امید شمس: آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا صرفا یک فرصت تنفس است
امید شمس، حقوقدان و تحلیلگر امور بینالملل، گفت به نظر میرسد آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا بیش از آنکه پایدار باشد، نوعی «فرصت تنفس» برای آمریکا بهمنظور کنترل بازارهای جهانی و برای جمهوری اسلامی جهت تثبیت شرایط داخلی است.
در حالی که دیپلماسی میان تهران و واشینگتن برای آغاز گفتوگو و تثبیت یک آتشبس به آرامی و با شک و تردید جلو میرود، نشانههای میدانی حکایت از سیاست متفاوت اسرائیل دارد.
بر اساس گزارش تحلیلی خبرگزاری رویترز که پنجشنبه ۲۰ فروردین منتشر شد، اسرائیل با نادیده گرفتن فضای کاهش تنش، خود را برای «یک درگیری فرسایشی و بیانتها» آماده میکند.
ایجاد «مناطق حائل» در غزه، سوریه و جنوب لبنان، فراتر از یک تاکتیک نظامی، نشاندهنده یک چرخش راهبردی در دکترین امنیتی اسرائیل پس از وقایع هفتم اکتبر ۲۰۲۳ است. چرخشی که این کشور را از وضعیت دفاع مرزی به وضعیت «جنگ نیمهدائمی» سوق داده است.
مقامات نظامی و دفاعی اسرائیل در گفتوگو با رویترز گفتند که استراتژی مهار برخاسته از درکی «واقعگرایانه و تلخ» از شرایط میدانی است: «پس از دو سال و نیم نبرد سنگین، اکنون برای سران این کشور روشن شده که حذف کامل ساختارهای قدرت جمهوری اسلامی، حزبالله لبنان و حماس، عملا غیرممکن است.»
ناتان براون، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی، این وضعیت را چنین تحلیل میکند: «رهبران اسرائیل به این نتیجه رسیدهاند که در جنگی ابدی علیه دشمنانی گرفتار شدهاند که تنها با ارعاب، متفرق کردن و ضربات پیشدستانه میتوان آن را مدیریت کرد.»
به همین دلیل، در حالی که واشینگتن و تهران، چهارشنبه بر سر آتشبس دو هفتهای توافق کردند، اسرائیل صراحتا راه خود را جدا کرد.
دولت اسرائیل اگرچه پذیرفته حملات مستقیم به خاک ایران را متوقف کند، اما اعلام کرده است کارزار نظامیاش علیه حزبالله تحت هیچ شرایطی متوقف نخواهد شد.
ارتش این کشور هماکنون در حال پیادهسازی نقشهای است که حدود هشت درصد از خاک لبنان را تا رودخانه لیتانی، به یک منطقه جنگی خالی از سکنه تبدیل میکند.
رویترز نوشت که اسرائیل با صدور فرمان تخلیه برای صدها هزار غیرنظامی لبنانی، «تخریب سیستماتیک روستاهای شیعهنشین» را کلید زده است.
هدف، ایجاد یک «منطقه پاکسازی شده» به عمق پنج تا ۱۰ کیلومتر فرای مرزهاست تا شهرکهای اسرائیلی دیگر در تیررس مستقیم راکتها و موشکهای ضدتانک نباشند.
یک مقام ارشد نظامی اسرائیل گفت که در بازرسی از خانههای تخلیهشده، در ۹۰ درصد موارد شواهدی از انبار تسلیحات یا ستادهای عملیاتی حزبالله یافتهاند.
با همین پیشفرض، اسرائیل این خانهها را نه محل سکونت، بلکه «اهداف نظامی» تعریف کرده است.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، تاکید کرد روستاهای مرزی لبنان دقیقا طبق الگوی «رفح و خان یونس» با خاک یکسان خواهند شد تا هرگونه امکان بازگشت یا تهدید در آینده از بین برود.
این استراتژی یعنی «امنیت مرزها دیگر در خود مرز تامین نمیشود، بلکه در عمق خاک دشمن جستوجو میگردد».
ایجاد کمربندهای امنیتی
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در پیامهای اخیر خود با افتخار از ایجاد «کمربندهای امنیتی» یاد کرده است.
نگاهی به نقشه جدید منطقه، عمق این پیشروی را نشان میدهد.
اسرائیل هماکنون کنترل بیش از نیمی از مساحت غزه را در دست دارد و علیرغم فشارهای بینالمللی، قصدی برای عقبنشینی کامل ندارد.
در جبهه سوریه، از قلههای راهبردی جبلالشیخ (مرتفعترین نقطه حرمون) تا امتداد رودخانه یرموک، تحت نظارت و کنترل شدید نظامی اسرائیل قرار گرفته است.
در جنوب لبنان نیز، اسرائیل با ایجاد یک منطقه حائل وسیع، عملا حاکمیت دولت لبنان را بر بخش بزرگی از اراضی جنوبیاش زیر سوال برده است.
این سیاست نظامی اسرائیل با هشدارهای جدی حقوقی همراه شده است.
عران شامیر-بورر، متخصص حقوق بینالملل، هشدار میدهد که تخریب گسترده املاک غیرنظامی بدون بررسیهای دقیق حقوقی، نقض آشکار قوانین جنگی است.
با این حال، به نظر میرسد در دکترین جدید اسرائیل، ملاحظات امنیتی بر هرگونه تعهد بینالمللی ارجحیت یافته است.
اگرچه دکترین امنیتی جدید ممکن است در کوتاهمدت از شدت حملات بکاهد، اما هزینههای پنهان آن زیاد است.
تحلیلگران نظامی هشدار میدهند مدیریت همزمان چهار جبهه فعال (لبنان، غزه، سوریه و کرانه باختری)، فشار طاقتفرسایی بر نیروی انسانی ارتش و منابع مالی وارد میکند.
از سوی دیگر، شکاف عمیقی میان دیدگاههای بینالمللی و باورهای عمومی در اسرائیل شکل گرفته است.
نظرسنجیهای جدید نشان میدهد تنها ۲۱ درصد از اسرائیلیها به امکان همزیستی مسالمتآمیز با یک دولت فلسطینی باور دارند و اکثریت جامعه، آتشبسهای فعلی را تنها «تنفسی کوتاه» پیش از دور بعدی نبرد میدانند.
در حقیقت، در غیاب یک افق سیاسی روشن، «جنگ ابدی» به واقعیت این روزهای خاورمیانه تبدیل شده است.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی درباره اعلام آتشبس دو هفتهای گفت اقدامات آمریکا و اسرائیل در ۴۰ روز گذشته، در راستای «خواست مردم ایران» بود و «ضرباتی که به جمهوری اسلامی وارد شده، جبرانناپذیر است».
او همچنین حذف علی خامنهای را «دستاوردی تاریخی» برای ایرانیان توصیف کرد.
مهران انصاری، تحلیلگر مسائل ایران، در مصاحبه با ایراناینترنشنال تاکید کرد شاهزاده رضا پهلوی در تلاش است تا انقلاب مردم ایران با کمترین خونریزی به نتیجه برسد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد سه بند از پیشنهاد ۱۰ مادهای جمهوری اسلامی از جمله «اجرای آتشبس در لبنان»، «عدم ورود پهپاد به حریم هوایی ایران» و پذیرش «حق غنیسازی» پیش از آغاز مذاکرات نقض شده است.
مصطفی دانشگر، تحلیلگر سیاسی، درباره چشمانداز گفتوگوهای آتی تهران و واشینگتن توضیح میدهد.
تحلیل منتشر شده در واشینگتنپست میگوید دونالد ترامپ باید از مهلت دو هفتهای خود برای وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش شروط آمریکا استفاده کند و در صورت شکست مذاکرات، آماده ازسرگیری عملیات نظامی و تحمیل یک نتیجه قاطع باشد.
این یادداشت که توسط مارک ای. تیسن، نویسنده ارشد سخنرانیهای جورج دبلیو بوش، نوشته شده، استدلال میکند که [حکومت] ایران در حال حاضر تصور میکند دست بالا را در اختیار دارد، بهویژه با استفاده از کنترل تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا، و تلاش میکند مذاکرات را طولانی کند تا هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ برای واشینگتن افزایش یابد.
«آتشبس فقط یک وقفه است» در این تحلیل، به اظهارات دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، اشاره شده که گفته است: «آتشبس یک وقفه است» و نیروهای آمریکایی همچنان آماده ازسرگیری عملیات هستند. نویسنده تاکید میکند ترامپ باید این آمادگی را بهطور روشن به تهران منتقل کند.
به باور نویسنده، اگر [حکومت] ایران ظرف دو هفته به توافقی «قابل قبول» نرسد، ترامپ باید عملیات نظامی گسترده را از سر بگیرد و جنگ را «بهطور نهایی و قاطع» پایان دهد.
سناریوی پیشنهادی برای مرحله نهایی جنگ واشینگتنپست در این یادداشت مجموعهای از گزینههای پیشنهادی برای مرحله پایانی جنگ را تشریح میکند:
نابودی کامل باقیمانده توان تهاجمی [حکومت] ایران، از جمله موشکهای بالستیک، پهپادها و صنایع دفاعی
تصرف جزیره خارک بهعنوان گلوگاه اصلی صادرات نفت ایران و اعمال فشار اقتصادی برای وادار کردن تهران به واگذاری اورانیوم غنیشده
ایجاد یک «محیط حفاظتی» پیرامون ذخایر اورانیوم و تبدیل آن به مناطق ممنوعه برای نیروهای ایرانی
انجام حملات هدفمند علیه رهبران [حکومت] ایران در صورت عدم پذیرش توافق
اعلام پایان عملیات گسترده همراه با سیاستی بازدارنده برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی و شبکههای نیابتی [حکومت] ایران
تاکید بر حمایت از مخالفان و تغییر درازمدت در ادامه، این تحلیل پیشنهاد میدهد آمریکا باید یک برنامه پنهانی برای حمایت از مخالفان ایرانی طراحی کند، مشابه حمایت دولت ریگان از جنبشهای دموکراسیخواه در دوران جنگ سرد، با هدف تضعیف و در نهایت سرنگونی حکومت.
به نوشته نویسنده، حتی اگر ساختار رهبری [حکومت] ایران در جریان جنگ ضربه خورده باشد، در صورت عدم تغییر ماهیت نظام، تهدید همچنان پابرجا خواهد بود و دستاوردهای نظامی آمریکا موقتی باقی میماند.
هشدار درباره برداشت [حکومت] ایران از توازن قدرت واشینگتنپست تاکید میکند که رهبران [حکومت] ایران در حال حاضر تصور میکنند ترامپ بیش از آنها به توافق نیاز دارد؛ برداشتی که میتواند روند مذاکرات را به نفع تهران تغییر دهد. به همین دلیل، به باور نویسنده، ترامپ باید نشان دهد که قادر است بدون توافق نیز جنگ را به پایان برساند و نتیجه را به نفع آمریکا رقم بزند.
در جمعبندی، نویسنده این تحلیل تاکید میکند که موفقیت دیپلماسی تنها زمانی ممکن است که با تهدید معتبر به اقدام نظامی همراه باشد؛ و برای [حکومت] ایران باید روشن شود که «زمان در حال پایان است» و مهلت دو هفتهای، یک ضربالاجل واقعی است.
در حالی که آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا جنگ ششهفتهای را متوقف کرده، ارزیابیها در اسرائیل نشان میدهد نهتنها اهداف کلیدی جنگ محقق نشده، بلکه این کشور ممکن است با محدودیتهای بیشتر و تهدیدهای امنیتی پیچیدهتری در آینده مواجه شود.
به گزارش واینت، اسرائیل پس از پرهزینهترین جنگ تاریخ خود - با هزینهای بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد شکل (۱۶.۲ تا ۱۹.۴ میلیارد دلار) در حدود ۴۰ روز - اکنون وارد مرحلهای از ابهام و نگرانی شده است. تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، بنیامین نتانیاهو، وزرای دولت و فرماندهان ارشد ارتش سکوت اختیار کردند و شهروندان خبر توقف جنگ را از منابع خارجی دریافت کردند.
اهداف اعلامشده بدون تحقق باقی ماند بر اساس این گزارش، اهداف اصلی اسرائیل از جنگ، از جمله کنترل اورانیوم غنیشده ایران، سرنگونی نظام حاکم، نابودی توان موشکی بالستیک و قطع حمایت از گروههای نیابتی، هیچکدام بهطور کامل محقق نشدهاند.
این وضعیت، در کنار سکوت مقامات، فضای سردرگمی را در داخل اسرائیل تشدید کرده است؛ بهویژه برای شهروندانی که هفتهها زیر حملات موشکی حکومت ایران به پناهگاهها پناه میبردند و اکنون با پرسشهای بیپاسخ روبهرو هستند.
خلا رهبری و تصمیمگیریهای پراکنده واینت مینویسد در نبود موضعگیری رسمی، برخی نهادهای محلی بهطور مستقل اقدام به تصمیمگیری کردهاند، از جمله بازگشایی مدارس، در حالی که فرماندهی جبهه داخلی هنوز دستورالعمل جدیدی صادر نکرده و محدودیتهای جنگی را لغو نکرده است. همچنین گزارشهای متناقضی درباره ادامه یا توقف عملیات اسرائیل علیه حزبالله در لبنان منتشر شده است.
جنگی با هزینههای بیسابقه برآوردها نشان میدهد هزینه روزانه جنگ بهطور میانگین حدود یک میلیارد شکل بوده و در روزهای نخست حتی به ۲ تا ۳ میلیارد شکل در روز رسیده است. این هزینهها شامل عملیات گسترده نیروی هوایی، مصرف بالای مهمات و استفاده گسترده از سامانههای پدافند هوایی بوده است.
مقامهای دفاعی هشدار دادهاند که حتی در صورت عدم تشدید دوباره درگیریها، تا پایان سال به حدود ۳۴ میلیارد شکل (۱۱ میلیارد دلار) دیگر برای تامین هزینه عملیات و برنامههای نظامی نیاز خواهد بود.
تکرار الگوی جنگهای پیشین به نوشته واینت، این جنگ ممکن است از نظر نتیجه، مشابه درگیریهای پیشین با غزه باشد: آغاز با شعارهای قاطع و پایان با نوعی بنبست شکننده. با این تفاوت که اینبار حکومت ایران توانسته در مدت کوتاهی کل خاک اسرائیل - از ایلات در جنوب تا حیفا در شمال - را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد.
ورود به محیط امنیتی پرریسکتر این گزارش هشدار میدهد که اسرائیل ممکن است اکنون با محیط امنیتی بدتری نسبت به پیش از جنگ مواجه باشد. توافقهای احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی میتواند آزادی عمل اسرائیل برای اقدام نظامی در آینده را محدود کند، در حالی که حکومت ایران توانایی خود برای وارد کردن خسارات گسترده را بهنمایش گذاشته است.
حتی بدون محدودیت رسمی از سوی آمریکا، بازگشت به سیاست «کارزار میان جنگها» میتواند به چرخهای از درگیریهای مکرر و پرهزینه منجر شود؛ مشابه آنچه پیش از ۷ اکتبر در مواجهه با حماس رخ میداد.
فشار بر اقتصاد و نیروی انسانی واینت تاکید میکند که ادامه این وضعیت میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد اسرائیل وارد کند، بودجه دفاعی را افزایش دهد و وابستگی به نیروهای ذخیره را تشدید کند؛ آن هم در شرایطی که کمبود نیروی انسانی وجود دارد و معافیتهای خدمت نظامی برای برخی گروهها همچنان پابرجاست.
در حال حاضر، بودجه دفاعی اسرائیل ۱۴۳ میلیارد شکل (۴۶.۳ میلیارد دلار) است که حتی پس از افزایش اخیر نیز به گفته مقامات، پاسخگوی نیازهای فعلی نیست.
پایان جنگ یا وقفهای موقت؟ مقامهای دفاعی اسرائیل میگویند هنوز برای اعلام پایان جنگ زود است. در عین حال، نشانهای از کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه دیده نمیشود.
به گزارش واینت، هنوز مشخص نیست آتشبس فعلی به پایان واقعی درگیری منجر خواهد شد یا صرفاً وقفهای موقت است، اما در هر دو حالت، اسرائیل با چالشهای امنیتی و اقتصادی جدیتری نسبت به قبل از جنگ روبهرو خواهد بود.