• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کادر درمان غرضی اصفهان: ورودی بیمارستان غرق در خون بود

۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۸:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

دو عضو کادر درمان بیمارستان غرضی اصفهان به ایران‌اینترنشنال گفتند حجم معترضان مجروح منتقل‌شده به این مرکز در شب‌های دی به حدی بود که ورودی بیمارستان غرق در خون شده بود. به گفته آن‌ها، پزشکان و پرستاران در حالی‌که «گریه می‌کردند» به مداوای مجروحان می‌پرداختند.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

فیفا درخواست ایران و مصر را رد کرد؛ حضور پرچم‌های رنگین‌کمان در بازی ایران و مصر
۱

فیفا درخواست ایران و مصر را رد کرد؛ حضور پرچم‌های رنگین‌کمان در بازی ایران و مصر

۲

۳۶ سال پیش؛ شبی که هنگام بازی برزیل-اسکاتلند، ۳۵ هزار ایرانی جان باختند

۳

آفریقای جنوبی ۱-۰ کره جنوبی؛ آفریقای جنوبی به مرحله حذفی جام جهانی صعود کرد

۴

تلاش‌های نافرجام ایران و مصر برای جلوگیری از رژه روز افتخار و پاکسازی تبلیغات در سیاتل

۵
گزارش ویژه

کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

انتخاب سردبیر

  • وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

    وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

  •  مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

    مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

  • شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است
    روایت شما

    شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

  • چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

    چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

  • کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت
    گزارش ویژه

    کارزار کشف حقیقت؛ آنچه در بیمارستان غرضی اصفهان گذشت

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

آذربایجان غربی؛ از فریاد اتحاد علیه حکومت تا سرکوب در مسجد

۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۶:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی
آذربایجان غربی؛ از فریاد اتحاد علیه حکومت تا سرکوب در مسجد
100%

اعتراضات انقلاب ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابان‌های ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارش‌ها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترک‌نشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.

در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دی‌ماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.

در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.

از سوی دیگر، روایت‌های شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضرب‌وشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه به‌عنوان محل نگهداری موقت بازداشت‌شدگان است.

گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی

آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوت‌ترین استان‌های ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

بررسی داده‌های رسیده نشان می‌دهد اعتراضات دست‌کم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای داده‌اند.

ویژگی قابل توجه این اعتراضات، عبور آن از مرزهای قومی و مذهبی بود. در شمال و مرکز استان، شهرهای عمدتا ترک‌نشین مانند ارومیه، خوی و سلماس شاهد تجمع‌های خیابانی بودند و هم‌زمان در جنوب و غرب استان، شهرهای کردنشین مانند مهاباد، بوکان و پیرانشهر با اعتصاب بازار به این موج اعتراضی پیوستند.

در ارومیه، تجمع‌ها در خیابان‌های اصلی از جمله خیابان امام، سرداران، استادان، خیام شمالی، فلکه ایالت و محدوده مسجد لطفعلی‌خان شکل گرفت. در خوی نیز خیابان امام به یکی از کانون‌های اصلی اعتراض تبدیل شد.

در شهرهای جنوبی استان، علاوه بر تجمع‌های خیابانی، اعتصاب بازار و تعطیلی واحدهای صنفی نیز بخش مهمی از اعتراضات را تشکیل می‌داد.

در بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب، گزارش‌های متعددی از تعطیلی بازارها و همراهی اصناف با فراخوان‌های اعتراضی منتشر شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد اعتراضات در این شهرها تنها به حضور در خیابان محدود نبود و به نافرمانی مدنی و اقتصادی نیز گسترش پیدا کرد.

فریاد مخالفت با حکومت تا حمایت از پهلوی با شعار آذری

بررسی شعارهای مردم در صدها ویدیوی رسیده نشان می‌دهد اعتراضات آذربایجان غربی بر چند محور اصلی استوار بود. بخش مهمی از شعارها مستقیما جمهوری اسلامی و رهبر معدوم آن، علی خامنه‌ای، را هدف قرار می‌داد تا اعتراض‌ها فراتر از مطالبات اقتصادی یا صنفی، ساختار سیاسی حاکم را به چالش بکشد.

در کنار این شعارها، در شهرهای مختلف استان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و بازگشت او نیز شنیده ‌شد؛ از جمله «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی برمی‌گرده». بخشی از این شعارها به زبان ترکی آذری فریاد زده شد. این شعارها در شهرهای مختلف، از ارومیه و خوی تا برخی شهرهای جنوب استان، نشان داد معترضان علاوه بر اعتراض به وضعیت موجود، از یک آلترناتیو سیاسی نیز نام ‌بردند.

100%

هم‌زمان، شعارهایی با مضمون همبستگی و اتحاد ملی نیز در میان معترضان شنیده می‌شد. این شعارها مطالبه مردم این استان با توجه به تنوع و ترکیب متفاوت قومی و مذهبی آن را نشان می‌دهد.

سرکوب؛ از کنترل ارتباطات تا خشونت خیابانی

هم‌زمان با گسترش اعتراضات، گزارش‌های متعددی از تشدید فضای امنیتی در شهرهای مختلف استان منتشر شد. بر اساس روایت‌های مردمی، اختلال و قطع اینترنت در برخی مناطق، استقرار نیروهای امنیتی پیش از آغاز تجمع‌ها، حضور یگان ویژه و نیروهای لباس‌شخصی و کنترل خیابان‌های اصلی، بخشی از اقداماتی بود که هم پیش از اعتراضات و روزهای منتهی به ۱۸ دی و هم در اوج اعتراضات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی انجام شد.

در بیشتر شهرهای محل اعتراضات، معترضان از استفاده نیروهای امنیتی از باتوم، گاز اشک‌آور و تیراندازی برای متفرق کردن جمعیت خبر دادند.

در بوکان، پیرانشهر، میاندوآب و سردشت نیز حضور پرشمار نیروهای امنیتی هم‌زمان با اعتصاب‌ها و تجمع‌های اعتراضی گزارش شد.

روایت‌های میدانی همچنین از بازداشت معترضان و برخی عابران، انتقال بازداشت‌شدگان به مراکز موقت و ادامه حضور نیروهای امنیتی در سطح شهرها پس از پایان تجمع‌ها حکایت دارد.

مسجد لطفعلی‌خان؛ روایت بازداشت‌های خشونت‌آمیز

یکی از متفاوت‌ترین روایت‌های رسیده از اعتراضات آذربایجان غربی، به محدوده مسجد لطفعلی‌خان در مرکز ارومیه مربوط است. بر اساس گزارش‌های مردمی، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، این مسجد به محلی برای انتقال موقت برخی بازداشت‌شدگان تبدیل شده بود.

شاهدان می‌گویند نیروهای امنیتی، معترضان، مجروحان و در برخی موارد حتی عابران را پس از بازداشت به داخل مسجد منتقل می‌کردند و سپس آن‌ها را به مراکز دیگر می‌بردند.

همچنین گزارش‌هایی از استقرار نیروهای مسلح در اطراف مسجد و حضور تک‌تیراندازان بر بام ساختمان‌های اطراف مطرح شده است.

مانند سایر شهرها، فضاها و مراکز عمومی در روند کنترل و بازداشت معترضان مورد استفاده قرار گرفتند. تیراندازی و بازداشت خشونت‌آمیز معترضان در این استان در بسیاری از روایت‌های شهروندان مورد اشاره قرار گرفت.

آسیب دائمی به پای یک معترض، به دلیل خارج کردن گلوله در خانه

۲ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
آسیب دائمی به پای یک معترض، به دلیل خارج کردن گلوله در خانه
100%

بر اساس تصاویر و اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، مردی که شامگاه ۱۸ دی در تهران هدف تیراندازی قرار گرفت، به دلیل نگرانی از بازداشت، مجبور به جراحی در خانه برای خارج کردن گلوله از محل زخم شد. این مداوای خانگی منجر به آسیب‌های جدی به پای این معترض شده است.

یک زن و همسرش که اطلاعاتشان نزد ایران‌اینترنشنال محفوظ است، ساعت ۷شب ۱۸ دی در محدوده اشرفی اصفهانی تهران، در حالی که در میان شلوغی‌های خیابانی حضور داشتند، هدف حمله نیروهای حکومتی قرار گرفتند.

ماموران موتورسوار از دو طرف به سمت مردم گاز اشک‌آور شلیک کردند و این زوج هنگام فرار به سمت خانه، از فاصله نزدیک هدف شلیک قرار گرفتند.

همسر این زن از ناحیه پا با تیر جنگی مجروح شد.

خانواده او به دلیل نگرانی از بازداشت یا برخورد امنیتی، نتوانستند او را به بیمارستان منتقل کنند و پس از دو روز، با کمک یک مسئول اتاق عمل از یکی از بیمارستان‌های تهران، گلوله را از پای او خارج کردند.

فریاد اتحاد و انقلاب ملی در خاستگاه مشروطه؛ بازخوانی اعتراضات آذربایجان شرقی

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن مهیمنی
فریاد اتحاد و انقلاب ملی در خاستگاه مشروطه؛ بازخوانی اعتراضات آذربایجان شرقی
100%

آذربایجان شرقی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراض و اعتصاب در جریان انقلاب ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ در شمال‌غرب ایران بود. ایران‌اینترنشنال در برنامه جدید «جغرافیای انقلاب ملی» به صورت هفتگی به بررسی روایات و ویدیوهای استان‌های ایران در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ می‌پردازد.

در نخستین قسمت، این برنامه روز جمعه ۲۲ خرداد به بررسی انقلاب ملی در آذربایجان شرقی پرداخت.

برای مشاهده این برنامه به این لینک مراجعه کنید.

ایران اینترنشنال از میان هزاران پیام رسیده از شهروندان، ۱۲۲ ویدیو و رخداد ثبت‌شده از این استان را راستی‌آزمایی کرد. در این میان، ۱۰۲ مورد از ویدیوها در تبریز، ۱۸ مورد در مراغه و ۲ مورد در مرند ثبت شده است.

این آمار نشان می‌دهد که تبریز موتور و محور اصلی اعتراضات دی‌ماه در استان بوده است. این شهر حدود ۴۵ درصد جمعیت استان را در خود جای داده و وزن اعتراضی آن تقریباً دو برابر سهم جمعیتی‌اش بوده است.

جغرافیا و شکل‌گیری اعتراضات

انقلاب ملی در آذربایجان شرقی از روزهای پیش از ۱۸ دی، زمان فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، علائم ابتدایی شکل‌گیری خود را نشان داد، اما اوج تجمعات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد.

آبرسان، چهارراه شهناز، نصف‌راه، ولیعصر، مارالان و میدان ساعت از مهم‌ترین نقاط تجمع معترضان در تبریز بودند. هم‌زمان اعتراضات به شهرهایی مانند مراغه و مرند نیز گسترش یافت و ناآرامی‌ها محدود به مرکز استان محدود نماند.

دانشگاه و صنعت؛ زمینه‌ مهیای استان برای اعتراضات

تبریز در تاریخ مبارزات سیاسی و آزادی‌خواهی یکی از مراکز اصلی تحولات ایران بوده است؛ از انقلاب مشروطه تا اعتراضات سراسری سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱. حضور این شهر در موج‌های اعتراضی پیشین نشان می‌دهد که اعتراضات ۱۴۰۴ بر بستری از حافظه سیاسی و تجربه‌های اعتراضی پیشین شکل گرفت.

از سوی دیگر، آذربایجان شرقی یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی، دانشگاهی و تجاری کشور محسوب می‌شود. تمرکز صنایع، دانشگاه‌ها و شبکه‌های صنفی در تبریز توانست در بسیج سریع‌تر معترضان و گسترش اعتراضات موثر باشد.

شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی و مطالعات صورت‌گرفته از سوی محققان در داخل کشور نیز از وجود گرایش‌های نوگرایانه و تغییرات ارزشی در بخشی از جامعه استان حکایت دارد که می‌تواند در توضیح زمینه‌های نارضایتی موثر باشد.

تبریز بر اساس داده‌های پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها، در میان مراکز استان‌های ایران از نظر گرایش‌های سکولار در رتبه ۱۱ و از نظر نوگرایی در رتبه ۱۵ قرار دارد؛ موضوعی که می‌تواند در کنار عوامل سیاسی و اقتصادی، بخشی از زمینه اجتماعی پذیرش گفتمان‌های اعتراضی در این شهر را توضیح دهد.

100%

شعارها؛ اتحاد و حمایت از شاهزاده پهلوی

ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد شهروندان آذربایجان شرقی در اعتراضات خود دست‌کم ۵۴ مدل متمایز شعار اعتراضی را فریاد زدند. این شعارها اغلب به زبان فارسی و در مواردی هم به زبان ترکی آذربایجانی بوده است.

معترضان، در کنار حفظ هویت محلی، تلاش داشته‌اند پیام خود را در چارچوبی ملی و سراسری و هم‌چنین اتحاد اقوام مطرح کردند.

بررسی محتوای شعارها نشان می‌دهد که اعتراضات آذربایجان شرقی صرفاً بر مطالبات اقتصادی یا معیشتی متمرکز نبوده و بیش از هر چیز ماهیتی سیاسی داشته است. مهم‌ترین مضامین مطرح‌شده شامل مخالفت با جمهوری اسلامی، درخواست تغییرات بنیادین سیاسی، حمایت از آلترناتیوهای سیاسی و تأکید بر همبستگی ملی بوده است.

در میان ویدیوهای راستی‌آزمایی‌شده ، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «ترک و فارس یکی شه، مملکت آزاد بشه» از جمله شعارها بودند.

در کنار این موارد، شعارهایی مانند «ترک فارس بیراولسون، مملکت آزاد اولسون» و «آذربایجان جانباز، پهلوی‌دن آیریلماز» نیز بازتاب یافت که نشان می‌دهد بخشی از معترضان تلاش داشته‌اند هویت آذربایجانی را در پیوند با یک مطالبه سیاسی سراسری تعریف کنند.

در مجموع، الگوی شعارها نشان می‌دهد که گفتمان غالب در خیابان‌های تبریز و دیگر شهرهای استان بر چهار محور استوار بوده است: نفی جمهوری اسلامی، حمایت از بدیل سیاسی، تأکید بر آزادی و دموکراسی، و تقویت همبستگی میان گروه‌های مختلف قومی و زبانی. این الگو با یافته‌های افکارسنجی‌های ملی نیز هم‌خوانی دارد.

الگوی سرکوب؛ از شلیک تا جلوگیری از درمان

گزارش‌های مردمی از استقرار نیروهای امنیتی در تبریز پیش از اوج اعتراضات خبر می‌دهند. حضور گسترده نیروها در محدوده بازار، میدان نماز و چهارراه شهناز از روزهای قبل گزارش شده بود.

با گسترش تجمعات در ۱۸ و ۱۹ دی، بازداشت‌های گسترده و تشدید حضور نیروهای امنیتی نیز گزارش شد. برخی روایت‌ها از درگیری‌های شدید در مناطق آبرسان و ولیعصر و همچنین ادامه فضای امنیتی در روزهای پس از اعتراضات حکایت دارند.

100%

شواهد و روایت‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که برخورد نیروهای امنیتی در آذربایجان شرقی تنها به مقابله مستقیم با تجمعات محدود نبود، بلکه از ترکیبی از اقدامات پیشگیرانه، حضور میدانی گسترده و بازداشت‌های پس از اعتراضات تشکیل می‌شد.

در روزهای منتهی به ۱۸ و ۱۹ دی، حضور نیروهای انتظامی، یگان ویژه و نیروهای لباس‌شخصی در نقاط اصلی تبریز از جمله آبرسان، چهارراه شهناز، میدان نماز، ولیعصر و محدوده بازار افزایش یافت. هدف این استقرارها کنترل مسیرهای تجمع و جلوگیری از پیوستن گروه‌های مختلف معترضان به یکدیگر بود.

با آغاز تجمعات، گزارش‌هایی از تعقیب معترضان در خیابان‌های فرعی، بازداشت در محل تجمع و انتقال بازداشت‌شدگان به مراکز امنیتی منتشر شد. ماموران به سمت بسیاری از معترضان به صورت مستقیم شلیک کردند.

در برخی مناطق، نیروهای امنیتی تلاش کردند با ایجاد فضای رعب، استقرار خودروهای ویژه و حضور گسترده نیروها، از تداوم تجمعات جلوگیری کنند.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از بازداشت‌های پس از اعتراضات نیز منتشر شد؛ برخی افراد پس از پایان تجمعات و از طریق شناسایی در تصاویر و ویدیوها یا مراجعه به محل سکونت و کسب‌وکارشان بازداشت شدند.

بررسی روایت‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که شدت سرکوب در تبریز به‌مراتب بیشتر از شهرهای دیگر استان بوده است. تمرکز اصلی نیروهای امنیتی بر مناطق مرکزی شهر، مسیرهای منتهی به بازار و میدان‌های اصلی قرار داشت؛ مناطقی که از نظر نمادین و اجتماعی ظرفیت بیشتری برای گسترش اعتراضات دارند.

بیمارستان‌ها و انبار اجساد

یکی از روایت‌های قابل توجه در جریان اعتراضات استان، انتقال پیکر برخی جان‌باختگان و مجروحان به مراکز درمانی و سردخانه‌های بیمارستانی بود. گزارش‌های مردمی از افزایش تدابیر امنیتی در برخی مراکز درمانی و محدودیت دسترسی خانواده‌ها به اطلاعات مربوط به مجروحان و جان‌باختگان حکایت دارد.

همچنین در برخی روایت‌ها به نگهداری اجساد در سردخانه بیمارستان‌ها و تأخیر در تحویل پیکرها به خانواده‌ها اشاره شده است.

تبریز؛ از مهم‌ترین کانون‌های انقلاب

داده‌های موجود نشان می‌دهد آذربایجان شرقی، با محوریت تبریز، یکی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بوده است.

ترکیب جایگاه تاریخی تبریز در تحولات سیاسی ایران، موقعیت صنعتی و دانشگاهی این شهر و سابقه حضور در اعتراضات سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱، می‌تواند بخشی از دلایل نقش پررنگ استان در این موج اعتراضی را توضیح دهد.

کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند
100%

اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» درباره جنایت‌های دی‌ماه در ممسنی حاکی است شمار زیادی از مجروحان به دلیل ترس از بازداشت در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، در خانه‌ها یا مکان‌های مخفی، تحت درمان قرار گرفتند.

تعدادی از مجروحان، ماه‌ها پس از اعتراض‌ها همچنان با عوارض ناشی از اصابت گلوله جنگی و ساچمه دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و همین فشارها، دستیابی به آمار دقیق قربانیان و انتشار نام آنان را دشوار کرده است.

ایران‌اینترنشنال تاکنون هویت و نحوه کشته شدن ۱۶ نفر را در جریان سرکوب اعتراضات ممسنی راستی‌آزمایی کرده است. در مجموع، نام ۲۱ نفر از شهروندان ممسنی که در اعتراضات دی‌ماه کشته شدند به ایران‌اینترنشنال رسیده؛ با این توضیح که پنج نفر از آنان در شهرهای دیگر کشته و سپس در ممسنی به خاک سپرده شدند.

بر اساس روایت‌های رسیده، به دلیل فشار بر خانواده‌ها، نسبت دادن برخی مرگ‌ها به خودکشی و خودداری شماری از خانواده‌ها از رسانه‌ای کردن نام عزیزانشان، آمار واقعی قربانیان می‌تواند بیش از مواردی باشد که تاکنون تایید شده است.

آغاز زودهنگام اعتراضات در ممسنی

نورآباد ممسنی پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، از نخستین شهرهایی بود که به اعتراضات پیوست.

تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌داد جمعیت بزرگی از مردم در میدان اصلی شهر تجمع کرده و شعارهای ضدحکومتی سر دادند.

با گسترش خیزش سراسری، مردم نورآباد از عصر ۱۸ دی‌ماه بار دیگر به خیابان‌ها آمدند. بر اساس اطلاعات رسیده، معترضان از سه مسیر اصلی به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کردند

مسیر نخست از خیابان حمام شهرداری و مصلی، مسیر دوم از بلوار هفت‌تیر و مسیر سوم از بلوار هجرت آغاز می‌شد.

هدف جمعیت در هر سه مسیر، رسیدن به فلکه آموزش‌وپرورش بود. نقطه‌ای که شماری از مهم‌ترین نهادهای حکومتی شهر، از جمله مقر سپاه پاسداران، دادگستری و کلانتری، در اطراف آن قرار دارند.

به گفته شاهدان، نیروهای حکومتی از نخستین لحظات تلاش کردند با شلیک گسترده گاز اشک‌آور مانع رسیدن مردم به مرکز شهر شوند.

یکی از شاهدان به ایران‌اینترنشنال گفت نیروهای امنیتی در فاصله‌های بسیار کوتاه به سوی جمعیت گاز اشک‌آور شلیک می‌کردند.

با وجود این، معترضان از چند مسیر پیشروی کردند و گروهی که از بلوار هجرت حرکت کرده بود، برای مدتی به مرکز شهر رسید.

نیروهای حکومتی از پشت‌بام دادگستری، کلانتری، بانک ملت و کوچه‌های منتهی به مقر سپاه پاسداران، مردم را هدف گلوله‌های ساچمه‌ای و جنگی قرار دادند.

یکی از شاهدان گفت تنها در جمعیت حاضر در بلوار هجرت، دست‌کم شش مجروح با جراحات جدی دیده است.

به گفته او، چهار نفر از ناحیه پا و دو نفر از ناحیه شکم و اندام تناسلی هدف گلوله قرار گرفته بودند.

هم‌زمان، صدای ممتد شلیک سلاح‌های جنگی از دو مسیر دیگر نیز شنیده می‌شد.

بر اساس یکی از روایت‌ها، در محدوده مصلی و مسیر منتهی به فلکه آموزش‌وپرورش، «یکی از نیروهای امنیتی به دست معترضان افتاد و کشته شد». پس از این اتفاق، نیروهای حکومتی شدت تیراندازی را افزایش دادند و جمعیت حاضر در این مسیر را به رگبار بستند.

شاهدان فضای شهر را در آن شب به میدان جنگ تشبیه کرده‌اند. بر اساس این روایت‌ها، از کودکان و نوجوانان تا سالمندان در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی بدون توجه به سن معترضان، به سوی جمعیت تیراندازی می‌کردند.

نخستین کشته‌های آن شب در مسیرهای بلوار هفت‌تیر و خیابان حمام شهرداری به سوی فلکه آموزش‌وپرورش ثبت شدند. دو مسیری که شدت درگیری و تیراندازی در آن‌ها بیشتر بود.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

کشتار مقابل دادگستری نورآباد

صبح روز بعد، علی احمدی، معلم بازنشسته، در بهشت زهرای ممسنی در سخنانی از لزوم پاسخگویی عاملان سرکوب و خونریزی سخن گفت.

پس از این مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کرد و در ادامه، وارد محدوده دادگستری نورآباد شد.

بر اساس روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ساختمان دادگستری در حوالی غروب به آتش کشیده شد. پس از آن، نیروهای مسلح لباس‌شخصی با خودروهای پژو ۴۰۵ از سمت کلانتری وارد محدوده شدند و از چند جهت به سوی جمعیت تیراندازی کردند.

یکی از شاهدان صحنه تیراندازی را شبیه عملیات نظامی و حمله تروریستی توصیف کرد و گفت شمار زیادی از معترضان در همین مرحله کشته یا به‌شدت مجروح شدند.

100%

مجروحانی که از درمان محروم ماندند

اطلاعات رسیده به کارزار کشف حقیقت ممسنی نشان می‌دهد بسیاری از مجروحان اعتراضات به دلیل احتمال بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند و در خانه یا مکان‌های مخفی درمان شدند.

یک نوجوان ۱۴ ساله اهل ممسنی که در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه با گلوله جنگی از ناحیه پا مجروح شد، با وجود انجام دو عمل جراحی، همچنان قادر به راه رفتن نیست.

یکی دیگر از مجروحان که ۱۹ دی‌ماه با گلوله ساچمه‌ای هدف قرار گرفت، برای فرار از نیروهای امنیتی چند ساعت زیر پل فهلیان پناه گرفت. محرومیت او از درمان فوری و باقی ماندن طولانی‌مدت جراحت‌ها بدون رسیدگی پزشکی، به عفونت شدید پای او منجر شد.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال، شمار مجروحانی که آثار گلوله و ساچمه همچنان بر بدنشان باقی مانده، قابل توجه است: «با این حال، ترس از شناسایی و بازداشت باعث شده بسیاری از آنان حاضر به انتشار نام، تصویر یا پرونده پزشکی خود نباشند.»

گزارش‌ها همچنین از ادامه بازداشت‌ها، احضار شهروندان و حضور گسترده نیروهای امنیتی در نورآباد حکایت دارند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند تا درباره چگونگی سرکوب و شمار قربانیان، با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند.

کارزار کشف حقیقت ممسنی در تلاش است با جمع‌آوری شهادت شاهدان، تصاویر، اسناد پزشکی و اطلاعات خانواده‌ها، ابعاد سرکوب اعتراضات در این شهرستان و هویت تمامی کشته‌شدگان و مجروحان را روشن کند.

جاویدنام حجت‌اله فیروزی بر اثر شکنجه در بازداشت جان باخت

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
جاویدنام حجت‌اله فیروزی بر اثر شکنجه در بازداشت جان باخت
100%

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، حجت‌اله فیروزی که ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات «انقلاب ملی» در منطقه نظام‌آباد تهران بازداشت شده بود، بر اثر شکنجه در بازداشتگاه جان باخت.

بنا بر این گزارش، پس از حدود دو هفته بی‌اطلاعی، نهادهای امنیتی با خانواده حجت‌اله فیروزی تماس گرفتند و از آنان خواستند برای تحویل پیکر مراجعه کنند.

بر اساس این گزارش، ماموران امنیتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا برگه‌ای را امضا کنند که در آن علت مرگ «سکته» عنوان شده بود و در صورت امتناع، گفته شد باید برای تحویل پیکر هزینه پرداخت شود؛ در نهایت خانواده ناچار به امضا شدند.

بر اساس این گزارش، آثار جراحات متعدد از جمله کبودی، شکستگی در دست و پا، آسیب‌دیدگی شدید چشم، آثار ضربه به سر و آثار بخیه و تزریق بر پیکر او مشاهده شده بود.

بنا بر این گزارش، پیکر او ۱ بهمن ۱۴۰۴ در روستای گل‌چشمه از توابع محلات در فضایی امنیتی به خاک سپرده شد و خانواده برای برگزاری مراسم یادبود و اطلاع‌رسانی نیز تحت فشار قرار گرفتند.

حجت‌اله فیروزی، ۴۰ ساله، ساکن تهران، پدر دو فرزند و شاغل در یک کتاب‌فروشی بود.