دفتر نتانیاهو: اهدافی را در داخل ایران هدف قرار دادیم


دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل اعلام کرد که این کشور در پاسخ به پرتاب موشک از سوی جمهوری اسلامی، اهدافی را در داخل ایران هدف قرار داده است.
در این بیانیه تاکید شده که اسرائیل از نظر دفاعی و تهاجمی در وضعیت آمادهباش بالا قرار دارد.







بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، ارتباط مجتبی خامنهای با مقامهای جمهوری اسلامی از شب گذشته دچار اختلال شده است.
بنا بر این اطلاعات، یک منبع نزدیک به تحولات میگوید به احتمال زیاد، حملات صبح دوشنبه به اسرائیل، بدون هماهنگی با دفتر رهبر جمهوری اسلامی و بر اساس پروتکلهای از پیش تهیهشده نظامی بوده است.
به گفته همین منبع، واکنش سپاه پاسداران به حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، سریعتر از آن بوده که پس از مبادله پیام با مجتبی خامنهای انجام شده باشد.
پیش از این گزارشهایی مبنی بر زمانبر بودن امکان مبادله پیام میان مقامهای ارشد و فرماندهان سپاه پاسداران از یک سو و دفتر مجتبی خامنهای از سوی دیگر منتشر شده بود.
با وجود تلاش آمریکا برای جلوگیری از تشدید تنشها، اسرائیل حمله اخیر جمهوری اسلامی را اقدامی برای تغییر معادلات بازدارندگی در جبهه شمالی تلقی کرد و به آن پاسخ داد، زیرا از نگاه اسرائیل، بیپاسخ ماندن حمله تهران میتوانست آزادی عمل این کشور را در مقابله با حزبالله، محدود کند.
روزنامه اورشلیمپست نوشت حملات اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در بامداد دوشنبه ۱۸ خرداد، در مقایسه با دورهای پیشین درگیریها و اقدامات تلافیجویانه میان دو طرف، ماهیتی متفاوت داشت. این حمله پاسخی از سوی اسرائیل به «آزمونی خطرناک» از جانب تهران بود؛ اقدامی که اسرائیل نمیتوانست آن را بیپاسخ بگذارد.
بر اساس این تحلیل، حزبالله پس از برقراری آتشبس، بارها با حمله به اسرائیل این توافق را نقض کرد. در پی این تحولات، ارتش اسرائیل یکشنبه ۱۷ خرداد مواضع این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در ضاحیه بیروت هدف قرار داد.
با این حال، به نوشته اورشلیمپست، این حمله در مقیاس گسترده انجام نشد و اسرائیل به یک عملیات همهجانبه در بیروت دست نزد.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی این بار تصمیم گرفت خود به حمله اسرائیل علیه حزبالله پاسخ دهد.
در پی حملات حکومت ایران، آژیر هشدار در بیش از ۱۰۰ شهر و منطقه در شمال اسرائیل به صدا درآمد. صبح ۱۸ خرداد نیز با پیوستن مجدد حوثیهای یمن به درگیریها، هشدار امنیتی تازهای صادر شد.
در واکنش به رویدادهای اخیر، فرماندهی جبهه داخلی اسرائیل محدودیتهایی را در سراسر این کشور اعمال کرد که از جمله آنها تعطیلی فعالیتهای آموزشی در ۱۸ خرداد بود.
اورشلیمپست نوشت: «هرچند در حملات شب گذشته گزارشی از تلفات یا مجروحان منتشر نشد، اما مساله اصلی این نیست؛ اهمیت موضوع در بدعت و الگویی است که تهران تلاش کرد آن را پایهگذاری کند.»
بر اساس این مطلب، اگر اسرائیل اجازه میداد این حمله بدون پاسخ بماند، پیامی که به تهران مخابره میشد کاملا روشن بود: حزبالله میتوانست همچنان هرگونه آتشبس را نادیده بگیرد و هر زمان که بخواهد به اسرائیل و نیروهایش حمله کند.
هر واکنش اسرائیل به حزبالله نیز میتوانست از سوی حکومت ایران بهعنوان اقدامی تحریکآمیز معرفی شود و زمینه را برای حمله مستقیم جمهوری اسلامی به اسرائیل فراهم آورد؛ آن هم با این فرض که فشارهای دیپلماتیک واشینگتن مانع از پاسخ اسرائیل خواهد شد.
اورشلیمپست تاکید کرد چنین الگویی از بازدارندگی غیرممکن و غیرقابل دوام است.
دیپلماسی یا بازدارندگی؟
اورشلیمپست در ادامه مطلب خود، به تحلیل مواضع اخیر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در قبال مناقشه جمهوری اسلامی و اسرائیل پرداخت.
این روزنامه رویکرد ترامپ را «بسیار روشن» خواند و نوشت رییسجمهوری آمریکا از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خواست از هرگونه اقدام تلافیجویانه جدید خودداری کند، زیرا واشینگتن به دستیابی به توافق با تهران نزدیک شده و نمیخواهد درگیری اخیر، روند مذاکرات را از مسیر خود خارج کند.
ترامپ معتقد بود دو طرف پیامهای خود را رد و بدل کردهاند؛ اسرائیل حمله کرده و ایران نیز پاسخ داده است، بنابراین اکنون زمان پایان دادن به این چرخه و جلوگیری از تشدید تنشهاست.
کاخ سفید در تلاش است مسیر دیپلماسی با حکومت ایران را حفظ کند و مانع از کشیده شدن منطقه به یک رویارویی دیگر شود.
ترامپ با اشاره به اینکه حمله جمهوری اسلامی تلفاتی به همراه نداشته، کوشید این رویداد را یک تنش محدود و قابل مدیریت توصیف کند. تنشی که به باور او میتوان آن را پشت سر گذاشت و بار دیگر تمرکز را به مذاکرات معطوف کرد.
اورشلیمپست افزود: «از نگاه اسرائیل، این منطق ناقص است. حمله موشکی ایران در واقع محک زدن این موضوع بود که آیا توانایی اسرائیل برای دفاع از خود، تابع دیپلماسی میان آمریکا و ایران شده است یا خیر.»
سایه توافق بر معادلات امنیتی اسرائیل
اورشلیمپست در ادامه نوشت ممکن است رویدادهای اخیر صرفا یک تنش مقطعی باشد که بهزودی فروکش کند. با این حال، احتمال دیگری نیز وجود دارد: اینکه تغییر ظریفی در محاسبات راهبردی منطقه رخ داده باشد.
به نظر میرسد تهران بیش از گذشته به این جمعبندی رسیده که ترامپ برای دستیابی به توافق چنان در تکاپو است که در برابر اقدامات احتمالی اسرائیل محدودیتهایی ایجاد کند.
اورشلیمپست افزود نکته مهم این است که حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل در واکنش به هدف قرار گرفتن تهران، اصفهان یا تاسیسات هستهای انجام نشد، بلکه پاسخی به حمله اسرائیل علیه حزبالله بود. گروهی که ماههاست زندگی ساکنان شمال اسرائیل را مختل کرده است.
بر اساس این مطلب، اگر جمهوری اسلامی بتواند پس از هر اقدام نظامی اسرائیل علیه حزبالله، با حملات موشکی پاسخ دهد، در عمل برای حزبالله نوعی «مصونیت راهبردی» ایجاد خواهد شد.
چنین وضعیتی این امکان را به تهران میدهد که بر دامنه اقدامات دفاعی اسرائیل در جبهه شمالی «حق وتو» داشته باشد. از این منظر، خودداری اسرائیل از واکنش میتواند به ایجاد یک رویه خطرناک منجر شود و آزادی عمل این کشور را در مقابله با تهدیدات حزبالله، محدود کند.
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، درباره دلایل و اهداف راهبردی سپاه پاسداران از حمله موشکی به اسرائیل توضیح میدهد.
او جمهوری اسلامی را «حکومتی جنگطلب، بسترساز جنگ برای ایران، ضدملی و بیتوجه به منافع ملی ایران» توصیف میکند.
نصرالله پژمانفر، رییس کمیسیون اصل نود مجلس، به خبرگزاری خانه ملت گفت: جمهوری اسلامی این توانمندی را دارد که برای آمریکاییهای حاضر در پایگاههای منطقه، ناامنی پایدار ایجاد کند.
او افزود: «دشمن باید درک کند که تعرض به ایران، لبنان یا یمن، بهای سنگینی خواهد داشت که توان پرداخت آن را ندارد.»
ابوالفضل جاهدی، جوان ۱۹ ساله ساکن رباط کریم، پیش از آن که بتواند روند ثبتنامش را در دانشگاه آتشنشانی تکمیل کند، شامگاه ۱۹ دیماه با شلیک مستقیم گلوله به سر، کشته شد.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، قرار بود او صبح ۲۰ دی برای تکمیل ثبتنام به دانشکده آتشنشانی برود.
ابوالفضل نگران هزینه لباسهای آتشنشانی بود، اما به خانوادهاش گفته بود بیشتر کار میکند و پول لازم را خودش به دست میآورد.
بر اساس روایت یکی از دوستان ابوالفضل که هنگام تیر خوردنش در کنار او بود، این جوان در جریان اعتراضات خیابان بخشداری رباط کریم، پشت یک سطل زباله پناه گرفته بود:«او بهدلیل کفشهای سنگینش نمیتوانست بهسرعت فرار کند و از آنجا که قد بلندی داشت، بخشی از سرش از پشت سطل دیده میشد. تکتیرانداز او را هدف قرار داد و گلوله به سرش اصابت کرد.»
جمجمه ابوالفضل بر اثر اصابت گلوله شکافته شد و او در همان محل جان باخت.
دوستش پیکر او را با تاخیر به بیمارستان فاطمه زهرا در رباط کریم منتقل کرد، اما هنگام تحویل پیکر، تلفن همراه، مدارک و لباسهای ابوالفضل در اختیار ماموران قرار گرفت و به خانواده بازگردانده نشد.
خانواده ابوالفضل ابتدا تصور میکردند او از ناحیه پا زخمی شده است.
پدرش با همین تصور به بیمارستان رفت تا او را به خانه بازگرداند، اما با پیکری درون کاور سیاه مواجه شد.
بیمارستان همان شب پیکر را به خانواده تحویل نداد و آنها را برای یافتن ابوالفضل به کهریزک فرستاد.
طبق اطلاعات رسیده، پدر ابوالفضل ناچار شد در میان شمار زیادی از پیکرهای کشتهشدگان جستوجو کند و یافتن و دریافت پیکر فرزندش دو تا سه روز طول کشید.
ابوالفضل در شرایطی امنیتی، شبانه و بدون حضور اقوام و آشنایان، به خاک سپرده شد.
او از حدود ۱۵ سالگی کار میکرد. به مکانیکی علاقه داشت و مدتی بهعنوان شاگرد مکانیک فعالیت کرده بود.
همچنین شبها تراکت پخش میکرد و در تالارهای پذیرایی بهعنوان گارسون کار میکرد. گاهی تا ساعت دو یا سه بامداد سر کار میماند و صبح روز بعد به مدرسه میرفت.
ابوالفضل در روزهایی که پول کرایه نداشت، مسیر مدرسه را پیاده طی میکرد.
او با پسانداز درآمد خود یک موتورسیکلت دست دوم خریده بود، اما تنها فرصت کرد دو ماه از آن استفاده کند.