ونس: طبق تفاهم، بازرسان هستهای «قطعا» اجازه خواهند داشت، به ایران بازگردند

جیدی ونس، معاون ترامپ، به انبیسی نیوز گفت در چارچوب یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، بازرسان هستهای «قطعا» اجازه خواهند داشت، به ایران بازگردند.

جیدی ونس، معاون ترامپ، به انبیسی نیوز گفت در چارچوب یادداشت تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی، بازرسان هستهای «قطعا» اجازه خواهند داشت، به ایران بازگردند.
ونس گفت: «در واقع، یکی از بخشهای اصلی توافق این است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی و آمریکا به جمهوری اسلامی کمک خواهند کرد ذخایر اورانیوم با غنای بالا را از بین ببرد و این موضوع بهروشنی در یادداشت تفاهمی که آمریکا و حکومت ایران پیشتر بر سر آن توافق کردهاند، ذکر شده است.»






روزنامه اسرائیل هیوم در گزارشی تحلیلی نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، رویکردی خصمانه علیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در پیش گرفته و موضع فرستادگان ویژه خود در خاورمیانه درباره جمهوری اسلامی را پذیرفته است که بهای آن میتواند سنگین باشد.
بهنوشته اسرائیل هیوم، ترامپ با دیدگاه جیدی ونس، معاون خود، همسو شده که معتقد است نخستوزیر اسرائیل در تلاش است توافق را از مسیر خارج کند. مقامهای ارشد آمریکایی هشدار میدهند هر کسی که جرات کند با مسیر انتخابشده درباره ایران مخالفت کند، بهایی شخصی خواهد پرداخت.
یک مقام ارشد آمریکایی که نامش اعلام نشده، در توصیف آنچه پشت پرده گفتوگوهای کاخ سفید درباره ایران جریان دارد، به اسرائیل هیوم گفت: «بحث تمام شده است. کسانی که با آن مخالفت کنند ممکن است بهای شخصی بپردازند.»
این روزنامه چند هفته پیش نیز از گفتوگویی دشوار گزارش داد که در آن میان برخی از افراد درگیر، از جمله میان جیدی ونس و دونالد ترامپ مشاجرهای تند درگرفت. ونس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر که مذاکرات با جمهوری اسلامی را مدیریت میکنند، از توافق با رژیم ایران حمایت میکنند؛ بخشی به دلیل این ارزیابی که این رژیم در بازه زمانی معقول سقوط نخواهد کرد، و بخشی نیز به دلیل فشار برخی کشورهای خلیج فارس و در رأس آنها قطر.
بهنوشته اسرائیل هیوم، قطر روابط نزدیکی با فرستادگان آمریکایی دخیل در مذاکرات دارد. به گفته مقامهای آمریکایی آگاه، ونس روابط ویژهای با رهبری قطر برقرار کرده است. در مقابل مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و پیت هگست، وزیر جنگ، با کمک چند مقام ارشد در پنتاگون و وزارت امور خارجه، ارزیابی متفاوتی ارائه کردند مبنی بر اینکه رژیم ایران زیر فشار اقتصادی در حال مرگ است و تشدید این فشار راه درست برای وادار کردن آن به تسلیم یا در غیر این صورت، فروپاشی رژیم است.
تا آخر راه، به هر قیمت
بهنوشته اسرائیل هیوم، هفته گذشته گفتوگویی صریح صورت گرفت که در آن تصمیم نهایی گرفته شد و رییسجمهوری آمریکا تصمیم قطعی گرفت با تفاهمنامه پیش برود. درخواست اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، برای لغو نکردن تحریمها، با این استدلال که اعمال دوباره آنها بسیار دشوار خواهد بود، تنها اندکی مفاد را تغییر داد و انتظار میرود تحریمها، دستکم تا حدی، پس از بازگشایی کامل تنگه هرمز، یعنی بدون گرفتن هیچ امتیاز واقعی از جمهوری اسلامی، لغو شوند.
براساس این گزارش، ترامپ همچنین موضع دو فرستاده خود و معاونش را در موضوع اسرائیل پذیرفت. اگرچه ونس در نشستهای خبری کاخ سفید اعلام کرد که حق اسرائیل برای دفاع از خود حفظ خواهد شد، اما هر بار که اسرائیل در لبنان حمله میکند، و همچنین در جریان حمله هفته گذشته به جمهوری اسلامی، از رییسجمهوری خواسته است نتانیاهو را متوقف کند و نخستوزیر اسرائیل را متهم کرده که عامدانه در تلاش است توافق در حال شکلگیری را خراب کند.
ترامپ، همانگونه که در اظهارات، پستهای شبکههای اجتماعی و گفتوگوهایش با روزنامهنگاران منعکس شده، این روایت را پذیرفته، و مانند دیگر موارد مربوط به رهبران خارجی، تقریبا به نظر میرسد از آزار کلامی نتانیاهو لذت میبرد. اظهارات او در دو هفته گذشته با انتقاد تند داخلی، از جمله از سوی چهرههای ارشد حزب خودش، روبهرو شده است.
رویکرد مثبت به مذاکرات
به گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ برای خنثی کردن انتقادهای داخلی بیشتر، ممکن است کسانی را که با تفاهمنامه و مذاکرات با جمهوری اسلامی مخالفت میکنند برکنار کند.
یک مقام ارشد آمریکایی آگاه به جزییات مذاکرات درباره شانس دستیابی به توافق به اسرائیل هیوم گفت: «با توجه به نحوهای که مذاکرات تاکنون پیش رفته، دلایلی برای ارزیابیهای مثبت وجود دارد.»
عودد عیلام، مقام ارشد پیشین موساد و پژوهشگر مرکز امور خارجی و امنیتی اورشلیم، نیز به این روزنامه گفت: «این یک بازی آمریکایی است که با حماقت کامل و فقدان کامل درک از ایران اداره میشود. ترامپ بد عمل میکند، نه تنها بر خلاف منافع اسرائیل، بلکه برخلاف منافع آمریکا. ترامپ دیگر نمیخواهد بجنگد و مشکل این است که این را به احمقانهترین شکل ممکن نشان میدهد؛ یک راهپیمایی حماقت به سبک ترامپ.»
اسرائیل به یک نفر وابسته است
عیلام هشدار داد که این رفتار به مبارزه میان بلوکها علیه چین و روسیه نیز آسیب میزند. او گفت: «متاسفانه، دولت اسرائیل به یک نفر وابسته است که ما بدهی عظیمی به او داریم؛ توافقهای ابراهیم، آزادی گروگانها و حملات به جمهوری اسلامی. برخلاف همه روسایجمهوری دیگر آمریکا، اما روشن است که تقریبا تمام پولی که در نتیجه این توافق در اختیار جمهوری اسلامی قرار میگیرد خرج سپاه پاسداران و بازسازی تواناییهای نظامی حکومت ایران خواهد شد.»
عیلام تعلیق همه تحریمها بر فروش نفت ایران را بدترین بند یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن خواند. تحت تحریمها، فروش نفت ایران سالانه بین ۴۰ تا ۶۰ میلیارد دلار برای جمهوری اسلامی درآمد داشت و بدون تحریمها، این رقم میتواند دو برابر شود.
هشدار اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، مبنی بر اینکه لغو تحریمها خطرناک است همانطور که گفته شد، پذیرفته نشد و انتظار میرود در نتیجه آن تحریمهای بیشتری نیز لغو شود. کشورهای دیگری که تا کنون از آمریکا میترسیدند، این پیام را دریافت خواهند کرد که همه چیز عادی است و تجارت با جمهوری اسلامی مجاز است.
با این حال اسرائیل هیوم نوشته است: «در این شرایط دو نکته نسبتا خوشبینانه وجود دارد. اگر توافق واقعا بر اساس اصول تعیینشده در تفاهمنامه امضا شود، ایران برای سالهای طولانی از بمب اتمی دور نگه داشته خواهد شد. نکته خوشبینانه دوم این است که مخالفت سپاه پاسداران ممکن است توافق را به شکست بکشاند. بسیاری از کارشناسان ایران باور ندارند سپاه با بندهای محدودکننده مربوط به پرونده هستهای موافقت کند؛ در این صورت شاید دوباره به نقطه اول بازگردیم. اما حتی در آن سناریو نیز تردید جدی وجود دارد که آیا رییسجمهوری و مشاورانش دستور بازگشت کامل به تحریمها و فشار اقتصادی را صادر خواهند کرد یا نه.»
شاهزاده رضا پهلوی، در گفتوگویی با مجله تایم با تاکید بر اینکه هر توافقی با جمهوری اسلامی شکست خواهد خورد، گفت تازهترین توافق با این رژیم از نظر اخلاقی غلط و از نظر راهبردی گمراهکننده است و نتیجه معکوس خواهد داد.
او تاکید کرد: «هر توافقی با این رژیم در نهایت شکست خواهد خورد. هرگز نمیتوان به آن اعتماد کرد. این رژیم همچنان از جهان باجخواهد خواست، ایرانیان شجاع و بیگناه را سرکوب خواهد کرد و ترور و بیثباتی را در منطقه و در سطح بینالمللی، از جمله در خیابانهای بریتانیا، گسترش خواهد داد.»
شاهزاده رضا پهلوی هرگونه توافق با جمهوری اسلامی را از نظر اخلاقی «غلط» خواند و گفت: «جامعه بینالمللی باید از مبارزه مردم ایران برای آزادی حمایت کند. آنها را در مرکز هر مذاکره و در سیاست خود در قبال ایران قرار دهد. توافق با رژیمی که در دی ماه طی دو روز ۴۰ هزار معترض را کشت، از نظر اخلاقی غلط و از نظر راهبردی گمراهکننده است. نتیجه معکوس خواهد داد.»
او افزود: «اما بگذارید روشن بگویم: با حمایت بینالمللی یا بدون آن، این رژیم سقوط خواهد کرد. مردم ایران خود را از استبداد آزاد خواهند کرد.»
«ناسازگار با جهان آزاد»
بهنوشته مجله تایم، برای شاهزاده رضا پهلوی، ناکامی در وارد کردن ضربه نهایی تازهترین فصل از یک اشتباه چند دههای غرب است: برخورد با جمهوری اسلامی بهعنوان رژیمی که شاید بتوان رفتار آن را نرمتر کرد، نه بهعنوان یک موجودیت اساسا تمامیتخواه.
بهگفته شاهزاده رضا پهلوی، «هسته مشکل خود رژیم است و ماهیت آن. هیچ راهی وجود ندارد که این رژیم، با ذهنیتی که دارد، بتواند با جهان، بهویژه جهان آزاد، کنار بیاید. این رژیم بهسادگی ناسازگار است در حالی که ایران کشوری توسعهیافته و تحصیلکرده است که با جهان آزاد تناسب دارد.»
او با تاکید بر بدبینی خود نسبت به توافق جدید احتمالی با جمهوری اسلامی گفت مشخص نیست این توافق تا چه اندازه کامل است و دوام خواهد آورد و از آن مهمتر روشن نیست که در این میان چه بر سر مردم ایران میآید.
«باید تغییر رژیم رخ دهد»
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با مجله تایم گفت حملات آمریکا و اسرائیل از سوی مردم بهعنوان یک مداخله انسانی، تقریبا همچون اقدامی آزادیبخش، و نه یک تهاجم خارجی دیده شد.
او افزود: « تغییر رژیم تنها پاسخ ممکن است. هیچ راهی وجود ندارد که این رژیم بتواند با جهان، بهویژه جهان آزاد، آنگونه که میشناسیم، کنار بیاید.»
با این حال، بهنوشته تایم به نظر میرسد پنجره فرصت در حال بسته شدن است یا در برخی موارد حتی بسته شده است. ترامپ اهمیت تغییر رژیم را کمرنگ کرده و گفته است پهلوی گزینهای جدی نیست، هرچند «آدم خوبی» است. در مقابل، ترامپ تلویحا گفته است محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شور ای اسلامی، چهرهای «بسیار معقول» و «بسیار محکم» است که میتواند شریک قابلقبولی برای ایالات متحده باشد.
شاهزاده رضا پهلوی درباره قالیباف به تایم گفت: «او فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. به اندازه نفر بعدی در این سیستم دستش به خون آلوده است. نمیتوان ناگهان او را زیبا جلوه داد. مثل این است که روی خوک رژ لب بزنید.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «آنچه از رییسجمهوری ترامپ و رهبر هر کشور دیگری که از بیرون به ایران نگاه میکند انتظار دارم این است که بدانند این ما هستیم که باید تعیین کنیم رهبر بعدی ایران چه کسی باشد. این به مردم ایران بستگی دارد. آمریکا بهعنوان یک دموکراسی غربی همیشه طرفدار این بوده که مردم تصمیم بگیرند. بگذارید صندوق رأی، آینده را تعیین کند.»
او با تاکید بر اینکه حتی بدون حمایت ترامپ، تغییر رژیم در ایران ممکن است، گفت این تغییر از سوی مردم ایران خواهد آمد.
تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا در حالی از سوی دو طرف «پیروزی» خوانده شده و با استقبال شماری از کشورها روبهرو شده است که متن آن هنوز هم منتشر نشده و گمانهزنیها درباره مفادش ادامه دارد. روایتهای تهران و واشینگتن از این تفاهم در مواردی با یکدیگر در تضاد است.
بر اساس اعلام مقامهای دو طرف، قرار است هیاتهای جمهوری اسلامی و آمریکا روز جمعه، ۲۸ خرداد در ژنو حاضر شوند تا یادداشت تفاهمی را که یکشنبه بهصورت اولیه امضا شده است، نهایی و بهطور رسمی امضا کنند. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، دوشنبه ۲۵ خرداد اعلام کرد که احتمالا جمعه در سوئیس دیداری میان روسای هیاتهای دو طرف برگزار و پس از امضای تفاهمنامه، نخستین دور مذاکرات بعدی آغاز میشود.
در همین حال، یک دیپلمات آگاه به این مذاکرات، به پیبیاس گفت که مقامهای ایرانی و آمریکایی پیش از مراسم امضای جمعه، نشستهای مقدماتی را در دوحه برگزار خواهند کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، نیز دوشنبه در یک نشست رسانهای در فرانسه در حاشیه نشست گروه هفت، گفت متن تفاهم «احتمالا مدتی پس از جمعه» منتشر خواهد شد.
یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه خبر داد که جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، برای پیگیری مرحله بعدی مذاکرات به روند اجرای توافق وارد میشود و هدایت مرحله مذاکرات فنی و اجرایی توافق را بر عهده خواهد داشت.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره چارچوب تفاهم، این توافق فقط یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکره درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا و آینده برنامه هستهای ایران ایجاد میکند.
ترامپ روز شنبه، یک روز پیش از امضای اولیه تفاهم، گفت که رهبران جمهوری اسلامی «دیگر سلاح هستهای نمیخواهند و چنین سلاحی هم نخواهند داشت؛ نه از طریق خرید، نه از طریق توسعه و نه از هیچ شکل دیگری از تامین آن».
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه ۲۵ خرداد در مصاحبه با ایبیسی در توضیح محتوای تفاهمنامه اولیه گفت این توافق دو مسیر پیش روی جمهوری اسلامی میگذارد.
به گفته او، اگر تهران به تلاش برای بازسازی برنامه هستهای خود ادامه دهد، توافق تضمین میکند که حکومت ایران منابع لازم برای این کار را در اختیار نداشته باشد، اما اگر جمهوری اسلامی حاضر باشد تعهدی بلندمدت و قابل راستیآزمایی برای کنار گذاشتن مسیر دستیابی به سلاح هستهای بدهد، آمریکا آماده است از ورود ایران به اقتصاد جهانی استقبال کند و بخشی از تحریمها را بردارد.
یک مقام ارشد آمریکایی نیز در گفتوگو با العربیه گفت واشینگتن «سازوکاری» در اختیار دارد که مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای خواهد شد. این مقام افزود طی ۳۰ روز آینده مشخص میشود روند روابط و مذاکرات با ایران به چه سمتی خواهد رفت.
اما دنیل بی. شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل و عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در مورد مسائل هستهای، واقعا هیچ توافقی وجود ندارد. ایران میداند چگونه این مذاکرات را طولانی کند و بکوشد در مسیر آن امتیازهایی به دست آورد.»
شاپیرو همچنین هشدار داد که ممکن است هیچ توافقی حاصل نشود و اگر هم توافقی به دست آید، «بسیار محتمل است» از چیزی که پیش از جنگ از راه دیپلماسی قابل دستیابی بود، بدتر باشد.
انتقال پول به جمهوری اسلامی و رفع تحریمها
رفع تحریمها و دسترسی جمهوری اسلامی به منابع مالی، از محورهای اصلی اختلاف در روایتهای دو طرف است.
ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت، در پاسخ به این پرسش که آیا توافق شامل کاهش تحریمها برای ایران میشود، گفت: «نه، شامل نمیشود.» او افزود جمهوری اسلامی باید «واقعا رفتارش را تغییر دهد» و تاکید کرد توافق کنونی بر باز بودن تنگه هرمز و عبور و مرور آزادانه و بدون عوارض متمرکز است.
ونس نیز در توضیح محتوای تفاهمنامه گفت ایران «حتی یک سنت» پول دریافت نمیکند، مگر آنکه تعهدات خود را انجام دهد. او تاکید کرد آمریکا «حتی یک دلار» از پول خود را به ایران نخواهد داد و آنچه درباره آن صحبت میشود، اساسا کاهش تحریمهاست.
به گفته ونس، اگر جمهوری اسلامی اقداماتی برای از بین بردن ذخایر مواد غنیشده خود انجام دهد یا سازوکار راستیآزمایی مورد نظر واشینگتن را بپذیرد، کاهش تحریمها در پی خواهد آمد.
او همچنین از احتمال دسترسی ایران به یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری سخن گفت، اما تاکید کرد چنین دسترسیای فقط در صورت پایبندی تهران به تعهداتش ممکن خواهد بود و این صندوق از سوی ائتلافی از کشورهای خلیج فارس تامین مالی میشود.
ونس گفت هدف ترامپ این است که توافق برای مردم ایران نیز یک برد باشد، اما این امر مستلزم «اعتمادسازی واقعی» و «رفتار مثبت واقعی» از سوی نظام سیاسی ایران است.
در مقابل، روایت برخی چهرههای نزدیک به جریان تندرو در ایران متفاوت است. محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت طبق یادداشت تفاهم، آمریکا متعهد شده است تا زمان خاتمه تحریمها، مجوزهای وزارت خزانهداری برای صادرات نفت خام ایران، مواد پتروشیمی و مشتقات آن و همه خدمات مرتبط، از جمله تراکنشهای بانکی، بیمه و حملونقل را صادر کند.
نبویان همچنین نوشت در متن یادداشت تفاهم درباره آزادسازی پولهای مسدودشده «تناقض درونمتنی» وجود دارد؛ زیرا به گفته او، طبق بند ۱۳، بند ۱۱ باید بلافاصله اجرا شود، اما در بند ۱۱ آزادسازی پولها به «پیشرفت مذاکرات» مشروط شده است. او خواستار ارائه گزارش دقیق اجرای یادداشت تفاهم به «ملت ایران» شد.
عباس عراقچی نیز به گزارش خبرگزاری مهر گفت اقتصاد ایران نباید خود را «متکی و موکول» به این قبیل توافقات اقتصادی از طریق مذاکره با آمریکا کند؛ اظهاراتی که نشان میدهد مقامهای جمهوری اسلامی همزمان با دفاع از تفاهم، میکوشند انتظارهای اقتصادی از آن را کنترل کنند.
مخالفتهای اسرائیل و تندروهای داخلی با متن تفاهمنامه
اگرچه مقامهای آمریکا و جمهوری اسلامی تفاهمنامه را موفقیت سیاسی خود معرفی کردهاند، واکنشهای اعتراضی و انتقادی در دو سوی منازعه نیز شکل گرفته است.
قالیباف در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به مردم ایران نوشت جمهوری اسلامی با «مقاومت تاریخی» مردم و «رشادت نیروهای مسلح» در برابر کسانی که به گفته او قصد «نابودی و تسلیم» ایران را داشتند، «گامی بلند به سوی پیروزی نهایی» برداشته است. او افزود: «ایستادهایم و در نهایت ایران پیروز خواهد شد.»
در طرف آمریکایی، مقامهای ارشد دولت ترامپ نیز تفاهمنامه را حاصل فشار بر جمهوری اسلامی معرفی کردهاند. یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه گفت کشاندن ایران به میز مذاکره نتیجه مستقیم فشارهای اعمالشده و اجرای محاصره بوده است. این مقام همچنین گفت ایران برای نخستین بار امتیازاتی «بیسابقه» ارائه کرده و رفع محاصره و تحریمها تهران را به ادامه مسیر گفتوگو ترغیب کرده است.
اما در اسرائیل، نگرانی اصلی این است که تفاهم تهران و واشینگتن بدون الزام روشن جمهوری اسلامی به محدودیتهای هستهای و بدون توقف قطعی فعالیتهای حزبالله در لبنان، به کاهش فشار بر ایران منجر شود. مقامهای اسرائیلی تاکید کردهاند کشورشان طرف تفاهمنامه نیست و نیروهای اسرائیلی جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
در داخل ایران نیز بخشی از تندروها، همزمان با تکرار روایت «پیروزی»، درباره مفاد تفاهم ابراز نگرانی کردهاند. نبویان از «تناقض درونمتنی» سخن گفته و خواستار گزارش دقیق درباره اجرای یادداشت تفاهم شده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نیز به نقل از یک منبع آگاه از اعمال «تغییرات مهم» در متن نهایی تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا خبر داد. فارس نوشت با تصریح نقش جمهوری اسلامی و عمان در تعیین آینده خدمات دریانوردی در تنگه هرمز، حق حاکمیتی دو کشور بر این گذرگاه تثبیت شده است.
محاصره دریایی و وضعیت تنگه هرمز
بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی، فوریترین بخش اجرایی تفاهمنامه معرفی شده، اما همین موضوع نیز با روایتهای متفاوت همراه است.
ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت گفت تنگه هرمز تا جمعه بهطور کامل باز خواهد شد. او همچنین گفت بر اساس توافق، تنگه باز نخواهد شد.
رییسجمهوری آمریکا همچنین بر «آزادی عبور بدون عوارض» تاکید کرد و افزود آمریکا و طرف مقابل «کمی بر سر این موضوع بحث» داشتهاند، اما به گفته او، عبور و مرور آزادانه خواهد بود.
سیانان صبح دوشنبه گزارش داد که ارتش آمریکا دستور آمادهسازی برای پایان دادن به محاصره دریایی تنگه هرمز از جمعه را دریافت کرده است. البته این رسانه، اجرای این دستور را منوط به امضای توافق میان واشینگتن و جمهوری اسلامی خواند.
سیانان همچنین به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که در صورت امضای توافق، نیروهای آمریکایی روند لغو محاصره دریایی را آغاز میکنند. این مقام در عین حال تاکید کرده است که این برنامه بر اساس شرایط فعلی تنظیم شده و ممکن است تا پیش از جمعه تغییر کند.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت ترافیک تنگه هرمز از همین حالا رو به افزایش است و در طول زمان افزایش بیشتری خواهد یافت. او افزود احتمالا بازگشت کامل تردد به وضعیت عادی تا دو هفته زمان خواهد برد.
یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با العربیه نیز گفت طی دو هفته آینده، تردد کشتیها در تنگه هرمز بهطور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. او همچنین گفت آمریکا موفق شده حدود هفت میلیون بشکه نفت را از منطقه خارج کند و ایران دریافته است که کنترل کاملی بر شرایط ندارد.
در مقابل، خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع آگاه روایت متفاوتی ارائه کرد. این منبع به فارس گفت در متن تفاهم آمده است که جمهوری اسلامی فقط برای ۶۰ روز عبور بدون هزینه کشتیها را خواهد پذیرفت. به گفته او، آمریکا «اصل دریافت هزینه» را پذیرفته و فقط برای ۶۰ روز از تهران تخفیف گرفته است.
این منبع همچنین به فارس گفت جمهوری اسلامی پس از ۶۰ روز قصد دارد با ارائه خدمات ایمنی، دریانوردی، محیط زیست و بیمه، از عواید مالی حاصل از تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز برای توسعه اقتصادی کشور بهرهمند شود.
در بخش دیگری از گزارش فارس آمده است که یکشنبه، در لحظات آخر مذاکرات، متن تفاهمنامه تغییراتی داشت که بر اساس آن اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی و عمان بر تنگه هرمز را بهصورت «قطعی و مصرح» مورد تاکید قرار گرفت.
همزمان، ارتش آمریکا در یک یادداشت هشدار اعلام کرد محاصره بنادر ایران تا زمان تکمیل توافق آتشبس که برای ۱۹ ژوئن برنامهریزی شده، همچنان برقرار است. در این هشدار آمده است: «محاصره نظامی بنادر ایران همچنان برقرار است و تمامی ترددهای ورودی و خروجی از این بنادر را محدود میکند.» ارتش آمریکا همچنین هشدار داد: «تا زمانی که دستور صریح صادر نشده است، از تلاش برای عبور خودداری کنید.»
خروج آمریکا از منطقه
یکی دیگر از مفاد بحثبرانگیز تفاهمنامه، ادعای خروج نیروهای آمریکایی از محیط پیرامونی ایران است؛ ادعایی که تا کنون از سوی مقامهای آمریکایی بهصورت علنی تایید نشده است.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از یک منبع مطلع نوشت بر اساس ماده چهار تفاهمنامه جمهوری اسلامی و آمریکا، ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای رزمی آمریکایی باید از محیط پیرامونی ایران خارج شوند.
همین منبع به تسنیم گفت بر اساس بند ۹ تفاهمنامه، در طول ۶۰ روز مذاکرات برای توافق نهایی، نیروی جدید آمریکا به منطقه اضافه نمیشود و جمهوری اسلامی نیز در این بازه اقدام هستهای انجام نمیدهد.
مساله لبنان و پایان جنگ در همه جبههها
یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات در جریان مذاکرات و اکنون در ر روایتهای منتشرشده از هر دو سو، جایگاه لبنان در تفاهمنامه و تنشها میان حزبالله، گروه نیابتی تحت حمایت جمهوری اسلامی، با اسرائیل است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری دوشنبه ۲۵ خرداد گفت: «لبنان و خاتمه جنگ در لبنان بخش لاینفک تفاهم خاتمه جنگ است.»
او افزود در یادداشت تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا سه بار از لبنان نام برده شده و عبارت «پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان» در متن آمده است. به گفته بقائی، هر تفاهمی باید شامل احترام به تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان باشد.
حزبالله لبنان نیز در بیانیهای از گنجانده شدن نام لبنان در توافق با آمریکا استقبال کرد و آن را نشانه تعهد جمهوری اسلامی به توقف جنگ و حفظ حقوق لبنان دانست.
این گروه در نخستین واکنش عمومی خود پس از اعلام تفاهم، آن را «دستاوردی بزرگ» برای جمهوری اسلامی خواند و گفت این توافق میتواند به «آزادسازی کامل سرزمین ما، بازگشت زندانیان ما به میهن و خانوادههایشان» و بازسازی مناطق ویرانشده بر اثر جنگ منجر شود.
در مقابل، اسرائیل روایت تهران و حزبالله را نمیپذیرد. بر اساس گزارشهای منتشرشده از موضع وزرای کابینه اسرائیل، مقامهای این کشور بهطور شفاف به ترامپ اطلاع دادهاند که اسرائیل طرف تفاهمنامه تهران و واشینگتن نیست و نیروهایش جنوب لبنان را ترک نخواهند کرد.
دیوید منسر، سخنگوی دفتر بنیامین نتانیاهو، در پاسخ به پرسشهای خبرگزاری آسوشیتدپرس درباره موضع اسرائیل گفت اسرائیل و آمریکا در جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای «کاملا همسو» هستند، اما اسرائیل حملات حزبالله به خاک خود را تحمل نخواهد کرد و به اقدام علیه کسانی که در پی آسیب رساندن به شهروندانش هستند، ادامه خواهد داد.
ارتش لبنان از ساکنان روستاهای تخلیهشده در مرزهای جنوبی این کشور خواست برای بازگشت عجله نکنند و به دلیل خطر «نقضها و تجاوزات اسرائیل» از دستورهای نظامی پیروی کنند. همزمان، گزارشهایی از حمله پهپادی اسرائیل به لبنان در صبح دوشنبه منتشر شد و حزبالله در بیانیهای هشدار داد هیچ حملهای را که ناقض حاکمیت لبنان باشد یا مردم این کشور را هدف قرار دهد، نخواهد پذیرفت.
جمهوری اسلامی سالها کوشید در برابر هر «خیابانِ معترض»، یک «خیابان حکومتی» بسازد، اما اکنون بخشی از همان نیروهایی که برای تصرف خیابان و عرضاندام در برابر معترضان به میدان آورده شدند، در برابر توافق مدنظر حکومت با آمریکا ایستادهاند. چگونه خیابان حکومتی به دردسر حکومت تبدیل شد؟
حکومتهای اقتدارگرا همیشه از خیابان میترسند. خیابان برای اقتدراگرایان جایی است که ترس خصوصی به قدرت عمومی تبدیل میشود. دیکتاتوری میتواند روزنامه را ببندد، حزب را منحل کند، دانشگاه را امنیتی کند، انتخابات را مهندسی کند و دادگاه را به شعبه بازجویی بدل کند، اما خیابان همچنان میدانی متفاوت با قواعد خاص خود در شکلدهی به قدرت جمعی است؛ خیابان یعنی بدنهای واقعی، جمعیت واقعی، خشم واقعی و امکان سرایت. برای همین وقتی خیابان، حتی برای مدت زمانی کوتاه، صحنه قدرتنمایی شهروندان عادی و معترض میشود، جمهوری اسلامی علاوه بر سرکوب، خیابان را بهشیوهای نمایشی بازسازی میکند و میکوشد حضور واقعی مردم را با صحنهآرایی حکومتی بپوشاند؛ تلاشی برای از معنا تهی کردن میدان قدرت جمعی.
این خیابانِ بدلی همان جمعیت سازمانیافته هواداران حکومت است؛ گروههایی که با اتوبوس، وعده غذا، پاداش، کارت هدیه، کنسرت، مناسک مذهبی، شعارهای حکومتی و تهدیدهای اداری یا حتی با اتکا به باورهای قلبیشان به میدان آورده میشوند و طوری سازمان مییابند تا تصویر مشخص و دستکاریشده ساخته شود: حکومت تنها نیست. در ظاهر، هدف ساده است: معترضان باید ببینند خیابان در اختیار آنان نیست، جهان باید ببیند رژیم هنوز پایگاه اجتماعی دارد و نیروهای درون حکومت باید مطمئن شوند سقوط نزدیک نیست. اما مساله از همینجا آغاز میشود: دیکتاتوری برای شکست خیابان واقعی، خیابان مصنوعی تولید میکند، و و همین خیابان مصنوعی، در نقطهای، میتواند به نیرویی بدل شود که از حکومت مطالبه میکند.
این پدیده را میتوان ذیل «بسیج طرفداران حکومت» در نظامهای اقتدارگرا فهمید. حکومتهای بسته فقط بر انفعال جامعه تکیه نمیکنند. برخلاف تصور رایج، دیکتاتورها همیشه جامعهای کاملا ساکت نمیخواهند، جامعه محبوب آنها باید بهطور گزینشی فعال باشد؛ یعنی مردم عادی خاموش بمانند، مخالفان مرعوب شوند، اما هواداران حکومت در لحظههای بحران به خیابان بیایند. این شکل از بسیج عمومی، هم نمایش قدرت است، هم ابزار سرکوب نرم، هم پیام به نخبگان مردد و نیروهای درونِ ساختار. حکومت با جمعیت وفادار، به مخالفان میگوید شما تنهایید و به نیروهای خودی اطمینان میدهد که هنوز اکثریتاند و از آن مهمتر، شهر در اختیار و کنترلشان است.
اما این سازوکار یک تناقض بنیادین دارد. وقتی حکومت به هواداران میآموزد که خیابان ابزار سیاست است، دیگر نمیتواند تضمین کند این ابزار همیشه فقط در خدمت خودش بماند. وقتی به هوادار میگوید برای دفاع از نظام به خیابان بیا، نوعی احساس استحقاق سیاسی در آن ایجاد میکند: اینکه حق دارد درباره میزان وفاداری حکومت به شعارهای خودش داوری کند. از آن لحظه به بعد، خیابان حکومتی فقط جمعیت نمایشی نیست و قابلیت این را دارد که به نیروی فشار ایدئولوژیک تبدیل شود. آنچه در شبهای گذشته در بعضی خیابانهای تهران و دیگر شهرها دیده میشود گروههایی است که از حکومت انتظار دارند همانقدر تندرو، ضدتوافق، ضدعقبنشینی و ضدانعطاف بماند که سالها از تریبونهای رسمی شنیده و در اجرای آن در برابر شهروندان معترض آزاد بوده است.
الگوبرداری از آلمان نازی
نمونه تاریخی این دام کم نیست. در آلمان نازی، نیروهای خیابانی ابتدا ابزار شکستن مخالفان، مرعوب کردن جامعه و تثبیت قدرت بودند، اما پس از قدرتگیری، بخشی از همان نیروی بسیجشده به مسالهای برای خود رژیم تبدیل شد که انتظارات، منافع و منطق خشونت خود را داشت.
جمهوری اسلامی نیز از نخستین سالهای استقرار خود، خیابان وفادار را به بخشی از سازوکار حفظ قدرت تبدیل کرده است. خیابان برای حکومت فقط محل راهپیمایی رسمی نیست، بخشی از معماری قدرت و سازوکار کنترل سیاسی است. از کمیته و حزباللهیهای دهه شصت تا بسیج، لباسشخصیها، مداحان سیاسی، هیاتهای حکومتی و شبکههای سازمانیافته وفادار، جمهوری اسلامی همواره کوشیده است در برابر هر خیابان معترض، یک خیابان مطیع بسازد. وقتی دانشجو اعتراض کرده، جمعیت وفادار آمده است؛ وقتی زنان علیه حجاب اجباری ایستادهاند، گروههای حکومتی به خیابان فرستاده شدهاند؛ وقتی کارگر، معلم، بازنشسته یا خانواده کشتهشدگان صدای اعتراض بلند کردهاند، حکومت تلاش کرده تصویر «مردم طرفدار نظام» را در برابر تصویر جامعه معترض بنشاند.
جنگی که نظم سابق را به چالش کشید
جنگ اخیر این منطق را به نقطهای تازه رساند. جمهوری اسلامی در شرایطی که زیر فشار نظامی، سیاسی و روانی قرار داشت، بار دیگر به خیابان وفادار پناه برد. نظامی که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی موج مردم معترض را دیده بود و ضربه اولیه جنگ را تجربه میکرد، دوباره به سراغ فرمول آشنای خود رفت: سازماندهی جمعیت وفادار در برابر خیابان نگران، خشمگین یا معترض.
حکومت هوادارانش را با ترکیبی از اجبار، تطمیع، مناسک، برنامههای نمایشی، غذا، کنسرت، کارت پول و تبلیغات حکومتی به میدان کشاند تا نشان دهد هنوز کنترل را از دست نداده است. هدف روشن بود: خیابان باید به سپر روانی حکومت تبدیل میشد. حکومتی که در میدان نظامی ضربه خورده بود، میخواست دستکم در میدان تصویرسازی پیروز به نظر برسد.
اما تفاوت این بود که با عمیقتر شدن ترکهای هویتی و سیاسی، نمایش کوتاهمدت دیگر برای حکومت کافی نبود. دستگاه سرکوب این بار سناریویی بلندمدت داشت: تسخیر کامل خیابان بهنحوی که روزنهای برای حضور جمعیت معترض و مخالف باقی نمانَد.
رژیم پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، این باور را در میان هوادارانش ترویج کرد و آنها را به خیابان کشاند: جنگ، جنگ عزت است؛ عقبنشینی، خیانت است؛ توافق، تسلیم است؛ مذاکره، فریب دشمن است؛ کوتاه آمدن، عبور از خون «امام شهید» و نادیده گرفتن پیششرطهای «امام حاضر» است. حالا همان خیابان، در برابر توافق، همان ادبیات را علیه خود حکومت به کار میگیرد. جمهوری اسلامی سالها هیولا ساخت تا مردم معترض را بترساند، اکنون همان هیولا از خود حکومت خون، انتقام و عدم عقبنشینی میخواهد.
اینجا لحظه تبدیل ابزار به بحران است. حکومت اقتدارگرا تصور میکند هوادار خیابانی را هر وقت خواست روشن و خاموش میکند، اما واقعیت این است که هواداران ایدئولوژیک ماشین نیستند. آنها با روایت، خشم، تحقیر، امتیاز، هویت و دشمنسازی تغذیه شدهاند. وقتی بارها و بارها در گوش آنها خواندهاند که هر توافقی خیانت است، ناگهان با یک بیانیه وزارت خارجه نمیپذیرد که توافق، عقلانیت است؛ اگر سالها با آنها از «ایستادگی تا نابودی دشمن» سخن گفته شده، یکشبه عقبنشینی را «نرمش قهرمانانه» نمیبیند. خیابانِ وفادار حافظه دارد و باورمند است، حتی اگر این باور بر اساس تبلیغهای حکومتی ساخته شده و حافظه مملو از شعارهای حکومتی باشد.
این همان چیزی است که میتوان آن را «دام بسیج اقتدارگرا» نامید. رژیم برای مقابله با اعتراض واقعی، بسیج مصنوعی میسازد، برای گرم نگه داشتن این بسیج، شعارهای رادیکال تولید میکند؛ و برای حفظ وفاداران، به آنها امتیاز و منزلت میدهد و القا میکند که رسالتی بر دوششان است.
اکنون حکومت به توافق، عقبنشینی تاکتیکی و عبور از بحران نیاز دارد، اما خیابانِ مصنوعی، توافق را خیانت و عقبنشینی تاکتیکی را شکست ایدئولوژیک میخواند و در برابر میل حکومت به عبور از بحران میایستد.
این تناقض در مورد جمهوری اسلامی عمیقتر است، چون نظام نه یک دولت اقتدارگرای معمولی، بلکه حکومتی ایدئولوژیک و فرسوده است که پایههای مشروعیتش بر دشمنسازی، شهادتطلبی، نفی غرب، نابودی اسرائیل، مقاومت منطقهای و تقدیس خشونت بنا شدهاند. چنین حکومتی اگر بخواهد توافق کند، ناچار است بخشی از مبانی وجودی خود را انکار کند و اگر انکار نکند، نمیتواند توافق را برای هوادارانش توضیح دهد. اینجاست که خیابانِ حکومتی دیگر ابزار سرکوب نیست؛ به زبان بازخواست تبدیل میشود.
طنز تلخ ماجرا این است که مردم معترض ایران سالها به خیابان آمدند تا آزادی، زندگی، کرامت انسانی و آینده بخواهند. حکومت آنان را با گلوله، زندان، شکنجه، اعدام و پروندهسازی عقب راند و در برابرشان خیابان حکومتی ساخت. حالا همان خیابان حکومتی، نه برای آزادی، بلکه برای جلوگیری از عقبنشینی حکومت به میدان میآید. به بیان دیگر جمهوری اسلامی خیابان را علیه مردم مسلح کرد، اما اکنون خیابان خودش علیه امکان تصمیمگیری حکومت مسلح شده است.
خیابانْ بلای جان خیابان؛ یک تناقض خطرناک
این وضعیت برای حکومت خطرناک است، چون آن را میان دو فشار خیابانی متضاد قرار میدهد. خیابانِ مردم، حکومت را به دلیل سرکوب، فساد، فقر، تبعیض و شکستهای ملی نمیخواهد. خیابانِ هواداران نیز حکومت را به دلیل احتمال عقبنشینی، توافق و سازش تهدید میکند. اولی از جمهوری اسلامی عبور کرده است، دومی جمهوری اسلامی را گروگان شعارهای خودش میخواهد. به این ترتیب، حکومت میان جامعهای که دیگر نمیپذیرد و پایگاهی که اجازه عقبنشینی نمیدهد، گیر افتاده است.
در این نقطه، سرکوب هم کارکرد سابق را ندارد. سرکوب مردم معترض برای جمهوری اسلامی عادت حکمرانی است، اما سرکوب هواداران خودش هزینه روانی و تشکیلاتی متفاوتی دارد. اگر آنها را رها کند، علیه توافق و دولت و فرماندهان شعار میدهند. اگر آنها را سرکوب کند، به بدنه وفادار پیام میدهد که مصرف سیاسی شما فقط تا زمانی معتبر است که مزاحم تصمیمهای بالا نباشید. این همان لحظهای است که دیکتاتوری با محصول سیاسی خودش روبهرو میشود.
این وضعیت مصداق روشنی از «خیابانْ بلای جان خیابان» است. در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی با واقعیتی که همیشه انکار کرده است، روبهرو میشود: خیابان منطق خودش را دارد و همیشه قابل کنترل باقی نمیماند. وقتی جمعیت به قدرت خود عادت کند، مطالبه میسازد و وقتی شعار بارها و بارها از تریبونهای رسمی تکرار شود، تعهد ایجاد میکند، و وقتی تندروی پاداش میگیرد، سهم میخواهد.
اکنون جمهوری اسلامی با همان نیرویی روبهروست که سالها برای روز بحران تربیت کرده بود. نیرویی که قرار بود مردم را بترساند، حالا میتواند حکومت را بترساند. نیرویی که قرار بود صدای خیابان واقعی را خفه کند، حالا صدای خیابان بدلی اما دردسرساز حکومت تبدیل شده است. این نه نشانه قدرت جمهوری اسلامی، بلکه نشانه فرسایش سازوکارهای کنترل آن است.
اقتدارگرایان معمولا تصور میکنند جامعه با دو ابزار اداره میشود: ترس برای مخالفان و امتیاز برای وفاداران، اما تاریخ نشان داده است که امتیاز دادن به وفاداران خیابانی همیشه آنها را مطیع نگه نمیدارد؛ گاهی آنها را طلبکارتر، رادیکالتر و خطرناکتر میکند. جمهوری اسلامی امروز فقط با مردم ناراضی روبهرو نیست؛ با هوادارانی هم روبهروست که از دل همان دستگاه تبلیغاتی، امنیتی و ایدئولوژیک بیرون آمدهاند و اکنون از حکومت میخواهند قربانی الگوها و شعارهایی شود که خودش ساخته است.
این پایانِ محتمل همه خیابانهای مصنوعی است. جمهوری اسلامی سالها میخواست خیابانِ مردم را با خیابان خودش شکست دهد، حالا خیابان خودش، بلای جان خودش شده است.
مخاطبان ایراناینترنشنال در واکنش به تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی برای توافق، بر این نکته تاکید کردند که در این ماجرا هیچ جایی برای مطالبات مردم ایران نیست. بسیاری از پیامها حاوی انتقاد از دولت آمریکا برای چشم بستن بر کشتار و عقبنشینی ترامپ از وعدههایش در حمایت از معترضان است.
شماری از مخاطبان گفتند امید بستن به دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای ایجاد تغییر در ایران از ابتدا اشتباه بود و او نیز مانند دیگر رهبران جهان، منافع کشور خود را در اولویت قرار میدهد.
ناامیدی از ترامپ و جامعه جهانی
یکی از شهروندان نوشت: «ساده بودیم که فکر میکردیم ترامپ قرار است برای ما معجزه کند. او نیز به فکر منافع خود در این میان است.»
شهروندان در پیامهایشان به نادیده گرفته شدن مسائل حقوق بشری و مطالبات معترضان در روند این مذاکرت نیز اشاره کردند.
یکی از مخاطبان گفت: «کشتار مردم بیگناه در دیماه بهانهای برای آغاز دوباره جنگ میان دو کشور بود، اما در مذاکرات و توافق هیچ جایی برای احقاق حق مردم بیگناه و هزاران جوانی که در زندانها محبوس هستند، نبود.»
شهروند دیگری در پیامی مشابه نوشت این توافق نشان میدهد برای کشورهای دنیا مهم نیست که ۴۰ هزار نفر از ایرانیان جاویدنام شدهاند.
مخاطبی نوشت: «فراموش نمیکنیم که دنیا در برابر نسلکشی جوانان شجاع ایران سکوت کرد.»
مخاطبان همچنین در پیامهای خود ترامپ را با باراک اوباما، رییسجمهوری اسبق آمریکا، قیاس کردند و گفتند که او نیز همچون سلفش با جمهوریاسلامی مماشات کرده است.
به گفته یکی از همین مخاطبان، ترامپ نه تنها دستاوری برای مردم ایران نداشته، بلکه وعدهای که به معترضان داده بود، نتیجه هولناکتری هم در بر داشت.
در میان پیامها، روایتهایی نیز نقل کردند که توافق احتمالی میان جمهوری اسلامی و آمریکا، «اقدامی در راستای حفظ حکومت» است.
یکی از مخاطبان نوشت: «وقتی ترامپ گفت کمک در راه است، در ظاهر شاید منظورش مردم بود، اما پشت پرده برای حفظ نظام و جلوگیری از سقوط رژیم به دست مردم خشمگین، تلاش کرد.»
اتحاد، ادامه مبارزه و امید به تغییر
شماری از مخاطبان در پیامهای خود تاکید کردند مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی را ادامه خواهند داد.
مضمون پیام این گروه از مخاطبان این بود که توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا تغییری در خواستههای آنان ایجاد نمیکند و مردم ایران همچنان باید برای رسیدن به اهداف خود بر «توان و اتحاد داخلی» تکیه کنند.
یکی از شهروندان با اشاره به اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه گفت: «آن زمان توافقی میان آمریکا و جمهوری اسلامی وجود نداشت. در نتیجه نباید نتیجه مذاکرات منجر به ناامیدی شود.»
او تاکید کرد این ناامیدی به سود جمهوری اسلامی است و مسیر مورد نظر معترضان همچنان ادامه دارد.
برخی دیگر هم اتحاد میان مخالفان جمهوری اسلامی را شرط رسیدن به تغییر دانستند.
یکی از شهروندان نوشت: «به یاد آن همه شجاعت و جانهای عزیزی که گرفتند و دیماه سیاه باشید. مبادا ناامید بشوید. آنها نرفتند که ما تسلیم بشویم.»
برخی مخاطبان نیز معتقدند نتیجه مذاکرات تاثیری بر آینده جمهوری اسلامی نخواهد داشت.
شهروندی نوشت: «این رژیم در نهایت سقوط خواهد کرد و چیزی به پایان آن نمانده است؛ چه کشورهای دیگر بخواهند یا نه.»
مخاطب دیگری هم گفت این یک توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکاست، اما میان این رژیم با مردم هیچ توافقی صورت نگرفته است.
یکی از شهروندان در این باره نوشت: «جمهوری اسلامی شاید با آمریکا صلح کند، اما با مردم ایران هرگز.»
خط قرمزهایتان چه شد؟
در کنار این تاکید بر ادامه مسیر تغییر، شماری از مخاطبان، واکنش حامیان جمهوری اسلامی به توافق را نیز مورد توجه قرار دادند.
یکی از مخاطبان با کنایه به حامیان حکومت یادآور شد افرادی که بیش از ۱۰۰ روز برای خونخواهی رهبر جمهوری اسلامی در خیابانها حضور داشتند، اکنون باید توضیح دهند چرا همان موضوعاتی که زمانی «خط قرمز» خوانده میشد، در روند مذاکرات کنار گذاشته شده است.
یکی از آنان نوشت: «توافق با آمریکا خیانت بزرگی به خون رهبرتان بود. دیدید که این حکومت به شما خیانت میکند.»
یکی از مخاطبان هم با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «آنهایی که تا دیروز به معترضها میگفتند اغتشاشگر، حالا خودشان به این رژیم معترض شدهاند.»
او خطاب به حامیان جمهوری اسلامی گفت: «سه ماه کف خیابان حمایتشان کردید. حالا با این مذاکرات فهمیدید اینها فقط به فکر منافع خودشان بودند.»
شمار دیگری هم از زاویهای کنایهآمیز به موضوع نگاه کردند.
شهروندی نوشت اگر رژیم جمهوری اسلامی رهبر دارد و مذاکرات با توافق و نظر مجتبی خامنهای انجام میشود، پس چرا نمایندگان مجلس علیه یکدیگر تجمع میکنند و شعار «نه به مذاکرات و توافق» و «مرگ بر قالیباف» و «عراقچی نفوذی» سر میدهند؟
یک شهروند نوشت: «خواستم از مخالفین توافق تشکر کنم. ما هم مخالفیم، فقط ما اگر اعتراض کنیم، کشته میشویم. شما بروید و تجمع کنید.»
مخاطب دیگری در پیام خود نوشت: «خواستم به جمهوری اسلامی و طرفدارهایش بگویم خط قرمزهایتان چه شد؟»
شهروندی هم در پیام خود، انگیزه حامیان جمهوری اسلامی را به چالش کشید و گفت «ارزشیهایی» که ۱۰۰ روز در خیابان برای مرگ رهبرشان جشن میگرفتند و حالا برای مذاکرات ناراحتند، بیشتر نگران پایان یافتن تجمعات و از دست رفتن منبع درآمد خود هستند.
در پیامی دیگر که برای ایراناینترنشنال ارسال شده، آمده است: «در تاریخ خواهند نوشت آنها در حالی سقوط کردند که هر شب برای پیروزی خیالی خود جشن میگرفتند.»