با وجود امضای تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی و آتشبس شکننده، وضعیت امنیتی در منطقه همچنان در هالهای از ابهام است. جنگ و تفاهمنامه، فرصتها و چالشهای فراوانی برای بازیگران منطقهای ایجاد کرده است.
حسین آقایی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، در برنامه «پیوست»، چالشها و ابهامهای مرتبط با تفاهم تهران و واشینگتن را بررسی میکند:
پیروزی اخیر چند نامزد دموکرات مورد حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در انتخابات مقدماتی کنگره بار دیگر بحث درباره نفوذ جریان «سوسیالیسم دموکراتیک» در حزب دموکرات را به صدر اخبار بازگردانده است.
هر سه نامزد مورد حمایت ممدانی توانستند رقبای مورد حمایت جریان سنتی حزب را شکست دهند؛ رخدادی که برخی رسانهها از آن بهعنوان «زلزله سیاسی» در حزب دموکرات یاد کردند و آن را نشانه افزایش نفوذ جناح چپ این حزب دانستند.
در مقابل، چهرههای میانهرو هشدار دادند که نباید نتایج نیویورک را به کل آمریکا تعمیم داد، زیرا شرایط سیاسی و اجتماعی این شهر با بسیاری از ایالتهای دیگر تفاوت دارد.
این تحولات بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا آمریکا واقعا در مسیر سوسیالیستی شدن قرار دارد یا آنچه امروز در نیویورک و برخی شهرهای بزرگ دیده میشود، بیش از آنکه بازگشت به سوسیالیسم کلاسیک باشد، بازتاب دگرگونیهای اجتماعی، اقتصادی و نسلی در بخشی از جامعه آمریکاست.
در نگاه نخست، حمایت از افزایش مالیات بر ثروتمندان، گسترش خدمات عمومی، تقویت اتحادیههای کارگری یا نقش پررنگتر دولت در حوزههایی مانند آموزش و درمان، یادآور برخی اصول شناختهشده چپ کلاسیک است اما بررسی دقیقتر نشان میدهد بخش مهمی از حامیان جریانهای چپ جدید را نه طبقه کارگر سنتی، بلکه فارغالتحصیلان دانشگاهی، ساکنان کلانشهرها و اقشار دارای سرمایه فرهنگی تشکیل میدهند.
این تغییر پایگاه اجتماعی اهمیت زیادی دارد. طبقه کارگر سنتی معمولا دغدغههایی مانند اشتغال، دستمزد، تورم و امنیت اقتصادی را در اولویت قرار میدهد، در حالی که بخش قابل توجهی از گفتمان چپ جدید علاوه بر مسائل اقتصادی، بر موضوعاتی چون هویت، عدالت اجتماعی، تغییرات فرهنگی، محیط زیست، نژاد و جنسیت تمرکز دارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این جریان بیش از آنکه ادامه مستقیم سنت سوسیالیسم قرن بیستم باشد، محصول شرایط اجتماعی، فرهنگی و نسلی قرن بیستویکم است.
در عین حال، نمیتوان نقش مشکلات اقتصادی را در رشد این گفتمان نادیده گرفت. افزایش هزینه مسکن، هزینههای درمان، بدهیهای دانشجویی و بالا رفتن هزینه زندگی، بهویژه در میان نسل جوان، احساس نارضایتی گستردهای ایجاد کرده است.
بسیاری از آمریکاییها معتقدند دستیابی به سطح رفاه و ثبات اقتصادی که نسلهای پیشین تجربه کردهاند، برای آنها دشوارتر شده است. این احساس، زمینه مناسبی برای استقبال از سیاستهایی فراهم کرده که خواهان مداخله بیشتر دولت در اقتصاد هستند.
با این حال، منتقدان این جریان معتقدند میان اولویتهای فعالان سیاسی شهری و دغدغههای بخش بزرگی از طبقه کارگر فاصلهای قابل توجه وجود دارد.
از نگاه آنها، تمرکز گسترده بر مسائل فرهنگی و هویتی گاهی سبب شده موضوعات معیشتی و اقتصادی در حاشیه قرار گیرد؛ موضوعی که میتواند بخشی از کاهش حمایت رأیدهندگان سنتی از جریانهای چپ را توضیح دهد.
از سوی دیگر، حتی اگر نفوذ جناح چپ در حزب دموکرات افزایش یابد، ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده تحقق الگوهای کلاسیک سوسیالیستی را بسیار دشوار میکند.
نظام فدرال، تفکیک قوا، نقش پررنگ ایالتها، نفوذ گسترده بخش خصوصی، بازار سرمایه قدرتمند و جایگاه تاریخی مالکیت خصوصی در فرهنگ سیاسی آمریکا، همگی موانعی جدی برای حرکت به سمت یک اقتصاد دولتی محسوب میشوند.
به همین دلیل، بسیاری از سیاستمدارانی که در رسانهها «سوسیالیست» خوانده میشوند، در عمل از حذف سرمایهداری دفاع نمیکنند، بلکه خواهان اصلاح آن از طریق افزایش خدمات عمومی، حمایتهای اجتماعی و کاهش نابرابری هستند.
در نتیجه، برخی پژوهشگران ترجیح میدهند به جای واژه «سوسیالیسم» از اصطلاح «سوسیالدموکراسی» استفاده کنند؛ مدلی که در آن اقتصاد بازار و مالکیت خصوصی حفظ میشود، اما دولت نقش فعالتری در تامین خدمات عمومی و کاهش شکافهای اقتصادی ایفا میکند. این الگو شباهت بیشتری به تجربه کشورهای شمال اروپا دارد تا نظامهای سوسیالیستی قرن بیستم.
بنابراین، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا آمریکا در حال سوسیالیستی شدن است یا خیر؛ بلکه این باشد که چه گروههایی امروز نمایندگی مطالبات اجتماعی را بر عهده گرفتهاند، این مطالبات تا چه اندازه با نیازهای اقشار مختلف جامعه همخوانی دارد و آیا این جریان میتواند فراتر از کلانشهرهایی مانند نیویورک، در دیگر ایالتهای آمریکا نیز پایگاه اجتماعی گستردهای پیدا کند؛ پرسشی که انتخابات میاندورهای پیش رو، پاسخ روشنتری به آن خواهد داد.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ رسیدگی به پروندهای را آغاز کرده است که در آن یک شهروند دانمارکی افغانستانی تبار، به جاسوسی برای جمهوری اسلامی و شناسایی اهداف یهودی و حامیان اسرائیل در آلمان، بهمنظور «حملات احتمالی تروریستی» متهم شده است.
بر اساس کیفرخواست، متهم اصلی، مردی ۵۴ ساله با تابعیت دانمارک و تبار افغانستانی، متهم است که به دستور جمهوری اسلامی، از یهودیان و حامیان اسرائیل در آلمان جاسوسی کرده و اطلاعات مربوط به آنها را برای انجام حملات احتمالی، از جمله قتل و آتشسوزی، جمعآوری کرده است.
به گفته دادستانی آلمان، از جمله افرادی که هدف عملیات شناسایی قرار گرفته بودند، یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، بودند.
ارتش اسرائیل اعلام کرد هفت عضو حزبالله را که به گفته این ارتش در حال انتقال سلاح در نزدیکی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان بودند، هدف قرار داده و کشته است.
در بیانیه ارتش اسرائیل آمده است نیروی هوایی این کشور روز جمعه هفت عضو حزبالله را که در حال انتقال سلاح در نزدیکی منطقه امنیتی محل استقرار نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان بودند، هدف قرار داد.
ارتش اسرائیل نوشت این افراد سلاحها را به ساختمانی در منطقه المنزله منتقل کرده بودند؛ ساختمانی که به گفته این ارتش بهعنوان موضع رزمی و دیدهبانی علیه نیروهای اسرائیلی استفاده میشد.
بر اساس این بیانیه، اعضای حزبالله از این ساختمان برای اهداف نظامی استفاده میکردند و در حال آمادهسازی برای حمله به نیروهای اسرائیلی بودند.
ارتش اسرائیل افزود فعالیت این افراد و وجود سلاح در این موضع، تهدیدی علیه نیروهای این کشور به شمار میرفت و تاکید کرد اجازه نخواهد داد حزبالله به شهروندان یا نیروهای اسرائیلی آسیب برساند و به اقدام برای رفع تهدیدها ادامه خواهد داد.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به تهدیدهای اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، نوشت: «اگر جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند، بزرگترین اشتباه خود را مرتکب خواهد شد.»
کاتز خطاب به قاآنی گفت: «به نظر میرسد نقش یک جاسوس و خائن خیلی بیشتر از این ژستهای مضحک تهدید به او میآید.»
کاتز افزود: «نه هرمز به آنها کمک خواهد کرد و نه حمله به غیرنظامیان. هیچچیز ما را متوقف نخواهد کرد. نیروهای ما آمادهاند تا کار را به پایان برسانند.»
دادگاهی در آلمان یک پزشک اهل عربستان سعودی را بهدلیل حمله با خودرو به بازار کریسمس شهر ماگدبورگ در سال ۲۰۲۴ که به کشته شدن شش نفر و زخمی شدن صدها نفر انجامید، به حبس ابد محکوم کرد.
این پزشک با یک خودروی اجارهای بیامو در بازار تاریخی کریسمس ماگدبورگ در شرق آلمان، به میان جمعیت رانده بود.
متهم، مطابق قوانین حفظ حریم خصوصی آلمان، تنها با نام «طالب آ.» معرفی شده است. او روانپزشکی اهل عربستان سعودی است که مقامهای آلمانی او را دارای سابقه اظهارات ضداسلامی و گرایش به جریان راست افراطی توصیف کردهاند.
این حمله جامعه آلمان را شوکه کرد و چند ماه پیش از انتخابات سراسری فوریه سال ۲۰۲۵، بار دیگر موضوع مهاجرت را به یکی از محورهای اصلی بحثهای سیاسی تبدیل کرد.
کریستیان لوفلر، سخنگوی دادگاه، در بیانیهای گفت: «رفتار متهم در تمام طول دادگاه نشاندهنده اختلال شخصیت خودشیفته بود؛ تشخیصی که کارشناس پرونده نیز آن را تایید کرد.»
او افزود: «این یعنی او خود را محور همهچیز میداند. فقط خودش را میبیند و رنج دیگران را نمیبیند.»
دادستانی متهم را به قتل شش نفر و تلاش برای قتل صدها نفر دیگر متهم کرده است.
به گفته دادستانها، این حمله تنها یک دقیقه و چهار ثانیه طول کشید، اما طی چند هفته برنامهریزی شده بود.
پنج زن ۴۵ تا ۷۵ ساله و یک پسر ۹ ساله در این حمله کشته شدند.
دادستانها اعلام کردند متهم ظاهرا بهدلیل نارضایتی و سرخوردگی از نتیجه یک پرونده حقوقی و همچنین ناکامی در چند شکایت کیفری، دست به این حمله زده و بهتنهایی عمل کرده است.
دادگاه با تشخیص «شدت استثنایی جرم» او را به حبس ابد محکوم کرد. این حکم به این معناست که متهم، برخلاف روال معمول، پس از گذشت ۱۵ سال نیز بهطور خودکار واجد شرایط درخواست آزادی مشروط نخواهد بود و احتمالا مدت بسیار طولانیتری را در زندان سپری خواهد کرد.
متهم این پرونده از ماه مارس ۲۰۲۰ در یک مرکز تخصصی بازپروری مجرمان مبتلا به اعتیاد در شهر برنبورگ، در حدود ۴۰ کیلومتری ماگدبورگ، به عنوان روانپزشک مشغول به کار بود، اما از اواخر اکتبر ۲۰۲۴ بهدلیل مرخصی و بیماری در محل کار حاضر نشده بود.
در نخستین ساعات پس از حمله، برخی کاربران شبکههای اجتماعی این حادثه را با حمله مرگبار یک مهاجر متاثر از افراطگرایی اسلامگرا به بازار کریسمس برلین در سال ۲۰۱۶ مقایسه کردند، اما خیلی زود توجهها به اظهارات تند و حملات لفظی متهم علیه اسلام معطوف شد.
او در سال ۲۰۱۹ در چند مصاحبه رسانهای درباره فعالیتهایش برای کمک به شهروندان سعودی که از اسلام روی گرداندهاند و قصد خروج از کشور و مهاجرت به اروپا را دارند، صحبت کرده بود. با این حال، یکی از گروههای مخالف حکومت عربستان سعودی در تبعید اعلام کرد با او اختلاف داشته و او فردی منزوی بوده که در همکاری با دیگران مشکل داشته است.
«طالب آ.» در مستندی از بیبیسی در ژوییه ۲۰۱۹ گفته بود پس از آن که بیدین شد و در آلمان درخواست پناهندگی داد، وبسایت «wearesaudis.net» را راهاندازی کرد.
رسانههای محلی گزارش دادند متهم در جریان دادگاه نشانه اندکی از ابراز پشیمانی نشان داد، بارها سخنان پراکنده و نامنسجم بیان کرد و قاضی چندین بار از او خواست مختصر صحبت کند.
سخنگوی دادگاه جمعه پنجم تیر ماه گفت هر زمان متهم از رعایت نظم جلسه خودداری میکرد، از دادگاه خارج میشد. همچنین زمانی که او اعتصاب غذا کرد و مدعی شد از نظر جسمی قادر به حضور در دادگاه نیست، رسیدگی به پرونده در غیاب او ادامه یافت.
متهم در روز حمله چند پیام ویدیویی در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده بود.
او در این ویدیوها با اظهاراتی پراکنده، از یک سو «لیبرالیسم» آلمان را عامل مرگ سقراط، فیلسوف یونان باستان، دانست و از سوی دیگر پلیس را متهم کرد حافظه جانبی (USB) او را سرقت و شکایت کیفری ثبتشدهاش را نابود کرده است.
هولگر مونش، رییس اداره فدرال پلیس جنایی آلمان، گفت عربستان سعودی از سال ۲۰۲۳ درباره این فرد به آلمان هشدار داده بود، اما مقامهای آلمانی پس از بررسی، این هشدار را مبهم ارزیابی کردند.
شمار زیادی از قربانیان و آسیبدیدگان این حمله به عنوان شاکیان خصوصی در روند رسیدگی به پرونده حضور داشتند و حدود ۴۰ وکیل، نمایندگی آنان را بر عهده داشتند.
بهدلیل شمار زیاد حاضران، برای برگزاری دادگاه ساختمان موقتی ویژهای در ماگدبورگ ساخته شد.
متهم پنجم تیر ماه در محفظهای شیشهای و تحت حفاظت ماموران نقابدار، در دادگاه حاضر شد.