سخنگوی سپاه: از اینکه دولت به سپاه نفت داده باشد، اطلاعی ندارم
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران گفت: «از اینکه دولت به سپاه نفت داده باشد، اطلاعی ندارم و بعید میدانم چنین موضوعی صحت داشته باشد.»
او اضافه کرد: «سپاه برای تجهیز و پشتیبانی از یگانهای مختلف خود به بودجه نیاز دارد و دولت موظف است این بودجه را تامین کند.»
روابط عمومی سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد که واحدهای دریایی و هوا فضای این نیروی نظامی، بامداد یکشنبه، با پرتاب موشکهای بالستیک و پهپاد، به هشت زیرساخت ارتش آمریکا در پایگاه علی السالم کویت و ناوگان پنجم دریایی در بندر سلمان بحرین حمله کردهاند.
در این بیانیه گفته شده که این حملات در واکنش به حمله چند ساعت پیش ارتش آمریکا به پنج پست ساحلی جمهوری اسلامی انجام شده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، پیشتر اعلام کرد جنگندههای نیروی دریایی و نیروی هوایی ایالات متحده، در پاسخ به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به نفتکش «امتی کیکو»، ۱۰ هدف نظامی ایران را در چند نقطه در داخل و اطراف تنگه هرمز هدف قرار دادهاند.
سپاه پاسداران در بیانیه خود با طرح این موضوع که بر اساس تفاهمنامه اسلام آباد، ترتیبات کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز با جمهوری اسلامی است تهدید کرد که از این پس با کشتیهای به گفته آنان متخلف برخوردهای شدیدتری انجام خواهد شد.
این نهاد نظامی همچنین هشدار داد هرگونه حمله احتمالی آمریکا، حتی اگر مانند حملات اخیر به گفته سپاه به «اهداف کماهمیت» باشد، با «پاسخی خردکننده» روبهرو خواهد شد.
سپاه در بخش پایانی بیانیه خود نوشت نقض آتشبس برخلاف بند نخست تفاهمنامه اسلامآباد است و «توقف کلی روندها» را در پی خواهد داشت.
همزمان با این بیانیه، رسانههای ایران از شنیده شدن صدای چندین انفجار در پایگاه علیالسالم کویت، محل استقرار نظامیان آمریکایی، خبر دادند. ایرنا نیز گزارش داد برخی رسانهها از انفجار در این پایگاه خبر دادهاند.
ستاد کل ارتش کویت اعلام کرد پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی «خصمانه» است. در اطلاعیه ارتش کویت آمده است هرگونه صدای انفجار احتمالی، ناشی از رهگیری اهداف متخاصم از سوی سامانههای پدافند هوایی این کشور است.
ارتش کویت از شهروندان خواست دستورالعملهای امنیتی و ایمنی صادرشده از سوی نهادهای مسئول را رعایت کنند. در این اطلاعیه به منشا حملات، شمار اهداف رهگیریشده یا خسارات احتمالی اشارهای نشده است.
همزمان، گزارشهایی تاییدنشده از حمله پهپادی به پایگاه هوایی شیخ عیسی در بحرین منتشر شد. تسنیم به نقل از رسانههای خبری نوشت این پایگاه هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. مقامهای بحرینی هنوز درباره این گزارش تازه واکنش رسمی منتشر نکردهاند.
پایگاه شیخ عیسی در جنوب بحرین و مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در این کشور، از مهمترین نقاط استقرار نظامی آمریکا در خلیج فارس به شمار میروند. بحرین در هفتههای اخیر چند بار حملات پهپادی جمهوری اسلامی به خاک خود را محکوم کرده و آن را تهدیدی مستقیم علیه امنیت و حاکمیت خود خوانده است.
حمله اعلامشده سپاه، تازهترین حلقه از چرخه حمله و پاسخ میان تهران و واشینگتن در تنگه هرمز است؛ چرخهای که پس از تفاهمنامه ایران و آمریکا آغاز شد و اکنون خطر فروپاشی آتشبس و توقف روند مذاکرات را افزایش داده است.
در واشینگتن، مقامهای دولت ترامپ میگویند حملات آمریکا برای حفاظت از کشتیرانی تجاری و آزادی ناوبری در تنگه هرمز انجام شده است. تهران اما میگوید آمریکا با حمله به مواضع ساحلی جمهوری اسلامی، آتشبس و تفاهمنامه اسلامآباد را نقض کرده است.
محور اصلی اختلاف اکنون کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز است. جمهوری اسلامی میگوید بر اساس تفاهمنامه اسلامآباد، کنترل مسیرهای عبور شناورها در این آبراه با تهران است و کشتیها باید تنها از مسیرهای اعلامشده عبور کنند. آمریکا و متحدانش اما بر آزادی ناوبری و عبور ایمن کشتیهای تجاری از مسیرهای بینالمللی تاکید دارند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی پیشتر گزارش داده بود شناورهایی قصد داشتند از «مسیرهای غیرقانونی و ناایمن» در جنوب تنگه هرمز عبور کنند و نیروی دریایی سپاه با آنها برخورد کرده بود. این رسانه حکومتی همچنین مدعی شد «عملیات احتمالی آمریکا برای عبور شناورها از کریدور تنگه هرمز متوقف شده است».
صداوسیما هشدار داده بود هرگونه عبور از مسیرهایی غیر از مسیرهای اعلامشده، با «واکنش مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران» مواجه خواهد شد و در صورت انجام هرگونه عملیات با هماهنگی نیروهای آمریکایی، پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «قاطع» خواهد بود.
به این ترتیب، به نظر میرسد حمله بامداد یکشنبه سپاه به کویت و بحرین، فقط پاسخی نظامی به حملات آمریکا نبود، بلکه اعلام عملی این موضع تهران هم هست که جمهوری اسلامی میخواهد کنترل مسیرهای تردد در تنگه هرمز را به یکی از ابزارهای فشار خود در مذاکرات تبدیل کند.
موج دوم حمله آمریکا به جنوب ایران
حمله شامگاه شنبه آمریکا به مواضع نظامی ایران در اطراف تنگه هرمز، دومین موج حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی در کمتر از ۲۴ ساعت بود و در حالی انجام شد که تبادل حملات میان تهران و واشینگتن، آتشبس شکننده میان دو طرف را با بحرانی تازه روبهرو کرده است.
بر اساس بیانیه سنتکام، این حملات «پاسخ مستقیم به ادامه تجاوز ایران علیه کشتیرانی تجاری» انجام شد. سنتکام نوشت آمریکا پس از حملات روز جمعه خود، به جمهوری اسلامی فرصت داده بود به توافق آتشبس پایبند بماند، اما نیروهای جمهوری اسلامی صبح شنبه یک پهپاد انتحاری را به سوی نفتکش امتی کیکو شلیک کردند.
به گزارش آکسیوس، این نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز بیش از دو میلیون بشکه نفت خام حمل میکرد. این رسانه به نقل از سنتکام نوشت اهداف حملات تازه آمریکا شامل زیرساختهای نظارتی نظامی، سامانههای ارتباطی، سایتهای پدافند هوایی، تاسیسات نگهداری پهپاد و توانمندیهای مرتبط با مینگذاری جمهوری اسلامی بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در تروثسوشال نوشت هواپیماهای آمریکایی مواضع مربوط به انبارهای موشکی و پهپادی و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادهاند. او تهدید کرد ممکن است زمانی برسد که آمریکا دیگر «نتواند منطقی باشد» و ناچار شود کاری را که آغاز کرده، «به صورت نظامی به پایان برساند».
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد نیروهای این فرماندهی شامگاه شنبه ششم تیر، در موج تازهای از حملات، چندین هدف نظامی جمهوری اسلامی در محدوده تنگه هرمز را هدف قرار دادند؛ حملاتی که به گفته سنتکام در پاسخ به اصابت یک پهپاد نیروهای سپاه به نفتکش تجاری امتی کیکو انجام شد.
این دومین موج حملات آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی در کمتر از ۲۴ ساعت است و در حالی انجام میشود که تبادل حملات میان تهران و واشینگتن، آتشبس شکننده میان دو طرف و روند اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا را با بحرانی تازه روبهرو کرده است.
بر اساس بیانیه سنتکام، این حملات «پاسخ مستقیم به ادامه تجاوز ایران علیه کشتیرانی تجاری» انجام شده است. سنتکام نوشته آمریکا پس از حملات روز جمعه خود، به جمهوری اسلامی فرصت داده بود به توافق آتشبس پایبند بماند، اما نیروهای جمهوری اسلامی صبح شنبه یک پهپاد انتحاری را به سوی نفتکش امتی کیکیو شلیک کردند.
به گزارش آکسیوس، این نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز بیش از دو میلیون بشکه نفت خام حمل میکرد. این رسانه به نقل از سنتکام نوشت اهداف حملات تازه آمریکا شامل زیرساختهای نظارتی نظامی، سامانههای ارتباطی، سایتهای پدافند هوایی، تاسیسات نگهداری پهپاد و توانمندیهای مرتبط با مینگذاری جمهوری اسلامی بوده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا هم در تروثسوشال نوشت که هواپیماهای آمریکایی مواضع مربوط به انبارهای موشکی و پهپادی و همچنین سایتهای راداری ساحلی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.
او افزود: «ممکن است زمانی فرا برسد که دیگر نتوانیم منطقی باشیم و مجبور شویم کاری را که با موفقیت آغاز کردهایم، به صورت نظامی به پایان برسانیم.»
او تهدید کرد: «اگر این اتفاق بیفتد، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت.»
رویترز نیز گزارش داد آمریکا در حملات شنبه، «اهداف مختلفی» در ایران از جمله زیرساختهای نظارتی نظامی را هدف قرار داده است.
در همین حال، رسانههای حکومتی در تهران، بامداد یکشنبه به وقت محلی، از اصابت چهار پرتابه در محدوده شهرستان بندرلنگه در استان هرمزگان خبر دادند.
خبرگزاری صداوسیما اعلام کرد این چهار پرتابه ساعت ۴۵ دقیقه بامداد یکشنبه در محدوده شهرستان بندرلنگه اصابت کرده و صدای انفجارها در بندرلنگه و بندرکنگ شنیده شده است.
هنوز مقامهای جمهوری اسلامی درباره حمله به نفتکش امتی کیکیو واکنش یا خسارات یا تلفات احتمالی حمله آمریکا گزارشی منتشر نکردهاند. اما صداوسیما گزارش داد نیروی دریایی سپاه به سوی کشتیهایی که قصد عبور از مسیرهای مورد تایید تهران را نداشتند، «تیرهای هشداردهنده» شلیک کرده است.
این رسانه حکومتی همچنین مدعی شد «عملیات احتمالی آمریکا برای عبور شناورها از کریدور تنگه هرمز متوقف شده است». صداوسیما در ادامه هشدار داد هرگونه عبور از مسیرهایی غیر از مسیرهای اعلامشده با «واکنش مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران» مواجه خواهد شد.
بر اساس همین گزارش، سپاه پاسداران تاکید کرده است تنها مسیرهای تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی، مسیرهای «ایمن و مجاز» برای تردد در تنگه هرمز هستند و در صورت انجام هرگونه عملیات با هماهنگی نیروهای آمریکایی، پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «قاطع» خواهد بود.
این موضع نشان میدهد تهران میکوشد پس از تفاهمنامه اخیر با آمریکا، عبور شناورها از تنگه هرمز را به کریدورهای مورد تایید خود محدود کند؛ موضوعی که با تاکید واشینگتن بر آزادی ناوبری و عبور ایمن کشتیهای تجاری از این آبراه راهبردی در تضاد قرار گرفته است.
این رویدادها در ادامه زنجیرهای از حملات و پاسخهای متقابل رخ داده است. روز جمعه، سنتکام اعلام کرد در واکنش به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به کشتی تجاری اموی/اور لاولی در حال خروج از تنگه هرمز، محلهای ذخیره موشکها و پهپادهای ایران و سایتهای راداری ساحلی را هدف گرفته است.
پیشتر ایراناینترنشنال در گزارشی درباره حمله روز جمعه آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی نوشته بود سنتکام حمله جمهوری اسلامی به کشتی تجاری با پرچم سنگاپور را «اقدامی تجاوزکارانه و غیرموجه علیه کشتیرانی تجاری» خوانده و آن را نقض آشکار آتشبس دانسته بود.
در همان گزارش، به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی آمده بود شش فروند هواپیمای آمریکایی، چهار هدف را در امتداد سواحل ایران در مجاورت تنگه هرمز و همچنین در جزیره قشم هدف قرار دادهاند.
ایراناینترنشنال همچنین در گزارش جداگانهای درباره روایت فاکسنیوز از حمله آمریکا نوشت این حملات در پاسخ به حمله پهپادی جمهوری اسلامی به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز انجام شده است.
پس از حملات روز جمعه آمریکا، سپاه پاسداران اعلام کرد نیروی دریایی این نهاد در پاسخ به حمله هوایی آمریکا به سواحل ایران، نقاط استقرار ارتش آمریکا در منطقه را هدف قرار داده است. سپاه همچنین هشدار داد در صورت تکرار حمله آمریکا، پاسخ جمهوری اسلامی «گستردهتر» خواهد بود.
در همین حال، بحرین که میزبان مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا است، از حمله پهپادی جمهوری اسلامی به خاک خود خبر داده و آن را نقض حاکمیت و تهدیدی برای امنیت منطقه خوانده است. گزارش مستقلی درباره میزان خسارت یا تلفات احتمالی این حمله منتشر نشده است.
تشدید درگیریها در تنگه هرمز در حالی رخ میدهد که آینده تفاهمنامه ایران و آمریکا همچنان نامشخص است. این تفاهمنامه قرار بود زمینه تثبیت آتشبس، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی و ادامه مذاکرات برای توافق نهایی را فراهم کند، اما حملات متقابل دو روز اخیر نشان میدهد این روند اکنون در یکی از حساسترین مراحل خود قرار گرفته است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان است و هرگونه ناامنی پایدار در این مسیر میتواند بر کشتیرانی تجاری، قیمت نفت و روند مذاکرات ایران و آمریکا اثر مستقیم بگذارد.
واشینگتن میگوید حملاتش برای حفاظت از آزادی کشتیرانی انجام شده، در حالی که تهران مدعی است آمریکا با حمله به سواحل ایران تفاهمنامه را نقض کرده است.
با ادامه این چرخه حمله و پاسخ، اکنون پرسش اصلی این است که آیا دو طرف میتوانند تنش را پیش از فروپاشی کامل آتشبس مهار کنند یا تنگه هرمز بار دیگر به نقطه آغاز یک رویارویی گستردهتر میان جمهوری اسلامی و آمریکا تبدیل خواهد شد.
۶۶ عضو مجلس خبرگان رهبری در بیانیهای با «مهدورالدم» خواندن دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قتل آنان را بر «هر مکلفی که به آنان دسترسی یابد» واجب شمردند و همزمان خواستار خروج پروندهی هستهای از مذاکرات و توقف بازگشایی تنگه هرمز شدند.
این بیانیه، که پس از پیام مجتبی خامنهای، رهبر منصوب جمهوریاسلامی، دربارهی تفاهمنامهی ایران و آمریکا منتشر شد، فراخوان شرعی بخشی قانونی و رسمی از حاکمیت بالادستی جمهوری اسلامی به ترور دو مقام ارشد خارجی است؛ آن هم در میانهی روندی که قرار است به تثبیت آتشبس و توافق نهایی میان جمهوریاسلامی و یکی از آنها بینجامد.
صدور چنین فراخوانی از سوی تنها نهادی است که در ساختار جمهوری اسلامی، دستکم روی کاغذ، اختیار گزینش، نظارت و در صورت لزوم برکناری رهبر حکومت را دارد، آن را از یک شعار تبلیغاتی معمول در برخی تریبونهای پائیندستی متمایز میکند و به آن معنای متفاوتی میدهد.
هدفگیری مستقیم دو ستون تفاهمنامه
بیانیهی خبرگان در عمل، دو ستون اصلی تفاهمنامهی اسلامآباد را هم هدف گرفته است: بازگشایی تنگه هرمز و ادامهی مذاکرات هستهای.
بر اساس متن تفاهمنامه، جمهوری اسلامی باید عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و برعکس را، بدون دریافت هزینه و برای مدت ۶۰ روز فراهم کند و تردد کامل کشتیها ظرف ۳۰ روز برقرار شود.
با این وجود، امضاکنندگان بیانیه، بازگشایی هرمز را «خطای راهبردی» خواندهاند و آن را «خلاف تعهدات مسئولان» دانستهاند.
آنها این مخالفت را به تحولات لبنان گره زدهاند و با استناد به ادامهی حضور اسرائیل در جنوب لبنان و آنچه نقض بند اول تفاهمنامه خواندند، استدلال کردهاند که تا زمانی که اسرائیل از مناطق اشغالی عقب ننشیند، گشودن هرمز «دشمن را در ادامهی پیمانشکنیها گستاختر» میکند.
به این ترتیب، به نظر میرسد بخشی از دستگاه حاکمه جمهوریاسلامی، اجرای تعهد ایران دربارهی هرمز را مشروط به رفتار اسرائیل در لبنان کرده است؛ شرطی که میتواند کل روند اجرای تفاهمنامه را به بنبست بکشاند.
در محور هستهای نیز در بیانیه به صراحت گفته شده: «حقوق هستهای کشور نباید مورد بحث و مناقشه قرار گیرد» و باید از دایرهی گفتوگوها خارج شود.
این در حالی است که متن تفاهمنامهی اسلامآباد، رسیدگی به سرنوشت مواد غنیشده، چارچوب غنیسازی و دیگر مسائل هستهای را به مذاکرات آینده و توافق نهایی موکول کرده است.
به بیان دیگر، خبرگان دقیقا همان دو موضوعی را رد میکند که آمریکا آنها را بخشی جداییناپذیر از توافق میداند.
صفآرایی در برابر تیم مذاکرهکننده
لحنِ بیانیه نشان میدهد یکی از هدفهای آن تثبیت این روایت است که جمهوری اسلامی نه از سر اضطرار، بلکه از موضع پیروزی وارد مذاکره شده است. شاید از همین رو است که در بیانیه به مسئولان هشدار داده شده که گفتن هر سخنی درباره ناتوانی کشور، توهم است. تلاشی برای بستن فضا بر آن بخش از دولت که کاهش تنش را برای جلوگیری از جنگ دوباره ضروری میداند.
به این ترتیب، خبرگان میکوشد در عمل سقف امتیازدهی تیم مذاکرهکننده را پیش از آغاز مذاکرات جدی تعیین کند. پیشتر گزارشهایی دربارهی اختلاف درون حکومت بر سر دامنهی اختیارات مذاکرهکنندگان، نحوهی اجرای مفاد تفاهمنامه و شروط رهبر جمهوری اسلامی برای ادامهی گفتوگوها منتشر شده بود. این بیانیه خبرگان، تایید جدیت این اختلافها درون دستگاه حاکمه جمهوریاسلامی است.
تنگه هرمز، دریافت عوارض از کشتیها، غرامت جنگی، رفع تحریمها و حق غنیسازی، از مهمترین محورهای این اختلاف بودهاند.
امضاکنندگان همچنین تثبیت مدیریت تنگه هرمز، دریافت غرامت خسارتها، بازگشت اموال بلوکهشده، رفع تحریمها و خروج آمریکا از منطقه را از مطالبات «تخلفناپذیر رهبری و مردم» خواندند و هشدار دادهاند هرگونه «سهلانگاری» در این زمینه با «عکسالعمل ملت» روبهرو خواهد شد.
در این بیانیه، تیم مذاکرهکننده به طور ضمنی تهدید هم شدهاند، چیزی که تا پیش از این در بیانیههای مجلس خبرگان دیده نشده بود.
در بیانیه با اشاره به اینکه هیچ مسئولی پس از اطلاع از نظر قطعی رهبر جمهوریاسلامی نمیتواند خلاف آن اقدام کند، پایان مییابد، گفته شده آنها منتظر تحقق شروط و وعدهها میماند و «عنداللزوم به تکلیف شرعی خود عمل خواهد کرد».
بیانیهی خبرگان در شرایطی منتشر شده که آیندهی تفاهمنامهی ایران و آمریکا همچنان مبهم است. از یک سو، دو طرف قرار است در چارچوب یک بازهی ۶۰ روزه دربارهی توافق نهایی مذاکره کنند؛ از سوی دیگر، تحولات لبنان، وضعیت تنگه هرمز، تهدیدهای متقابل در منطقه و اختلافهای داخلی در تهران، هر یک میتواند مسیر این مذاکرات را دشوارتر کند.
در پی تشدید تنشهای منطقهای و افزایش ابهامها درباره چشمانداز مذاکرات، روند نزولی نرخ ارز در بازار ایران که پس از توافق تهران و واشینگتن آغاز شده بود، متوقف شده و قیمتها بار دیگر در مسیر صعودی قرار گرفتهاند.
بهای دلار در بازار آزاد ایران شنبه ششم تیر به ۱۶۸ هزار تومان رسید. یورو نیز بیش از ۱۹۰ هزار تومان و پوند بیش از ۲۲۰ هزار تومان معامله شدند.
در بازار طلا، قیمت سکه طرح جدید موسوم به «امامی» با رشد ۱.۸ درصدی به ۱۶۶ میلیون تومان رسید. نیمسکه ۸۸ میلیون تومان، ربعسکه ۵۰ میلیون تومان و سکه گرمی ۲۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شدند.
در سالهای اخیر، نرخ ارز در ایران تحت تاثیر سوءمدیریت و فساد ساختاری، سیاست خارجی تنشزای جمهوری اسلامی، کاهش اعتماد سرمایهگذاران، و محدودیتهای تجاری و مالی ناشی از تحریمهای بینالمللی، روندی صعودی به خود گرفته است.
همزمان با اوجگیری بحران اقتصادی و افزایش مناقشات منطقهای، قیمت دلار در بازار آزاد ایران ۱۴ اردیبهشت به رکورد ۱۹۰ هزار تومان رسید.
سرانجام آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در پی انتشار این خبر، نرخ ارزهای خارجی کاهش یافت و قیمت دلار ۲۶ خرداد تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد.
با این حال، در روزهای اخیر و بهدنبال تشدید دوباره تنشهای منطقهای و افزایش تردیدها نسبت به آینده روند صلح، بازار ارز بار دیگر روندی افزایشی به خود گرفته است.
نوسانات شدید نرخ ارز با تضعیف ثبات اقتصادی، امکان هرگونه برنامهریزی و پیشبینی آینده را از فعالان اقتصادی و خانوارها سلب میکند.
این عدم قطعیت میتواند سرمایهگذاری و تولید را کاهش دهد و با افزایش فشارهای تورمی، هزینههای زندگی و معیشت شهروندان را تحت تاثیر قرار دهد.
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه در خردادماه به حدود ۸۹ درصد و نرخ تورم سالانه به ۶۲ درصد رسید.
در حالی که تورم نقطه به نقطه در کل کشور نزدیک به ۸۹ درصد بود، این رقم در مناطق روستایی از ۱۰۰ درصد عبور کرد و به ۱۰۸.۱ درصد افزایش یافت.
روزنامه واشینگتنپست ششم تیر بهنقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد اگر جمهوری اسلامی به تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم اخیر عمل نکند، کاخ سفید بهراحتی میتواند معافیتهای تحریمی را لغو کند و فشارها بر حکومت ایران را از سر بگیرد.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
همزمان، واشینگتن یک معافیت موقت ۶۰ روزه صادر کرد که بر اساس آن، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران تا ۳۰ مرداد مجاز خواهد بود.
با این حال، تشدید تنشها در ۴۸ ساعت گذشته و حملات متقابل ارتش آمریکا و سپاه پاسداران در تنگه هرمز، آینده این توافق را در هالهای از ابهام قرار داده است.
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
بهجای بیانیههای طولانی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، پیامهایی منتشر شد که مستقیما ترامپ را هدف میگرفت؛ گویی قالیباف میخواست رییسجمهوری آمریکا را با روشهای خودش به چالش بکشد: بههم ریختن زمین بازی، تحقیر رقیب و تسلط بر چرخه خبر.
و سپس، نوبت به سکانس پایانی کپیبرداری رسید.
قالیباف در پرواز بازگشت از مذاکرات سوئیس، مقابل خبرنگاران قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داد؛ درست در همان قابی که ترامپ بارها در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا برای گفتوگوهای ناگهانی، خبرسازی و تعیین دستور کار رسانهها از آن استفاده کرده است.
تکرار میزانسنی آشنا: سیاستمدار در هواپیما، خبرنگاران در اطرافش، دوربینها روشن و پاسخهایی که قرار است پیش از فرود، تیتر خبرها شوند.
اما یک تفاوت کوچک وجود داشت؛ آن هواپیما، ایرفورس وان نبود و مسافر آن نیز با این دست و پا زدنها، ترامپ نمیشد.
قالیباف این درس را از ترامپ بهخوبی آموخته است: سیاست فقط رقابت بر سر برنامهها نیست؛ رقابت بر سر تصاحب صحنه است. آنچه قالیباف نیاموخته این است:.
سیاست فقط قاب، میم، لباس غیررسمی و گفتوگو در ارتفاع چند هزار پایی نیست. ترامپ، چه دوستش داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، برند سیاسی خودش را ساخته؛ قالیباف اما هنوز میان فرمانده، خلبان، مدیر جهادی و نسخه ایرانی ترامپ در رفتوآمد است.