رسانه سپاه خبر العربیه درباره آمادگی تهران برای تعلیق ۱۰ ساله غنیسازی را تکذیب کرد
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، به نقل از یک منبع مطلع نوشت که خبر العربیه درباره اینکه تهران پیشنهاد تعلیق ۱۰ ساله غنیسازی اورانیوم بالای ۳.۶ درصد را مطرح کرده، «از اساس کذب است».
تسنیم به نقل از این منبع تاکید کرد که هیچ جزئیاتی درباره موضوع هستهای مورد بحث قرار نمیگیرد.
خبرگزاری تسنیم، رسانه وابسته به سپاه، درباره روند مذاکرات تهران و واشینگتن، با اشاره به اینکه هنوز اختلافات جدی در بعضی از حوزهها مانند تعهد واقعی آمریکا به آزادسازی اموال و موضوع تنگه هرمز وجود دارد، نوشت: «با توجه به زیادهخواهیهای آمریکا، احتمال عدم حل موضوعات بالاست.»
در این گزارش آمده که در صورت حل موارد اختلاف، احتمالا در گام اول یک تفاهم اولیه اعلام شود و سپس مهلت ۳۰ یا ۶۰ روزه برای گفتگو درباره موضوع هستهای (بدون تعهد اولیه جمهوری اسلامی) اعلام شود.
تسنیم نوشت که آمریکاییها در متون پیشین خود تاکید داشتند که تهران در همان گام نخست باید امتیازاتی در بحث هستهای بدهد و موضوع تعطیلی تاسیسات هستهای و تحویل مواد غنیشده به آمریکاییها از جمله مباحثی است که مدام در متنهای آمریکاییها مورد درخواست قرار میگرفت اما حکومت ایران اساسا بحث درباره جزئیات هستهای را در این مرحله رد میکند.
بر اساس این گزارش تهران بر ضرورت پایان جنگ و تهدید در همه جبههها از جمله لبنان تاکید دارد. و این موضوع باید مورد پذیرش طرف آمریکایی قرار گیرد اما آمریکاییها در برخی از متنهای پیشین خود با این موضوعات مخالفت کردهاند.
دانشآموزان در ایران در مناطق مختلف کشور از جمله خرمآباد، بروجرد و دورود در استان لرستان و نقاطی از استان کهگیلویه و بویراحمد، در اعتراض به وضع موجود آموزشی تجمع کردند و علیه مسئولان شعار دادند.
بر اساس گزارشهای موجود، نخستین نشانههای اعتراضات گسترده پس از انقلاب ملی و سرکوبهای خونین و نیز در بحبوحه بحران اقتصادی و جنگ، این بار از مدارس و از سوی دانشآموزان آغاز شده است.
صبح شنبه دوم خرداد دانشآموزان در چند شهر ایران از جمله خرمآباد، بروجرد، دورود و مناطقی از استان کهگیلویه و بویراحمد با تجمع مقابل نهادهای آموزشی و حضور در خیابانها، نسبت به وضعیت بلاتکلیف آموزشی، فشارهای معیشتی و تصمیم مسئولان درباره امتحانات نهایی اعتراض کردند.
درخواست برای مجازی شدن امتحانات
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دانشآموزان با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر مسئول بیلیاقت» و «مجازی، مجازی»، خواستار برگزاری غیرحضوری امتحانات نهایی شدهاند.
معترضان میگویند در طول یک سال تحصیلی، تنها حدود دو ماه آموزش حضوری داشتهاند و در باقی ماهها بهدلیل تعطیلیهای مکرر ناشی از آلودگی هوا، کمبود انرژی و بحرانهای دیگر، از آموزش موثر محروم ماندهاند.
همزمان گزارشها و پیامهای متعددی از شهرهای دیگر، از جمله نیشابور، حکایت از افزایش نارضایتی در میان دانشآموزان دارد.
برخی هشدار دادهاند در صورت اصرار بر برگزاری امتحانات حضوری، اعتراضات خود را به حوزههای امتحانی خواهند کشاند.
مشکلات معیشتی
در کنار بلاتکلیفی آموزشی، مشکلات اقتصادی نیز به یکی از محورهای اصلی نارضایتیها تبدیل شده است.
بسیاری از خانوادهها از ناتوانی در تامین هزینههای اولیه تحصیل، از جمله خرید کتاب، دفتر و لوازمالتحریر خبر میدهند.
برخی والدین نیز از شدت فشارهای معیشتی، ناچار به جدایی موقت از خانواده یا تغییر محل زندگی شدهاند.
قطع طولانیمدت اینترنت
قطع طولانیمدت اینترنت نیز یکی دیگر از عوامل تشدید بحران آموزشی عنوان شده است.
بر اساس اعلام وبسایت نتبلاکس، قطع اینترنت در ایران وارد سیزدهمین هفته خود شده و پس از عبور از ۲۰۱۶ ساعت، انزوای دیجیتال از جهان خارج همچنان ادامه دارد.
دانشآموزان میگویند ماههاست دسترسی مناسبی به منابع آموزشی و ارتباط با معلمان ندارند و عملا بخش بزرگی از سال تحصیلی را بدون آموزش موثر پشت سر گذاشتهاند.
با توجه به جمعیت حدود ۱۶ میلیونی دانشآموزان در کشور، ناظران این تحولات را نشانهای مهم از گسترش نارضایتی اجتماعی در یکی از حساسترین بخشهای جامعه میدانند. نارضایتیای که این بار از مدارس برخی شهرها آغاز شده و میتواند به شهرهای بیشتری گسترش یابد.
عبدالله ناصری با اشاره به مواضع منتسب به مجتبی خامنهای، از جمله مخالفت با طرح موضوع هستهای در مذاکرات با آمریکا، او را در صورت رهبری جمهوری اسلامی، «تندروتر و متوهمتر» از علی خامنهای توصیف کرده و نوشته سیاست خارجی رهبر جدید افراطیتر به نظر میرسد.
این نویسنده و فعال سیاسی، در یادداشتی که در کانال تلگرامی «تحکیم ملت» منتشر شد با اشاره به شرایط کنونی ایران و تحولات در راس قدرت جمهوری اسلامی، این پرسش را مطرح کرده که در صورت ایفای نقش رهبری توسط مجتبی خامنهای، آیا او نسبت به پدرش، علی خامنهای، رویکردی رادیکالتر در پیش گرفته است یا نه.
ناصری در ابتدای یادداشت خود با اشاره به آنچه «شرایط ابربحرانی ایران» توصیف میکند، نوشته است قصد دارد بدون ملاحظه و «بدون لکنت» درباره وضعیت کنونی سخن بگوید.
او تاکید میکند درباره وضعیت جسمی یا ذهنی مجتبی خامنهای اطمینان ندارد، اما با توجه به برخی دیدارها و پیامها، فرض را بر این گذاشته که او در جایگاه رهبری و فرماندهی نظامی قرار دارد و از همین منظر عملکرد او را ارزیابی میکند.
به نوشته ناصری، مهمترین تصمیم علنی منتسب به مجتبی خامنهای، ممنوعیت طرح موضوع هستهای در مذاکرات جمهوری اسلامی با آمریکا بوده است؛ موضعی که به گفته او با رویکرد سالهای پایانی علی خامنهای تفاوت دارد. ناصری مدعی شده رهبر پیشین جمهوری اسلامی در مقطعی با خروج اورانیوم با غنای بالا از کشور و ادامه غنیسازی در سطح زیر پنج درصد موافقت کرده بود.
او نوشته است اگر مجتبی خامنهای واقعاً در جایگاه تصمیمگیر اصلی قرار داشته باشد و هدایت امور را برعهده داشته باشد، انتظار میرفت مسیر پدرش را دنبال کند. از نگاه ناصری، تفاوت رویکردها میتواند نشانه آن باشد که او «تندروتر و حتی متوهمتر از رهبر مقتول پیشین» است.
این فعال سیاسی در ادامه مینویسد بخشی از این تفاوت قابل درک است؛ زیرا علی خامنهای از بنیانگذاران ساختار ولایت فقیه محسوب میشد و جایگاهی متفاوت نسبت به مدیران و مقامهای فعلی داشت. به اعتقاد ناصری، یکی از چالشهای احتمالی رهبر جدید، اختلاف سنی با نسل قدیمی روحانیون و مدیران ارشد جمهوری اسلامی است.
او پیشبینی میکند که مجتبی خامنهای در صورت تثبیت قدرت، افراد همنسل یا جوانتر از خود را به مناصب کلیدی خواهد گمارد و مدعی است نشانههایی از این روند هماکنون دیده میشود؛ از جمله آنچه او افزایش نقش حسین طائب در مقایسه با جایگاه گذشته علیاصغر حجازی توصیف میکند.
ناصری همچنین معتقد است رهبر فعلی جمهوری اسلامی، برخلاف پدرش، از پشتوانه سنتی مرجعیت دینی برخوردار نیست؛ موضوعی که از نگاه او میتواند به تضعیف یا حذف تدریجی مفهوم «ولایت فقیه» از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی منجر شود.
او در جمعبندی یادداشت خود نوشته است آنچه تاکنون از مواضع رهبر جدید قابل مشاهده است، نشان میدهد رویکرد او در سیاست خارجی افراطیتر از سلفش به نظر میرسد، هرچند برای شناخت دقیقتر دیدگاههای او در حوزه سیاست داخلی باید منتظر ماند.
ناصری همچنین به دیدگاههای منتسب به مجتبی خامنهای درباره افزایش جمعیت اشاره کرده و نوشته این مواضع نشانهای است که از نظر او، رهبر جدید جمهوری اسلامی در برخی حوزهها «متوهمتر» از علی خامنهای است.
پنج سنديکای فرانسوی در بیانیهای اعلام کردند که در یک گردهمایی در مقابل مقر سازمان ملل متحد در شهر ژنو سوئیس، همبستگی خود را با کارگران ایران و با همه کسانی که مورد استثمار و ستم قرار گرفتهاند، علیه سرکوبگری رژیم مبارزه میکنند و خشونت جنگ را متحمل می شوند، ابراز خواهند داشت.
کنفدراسیون دموکراتیک کار، کنفدراسیون عمومی کار، کنفدراسیون متحده سندیکایی، اتحاد سندیکایی همبستگی و اتحاد ملی سندیکاهای مستقل فرانسه در این بیانیه مشترک اعلام کردند که این گردهمایی با شرکت نمایندگان سازمانهای سندیکایی از چند کشور دیگر، و «کمیته هماهنگی» که از سوی گروههای ایرانی در خارج از ایران تشکیل شده است، برگزار خواهد شد.
بهنوشته بیانیه، گردهمایی ۱۵ خرداد و در جریان کنفرانس سالانه سازمان بینالمللی کار برگزار خواهد شد.
سندیکاهای فرانسوی اعلام کردند که هدف از برگزاری این گردهمایی «محکوم کردن حضور نمایندگان جمهوری اسلامی در کنفرانس سالانه سازمان بینالمللی کار» و «تاکید مجدد بر اعلان همبستگی با کارگران ایران و با همه کسانی که مورد استثمار و ستم قرار گرفتهاند، علیه سرکوب رژیم مبارزه میکنند و خشونت جنگ را متحمل می شوند»، است.
آنها گفتند که در این گردهمایی خواستار پایان فوری جنگ در منطقه، آزادی بیقید و شرط همه زندانیان سیاسی و زندانیان عقیدتی، توقف فوری بازداشتها، شکنجه و اعدامها، برقراری فوری اینترنت، حق تشکلیابی مستقل، حق اعتصاب و تظاهرات، امنیت شغلی، و اجرای استانداردهای بهداشتی و ایمنی در محیط کار، فراهم شدن شرایط زندگی شرافتمندانه، و تعیین دستمزدهای متناسب با هزینههای زندگی خواهند شد.
این پنج سندیکای کارگری فرانسه در سالیان گذشته بارها از تشکلهای مستقل صنفی و نیز کارگران و مزدبگیران حمایت کرده و سیاستهای جمهوری اسلامی را محکوم کردهاند.
آنها از جمله در بیانیه پنجم اسفند سال گذشته خواستار پایان فوری سرکوبها در ایران شدند و بر لزوم آزادی همهٔ کسانی که به خاطر استفاده از حقوق بنیادین خود بازداشت شدهاند، تاکید کردند.
در این بیانیه با اشاره به کشته شدن دهها هزار معترض به دست نیروهای جمهوری اسلامی در دیماه سال گذشته، نوشته شده بود: «گورهای دستهجمعی با شتاب حفر شدهاند تا ابعاد این کشتار پنهان بماند» و«بسیاری از خانوادهها هم چنان از سرنوشت عزیزان ناپدیدشده خود بیخبرند.»
پیش از فراخوان پنج سندیکای فرانسوی برای برگزاری یک گردهمایی در شهر ژنو، کمپین برای آزادی کارگران زندانی نیز اعلام کرده بود که در اعتراض به «حضور نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی» در اجلاس سالانه سازمان بینالمللی کار و «ادامه سیاست سرکوب و کشتار در سایه فضای جنگی» و «در حمایت از مردم ایران»، تجمعی را در شهر ژنو سوییس برگزار میکند.
این کمپین در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشته بود که این تجمع روز ۱۲ خرداد برگزار خواهد شد و گفته بود خواست فوریاش، «اخراج جمهوری اسلامی از سازمان جهانی کار بهعنوان یک گام مهم در بایکوت جهانی این حکومت آدمکش در سطح جهان است.»
افزایش قیمت اقلام خوراکی در ایران همچنان ادامه دارد. یک سایت خبری در این مورد نوشت که جنگ و رکود پس از آن، سفره کارگران را کوچکتر کرده است. یک اقتصاددان در ایران هم هشدار داده است که با ادامه این روند، زمینه برای تشدید نارضایتیهای اجتماعی و تنشهای خیابانی دوباره فراهم میشود.
روزنامه جهان صنعت شنبه دوم خرداد در مورد افزایش هزینه زندگی در ایران نوشت: « اگر تا پیش از این خانههای مجلل، عتیقه و کالاهای لوکس بهعنوان اسباب و اثاثیه و ماشینهای مدل بالا مصداق کلمه لاکچری بود، این روزها یکسفره معمولی برای خانوار نیز تبدیل به یک امر لاکچری شده است.»
این روزنامه در مورد افزایش هر کیلوگرم قیمت شیر خام که با مجوز دولت مسعود پزشکیان، ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شده است، افزود: این موضوع «باعث حذف تدریجی لبنیات از سبد غذایی خانوار و تشدید فقر و مشکلات معیشتی شده است.»
مرتضی افقه، اقتصاددان، به جهان صنعت گفت: «افزایش قیمت شیر بدون شک باعث موج جدیدی از گرانی خواهد شد.»
او افزود: «در چنین شرایطی، حتی یک صبحانه معمولی شامل کره و پنیر نیز برای بخش بزرگی از مردم از دسترس خارج و عملا به کالایی گرانقیمت تبدیل شده است.»
او با تاکید براینکه چشمانداز روشنی دیده نمیشود، تاکید کرد: «اگر مساله جنگ هرچه سریعتر حل نشود و همان سهپیششرط اصلی یعنی پایان جنگ، رفع تحریمها و کاهش تنشها محقق نشود، زمینه برای تشدید نارضایتیهای اجتماعی و تنشهای خیابانی دوباره فراهم خواهد شد.»
این هشدار در شرایطی داده شده است کهبه نوشته سایت آفتاب نیوز حجتالله میرزایی، مدیر سابق صندوقهای بازنشستگی کشور، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت گفت: «پیشبینی میشود سال جاری حدود ۴.۵ میلیون نفر دیگر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شوند.»
در ارتباط با موج گرانی در ایران، سایت قلمرو رفاه ۲۷ اردیبهشت در گزارشی با طرح این پرسش که «با یک میلیون تومان چه میتوان خرید؟» نوشت:«میزان یارانه یک نفر از قیمت یک کیلو گوشت قرمز کمتر است و با مجموع یارانه دو نفر نمیتوان ۱۰ کیلو برنج در ماه خرید. همچنین دو لیتر روغن مایع بیش از یارانه یک نفر در ماه بوده و یارانه یک نفر معادل دو کیلو مرغ در ماه است.»
این سایت افزود: «اگر یک خانواده چهارنفره بخواهد فقط حداقل استاندارد کالری شامل یک عدد تخممرغ، نیم لیتر شیر و ۱۰۰ گرم برنج برای هر نفر را تامین کند، مبلغ ۵ میلیون تومان یارانه کل خانوار تنها ۱۰ تا ۱۲ روز از ماه را پوشش میدهد. برای ۱۸ روز باقیمانده، خانواده عملا هیچ پشتوانه یارانهای برای غذا ندارد.»
قلمرو رفاه اضافه کرد: «با توجه به تورم سه رقمی کالاهای اساسی و خوراکی طی دو ماه گذشته، اقلامی مثل گوشت قرمز عملا از سبد معیشت در عمل حذف شدهاند. یعنی خانوار مجبور است کل مبلغ یارانه را صرف نان، پنیر و روغن کند تا فقط سیر بماند و دیگر پولی برای پروتئین باکیفیت باقی نمیماند.»
در همین ارتباط، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از شهرهای مختلف، حاکی از افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی، خدمات، دارو و هزینههای زندگی است. بسیاری از شهروندان وضعیت اقتصادی کنونی را «له شدن زیر بار فقر و گرانی» توصیف کردند.
افزایش سریع قیمت اقلام خوراکی در شرایطی است که حداقل دستمزد برای کارگران مشمول قانون کار حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است که برای کارگران متاهل و دارای فرزند به حدود ۲۵ میلیون تومان در ماه میرسد. این در شرایطی است که همین مبلغ به کارگران غیرمشمول قانون کار که شمار آنها صدها هزار نفر برآورد شدهاست و در کارگاههای کوچک کار می کنند، پرداخت نمیشود.
علاوه بر این، پس از جنگ ۴۰ روزه، گزارشهایی منتشر شده است مبنی بر اینکه برخی از کارفرمایان دستمزدها را همانند سال گذشته میپردازند و یا با اخراج نیروی کار قدیمی، نیروی جدید را با دستمزد کمتر استخدام میکنند.
سایت آتیهآنلاین جمعه اول خرداد نوشت: «جنگ و رکود پس از آن، سفره کارگران را کوچکتر کرده و بعضی از آنها در فروردین ماه در نتیجه توافق اجباری با کارفرما و ترس از بیکاری کمتر از نصف حداقل قانونی حقوق گرفتند.»
سایت «رویداد ۲۴» روز ۲۶ اردیبهشت نوشته بود: «در اقتصاد ایران، فقر دیگر فقط مختص حاشیهنشینان یا بیکاران نیست. امروز بسیاری از کسانی که شغل ثابت دارند، هر ماه بیشتر از قبل زیر فشار هزینهها خم میشوند. معلم، کارمند، راننده، فروشنده، کارگر و حتی بخشی از متخصصان و صاحبان مشاغل آزاد، حالا تجربه مشترکی دارند؛ اینکه درآمدشان به زندگی نمیرسد.»
به نوشته این سایت، «بسیاری از خانوادهها مصرف گوشت قرمز را به حداقل رساندهاند. لبنیات، میوه و حتی برخی اقلام ساده غذایی هم برای بخشی از جامعه به کالاهای مدیریتشده تبدیل شدهاند؛ یعنی خریدشان وابسته به زمان دریافت حقوق یا یارانه است.»
بحران اقتصادی موجود فقط به کارگران و بازنشستگان محدود نمیشود. سایت اقتصادنیوز جمعه نوشت: «در سال ۱۴۰۵، طبقه متوسط ایران با فشار بیسابقه اقتصادی روبروست؛ قدرت خرید به شدت کاهش یافته و بسیاری از خانوادهها مجبور شدهاند هزینههای روزمره خود را به اولویتهای ضروری محدود کنند.»
این سایت اشاره کرد: «کالاها و خدماتی که پیشتر نماد سبک زندگی و رفاه این طبقه بودند، مانند کلاسهای آموزشی و ورزشی، سفرهای داخلی و البته گاهی خارجی، تفریحات فرهنگی و ... حالا به شکل فزایندهای از سبد زندگی خانوارها حذف شدهاند.»