معاون دولت در امور مناطق محروم: مساله اینترنت مشکلات زیادی برای بومگردیها ایجاد کرده است
عبدالکریم حسینزاده، معاون مسعود پزشکیان در امور توسعه روستایی و مناطق محروم، با اشاره به تداوم خاموشی دیجیتال در کشور گفت: «محدودیت اینترنت برای بومگردیها مشکلات زیادی ایجاد کرده است.»
او اضافه کرد: «برخلاف کسانی که میگویند اینترنت به شرایط قبل بازنمیگردد، ما به مردم اعتماد داریم و اینترنت به وضعیت گذشته بازخواهد گشت.»
با این حال، حسینزاده زمان مشخصی برای رفع محدودیتها و بازگشت کامل اینترنت اعلام نکرد.
روایت زنی جوان که برای مدتی کوتاه سرپرستی یک نوزاد را بر عهده داشت، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات شبکههای اجتماعی فارسیزبان تبدیل شد. روایتی که با لحنی احساسی و الهامبخش منتشر شد، خیلی زود به موجی از نقدهای اخلاقی، روانشناختی و سیاسی دامن زد.
ماجرا از انتشار روایتهای سارا کنعانی، فعال فضای مجازی، درباره حضور موقت یک نوزاد در خانهاش آغاز شد. او در اینستاگرام و ایکس از تجربه «مادری موقت» نوشت. تجربهای که در قالب طرح «میزبان» سازمان بهزیستی انجام شد.
رسانههای حکومتی در ایران، از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و روزنامه همشهری، این روایت را با ادبیاتی احساسی و تصویری بازنشر کردند. تصاویری از خانه، آغوش، گریه هنگام جدایی و توصیفهایی از «۴۰ روز مادری».
تصاویر بدون حجاب کنعانی در ایرنا منتشر شد و کاربران مدتی بعد خبر از دسترس خارج شدن این خبرگزاری را منتشر کردند.
اما آنچه ابتدا برای بخشی از کاربران تصویری انسانی از مراقبت از کودک بیسرپرست به نظر میرسید، برای گروهی دیگر به پرسشی جدی درباره مرز میان حمایت از کودک و تبدیل کودک به «محتوا» بدل شد.
طرح «میزبان» چیست؟
بر اساس توضیحات رسمی سازمان بهزیستی، طرح «میزبان» از سال ۱۴۰۲ آغاز شده و هدف آن کاهش اقامت کودکان در مراکز شبانهروزی و سپردن موقت آنها به خانوادهها یا افراد واجد شرایط است.
این طرح با فرزندخواندگی تفاوت دارد. در فرزندخواندگی، روند قضایی و حقوقی بلندمدت طی میشود و سرپرستی دائمی است، اما در طرح میزبان، کودک برای مدتی محدود به خانواده یا فردی سپرده میشود و همچنان تحت نظارت بهزیستی باقی میماند.
بهزیستی میگوید متقاضیان باید از نظر سلامت روان، وضعیت مالی، امنیت محیط و توان مراقبتی ارزیابی شوند و مددکاران نیز روند را پیگیری میکنند.
در بسیاری از کشورهای جهان نیز مدلهایی مشابه وجود دارد. نظامهای فاستر کر «foster care» یا مراقبت جایگزین خانوادگی، سالهاست به عنوان جانشینی برای نگهداری کودکان در مراکز جمعی شناخته میشوند.
پژوهشهای بینالمللی نیز عموما نشان میدهند رشد عاطفی کودکان در محیط خانوادگی، حتی موقت، از رشد در محیطهای نهادی بهتر است؛ بهویژه برای نوزادان و کودکان خردسال. بنابراین اصل ایده «مراقبت خانوادگی موقت» ذاتا نه عجیب است و نه غیرمعمول.
از مراقبت تا «روایت»
حاشیهها زمانی شدت گرفت که مشخص شد روایت این تجربه، تنها در حد اطلاعرسانی باقی نمانده و به یک پروژه گسترده تولید محتوا تبدیل شده است.
تصاویر کودک، روایتهای احساسی، ویدیوهای روزمره و متنهایی درباره دلبستگی عاطفی میان زن جوان و نوزاد، به شکل مستمر در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
در یکی از نوشتهها نیز اشاره شده بود که او به موسسه وعده داده درباره این طرح تولید محتوا خواهد کرد.
همین نکته، برای بسیاری از منتقدان، ماجرا را از «کمک انسانی» به «استفاده رسانهای از کودک» تبدیل کرد.
در نقدهای مطرحشده، یک سوال مدام تکرار میشود: آیا کودکی که هنوز حتی توان تشخیص هویت خود را ندارد، باید به بخشی از برند شخصی، روایت احساسی یا کمپین تبلیغاتی تبدیل شود؟
این نکته آنجا حساستر میشود که کنعانی در نوشتههای خود خبر از شناسایی مادر بیولوژیک کودک میدهد و ضمن قضاوت اخلاقی درباره او، این نگرانی را ایجاد میکند که همچنان این اطلاعات که برای مادر موقت فاش شده، در آینده در اختیار کودک هم قرار بگیرد.
در بسیاری از نظامهای مراقبت کودک در جهان، انتشار تصاویر و اطلاعات کودکان تحت سرپرستی موقت، محدود یا ممنوع است. دلیل این حساسیت، تنها حفظ حریم خصوصی نیست، بلکه جلوگیری از شکلگیری «روابط نمایشی» و جلوگیری از آسیبهای بعدی برای کودک است.
کودک بیسرپرست از آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی محسوب میشود. او نه امکان رضایت دارد، نه قدرت تصمیمگیری، نه توان کنترل اینکه تصاویر و داستان زندگیاش تا سالها در اینترنت باقی نماند.
منتقدان میگویند حتی اگر نیت فرد خیرخواهانه بوده باشد، باز هم کودک نباید به ابزار تولید احساسات عمومی تبدیل شود.
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
پرسش روانشناختی؛ دلبستگی و جدایی
بخش مهم دیگری از انتقادها، جنبه روانشناختی ماجراست.
روانشناسی رشد تاکید میکند که نوزادان در ماههای نخست زندگی، پیوندهای عاطفی عمیقی با مراقبان خود شکل میدهند. ثبات، تداوم حضور و امنیت عاطفی، از عناصر کلیدی رشد سالم کودک محسوب میشود.
در نتیجه، برخی منتقدان میپرسند: اگر قرار است کودک تنها برای چند هفته یا چند ماه وارد خانهای شود و سپس جدا شود، این دلبستگی و جدایی چه اثری بر او میگذارد؟
البته پاسخ متخصصان در این زمینه یکسان نیست. بسیاری از پژوهشگران معتقدند مراقبت خانوادگی موقت، اگر حرفهای، پایدار و همراه با نظارت تخصصی باشد، همچنان از اقامت طولانی در شیرخوارگاه بهتر است. اما در عین حال تاکید میکنند که این فرآیند باید با آموزش دقیق مراقبان، آمادگی برای جدایی، و مدیریت تخصصی انتقال کودک همراه باشد.
مشکل اینجاست که در ایران امروز، اطلاعات روشنی درباره کیفیت نظارت، آموزش مراقبان و استانداردهای اجرایی این طرح وجود ندارد و همین ابهام، نگرانیها را بیشتر کرده است.
مساله «مادر مجرد»
بخشی از توجه رسانهای به این پرونده، به مجرد بودن کنعانی مربوط است.
در قوانین ایران، زنان مجرد بالای ۳۰ سال امکان سرپرستی دائم دختران را دارند، اما همچنان محدودیتهای متعددی در این زمینه وجود دارد و اولویت اصلی با زوجهاست. در نتیجه، رسانههای رسمی تلاش کردند این روایت را به عنوان نمونهای از «امکان مادری زنان مجرد» نیز برجسته کنند.
برای بخشی از جامعه، این موضوع مثبت و مترقی به نظر میرسد. نشانهای از شکستن برخی کلیشههای سنتی درباره خانواده. اما همزمان، منتقدان میگویند همین «استثنایی» و «رسانهای» شدن، باعث شد کودک عملا به مرکز یک روایت نمادین درباره زنانگی، مادری و احساسات عمومی تبدیل شود.
آیا پای سیاست و جنگ در میان است؟
یکی از مهمترین دلایل حساسیت نسبت به این پرونده، نحوه قاببندی رسانههای حکومتی است.
در گزارشهای منتشرشده، بارها به جنگ، ناامنی، بحران و «نیاز جامعه به مهر» اشاره شده است.
برخی کاربران معتقدند رسانههای رسمی تلاش کردهاند از این داستان، روایتی ایدئولوژیک بسازند. روایتی درباره «خانواده»، «فداکاری زن ایرانی» و «مقاومت عاطفی جامعه».
در واقع، منتقدان میگویند حکومت در شرایطی که جامعه ایران با بحرانهای سنگین اقتصادی، مهاجرت، فرسایش اجتماعی و بیاعتمادی روبهروست، به روایتهای احساسی و انسانی نیاز دارد. روایتهایی که بتوانند تصویری نرمتر و عاطفیتر از ساختار رسمی ارائه دهند.
سندی وجود ندارد که نشان دهد خود این زن با انگیزه سیاسی وارد ماجرا شده اما آنچه قابل مشاهده است، بیشتر «استفاده سیاسی و رسانهای از روایت» است.
اشاره کنعانی در یک پست در شبکه اجتماعی ایکس به اینکه «عکس پروفایل بسیاری از مامانها در گروه، تصاویر رهبران جمهوری اسلامی بوده»، نشان میدهد کودکان بهطور سازمانیافته بیشتر به خانوادههای حکومتی سپرده میشوند و یک واقعیت مهم را آشکار میکند: شبکههای مراقبت، خیریه و سرپرستی کودک در ایران بهشدت با فضاهای مذهبی و نزدیک به حکومت همپوشانی دارند.
در ساختاری که «صلاحیت اخلاقی» اغلب با نشانههای ایدئولوژیک سنجیده میشود، طبیعی است که افراد مذهبی یا وابسته به شبکههای ارزشی، حضور پررنگتری در چنین طرحهایی داشته باشند. موضوعی که ماجرا را از یک بحث صرفا مربوط به حقوق کودک، به مسالهای درباره قدرت فرهنگی، مشروعیت اخلاقی و انحصار روایت «مادری خوب» در جمهوری اسلامی تبدیل میکند.
همچنین رسانههای حکومتی با وجود سیاستهای سختگیرانه درباره حجاب، تصاویر بدون حجاب کنعانی را بهطور گسترده منتشر کردند. موضوعی که نشان میدهد وقتی یک روایت عاطفی و «خانوادهمحور» برای تولید تصویر انسانی از نظام مفید باشد، محدودیتهای ایدئولوژیک میتوانند کنار گذاشته شوند.
به همین دلیل، منتقدان این ماجرا را صرفا یک تجربه فردی نمیبینند، بلکه آن را نمونهای از استفاده تبلیغاتی از کودک، احساسات و تصویر زن در رسانه رسمی میدانند.
عکس از مرضیه موسوی، ایرنا
مرز باریک میان خیرخواهی و نمایش
شاید مهمترین نکته این پرونده این باشد: در عصر شبکههای اجتماعی، مرز میان تجربه شخصی، فعالیت اجتماعی، برند فردی و تولید محتوا بسیار باریک شده است.
امروز حتی کنشهای خیرخواهانه نیز اغلب در قالب تصویر، روایت، استوری و ویدیو بازنمایی میشوند. همین مساله باعث شده بسیاری از فعالیتهای انسانی، همزمان هم واقعی باشند و هم نمایشی.
در ماجرای «۴۰ روز مادری» نیز احتمالا هر دو وجه همزمان وجود دارد؛ هم میل واقعی به مراقبت و تجربه مادری، و هم تبدیل آن به یک روایت عمومی، احساسی و سیاسی.
اما وقتی پای کودک بیسرپرست در میان باشد، حساسیت اخلاقی باید چند برابر شود. کودک نمیتواند تصمیم بگیرد که آیا میخواهد داستان زندگیاش بخشی از فضای مجازی باشد یا نه. نمیتواند تشخیص دهد که میلیونها نفر درباره تصویر و رابطه عاطفی او بحث خواهند کرد. و نمیتواند از خودش در برابر موج احساسات، قضاوتها و بهرهبرداریهای رسانهای دفاع کند.
به همین دلیل، حتی کسانی که از اصل «طرح میزبان» دفاع میکنند نیز معتقدند باید درباره حدود نمایش عمومی کودکان تحت مراقبت، قوانین و استانداردهای بسیار سختگیرانهتری وجود داشته باشد.
در نهایت، این پرونده شاید بیش از آن که درباره یک زن یا یک نوزاد باشد، درباره پرسشی بزرگتر است: در جامعهای که همه چیز به محتوای سیاسی تبدیل میشود، آیا هنوز میتوان میان مراقبت واقعی و نمایش ایدئولوژی، مرزی روشن ترسیم کرد؟
وزیران دارایی کشورهای عضو گروه ۷ که در پاریس گرد هم آمدهاند، با انتشار بیانیهای مشترک بر ضرورت بازگشایی تنگه هرمز تاکید کردند.
آنها همچنین بار دیگر بر تعهد خود به همکاریهای چندجانبه برای مقابله با ریسکهای پیشروی اقتصاد جهانی تاکید کردند.
وزیران دارایی کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده اعلام کردند به حفظ ثبات بازارهای انرژی پایبند هستند و از تمامی کشورها خواستند از اعمال محدودیتهای خودسرانه بر صادرات خودداری کنند.
روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد جمهوری اسلامی در پی محاصره دریایی آمریکا و کاهش شدید امکان صادرات نفت، به ذخیرهسازی نفت روی نفتکشهای فرسوده در خلیج فارس روی آورده است.
این اقدام نشاندهنده فشار فزاینده بر صادرات نفت ایران در هفتههای اخیر است.
بر اساس این گزارش، هماکنون حدود ۳۹ نفتکش حامل نفت و محصولات پتروشیمی ایران در خلیج فارس مستقر هستند؛ در حالی که پیش از آغاز محاصره دریایی آمریکا در ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، این تعداد ۲۹ نفتکش بود.
علاوه بر این، تجمع قابل توجهی از کشتیها در نزدیکی پایانه صادرات نفت جزیره خارک مشاهده شده است.
احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در مصاحبه با ایلنا گفت: «من فکر نمیکنم آمریکا به ایران حمله کند، چرا که در حمله نظامی چیزی به دست نخواهد آورد؛ اما اگر حمله کند، به خارک و اصفهان حمله خواهد کرد.»
او افزود: «حمله به اصفهان هم برای این است که آن ۴۰۰ کیلو اورانیوم را به دست بیاورد؛ چیزی که قبلا در دستیابی به آن ناکام ماندند.»
اردستانی ادامه داد: «به اعتقاد من، وضعیت "نه صلح، نه جنگ" باقی خواهد ماند، چرا که آمریکا دنبال ناآرامی است و فکر میکند که وضعیت اقتصاد ایران با ادامه این وضعیت جامعه را به سمت ناآرامی جلو خواهد برد.»
او تهدید کرد: «اگر این بار دشمنان به ما حمله کنند، ما به چاهها و تاسیسات نفتی آنان حمله خواهیم کرد. اگر قرار باشد آنها کاری کنند که ما نفتی نداشته باشیم، به لولههایشان حمله نخواهیم کرد؛ به چاهها حمله خواهیم کرد تا آنها هم نفت نداشته باشند و سوخت برای دنیا گران شود.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد در نشست وزرای دارایی گروه ۷ در پاریس، گفتوگوهایی سازنده درباره وضعیت اقتصاد جهانی، امنیت سایبری و مواد معدنی حیاتی انجام شده است.
او افزود «تهدیدات تروریستی» جمهوری اسلامی از دیگر محورهای این گفتوگوها بوده است.
بسنت ۲۸ اردیبهشت گفته بود از وزیران دارایی گروه ۷ خواهد خواست نظام تحریمها علیه جمهوری اسلامی را دنبال کنند تا از تامین مالی «ماشین جنگی» حکومت ایران جلوگیری شود.