پاکستان در حالی نقش میانجی میان تهران و واشینگتن را ایفا میکند که همکاریهای نظامی گسترده خود با عربستان سعودی، یکی از رقبای اصلی جمهوری اسلامی، را ادامه داده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داده اسلامآباد یک اسکادران جنگنده جیاف-۱۷، دو اسکادران پهپاد نظامی و سامانههای پدافند هوایی اچکیو-۹ ساخت چین را به عربستان سعودی اعزام کرده است.
«دو بار زندگی، سه بار مرگ» ساخته کریم لکزاده، نمایندهای از سینمای زیرزمینی ایران که در جشنواره کن در بخش اسید به نمایش درآمد، در فضایی نیمهسوررئال به کند و کاوی در احوال چند کارگر میپردازد.
فیلم با دستی آغاز میشود که از میان سنگها بیرون میآید؛ دستی در پی نور و رهایی. خیلی زود میفهمیم در اثر انفجار در معدن همه کارگران مردهاند، اما سه نفر از آنها زنده ماندهاند. آنها نقشهای در سر دارند: از آنجا بروند و تظاهر کنند که مردهاند تا خانوادههایشان دیهشان را بگیرند و زندگی فقیرانهشان را تغییر دهند.
در صحنههای اول در دل تاریکی، در میان سنگها، جنب و جوش آنها را شاهدیم تا شاید راهی برای نجات از این وضعیت بیابند. این خود به استعارهای بدل میشود که تا انتها ادامه دارد: تلاش برای نجات یافتن از تلخیها و بدبختیهای زندگی که آنها را احاطه کرده و این سه، بیپناه و تنها میخواهند بر آن غلبه کنند.
فیلم با آنها همراه میشود اما برخلاف انتظار، و انبوه فیلمهایی از این دست درباره کارگران، از روایتی رئالیستی فاصله میگیرد و همان اوایل با تند کردن صحنه رقص یکی از آنها میفهمیم که قرار نیست با روایتی ساده و واقعگرایانه روبرو باشیم.
از اینجا به بعد فیلم وارد فضای غریبی میشود که در بین روایت رئالیستی یک واقعه، و زندگی تلخ شخصیتهایش، با اتقاقات غریب و سوررئال در نوسان است و میتواند به یک تعادل جذاب برسد؛ جایی که واقعیت همانقدر اهمیت دارد که وقایع غیرقابل باور.
از این رو فیلم در عین نقد به جهان واقعی و وصف حال و روز چند کارگر فقیر ، که حتی در جایی راضی میشوند برای رسیدن به دیه عضوی از بدن خود را قطع کنند، جهان اطراف ما را به سخره میگیرد و با زبان طنز و هزل به همه چیز میخندد. در عین جدی بودن ماجرا، و تلخی آن، نگاه فیلمساز نوعی فاصلهگذاری را پیشنهاد میکند، گویی که ما در حال تماشای یک فیلم در فیلم هستیم و همه داستان به نوعی به سینما ارتباط دارد.
همین فاصلهگذاری و پرداخت عجیب فیلم آن را از نمونههای مشابه جدا میکند، به شکلی که یافتن شباهت آن به دیگر فیلمهای سینمای ایران، کار آسانی نیست؛ شباهتی که حتی در اثر قبلی این فیلمساز ، «ماده تاریک»، هم یافت نمیشود.
با حضور شخصیت مرد مرموزی که نمیتواند آتش روشن کند اما همه چیز را میداند، باز نوعی فاصلهگذاری به عنوان دانای کل، شاید خود فیلمساز، فیلم رازآمیزتر میشود؛ رازهایی که قرار نیست گرهگشایی شوند و فیلمساز آشکارا توضیحی درباره آنها بدهد.
روند قصه و اتفاقات خاص آن فقط میخواهد منطق دنیای ویژه فیلم را بپذیریم و با آن همراه شویم. اگر این منطق را نپذیریم، فیلم خیلی زود خستهمان میکند و اگر با این منطق همراه شویم، با فیلم متفاوتی روبهرو میشویم که حرفهای اجتماعی معمول را در قالبی متفاوت با ما در میان میگذارد.
روند غرابت فیلم رفتهرفته تندتر میشود و بیش و بیشتر از واقعیت زندگی جدا فاصله میگیریم.
بخش انتهایی در تهران از سوررئالترین بخشهای فیلم است؛ جایی که قرار بود یک مأمن امن برای گریز آنها باشد، خود به قربانگاهی بدل میشود که همه زندگی آنها را تحتتاثیر قرار میدهد.
همه نوع آدم و همه نوع تفکر در آنجا دیده میشود و همه چیز به هم میرسد. فیلم درباره اختلاف طبقاتی حرف میزند بیآنکه در دام شعارهای معمول بیفتد.
فیلمساز باز با فاصله میایستد و به یک نظارهگر بدل میشود، نظاره واقعیت زندگیای که کم از سوررئالیسم ندارد و نشان میدهد که چشم دوختن به واقعیت جامعه ایران، خود به خود ما را به یک جهان سوررئال هدایت میکند که از آن گریز و گزیری نیست.
شخصیتهای فیلم در تمام طول مدت آن در حال گریز هستند؛ گریز از جامعه، خانواده و حتی گریز از خود. فیلم به ما میگوید که گریزی نیست و صحنه آخر در مه، که در آن همه چیز محو شده و معنای واضح خود را از دست داده، حکایت از همان دایره بستهای دارد که شخصیتهای فیلم در آن گیر افتادهاند؛ درست مثل صحنههای ابتدای فیلم که زیر فشار سنگها گیر افتاده بودند.
رسانههای حقوق بشری گزارش دادند دادگاه کیفری تهران پس از رسیدگی دوباره به پرونده شهرک اکباتان، سه معترض بازداشتشده در این پرونده را به دیه و پنج سال حبس محکوم و سه معترض دیگر را از اتهام مشارکت در «قتل عمد» تبرئه کرد. حکم اعدام این شش تن پیشتر در دیوان عالی کشور نقض شده بود.
سایت هرانا چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت گزارش داد شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران، میلاد آرمون، علیرضا کفایی و امیرمحمد خوشاقبال را بابت اتهام «مشارکت در قتل عمد» آرمان علیوردی، از نیروهای بسیج، محکوم کرد. هر یک از آنها به پرداخت سهم مساوی از دیه کامل یک انسان و پنج سال حبس محکوم شدهاند.
طبق گزارش هرانا، نوید نجاران، حسین نعمتی و علیرضا برمرزپورناک، سه متهم دیگر این پرونده، به دلیل «فقدان مدارک دال بر وارد کردن ضربه به ناحیه مشخصی از بدن علیوردی» از اتهام مشارکت در قتل عمد تبرئه شدند.
این حکم ۱۵ بهمن سال گذشته صادر و سهشنبه ۲۹ اردیبهشت به وکلای این افراد ابلاغ شده است.
این شش شهروند معترض در آبان ۱۴۰۳ از سوی همین شعبه به اعدام محکوم شده بودند. حکم اعدام آنها در شهریور ۱۴۰۴ در دیوان عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری تهران ارجاع شده بود.
سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک)، اعلام کرد این کشور در سال ۲۰۲۵ برنامههای مربوط به احداث یک خط لوله جدید با هدف دور زدن تنگه هرمز را پیش برده و این پروژه تاکنون ۵۰ درصد پیشرفت داشته است.
او از تقویت روابط ابوظبی و واشینگتن خبر داد و گفت: «روابط میان ایالات متحده و امارات متحده عربی هر سال جاهطلبانهتر، یکپارچهتر و تاثیرگذارتر میشود.»
جابر تاکید کرد امارات پس از خروج از اوپک نیز «یک نیروی منضبط، مسئولیتپذیر و تثبیتکننده» در بازارهای انرژی باقی خواهد ماند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از فشار فزاینده هزینههای درمان و کمبود دارو به شهروندان در کنار بحران معیشتی است. برخی بیماران برای تامین هزینه دارو و آزمایش ناچار به قرض گرفتن پول شدهاند، برخی قید درمان را زدهاند و بسیاری، زیر بار گرانیها فرسوده شدهاند.
شهروندی که خود را کارمند اورژانس اجتماعی معرفی کرد، از موج بزرگ رهاشدن بیماران اعصاب و روان و سالمندان از سوی خانوادهها خبر داد.
او گفت با توجه به گرانی داروهای اعصاب و روان و پیدا نشدن داروها، به نظر میرسد شماری از خانوادهها دیگر توان نگهداری بیماران و سالمندان را ندارند و آنها را به امید مراقبتهای دولتی و عمومی، رها میکنند.
شهروندی از شیراز یادآوری کرد هزینه بخشی از درمان و داروهای یک بیمار مبتلا به سرطان ماهانه ۱۰ میلیون تومان است.
به گفته او، داروهای براتیگا و زولادکس تحت پوشش بیمه هستند، اما بیمه فقط حدود ۳۰ درصد مبلغ آنها را پرداخت میکند.
در پی افزایش هزینههای درمان، مهدی پیرصالحی، رییس سازمان غذا و دارو، در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت قیمت دارو بهدلیل تورم و افزایش قیمت سایر کالاها در حال رشد است؛ بنابراین بیمهها باید این پوشش را فراهم کنند.
او وعده داد برای رفع کمبودهای دارویی، «مذاکراتی با بانک مرکزی» انجام شده و وعدههایی برای تامین ارز و ریال به شرکتهای دارویی و تجهیزات پزشکی داده شده است.
شهروندی از کرمانشاه نوشت: «خرج دارو و درمان مادر بیمارم هر روز بیشتر میشود. فردا باید ۱۱۰ میلیون تومان به بیمارستان پرداخت کنم. فقط برای تامین هزینههای درمان مادرم، مجبورم در ۲۴ ساعت، ۴۸ ساعت کار کنم.»
شهروندی نیز یادآوری کرد پدرش پارکینسون دارد و هر ماه با بیمه، حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه درمانش میشود.
مخاطبی دیگر خبر داد قطره چشمی زالاتان که برای بیماران مبتلا به گلوکوم یا فشار چشم تجویز میشود و باید بهطور مداوم مصرف شود، دیگر در داروخانهها موجود نیست.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از افزایش چشمگیر قیمت داروهای بیماران مبتلا به سرطان، انسولین و همچنین مکملهای دارویی از ابتدای اردیبهشت سال جاری است.
یک شهروند خود را بیمار مبتلا به سرطان خون AML (لوسمی میلوئید حاد) معرفی کرد و گفت در روند درمانش، هر سه ماه یک بار باید آزمایش مغز و استخوان بدهد.
او گفت سه ماه پیش هزینه جواب آزمایش پنج میلیون تومان بود ولی در نوبت جدید مراجعه مبلغ ۱۳ میلیون پرداخت کرده است.
این شهروند با اشاره به هزینههای کمرشکن درمان، گفت: «من بیکارم و این پول را قرض کردم. نمیدانم نوبتهای بعدی را قرار است چطور سر کنم.»
علی جعفریان، جانشین وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، هشتم اردیبهشت گفته بود حدود ۷۰ درصد از قیمت تمامشده دارو به نرخ ارز آزاد وابسته است که اثر مستقیمی بر بازار دارویی دارد.
پیشتر یک پزشک به ایراناینترنشنال گفته بود هزینه داروها به اندازهای بالا رفته که بسیاری از بیمارها دیگر توانایی ادامه روند درمانی را ندارند و حتی گاهی وقتی در داروخانه با قیمت جدید داروها مواجه میشوند، نسخههایشان را نمیگیرند.
بیمارانی که کم میشوند
یک دندانپزشک در پیامی به ایراناینترنشنال گفت: «تعداد بیمارانم کمتر شده و بیشتر آنها به دلیل بیپولی ترجیح میدهند دندان خود را بکشند.»
در کنار هزینه درمان بیماران خاص و خدمات دهان و دندان، طیف گستردهای از داروهای عمومی نیز به شدت گران شدهاند.
مخاطبی از شهرستان شاهین دژ، گفت بسته ۶۰ عددی قرص امگا ۳ در عرض یک ماه از ۳۰۰ هزار تومان به ۹۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطبی دیگر اشاره کرد ۳۰۷ هزار تومان برای یک سرم شستوشو و یک قوطی قرص ویتامین د۳ هزینه کرده است.
در کنار این هزینههای سنگین، پیامها حاکی از فشار روانی ناشی از بحران معیشتی و بیکاری است.
مخاطبی از جزیره کیش گفت صنعت گردشگری و هتلداری دچار «فروپاشی» شده و او و همکارانش، چهار ماه است حقوق نگرفتهاند.
در پیامی دیگر، دانشجویی که دانشگاهش در شهری دیگر است، نوشت برای کمک به تامین مخارج خانواده همزمان با تحصیل کار میکند و افزود: «به عنوان یک جوان ۲۰ ساله، انگار بار ۴۷ سال زندگی روی دوشم است.»