فرمانده سنتکام: کشورهای خلیجفارس فوقالعاده بودند و اسرائیل شریک خوبی برای ما بوده است
فرمانده سنتکام در نشست خبری وزیر جنگ و رییس ستاد ارتش آمریکا با اشاره به دومین سفر خود به خاورمیانه در ۱۵ روز گذشته، گفت که کشورهای خلیجفارس فوقالعاده بودند و اسرائیل شریک بسیار خوبی برای ما بوده است.
او توضیح داد که نیروهای این کشور در ۷۰ موقعیت مختلف حضور دارند.
فرمانده سنتکام افزود: «نیروهای آمریکا در اقدامات خود از هوش مصنوعی استفاده میکنند.»
رییسجمهوری آمریکا در آستانه ادامه احتمالی مذاکرات در اسلامآباد، برای اثبات دستاوردهای جنگ، ملزم به کسب امتیازی فراتر از توافق باراک اوباما (برجام) است. او در این مسیر با موانع پیچیدهای همچون پذیرش لغو دائمی غنیسازی از سوی تهران و خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران روبهروست.
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی به موانع پیش روی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافقی بهتر از برجام پرداخت و نوشت که اگر مذاکرات میان تهران و واشینگتن در روزهای آینده در اسلامآباد از سر گرفته شود، ترامپ با دو مانع سیاسی بزرگ روبهروست: او ابتدا باید نشان دهد توافقی که به دست میآورد، بهتر از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما است. دوم اینکه باید ثابت کند این توافق، از پیشنهادی که در ماه فوریه در ژنو، پیش از آغاز جنگ، روی میز بود، امتیازات بیشتری دارد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۷ فروردین به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت سفر اخیر عاصف منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، «به کاهش اختلافات در برخی زمینهها کمک کرده است، اما اختلافات اساسی بر سر مسائل هستهای همچنان باقی است».
به گفته او، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مدت زمان اعمال «محدودیتها» بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش گاردین که شامگاه ۲۶ فروردین منتشر شد، اگر ترامپ نتواند این موضوع را ثابت کند که پیشنهاد بهتری روی میز گذاشته و توافق بهتری خواهد کرد، متهم خواهد شد که بدون دلیل، هزینههای سنگینی به اقتصاد جهان وارد کرده است.
گاردین نوشت: «ترامپ باید نشان دهد هزینههای سنگین جنگ ارزشش را داشته است.»
همچنین او باید ثابت کند که حکومت ایران با کنترل تنگه هرمز، به دستاورد دائمی نرسیده است.
مقایسه توافق احتمالی اسلامآباد با برجام ۱۵۹ صفحهای دقیق نخواهد بود، زیرا برنامه هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۵ تاکنون تغییرات زیادی کرده است.
با این حال، ترامپ به دنبال حذف «بندهای غروب» (محدودیتهای زمانی) است.
او میخواهد توافق جدید، دائمی باشد.
به نوشته گاردین، چهار نکته اصلی اختلاف که تیم ترامپ روی آنها تمرکز کرده، عبارتند از:
یک- غنیسازی اورانیوم
در مذاکرات ژنو، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای ۱۰ سال بود. تهران تنها با سه سال موافقت کرد. حالا در اسلامآباد، آمریکا خواهان توقف ۲۰ ساله است، اما ترامپ در مصاحبهای اعلام کرد که خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
اکنون موضوع کنترل تنگه هرمز یک مشکل بزرگ دیگر برای واشینگتن است.
گاردین به نقل از علی نصری، حقوقدان بینالملل، نوشت که در داخل ایران دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه به دنبال استفاده حداکثری و فوری از اهرم تنگه هرمز است و دیدگاه دیگر آن را ابزاری برای امتیازگیری بلندمدت و رفع تحریمها میبیند.
به نوشته گاردین، در شرایط فعلی، هر دو طرف باید بین دستاوردهای فوری و امنیت پایدار، یکی را انتخاب کنند.
با آغاز جنگ، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تنگه هرمز را به روی کشتیرانی بینالمللی ببندد و در ازای صدور مجوز عبور، از هر نفتکش حدود دو میلیون دلار دریافت کند.
در همین راستا، «کمیته صدور مجوز تردد در تنگه هرمز» به ریاست محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تشکیل شد.
با این حال، برخلاف پیشبینیها درباره درآمد قابل توجه برای اقتصاد ایران، منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند بهدلیل سوءمدیریت، تاکنون تنها ۶۰ مجوز ترانزیت صادر و از این میان تنها برای ۸ مورد درخواست پرداخت ارسال شده است؛ ضمن اینکه تا این لحظه هیچ وجهی نیز وصول نشده است.
منابع آگاه افزودند این وضعیت موجب بروز نارضایتی جدی در میان مقامهای ارشد دولت و دفتر رهبر جمهوری اسلامی شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، برخی پیشنهادها برای سلب مسئولیت از ذوالقدر و واگذاری این پرونده به مسعود پزشکیان، رییس دولت، مطرح شده است.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، در مورد خاموشی دیجیتال در ایران گزارش داد که قطع اینترنت کشور تاکنون حدود ۱.۸ میلیارد دلار خسارت اقتصادی به بار آورده و پیامدهای منفی حقوق بشری نیز به همراه داشته است.
به گزارش این نهاد، برآورد خسارت قطع اینترنت در ایران بر اساس روش کاست (COST) به دست آمده است.
این روش برای محاسبه خسارت ناشی از قطع یا اختلال اینترنت به کار میرود و با استفاده از شاخصهایی مانند تولید ناخالص داخلی، میزان وابستگی اقتصاد به اینترنت و مدت زمان قطعی، زیان واردشده به فعالیتهای اقتصادی را تخمین میزند.
نتبلکس پنجشنبه ۲۷ فروردین در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد قطع اینترنت ایران پس از ۱۱۲۸ ساعت، همچنان ادامه دارد و وارد چهلوهشتمین روز خود شده است.
این نهاد افزود این سطح از سانسور از نظر وسعت و شدت در یک جامعه متصل به اینترنت، «بیسابقه» است.
قطع سراسری اینترنت در ایران به دنبال آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل از ۹ اسفند ۱۴۰۴، طولانیترین خاموشی اینترنتی در مقیاس ملی در تاریخ است. این قطعی طولانیمدت، پس از اعلام خبر آتشبس دو هفتهای، موجی از مطالبات عمومی و نگرانیهای عمیق اقتصادی را به همراه داشته است.
قطع اینترنت تنها یک محدودیت ارتباطی نیست، بلکه ضربهای مهلک بر پیکره اقتصاد نحیف ایران است.
پیش از این، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، اعلام کرده بود هر روز قطعی اینترنت حدود پنج هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم به بار میآورد.
در همین حال، بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال، استارتاپها، فریلنسرها و کسبوکارهای خانگی که معیشت میلیونها نفر به آنها گره خورده، در آستانه فروپاشی قرار دارند.
قطع اینترنت و فروپاشی معیشت؛ از بیکاری فریلنسرها تا تعطیلی گسترده کسبوکارها
نتبلاکس ۲۶ فروردین خبر داد محدودیت اینترنت بهطور جدی توان ایرانیان را برای اطمینان از وضعیت دوستان و اعضای خانوادهشان در خارج از کشور محدود میکند.
به گفته این سازمان، مقامهای حکومت و اینفلوئنسرهای دارای دسترسی ویژه، آزادانه پست میگذارند اما اکثریت مردم ایران را ساکت کردهاند.
در حالی که قطع اینترنت ایران زندگی روزانه میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار داده، خبرگزاری تسنیم نوشت در دوره جنگ، قطع اینترنت «یک ضرورت» است و اضافه کرد: «بررسی همهجانبه استراتژیهای نظامی و تجربیات عملی نشان میدهد که در عصر جنگهای هیبریدی، توانایی قطع و کنترل اینترنت بینالملل یک استاندارد دفاعی جهانی و جزو لاینفک حاکمیت ملی است.»
تسنیم افزود «حق حاکمیت در کنترل کامل یا قطع اینترنت در زمان جنگ، یک رویه پذیرفته شده و یک قانون مدون در سراسر جهان» است و هیچ کشور قدرتمندی «امنیت زیرساختهای خود را فدای جریان آزاد اطلاعات در زمان جنگ نمیکند».
این در حالی است که در هفتههای گذشته گزارشهای متنوعی از تلاش جمهوری اسلامی برای توزیع آنچه «اینترنت پرو» نامیده میشود، در میان وابستگان حکومت، منتشر شده است.
از سوی دیگر، یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامی گفت: «من فریلنسر حوزه وب هستم و با قطع اینترنت درآمدم به صفر رسیده. بهخاطر بدهی دارم وسایلم را میفروشم.»
در پیام دیگری آمده است: «من بهعنوان دانشجو و تکنسین کامپیوتر در بیتکلیفی ماندهام. کلاسهای آنلاین با اختلالات شدید همراه است و برای پروژه، اینترنتی در کار نیست تا تحقیق کنم. محل کار هم مشتری مراجعه نمیکند.»
مخاطبی نوشت: «با خدا تومان کانفینگ توانستم وصل شوم. من کارم با اینترنت است و بهخاطر قطعی نت بیکار شدم. کلی قسط دارم که باید تسویه شوند و اجاره باید بدهم. کسانی را هم میشناسم که در شرایط من هستند.»
یک شهروند گفت: «قیمتها چندین برابر شده. خیلیها بیکار شدهاند. حداقل ۵۰ درصد مغازهها تعطیل هستند. بیشتر، تعمیرات ماشین و مارکتها باز هستند و حتی کارهای دولتی، یک الی دو نفر کار میکنند.»
وزارت خزانهداری آمریکا مجموعهای از تحریمها را علیه سه شخص، ۱۷ شرکت و ۹ نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی اعمال کرد. در این اقدام، شبکه وابسته به محمدحسین شمخانی و همچنین یک شبکه تامین مالی مرتبط با حزبالله لبنان هدف قرار گرفت.
آمریکا اعلام کرد شبکه محمدحسین شمخانی با استفاده از شرکتهای پوششی در امارات متحده عربی، هند و جزایر مارشال تحریمها را دور زده و از طریق فروش نفت و گاز مایع ایران و روسیه میلیاردها دلار درآمد ایجاد کرده است.
به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، شمخانی مدیریت یک امپراتوری چند میلیارد دلاری فروش نفت را برعهده دارد که به سود حکومت ایران فعالیت میکند.
این اقدام در ادامه تحریم شبکه شمخانی در ژوییه ۲۰۲۵ انجام شد؛ اقدامی که بزرگترین تصمیم دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا از زمان احیای کارزار فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی در دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خوانده شد.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین سید بدر الدين نعايمائی موسوی، تبعه ایران و تامینکننده مالی حزبالله لبنان، و سه شرکت مرتبط با شبکهای پیچیده در فروش نفت ایران در ازای طلای ونزوئلا را تحریم کرد.
بهگفته این وزارتخانه، این شبکه در نهایت به نفع حزبالله و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت میکرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفت: «وزارت خزانهداری با اجرای خشم اقتصادی، نخبگان حکومت مانند خانواده شمخانی را که به بهای زیان مردم ایران سود میبرند، هدف قرار میدهد. تحت رهبری دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خزانهداری به قطع شبکههای قاچاق غیرقانونی و شبکههای نیابتی تروریستی ایران ادامه خواهد داد. موسسات مالی باید آگاه باشند که خزانهداری از همه ابزارها، از جمله تحریمهای ثانویه، علیه حامیان فعالیتهای تروریستی تهران استفاده میکند.»
این اقدام در مقطعی حساس از تنش طولانیمدت میان واشینگتن و تهران انجام میشود.
مقامهای آمریکایی و ایرانی در حال حاضر در حال بررسی راههایی برای تمدید یک آتشبس شکننده پس از هفتهها درگیری هستند و دیپلماتهایی از چند کشور منطقه نیز در سکوت دو طرف را به سمت توافقی گستردهتر سوق میدهند.
مقامهای ایرانی بارها گفتهاند هر توافقی باید شامل کاهش تحریمهای آمریکا باشد که اقتصاد کشور را بهشدت آسیب زده است.
با وجود این تلاشهای دیپلماتیک، تحریمهای جدید نشان میدهد واشینگتن همچنان به فشار اقتصادی علیه شبکههای ایرانی دخیل در فروش نفت و فعالیتهای مالی مرتبط با دولت و متحدانش متکی است.
کارزارهای جمعآوری کمک مالی در سراسر کشمیر تحت کنترل هند پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نزدیک به دو میلیون دلار برای حکومت ایران جمعآوری کردهاند؛ موضوعی که عمق پیوندهای مذهبی و ایدئولوژیک میان جامعه شیعه این منطقه و جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
این ارتباط آنقدر عمیق است که این منطقه از مدتها پیش «ایران کوچک» نامیده میشود.
در شهرها و روستاهای این منطقه، تصاویر خامنهای در مراسم جمعآوری کمکها دیده میشد، جایی که ساکنان هر آنچه میتوانستند اهدا میکردند: اسکناس، طلا و حتی ظروف مسی خود را.
این کارزارهای جمعآوری کمک مالی که در اواخر مارس در شهرهایی از جمله بودگام و سرینگر برگزار شد، امکان انتقال مستقیم مبالغ به سفارت جمهوری اسلامی در دهلینو را فراهم کرد. سفارت جمهوری اسلامی در هند نیز از ۲۳ مارس یک کد کیوآر برای دریافت کمکهای مالی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.
طبق گزارش رسانههای محلی، تنها در یک هفته نزدیک به ۱۸۰ میلیون روپیه (حدود دو میلیون دلار) در سراسر کشمیر جمعآوری شد، بدون احتساب مبالغی که بهطور مستقیم به حساب سفارت واریز شده است.
یکی از کمکهایی که ایراناینترنشنال مشاهده کرده، نشانمیدهد ۲۶ میلیون روپیه (حدود ۲۸ هزار دلار) به سفارت جمهوری اسلامی داده شده است.
چک پرداخت شده به سفارت جمهوری اسلامی در هند
جمعآوری کمکها چند هفته پس از آن صورت گرفت که در پی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند و کشته شدن خامنهای، اعتراضات گستردهای در کشمیر شکل گرفت.
تظاهرات در سرینگر و در برخی نقاط به خشونت کشیده شد و دستکم ۱۲ نفر، از جمله پنج پلیس، زخمی شدند. مقامها در واکنش از گاز اشکآور و باتوم استفاده کردند، مدارس تعطیل، اینترنت موبایل برای پنج روز محدود و دستکم ۵۰ نفر بازداشت شدند.
در میان این ابراز خشم، برخی معترضان خواستار انتقام شدند. یکی از معترضان در سرینگر در اول مارس به رویترز گفت: «ما کسانی را که به مسلمانان ظلم میکنند خواهیم کشت.»
این ناآرامیها باعث شد مقامها چند چهره سیاسی را که به انتشار محتوای تحریکآمیز در فضای آنلاین متهم شده بودند، مورد بازجویی قرار دهند. یکی از آنها آقا سید روحالله مهدی، نماینده سرینگر و روحانی شیعه بانفوذ با پایگاه فرقهای گسترده بود.
او در فیسبوک نوشت: «برخی احمقها در پلیس و دستگاه اداری جامو و کشمیر فکر میکنند با کاهش یا لغو محافظت من و تعلیق حساب فیسبوکم میتوانند مانع افشای اقداماتشان شوند. این خندهدار است.»
جُنید عظیم متو، شهردار سابق سرینگر، نیز پس از محکوم کردن کشته شدن خامنهای در ایکس، محافظت خود را از دست داد.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر موسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو و رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد که این کمکها میتواند نشانهای باشد از اینکه جمهوری اسلامی پس از خامنهای، که احتمالا تحت سلطه سپاه پاسداران خواهد بود، ممکن است تهاجمیتر عمل کند.
او گفت: «کسانی که فکر میکنند این موضوع فقط در حد کمکهای مالی باقی میماند کاملا اشتباه میکنند.»
برای پژوهشگران اسلام در جنوب آسیا، واکنشها در کشمیر بازتابدهنده ارتباطی دیرینه، اما اغلب نادرست درکشده، میان این منطقه و ایران است.
جاستین جونز، متخصص اسلام معاصر در جنوب آسیا در دانشگاه آکسفورد، به ایراناینترنشنال گفت برای اکثر شیعیان هند، جمهوری اسلامی بیشتر بهعنوان یک نماد سیاسی عمل میکند تا یک مرجع دینی مستقیم.
او با اشاره به نظریه ولایت فقیه که پس از انقلاب ۱۳۵۷ از سوی روحالله خمینی مطرح شد، گفت: «اندیشه سیاسی ولایت فقیه در بخش زیادی از هند چندان نفوذ عمیقی ندارد.»
او افزود: «این بیشتر نوعی تصور از قدرت شیعی است که شاید تاثیری روانی و نه سیاسی داشته باشد.»
اما کشمیر متفاوت است.
جونز با اشاره به نقش موضوعاتی نظیر عدالت سیاسی و جریانهای ایدئولوژیک مرتبط با ولایت فقیه گفت: «کشمیر یکی از مناطقی است که بیشترین پذیرش نفوذ ایران را داشته است».
جاوید بیگ، فعال حقوق بشر در بودگام، به ایراناینترنشنال گفت: «در اینجا ایران بهعنوان نماینده جهان اسلام دیده میشود.»
او افزود: «هیچ رهبر مسلمانی به اندازه سید علی خامنهای بهعنوان مخالف سرسخت ایالات متحده و متحدانش شناخته نمیشد.»
او گفت این برداشت در میان برخی مسلمانان سنی در سراسر شبهقاره نیز، بهویژه در زمینه جنگ اسرائیل در غزه، بازتاب داشته است.
یک دانشجوی حقوق کشمیری که نخواست نامش فاش شود، از دو نوع واکنش در میان شیعیان جوان سخن گفت.
او به ایراناینترنشنال گفت یک گروه جمهوری اسلامی را نظامی سیاسی میداند که باید حفظ شود و فروپاشی آن را «تقریبا بهطور وجودی ویرانکننده» تلقی میکند. گروه دیگر انقلاب ۱۳۵۷ ایران را فرآیندی تاریخی میداند که حتی در صورت سقوط نظام کنونی نیز میتواند ادامه یابد.
او گفت: «آنها آن را چیزی در حال تحول میبینند. ممکن است موقتا شکست بخورد، اما باوری قوی به بازگشت و احیای آن در آینده دارند.»
سایمون ولفگانگ فوکس، استاد دانشگاه عبری اورشلیم، گفت نفوذ جمهوری اسلامی در این منطقه فراتر از سیاست است.
او گفت: «برای آنها، ایران یک فضای مذهبی است؛ جایی افسونشده که در آن یک دولت شیعی وجود دارد.»
او افزود: «سرمایه نمادین ایران تضعیف نشده است… برای شیعیان جنوب آسیا، ایران بهعنوان حامی و محافظ آنها دیده میشود.»
این ارتباط با بازگشت روحانیون آموزشدیده در ایران به جنوب آسیا و سفر زائران از طریق ایران به اماکن مقدس در عراق عمیقتر شده و ایران را به بخشی از یک جغرافیای مقدس گستردهتر تبدیل کرده است.
این دانشجو گفت بسیاری از شیعیان منطقه، این جغرافیا یعنی از ایران تا عراق را برای آینده جنبشهای سیاسی شیعه، حیاتی و مرکزی میدانند.
او گفت: «ایران و عراق نمادهای جغرافیای مقدس سنت شیعه را در خود دارند. اگر چنین جنبشی دوباره شکل بگیرد، باید در همین جغرافیا باشد، نه خارج از آن.»
او برآورد کرد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد شیعیان کشمیری بر این باورند که هر احیای آینده این ایدئولوژی در خاورمیانه خواهد بود، نه در جنوب آسیا.
این پیوندها از سوی نهادهایی که مستقل از تهران فعالیت میکنند نیز تقویت میشود.
بر اساس تحقیقات «فروم خاورمیانه»، بنیاد یادبود خمینی، سازمانی مرتبط با جمهوری اسلامی در کشمیر، روحانیون محلی را آموزش میدهد و منابع مالی برای آموزش دینی را تامین میکند.
بر اساس تحقیقات «اتحاد علیه ایران هستهای»، دانشگاه بینالمللی المصطفی در قم، که بودجه آن مستقیما از سوی رهبر جمهوری اسلامی تامین میشود، حوزههای علمیه وابستهای در هند و پاکستان دارد که فارغالتحصیلان آن برای اداره نهادهای دینی بازمیگردند.
بیگ گفت: «بسیاری از مردم، حتی از روستای من، هنوز در ایران هستند. آنجا زندگی، تجارت و تحصیل میکنند. اینگونه است که پیوندی قوی میان دو جامعه شکل میگیرد.»
با این حال، برای برخی تحلیلگران امنیتی، این ارتباطات نگرانیهایی درباره رادیکالیزه شدن سیاسی ایجاد میکند.
ساجد یوسف شاه، تحلیلگر سیاسی در جامو و کشمیر و عضو حزب حاکم ملیگرای هندو در هند، به ایراناینترنشنال گفت وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی در میان جامعه شیعه منطقه عمیق است.
او گفت: «آنها مدرنیزاسیون نمیخواهند. غربیسازی نمیخواهند. هیچ تغییر رژیمی در ایران نمیخواهند.»
یوسفشاه افزود بسیاری از حامیان، خواهان بقای جمهوری اسلامی هستند نه تکرار آن در جایی دیگر.
ابهیناو پاندیا، مدیرعامل بنیاد اوسناس، نیز به ایراناینترنشنال گفت: «نفوذ ایدئولوژیک تهران یک وفاداریهای فراملی ایجاد کرده است.»
او گفت: «مسلمانان شیعه در هند بهشکل فزایندهای تحت تاثیر رژیم ایران قرار گرفتهاند. این بسیار مشکلساز است.»
پاندیا همچنین به ارتباط میان گروههای مسلح همسو با حکومت ایران مانند حماس و حزبالله با شبکههای شبهنظامی ضد دولت هند در منطقه اشاره و به گزارشهای رسانههای هندی در این زمینه استناد کرد.
سیترینوویچ نیز همین نگرانی را در گفتوگو با ایراناینترنشنال مطرح کرد و گفت شبکههای دانشجویی و مذهبی ایران در هند میتوانند به کانالهای جذب نیرو تبدیل شوند.
او گفت: «پلتفرمی که آنها ایجاد کردهاند، از طریق کنترل مراکز مذهبی، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی، این مکانها را به بسترهایی مناسب برای جذب نیرو تبدیل کرده است.»
سیترینوویچ به سابقه جمهوری اسلامی در واکنشهای جهانی پس از کشته شدن مقامهای ارشد خود اشاره کرد و گفت پس از ترور قاسم سلیمانی و محسن فخریزاده در سال ۲۰۲۰، طرحهایی در آفریقا، اروپا و آسیا کشف و خنثی شدهاند.
او گفت: «نباید کسی تعجب کند اگر در هفتهها یا ماههای آینده دوباره ببینید حکومت ایران تلاش میکند اقدامی علیه هند انجام دهد.»
با این حال، مقامهای هندی آشنا با این موضوع میگویند این نگرانیها ممکن است اغراقآمیز باشد.
یک مقام پیشین شورای امنیت ملی هند گفت همبستگی پس از کشته شدن خامنهای بیشتر بازتاب احساسات مذهبی بوده تا بسیج سیاسی.
او این اعتراضات را نوعی سوگواری جمعی رایج در جوامع شیعه توصیف کرد و گفت: «این احترام بیشتر جنبه مذهبی دارد تا مبارزاتی.»
او افزود در حالی که مقامها کارزارهای جمعآوری کمک را زیر نظر دارند، آنها را آنقدر مهم نمیدانند که نیاز به مداخله داشته باشد. خود این کمکها نیز تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
رسانههای محلی گزارش دادهاند برخی اهداکنندگان هندو که به روابط تاریخی ایران با شبهقاره علاقه دارند نیز در این کارزار مشارکت کردهاند.
فابریزیو اسپزیاله، استاد تاریخ هندو-ایرانی در پاریس، گفت ارتباطات فرهنگی میان ایران و جنوب آسیا همواره فراتر از مرزهای مذهبی بوده است.
او گفت فرهنگ فارسی بهطور تاریخی بهعنوان زبان مشترک فکری در سراسر منطقه عمل کرده و دانشمندان سنی، شیعه، هندو و حتی اروپایی را به هم پیوند داده است.
او افزود این میراث تفاوت قابل توجهی با ایدئولوژی سیاسی مدرن ولایت فقیه دارد.
اما برای بیگ، پیوند میان جامعه شیعه کشمیر و ایران فراتر از سیاست است. او گفت: «بیش از ۹۰ درصد از کارهایی که در زندگی روزمره انجام میدهیم مشابه آن چیزی است که شما در ایران انجام میدهید.»
او گفت حتی اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، این ارتباط باقی خواهد ماند. باید هر تغییری در ایران را پذیرفت، اما این پیوند باقی خواهد ماند.