گروسی: برای برنامه هستهای ایران به یک نظام راستیآزمایی بسیار قوی نیاز است
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گفت برای اطمینان از توسعه نیافتن سلاح هستهای در ایران، به یک نظام راستیآزمایی «بسیار قوی» نیاز است. او افزود: «باید هرچه زودتر، هر زمان که از نظر عملی امکانپذیر باشد، یک نظام راستیآزمایی بسیار قوی برقرار کنیم.»
پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا در چارچوب تحقیقات درباره جرائم مشکوک مرتبط با ایران، دو خانه در شمال غرب لندن را بازرسی کرد. مقامهای پلیس اعلام کردند تحقیقات در این پرونده همچنان ادامه دارد و در حال حاضر تهدیدی فوری متوجه شهروندان یا هیچ گروه خاصی نیست.
به گزارش جمعه پنجم تیر ماه روزنامه جوئیش کرونیکل، عملیات سوم تیر ماه، دو ملک مسکونی در شمال غرب پایتخت بریتانیا را هدف قرار داد.
پلیس متروپولیتن لندن اعلام کرد این پرونده در چارچوب تحقیقات مربوط به «تهدیدهای دولتی» در حال بررسی است و هیچ ارتباطی با حملات آتشسوزی اخیر در منطقه گولدرز گرین یا دیگر حملات خرابکارانهای که طی هفتههای اخیر جامعه یهودیان بریتانیا را هدف قرار دادهاند، ندارد.
مقامهای پلیس همچنین تایید کردند که تاکنون هیچ مظنونی بازداشت نشده و روند تحقیقات همچنان ادامه دارد.
هلن فلاناگان، فرمانده پلیس مبارزه با تروریسم لندن، گفت این عملیات بخشی از تلاش گستردهتر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بریتانیا برای مقابله با فعالیتهای خصمانه دولتهای خارجی در خاک این کشور است.
او گفت: «در یک سال گذشته، حجم فعالیتهای ما در حوزه امنیت ملی و تهدیدهای ناشی از دولتها بهطور چشمگیری افزایش یافته و این تحقیقات نیز ادامه همان روند و بخشی از تلاش گستردهتر برای مختل کردن فعالیتهای خصمانه است.»
فلاناگان با تاکید بر اینکه پلیس در حال حاضر هیچ تهدید فوریای علیه عموم مردم و هیچ گروه، فرد یا مکان خاصی در ارتباط با این پرونده شناسایی نکرده است، افزود تحقیقات ادامه خواهد یافت و در صورت لزوم اقدامات بیشتری انجام میشود.
او همچنین از شهروندان خواست هوشیار باشند و یادآور شد سطح هشدار تروریستی بریتانیا همچنان در وضعیت «شدید» قرار دارد.
به گفته او، اگر شهروندان مورد مشکوکی مشاهده یا اطلاعات نگرانکنندهای دریافت کردند، باید آن را به پلیس گزارش دهند.
بریتانیا در ماههای اخیر شاهد افزایش قابل توجه حملات یهودستیزانه بوده است؛ از جمله حمله با چاقو به دو مرد یهودی ارتدوکس در منطقه گولدرز گرین در اواخر ماه آوریل.
این حمله موجب شد دولت بریتانیا برای نخستین بار در بیش از چهار سال، سطح هشدار ملی تروریسم را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش دهد.
پیشتر در هفتم اردیبهشت نیز دیوار یادبود جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه گولدرز گرین لندن هدف آتشسوزی عمدی قرار گرفته بود.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ۹ اردیبهشت در سخنانی در مجلس عوام، حمله با چاقو در شمال لندن را «بسیار نگرانکننده» خواند.
او سوم اردیبهشت نیز از کنیسهای که هدف حملات اخیر قرار گرفته بود، بازدید کرده و گفته بود نگرانیها درباره استفاده برخی کشورها از عوامل نیابتی برای انجام فعالیتهای مجرمانه در بریتانیا رو به افزایش است.
حملات به اماکن یهودی
در هفتههای اخیر، حملات به اماکن یهودی و همچنین دفتر شبکه ایراناینترنشنال خبرساز شده است.
پلیس بریتانیا سوم اردیبهشت اعلام کرد تاکنون ۲۵ نفر در ارتباط با این رویدادها که شامل تلاش برای ایجاد حریق در کنیسهها بوده، بازداشت شدهاند.
به گفته پلیس بریتانیا، احتمال ارتباط جمهوری اسلامی با برخی از این حوادث در دست بررسی است.
یک گروه نزدیک به حکومت ایران با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» در شبکههای اجتماعی مسئولیت شماری از این حملات را بر عهده گرفته است.
مقامهای بریتانیایی پیشتر هشدار دادند جمهوری اسلامی میکوشد از باندهای تبهکار برای پیشبرد اقدامات خصمانه در خاک بریتانیا استفاده کند.
مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گستردهتر، درگیریهای منطقهای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را بهمراتب ضعیفتر کرده است.
جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا بهعنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقالهای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر بهطور بینقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هستهای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گستردهتر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
جفری در ابتدای این مقاله «منظری گستردهتر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیریهای منطقهای سه سال گذشته میداند؛ درگیریهایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثیها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیمتر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.
از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.
او استدلال میکند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد بهعنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هستهای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.
جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن بهمرور کاهش خواهد یافت.
او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیتهای هستهای، میتواند مسیر گفتوگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریمها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنیسازی، تهران را تحت فشار بگذارد.
تصویر بزرگتر
جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گستردهتر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازهترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.
از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، بهعنوان بخشهایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتنابناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایتهای هستهای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمعبندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاهطلبیهای هستهای و منطقهای خود عقبنشینی کند.
به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشکهای بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال میکند که مشکل حمله نهم اسفند زمانبندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنشهایی مانند بستن تنگه هرمز بود.
حرکت رو به جلو
جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کردهاند.
به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتشبس غزه را حفظ کردند، شبهنظامیان عراقی و حوثیها برخلاف سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزبالله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزبالله شد.
جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقیمانده حکومت ایران، بهویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.
این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکتها بهسرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث میشود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، بهمرور کاهش یابد.
معامله واقعی
جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیبدیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هستهای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفتوگو درباره برنامه هستهای متعهد میکند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمیکند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هستهای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان میروند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنیسازی نخواهد بود.
او در پاسخ به منتقدانی که میگویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها بهطور موقت برنامه هستهای جمهوری اسلامی را محدود میکرد و در عوض تحریمها و ابزارهای فشار را کاهش میداد.
به نوشته جفری، محدودیتهای برجام اگر همچنان برقرار میماند، از همین سال بهتدریج برداشته میشد و ایران ظرف چند سال میتوانست با سرعت بیشتری به غنیسازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریمهای سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هستهای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرمهای بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.
نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید میکند جنگ ایران باعث اختلافهایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی در این کشورها، اسکورت کشتیهای حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدنشان در فرآیندهای مشورتی و تصمیمگیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلافها به گسست جدی در ائتلاف میان آمریکا و متحدان منطقهای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقیمانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقهای را اصلاح کند.
نتیجهگیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقصها، کمبود منابع و خوشبینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعهای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیتهای منطقهای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.
به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنیسازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب میشود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دستنیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای بهدستآمده و اطمینان از این است که ایران ضعیفتر از زمان آغاز درگیریها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز پنجشنبه در سخنانی درباره جمهوری اسلامی گفت واشینگتن «ضربهای بسیار سخت» به حکومت ایران وارد کرده و اکنون از «موضع قدرت مطلق» با تهران مذاکره میکند.
ترامپ تاکید کرد آمریکا تواناییهای نظامی ایران را «بهسرعت» از بین برده و ارتش، فرماندهی، هواپیماها و نیروی دریایی جمهوری اسلامی را در مدت یک هفته و نیم «بهطور کامل» نابود کرده است.
رئیسجمهوری آمریکا گفت واشینگتن «ناچار بود» علیه ایران اقدام کند، زیرا به گفته او، دستیابی ایران به سلاح هستهای به معنای «زوال اسرائیل و خاورمیانه» و به خطر افتادن جهان بود.
او در عین حال گفت جمهوری اسلامی «بهشدت» خواهان دستیابی به توافق با آمریکا است و افزود که فکر میکند احتمالا توافقی میان دو طرف به دست خواهد آمد.
آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی، اعلام کرد در پی حمله به یک کشتی در خلیج عمان، اجرای طرح تخلیه کشتیها و دریانوردان از تنگه هرمز به حالت تعلیق درآمده است.
بر اساس این بیانیه که پنجشنبه چهارم تیر منتشر شد، یک کشتی پس از عبور از تنگه هرمز، در خلیج عمان هدف حمله قرار گرفت.
دومینگز افزود این شناور در چارچوب طرح تخلیه سازمان بینالمللی دریانوردی تردد نمیکرد.
در این بیانیه آمده است: «برای هماهنگی در عملیات و تضمین ایمنی کشتیرانی، اجرای طرح تخلیه تا زمان روشنتر شدن شرایط متوقف خواهد ماند... باید اطمینان حاصل شود که تضمینهای ایمنی لازم برای کشتیهای ثبتشده در فهرست تخلیه ما و تمامی شناورهای حاضر در منطقه برقرار است.»
پیشتر روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از دو مقام ارشد آمریکایی نوشت سپاه پاسداران چهارم تیر یک کشتی باری با پرچم سنگاپور را در تنگه هرمز هدف قرار داد.
به گزارش والاستریت ژورنال، این رویداد یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را به چالش کشیده است.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز خبر داد این حمله به کشتی خساراتی وارد آورد، اما تلفات جانی در پی نداشت.
این حادثه ساعاتی پس از آن به وقوع پیوست که نیروی دریایی سپاه پاسداران به کشتیهای حاضر در منطقه هشدار داد در مسیرهایی که مورد تایید جمهوری اسلامی نیست، تردد نکنند.
نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس، سازمان تازهتاسیس جمهوری اسلامی برای تنگه هرمز، نیز در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد تردد شناورها از مسیرهایی که خارج از چارچوب تعیینشده این نهاد باشد، «مشمول تضمین عبور ایمن نبوده و از پوشش بیمه و مسئولیتهای مرتبط برخوردار نخواهد بود».
این نهاد افزود: «تبعات ناشی از تردد از مسیرهای غیرمجاز بر عهده مالک، بهرهبردار و فرمانده شناور خواهد بود.»
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
طبق بند پنجم این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی متعهد شده است با بهکارگیری تمام تلاش خود، به مدت ۶۰ روز زمینه را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری میان خلیج فارس و دریای عمان بدون دریافت هرگونه عوارض فراهم کند.
دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی در ادامه بیانیه خود ۲۵ ژوئن، روز جهانی دریانورد، را گرامی داشت.
دومینگز بر لزوم ادامه روند تخلیه دریانوردان گرفتار در خلیج فارس تاکید کرد و گفت آنها نباید به «قربانیان جانبی این مناقشه ژئوپلیتیک» تبدیل شوند.
او افزود تا پیش از حادثه اخیر در خلیج عمان، چندین کشتی در چارچوب طرح سازمان بینالمللی دریانوردی با موفقیت از منطقه خارج شده بودند.
دومینگز دوم تیر خبر داده بود این نهاد طرح تخلیه بیش از ۱۱ هزار دریانورد گرفتار در منطقه را آغاز میکند.
روزنامه فایننشالتایمز سوم تیر نوشت بازگشایی تنگه هرمز «هسته اصلی» یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن است و ترامپ برای مهار بحران جهانی انرژی به آن چشم دوخته است.
رییسجمهوری آمریکا سوم تیر هشدار داد اگر جمهوری اسلامی از کشتیها در این گذرگاه راهبردی عوارض بگیرد، مذاکرات با تهران «فورا» پایان مییابد.
پایگاه خبری واینت به نقل از منابع امنیتی اسرائیل گزارش داد جمهوری اسلامی با استفاده از خاک ترکیه، تامین مالی از طریق ارزهای دیجیتال و قاچاق سلاح، در حال احیای «شبکههای تروریستی» خود در کرانه باختری است.
واینت پنجشنبه چهارم تیر نوشت همزمان با ادامه تلاشهای حکومت ایران برای گسترش نفوذ در کرانه باختری، ارتش اسرائیل میکوشد از ورود پهپادهای تهاجمی «افپیوی» به این منطقه و وقوع یک حمله گسترده جلوگیری کند.
به باور نهادهای امنیتی اسرائیل، تهران از فرصت آتشبس با آمریکا و تغییر موازنههای منطقهای پس از جنگ، برای بازسازی «شبکههای تروریستی» در کرانه باختری بهره گرفته است.
پیش از حمله هفتم اکتبر، هدایت بخش عمده فعالیتهای گروههای مسلح در کرانه باختری از خارج از این منطقه و بهویژه از نوار غزه انجام میشد؛ جایی که حماس و جهاد اسلامی فلسطین با حمایت جمهوری اسلامی نقش اصلی را بر عهده داشتند.
در کنار آنها، هستههای کوچک محلی و گاه گروههایی وابسته به داعش نیز فعالیت میکردند.
با این حال، عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه و کرانه باختری، همراه با دو کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی در یک سال گذشته، انتقال منابع مالی و قاچاق سلاح از سوی تهران به این منطقه رابا دشواری بیشتری روبهرو کرده است.
واینت افزود نهادهای امنیتی اسرائیل بیم آن دارند که در پی احتمال فروکش کردن درگیریها در لبنان، حکومت ایران کرانه باختری را به میدان اصلی برای پیشبرد حملات خود تبدیل کرده باشد.
به گفته مقامهای اسرائیلی، بخش قابل توجهی از هدایت و هماهنگی این فعالیتها از خاک ترکیه انجام میشود.
پیشتر در آبان ۱۴۰۴، وبسایت واشینگتن فری بیکن گزارش داد جمهوری اسلامی پس از آتشبس میان اسرائیل و حماس، تلاشها برای قاچاق تسلیحات پیشرفته به گروههای مسلح در کرانه باختری را افزایش داده است.
واینت در ادامه نوشت جمهوری اسلامی برای پیشبرد اهداف خود در کرانه باختری به سه مسیر اصلی متکی است: تامین مالی از طریق رمزارزها برای دور زدن سیستمهای سنتی اجرای قانون؛ قاچاق زمینی سلاح از طریق مرزهای شرقی اسرائیل که گاهی با استفاده از پیکها انجام میشود؛ و آموزش از راه دور مهاجمان، از جمله انتقال دانش فنی.
برخی تحلیلگران امنیتی اسرائیل معتقدند تهران با انتقال بخشی از منابع خود به کرانه باختری، در پی اجرای راهبردی است که از ارتباط میان پروندههای لبنان و ایران در مذاکرات جاری با آمریکا بهرهبرداری کند.
واینت افزود بهمنظور مقابله با تلاشهای حکومت ایران، یگان کرانه باختری ارتش اسرائیل کارزاری متمرکز را علیه تامین مالی گروههای مسلح و انتقال مواد دومنظوره به این منطقه آغاز کردهاند؛ موادی با کاربرد غیرنظامی که میتوان از آنها برای ساخت سلاح نیز استفاده کرد.
در جریان عملیات اخیر در نقاط مختلف کرانه باختری، نیروهای اسرائیلی مقادیر زیادی کود شیمیایی کشاورزی را ضبط کردهاند.
دغدغه دیگر مقامهای امنیتی اسرائیل، احتمال ورود پهپادهای انتحاری «افپیوی» به کرانه باختری است. این پهپادها که بهطور گسترده در جنگ اوکراین به کار گرفته شدهاند، خسارات قابل توجهی نیز به نیروهای اسرائیلی در لبنان وارد کردهاند.
به گزارش واینت، برآورد فعلی اسرائیل این است که چنین پهپادهایی هنوز بهصورت عملیاتی در کرانه باختری مستقر نشدهاند، اما ارتش اسرائیل بهعنوان اقدامی پیشگیرانه، هر پهپادی را که در این منطقه بیابد، توقیف میکند.
پهپادهای انتحاری هدایت اول شخص پهپادهای کوچکی هستند که اپراتور از طریق دوربین نصبشده روی آنها و بهصورت زنده هدایتشان میکند. این پهپادها با حمل مواد منفجره به سلاحی ارزان، دقیق و موثر تبدیل شدهاند.
در روزهای اخیر و پس از توافق تهران و واشینگتن، گزارشها از افزایش اختلافنظر میان کاخ سفید و دولت اسرائیل بهویژه بر سر مناقشه لبنان حکایت دارند.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
نگرانی از فعالیتهای زندانیان امنیتی پیشین
به گزارش واینت، مقامهای اسرائیلی بر این باورند که محرک اصلی فعالیتهای گروههای مسلح در کرانه باختری، زندانیان امنیتی سابق هستند.
پس از برقراری آتشبس در جنگ غزه و امضای توافق تبادل گروگانها، صدها زندانی فلسطینی به کرانه باختری بازگشتند که برخی از آنها نزدیک به ۳۰ سال در زندان بودند.
به گفته این مقامها، سازمان امنیت داخلی (شینبت) و ارتش اسرائیل فعالیت این افراد را از نزدیک زیر نظر دارند، و با مراجعه به منازلشان و صدور هشدارهای مکرر میکوشند از شکلگیری هستههای جدید مسلح، بهویژه در نابلس، طولکرم، الخلیل و رامالله، جلوگیری کنند.
واینت خاطرنشان کرد نگرانی اصلی مقامهای اسرائیل، نفوذ هدفمند تروریستها از خط تماس میان اسرائیل و کرانه باختری برای انجام حملهای بزرگ است.
پیشتر در مهرماه ۱۴۰۴، شینبت خبر داده بود تلاش جمهوری اسلامی برای قاچاق مقادیر زیادی سلاح پیشرفته به کرانه باختری بهمنظور استفاده در حملات علیه اهداف اسرائیلی را خنثی کرده است.