سفیر اسرائیل در آمریکا: تهران و نیروهای نیابتیاش قصد داشتند روند گفتوگو را نابود کنند
در پی امضای چارچوب یک توافق سهجانبه میان آمریکا، اسرائیل و لبنان، یخیئل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، گفت: «ما خواهان صلح واقعی با لبنان هستیم. جمهوری اسلامی تلاش کرد ما را از مسیر توافق منحرف کند. جمهوری اسلامی و نیابتیهایش قصد داشتند روند گفتوگو را نابود کنند.»
اعتراضات انقلاب ملی دیماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابانهای ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارشها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترکنشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.
در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دیماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.
در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.
از سوی دیگر، روایتهای شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضربوشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه بهعنوان محل نگهداری موقت بازداشتشدگان است.
گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی
آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوتترین استانهای ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار میرود.
بررسی دادههای رسیده نشان میدهد اعتراضات دستکم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای دادهاند.
ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترکنشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمعهای خیابانی بودند و همزمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.
در ارومیه، تجمعها در خیابانهای اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلیخان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شد.
در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمعهای خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل میداد.
در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارشهای متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوانهای اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان میدهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.
فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری
بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان میدهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنهای، را هدف قرار میداد تا اعتراضها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.
در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمیگرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام بردند.
همزمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده میشد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان میدهد.
سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی
همزمان با گسترش اعتراضات، گزارشهای متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایتهای مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمعها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباسشخصی و کنترل خیابانهای اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.
در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشکآور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.
در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی همزمان با اعتصابها و تجمعهای اعتراضی گزارش شد.
روایتهای میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشتشدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمعها حکایت دارد.
مسجد لطفعلیخان؛ روایت بازداشتهای خشونتآمیز
یکی از متفاوتترین روایتهای رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلیخان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارشهای مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشتشدگان تبدیل شده بود.
شاهدان میگویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل میکردند و سپس آنها را به مراکز دیگر میبردند.
همچنین گزارشهایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تکتیراندازان بر بام ساختمانهای اطراف مطرح شده است.
مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونتآمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایتهای شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ رسیدگی به پروندهای را آغاز کرده است که در آن یک شهروند دانمارکی افغانستانی تبار، به جاسوسی برای جمهوری اسلامی و شناسایی اهداف یهودی و حامیان اسرائیل در آلمان، بهمنظور «حملات احتمالی تروریستی» متهم شده است.
بر اساس کیفرخواست، متهم اصلی، مردی ۵۴ ساله با تابعیت دانمارک و تبار افغانستانی، متهم است که به دستور جمهوری اسلامی، از یهودیان و حامیان اسرائیل در آلمان جاسوسی کرده و اطلاعات مربوط به آنها را برای انجام حملات احتمالی، از جمله قتل و آتشسوزی، جمعآوری کرده است.
به گفته دادستانی آلمان، از جمله افرادی که هدف عملیات شناسایی قرار گرفته بودند، یوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان، و فولکر بک، رییس انجمن آلمان و اسرائیل، بودند.
پلیس دانمارک یک سال پیش این مرد را در شهر آرهوس، دومین شهر بزرگ این کشور، بازداشت کرد.
او چند هفته بعد به آلمان مسترد شد و در برابر قاضی تحقیق دادگاه فدرال در شهر کارلسروهه حاضر شد.
این متهم از زمان انتقال به آلمان تاکنون در بازداشت موقت به سر میبرد.
همدست او نیز که شهروند افغانستان است، در ماه نوامبر سال گذشته در دانمارک بازداشت و سپس برای ادامه روند قضایی به آلمان منتقل شد.
دادگاه عالی ایالتی هامبورگ اکنون رسیدگی به این پرونده را آغاز کرده است.
پیش از این در اردیبهشت ماه، سازمان اطلاعات داخلی آلمان هشدار داده بود جمهوری اسلامی ممکن است پس از پایان جنگ با اسرائیل و آمریکا، دامنه عملیاتهای امنیتی و تروریستی خود را در اروپا گسترش دهد.
به گفته منابع امنیتی، حکومت ایران از ماه مارس ۲۰۲۶ کارزاری با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» (HAYI) راهاندازی کرده که از طریق شبکههای اجتماعی، اقدام به جذب نیرو در میان محافل طرفدار جمهوری اسلامی و جریانهای افراطی شیعه میکند.
پژوهشگران امنیتی هشدار دادهاند این مدل عملیات، شامل حملات ساده اما پرتعداد بهوسیله افراد محلی و بعضا نوجوانان، میتواند فشار گستردهای بر سرویسهای امنیتی اروپا وارد کند؛ بهویژه برای حفاظت از مراکز یهودی، مدارس و مراکز اجتماعی.
سازمان اطلاعات داخلی آلمان تاکید کرده است جمهوری اسلامی در گذشته نیز از روشهایی در حد «تروریسم دولتی» استفاده کرده؛ از عملیاتهای شناسایی و مراقبت گرفته تا طراحی حملات علیه مخالفان و اهداف اسرائیلی و یهودی در اروپا.
پلیس مونتهنگرو با همکاری اداره تحقیقات فدرال آمریکا یک شهروند ایرانی-ترکیهای را که به اتهام انجام حملات سایبری گسترده علیه دانشگاهها و زیرساختهای آمریکا تحت تعقیب بود، بازداشت کرد. مقامهای مونتهنگرو گفتند این حملات بیش از ۳.۴ میلیارد دلار خسارت به بار آورده است.
پلیس مونتهنگرو اعلام کرد امیر براتی ۳۹ ساله که تابعیت دوگانه ایرانی و ترکیهای دارد، در شهر ساحلی کوتور در سواحل دریای آدریاتیک بازداشت شده است.
به گفته پلیس، دادگاه ناحیه جنوبی نیویورک او را به اتهامهایی از جمله تبانی برای ارتکاب کلاهبرداری رایانهای، هک و سرقت هویت، تحت تعقیب قرار داده است.
پلیس مونتهنگرو در بیانیهای اعلام کرد این فرد از سال ۲۰۱۳ حملات سایبری گستردهای را علیه بیش از ۱۵۰ دانشگاه در ایالات متحده انجام داده و این حملات بیش از ۳.۴ میلیارد دلار خسارت بر جای گذاشته است.
خبرگزاری رویترز نوشت که بر اساس این بیانیه، پرونده برای آغاز روند استرداد به قاضی دادگاه عالی در پودگوریتسا، پایتخت مونتهنگرو، ارجاع خواهد شد تا درباره درخواست استرداد او به آمریکا تصمیمگیری شود.
پلیس مونتهنگرو همچنین اعلام کرد اطلاعات بهدستآمده از این حملات و دسترسی به حسابهای کاربری دانشگاههای هکشده در اختیار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر نهادهای ایرانی، از جمله دانشگاهها، قرار گرفته و این نهادها از این اطلاعات استفاده کردهاند.
اداره تحقیقات فدرال آمریکا (افبیآی) تاکنون به درخواست رویترز برای اظهار نظر درباره این پرونده پاسخی نداده است.
رویترز در گزارش خود یادآور شد که جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران سابقهای طولانی در انجام عملیات سایبری با حمایت دولت، علیه ایالات متحده دارند.
این خبرگزاری همچنین اشاره کرد که نهادهای امنیت سایبری، انتظامی و اطلاعاتی آمریکا در ماه آوریل نسبت به تشدید حملات هکری منتسب به [حکومت] ایران علیه تجهیزات و سامانههای مرتبط با زیرساختهای حیاتی ایالات متحده هشدار داده بودند.
حمله هکرها به دانشگاهها و سرقتهای علمی
نام براتی در فهرست افبیآی از ۹ هکر ایرانی که در سال ۲۰۱۸ در ارتباط با حملات سایبری منتسب به موسسه مبنا تحت پیگرد قرار گرفتند، دیده نمیشود.
با این حال، اتهامهایی که پلیس مونتهنگرو مطرح کرده، از جمله زمان آغاز فعالیت در سال ۲۰۱۳، هدف قرار دادن دانشگاهها، ارتباط با سپاه پاسداران و برآورد سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلاری خسارت، بهطور چشمگیری با جزییات آن پرونده همخوانی دارد.
این شباهتها این احتمال را ایجاد میکند که براتی به همان عملیات گسترده یا پروندهای مرتبط با آن ارتباط داشته باشد؛ هرچند مقامهای آمریکایی و مونتهنگرویی تاکنون بهطور علنی هیچ ارتباطی میان او و کیفرخواست سال ۲۰۱۸ اعلام نکردهاند.
در آن کیفرخواست، ۹ نفر متهم شدند که برای «موسسه مبنا»، شرکتی مستقر در ایران، فعالیت میکردهاند و افبیآی اعلام کرد این موسسه در سال ۲۰۱۳ برای دسترسی غیرمجاز به منابع علمی و دانشگاهی خارج از ایران، تاسیس شده است.
هکرهای موسسه مبنا به دستور حکومت ایران فعالیت میکردند و با سپاه پاسداران و دیگر نهادهای ایرانی قرارداد همکاری داشتند.
افبیآی در آن زمان اعلام کرد این گروه طی بیش از چهار سال، حدود ۱۴۴ دانشگاه در آمریکا و ۱۷۶ دانشگاه در ۲۱ کشور دیگر را هدف حملات سایبری قرار داده است.
شرکتهای خصوصی، نهادهای دولتی آمریکا، دولتهای ایالتهای هاوایی و ایندیانا و همچنین سازمان ملل متحد نیز از دیگر اهداف این حملات بودند.
مقامهای آمریکایی گفتند هکرها بیش از ۱۰۰ هزار حساب کاربری استادان دانشگاه در سراسر جهان را هدف قرار دادند و موفق شدند به حدود هشت هزار حساب دسترسی پیدا کنند.
آنها بیش از ۳۰ ترابایت دادههای دانشگاهی و مالکیت فکری، از جمله نشریات علمی، مقالات پژوهشی، کتابهای الکترونیک و دیگر منابع اختصاصی دانشگاهی را سرقت کردند.
این عملیات عمدتا بر ایمیلهای فیشینگ هدفمند (Spear Phishing) متکی بوده است. ایمیلهایی که به گونهای طراحی شده بودند که گویی از سوی دیگر استادان دانشگاه ارسال شدهاند.
قربانیان از طریق این ایمیلها به صفحات جعلی ورود به سامانههای دانشگاهی هدایت میشدند و اطلاعات ورودشان سرقت میشد. سپس هکرها از این اطلاعات برای دسترسی به پایگاههای داده کتابخانهها و سامانههای پژوهشی استفاده میکردند.
افبیآی اعلام کرد اطلاعات سرقتشده طیف گستردهای از حوزهها، از جمله علوم، فناوری، مهندسی، پزشکی، علوم اجتماعی و دیگر رشتههای دانشگاهی را در بر میگرفت.
به گفته مقامهای تحقیقاتی آمریکا، هکرها همچنین از روشی موسوم به «پاشش گذرواژه» (Password Spraying) برای حمله به شرکتها و نهادهای دولتی استفاده میکردهاند و از این طریق به حسابهای ایمیل و اطلاعات حساس دسترسی مییافتند.
ناشران دانشگاهی، شرکتهای رسانهای و سرگرمی، شرکتهای فناوری و موسسههای سرمایهگذاری، از جمله قربانیان این حملات بودند.
هنگام اعلام کیفرخواست در سال ۲۰۱۸، دیوید بودیچ، معاون وقت مدیر افبیآی، گفت بازداشت متهمان دشوار خواهد بود، اما «غیرممکن نیست».
او افزود اگر متهمان از ایران خارج شوند، ممکن است بازداشت شوند.
بودیچ در آن زمان گفت: «اگر نتوانیم این افراد را بهسرعت بازداشت کنیم، از روشهای دیگری استفاده خواهیم کرد؛ از جمله افشای هویت آنها، اعمال تحریم و اطلاعرسانی گسترده. ما این پرونده را رها نخواهیم کرد، زیرا افبیآی و همکاران ما در وزارت دادگستری حافظهای بسیار بلندمدت دارند.»
تشدید حملات سایبری جمهوری اسلامی
پیش از این نیز رویترز به نقل از پژوهشگران اسرائیلی گزارش داده بود هکرهای وابسته به جمهوری اسلامی در حمله سایبری اسفندماه به سامانه حملونقل عمومی لسآنجلس دست داشتند.
رویدادی که منجر به اختلال در فعالیت بخشی از شبکه ترابری این کلانشهر شد.
شرکت امنیت سایبری «گمبیت سکیوریتی»، مستقر در تلآویو، پنجم خرداد گزارش داده بود هکرها بیش از ۷۰۰ گیگابایت داده شامل ایمیلها، نسخههای پشتیبان و فایلهای داخلی «سازمان حملونقل کلانشهر لسآنجلس» را به سرقت بردند.
این شرکت افزود دادههای ربودهشده را پس از آن که به اشتباه در فضای آنلاین انتشار یافته بود، کشف کرده است.
به گزارش گمبیت سکیوریتی، شواهد دیجیتال موجود، سرور میزبان این اطلاعات را به یک گروه هکری مرتبط میکند که پیشتر از سوی مقامهای اسرائیلی به تهران نسبت داده شده بود.
از زمان آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، مجموعهای از عملیات سایبری به هکرهای وابسته به تهران نسبت داده شده است. از جمله حمله مخرب به شرکت تجهیزات پزشکی «استرایکر» و افشای ایمیلهای شخصی کش پاتل، رییس افبیآی.
پیشتر شبکه سیانان گزارش داده بود هکرهای ایرانی مظنون به دستکاری از راه دور در نشانگرهای سوخت برخی پمپبنزینها در آمریکا هستند.
پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا در چارچوب تحقیقات درباره جرائم مشکوک مرتبط با ایران، دو خانه در شمال غرب لندن را بازرسی کرد. مقامهای پلیس اعلام کردند تحقیقات در این پرونده همچنان ادامه دارد و در حال حاضر تهدیدی فوری متوجه شهروندان یا هیچ گروه خاصی نیست.
به گزارش جمعه پنجم تیر ماه روزنامه جوئیش کرونیکل، عملیات سوم تیر ماه، دو ملک مسکونی در شمال غرب پایتخت بریتانیا را هدف قرار داد.
پلیس متروپولیتن لندن اعلام کرد این پرونده در چارچوب تحقیقات مربوط به «تهدیدهای دولتی» در حال بررسی است و هیچ ارتباطی با حملات آتشسوزی اخیر در منطقه گولدرز گرین یا دیگر حملات خرابکارانهای که طی هفتههای اخیر جامعه یهودیان بریتانیا را هدف قرار دادهاند، ندارد.
مقامهای پلیس همچنین تایید کردند که تاکنون هیچ مظنونی بازداشت نشده و روند تحقیقات همچنان ادامه دارد.
هلن فلاناگان، فرمانده پلیس مبارزه با تروریسم لندن، گفت این عملیات بخشی از تلاش گستردهتر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بریتانیا برای مقابله با فعالیتهای خصمانه دولتهای خارجی در خاک این کشور است.
او گفت: «در یک سال گذشته، حجم فعالیتهای ما در حوزه امنیت ملی و تهدیدهای ناشی از دولتها بهطور چشمگیری افزایش یافته و این تحقیقات نیز ادامه همان روند و بخشی از تلاش گستردهتر برای مختل کردن فعالیتهای خصمانه است.»
فلاناگان با تاکید بر اینکه پلیس در حال حاضر هیچ تهدید فوریای علیه عموم مردم و هیچ گروه، فرد یا مکان خاصی در ارتباط با این پرونده شناسایی نکرده است، افزود تحقیقات ادامه خواهد یافت و در صورت لزوم اقدامات بیشتری انجام میشود.
او همچنین از شهروندان خواست هوشیار باشند و یادآور شد سطح هشدار تروریستی بریتانیا همچنان در وضعیت «شدید» قرار دارد.
به گفته او، اگر شهروندان مورد مشکوکی مشاهده یا اطلاعات نگرانکنندهای دریافت کردند، باید آن را به پلیس گزارش دهند.
بریتانیا در ماههای اخیر شاهد افزایش قابل توجه حملات یهودستیزانه بوده است؛ از جمله حمله با چاقو به دو مرد یهودی ارتدوکس در منطقه گولدرز گرین در اواخر ماه آوریل.
این حمله موجب شد دولت بریتانیا برای نخستین بار در بیش از چهار سال، سطح هشدار ملی تروریسم را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش دهد.
پیشتر در هفتم اردیبهشت نیز دیوار یادبود جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه گولدرز گرین لندن هدف آتشسوزی عمدی قرار گرفته بود.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ۹ اردیبهشت در سخنانی در مجلس عوام، حمله با چاقو در شمال لندن را «بسیار نگرانکننده» خواند.
او سوم اردیبهشت نیز از کنیسهای که هدف حملات اخیر قرار گرفته بود، بازدید کرده و گفته بود نگرانیها درباره استفاده برخی کشورها از عوامل نیابتی برای انجام فعالیتهای مجرمانه در بریتانیا رو به افزایش است.
حملات به اماکن یهودی
در هفتههای اخیر، حملات به اماکن یهودی و همچنین دفتر شبکه ایراناینترنشنال خبرساز شده است.
پلیس بریتانیا سوم اردیبهشت اعلام کرد تاکنون ۲۵ نفر در ارتباط با این رویدادها که شامل تلاش برای ایجاد حریق در کنیسهها بوده، بازداشت شدهاند.
به گفته پلیس بریتانیا، احتمال ارتباط جمهوری اسلامی با برخی از این حوادث در دست بررسی است.
یک گروه نزدیک به حکومت ایران با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» در شبکههای اجتماعی مسئولیت شماری از این حملات را بر عهده گرفته است.
مقامهای بریتانیایی پیشتر هشدار دادند جمهوری اسلامی میکوشد از باندهای تبهکار برای پیشبرد اقدامات خصمانه در خاک بریتانیا استفاده کند.
مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گستردهتر، درگیریهای منطقهای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را بهمراتب ضعیفتر کرده است.
جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا بهعنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقالهای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر بهطور بینقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هستهای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گستردهتر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
جفری در ابتدای این مقاله «منظری گستردهتر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیریهای منطقهای سه سال گذشته میداند؛ درگیریهایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثیها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیمتر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.
از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.
او استدلال میکند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد بهعنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هستهای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.
جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن بهمرور کاهش خواهد یافت.
او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیتهای هستهای، میتواند مسیر گفتوگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریمها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنیسازی، تهران را تحت فشار بگذارد.
تصویر بزرگتر
جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گستردهتر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازهترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.
از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، بهعنوان بخشهایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتنابناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایتهای هستهای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمعبندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاهطلبیهای هستهای و منطقهای خود عقبنشینی کند.
به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشکهای بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال میکند که مشکل حمله نهم اسفند زمانبندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنشهایی مانند بستن تنگه هرمز بود.
حرکت رو به جلو
جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کردهاند.
به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتشبس غزه را حفظ کردند، شبهنظامیان عراقی و حوثیها برخلاف سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزبالله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزبالله شد.
جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقیمانده حکومت ایران، بهویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.
این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکتها بهسرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث میشود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، بهمرور کاهش یابد.
معامله واقعی
جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیبدیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هستهای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفتوگو درباره برنامه هستهای متعهد میکند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمیکند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هستهای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان میروند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنیسازی نخواهد بود.
او در پاسخ به منتقدانی که میگویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها بهطور موقت برنامه هستهای جمهوری اسلامی را محدود میکرد و در عوض تحریمها و ابزارهای فشار را کاهش میداد.
به نوشته جفری، محدودیتهای برجام اگر همچنان برقرار میماند، از همین سال بهتدریج برداشته میشد و ایران ظرف چند سال میتوانست با سرعت بیشتری به غنیسازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریمهای سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرمهای بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.
نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید میکند جنگ ایران باعث اختلافهایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی در این کشورها، اسکورت کشتیهای حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدنشان در فرآیندهای مشورتی و تصمیمگیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلافها به گسست جدی در ائتلاف میان آمریکا و متحدان منطقهای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقیمانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقهای را اصلاح کند.
نتیجهگیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقصها، کمبود منابع و خوشبینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعهای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیتهای منطقهای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.
به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنیسازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب میشود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دستنیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای بهدستآمده و اطمینان از این است که ایران ضعیفتر از زمان آغاز درگیریها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.