• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

فریاد اتحاد و انقلاب ملی در خاستگاه مشروطه؛ بازخوانی اعتراضات آذربایجان شرقی

محسن مهیمنی
محسن مهیمنی

ایران‌اینترنشنال

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۱:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

آذربایجان شرقی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراض و اعتصاب در جریان انقلاب ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ در شمال‌غرب ایران بود. ایران‌اینترنشنال در برنامه جدید «جغرافیای انقلاب ملی» به صورت هفتگی به بررسی روایات و ویدیوهای استان‌های ایران در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ می‌پردازد.

در نخستین قسمت، این برنامه روز جمعه ۲۲ خرداد به بررسی انقلاب ملی در آذربایجان شرقی پرداخت.

برای مشاهده این برنامه به این لینک مراجعه کنید.

ایران اینترنشنال از میان هزاران پیام رسیده از شهروندان، ۱۲۲ ویدیو و رخداد ثبت‌شده از این استان را راستی‌آزمایی کرد. در این میان، ۱۰۲ مورد از ویدیوها در تبریز، ۱۸ مورد در مراغه و ۲ مورد در مرند ثبت شده است.

این آمار نشان می‌دهد که تبریز موتور و محور اصلی اعتراضات دی‌ماه در استان بوده است. این شهر حدود ۴۵ درصد جمعیت استان را در خود جای داده و وزن اعتراضی آن تقریباً دو برابر سهم جمعیتی‌اش بوده است.

جغرافیا و شکل‌گیری اعتراضات

انقلاب ملی در آذربایجان شرقی از روزهای پیش از ۱۸ دی، زمان فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، علائم ابتدایی شکل‌گیری خود را نشان داد، اما اوج تجمعات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد.

آبرسان، چهارراه شهناز، نصف‌راه، ولیعصر، مارالان و میدان ساعت از مهم‌ترین نقاط تجمع معترضان در تبریز بودند. هم‌زمان اعتراضات به شهرهایی مانند مراغه و مرند نیز گسترش یافت و ناآرامی‌ها محدود به مرکز استان محدود نماند.

دانشگاه و صنعت؛ زمینه‌ مهیای استان برای اعتراضات

تبریز در تاریخ مبارزات سیاسی و آزادی‌خواهی یکی از مراکز اصلی تحولات ایران بوده است؛ از انقلاب مشروطه تا اعتراضات سراسری سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱. حضور این شهر در موج‌های اعتراضی پیشین نشان می‌دهد که اعتراضات ۱۴۰۴ بر بستری از حافظه سیاسی و تجربه‌های اعتراضی پیشین شکل گرفت.

از سوی دیگر، آذربایجان شرقی یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی، دانشگاهی و تجاری کشور محسوب می‌شود. تمرکز صنایع، دانشگاه‌ها و شبکه‌های صنفی در تبریز توانست در بسیج سریع‌تر معترضان و گسترش اعتراضات موثر باشد.

شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی و مطالعات صورت‌گرفته از سوی محققان در داخل کشور نیز از وجود گرایش‌های نوگرایانه و تغییرات ارزشی در بخشی از جامعه استان حکایت دارد که می‌تواند در توضیح زمینه‌های نارضایتی موثر باشد.

تبریز بر اساس داده‌های پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها، در میان مراکز استان‌های ایران از نظر گرایش‌های سکولار در رتبه ۱۱ و از نظر نوگرایی در رتبه ۱۵ قرار دارد؛ موضوعی که می‌تواند در کنار عوامل سیاسی و اقتصادی، بخشی از زمینه اجتماعی پذیرش گفتمان‌های اعتراضی در این شهر را توضیح دهد.

100%

شعارها؛ اتحاد و حمایت از شاهزاده پهلوی

ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد شهروندان آذربایجان شرقی در اعتراضات خود دست‌کم ۵۴ مدل متمایز شعار اعتراضی را فریاد زدند. این شعارها اغلب به زبان فارسی و در مواردی هم به زبان ترکی آذربایجانی بوده است.

معترضان، در کنار حفظ هویت محلی، تلاش داشته‌اند پیام خود را در چارچوبی ملی و سراسری و هم‌چنین اتحاد اقوام مطرح کردند.

بررسی محتوای شعارها نشان می‌دهد که اعتراضات آذربایجان شرقی صرفاً بر مطالبات اقتصادی یا معیشتی متمرکز نبوده و بیش از هر چیز ماهیتی سیاسی داشته است. مهم‌ترین مضامین مطرح‌شده شامل مخالفت با جمهوری اسلامی، درخواست تغییرات بنیادین سیاسی، حمایت از آلترناتیوهای سیاسی و تأکید بر همبستگی ملی بوده است.

در میان ویدیوهای راستی‌آزمایی‌شده ، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «جاوید شاه»، «رضاشاه روحت شاد» و «ترک و فارس یکی شه، مملکت آزاد بشه» از جمله شعارها بودند.

در کنار این موارد، شعارهایی مانند «ترک فارس بیراولسون، مملکت آزاد اولسون» و «آذربایجان جانباز، پهلوی‌دن آیریلماز» نیز بازتاب یافت که نشان می‌دهد بخشی از معترضان تلاش داشته‌اند هویت آذربایجانی را در پیوند با یک مطالبه سیاسی سراسری تعریف کنند.

در مجموع، الگوی شعارها نشان می‌دهد که گفتمان غالب در خیابان‌های تبریز و دیگر شهرهای استان بر چهار محور استوار بوده است: نفی جمهوری اسلامی، حمایت از بدیل سیاسی، تأکید بر آزادی و دموکراسی، و تقویت همبستگی میان گروه‌های مختلف قومی و زبانی. این الگو با یافته‌های افکارسنجی‌های ملی نیز هم‌خوانی دارد.

الگوی سرکوب؛ از شلیک تا جلوگیری از درمان

گزارش‌های مردمی از استقرار نیروهای امنیتی در تبریز پیش از اوج اعتراضات خبر می‌دهند. حضور گسترده نیروها در محدوده بازار، میدان نماز و چهارراه شهناز از روزهای قبل گزارش شده بود.

با گسترش تجمعات در ۱۸ و ۱۹ دی، بازداشت‌های گسترده و تشدید حضور نیروهای امنیتی نیز گزارش شد. برخی روایت‌ها از درگیری‌های شدید در مناطق آبرسان و ولیعصر و همچنین ادامه فضای امنیتی در روزهای پس از اعتراضات حکایت دارند.

100%

شواهد و روایت‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که برخورد نیروهای امنیتی در آذربایجان شرقی تنها به مقابله مستقیم با تجمعات محدود نبود، بلکه از ترکیبی از اقدامات پیشگیرانه، حضور میدانی گسترده و بازداشت‌های پس از اعتراضات تشکیل می‌شد.

در روزهای منتهی به ۱۸ و ۱۹ دی، حضور نیروهای انتظامی، یگان ویژه و نیروهای لباس‌شخصی در نقاط اصلی تبریز از جمله آبرسان، چهارراه شهناز، میدان نماز، ولیعصر و محدوده بازار افزایش یافت. هدف این استقرارها کنترل مسیرهای تجمع و جلوگیری از پیوستن گروه‌های مختلف معترضان به یکدیگر بود.

با آغاز تجمعات، گزارش‌هایی از تعقیب معترضان در خیابان‌های فرعی، بازداشت در محل تجمع و انتقال بازداشت‌شدگان به مراکز امنیتی منتشر شد. ماموران به سمت بسیاری از معترضان به صورت مستقیم شلیک کردند.

در برخی مناطق، نیروهای امنیتی تلاش کردند با ایجاد فضای رعب، استقرار خودروهای ویژه و حضور گسترده نیروها، از تداوم تجمعات جلوگیری کنند.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از بازداشت‌های پس از اعتراضات نیز منتشر شد؛ برخی افراد پس از پایان تجمعات و از طریق شناسایی در تصاویر و ویدیوها یا مراجعه به محل سکونت و کسب‌وکارشان بازداشت شدند.

بررسی روایت‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که شدت سرکوب در تبریز به‌مراتب بیشتر از شهرهای دیگر استان بوده است. تمرکز اصلی نیروهای امنیتی بر مناطق مرکزی شهر، مسیرهای منتهی به بازار و میدان‌های اصلی قرار داشت؛ مناطقی که از نظر نمادین و اجتماعی ظرفیت بیشتری برای گسترش اعتراضات دارند.

بیمارستان‌ها و انبار اجساد

یکی از روایت‌های قابل توجه در جریان اعتراضات استان، انتقال پیکر برخی جان‌باختگان و مجروحان به مراکز درمانی و سردخانه‌های بیمارستانی بود. گزارش‌های مردمی از افزایش تدابیر امنیتی در برخی مراکز درمانی و محدودیت دسترسی خانواده‌ها به اطلاعات مربوط به مجروحان و جان‌باختگان حکایت دارد.

همچنین در برخی روایت‌ها به نگهداری اجساد در سردخانه بیمارستان‌ها و تأخیر در تحویل پیکرها به خانواده‌ها اشاره شده است.

تبریز؛ از مهم‌ترین کانون‌های انقلاب

داده‌های موجود نشان می‌دهد آذربایجان شرقی، با محوریت تبریز، یکی از مهم‌ترین کانون‌های اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بوده است.

ترکیب جایگاه تاریخی تبریز در تحولات سیاسی ایران، موقعیت صنعتی و دانشگاهی این شهر و سابقه حضور در اعتراضات سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۱، می‌تواند بخشی از دلایل نقش پررنگ استان در این موج اعتراضی را توضیح دهد.

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد
۱

آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

۲

اکسیوس: احتمال دارد یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن زودتر از جمعه دوباره امضا شود

۳

مزدوران اجاره‌ای در کانادا، شیوه تازه نفوذ و تهدید جمهوری اسلامی

۴

متن یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن؛ نفت، تحریم‌ها و برنامه هسته‌ای در مرکز توافق

۵

سی‌ان‌ان: آمریکا لحن و متن یادداشت تفاهم را کم‌اهمیت می‌داند و تعهدات محرمانه را مهم‌تر

انتخاب سردبیر

  • حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

    حسین قاضیان: در یک حال استمراری بی‌پایان گیر کرده‌ایم

  • اختلاف روایت تهران و واشینگتن از تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی و آمریکا
    تحلیل

    اختلاف روایت تهران و واشینگتن از تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی و آمریکا

  • مزدوران اجاره‌ای در کانادا، شیوه تازه نفوذ و تهدید جمهوری اسلامی

    مزدوران اجاره‌ای در کانادا، شیوه تازه نفوذ و تهدید جمهوری اسلامی

  • آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

    آمریکا سرانجام متن رسمی یادداشت تفاهم با جمهوری اسلامی را منتشر کرد

  • بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ‌ در پیچ پرونده هسته‌ای تهران

    بیش از دو دهه مذاکره، همراه با تحریم و جنگ؛ مسیر پیچ‌ در پیچ پرونده هسته‌ای تهران

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند

۲۸ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
کارزار کشف حقیقت جنایت ممسنی؛ مجروحانی که از ترس بازداشت در خانه درمان شدند
100%

اطلاعات رسیده به کارزار «کشف حقیقت» درباره جنایت‌های دی‌ماه در ممسنی حاکی است شمار زیادی از مجروحان به دلیل ترس از بازداشت در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، در خانه‌ها یا مکان‌های مخفی، تحت درمان قرار گرفتند.

تعدادی از مجروحان، ماه‌ها پس از اعتراض‌ها همچنان با عوارض ناشی از اصابت گلوله جنگی و ساچمه دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و همین فشارها، دستیابی به آمار دقیق قربانیان و انتشار نام آنان را دشوار کرده است.

ایران‌اینترنشنال تاکنون هویت و نحوه کشته شدن ۱۶ نفر را در جریان سرکوب اعتراضات ممسنی راستی‌آزمایی کرده است. در مجموع، نام ۲۱ نفر از شهروندان ممسنی که در اعتراضات دی‌ماه کشته شدند به ایران‌اینترنشنال رسیده؛ با این توضیح که پنج نفر از آنان در شهرهای دیگر کشته و سپس در ممسنی به خاک سپرده شدند.

بر اساس روایت‌های رسیده، به دلیل فشار بر خانواده‌ها، نسبت دادن برخی مرگ‌ها به خودکشی و خودداری شماری از خانواده‌ها از رسانه‌ای کردن نام عزیزانشان، آمار واقعی قربانیان می‌تواند بیش از مواردی باشد که تاکنون تایید شده است.

آغاز زودهنگام اعتراضات در ممسنی

نورآباد ممسنی پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، از نخستین شهرهایی بود که به اعتراضات پیوست.

تصاویر رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌داد جمعیت بزرگی از مردم در میدان اصلی شهر تجمع کرده و شعارهای ضدحکومتی سر دادند.

با گسترش خیزش سراسری، مردم نورآباد از عصر ۱۸ دی‌ماه بار دیگر به خیابان‌ها آمدند. بر اساس اطلاعات رسیده، معترضان از سه مسیر اصلی به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کردند

مسیر نخست از خیابان حمام شهرداری و مصلی، مسیر دوم از بلوار هفت‌تیر و مسیر سوم از بلوار هجرت آغاز می‌شد.

هدف جمعیت در هر سه مسیر، رسیدن به فلکه آموزش‌وپرورش بود. نقطه‌ای که شماری از مهم‌ترین نهادهای حکومتی شهر، از جمله مقر سپاه پاسداران، دادگستری و کلانتری، در اطراف آن قرار دارند.

به گفته شاهدان، نیروهای حکومتی از نخستین لحظات تلاش کردند با شلیک گسترده گاز اشک‌آور مانع رسیدن مردم به مرکز شهر شوند.

یکی از شاهدان به ایران‌اینترنشنال گفت نیروهای امنیتی در فاصله‌های بسیار کوتاه به سوی جمعیت گاز اشک‌آور شلیک می‌کردند.

با وجود این، معترضان از چند مسیر پیشروی کردند و گروهی که از بلوار هجرت حرکت کرده بود، برای مدتی به مرکز شهر رسید.

نیروهای حکومتی از پشت‌بام دادگستری، کلانتری، بانک ملت و کوچه‌های منتهی به مقر سپاه پاسداران، مردم را هدف گلوله‌های ساچمه‌ای و جنگی قرار دادند.

یکی از شاهدان گفت تنها در جمعیت حاضر در بلوار هجرت، دست‌کم شش مجروح با جراحات جدی دیده است.

به گفته او، چهار نفر از ناحیه پا و دو نفر از ناحیه شکم و اندام تناسلی هدف گلوله قرار گرفته بودند.

هم‌زمان، صدای ممتد شلیک سلاح‌های جنگی از دو مسیر دیگر نیز شنیده می‌شد.

بر اساس یکی از روایت‌ها، در محدوده مصلی و مسیر منتهی به فلکه آموزش‌وپرورش، «یکی از نیروهای امنیتی به دست معترضان افتاد و کشته شد». پس از این اتفاق، نیروهای حکومتی شدت تیراندازی را افزایش دادند و جمعیت حاضر در این مسیر را به رگبار بستند.

شاهدان فضای شهر را در آن شب به میدان جنگ تشبیه کرده‌اند. بر اساس این روایت‌ها، از کودکان و نوجوانان تا سالمندان در خیابان حضور داشتند و نیروهای امنیتی بدون توجه به سن معترضان، به سوی جمعیت تیراندازی می‌کردند.

نخستین کشته‌های آن شب در مسیرهای بلوار هفت‌تیر و خیابان حمام شهرداری به سوی فلکه آموزش‌وپرورش ثبت شدند. دو مسیری که شدت درگیری و تیراندازی در آن‌ها بیشتر بود.

  • نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

    نورآباد ممسنی؛ شهری که شاهد سرکوبی بزرگ و خونین بود

کشتار مقابل دادگستری نورآباد

صبح روز بعد، علی احمدی، معلم بازنشسته، در بهشت زهرای ممسنی در سخنانی از لزوم پاسخگویی عاملان سرکوب و خونریزی سخن گفت.

پس از این مراسم، جمعیت به سوی مرکز شهر و فلکه آموزش‌وپرورش حرکت کرد و در ادامه، وارد محدوده دادگستری نورآباد شد.

بر اساس روایت‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ساختمان دادگستری در حوالی غروب به آتش کشیده شد. پس از آن، نیروهای مسلح لباس‌شخصی با خودروهای پژو ۴۰۵ از سمت کلانتری وارد محدوده شدند و از چند جهت به سوی جمعیت تیراندازی کردند.

یکی از شاهدان صحنه تیراندازی را شبیه عملیات نظامی و حمله تروریستی توصیف کرد و گفت شمار زیادی از معترضان در همین مرحله کشته یا به‌شدت مجروح شدند.

100%

مجروحانی که از درمان محروم ماندند

اطلاعات رسیده به کارزار کشف حقیقت ممسنی نشان می‌دهد بسیاری از مجروحان اعتراضات به دلیل احتمال بازداشت، به بیمارستان مراجعه نکردند و در خانه یا مکان‌های مخفی درمان شدند.

یک نوجوان ۱۴ ساله اهل ممسنی که در اعتراضات ۱۸ دی‌ماه با گلوله جنگی از ناحیه پا مجروح شد، با وجود انجام دو عمل جراحی، همچنان قادر به راه رفتن نیست.

یکی دیگر از مجروحان که ۱۹ دی‌ماه با گلوله ساچمه‌ای هدف قرار گرفت، برای فرار از نیروهای امنیتی چند ساعت زیر پل فهلیان پناه گرفت. محرومیت او از درمان فوری و باقی ماندن طولانی‌مدت جراحت‌ها بدون رسیدگی پزشکی، به عفونت شدید پای او منجر شد.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال، شمار مجروحانی که آثار گلوله و ساچمه همچنان بر بدنشان باقی مانده، قابل توجه است: «با این حال، ترس از شناسایی و بازداشت باعث شده بسیاری از آنان حاضر به انتشار نام، تصویر یا پرونده پزشکی خود نباشند.»

گزارش‌ها همچنین از ادامه بازداشت‌ها، احضار شهروندان و حضور گسترده نیروهای امنیتی در نورآباد حکایت دارند.

خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند تا درباره چگونگی سرکوب و شمار قربانیان، با رسانه‌ها گفت‌وگو نکنند.

کارزار کشف حقیقت ممسنی در تلاش است با جمع‌آوری شهادت شاهدان، تصاویر، اسناد پزشکی و اطلاعات خانواده‌ها، ابعاد سرکوب اعتراضات در این شهرستان و هویت تمامی کشته‌شدگان و مجروحان را روشن کند.

جاویدنام حجت‌اله فیروزی بر اثر شکنجه در بازداشت جان باخت

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
جاویدنام حجت‌اله فیروزی بر اثر شکنجه در بازداشت جان باخت
100%

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، حجت‌اله فیروزی که ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات «انقلاب ملی» در منطقه نظام‌آباد تهران بازداشت شده بود، بر اثر شکنجه در بازداشتگاه جان باخت.

بنا بر این گزارش، پس از حدود دو هفته بی‌اطلاعی، نهادهای امنیتی با خانواده حجت‌اله فیروزی تماس گرفتند و از آنان خواستند برای تحویل پیکر مراجعه کنند.

بر اساس این گزارش، ماموران امنیتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا برگه‌ای را امضا کنند که در آن علت مرگ «سکته» عنوان شده بود و در صورت امتناع، گفته شد باید برای تحویل پیکر هزینه پرداخت شود؛ در نهایت خانواده ناچار به امضا شدند.

بر اساس این گزارش، آثار جراحات متعدد از جمله کبودی، شکستگی در دست و پا، آسیب‌دیدگی شدید چشم، آثار ضربه به سر و آثار بخیه و تزریق بر پیکر او مشاهده شده بود.

بنا بر این گزارش، پیکر او ۱ بهمن ۱۴۰۴ در روستای گل‌چشمه از توابع محلات در فضایی امنیتی به خاک سپرده شد و خانواده برای برگزاری مراسم یادبود و اطلاع‌رسانی نیز تحت فشار قرار گرفتند.

حجت‌اله فیروزی، ۴۰ ساله، ساکن تهران، پدر دو فرزند و شاغل در یک کتاب‌فروشی بود.

جاویدنام حمید زارع؛ گفتند بازداشت شده، پیکرش را تحویل دادند

۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
جاویدنام حمید زارع؛ گفتند بازداشت شده، پیکرش را تحویل دادند
100%

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، حمید (مهران) زارع، ۳۲ ساله، ۱۹ دی‌ماه در جریان اعتراضات «انقلاب ملی» در مرودشت با شلیک گلوله نیروهای حکومت کشته شد.

بنا بر این گزارش، خانواده او روز بعد برای پیگیری وضعیتش مراجعه کردند، اما به آنان گفته شد که بازداشت شده است. با این حال، پیکر حمید زارع ۲۱ دی‌ماه به خانواده تحویل داده شد و در شرایطی امنیتی، بدون اطلاع‌رسانی عمومی و با شتاب به خاک سپرده شد.

بر اساس این گزارش، خانواده او همچنان تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند و تهدید شده‌اند که در صورت اطلاع‌رسانی یا اعتراض، با پیامدهای دیگری روبه‌رو خواهند شد.

حمید زارع متاهل، پدر یک پسر شش‌ساله و شاغل در حرفه کابینت‌سازی بود و در زمان کشته شدن مستاجر بود.

کارزار مردمی ممسنی؛ «از ترس تیر خلاص، هنوز ساچمه‌ها در بدن برادرم مانده‌اند»

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
کارزار مردمی ممسنی؛ «از ترس تیر خلاص، هنوز ساچمه‌ها در بدن برادرم مانده‌اند»
100%

یک شاهد عینی درباره اعتراضات دی‌ماه نورآباد ممسنی و کشتار معترضان در این شهر، به ایران‌اینترنشنال گفت برادرش هدف تیراندازی قرار گرفت و بدنش پر از ساچمه شد. اما از ترس اینکه به او «تیر خلاص» بزنند، هرگز برای درمان به بیمارستان نرفت و هنوز تعدادی از ساچمه‌ها در بدنش باقی مانده‌اند.

این شهروند، گفت دادگستری ممسنی در جریان اعتراضات به دست نیروهای حکومتی و از داخل ساختمان آتش گرفت.

به گفته او، برادرش آن‌شب داخل ساختمان رفت و دید همه اتاق‌ها خالی هستند و فقط پرده‌ها سوخته‌اند.

این شاهد عینی یادآوری کرد علاوه بر برادرش ده‌ها تن دیگر نیز هدف گلوله‌های ساچمه‌ای یا جنگی قرار گرفتند.

او افزود: «دو نفر از بستگان ما را در بیمارستان با تیر خلاص کشتند. بعد از کشته شدن هم آن‌ها را بسیجی معرفی کردند، چون خانواده‌هایشان توان پرداخت هزینه گلوله را نداشتند.»

با این‌حال به گفته این شهروند، مردم در مراسم چهلم این دو معترض کشته‌شده، فریاد «جاویدنام» سر دادند.

نورآباد ممسنی در استان فارس، پیش از فراخوان‌های سراسری ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به اعتراضات پیوست. سرکوب خونین معترضان در این شهر نیز زودتر از بسیاری از نقاط دیگر آغاز شد. ایران‌اینترنشنال، کارزاری را برای کشف حقیقت و شناسایی هویت جاویدنامان این شهر آغاز کرده است.

وحید سرخ‌گل، زندانی سیاسی: زندانیان انقلاب ملی در دخمه زندان تحت فشار و شکنجه‌اند

۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۰۷:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)
وحید سرخ‌گل، زندانی سیاسی: زندانیان انقلاب ملی در دخمه زندان تحت فشار و شکنجه‌اند
100%

وحید سرخ‌گل، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامه‌ای از زندان نسبت به وضعیت بازداشت‌شدگان انقلاب ملی دی‌ماه هشدار داد و از آنچه «فشار و ظلم سیستماتیک» علیه زندانیان سیاسی در زندان‌های اوین و قزلحصار خواند، انتقاد کرد.

او از توهین، تحقیر، ضرب‌وشتم، نگهداری طولانی‌مدت در سلول‌های انفرادی، محدودیت تماس و ملاقات، محرومیت از هواخوری و نبود امکانات اولیه برای زندانیان سیاسی خبر داد.

در بخشی از نامه او آمده است: «در قفسی چون اوین و دخمه‌ای چون واحد ۳ زندان قزلحصار، با بدترین شرایط، مورد توهین، تحقیر، فحاشی و حتی ضرب‌وشتم قرار می‌گیرند.»


سرخ‌گل در این نامه از رسانه‌ها، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی خواست برای بهبود وضعیت زندانیان سیاسی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات تا بازداشت‌شدگان جنگ ۱۲ روزه، اقدام مؤثر انجام دهند.