گوگوش نشان افتخار «جزیره الیس» را دریافت کرد

گوگوش، خواننده سرشناس ایرانی، «نشان افتخار جزیره الیس» را دریافت کرد؛ «این نشان به افرادی اهدا میشود که در جامعه آمریکا تأثیرگذار بودهاند و در عین حال ریشهها و هویت فرهنگی خود را حفظ کردهاند.»

گوگوش، خواننده سرشناس ایرانی، «نشان افتخار جزیره الیس» را دریافت کرد؛ «این نشان به افرادی اهدا میشود که در جامعه آمریکا تأثیرگذار بودهاند و در عین حال ریشهها و هویت فرهنگی خود را حفظ کردهاند.»






سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «فعالانه» از وکلای تسخیری برای تسهیل و تسریع سیستماتیک اعدام معترضان بازداشتشده بهره میگیرد. این سازمان افزود این وکلا با خودداری از برقراری ارتباط با خانواده متهمان آنان را از روند دادرسی بیاطلاع نگه میدارند.
به نوشته این سازمان، مستندات نشان میدهد وکلای تسخیری بلافاصله پس از صدور حکم، با ثبت درخواست تجدیدنظر، موکلان خود را از مهلت قانونی محروم میکنند و با ایجاد موانع عامدانه در مسیر دسترسی به وکلای مستقل، زمینه اجرای سریع احکام اعدام را فراهم میسازند.
این سازمان نوشت بازداشتشدگان اعتراضات بدون دفاع موثر میمانند؛ وکلای تسخیری اعترافات اجباری و ادعاهای شکنجه را به چالش نمیکشند و مدارک تبرئهکننده ارائه نمیدهند. در نتیجه دادگاهها بر اساس شواهد بدون اعتراض حکم اعدام صادر و دیوان عالی کشور نیز احکام را بدون بررسی حقوقی واقعی تایید میکند.
این سازمان هشدار داد این اقدامات نقض سیستماتیک دادرسی عادلانه است و اعدامها را براساس حقوق بینالملل در زمره اعدامهای خودسرانه قرار میدهد.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از برگزاری نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات صادق ساعدینیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا» و از حامیان اعتصابها و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در دادگاه انقلاب قم خبر داد.
بر اساس این گزارش، ساعدینیا با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی یا رسانهای برخلاف امنیت کشور»، «اقدام عملیاتی در راستای فراخوانهای گروههای معاند برای برهم زدن امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» روبهرو است.
انتشار استوری، فعالیت در فضای مجازی، حضور در تجمعات اعتراضی، تعطیل کردن کافهها و مغازههای متعلق به خود و تشویق برخی کارکنانش به حضور در اعتراضات از مصادیق اتهامات مطرحشده علیه او عنوان شده است.
نماینده دادستان، مواردی از جمله فعالیتهای ساعدینیا در فضای مجازی، تهیه کلیپی از یکی از کارکنانش با نوشته «جاوید شاه» روی دست، ایجاد و مدیریت گروه واتساپی کارکنان کافهها، انتشار پیام صوتی درباره خاموش کردن گوشی برای جلوگیری از ردیابی، حضور برخی کارکنان در اعتراضات و برنامهریزی برای تعطیلی کافهها و کارخانهها همزمان با فراخوانهای اعتراضی را از مصادیق اتهامات مطرحشده علیه او عنوان کرد.
بحران عمیق اقتصادی در ایران، کافهها و فرهنگ کافهنشینی را به سمت فروپاشی سوق داده است. افزایش شدید قیمتها و کاهش درآمدها، هم صاحبان کسبوکار و هم مشتریان را ناچار به عقبنشینی کرده است.
محسن مبرّا، رییس اتحادیه کافیشاپهای تهران، به روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت هزینه اداره کافهها بیش از دو برابر شده و شمار مشتریان در ماههای اخیر تا ۵۰ درصد کاهش یافته است، بهطوری که تا ۴۰ درصد کافهها تعطیل شدهاند.
او گفت: «ادامه فعالیت به معنای سودده بودن نیست. سود این کسبوکارها مدام در حال کاهش است. در نتیجه، کافههایی که اجارهنشین هستند یا پشتوانه مالی قوی ندارند، به سمت تعطیلی میروند.»
کافهها، یکی از معدود فضاهای عمومی باقیمانده
در دو دهه گذشته، کافهها به بخشی مهم از زندگی شهری در ایران تبدیل شدند؛ ابتدا در تهران و سپس در شهرهای دیگر.
در شرایطی که گزینههای تفریحی ارزان همواره محدود بوده است، کافهها به یکی از معدود فضاهای در دسترس برای معاشرت، کار و گذران وقت در بیرون از خانه برای جوانان تبدیل شدند.
بسیاری از کافهها فراتر از مکانی برای نوشیدن قهوه یا صرف غذای سبک عمل میکردند. شب شعر، اجراهای کوچک موسیقی، نمایشگاه عکس و دورهمیهای غیررسمی در این فضاها برگزار میشدند و کافهها به محیطی نادر برای تعامل اجتماعی تبدیل شده بودند؛ آن هم در زمانی که بسیاری از فضاهای عمومی دیگر از دسترس خارج شده بود.
تا چند ماه پیش، تنها در تهران حدود شش هزار کافه در اندازههای مختلف فعال بودند، اما سقوط قدرت خرید مردم، این صنعت را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
ساناز، منشی ۲۸ ساله یک شرکت خصوصی، گفت او و دوستانش پیشتر چند بار در هفته به کافه میرفتند، اما حالا با افزایش شدید هزینه خوراک، حملونقل و مسکن، حتی چنین تفریح سادهای هم نیازمند حسابوکتاب است.
او گفت: «باید همه هزینهها، حتی همین تفریح ساده را حساب کنم تا فقط بتوانم به آخر ماه برسانم؛ البته اگر شغلم را از دست ندهم.»
ساناز افزود: «اگر بیکار شوم، بعد از سالها استقلال مالی مجبور میشوم به خانه پدر و مادرم در شهر خودمان برگردم.»
بیکاری گسترده در میان جوانان و زنان
تعطیلی و کوچک شدن کافهها، شغل بسیاری از کارکنان - عمدتا جوانان و زنان - را نیز از بین برده است.
شانا، ۲۶ ساله، پس از گذراندن دوره حرفهای باریستا، در یکی از شعبههای کافههای زنجیرهای سعدینیا مشغول به کار شد. اما در دیماه ۱۴۰۴، شعبههای این مجموعه ناگهان تعطیل شدند؛ آن هم پس از آن که مالک آن از معترضان مخالف حکومت حمایت کرد. اندکی بعد نیز جنگ آغاز شد.
او گفت: «کافههایی که از بحران اقتصادی جان سالم بهدر بردهاند هم دیگر نیروی جدید استخدام نمیکنند. خیلیها حتی کارکنان فعلی را هم تعدیل میکنند.»
شانا افزود: «هیچ امیدی ندارم که حتی با یاد گرفتن مهارتهای جدید مثل آشپزی یا کارهای دیگر بتوانم شغلی پیدا کنم. اقتصاد هر روز بدتر میشود و بازار کار مدام کوچکتر.»
قهوه، کالایی لوکس
قهوه در ایران اکنون به کالایی لوکس تبدیل شده است.
چای همچنان نوشیدنی سنتی اصلی در ایران است، اما مصرف قهوه در سالهای اخیر رشد زیادی داشت. با این حال، افزایش شدید نرخ ارز و اختلال در واردات باعث شده قیمت قهوه آنقدر بالا برود که بسیاری از خانوادهها مصرف آن را کاهش دهند یا به کلی کنار بگذارند.
با وجود کاهش قیمت جهانی قهوه، قیمت دانه قهوه در ایران - که عمدتا پیش از جنگ از طریق امارات متحده عربی وارد میشد - تقریبا دو برابر شده است.
این افزایش مستقیما بر قیمتهای کافهها تاثیر گذاشته و همزمان با رشد اجارهبها و دیگر هزینهها، قیمت یک فنجان قهوه در بعضی کافهها تا چهار برابر افزایش یافته است.
یک صاحب کافه به «دنیای اقتصاد» گفت حتی کافههایی که فقط نوشیدنیهای ساده قهوه سرو میکنند نیز با کاهش تقاضا مواجه شدهاند، زیرا بسیاری از مردم دیگر نمیتوانند حتی رفتن به کافه برای نوشیدن قهوه را توجیه کنند.
تارا، مدیر یک شرکت تبلیغاتی با ۱۰ کارمند، گفت قهوه آنقدر گران شده که خرید آن برای محل کار هم دشوار شده است.
او گفت: «برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته مجبور شدم خرید قهوه برای آشپزخانه شرکت را که همیشه کنار چای برای کارمندها فراهم بود، متوقف کنم.»
تارا افزود: «مساله فقط قیمت قهوه نیست. از زمان جنگ تابستان گذشته (۱۲ روزه)، کارها عملا متوقف شدهاند. مشتریها حتی پروژههای نیمهتمام را هم لغو کردهاند و همه میدانند شرکت آخرین نفسهایش را میکشد.»
او گفت: «اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، چارهای جز تعطیلی نخواهیم داشت.»
نیویورکتایمز به نقل از دو مقام خاورمیانهای گزارش داد آمریکا و اسرائیل در حال تدارکات فشرده برای از سرگیری احتمالی حملات علیه جمهوری اسلامی در اوایل هفته آینده هستند و این گزینهها شامل بمباران اهداف نظامی و زیرساختی و عملیات ویژه زمینی برای یافتن مواد هستهای خواهد بود.
طبق این گزارش، نیروهای عملیات ویژه اعزام شده به منطقه میتوانند در این ماموریت مورد استفاده قرار گیرند، اما چنین عملیاتی به هزاران نیروی پشتیبانی نیاز دارد.
این روزنامه افزود به گفته دستیاران ترامپ، او هنوز در مورد گامهای بعدی خود تصمیمی نگرفته است.
بر اساس این گزارش، مقامهای آمریکایی گفتند که حدود پنج هزار تفنگدار دریایی و حدود دو هزار چترباز از لشکر ۸۲ هوابرد ویژه ارتش ایالات متحده در منطقه منتظر دستورالعمل هستند.
مقامهای نظامی نیز گفتند که این نیروها میتوانند برای دستیابی به مواد هستهای ایران در سایت اتمی اصفهان، از جمله ایمنسازی محیط برای محافظت از اپراتورهای ویژهای که وظیفه ورود به آنجا را دارند، مورد استفاده قرار گیرند. آنها همچنین اشاره کردند که این نیروها همچنین میتوانند برای تصرف جزیره خارک مورد استفاده قرار گیرند، اگرچه ارتش برای حفظ آن به نیروهای زمینی بیشتری نیاز خواهد داشت.
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز با اشاره به افزایش هزینههای اقتصادی ناشی از تقابل با جمهوری اسلامی، از آمریکاییها خواست این فشار کوتاهمدت را تحمل کنند و گفت جلوگیری از تهدید حکومت ایران اولویتی بالاتر از پیامدهای کوتاهمدت اقتصادی دارد.
او 'گفت: «متاسفم که این فشار را تحمل میکنید، اما باید جلوی این گروه بسیار دیوانه را بگیریم.»
رییسجمهوری آمریکا گفت شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، برای کمک به حل بحران ایران و بازگشایی تنگه هرمز اعلام آمادگی کرده، اما تاکید کرد واشینگتن «به کمک نیاز ندارد.»
ترامپ گفت چین «۴۰ درصد نفت خود» را از منطقه تنگه هرمز دریافت میکند و افزود: «اگر او بخواهد کمک کند، عالی است. اما ما به کمک نیاز نداریم. مشکل کمک این است که وقتی کسی به شما کمک میکند، همیشه در مقابل چیزی میخواهد.»
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از این مصاحبه گفت حکومت ایران از نظر نظامی بهشدت آسیب دیده و بار دیگر تاکید کرد: «آنها دیگر نیروی دریایی ندارند. نیروی هوایی ندارند. همهچیز نابود شده است. نیروی هواییشان از بین رفته است.»
او با اشاره به توان دریایی حکومت ایران گفت: «آنها ۱۵۹ کشتی داشتند. همهشان حالا کف دریا هستند.» ترامپ همچنین گفت کشتیهای مینگذار ایران «همه از بین رفتهاند» و افزود قایقهای تندرو باقیمانده نیز «مثل قاچاقچیان مواد مخدر» هدف قرار میگیرند.