات هنرهای رزمی ترکیبی در محوطه کاخ سفید به مناسبت هشتادمین سالگرد تولد ترامپ در ۱۴ ژوئن، و همچنین برگزاری مسابقه اتومبیلرانی ایندیکار در واشینگتن در ماه اوت اشاره کرد.
این سازمان همچنین پروژه «کامیونهای آزادی» را اجرا کرده است؛ اقدامی که منتقدان میگویند تصویری بیش از حد مذهبی از تاریخ آمریکا ارائه میدهد و موضوعاتی مانند بردهداری و بیعدالتی نژادی را نادیده میگیرد.
بر اساس نتایج نظرسنجی مشترک رویترز و ایپسوس، اکثریت آمریکاییها، از جمله حدود سهچهارم دموکراتها و نیمی از جمهوریخواهان، معتقدند برنامههای دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا بیش از اندازه سیاسی شده است.
ترامپ همچنین در آستانه این سالگرد پروژههایی را برای بازسازی بخشهایی از پایتخت آمریکا اجرا کرده است. هرچند بسیاری از فوارهها و مجسمهها مرمت شدهاند، اما پروژه ۱۵ میلیون دلاری بازسازی حوض بازتاب یادبود لینکلن با مشکلات متعددی روبهرو شده و این محوطه اکنون با وجود حضور نیروهای نظامی و دوربینهای امنیتی، همچنان با رنگهای پوستهپوسته و آب پوشیده از جلبک مواجه است.
نیت سوانسون، مدیر پیشین پرونده ایران در شورای امنیت ملی آمریکا در دولت جو بایدن، در گفتوگو با نشریه «مادر جونز» گفت دونالد ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۵ در بهترین موقعیت برای دستیابی به توافقی سختگیرانهتر از برجام قرار داشت، اما با جنگ بخش مهمی از اهرم فشار واشینگتن را از دست داد.
سوانسون، که نزدیک به دو دهه در وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده و آخرین سمت او مدیریت پرونده ایران در شورای امنیت ملی بوده است، گفت جمهوری اسلامی در ابتدای سال ۲۰۲۵ با ضعف کمسابقهای روبهرو بود. به گفته او، [حکومت] ایران پس از درگیری مستقیم با اسرائیل، تضعیف شبکه نیروهای نیابتی، بحرانهای شدید اقتصادی و زیستمحیطی و اعتراضهای گسترده داخلی، آمادگی بیشتری برای پذیرش توافقی حتی سختگیرانهتر از برجام داشت.
او معتقد است آغاز جنگ ۱۲ روزه در سال ۲۰۲۵ این شرایط را تغییر داد و باعث شد اهرم فشار آمریکا به تدریج کاهش یابد. به گفته سوانسون، پس از جنگ، تهران بیش از آنکه به توافق بیندیشد، خود را برای دور بعدی درگیری آماده کرد و احتمال دستیابی به یک توافق واقعی بهطور چشمگیری کاهش یافت.
سوانسون همچنین نقش بنیامین نتانیاهو را در شکلگیری این وضعیت تعیینکننده دانست و گفت نخستوزیر اسرائیل سالها به دنبال جنگ با [حکومت] ایران بوده است. او افزود دولتهای جورج بوش، باراک اوباما و جو بایدن همواره با حمایت از چنین جنگی مخالفت کردند، اما «تفاوت اساسی این بود که ترامپ به اسرائیل پاسخ مثبت داد.» به گفته او، اگر ترامپ در کاخ سفید نبود، جنگهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ هرگز در این ابعاد رخ نمیداد و رفتار نتانیاهو بسیاری از روابط آمریکا در منطقه را نیز تخریب کرد.
این مقام پیشین آمریکایی همچنین گفت جنگ غزه روند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان را متوقف کرد و همزمان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را به سمت کاهش تنش با حکومت ایران سوق داد. او افزود تجربه خروج آمریکا از برجام و حملات بعدی [حکومت] ایران به زیرساختهای نفتی منطقه، این برداشت را در میان کشورهای عربی ایجاد کرد که واشینگتن در زمان بحران امنیت آنها را آنگونه که انتظار داشتند تضمین نخواهد کرد. به گفته او، در جنگ اخیر نیز حضور پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس بیش از آنکه عامل بازدارندگی باشد، آنها را به هدف حملات ایران تبدیل کرد.
سوانسون درباره آینده مذاکرات نیز ابراز بدبینی کرد و گفت بعید است توافق جامع مرحله دوم که در یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن پیشبینی شده، عملی شود. او تاکید کرد بازگشت به شرایط برجام دیگر ممکن نیست، زیرا برنامه هستهای ایران از نظر فنی پیشرفت چشمگیری کرده و حتی در صورت پذیرش همه خواستههای آمریکا، زمان لازم برای دستیابی احتمالی ایران به سلاح هستهای به مراتب کوتاهتر از دوران اجرای برجام خواهد بود. او همچنین گفت ایران اکنون سانتریفیوژهایی بسیار پیشرفتهتر در اختیار دارد و دانش فنی بهدستآمده دیگر قابل بازگرداندن نیست.
به گفته سوانسون، احیای برجام در سال ۲۰۲۱ نیز امکانپذیر بود، اما هم دولت بایدن و هم جمهوری اسلامی فرصت را از دست دادند. او گفت دولت بایدن در آغاز کار برای بازگشت به توافق تعلل کرد و در مقابل، رهبر وقت جمهوری اسلامی نیز به دلیل انتخابات ریاستجمهوری ایران، حاضر نشد به دولت حسن روحانی اجازه دستیابی به توافق را بدهد. در ادامه نیز جنگ اوکراین، اعتراضهای سراسری و پیشرفت برنامه هستهای، امکان احیای برجام را از میان برد.
او در بخش دیگری از این گفتوگو گفت سیاست «فشار حداکثری» ترامپ و خروج از برجام، تحریمها را پیچیدهتر کرد، اما در نهایت باعث نشد صادرات نفت ایران متوقف شود. به گفته او، تهران با دور زدن تحریمها صادرات نفت خود را عمدتاً به چین ادامه داد و اکنون نیز بر اساس توافق سال ۲۰۲۶ میتواند بار دیگر نفت خود را بدون محدودیتهای گذشته به بازارهای جهانی، از جمله مشتریان سنتی مانند ژاپن، کره جنوبی و هند، عرضه کند.
سوانسون همچنین گفت بیاعتمادی میان تهران و واشینگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری است و برخلاف دوران مذاکرات برجام، دیگر ارادهای برای غلبه بر این بیاعتمادی وجود ندارد. او افزود پس از کشته شدن علی خامنهای، ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیز پیچیدهتر شده و تصمیمها اکنون بهصورت جمعی و با مشارکت چند مقام ارشد، از جمله سپاه پاسداران، محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی، اتخاذ میشود؛ موضوعی که رسیدن به توافق را دشوارتر کرده است.
سوانسون در پایان نتیجه گرفت که هرچند تمایل ترامپ برای پایان دادن به جنگ قابل درک است، اما شرایط یادداشت تفاهم کنونی «بسیار نامطلوب» است و بیش از هر چیز، شکست راهبرد جنگ را آشکار میکند.
نشریه فوربس در تحلیلی هشدار داده است که تمرکز توافق ۱۴ مادهای دولت دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی بر غنیسازی اورانیوم، ممکن است یکی از مهمترین مسیرهای بالقوه دستیابی ایران به سلاح هستهای، یعنی پلوتونیوم نیروگاه بوشهر، را نادیده بگذارد.
نشریه فوربس در تحلیلی به قلم ایلان برمن نوشت که اگرچه کاخ سفید توافق ۱۴ مادهای با جمهوری اسلامی را گامی برای حل پایدار بحران هستهای ایران میداند، اما این توافق تنها بخشی از تهدید را هدف قرار داده و ممکن است مسیر دیگری برای دستیابی تهران به سلاح هستهای را باز بگذارد.
برمن مینویسد تمرکز اصلی مذاکرات آمریکا تاکنون بر برنامه غنیسازی اورانیوم ایران بوده است؛ مسیری که بیشترین توجه رسانهها و دیپلماتها را به خود جلب کرده است. با این حال، به گفته او، جمهوری اسلامی همزمان توانایی فنی بهرهگیری از مسیر دوم، یعنی بازفرآوری پلوتونیوم، را نیز در اختیار دارد و سابقه طولانی پنهانکاری در برنامه هستهایاش نشان میدهد در صورت فراهم شدن فرصت، از این گزینه نیز استفاده خواهد کرد.
به نوشته فوربس، محور این نگرانی نیروگاه هستهای بوشهر است؛ تاسیساتی که از اواسط دهه ۱۹۹۰ با همکاری شرکت دولتی روساتم روسیه ساخته شد. این مقاله میگوید روسیه علاوه بر ساخت نیروگاه، سالها آن را اداره کرد و در نهایت زیرساخت فنی لازم برای توسعه برنامه هستهای ایران را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد.
این تحلیل با استناد به ارزیابی هنری سوکولسکی، رییس «مرکز آموزش سیاست منع گسترش سلاحهای هستهای»، مینویسد نیروگاه بوشهر پس از سه دهه فعالیت اکنون حجم قابل توجهی سوخت مصرفشده تولید کرده است. به گفته سوکولسکی، ایران احتمالاً حدود دو هزار و ۱۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح در اختیار دارد؛ مقداری که از نظر تئوریک برای ساخت بیش از ۲۰۰ بمب هستهای کافی است.
برمن در ادامه مینویسد از نظر فنی، تبدیل پلوتونیوم به هسته یک بمب هستهای تفاوت بنیادینی با تبدیل اورانیوم غنیشده به سلاح ندارد. هر دو فرایند شامل تبدیل ماده شکافتپذیر به فلز، قالبگیری و ماشینکاری آن است. به گفته سوکولسکی، تفاوت اصلی در این است که پلوتونیوم از طریق بازفرآوری شیمیایی آماده استفاده نظامی میشود؛ فرایندی که میتواند بهصورت مخفیانه و در مقیاس محدود انجام شود. او همچنین برآورد میکند که پس از دسترسی به ماده شکافتپذیر، تبدیل آن به اجزای لازم برای یک بمب تنها چند هفته زمان نیاز دارد.
به نوشته فوربس، تفاوت مهم دیگر در دسترسی به این مواد است. این مقاله میگوید بخش قابل توجهی از ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، از جمله حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی، پس از حملات سال گذشته آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، نابود، پراکنده یا به اعماق زمین منتقل شده است. اما ذخایر پلوتونیوم همچنان در استخرهای نگهداری سوخت مصرفشده نیروگاه بوشهر قرار دارد و در صورت تصمیم حکومت، دسترسی به آن آسانتر خواهد بود.
برمن این وضعیت را نه یک نگرانی فرضی، بلکه «ضعف ساختاری» یادداشت تفاهم دولت ترامپ توصیف میکند. به نوشته او، همانگونه که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت باراک اوباما بهطور عمده بر غنیسازی اورانیوم تمرکز داشت، توافق جدید نیز ممکن است مسیر پلوتونیوم را نادیده بگیرد و در نتیجه، جمهوری اسلامی همچنان امکان ساخت یک «بمب در زیرزمین» را برای خود حفظ کند.
این تحلیل در پایان چند پیشنهاد برای جلوگیری از چنین سناریویی ارائه میدهد. به گفته سوکولسکی، فعالیتهای مرتبط با پلوتونیوم در بوشهر باید با سامانههای نظارتی «تقریباً لحظهای» و فراتر از شیوه کنونی آژانس بینالمللی انرژی اتمی زیر نظر گرفته شود. او همچنین پیشنهاد میکند سوخت مصرفشده از اختیار جمهوری اسلامی خارج شود تا متخصصان هستهای ایران به مواد اولیه لازم برای بازفرآوری پلوتونیوم دسترسی نداشته باشند. به اعتقاد او، طرحهای توسعه بیشتر نیروگاه بوشهر نیز باید متوقف شود تا حجم ذخایر پلوتونیوم افزایش نیابد.
برمن در پایان نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای برای دستیابی به توانایی هستهای انجام داده و از این رو، اگر هدف واشینگتن جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است، سیاست آمریکا باید همه مسیرهای بالقوه ساخت بمب، نه فقط غنیسازی اورانیوم، را مسدود کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرده است که در سال گذشته بیش از ۱.۴ میلیارد دلار از فعالیتهای رمزارزی خانوادهاش درآمد کسب کرده است. این موضوع بر اساس بررسی جدیدترین اظهارنامههای مالی ترامپ که سهشنبه ۹ تیر منتشر شد، مشخص شده است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی در این زمینه نوشته است که این امر نشان میدهد اکنون بخش عمده درآمد دونالد ترامپ از داراییهای دیجیتالی تامین میشود که خود از سیاستهای دولت او در دومین دوره ریاست جمهوری سود بردهاند.
این اسناد که اظهارنامه مالی سالانه او برای سال ۲۰۲۵ نزد دفتر اخلاق دولت ایالات متحده است، نشان میدهد شرکتهای ترامپ نزدیک به ۸۰۰ میلیون دلار از شرکت ورلد لیبرتی فایننشال (World Liberty Financial)، پروژه رمزارزی که او و پسرانش آن را بنیانگذاری کردهاند، درآمد داشتهاند.
این درآمد که میان رییسجمهوری آمریکا و اعضای خانوادهاش تقسیم میشود، شامل بیش از ۵۲۰ میلیون دلار از محل فروش توکنهای رمزارزی و بیش از ۲۵۰ میلیون دلار از فروش سهام و منافع مالکیتی در کسبوکار شرکت ورلد لیبرتی بوده است.
ترامپ همچنین ۶۳۵ میلیون دلار دیگر از محل فروش میمکوینهای خود گزارش کرده است.
این آمار نشان میدهد که رمزارزها تا چه اندازه وضعیت مالی دونالد ترامپ را متحول کردهاند. برای نمونه، در اظهارنامهای که یک سال پیش منتشر شده بود، ترامپ تنها ۵۷.۳۵ میلیون دلار درآمد از فروش توکنهای ورلد لیبرتی گزارش کرده بود؛ رقمی که در اظهارنامه امسال حدود ۹ برابر افزایش یافته است.
رویترز پیشتر برآورد کرده بود که خانواده ترامپ از زمان بازگشت او به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵ تاکنون، دستکم ۲.۳ میلیارد دلار از پروژههای مرتبط با رمزارز درآمد کسب کردهاند.
ترامپ پس از آغاز ریاستجمهوری خود، مجموعهای از سیاستها و ابتکارها را به اجرا گذاشت که صنعت رمزارز آنها را به نفع خود ارزیابی کرد؛ از جمله تدوین مقررات فدرال برای استیبلکوینها و کاهش سختگیریهای وزارت دادگستری آمریکا و کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) در برخورد با این صنعت.
ترامپ همچنین برای سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ میلیون دلار درآمد از محل توافقهای حقوقی با شرکتهای مختلف رسانهای و ۵۲ میلیون دلار درآمد از محل صدور مجوز استفاده از نام تجاری خود برای پروژههای ساختمانی در خارج از آمریکا گزارش کرده است؛ درآمدی که عمدتاً از قراردادهایی با شرکای خاورمیانهای حاصل شده است.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای گفت: «نه رییسجمهوری و نه خانواده او هرگز وارد تعارض منافع نشدهاند و هرگز نیز نخواهند شد. رییسجمهوری ترامپ با اقدامات اجرایی خود، با افتخار ایالات متحده را به پایتخت رمزارز جهان تبدیل کرد.»
او افزود: «تمام اقدامات رییسجمهوری ترامپ و دولت او در راستای منافع مردم آمریکا انجام میشود و هر فردی که خود را خبرنگار مینامد و خلاف این را القا میکند، همان روایت تکراری، خستهکننده و نادرستی را بازگو میکند که دموکراتها و رسانههای سنتی طی یک دهه گذشته مطرح کردهاند.»
در حالی که کاخ سفید پیشتر اعلام کرده بود مدیریت منافع تجاری رییسجمهوری در حال حاضر بر عهده فرزندان اوست، ترامپ همچنان ذینفع نهایی داراییهایی است که در صندوق امانی نگهداری میشوند و در نهایت این درآمدها به آن صندوق واریز میشود.
ثروت جدید، حاصل رمزارزها
اگرچه رمزارزها بزرگترین منبع درآمد ترامپ هستند، اما کسبوکارهای سنتی او، بهویژه زمینهای گلف و اقامتگاههای تفریحی، نیز همچنان میلیونها دلار درآمد ایجاد کردهاند.
ترامپ گزارش داده است که درآمد مجموعه زمینهای گلف و اقامتگاههای او در سال ۲۰۲۵ با ۱۵ درصد افزایش به اندکی بیش از ۵۰۰ میلیون دلار رسیده است.
بیشترین رشد درآمد مربوط به باشگاههایی بوده که ترامپ از زمان آغاز ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۲۵، زمان زیادی را در آنها سپری کرده است.
درآمد باشگاه مارالاگو در فلوریدا، که ترامپ آن را «کاخ سفید زمستانی» مینامد، از ۵۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴ به ۷۷ میلیون دلار افزایش یافته است. همچنین درآمد باشگاه گلف او در وست پالم بیچ در همان نزدیکی نیز ۲۷ درصد رشد کرده است.
در مقابل، درآمد زمین گلف ترامپ در لسآنجلس طی سال گذشته کاهش یافته است.
در آوریل، ترامپ از برندگان دومین مسابقه سالانه میمکوین خود در مارالاگو میزبانی کرد.
درآمد ترامپ از داراییهای ملکی، کسبوکاری که شهرت خود را با آن به دست آورد، رشد بسیار کمتری داشته است.
او درآمد حاصل از ۱۲ پروژه مهم املاک تجاری را گزارش کرده که عمدتا شامل سهام او در ساختمانهایی است که چند دهه پیش ساخته یا خریداری کرده بود.
در این اظهارنامه، رقم دقیق اجاره ساختمانهایی مانند برج ترامپ در نیویورک ذکر نشده و تنها بازههای درآمدی ارائه شده است.
برای بیشتر این املاک، بازه درآمدی ثبتشده در سال ۲۰۲۵ مشابه یا حتی پایینتر از رقمی بوده که ترامپ حدود یک دهه پیش گزارش کرده بود.
سخنگوی شرکت خانوادگی سازمان ترامپ (The Trump Organization) در بیانیهای اعلام کرد: «گستردگی و جزئیات این اظهارنامه بار دیگر تعهد ما به شفافیت را نشان میدهد. این گزارش که نزدیک به هزار صفحه است، یکی از جامعترین گزارشهای افشای مالی است که تاکنون ارائه شده و سطحی از شفافیت مالی را نشان میدهد که در تاریخ ریاستجمهوری آمریکا بیسابقه است.»
دان فاکس، رییس موقت پیشین دفتر فدرال اخلاق، که مسئول نظارت بر مقررات اخلاقی کارکنان دولت و بررسی اظهارنامههای مالی از جمله اظهارنامه ترامپ بوده است، گفت روسایجمهوری و معاونان رییسجمهوری از قوانین اخلاقی که تعارض منافع کارکنان قوه مجریه را ممنوع میکند، مستثنا هستند.
او گفت: «هر رییسجمهوری پس از دوران واترگیت، امور مالی خود را طوری مدیریت کرده که گویی مشمول قوانین تعارض منافع است.»
فاکس افزود: «اما در مورد ترامپ، تمام آن هنجارها کاملا کنار گذاشته شدهاند.»
او گفت: «هیچکس به اندازه خود او نشان نداده که زمان انجام اصلاحات بیشتر در قوانین اخلاقی فرا رسیده است. فکر میکنم از نظر قانونگذاری، یکی از اقداماتی که میتوان انجام داد این است که انواع سرمایهگذاریهایی را که رییسجمهوری و معاون رییسجمهوری میتوانند در اختیار داشته باشند، محدود کرد.»
شورای سردبیری روزنامه واشینگتنپست دوشنبه هشت تیر در سرمقالهای با اشاره به تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا برای نحوه آغاز، ادامه و پایان جنگ با جمهوری اسلامی نوشت کاخ سفید اوضاع را به هم ریخت و حالا میخواهد کنگره هزینه جمع کردن آن را بپردازد.
در سرمقاله روزنامه واشینگتنپست گفته شده است که دونالد ترامپ در جریان جنگ ایران رفتار مناسبی با کنگره نداشته است، اما این دلیلی کافی نیست که درخواست پنتاگون برای دریافت یک بودجه تکمیلی ۶۷ میلیارد دلاری رد شود.
وزارت جنگ آمریکا از کنگره خواسته است که از جمله برای تامین هزینههای جنگ ایران و تامین مهمات مصرفشده درخواست یک بودجه تکمیلی ۶۷ میلیارد دلاری کرده که کنگره فعلا آن را تصویب نکرده است.
بهنوشته شورای سردبیری روزنامه واشینگتنپست، نمایندگان هر دو حزب حق دارند از این نکته خشمگین باشند که ترامپ هرگز حمایت افکار عمومی را برای ورود کشور به جنگ جلب نکرد و هرگز در پی دریافت مجوز کنگره برنیامد.
مجلس نمایندگان و سنای تحت کنترل جمهوریخواهان هر دو قطعنامهای بر اساس قانون اختیارات جنگی تصویب کردند تا به اقدام نظامی دولت ترامپ پایان دهند، اما کاخ سفید اختیار آنها برای انجام این کار را رد میکند. دولت همچنین از ارائه نسخهای از یادداشت تفاهم با حکومت ایران به قانونگذاران خودداری کرد و آن را تا یک روز پس از امضای ترامپ در اختیار آنان قرار نداد.
قانون اساسی اختیار کنترل بودجه، و همچنین اعلام جنگ، را به کنگره داده است. بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست این فرصت مناسبی است تا امتیازاتی از دولت گرفته شود. در عین حال، نیروهای مسلح در نهایت برای تامین مالی عملیات جاری و جبران ذخایر تسلیحاتی کاهشیافته به این پول نیاز دارند. اگر رأیگیری پیش رو به همهپرسی موافقت یا مخالفت درباره کل جنگ ایران تبدیل شود، این بودجه تصویب نخواهد شد و ارتش برای درگیری بعدی آمادگی کمتری خواهد داشت.
در سرمقاله واشینگنتنپست تاکید شده است بحران بودجهای که در پیش است، هماکنون نگرانی فرماندهان ارشد نظامی را برانگیخته است. دریاسالار داریل کادل، فرمانده عملیات نیروی دریایی، ماه گذشته به مجلس نمایندگان هشدار داد که در صورت تزریق نشدن منابع مالی، نیروی دریایی بهزودی ناچار خواهد شد برنامههای پایهای آمادگی، مانند آموزش و رزمایشها، را محدود کند.
با این حال، منصوبان سیاسی پنتاگون نیز در تعامل با کنگره کمکی به خود نکردهاند. پیت هگست، وزیر دفاع، این ماه گفت گزارشها درباره کاهش ذخایر مهمات «ساختگی» است و ذخایر «فقط در حال افزایش است». اما واقعیت این است که برای افزایش تولید، به بودجه نیاز است.
درخواست وزارت دفاع شامل ۲۱ میلیارد دلار برای مهمات، ۲.۴ میلیارد دلار برای پهپادها، ۵.۱ میلیارد دلار برای امنیت سایبری و سامانههای خودکار، و ۱۷.۳ میلیارد دلار برای عملیات نظامی است.
بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست رهبران دموکرات این بودجه تکمیلی را به منزله صدور یک «چک سفید» برای اشتباهات رییسجمهوری در قبال جمهوری اسلامی توصیف کردهاند. نمایندگان عادی دموکرات که پس از نتایج اخیر انتخابات مقدماتی محتاطتر شدهاند، نگراناند که رأی مثبت آنها به هر بودجهای به منزله حمایت ضمنی از جنگ تعبیر شود. برخی دیگر نیز تمایلی ندارند بدون تعیین محدودیتهای مشخص درباره نحوه هزینهکرد، پول بیشتری در اختیار رئیسجمهور قرار دهند.
چاک شومر، رهبر اقلیت سنا از حزب دموکرات، گفت ترامپ میخواهد «روی خسارتها سرپوش بگذارد». برندن بویل، نماینده دموکرات پنسیلوانیا، گفت رییسجمهوری تلاش میکند «مالیاتدهندگان را وادار کند همچنان هزینه جنگ بیپروا و نسنجیده او را بپردازند». کریس کونز، سناتور دموکرات از ایالت دلاویر، نیز گفت کاخ سفید هنوز میلیاردها دلاری را که برای کمک به اوکراین تخصیص یافته بود، هزینه نکرده است.
شورای سردبیری واشینگتنپست در پایان سرمقاله خود تاکید کرده است که برای رسیدن به ۶۰ رأی در سنا، کاخ سفید باید حمایت شماری از سناتورهای دموکرات را جلب کند و این امر مستلزم مذاکراتی با حسن نیت از سوی هر دو طرف و همچنین شفافیت بسیار بیشتری از جانب دولت ترامپ خواهد بود.